اروند | دل نوشته ها | مهار بیابان زایی | فوتوبلاگ | آلبوم عکس اروند

ثبت یک روش جدید خوابیدن در کتاب گینس توسط اروند درویش!

این روش خوابیدن، به ویژه در هنگام رزمایش های شبانه توصیه می شود! زیرا امکان ضربات ناغافلکی دشمن را و شبیخون های غیرفرهنگی شان را به کمینه می رساند! نمیرساند؟

گفتنی آن که این رکورد جهانی در ساعت ۲۲:۱۲ دقیقه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، همزمان با ورود پدر از اصفهان به منزل رخ داد! آخه طفلکی اروند یه عالمه ذوق داشت تا پدرشو قبل از خواب ببینه و واسه همین تا این موقع خودشو نگه داشته و مقاومت کرده بود تا نخوابه!

می دونید؟ یه موقع هایی فکر میکنم: می شه تو دنیا چیزی شیرین تر و کهربا تر و لذت بخش تر و ارزشمند تر و گرانبهاتر و زیباتر و بیادماندنی تر و … از این صحنه هم واسه آدم آفرید تا یادش باشه و بمونه که رفیق آسمونی خییییلی دوسش داره! نداره؟

۱۰۰ نظر درباره “ثبت یک روش جدید خوابیدن در کتاب گینس توسط اروند درویش!” داده شده است.

  1. متین گفت :

    منم ترجیح میدم فقط خواننده باشم. چون فضا اینجا عوض شده.

    اینجا دیگه جای کودک درون نیست. فکر نکنم لازم باشه مستقیم بگم نوع صحبت بی ادبانه کدوم دو نفر باعث شده

    فرق بعضی چیزا به نازکی تار موست

  2. سروی گفت :

    واااااااای اروند!
    تو فوق العاده ای پســــــــــــــــــــــــــــر!

    تو جهانی ترین پسر دنیای منی
    😀

    حال تو رو نمی دونم ، ولی با دیدن اون کلیپ جهانی ، حال من یکی که خیـــــــــــــــــــــــلی خوبه…
    حالم خیلی خوبه …
    باور کن …

    شادی هات ماندگار ، پسرک هنرمند نازنین ِ شکلاتی.

    به پدر نازنین ِ اروند ِ نازنین:
    یه دنیا مرسی…
    یه دنیا مرسی…
    یـــــــــــــــــه دنیــــــــــــــا مرسی …

  3. سروی گفت :

    من هی می رم اون کلیپ رو نگاه می کنم ، هی ذوق مرگ می شم …
    😀

  4. اروند گفت :

    خوشحالم که اروند توانست شادت کند.
    هرچند تلاش خودت هم مؤثر بود! نبود؟
    درود …
    .
    .
    .
    راستی! اون “جهانی ترین پسر دنیای من” چسبید … اروند از خوندنش لذت برد …

  5. آرش گفت :

    چه خوب که دیدی و خوشت اومد !
    حالا ورژن جدیدشو من و اروند میخوایم با هم اجرا کنیم@!

  6. اروند گفت :

    آخ آخ چه شود این کلیپ!

  7. سروی گفت :

    منم از دیدن کلیپت لذت بردم …
    این به اون در …
    😀

  8. اروند گفت :

    قبول!

  9. Montra گفت :

    مونترا هم دل تنگ تموم دوست هایش در این جاست… 🙂

  10. همسایه گفت :

    سلام اول که عکس رو دیدم بدون خواندن مطلب فکر کردم این عکس رو وقتی بابات گرفته که تازه شمشیر رو برات خریده و تو از ذوق شب باش خوابیدی !خوب فکر کردم .
    آخه دخترم همیشه کارشه. منم از چنین لحظه هایی عکس می گیرم . نمونه اش برای تولد شش سالگیش یه استخر بادی خریدیم البته شب که مهمانها رفتند دادیم تا بقیه برای پدر و مادرهایشان شاخ نشوند .
    خلاصه شب استخرو باد کردیم و دو شب دخترم توش خوابید تا دلش خنک شد.

  11. kanan گفت :

    سلام من نظری ندارم فقط خودم تصمیم دارم در کتاب گینس کارم را ثبت کنم میتونید کمکم کنید و اطلاعات به من بدهید.

نظر بدهید





Comment moderation is enabled. Your comment may take some time to appear.



اروند از نگاه پدر با نیروی وردپرس فارسی راه اندازی شده است. اجرا شده توسط مانی منجمی. بخشی از http://mohammaddarvish.com/.