آیا لاله‌های واژگون را می‌شود به زور سرنیزه و چکمه نجات داد؟!

بسیاری بر این باورند که اگر امسال بر بالای سر هر لاله‌ی واژگونی یک محیط‌بان مسلح وجود نداشت، معلوم نبود از نسل این گل‌های خجالتی و محجوب چیزی باقی بماند یا خیر؟
امّا آیا واقعاً این سزاوار است که فرزندان آن ایرانی آزاده‌ای که 2500 سال پیش ندا در داده بود:

هرکه رونده ای را بیازارد
جهان را آزرده است.
او که درختی را بیافکند،
بی اجاق خواهد مرد.

اینگونه رفتار کنند …

ما را چه شده است که به جای پاسداری از میراث طبیعت ایران، میراث مشترک و مقدس سرزمین مادری‌مان، دست به غارت آن زده‌ایم؟

مانند این مرد که حتا جیب‌هایش را هم پر از لاله‌های واژگون کرده بود! چرا؟
ممنون از مه‌لقا کاشفی که این تصاویر را در اختیار نگارنده قرار داد.

در همین باره:

فقر فرهنگی یا فقر مدیریتی؟ مسأله این است!

موافق(0)مخالف(0)

۱۸ Comments

  1. اگر این جناب اینقدر به گل و گیاه علاقه مند است چرا بذر و پیاز این گلها را در حیاط و گلدان خود نمیکارد، که این همه زحمت به خود و جیبش ندهد؟ اگر هم قصد فروش ان را دارد کدام... گل پژمرده در جیب این "اقا!" را میخرد؟

    موافق(0)مخالف(0)
  2. حداقل در این قسمت گلستان کوه محافظانی وجود داشت که گهگاه با موتور سیکلت سر میرسیدند و به عده ای تذکراتی می دادند اما با فاصله کمی از این محل، دیگر حتا چکمه ای نبود که به آن دل خوش کنیم.

    پاسخ:

    همان بهتر که هیچگاه به هیچ چکمه ای دلخوش نکنیم.
    درود ...

    موافق(0)مخالف(0)
  3. یعنی مردم ما نباید خودشون انقدر فهم و شعور داشته باشند، تا مجبور نباشیم این همه نیروی انسانی را (در ظل افتاب و ساعت ها سر پا) صرف این کار!!! کنیم؟

    پاسخ:

    ظاهرن جواب مثبت است!

    موافق(0)مخالف(0)
  4. واقعا.. آدم حیرت میکنه که چطور شعور اجتماعی بخشی از مردم ایران رشد منفی داره نسبت به جهان.. انگار لجبازی می کنن با دنیا و طبیعت.. گلهای نرگس جنوب هم همین وضع دارن.. هنوز در نیومده نا پدید می شن

    پاسخ:

    واقعن متاسفم.

    موافق(0)مخالف(0)
  5. دشت های لاله بایستی تحت مدیریت تعریف شده سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی قرار گیرند نه منابع طبیعی ...

    موافق(0)مخالف(0)
  6. درود.
    ديدن اين بابونه هاي پرپرشده واين مردم هميشه درصحنه(خرابكارطبيعت!)چقدرزيباست.آقاي مهندس اين كه خوبه!درارتفاعات بيش از3500متري دماوندظروف پلاستيكي وآشغال بيدادمي كنه.درست درستيغ كوه ها...
    وقتي فرهنگ حمايت ازطبيعت نهادينه نشده باشه ، چه انتطاري مي توان داشت؟
    بسياري ازكارشناسان محيط زيست رامي شناسم كه دست به شكاروتخريب طبيعت مي زنندوبسيارهم به خودمي بالند.نبايدازعوام ايرادگرفت.

    پاسخ:

    خانم متین فر عزیز: اگر کارشناس مخربی را می شناسی، باید او را رسوا کرد.

    موافق(0)مخالف(0)
  7. جناب درویش سالهاست داریم برای حفظ محیط زیست "مخصوصا" دشت های شقایق " کار فرهنگی انجام می دهیم ولی انگار هر سال همه چیز دوباره از صفر شروع می شود شما در دشتهای شقایق حضور نداشتید که ببینید چگونه پیازهای گلهای شقایق را از زمین شخم می زنند.

    پاسخ:

    اما من دیده ام رفیق ...

    موافق(0)مخالف(0)
  8. محمد

    طبیعت انسان در تمام دنیا یک جوره. در بسیاری از مواقع افراد یک جامعه تمایل ذاتی به تخریب خود ٫ دیگران و جامعه دارند. متأسفانه اشرف مخلوقا ت تاریخی سیاه و مخرب دارد ! در اروپا در نیمه شب ماشین پشت چراغ قرمز می ایستد. از یک طرف مردم تربیت شده اند که اگر خلاف کنند اولا به ضرر دیگران است و دوما به ضرر خود فرد خلافکار. در ضمن رد شدن از یک چراغ قرمز می تواند شما را تا آخر عمر به دردسر بیندازد. مجازات یک خلاف کوچک می تواند تا آخر عمر پرونده شما را سیاه کند و حتی مانع اجاره و خرید یک خانه شود ! هر چند اگر پول هم داری ! بنابر این رفتار مخرب و خودخاهانه افراد جامعه باید از دو طریق کنترل شود. ابتدا آموزش همگانی و گسترده و همیشگی و دوم قانون ٫ قانونمندی و مجازات سنگین و عمری افراد جامعه. مردم باید بدانند که یک خلاف کوچک می تواند زندگی آنها را یک عمر تلخ و غیر قابل تحمل کند.

    بله دوستان انسان و جوامع انسانی بدون قانون به جهنمی تبدیل می شود که هیچ کس در آن آرامش و راحتی ندارد.

    راه حل :

    آموزش و تعلیم و تربیت - قانون ٫ قانونمندی و درنهایت مجازات عمری و طولانی در مقابل قانون شکنی

    پاسخ:

    با راه حل تان موافقم محمد جان.

    موافق(0)مخالف(0)
  9. فروردین بود که سمندر لرستانی را دیدم اردیبهشت لاله واژگونم آن هم با پیازش کجا؟ بازار تجریش هنوز ده ماه دیگر باقی مانده. دیروز سمندرهاامروز لاله‌واژگون فردا چه چیزی به یغما می رود....

    پاسخ:

    می فهمم که چه می گویید ... ماجرا بسیار نگران کننده است ...
    درود.

    موافق(0)مخالف(0)
  10. سمینار محیط زیست فرصتها تهدیدها و چالشها باحضور اینجانب سپهر سلیمی و استاد مسعود رمضانی مکان دانشگاه ازاد اسلامی واحد خوراسگان جنب تشکل الغدیر ساعت 9 صبح 2 خرداد حضور شما سروران گرامی باعث افتخار است قدم رنجه نموده وقدم بر چشمان ما بگزارید

    موافق(0)مخالف(0)
  11. مبارک باشد سپهر جان.
    تبریک می گویم.

    موافق(0)مخالف(0)
  12. وای بحال آن ملتی که بالای سر گلهایش هم بایستی مامور گذاشت تا گلش بتاراج نرود.
    کاشکی همگان میتوانستند یا علاقه داشتند و یا درکش را داشتند تا کتابی مانند "داشتن یا بودن" اریش فروم را بخوانند و از همه مهمتر درکش کنند.
    در پاسخ ما را چه شده است؟ بایست تنها بپرسم که این ما آیا ما هستیم یا از ما تنها ظاهری بجا مانده؟

    راه چاره؟ بنظر من نسل نو را باید دریافت تا از همان کودکی یاد بگیرند که اشتباهاتی را که نسل ما انجام میدهد، انجام ندهند. از نسل فعلی انتظارات بزرگ نمیتوان توقع داشت. خشت اولش را کج نهاده اند.

    پاسخ:

    افسوس از آن خشت کج ...

    موافق(0)مخالف(0)
  13. شقایق

    واقعیتش این است که یادمان رفته است
    که
    همه ی حیات که انسان فقط جزئی از آنست ؛ در تعامل متقابل است .
    ....
    سبزه ای را بکنم ؛ خواهم مرد...

    موافق(0)مخالف(0)
  14. جز اظهار تاسف چه چیز دیگه ای می تونم بگم؟

    آقای درویش عزیز،
    از ماست که بر ماست ...

    وقتی ما - مردم - حواسمون به قانون زمین نیست ، می خواید دوستان بالادستی حواسشون باشه؟

    راستی ...
    من دچار اون عبارت "گل‌های خجالتی و محجوب" ، شدم

    موافق(0)مخالف(0)
  15. من هم، هم!

    موافق(0)مخالف(0)
  16. سپهر سلیمی

    درود
    الان اتفاقی دیدم کسی به اسم من در مورد همایش محیط زیست ، فرصت ها و چالش ها نوشته .... من اصلن روحم از این ماجرا خبر ندارد!! این دیگه چه جور کامنت اسپمیه :))

    موافق(0)مخالف(0)
  17. سلام و درود بر جناب درویش
    آی درد دل ما خوانساری ها را گفتین. نمی دونید که چقدر ما خوانساری ها از این بابت رنج می بریم. هر ساله وقت گلستان کوه, توریست ها نه تنها گلستان را کوه را زیر آماج لگدهای خود ویران می کنند بلکه با خود تعداد بی شماری از گلها را با پیازشان کنده و می برند. غافل از اینکه این گل فقط در این محیط رشد می کند. نه در باغچه ای در شهری دیگر. باورتان نمی شود که به ندرت در خوانسار خانه ای را پیدا می کنید که در آن گل لاله واژگون باشد. این به این معنی است که ما از دیر باز نیازی به چیدن گل نداشتیم چون آنرا هر ساله در محیط طبیعی خود می دیدیم. اما امان از این مسافران و توریست های گلستانکوه.
    خوشحالم امروزه خیلی از مردم محلی خودشان نگهبان هستند. به محض دیدن تخلف آنرا گذارش می دهند و حتما به متخلف هم تذکر می دهند. وبلاگهای خوانساری هم در این زمینه بسیار حساس و پیگیر هستند.

    موافق(0)مخالف(0)

دیدگاه خود را بیان کنید