مهار بیابان‌زایی

دکتر پرویز کردوانی: باید تالاب‌های کشور را خشک کرد!

ابراز نگرانی برای یک چهره‌ی ماندگار!
دوشنبه گذشته، نامه‌ای از یک دوست عزیز – دکتر کمال‌الدین ناصری – مدرس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه فردوسی مشهد به دستم رسید که به دلیل اهمیت موضوع و با کسب اجازه از ایشان آن را عیناً در مهار بیابان‌زایی منتشر می‌کنم.
امّا پیش از آن، امیدوارم جناب استاد پرویز کردوانی، چهره‌ی ماندگار و مشهور بیابانی ایران، بیش از پیش قدر نام و منزلت خویش را دانسته و اینگونه بی‌پروا، همه‌ی اصول مسلم دانش بوم‌شناسی را انکار نکرده و به تمسخر دغدغه‌های طرفداران محیط زیست و علاقه‌مندان به طبیعت و منابع آبی کشور نپردازند. بخصوص ایمان دارم که اگر کردوانی، از نزدیک با آهنگ کوثر، سلوک کم‌نظیر و مجاهدت‌های علمی و وسواس‌های کم‌نظیر پژوهشی‌اش آشنا بود، هرگز این گونه حرمت‌ ایرانی فرزانه‌ای چون‌ او را نمی‌شکست. همان گونه که هرگز روانمی‌دارم و نمی‌داریم، که چنین اظهار نظری در مورد استاد کردوانی مطرح شود. به هر حال, برخی از باورها و ادعاهای دکتر کردوانی، به خصوص در مورد خشک کردن همه‌ی تالاب‌های کشور و عدم نیاز به مناطق حفاظت‌شده آنقدر حیرت‌انگیز و باورنکردنی است که فکر نکنم حتا هیچ دشمن محیط زیستی هم اینگونه سخن بگوید که ایشان گفته‌اند!
و امّا نامه یا بهتر است گفته شود، روایت عبرت‌آموزکمال‌الدین ناصری از آخرین سخنرانی پرویز کردوانی در گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد:

جناب مهندس درویش
با درود فراوان  و آرزوی سلامتی برای شما و خانواده‌ی محترم

آنچنان که از گفته‌ها و نوشته‌های بروبچه‌های محیط زیستی و اهالی محل وبلاگ شما دستگیرم شده است، شما سنگ صبور  و درویش طبیعت دوستان هستید. گفتم در راستای همین موضوع، من هم درددلی با شما کرده باشم که از این قافله عقب نمانم.
جانم برایتان بگوید که پریروز (شنبه)، فرصتی دست داد تا در سخنرانی آقای دکتر پرویز کردوانی (استاد نمونه دانشگاه تهران و چهره‌ی ماندگار کشور و خیلی چیزهای دیگر) که به دعوت گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی به مشهد آمده بودند، شرکت کنم. موضوع سخنرانی ایشان در ابتدا درباره‌ی مناطق خشک کشور اعلام شده بود، ولی در نهایت تبدیل به ملغمه‏‏ای از همه‏چیز شد؛ از جمله محلی برای بحث و جدل بنده و ایشان.
جنابعالی با آثار آقای دکتر کردوانی آشنا هستید و می‌دانید که ایشان در همه‌ی زمینه‏هایی که تخصص داشته یا نداشته کتاب نوشته است. البته با آشنایی که من با چند جغرافی‏دان دارم، گمان می‏کنم این یک سندرم تخصصی این رشته است که دامنه‌ی کاری خود را گسترش می‌دهند، ولی عمق آن را چندان زیاد نمی‌کنند.

دکتر کردوانی در این جلسه در مورد چندین موضوع زیست محیطی اظهار نظر کرد که منجر به اعتراض بنده شد. بد نیست شما هم میزان اطلاعات ایشان را بسنجید.

نخست آن که ایشان فرمودند: برخلاف افراد ناآگاهی که به سخنان رییس جمهور مبنی بر توانایی کشور برای تولید غذا برای 100 میلیون نفر، اعتراض کردند، من معتقدم که ایران می تواند تکافوی 200 میلیون نفوس را بنماید!!
سپس به وجود مناطق حفاظت شده در کشور اعتراض کردند که چرا مناطق وسیعی را که بیش از چند آهو در آنها وجود ندارد، قرق کرده‌اند. ایشان با آنکه به درستی اسامی مناطق حفاظت شده‌ی چهارگانه را نمی‌دانستند و اطلاع هم نداشتند که تنها در پارک‏های ملی ورود دام ممنوع است، ولی مدعی آن بودند که باید این مناطق آزاد شوند تا در آنها گوسفند بچرد! و گفتند که انسان بر هر موجود دیگری مقدم است.
در مورد آب هم نظرات ایشان جالب بود؛ چراکه معتقد بودند باید در هر دره‏ای (این واژه‌ی «هر دره‏ای» را بارها تکرار کردند) سد زده شود. ایشان گفتند:  چه معنی دارد که آبها هرز بروند (از نظر ایشان آبی که مورد استفاده انسان نباشد و همین طوری برای خودش در رودخانه جاری باشد، دارد هرز می رود). ضمناَ گفتند که نه تنها اشکالی ندارد که گاوخونی و سایر تالاب‏ها خشک شوند، بلکه اصولاً باید (بله، درست خواندید ایشان گفتند «باید»)  آنها خشک شوند. چرا باید آب‌ها در این تالاب‌ها هدر برود؟ باید آبها را به مناطق مختلف (مثلاً رفسنجان) منتقل کرد و کشاورزی کرد. باید بیابان‏ها را آباد کرد.
من اول با خودم گفتم کاش شما هم اینجا بودید اما بلافاصله پشیمان شدم، از تصور اینکه ممکن است خون و خونریزی راه بیفتد.
خلاصه وقتی سخن استاد به اینجا رسید دیگر سکوت جایز نبود. پس در همان وسط صحبت ایشان، با کسب اجازه مراتب اعتراض خود را اعلام کردم. شما می دانید که دانشجویان و متخصصین جغرافیا در داخل کشور به دکتر کردوانی تا چه حد علاقه دارند و گاه مقامش را تا حد پدر جغرافیا بالا می برند (البته از انصاف نگذریم خودش این صفت را رد کرد). بهرحال جو سنگینی در جلسه بود و اعتراض یک جوان خام غریبه به کلام آن پیر صاحب کرامت بسی غریب می‏نمود و اندکی هم بوی وهن می داد. بهرحال از این لحظه تا متجاوز از یک و نیم ساعت بعد که من جلسه را ترک کردم (چون کلاس داشتم)، جلسه به مناظره‌ی دوطرفه‌ی ما تبدیل شد. گفت:
نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری        مجلس اوراد ما حلقه‌ی افسانه شد
به هرحال تا آنجا که در چنته‌ی کم بضاعتم بود، کوشیدم تا پیام مظلومانه‌ی محیط‌زیستی‌ها را برسانم، هرچند پرگویی‏های بی‏استدلال دکتر کردوانی که به طرز عجیبی تناقض‏گویی می‌کرد، بیشترِ وقت جلسه را گرفت.
در اواسط بحث وقت مشکلات سدسازی و معایب آن را گوشزد کردم، ناچار بحث سفره‏های آب زیرزمینی و آبخوان‏داری و دکتر کوثر به میان آمد که ایشان به طرز عجیبی واکنش نشان داد. دکتر کردوانی اقدامات آبخوان‏داری در گربایگان را زیر سوال برد و در حالی که بحث آبخیزداری و آبخوان‏داری را با هم قاطی کرده بود (البته گمان نمی‏کنم اصولاً تفاوت بین آنها را بداند) همه‌ی کارهای انجام شده در این حوزه‏ها را غلط خواند. همچنین کارهای دکتر کوثر را غیر علمی خواند که در اینجا من جمله‏ای را به ایشان گفتم که گمان نکنم در طول خدمت دانشگاهی کسی گفته باشد؛ گفتم شما ملاک علم نیستید (هرچند بعداً خودم هم کمی از بیان این جمله ناراحت شدم).
به هرحال صحبت‌های بسیاری رفت که بیانش شما را خسته و مرا ملول می‌کند. تمامِ آن روزِ من از تأسف این ماجرا تلخ شد. اگر کسی مانند آقای احمدی‌نژاد آن حرف‏ها را در باره‌ی محیط زیست می‏زند، با خود می‌گوییم خُب انتظار بیشتری نیست. ولی وقتی شخصی مانند دکتر کردوانی که تا این حد کم‏اطلاع است، در جمع دانشجویانی که سخنان او را چون حجت شرعی قبول دارند، اظهار نظر می‌کند و حکم می‌دهد، دیگر چه باید کرد؟ از نادانی دیگران باید رنج بکشیم و از اینان هم؟
در میان صحبت، دانشجویی (که بعداً فهمیدم دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیاست)، به طعنه گفت که محیط زیستی‏ها چنین‏اند و چنان و این بحث را تمام کنید. آنجا البته پاسخش را به اختصار دادم، ولی بعد به واسطه‌ی یکی از دوستان که استاد آنهاست برایش پیغام فرستادم که حتماً خودش و اگر می‌خواهد دوستانش هم، سری به من بزنند تا کمی برایشان دلیل و برهان بیاورم تا از ذهنیت تاریکی که درباره‌ی طبیعت پیدا کرده‏اند، بدر آیند. براستی نتیجه‌ی طبیعی چنین استادانی، چنین دانشجویانی هستند. دیگر  چقدر باید تلاش کرد تا این تفکرات غلط را که در ذهنشان فرو رفته بیرون کشید؟
بگذریم، سرتان را درد آوردم، غرض بیان دردی بود که از جهالت عام و خاص می‌کشیم. از طولانی شدن این روضه عذر می‌خواهم و برایتان آرزوی سلامتی و بهروزی می‌کنم.

ارادتمند، کمال‌الدین ناصری

موخره:
وقتی ماجرای این نامه و باورهای تأسف‌برانگیز دکتر پرویز کردوانی را با دوست و همکار عزیزم, دکتر حسن روحی‌پور در میان نهادم؛ ایشان البته بسیار کمتر از من دچار حیرت شد! زیرا سال‌ها بود که کردوانی را از نزدیک می‌شناخت … روحی‌پور به رویدادی واقعی در آفریقا اشاره کرد که به ویژه برای کردوانی و دیگر تالاب‌ستیزان می‌تواند بسیار عبرت‌آموز باشد.

در اواسط قرن گذشته‌ی میلادی، گویا مردمان بومی اطراف یک دریاچه در آفریقا، از حضور فراوان پرندگان ماهیخوار در اطراف دریاچه ناراضی بودند، چرا که می‌پنداشتند بیش از یک چهارم ماهی‌های موجود در دریاچه طعمه‌ی این پرندگان شده و از دسترس ماهیگیران محلی خارج می‌شود. به همین دلیل چندین شکارچی را اجیر کرده و با حمایت دولت محلی، تمامی پرندگان را کشته و نابود ساختند. در سال نخست هم بر میزان صید ماهی و درآمد مردم محلی افزوده شد. امّا به تدریج از تعداد ماهی‌های موجود در دریاچه کاسته شد تا این که بعد از چند سال، نسل آن ماهی‌ها هم در دریاچه به طور کامل منقرض شد! می‌دانید چرا؟ زیرا اصلی‌ترین غذای ماهی‌ها، حاصل ترکیبی از فضولات همان پرندگان کنارآبزی بود که پس از شکار ماهی‌ها در آب و اطراف آن رها می‌شد و اینک دیگر از آن ماده‌ی غذایی ارزشمند خبری نبود!
این قانون بزرگ و نظم خیره‌کننده‌ی حاکم بر طبیعت است که اغلب ما، به دلیل جهالت‌مان آن را نادیده گرفته و انکار می‌کنیم.

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

52 دیدگاه

  1. نه هر که چهره برافروخت دلبری داند! برای دوست‌دارن و فعالان محیط زیست صبر فراوان آرزو دارم تا بتوانند ناراستی‌های موجود را از سر بگذرانند و محیط زندگی‌مان را پاس دارند.

  2. افسوس….صد افسوس….می بینید جناب درویش….ما با چه اساتیدی روبرو هستیم…
    اگر دانشجوی امروز ایرانی در علم درست ضعیف است بخشی به خاطر وجود اساتیدی چون ایشان است…
    دکتر کردوانی رو از کتابهایشان می شناسیم…
    عجیب است که طرح های آبخیز داری را غیر علمی دانسته اند!پس بی جهت نیست که چهره ی ماندگار شناخته شده اند!ماندگار از هر جهت!

    پیروز باشید

  3. البته آقای کردوانی قبلن هم در مورد سد سازی از این گونه اظهار نظر ها کرده بود. شاید به همین دلیل مسئولان وزارت نیرو در جوابیه هایی که برای روزنامه می فرستادند از اظهار نظر های ایشان استفاده می کردند…

  4. اگر چه من نیز از این اظهار نظرات اقای کردوانی در باره ی محیط زیست ناخرسند هستم ولی با اندک شناختی که که از آقای کردوانی با مطالعه آثار مکتوب ایشان پیدا کرده ام و هم صحبتی با ایشان در همایش شناخت کویر در کرمان (قبل از 1380) فکر می کنم دیدگاه ایشان بیشتر از آنکه برگرفته از علم باشد برگرفته از احساسات ناشی از انتقام از طبیعت (دانشکده های منابع طبیعی و محیط زیست)در گذشته های نه چندان دور است آنچه مدیران یا استادان دوست دار محیط زیست و منابع طبیعی با وی که شاید ناشی از برخی از دیدگاه های غلط ایشان بوده است باعث شده است که به گونه ای تصاعدی در برخورد ایشان با طبیعت و محیط زیست ( بجای برخورد با دست اندکاران زیست بوم) باشد. به بیان دیگر خصومت فرضی اینجانب با استاد ارجمند درویش منجر به بیان یا تخیریب محیط زیست گردد. امید انکه …..

  5. واقعااخباری اینچنین موجب تحیراست.بایدبه دکترکردوانی اعلام دارم که اگرتاکنون شمارابه عنوان چهره ماندگارنمی شناختم،ازاین پس واقعاچهره ای فراترازماندگاردرذهن اینجانب وسایر دوستان شدید.هرکس حتی کسانی که یک کلام راجع به محیط زیست نخوانده انداین سخنان شمارادلیل بربی تفاوتی نسبت به محیط پیرامون وحتی غفلت ازآنچه که می بینیدامادرک نمی کنیدمیدانند.ازایشان بعیداست که به عنوان فردی که صاحب نظردراین زمینه است این جملات رادرحق محیط زیست روادارد.وای برماوصدافسوس برکسانی که وی رابه عنوان حامی محیط زیست قبول دارند.

  6. سلام
    اول فکرکردم صحبتهای ایشان، وارونه‌گوئی ونوعی بیان طنز است،ولی وقتی با نظرات مجریان وسیاسیون مقایسه کردم، فهمیدم که عقبه‌ی تئوریک وعلمی آقایان دولتی‌ها حتما چنین تئوری‌پردازان به‌نام وصاحب کرسی است.این نظرات درست مقابل آراء واندیشه‌های طرفداران محیط‌زیست در دنیاست.

  7. مشکل اصلی این است که تمام موجودات زنده و غیر زنده درکشور ما سیاسی شده اند. آقای کردوانی هم قبل از اینکه به حضور آقایان برسند و سیاسی بشوند، پیش از صحبت های طولانی یشان علمی تر می اندیشیدند.
    فکر می کنم هنوز سند مالکیت کویر یا بیابانی به اسم ایشان صادر نشده است که این چنین برای افزایش مالکیت های خود تلاش می کنند!!

  8. سلام
    وقتی یک استاد که چهره ماندگار هم هست چنین حرفی
    می زند وای به حال مردم کوچه و بازار!!! من واقا برای تمام مردم ایران متاسفم.

  9. ایشان استاد مسلم در تمامی علوم و فنون زمانه اند، اصلاً اقیانوسی است به عمق……..

  10. دوست عزیز
    می دانید که من بلد نیستم در لبافه حرف بزنم. لذا لازم میدانم به همان بی پروایی که جناب کردوانی در مورد محیط زیست صحبت می کند در مورد ایشان و نظرات ایشان بنویسم. متاسفانه دوران دوران شومن بازی افرادی چون ایشان است. بخاطر می آورم یکی از نفرت انگیز ترین برنامه های تلویزیونی که دیدم ایشان در پایان برنامه کتابهای خانمش را تبلیغ می کرد که آدمی را به یاد کودکانی می اندازد که اسباب بازی هایشان به رخ دیگران می کشند. ایشان یاور دیگری داشتند که هر روز در صفحه تلویزیون ظاهر می شد. فردی بی سواد که هنرش دانشمند نمایی بود و چه خوب این نقش را بازی می کرد. سراسر حرفهای غیر علمی می زد و به ازای هر جمله از افاضات (مزخرفات) جایزه ای و تشویقی می گرفت. از شما درخواست می شود تا ایشان در قید (بند نفس)هستند تا می توانید در موردش بنویسید تا بساط شومن بازی در مملکت کمرنگ شود. هر وقت ایشان سخرانی داشتند رسما اعلام کنید تا همه ما به سخرانی ایشان برویم و چون دکتر ناصری عزیز حد اقل جلوی ترویج تفکرات باطل و صبیعت ستیز این شومن را بگیریم. اگر وزرا خطا کنند می توان به بی دانشی آنها گذاشت ولی چنین آدمهایی محیط زیست را از ریشه می سوزانند.

  11. این صحبت ها از اقای دکتر پرویز کردوانی چهره ی ماندگار و علمی کشور بعید نیست. خیلی از ماها داریم اشتباه می کنیم.
    در مورد ایشون هم بهتره نگاهی به کارنامه ی گذشته ایشون داشته باشیم یا حداقل از اونهایی که سن و سال بیشتری دارند بپرسیم داستان سمنان قبل از انتقلاب رو. ایشون همیشه به مجیز گویی عادت داشته اند.

  12. درویش عزیز
    سخنان کردوانی اصلا موجب تعجب من نشد . ایشان ، در بسیاری از گفته هاشان مصداق همان دکتر و مهندس هایی هستند که من در چند جا ( از جمله در همشهری 9/9/87 ) آنان را به دور از جریان های اجتماعی مثبت – و در واقع تسهیل گر جریان های مخرب – خوانده ام . یک نمونه از اظهارات کردوانی که بسیار غیرعلمی است ، این است که ما می توانیم با استفاده از گیاه اشنیان ، مواد شوینده تولید کنیم و با استخراج نمک های تالاب ها ثروت زیادی برای کشور فراهم نماییم ( همشهری15/1/86). به راستی ، با جمعیت کنونی کشور چند درصد مواد شوینده ی مورد نیاز را می توان با اشنیان به دست آورد ؟! من پاسخ این گفته های «فاضلانه» را در همشهری 22/1/86 داده ام.
    در مورد یکی دیگر از افاضات کردوانی که بارها آن را تکرار کرده ( گرم ترین نقطه ی کره ی زمین در گندم بریان لوت است) اطمینان دارم که او هیچ گاه دست به یک آزمایش ساده که همانا حمل یک دماسنج به آن نقطه و مقایسه با یکی دو نقطه ی دیگر جهان باشد ، نزده است . این نکته را از گفته های خودش و با خواندن مطالب اش دریافته و می گویم .
    بر شما و ما و دیگر دوستان چالشگر است که پیش فرض های خودمان را درمورد «استادان» به دور اندازیم و آنان را با کارنامه ی دانشمندان راستین محک بزنیم .
    درضمن ، خدمت شما بگویم که به تازگی یک «استاد» دیگر ( آقای دکتر لقایی شهرساز که خود را استاد محیط زیست هم می داند ) گفته است که ایران می تواند بی هیچ مشکلی برای 150 میلیون نفر غذا تامین کند ( نقل به مضمون ، از مقاله ی ایشان در روزنامه ی اعتماد 1/10/87 ).چنین است فاجعه ای که «جامعه ی علمی ایران» خوانده می شود .

  13. آقای دکتر کردوانی فقط در زمینه زنان و زایمان هنوز کتابی منتشر نکرده اند. منتظر کتابهای جدیدی از ایشان باشید

  14. آرای علمی ایشان در مورد تعطیلی مناطق حفاظت‌شده به طرز شگفت انگیزی نزدیک به نظرات یکی از دوستان وبلاگ‌نویس است.

    ضمن اینکه قبلا هم نوشته بودم، اساسا دکتر کردوانی دانش‌آموخته جغرافیا نیستند و حتی اگر هم بودند اشتباهات علمی و (دیگر…) ایشان نباید باعث شود دانش جغرافیا و دانش‌اموختگان این رشته زیر سوال بروند.

    پاسخ:
    جناب دکتر اشراقی عزیز:
    ضمن سپاس از تذکر به جایتان. به گمانم هیچ یک از دوستان وبلاگنویس تاکنون اعلام نکرده اند که باید مناطق حفاظت شده تعطیل شود. ممکن است مرا راهنمایی فرمایید؟!

  15. محمد عزیز،

    مدت‌ها بود به وبلاگت سر نزده بودم. اعتراف!
    اما اموز که این مطلب را خواندم، اول دردم گرفت، اما بعد یادم آمد که آهنگ کوثر متاسفانه با چنین کسانی در دوره‌های مختلف روبرو بوده است.

    کردوانی خائن نیست، اما دادن اختیار به او و امثال او خیانت است.

    آهنگ کوثر را به عنوان پدرم دوست دارم، اما کارش را فراتر از رابطه پدری-پسری ستوده‌ام. گرچه می‌توان گفت که خانواده‌اش را تا حدی قربانی خدمت و کارش کرد، که البته در خانواده ما ارثی است، اما اینکه کردوانی کل ماجرا را غیر علمی بداند احتمالا ناشی از عدم مطالعه‌اش و عدم دسترسی به منابع است.

    به هر حال ممنونم بابت ذکر این روایت.

  16. اگر به خاطر داشته باشید پس از مصاحبه دکتر کرمی با دکتر کهرم و صدوق این موضوع پیش کشیده شد. البته دکتر کرمی هم همانجا نوشتند “من معتقدم حق با دکتر صدوق است”. گرچه به نوعی نظر دکتر کهرم را هم تایید کردند. شما هم -اگر درست به خطر داشته باشم- در همین مورد یادداشتی نوشتید.

  17. لحن دوستان در باره یک استاد مسلم دانشگاه را مودبانه نمیدانم. در هیچ کدام از کتابها و مقالات مکتوب دکتر کردوانی مواردی را که این دوستان میگویند نمیتوان به این غلظت پیدا کرد. برای مثال به موضوع نگاه ایشان به آبخوانداری و فعالیتهای دکتر آهنگ میتوانم اشاره کنم. من با هر دو این دو بزرگوار رفت و آمد خانوادگی دارم و میدانم که برای همدیگر خیلی احترام قائل هستند. دکتر کردوانی در کتاب منابع و مسائل اب با نگاه مثبت در باره آبخوانداری نوشته و حتی آن را افتخار ایرانیان میداند. اما در محاورات و سخنرانیها چند باری به موضوع انتقاد کرده است. کلا زیاد سخنرانی کردن و در سخنرانی احساساتی شدن انتقادی است که به دکتر کردوانی وارد است اما انصاف این است که وی را به خاطر کارهایی که کرده و مطالبی که نوشته نقد کنیم نه اظهارنظرهای بعضا محفلی وی. ضمنا جناب اشراقی من کی گفتم که مناطق حفاظت شده باید تعطیل شوند؟ انتقاد من به این بود که چرا وضعیت حفاظت محیط زیست باید به گونه ای باشد که در نیمی از مناطق حفاظت شده حتی یک شغال نمانده باشد؟ همانجا، بله همانجا،من تایید کرده بودم مساحت مناطق حفاظت شده کشور باید از یازده درصد کنونی به پانزده درصد برسد. به دکتر کردوانی در آستانه هشتاد سالگی انتقاد میشود که چرا تمرکز و دقت علمی یک جوان سی ساله را ندارد اما . . . متاسفانه من در اغلب همین جوانان مدعی دانش جز ااحساسات سطحی چیزی ندیده ام.

  18. جناب درویش عزیز سلام
    حقیقتش من هم مثل دکتر روحی پور خیلی تعجب نکردم. انسانی که ذاتا با دخالتهای بی جایش در تمام علوم مرتبطه و غیر مرتبطه به بحث جغرافیا زمان و مکان را گم می کند و دانش را در خود متصور است، تفاوت زیادی با یک انسان ناآگاه ندارد. از ابتدای دوران دانشجویی و آشنایی با علم تخصصی کشاورزی در 20 سال قبل، هیچگاه نتوانستم با دکتر کردوانی کنار بیایم. در ضمن دوست عزیز من چهره ماندگار شدن اصلا نشانی از عاقلی و آگاهی نیست. اگر فهرست اسامی این ماندگاران را یکبار دیگر مرور کنی متوجه می شوی که خیلی از آنها در تخصصهای خودشان الزاما ماندگار نیستند و تک محسوب نمی شوند. چگونه شما می توانی دکتر ملکوتی را یک چهره ماندگار حساب کنی؟ مگر در علم خاکشناسی تحقیقا بالاتر از ایشان و ماندگار تر از ایشان نداریم که الزاما اقای دکتر کردوانی را ماندگار حساب کنیم. بگذریم. ناآگاهی مفرط از بیماریهای ساکنین این فلات قدیمی است. با اینکه خودم همیشه معتقد به این هستم که Negotiation باید سرلوحه تمام کارهای ما باشد و در تمام زمینه ها باید خاکستری دید و الزاما در علوم تخصصی خودمان متعصبانه برخورد نکنیم و تز برد- برد را سرلوحه کارها قرار بدهیم ولی گاهی اوقات این قبیل ناآگاهیها خون آدم را به جوش می آورد.
    نه درویش عزیز ناراحت نشو و تعجب نکن. هنوز اول راهیم و باید منتظر بدتر از اینها هم باشیم.
    ارادتمند
    پسرک فضول

  19. نظر دوستان به حق یا ناحق جالب بود و قضاوت را بایستی بعهده متخصصان گذاشت هرچند جناب دکتر کردوانی تند رفته اند. خواستم خاطره ای بنویسیم.
    یاد هست دانشجوی سال سوم خاکشناسی دانشگاه تهران بودم و تحقیقی دانشجویی از سوی دکتر رفیع استاد فیزیک خاک که جغرافیای خاکها نیز درس میداد به من واگذار شد و من بی خبر از همه جا کتاب جغرافیای خاکهای دکتر کردوانی محترم را منبع قرار دادم و در تحقیقم نوشتم که” یکی دیگر از رده های خاک موجود در جنگلهای شمال کشور هیستوسولهاست” .بماند که در هنگام ارایه سنگ روی یخ شدم ولی من هم تقصیر را به گردن گوینده انداختم. حال می بینم که دریغ از یک مترمربع خاک هیستوسول در کشور.بهرحال اینطور است……….

  20. دوست عزیز سلام و عرض ادب
    چون بنده دانشجوی اقای دکتر کردوانی بوده و در رشته جغرافیای طبیعی تحصیل کرده ام و ایشان را از نزدیک مبشناسم لذا خواستم نکته ای را به عرض شما و خوانندگان محترم برسانم که اولا تخصص اقای کردوانی جغرافیا نبوده وایشان در رشته خاکشناسی (کشاورزی) تحصیل نموده و ابتدا هم در دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه مشغول بوده ولی بعدا به گروه جغرافیای دانشگاه تهران منتقل میشوند. این مساله نباید توانمندیهای جغرافیدانان و ارزشهای رشته جغرافیا را زیر سوال ببرد. ثانیا اگر شما الآن به آقای دکتر کردوانی بگویید که آیا شما میتوانید در دانشگاه علوم پزشکی جراحی مغز را تدریس کنید، قطعا جواب ایشان مثبت خواهد بود. من به جرات میتوانم بگویم که دیدگاه بسیاری از دانش آموختگان جغرافیا یا حداقل آنهایی را که بنده میشناسم -که البته کم هم نیستند- با نظر بنده موافق هستند.

  21. متاسفانه آقای دکتر کردوانی در سر کلاسهای درسی نیز کرامات بسیار از خود داشته اند که بدون هرگونه پشتوانه علمی می باشند. در ضمن گرچه ایشان استاد جغرافیای دانشگاه تهران می باشند ولی عملا رشته تحصیلی ایشان کاملا متفاوت با رشته جغرافیا می باشد و تعمیم فرمایشات ایشان (حتی اگر رشته ایشان جغرافیا هم بود)به سایر متخصصین علوم جغرافیا کاری شایسته و درخور نباشد.

  22. سلام
    آقای دکتر کردوانی دکتری خاکشناسی از آلمان دارند ایشان فقط در گروه های جغرافیا تدریس می کنند.دلیل نمی شود که به خاطر تخطئه ایشان علم جغرافیا که دیدگاه اکولوژیک داردو دوستدار محیط زیست است را بکوبید

  23. چهره ماندگار شدن ( در این وانفسای سیاست زدگی)تا این حد ارزش ندارد که آدمی بلدگوی سیاسیون و دلالانی شود که برای رنگین کردن سفره خودشان، مملکت خودرا قربانی کنند.

  24. این نظر را در پاسخ به جناب دکتر کرمی عزیز نگاشته ام.
    آقای دکتر کرمی، نگاه خوشبینانه شما، از حسن نیت و اندیشة نیک شما سرچشمه می گیرد. من نیز، بی هیچ مبالغه، به شخصیت کاریزماتیک و تجربیات بی شمار جناب دکتر کردوانی احترام می گذارم. اما بر این گمان هستم که موجه بودن شخص را به موجه بودن نظرات و بیاناتش تعمیم ندهیم. از اینرو با جنابعالی اختلاف نظر دارم که سخنرانی های ایشان را نادیده بگیریم و تنها به کتابهایشان بپردازیم. جنابعالی بهتر از من می دانید نهادهایی هستند که مترصد این گونه اظهارنظرهایند تا آنرا را حمل بر حقانیت اقدامات طبیعت ستیزانة خویش کنند و نیز دانشجویانی هستند که در همین محافل کوچک، ایده می گیرند و بینش کسب می کنند. پس نمی توان چندان بی تفاوت بود.
    همچنین می دانم که آنچه ایشان بر زبان می آورند فی البداهه نبوده و اتفاقاً پیشتر در کتابهایشان نیز به تفصیل بیان کرده اند. لذا آنچه امروز موجبات اعتراض به ایشان را فراهم کرده است، نه یک سخنرانی ساده، بلکه مسبوق به سابقه ای طولانی از موارد مشابه است.
    اما با شما موافقم که ایشان را از کتابهایشان بشناسیم. بحکم تخصصی که دارم، خود را برای اظهار نظر در مورد کتاب “مراتع، مسایل و راه حل های آن در ایران” واجد صلاحیت می دانم. برای آنکه مدعای بالا مستند شود بد نیست به فصل ششم این کتاب مراجعه کنید تا از نظرات ایشان در مورد مناطق حفاظت شده آگاه شوید. همچنین آگاهی از نظرات ایشان در مورد تبدیل جنگل های مخروبه به مراتع قابل چرای دام نیز باید برایتان جالب باشد(همان کتاب، فصل نهم). اگر توصیة ایشان در مورد پرورش جلبک در شالیزارها (و سواحل دریاها)برای تأمین علوفه و تقویت خاک (انتهای فصل نهم)، شما را به یاد آزولا و مشکلات زیست محیطی دنبال آن می اندازد، در عوض توصیة دیگرشان (که گویا از منبع دیگری اخذ شده است) مبنی بر مصرف علوفة آتریپلکس همراه با کاکتوس! و برگ اقاقی!برای جلوگیری از بیماری دامها، شما را به شگفتی خواهد انداخت. مواردی از این دست بسیارند و مشت، نمونه خروار است.
    این کتاب تا آنجا که به بیان تجربیات و مشاهدات شخصی ایشان می پردازد، بسیار خوب و ارزشمند است، اما زمانی که بر اساس همین یافته ها قصد توصیه و نسخه نویسی برای مراتع کشورمان می کند، به دامان اشتباهات فاحش می افتد.
    آقای دکتر کردوانی نگرشی کالامحور و انسان مدارانه نسبت به طبیعت دارند و می دانید که بدون نگرش سیستمی و کل نگرانه که محصول دانش (و مهمتر از آن بینش) اکولوژیک است، این توصیه ها ره به مقصد نمی برند و چه بسا که از چاله به چاهمان اندازند.
    آگاهی از نظر ایشان در مورد تالاب انزلی شما را شگفت زده خواهد کرد. ایشان در همان سخنرانی فرمودند ساخت جاده در تالاب انزلی نه تنها مشکلی ندارد بلکه چون سبب می شود مردم با ماشین به میان تالاب بروند و زیبایی های آنرا ببینند، بسیار مفید هم هست!!.
    آیا با من موافقید که جناب دکتر کردوانی فاقد بینش اکولوژیک کافی هستند ولی از قضا علاقمندند که در مورد انواع اکوسیستم ها مطلب بنویسند یا اظهار نظر کنند؟
    با درود فراوان به آقای دکتر کرمی و مهندس درویش عزیز

  25. گویا برخی دوستان از مطلبی که در مورد جغرافی دانان در متن گزارش آمده است دلگیر شده اند. لازم می دانم از همه دوستان پوزش بطلبم. این نوشته در ابتدا قرار نبود منتشر شود و صرفاً درددلی بین من و آقای مهندس درویش بود؛ لحن محاوره ای و خودمانی این گزارش، که تا حدی در حالت ناراحتی نوشته شده، نیز به همین دلیل است.
    می پذیرم که نباید تجربة آشنایی باچند نفر را به همه تعمیم می دادم. دوستان جغرافی دان سهوی که بر این قلم رفته است را ببخشایند.

  26. میخوام به آقای عباس محمدی در مورد جملهای که در نظرش آورده “اخیرا یک استاد دیگری…دکتر لقایی…ادعا…” بگم که شمایی که بار علمی نظرات ایشون رو نسنجیدین(که احتمالا تخصصش رو هم ندارین) نباید اینقدر کورکورانه ایشونو زیر سوال ببرید.اگه تو مملکت ما 2نفر مفهوم توسعه پایدار رو بدونن یکیش دکتر لقایی(منظورم دکتر حسنعلی لقایی).از شما خواهش میکنم 1بار ،یه سری به کنفرانس های ایشون بزنین،حتما نظرتون عوض میشه.

  27. سلام
    دوست عزیز من هم با نظر آقای کردوانی چندان موافق نیستم اما شما بهتر است به جای اینکه سر کردوانی و دیگر جغرافیدانان را بشکنید ، کمر استدلالش را بشکنید .
    اما در جای دیگر به ( ما محیط زیستیها ) اشاره کرده اید گویا فراموش کرده اید که محیط زیست خود از رشته هایی است که حاصل گسترش جغرافیای طبیعی است و گویا تنها شما دغدغه عرصه های طبیعی را دارید .

  28. واقعا دلم برای این مملکت و فزندانش می سوزد که چنین استادانی را باید الگو قرار دهند.

  29. جتاب محترم
    چگونه است که ما تا اندک دانشی را که از دست استادی نظیر دکتر کردوانی یاد گرفته ایم بر سر خود استاد بکوبیم. نظرات هرکسی ارزشمند است اما فراموش نکنیم زمانی که پدران ما فقط الفبای فارسی میدانستند ایشان دکتری داشتند و کتاابهای ایشان منبع اصلی تدریس در دانشگاهها بود. اگر چنانجه ایشان نظرشان بر پایه Anthropocentrism یا انسان مداری باشد دلیل نمیشود که اینچنین ایشان را به باد انتقاد قرار دهیم. فراموش نشود که طرفداران محیط هم کم نیستند که حتی محیط (که انسان هم بخشی از آن است) را برتر از خود انسان میدانند و انسان را نادیده میگیرند. پس این فلسفه انسان گرایی ایشان در پی بهتر شدن جامعه ما بخصوص ایران است که بسیار از جوامع پیشرفته دنیا عقب هستیم. مگر نه این است که گاوخونی خشک شده است. مگر نه اینست که با بستن سدهای متعدد بر روی رودخانه های مهم نه تنها اکوسیستم های پایین دست را مورد تغییر قرار داده بلکه جوامع کوچک انسانی مجاور رودها را هم مورد تعرض قرار داده ایم، پس چه شده است که صدای هیچکداممان در احداث این سدها بر نیامد. دیواری کوتاهتر از دیوار دکتر کردوانی پیدا نکرده اید. اینکه پای حرف است بروید جلوی آنکسانی را ببرید که از این قائله سود میبرند. در جایگاه یک ایده ئولوژی (چنانچه بتوان ایشان را حامی این ایده ئولوژی پنداشت) ابراز نظر ایشان دارای جایگاه خود میباشد و چنانچه دلیل قانع کننده ای دارید میتوانید دلایل خود را ذکر کنید نه اینکه بر سر صاحب عقیده بزنید.

    1. خانم خداکرمی گرامی: ممنون از این که از استاد خویش دفاع می کنید. کاش همه اساتید بخت داشتن چنین شاگردانی را می داشتند. اما یادتان باشد که دفاع بد، گاه اثرات مخربش بیشتر از حمله رو در رو است! دکتر کردوانی می تواند از پندارینه انسان محوری دفاع کند، مانند بسیاری دیگر از نخبگان در ایران و جهان. اتفاقاً همان بینش انسان محوری اجازه نمی دهد که ما نسبت به مواهب طبیعی خود بی ملاحظه اقدام کرده و آن را بی مهابای فرداها به تاراج ببریم. در ضمن اینجانب یکی از منتقدان جدی سدسازی بوده و در مورد گاوخونی و دیگر تالابهای ارزشمند وطن بارها مطلب نوشته و هشدار داده ام. اتفاقا این استاد کردوانی است که فرمان قتل تالابها را صادر کرد و سدسازان طبیعت ستیز را خوشحال کرد. در ضمن آرزو می کنم در سال دوم فعالیت خود در وبلاگستان، بیشتر از 4 پست را مجال یابید تا منتشر سازید. وبلاگستان فارسی نیازمند ارتقای محتوای فارسی خویش است. موفق باشید و سرافراز.

  30. جتاب آقای درویش
    به نظر شما این دفاع بد است ک میگویم نمکدان را نشکنیم. نظر من این بود چنانچه انتقادی داشته باشیم به نظر ایشان باشد نه به شخصیت ایشان. ما اینگونه شخصیت ها را به باد انتقاد و استهزا میگیریم. باشد. حد اقل برای افرادی مثل من دلیل بیاورید که چرا خالف هستید.( البته من تا حدودی میدانم اما وقتی مطلبی به حضور عموم میرسد باید دلایل قانع کننده و سندیت داشته باشد.) این دلایل باید با ذکر منبع و آمار دقیق باشد. دلایل رد یک نظریه، خود یک نظریه است که صاحبنظر سالها بر روی آن مطالعه کرده است.
    امیدورام ما قبل از اینکه دهان بگشائیم یا قلم برگیریم کمی به آن روشی که که میخواهیم بگوئیم تامل میکردیم. روش و نظر هیچ کس صد در صد مورد پسند کس دیگر نیست. مهم اینست که ما چگونه مخالفت خود را اعلام میکنیم.
    در ضمن ملاک من تعدد پست نیست.

    1. درودی دوباره بر خانم خداکرمی گرامی: اول این که می گویید نمکدان را نشکنیم، حرف درستی است؛ اما ربطی به نظرات طبیعت ستیزانه استاد کردوانی در مورد خشک کردن تالابها و زدن سد بر روی هر دره ندارد. اتفاقاً حرمت امامزاده را باید بیش و پیش از همه خادم امام زاده رعایت کند. دوم این که بنده به شخصیت ایشان بی احترامی نکردم. اتفاقاً در پاسداشت همان شخصیت علمی ایشان خواسته ام تا چنین اظهاراتی را – که سبب خوشنودی آب سالاران طبیعت ستیز در وزارت نیرو را فراهم آورده است – با تأمل فراوان مطرح کنند. در ضمن همان طور که بارها اشاره کرده ام؛ مؤسسه متبوع من طی یک دعوت رسمی از ایشان خواسته است تا در یک نشست کارشناسی با اعضای هیأت علمی ما به بحث پرداخته و ابهامالت را پاسخ دهند که به رغم گذشت حدود 2 سال از آن دعوت، هنوز پاسخی نیامده است. همچنین ایشان حاضر به گفتگو و مناظره با من در حضور آقای دکتر میرفخرایی در رادیو گفتگو هم نشدند و صراحتاً از مسئولین رادیو خواستند که به صورت مونولوگ سخن بگویند! در پایان همچنان امیدوارم که بر تعداد یادداشتهای خویش در تارنمای ارزشمندتان بیافزایید و محتوای فارسی وبلاگستان را غنا بخشید. زنده باشید و سرفراز.

  31. نوشته زیبا و جامعی بود. شاید هم بروز این مباحثات علمی بین محققان کشورمان نکته جالبتر قضیه باشد چون باعث می شود رکود و سکونی که در جامعه علمی ما وجوددارد(البته نه صد درصد)به کمک همین مباحثات کمرنگ تر شود.

  32. پورفسور اقای کردوانی در روزنامه اطلاعات مقاله ای تحت عنوان کویر ها را اباد نکنیم مرقوم داشته اید:باکلرو سدیم میتوان نفت استخراج کرد لطفا کتابهائی را میتوان معرفی کرد تا اطلاعات بیشتری راکسب کنیم

    بانهایت تشکر قاسم محمدرضائی

  33. با سلام خدمت دوست سبز اندیش کمال الدین ناصری و استاد تلاشگر بی وقفه ام محمد درویش
    دکتر چیزی که دقیقا 8 سال است برای من بصورت یک سوال عجیب و حتی در بعضی موارد به ساعت ها فکر و ناراحتی می انجامد بالاخره توسط حضرتعالی در حضور خود دکتر کردوانی به ایشان انتقال داده شد از این بابت بینهایت ممنونم.
    اولن چیزی که بیش از هر چیز ناراحت کننده است، بی اجر و کوچک نمودن خدمات ارزنده، ستودنی، الگویی و ماندنی بزرگانی چون دکتر کوثر عالم، بهمن بیگی (بنیانگدار تعلیم و تربیت عشایری ایران) و … توسط خاص و عام جامعه ایران است. این را بدانید در نزد باریتعالی، تاریخ و انسانها فرق خدمت و خیانت، نیک روشن می باشد. دکتر کوثر از همان اوایل خدمات صادقانه اش به بشریت، آب، خاک و گیاه در ایران بزرگ در جاهای محتلف، قزوین، جونگان ممسنی، فسا و پایتخت فرهنگی ایران(فارس)، آرامش آب در آبخوان ها، حفاظت آب، خاک و گیاه، آبخیزداری و آبخوانداری به معنای واقعی (نه تکرار مکررات و از بر نمودن جزوات و منتشر نمودن آنها به عنوان تالیف و نه حرف بل عمل نه شعار بل خدمت بی منت به طبیعت و قشر ضعیف روستا و عشایر و همه و همه) را بر پشت کرسی دانشگاه نشستن، بر مسند ریاست ها نشستن، بر پیشرفت سیاسی، بر پیشرفت سازمانی خود و بر آسایش، آرامش و پیشرفت اعضای خانواده اش، ترجیح داد و بیش از سی سال به این جامعه و به این مرز و بوم و آب و خاک خدمت کرد. خدمات ارزنده کوثر در جونگان ممسنی و گربایگان ها ثبت شد و هیچ وقت و هیچ زمان مردمان این آب و خاک، تحمل نامردمی ها، زحمات، شب نحوابیدن ها، ابتکارات و نوآوری های این استاد فرزانه را نه تنها فراموش نخواهند کرد، بل ستایش خواهند نمود.
    جناب آقای دکتر کردوانی عزیز خسته نباشید
    آقای کردوانی ما قبول داریم رشته جغرافیا طیف گسترده ای از علوم طبیعی را شامل میشود ولی جسارتن شما یک استاد رشته جغرافیا هستید نه متخصص و صاحب نظر در چندین رشته آبخیزداری، مرتعداری، محیط زیست، هیدرولوژی و … پس فکر نمیکنم علمی و منطقی باشد شما در مورد موضوعات فوق اظهار نظر علمی و کارشناسی کنید. باز دور از تصور است فقط با چند سال تحقیق در کویر لوت و یا هر منطقه دیگر بتوان خاک شناس، آبخیزدار، مرتعدار، هیدرولوژیست و … شد، که شما هستید! “آنچه هستیم بهتر ما را معرفی میکند تا آنچه میگوییم”
    خدا را شکر در همین رشته های بالا در ایران صاحب نظران و استادان و خادمان بسیاری از جنس کوثر داریم، اگر کتاب ها، آثار، تالیفات (در خیلی از موارد گردآوری ها) حضرتعالی را نقد و حتی رد نمی نمایند فقط بخاطر مقام شامخ استادی و معلمی دانشگاه و حرمت زحمات شماست در رشته خودتان می باشد و نه چیز دیگر.
    پس خواهشمند است بزرگواری نموده حرمت نگهدارید لااقل در مکتب و در خدمت کوثرها.
    با تشکر از دکتر ناصری عزیز و استاد درویش
    و عذرخواهی تمام از دکتر کردوانی

    1. درود بر حمید محمدی گرامی و ممنون از لطف مهربانی تان.
      هفته گذشته دکتر کردوانی در یک برنامه زنده رادیویی به من قول داد که حاضر است به زودی و رودررو مواضع شان را در این خصوص شفاف بیان دارند.
      سرفراز باشید.

  34. sghl آقای مهندس درویش شما هم بدت نمیاد که اینهمه بدگویی ومزخرفات دوستان بیسواد درمورد دکتر کردوانی روی سایتت بیاریا.واقعا زشته مهندس جون روزی میرسه ه
    همین دوستان درمورد خودت قلمهای زهر آلودشان نشانه روند

  35. سلام
    به نظر من بهتر بود کل یا حتی گزیده ای از صحبت های جناب کردوانی را هم ذکر میکردید نه فقط یک نقل قول کوتاه که” باید تالاب ها خشک بشه” و یه جوابیه

  36. من که اطلاعاتی درین زمینه ندارم ولی مثلن این حرف ایشون شاید در مقابل روشهای نادرستی که برای زنده نگه داشتن تالاب هاست باشه.. یعنی خواستن بگن اینقد این روش ها اشتباهه و هزینه های اون برای محیط زیست زیاده که بهتره حتی تالاب خشک بشه تا برای طنده نگه داشتنش از اینطور روشی استفاده کرد
    برداشت من این بود

  37. سلام
    من پزوهشگری اجتماعی خواندم / چقدر برایم جالب بود که عزیزان با یدک کشیدن این همه معلومات علمی دست به دامن فضای مجازی هستند و براحتی حکم گناه کاری شخص غایب را صادر میکنند . قبل از اینکه در غیاب شخصی به تحلیل کلامش بپر دازیم آیا خودمان دوست داریم در غیاب ما روی کلاممان اضهار نظر شود .شخصا بر این باورم قبل از علم آموزی باید انسانیت آموخت .
    سپاس

  38. در این کشور اگر بر خلاف یافته های علمی جامعه بشری موضع بگیری میشوی چهره ماندگار میشوی علامه!
    یادم می اید قبلا به سخنرانیهای استاد حکیم علامه جعفری در تلوزیون نگاه میکردم که از اول تا آخر کارش کوبیدن دموکراسی بود.
    خوب مشخصه وقتی چهره ماندگار توسط کسی انتخاب میشود که ادعا میکند دختر 14 ساله ایرانی در آشپزخانه خانه اشان از انرژی هسته ایی استفاده میکند ادعا میکند که دریا ها را بخشکانیم بجایش پارک کویری درست کنیم

  39. دوستان عزیز جر و بحث فایده ای نداره هر کی راه حل بهتری داره ارایه بده .کشور در مرز سقوط و بحران اب هست .لابد همتون از پروژه HARP امریکا مطلع هستین . فکر کنم بارون رو هم ازمون گرفتن و تحریم شد . میتوانید در مورد هارپ با اساتید ایرانی دانشگاه الاسکا صحبت کنید.جنگ فقط تن به تن نیست ایا مهندسان کشاورزی نمیبینند هر روز تعداد افت ها و بیماریها رو به افزایش چشمگیر است .
    خدا به دادمان برسد با بد کسایی طرف شدیم . شهر ما تا دو سال قبل گندم هکتاری 8 تن بود یک سال شده هکتاری 1تن .هر روز داریم بیماری های رو میبینیم که جدید هستن و غیر قابل کنترل .
    یا امام زمان از تو کمک میطلبیم یاریمان نما
    امین

  40. قبلا هم از این صحبت های عجیب غریب از ایشان (آقای کردوانی) شنیده بودیم. امروز یک حرفی می زنند، فردایش در یک سمینار یا جلسه دیگری درست عکس آن را می فرمایند. آقای کردوانی، تکلیف با خودش هم مشخص نیست. باید قبول کرد که هر کسی برای زمانه خودش، یلی بوده است. وقتی زمانه اش تمام شد باید کنار رود. اگر قرار است تمام بیابان ها آباد شوند، چرا ایالات متحده به فکرش نمی رسد صحراهای خود را آباد کند؟ چرا از آقای کردوانی کمک نمی گیرند؟ یا مثلا اگر مسئولین شهر لاس وگاس با نظر آقای کردوانی کار می کردند حالا دیگر اصلا لاس وگاسی هم نبود. ایشان در سخنانی فرموده بودند که «چرا دریاچه ارومیه را خشک نمی کنید که از نمکش استفاده نماییم؟» کسی که چنین راه حلی دارد، تازه عنوان پروفسور را هم یدک می کشد، خدا به داد بقیه برسد.

  41. ضمن عرض سلام برای بنده خیلی جای تعجب و تاسف هست که برخی افراد صرفا با شنیدن یک کلام که مخالف نظراتشون باشه اینچنین بی پروا به اساتید و پیشکسوتان علمی این مملکت اهانت و بی احترامی میکنن. واقعا باعث تاسفه!!!

  42. بنده کشاورزی هستم از کبودراهنگ همدان عرض کنم که اعتقادات در این دوره زمانه کم شده است خداوند متعال بنده خلق کرده و فکر اب انرا نیز کرده است اما بعضی از بندگان خدا به بهانه مدیریت اب دیگری را قطع میکند یعنی نون یک کشاورز.بدون اینکه برای حیات ان کشاورز فکری کرده باشند دولت محترم اگر میخواهدکشاورز اب مصرف نکند پول زمین کشاورز رابدهد که حاصل هفتادسال زحمت میباشدبعد بگیرببند ویا پرکردن چاه اقدام نمایدویا اقای کردوانی نصف حقوقش رابه بنده بدهددیگرماهمبیاییم تهران سکونت کنیم دیگر ابی مصرف نشوداما همیشه یادمان باشد که میلیاردهاسال است که خداوندمتعال دنیارا خلق کرده ودرقران امده برای زیادی بشر بر پیغمبران افتخارمینماید جدیدا با کرم خداونددرهجده استان سیل راه افتادمخازن ها کلا پر و لبریز گردید پس نتیجه میگیریم خداوند خیلی خیلی بزرگ است حرف زیاد نامه تمام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا