پیام کنفرانس دوحه برای محیط زیست جهان چیست؟!

    شامگاه دیروز، بعد از یک تمدید 24 ساعته، سرانجام کنفرانس دوحه به پایان رسید و به رغم پیش‌بینی‌های منفی صورت گرفته، سرانجام نمایندگان 200 کشور شرکت کننده به یک توافق – هر چند کوچک – دست یافتند و آن موافقت با تمدید همین پیمان کنونی کیوتو تا سال 2020 بود؛ پیمانی که البته در بهترین شرایط فقط می‌تواند بر روی کشورهایی اثر گذارد که مسئول تولید 15 درصد از گازهای گلخانه‌ای جهان هستند و آن چند قلدر جهان به رهبری ایالات متحده آمریکا که مسئول انتشار 85 درصد این گازهای مرگ‌آور هستند، بدون امضای هیچ تعهدی، اجلاس را ترک کردند و رفتند!

    با این حساب شما فکر می‌کنید، برگزاری اجلاس هیجدهم در دوحه، موفقیت آمیز بوده است یا نه؟ پرسشی که در نوشتار زیر کوشیده‌ام تا برایش پاسخی ارایه دهم:

    در شرایطی که این‌ روزها و به ویژه روزهای پایانی هفته گذشته، تهران و برخی از کلان‌شهرهای ایران، مانند اصفهان، اراک، مشهد و تبریز در بدترین شرایط آلودگی هوا به سر می‌بردند و پدیده‌ی وارونگی دما یا اینورژن، بار دیگر مردم، مسئولین و رسانه‌ها را متوجه آسیب‌پذیری شدید سکونت‌گاه‌های بزرگ ایران در مواجهه با ویژگی‌های جغرافیایی، اقلیمی و زمین‌ریخت‌شناسی (ژئومرفولوژی) کشور در جانمایی شهرهایی با ساکنان بیش از یک میلیون نفر کرده است؛ در آن سوی آب‌های خلیج فارس، مهم‌ترین اجلاس محیط زیستی جهان موسوم به COP 18، دومین هفته کار خود را هم به پایان برد تا نمایندگان عالی‌رتبه 193 کشور کره زمین بتوانند سرانجام جانشینی شایسته برای پیمان کیوتو بیابند تا بلکه غول ویرانگری که از آن با عنوان تغییرات اقلیمی (climate change) و جهان‌گرمایی (global warming) یاد می‌شود، مهار گردد و جدی‌ترین خطر پایداری حیات در زمین به کمینه تقلیل یابد.

    تحلیل‌هایی که یکشنبه گذشته – 12 آذر ماه 1391 – توسط دکتر رنجبر از سازمان هواشناسی کشور در باره آینده اقلیمی کشور در همایش بررسی مشکلات تالاب‌ها در تالار مهندسین مشاور ارایه شد، نشان می‌دهد که از بین 20 مدلی که آینده اقلیمی ایران را بر بنیاد داده‌های هواشناسی موجود برای نیم قرن آینده پیش‌بینی کرده‌اند، حتا یک مدل هم وجود ندارد که احتمال افزایش میانگین بارندگی یا کاهش دما را در فلات ایران تأیید کند؛ هشداری که آشکارا نشان می‌دهد چنانچه نتوانیم به کمک جامعه جهانی بر روند شتابناک افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای غلبه کنیم، آنگاه نه‌تنها باید تبعات جبران ناپذیر آن را در خشک شدن بیشتر دریاچه‌ها و تالاب‌های کشور، کاهش وسعت رویشگاه‌های جنگلی، افت سطح آب زیرزمینی، افزایش رخداد آتش سوزی در عرصه‌های طبیعی و نزول کمیت و کیفیت زیگونگی حیات (تنوع زیستی) تحمل کنیم، بلکه بی شک، تبعات آن بر روی تشدید جزایر حرارتی، اینورژن، افزایش شمار رخداد ریزگردها و خلاصه فزونی فرآیندهایی که به بحرانی‌تر شدن آلودگی هوا در اغلب سکونتگاه‌های اصلی کشور منجر می‌شود، اثری مهارناپذیرتر خواهد نهاد.

    در این میان، اما انتخاب دوحه به عنوان میزبان چنین کنفرانس مهمی می‌تواند اندکی مأیوس‌کننده باشد و امید فعالان و طرفدران محیط زیست را برای به سرانجام رسیدن چنین گردهمایی‌هایی به شدت کاهش دهد. چرا که مردمان ساکن در کشوری که شمارشان حتا به دومیلیون نفر هم نمی‌رسد، به گونه‌ای زندگی می‌کنند که اگر قرار بود همه‌ی مردم ساکن در همه‌ی قاره‌های جهان هم اینگونه به زندگی خود ادامه دهند، باید وسعت کره زمین را دست کم 5 برابر افزایش می‌دادیم . زیرا قطر، یکی از بدهکارترین کشورهای جهان از منظور ردپای اکولوژیکی محسوب می‌شود؛ کشوری که سرانه مصرف آب شیرین شهروندانش در جهان بی‌رقیب است و به همراه امارات متحده عربی و کویت در قعر کشورهایی قرار دارند که آشکارا مواهب طبیعی آینده خود را به ارزان‌ترین رقم ممکن در گذشته و حال به تاراج برده و حراج کرده‌اند.

    به راستی چگونه است کشوری که اصولاً کارنامه قابل قبولی در حوزه محیط زیست ندارد و خود یکی از مهم‌ترین ممالک تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای به شمار می‌رود، باید بتواند رهبری جامعه جهانی را در رسیدن به پیمان کیوتو 2 برعهده بگیرد؟ آیا پیام کنفرانس دوحه برای جهانیان آن نیست که “مهم نیست، چقدر زمین را آلوده می‌کنی! مهم این است که چقدر می‌توانی پول خرج کنی تا ناظران بین‌المللی و متولیان محیط زیست جهانی را قانع کنی که چشمان و گوش‌ها و بینی‌شان دچار قضاوت نادرست شده است!”

    به قول نویسنده گاردین: «به نظر می رسد، قطر که پیش از این بدون داشتن هیچ سابقه و رزومه‌ای در فوتبال جهان، میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ فوتبال را نیز کسب کرده بود، قصد دارد با خرج کردن دلارهای نفتی برای خود در عرصۀ بین المللی جایگاه و موقعیت کسب کند، آنقدر که می‌تواند سران کشورهای جهان را در حالی که از سرمای سامانه‌های تهویۀ مطبوع در حال لرزیدن هستند به شنیدن این درفشانی‌های شیخ عبدالله بن حمد العطیه، وزیر سابق نفت این کشور و رئیس کنفرانس وادارد که: «میزان نشر سرانه کربن کشورها اهمیت زیادی ندارد، بلکه باید کل میزان انتشار کربن هر کشور مورد توجه قرار گیرد. »

 

موافق(0)مخالف(0)

۴ Comments

  1. http://amirsar.blogfa.com/post-316.aspx

    موافق(0)مخالف(0)
  2. سلام ارادت همچنان باقیست استاد به ما سر بزنید دکتر

    موافق(0)مخالف(0)
  3. ماندانا

    به نظر می رسه تئوری همه چیز را با پول می شه خرید حتی آبرو وحیثیت حتی طبیعت نداشته را
    درست است

    موافق(0)مخالف(0)
  4. متاسفانه همینطوره ماندانا خانم.

    موافق(0)مخالف(0)

دیدگاه خود را بیان کنید