اروند | دل نوشته ها | مهار بیابان زایی | فوتوبلاگ | آلبوم عکس اروند

یه مرده … دیگه برنمی‌گرده!

خنده های برفی اروند …

امروز یه جوک خیلی کوتاه، امّا توپ توپ واسه مامانی و پدر تعریف کردم که خیلی حال کردند! گفتم: اینجا هم بگم تا شما هم بی‌نصیب نمونید:

یه مرده
می‌ره
می‌خوره
به نرده
دیگه برنمی‌گرده!

خداییش بامزه بود، نه؟ … می‌گم! نکنه این دو تا واسه دلخوشکونک من به جوکم این همه خندیدند؟!

پیام ویژه به خاله هاله در لندن: قدم نورسیده … هنوز نیومده مبارک!

۲۳ نظر درباره “یه مرده … دیگه برنمی‌گرده!” داده شده است.

  1. بابای فردا گفت :

    انصافا قشنگ بود. این جوک به سادگی خود بچه هاست. جوک های آدم بزرگ ها باید هزار جور شاخ و برگ عجیب غریب داشته باشه تا بتونه یه ذره خنده روی لب بشونه… اما تجسم این که الان اون مرده کجاست و آیا هنوز نزدیک نرده هاست یا نه واقعا شیرینه…

    قدم نو رسیده هم مبارک
    اما راستی واقعا الان مرده داره چی کار می کنه
    چرا هنوز بر نگشته

  2. سیامک معطری گفت :

    خیلی جالب و خنده دار بود. خوشگل بود. بازم جوک بذار.

  3. پرستووو گفت :

    سلام اروند جون …
    خیلی وقته انگار نیومدم اینجا …
    این جوکت هم خیلی بامزه بود
    هرچند من اولش مرده رو مُرده میخوندم!!! :)))
    آخه ببین چه تیتری گذاشتی .;)
    ]چقدر بزرگ شدی اروند جونی :*

  4. مادر سپید گفت :

    احوال اروند خان چطوره ؟ خوبی ؟ ماشالله چه بزرگ شدی 🙂
    ای شیطون 🙂
    کارتون جدید چی سراغ داری ؟ من هنوز وقتی تصویر شگفت انگیزان رو میبینم یادت میفتم !
    به ماما و بابا سلام برسون .
    جوکت هم بامزه بود . 🙂

  5. ستاد انتخاباتی خانم ام البنین جلالی گفت :

    سلام.
    من از ستاد انتخاباتی خانم ام البنین جلالی با شما گفتگو می کنم.
    از اینکه شما نیز دارای وبلاگی هستید که در کنار دلمشغولی هایتان از شهر خود نیز می نگارید مسرور و مستفیز شدیم.
    امیدوارم با شرکت درهشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی (به صورت عام) و رای به خانم جلالی کاندیدای نمایندگی شهر بیجار(بصورت خاص) او را که در هر جایگاه و مقامی که باشد به افتخار از
    شهر باقدمت
    و
    بافرهنگ
    و
    معتقد به اسلام و ارزشهایش
    با مردمانی ساده و بی ریا و فهیم که در هر عرصه ای دین و سهم خود را ادا نموده اند
    یاد نموده و از هیچ توان و کوششی جهت سرافرازی و آبادی ان فرو گذار نبوده است
    یاری نمایید.
    بی شک او شکر گذار خالق رئوف و خدمتگذار شما مردم شریف خواهد بود.
    به امید بیجاری سرافراز با داشته های که به حق لایق آن است و از آن محروم بوده…

  6. زهره امین گفت :

    سلام اروند گل. نمی‌دونی چقدر خوشحال شدم وقتی خوندم تو یه شهر زندگی می‌کنیم(کرج) من یکی از خواننده‌های وبلاگ بابات هستم. و اتفاقی اینجا رو پیدا کردم. از عکسات و حرفات حظ کردم. هم ماشالله باهوشی و هم بامزه:×
    وقتی خوندم سارنگ هم می‌ری خوشحال‌تر شدم.
    می‌دونی، پسر من هم سارنگ می‌رفت پیش آقای بهشتی که هم مرد خوبیه و هم خوب درس می‌ده. خانمش هم هنرمنده. آقا و خانم قهاری رو هم می‌شناسم و تقریبا باهاشون همسایه‌ایم.
    پسر من بعد از کلاس ارف، ساز ویلن رو انتخاب کرد و حالا ۷ ساله که ویلن کلاسیک می‌زنه. جالبه بدونی حالا پسرم شده معلم موسیقی. کلی شاگرد ارف و ویلن داره که خیلی دوستش دارن.
    تو هم اگه ادامه بدی حتما از ۱۵ شونزده سالگی می‌تونی معلم بشی.
    اوه چقدر حرف زدم. یهویی فکر کردم اینجا وبلاگ خودمه:)) اما نه بابا. وبلاگ اروند آقاست. پس دیگه بسه نوشتن. قربانت خاله زهره

  7. پریسا در دریای خوشبختی گفت :

    سال نووووووووووووووووووووو مبارک اروندی گلیییییییییییییییییییییییییییییییی.

  8. ایلیا گفت :

    سلام
    (انتظار)

  9. بابای فردا گفت :

    یه وقتا که دلم خیلی خیلی برای وبلاگ خودم و دوستان مجازی تنگ میشه، پا میشم و میام اینجا… کاشکی بیشتر بودی… با نبودنت خیلی ها ذوق قبل را دیگه ندارند.
    به مامان و بابایی سلام برسون. امیدوارم سال پر خاطره ای را آغاز کرده باشی.

  10. پریسا در دریای خوشبختی گفت :

    سلام…….!!!امان از این جوک تعریف کردنهای بچه ها….

  11. nastaran گفت :

    می دونم اروند کوچک اینترنتی حالش خوبه و فقط نمی دونم چرا دیر به دیر می نویسه؟ما دلمون تنگ می شه برات.شما از ما هیچ یادگاری جز یه خاطره تولد ندارین دلتون بسوزه ما یه کارت تبریک خوشگل همراه عکسای شما و یه بلوز رنگ و رو رفته که هنوز برای یادگاری نگهش داشتیم و یه عالمه خاطره داریم.

  12. نازنین گفت :

    سلام اروند جون
    وبت عالیه
    خیلی باهوشی ، به مامان و بابات تبریک میگم
    دوست دارم به صورت مستقیم باهات صحبت کنم اگه امکان داره

  13. بابای فردا گفت :

    کاشکی اون مرده برگرده…

  14. naji گفت :

    خوب بود

  15. مسیح پهلوان گفت :

    سلام
    لطفا مطلب ” گربه – اوغوربخیر ” را درگریوان بخوانید .
    http://www.gerivan.blogfa.com

  16. پروانه پریسا گفت :

    اروندیییییییییییییییی حالت خوبه؟؟

  17. صالح گفت :

    انصافا جک زیبایی بود که یک حقیقت بزرگ پشتش نهفته بود شما هم مواظب باش که طوری بری که بتونی برگردی

  18. صالح گفت :

    انصافا جک زیبایی بود که یک حقیقت بزرگ پشتش نهفته بود شما هم مواظب باش طوری بری که بتونی برگردی

  19. ندا ی گفت :

    واقعا قشنگ و خنده دار بود

  20. پروانه اسماعیل زاده گفت :

    همین چند دقیقه پیش مشغول اشک ریختن برای درختای کهنسال در وبلاگ پدر بودم با خواندن این جوک یک لبخند بزرگ زدم.
    همیشه جوکای شما فرزندان خوب شادی بخشی عجیبی دارد.
    آفرین به تو

  21. amir GH گفت :

    گفتم منم یه چیزی گفته باشم:دی

  22. اروند گفت :

    خواهش می کنم! اصلاً دو تا چیز بگو …

  23. اروند » Blog Archive » یه مَرده می ره دریا … بقیه‌اش باشه واسه فردا … گفت :

    […] در همین باره:     – یه مَرده می‌ره می‌خوره به نرده؛ دیگه برنمی‌گرده! AKPC_IDS += "534,";Popularity: unranked […]

نظر بدهید





Comment moderation is enabled. Your comment may take some time to appear.



اروند از نگاه پدر با نیروی وردپرس فارسی راه اندازی شده است. اجرا شده توسط مانی منجمی. بخشی از http://mohammaddarvish.com/.