14 thoughts on “وقتی که ارومیه خون می گرید!”

  1. تصویر بسیار غمباری است به وی‍ژه با وصفی که شما داشته اید .. دل خون ارومیه…ارومیه پایدار چنین به گریستن خونین بیفتد چیزی جز یادآوری گناه انسان نیست. می دانید اقای درویش! من باور دارم آنچه شما از دل ارومیه گفته اید دقیقا واگویه ها و درد دلهای اوست که شما با گوش جان شنیده اید و این موجودات جانبخش بی زبان تنها برای کسانی سفره دل می گشایند که با جان آنها آمیخته باشند … تنها با آنان که محرم ایشان هستند… پس چه گفت و گوی تلخ و سنگینی را تحمل کرده اید و البته منتقل هم کردید… دریاچه ارومیه دارد عذاب خود را نازل می کند… نمی کند؟! دل من این را می گوید.. البته سخت می لرزد و می گوید… و من می سوزم که انسان با دست خود چه بر سر خویش می آورد… این اندک موجها هم تپشهای امیدی است که در ژرفای جانش به مدمانی چون شما بسته است وگرنه چه دل خوشی از انسان دارد؟

  2. به نظر من دریاچه ارومیه چنان رسا دارد فریاد می کشد که نیازی به درویش نوعی نیست تا حرفش را بفهمد و برایش بگرید …
    کودکان هم با ارومیه گریه می کنند …
    درود

  3. امروز عصر تا وقت غروب و تاریک شدن هوا کنار دریا بودم نمیتونستم اشک نریزم؛ برای ارومیه برای پریشان برای زنده رود، برای خزری که همین آینده رو شاید در آینده ای نه چندان دور خواهد داشت!

    آقای درویش عکسهایی که از طبیعت میندازین خیلی رویایی و زیباست ولی این رنگ مشکی قالب سایت تون خیلی اذیت میکنه

  4. رنگ مشکی اما سازگارترین رنگ از منظر کمینه مصرف انرژی است!
    درود بر فلورای عزیز و با این امید که دریای خزر همواره جاودان و پاک باقی ماند …

  5. این ضایعه انسانی که به تصویر کشیده شده همانند دیگر جنایات انسانها که در تاریخ بوده بایستی ثبت بشه و قبل از اینکه فراگیر بشه بایستی مانع پیشرفت آن شد-سازمان محیط زیست وطنی ظاهرا نمیتونه اقدامی در این موردداشته باشه با توجه به اینکه این تالاب ثبت شده سازمانهای بین المللی است چگونه میتوان بواسطه اقدامی کرد؟

    پاسخ:
    شاید آقای آرش نکوئیان پاسخ شما را داشته باشد.
    درود …

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *