اروند | دل نوشته ها | مهار بیابان زایی | فوتوبلاگ | آلبوم عکس اروند

اول شدم

امروز جشنواره کارنامه در مدرسه ما برگزار شد و من اول شدم.

هم در کلاس خودم و هم در بین سومی های منطقه ۲ تهران.

در زبان انگلیسی و زبان فرانسه هم اول شدم.

تازه تو مسابقه طناب کشی هم که بین استقلالی ها و پرسپولیسی ها برگزار شد، باز هم اول شدم.

از همه بامزه تر این که تو مسابقه قرعه کشی هم شانس با من بود و شماره اروند درویش (۴۸) به عنوان برنده اعلام شد.

اینا هم که دیدید مدارکش بود!

۴۹ نظر درباره “اول شدم” داده شده است.

  1. سانی گفت :

    به داشتن دوستی مثل تو افتخار می کنم اروند نازنینم.

  2. همسایه گفت :

    سلام تبریک می گم ، بزرگ مرد کوچک
    دختر منم هم سن شماست ،واقعا مایه افتخارید. ولی تو کارنامه ترم اول دخترم یه نمره ۱۹ جا خوش کرده که منو یاد تاریخ حمله قلبی ام می اندازه دو روزی که اصلا یادم رفته بود دخترم امتحان داره .به هر حال باعث شد وقتی این ترم با وجود اینکه بابا بزرگشو تو امتحانا از دست داد و من اصلا پیشش نبودم معدل بیست بگیره خیلی بهش افتخار کنم .
    اروند جان شکر گزار نعمت هایی که داری باش .هستند بچه هایی که محیط آرام درس خودن رو ندارند.من این حرف رو همیشه به دخترم هم می گویم .
    همیشه موفق باشی

  3. نگار حسینی گفت :

    حتی اگه اول نمی شدی و ۲۰ نمی شدی و … بازم اروند ما بودی و کلی دوستت داشتیم. حادثه جدید چه خبر؟

  4. Montra گفت :

    مبــــــــــــــــــــــــــــارک باشه، اروند دوست داشتنی.

  5. یـک مـهـنـدس گفت :

    با سلام
    یـک مـهـنـدس برای افزایش رتبه در موتورهای جستوجوگر اقدام به تبادل لینک میکند
    در صورت تمایل سایت را لینک کرده و سپس لینک خود را ارسال کنید
    نام لینک : یـک مـهـنـدس
    آدرس لینک : http://yekmohandes.ir
    موفق باشید

  6. یک وبگرد گفت :

    ببین پسر!
    حالا که تصمیم گرفتی ننویسی و مارو خون به دل کنی@ ننویس!@
    خودمون مکانشو فراهم میکنیم اصن!@فوتینا!
    به هرحال ممکنه@ من عاشق پدرت و هم خودت هستم!@

    باباجان بیا بنویس از جام جهانی چه خبر؟
    تو دیشب کدوم طرفی بودی آخه!؟@

  7. پارسا گفت :

    دکترجان دلمون واستون تنگ شده

  8. هادی گفت :

    سلام اروند جون خوبی؟
    منم از طرف خودمو همه ی دوستام بهت تبریک میگم ایشالا که همیشه تو درسات موفق باشی.

  9. پریسا در دریای خوشبختی گفت :

    ؟

  10. عمو محسن گفت :

    اروند نازنین

    اول از همه برای ” آقای پدر ” این روز خجسته باشه ،
    بعدش هم ،
    به ” اروند نازنین ” و ” مامانی مهربون ” ،

    اصلن همه روز هاتون ،
    پر از طراوت و سرخوشی باشه ،
    بخصوص روز های ” کودک ” ، ” مادر ” و ” پدر ” .

    اصلن بگو ببینم چرا همه رو این قدر منتظر گذاشته ای و نمی نویسی ؟
    هان !!!!

  11. آرش گفت :

    اروند جون عمو کجایی آخه؟

  12. آرش گفت :

    دوست دارم یه چیزی برات تعریف کنم و توهم قول بدی که خودت بخونیش !@
    من که نویسنده خوبی نیستم و تا حالا هم واسه کسی اینجور حرفا روننوشتم ولی تو اروند عزیزعمویی پسر!@

    ومن خیلی دوست دارمو میدونم که اگه بخوای خیلی آینده خوبی خواهی داشت
    من از وقتی با پدرت اشنا شدم@تقریبا همه آرشیو ت رو خوندم و خیلی هم کیف کردم@
    به پدر ت گفته بودم دلم میخواست پدری مثل مهندس داشته باشم که اندازه دنیا پسرش رو دوست داره@
    اروندجان@من ۸ سالم بود که پدرم فوت کرد@
    مامانم برام همه کار کرد.من عاشقش بودم و هستم ولی واسم پدر نشد!
    یه صدای ضبط شده از پدرم دارم که وقتی من ۵ سالم بوده برام قصه تعریف کرده!هنوزم دارمش و هروقت دلم واسش تنگ میشه گوش میکنمش
    من این وبلاگ روکه پدرت واست درست کرده مثل اون کاست میبینم
    این وقت و زمانی که پدرت با این همه مشغله واست گذاشته یعنی که عاشقته
    @
    اروند جان @خیلی حیفه عمو که این زحمت به باد بره!@

    @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

    من خیلی بیشتر ازینا ازت انتظار داشتم@فکر میکردم پسری که انشای ای ایران به اون خوشگلی نوشته @اینجارو می ترکونه!
    یعنی میگی اشتباه کردم!!!؟

    نمیدونم حرفمو میفهمی یا نه !؟ولی کاشکی همونقدری که پدر دوست داره دوسش داشته باشی@اونوقت هیچوقت افسوس نمیخوری عمو جون!
    @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
    من منتظر جوابتم @
    درضمن یه روز میام برای اجرای کلیپ@آماده باش !!@

  13. پدر اروند گفت :

    درود بر آرش عزیز و مهربان …
    من فکر نکنم بشود هیچ فرزندی را یافت که عشق و علاقه اش به مادر و پدرش، بیشتر و بزرگ تر از عشقی باشد که والدینش به او دارند.
    این جمله را یادت باشد رفیق … تا هنگامی که خود پدر شوی …
    آنگاه خواهی دید که چه رابطه و علاقه و عشق شورانگیزی بین تو و او یا بین شیرین و او بوجود می آید … برای همین است که بزرگترین داغ جهان این است که پدر یا مادری شاهد مرگ فرزندشان باشند …
    .
    .
    از این که چنین دوست مهربانی دارم، خداوند را شاکرم و یقین دارم که این همه خلوص و مهربانی که در وجود آرش موج می زند، ثمره آن دو عزیز درگذشته است … خدای شان رحمت کند.

  14. آرش گفت :

    استادددددددددددددددد عاششششقتونم به مولا !

  15. رهگذر گفت :

    اروند جان کجایی؟

  16. پرستووو گفت :

    سلام اروند جان …
    ازین به بعد همه پستها رمزی هستند ؟
    رمزش رو به کسی نمیدی ؟ … اگر دوست داشتی برای من هم بفرست رمز پستها رو 🙂

  17. paybarah گفت :

    balakhare man yekja ra pida kardam ke betonam sedamo be shoma beresonam chon hame comment donia baste hast.mikhastam begam mishe manam ramz ra dashte basham ?

  18. اروند گفت :

    درود بر شما …
    فعلاً قصد عمومی کردن مطالب را ندارم.
    سرفراز باشید.

نظر بدهید





تائید دیدگاه فعال است. دیدگاه شما ممکن است کمی طول بکشد تا ظاهر شود.



اروند از نگاه پدر با نیروی وردپرس فارسی راه اندازی شده است. اجرا شده توسط مانی منجمی. بخشی از http://mohammaddarvish.com/.