🔻رازِ مکینه‌های مرتضی فرهادی و شاه‌بیتِ نبردی که راه انداخته است!🔻 بخش دوم و پایانی:

🔻رازِ مکینه‌های مرتضی فرهادی و شاه‌بیتِ نبردی که راه انداخته است!🔻 بخش دوم و پایانی:

🇮🇷: @darvishnameh

✍ و این درنگِ کلیدی مرتضی فرهادی در پسِ پشتِ بیش از ۵۴سال کار پژوهشی و ۱۳سال خانه‌نشینی یا به قول خودش خودگروگانگیری نامعقول است. فرهادی ترجیح می‌دهد نشانه‌های رستگاری را در کلام یک مُغنی گمنام اما ژرف‌معرفت رهگیری کند که می‌گفت: “کاریز شیر زمین را می‌دوشد، اما چاه عمیق یا همان مکینه، خون زمین را می‌مکد.” و اگر امروز کشاورزی آب‌آورده مبتنی بر اقتصاد بادآورده چنین بلایی بر سر سفره‌های آب زیرزمینی و تالاب‌ها آورده و ریزگردها حلقوم ایرانیان را با افزایش فشار اسمزی خون نشانه رفته‌اند، ریشه در عدم فهمِ همین دانستگی ساده اما مبتنی بر یک تجربه‌ی زیسته و بومی است.
او در صفحه ۹۱۲ آخرین کتابش – صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن – از کلید درک یک ابهام بزرگ جامعه‌ی روشنفکری معاصر رونمایی می‌کند و با پیش‌کشیدنِ نمونه ژاپن، می‌پرسد: “چگونه می‌توان سنتی بود، اما گذشته‌گرا نبود؟ چگونه می‌شود هم پیشرفت کرد و هم اصالت داشت؟ و چطور ممکن است هم سنت را حفظ کرد و هم تحول یافت؟”
فرهادی با آه و افسوس در پاورقی فصل هشتم از جلد دومِ تازه‌ترین اثرش می‌نویسد: “گاهی به خود می‌گویم چه قدرت عظیمی در این دو کارخانه عظیم مدرک‌سازی آموزش و پرورش و آموزش عالی – که ۵۴سال عمر مولف صرف کار در آن دو شده است – وجود دارد که توانسته به این خوبی از مدرک‌گیران خود سلب علاقه، حساسیت، کنجکاوی و عشق به دانستن، آموختن، پرسیدن، ساختن و تولیدکردن کند! و با مهندسی معکوس توانسته است نه‌تنها ما را از رفتن به عالم ملائک و آنچه اندر وهم ناید جلو گرفته، بلکه با موفقیت اغلب ما را به زندگی نامی و جمادی نزدیک و نزدیک‌تر سازد؟!”
او با نقل قولی از توماس فریدمن با قصه تایوان کتاب مهمش را به پایان می‌برد: “شما مردم تایوان، خوشبخت‌ترین مردم دنیا هستید … نه نفت دارید، نه سنگ آهن، نه جنگل، نه الماس و نه طلا. بر بستر صخره‌ای حقیر و لم‌یزرع – کوچکتر از استان آذربایجان غربی ما – که برای ساخت و ساز به شن و ماسه چین وابسته‌اید؛ و به همین دلیل، فرهنگ تقویت مهارت‌هاتان را توسعه دادید. کاری که امروز ثابت شده با ارزش‌ترین منبع تجدیدپذیر راستین در جهان است و تایوانِ کوچک را به چهارمین کشور برخوردار از ذخایر کلان مالی جهان بدل ساخته است.”

آری، مرتضی فرهادی شرط رستگاری را در دانایی می‌داند، آن هم نه دانایی فردی که جمعی. او می‌گوید: بزرگترین دروغ تاریخ آن است که گمان بریم به‌تنهایی می‌توان وارد بهشت شد. اگر خواهان منزلی با روشنایی پایدار هستیم، باید در اندیشه‌ی چراغانی کوچه باشیم. او صدای بی‌صدای همه‌ی دلسوزانِ سلحشوری است که همواره زنهارهاشان چه از سوی دین‌فروشانِ نزدیک به قدرت یا علم‌فروشانِ نزدیک به ثروت خاموش شده است. فرهادی عمیقاً نگران آینده جامعه‌ای است که نظام ارزشی‌اش آشکارا یا پنهان بر طبل این دوقطبی اهریمنی می‌کوبد. و البته او راست می‌گوید … از عاقبت جامعه‌ای که در بخشی از آن گسترش ویروس جهنمی کرونا را عاملی برای رونق دوباره اقتصادی آمریکا می‌خواند؛ در جایی که از ترس دانایی عمومی و سقوط ارزش وال‌استریت، دستور حذف واژه تغییرات اقلیمی از وب‌سایت کاخ سفید صادر می‌شود و در جایی دیگر، هزینه‌های بوسه در انظار عمومی گاه بیشتر از سربریدنِ فردی است که مخالف ایدئولوژی ما می‌اندیشد؛ درجایی که چاپ چند کلمه‌ی نابجا در یک تیتر روزنامه می‌تواند گروهی را وادار به استعفا، موسسه‌ای را تعطیل و نویسنده‌ای را راهی زندان کند، اما در همان حال؛ شلیک دو موشک به یک هواپیمای مسافربری حتی به استعفای یک‌نفر هم منجر نمی‌شود؛ باید هم از آینده‌اش ترسید.

و دست آخر آنکه مرتضی فرهادی برای آنکه حرف‌هایش ناتمام نماند در کتاب ۱۲۷۳ صفحه‌ای دوجلدی‌اش، ۱۳ سال خود را گروگان گرفت. کمتر از منزل بیرون رفت، کمتر مصاحبه کرد، کمتر با مشتاقانش به گفتگو نشست و هیچ با فرزند یا همسرِ خردمند، صبور و استثنایی‌اش، همسفر نشد! او حتی خودش را هم فراموش کرد، به نحوی که داد پزشکش هم درآمده است. حالا شنیده‌ام که قصدِ دو کتاب تازه کرده و می‌خواهد بانگ آب و کر خواب را رساتر فریاد زند … این یعنی وامصیبتا برای کاوه و همسربانو … احتمالا کتاب‌های بعدی را باید به فرزندان کاوه تقدیم کند که صبورانه پدربزرگ را درک کرده و از او نخواستند تا مثل پدرش و پدر پدرش که برای او وقت نهادند و عاشق شاهنامه‌اش کردند، برایشان قصه بخواند و به کوه و دشت و دمن ببرد …

به قول نادر ابراهیمی عزیز:
زندگی، قبل از هرچیز زندگی‌است
گل می‌خواهد
موسیقی می‌خواهد
زیبایی می‌خواهد
زندگی،
حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد
خستگی درکردن می‌خواهد.

خسته نباشی استاد …

#سخنرانی_محمد_درویش
#شب_مرتضی_فرهادی

https://t.me/darvishnameh/8973

موافق(0)مخالف(0)

دیدگاه خود را بیان کنید