مهار بیابان‌زایی

معرفی قوانین ایران در حوزه‌ی بیابان و بیابان‌زایی – قسمت 13

    3-2-2- قوانین و مقررات حاکم
    1-3-2-2- قانون الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی ملل متحد
   به دنبال بروز خشکسالی‌ها و قحطی‌های شدید اواخر دهه‌ی 1960 و اوایل 1970 آفریقا این موضوع به عنوان یک معضل جهانی و درد مشترک صدها میلیون انسان به خصوص در کشورهای توسعه نیافته در سطح بین‌المللی مطرح شد و مجمع عمومی سازمان ملل متحد را بر آن داشت تا در سال 1974 نخستین قطعنامه‌ی رسمی را برای جلب افکار عمومی به بحران بیابان‌زایی و مقابله با آن تصویب کند. متعاقب آن، برنامه‌ی محیط زیست ملل متحد (UNEP) اقدامات وسیعی در چهار قاره‌ی آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و اروپا آغاز کرد که شامل تهیه‌ی طرح و اجرای برنامه‌های مهار بیابان‌زایی و پروژه‌های حفاظت آب و خاک با کمک کشورهای شمال بود. ارزیابی‌های بعدی در سال 1991 نشان داد: به رغم پیگیری‌های انجام شده از طریق سازمان ملل و برگزاری کارگاه‌های آموزش نحوه‌ی مقابله با بیابان‌زایی و سمینارها و جلسات مختلف به صورت کشوری، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از طریق UNEP، این اقدامات متناسب با نیازهای جامعه جهانی نبوده است.
    از این رو، برای نخستین بار همایشی در عالی‌ترین سطح ممکن در ریودوژانیرو موسوم به کنفرانس سران تشکیل شد که به مسأله‌ای جز‌ اقتصاد یا فرهنگ پرداخت. در قطعنامه‌ی این کنفرانس (که به Agenda.21 موسوم شد و در واقع دستور کار جامعه‌ی جهانی برای قرن بیست و یکم است)، فصل دوازدهم به بیابان‌زایی اختصاص یافته و از سازمان ملل متحد خواسته شده است تا با این موضوع به عنوان یکی از مهم‌ترین بحران‌های جهانی برخوردی جدی به عمل آید. در همین ارتباط سازمان ملل متحد در اجلاس چهل و هفتم مجمع عمومی، قطعنامه‌ی شماره 719/47 را به تصویب رساند که در آن تشکیل کمیته‌ای به نام «کمیته بین‌الدول مذاکرات برای تدوین پیمان (کنوانسیون) جهانی مهار بیابان‌زایی و مقابله با اثرات خشکسالی» در کشورهایی که با مشکل بیابان‌زایی و خشکی مواجه هستند، به ویژه در آفریقا و نهایتاً تدوین کنوانسیون پیش‌بینی شده بود که سرانجام متن آن در 17 ژوین 1994 مطابق با 28 خرداد 1373 نهایی شده و از طرف سازمان ملل متحد این روز به عنوان «روز جهانی مبارزه با بیابان‌زایی و کاهش اثرات خشکسالی» نامگذاری شد.
   در اکتبر 1994 مراسم رسمی امضاء کنوانسیون در پاریس برگزار و وزیر وقت جهاد سازندگی به نمایندگی از سوی کشور جمهوری اسلای ایران، سوّمین مقامی بود که کنوانسیون را امضاء کرد؛ قانونی که سرانجام در دی‌ماه سال 1375 از تصویب مجلس شورای اسلامی نیز گذشت و بدین‌ترتیب جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از اعضاء متعاهد آن درآمد.
    بر اساس ماده‌ی 10 لایحه‌ی الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به این کنوانسیون، کشورهای متعاهد می‌بایست دارای برنامه‌ی مشخصی تحت عنوان برنامه‌ی اقدام ملّی باشند. تدوین برنامه‌ی اقدام ملّی مستلزم شناسایی عوامل موثر در بیابان‌زایی و معرفی منابع لازم اعم از فنی، مالی و انسانی است.

   – جایگاه برنامه‌ی اقدام ملّی در بین عناصر راهبردی برنامه‌های توسعه منابع طبیعی کشور
   همان طور که می‌دانیم، برنامه‌های توسعه‌ی طولانی‌مدّت و راهبرد مدیریت منابع طبیعی در ایران بر پایه‌ی توسعه‌ی پایدار با دیدگاه غالب حفاظتی استوار بوده و برخی از عناصر این راهبرد عبارتند از:
     1- اجرای برنامه‌های حفاظت خاک و مدیریت آبخیز در سطح ملّی از طریق مشارکت؛ 
     2- محافظت جنگل و مرتع و اجرای عادلانه‌ و با ثبات برنامه‌های توسعه‌ی پایدار بوم‌شناختی؛
    3- برنامه‌ی جایگزینی سوخت فسیلی در جوامع عشایری. برنامه‌ای که پایه توسعه‌ی جنگل و سامانه‌های بوم‌شناختی دیگر محسوب می‌شود؛
     4- ارتقاء و توسعه‌ی مشارکت جوامع روستایی در مدیریت و بهره‌‌برداری مراتع و جنگل‌ها که در کل به حفاظت منابع طبیعی می‌انجامد؛
     5- توسعه‌ی برنامه‌های پایدار برای مقابله با فعالیت‌های تشدید‌کننده‌ی بیابان‌زایی؛
     6- مشارکت فعال مردم در فعالیت‌های مدیریت آبخیز؛
     7- کنترل سیل و استحصال آب و بهره‌برداری از آب‌های سطحی؛
     8- تهیه و اجرای طرح ملّی آمایش سرزمین برای پایداری و کارآمد کردن مدیریت منابع طبیعی؛
     9- مدیریت مراتع بر پایه‌ی مدیریت جامع منابع متکی بر اصول توسعه پایدار.

    بنابراین با توجه به این برنامه‌ی کلان (به ویژه بند پنجم)، می‌توان به جایگاه و اهمیت برنامه‌ی اقدام ملّی در کشور بیشتر پی برد.
    بر بنیاد مفاد این برنامه که منتج از کنوانسیون مربوطه است، کشورهای در معرض خطر بیابان‌زایی باید در اجرای برنامه‌ها و فعالیت‌های بیابان‌زدایی خود برای مدیریت پایدار منابع طبیعی ارتباطات منطقه‌ای و یا چند جانبه داشته باشند. برای همکاری‌های علمی و فنی و تقویت مؤسسات مرتبط، دبیرخانه کنوانسیون بیابان‌زدایی شش برنامه‌ی موضوعی را در قالب شبکه‌های منطقه‌ای سازماندهی کرده است. برای همکاری‌های منطقه‌ای مقابله با بیابان‌زایی در همین ارتباط، ایران به دلیل حسن شهرت خود در آسیا در زمینه‌ی مدیریت مراتع و تثبیت شن به عنوان میزبان شبکه مدیریت مرتع و تثبیت شن‌های روان انتخاب شد. از نقطه نظر تشکیلاتی، فناوری، تحقیقاتی و ظرفیت‌های آموزشی، کشور ما می‌تواند با دیگر کشورهای منطقه در زمینه‌ی مهار بیابان‌زایی همکاری کند.

    – مهمترین اهداف تهیه و تنظیم برنامه‌ی اقدام ملّی
این اهداف عبارتند از:
1- تعیین مؤلفه‌های مؤثر در بیابان‌زایی و تعیین سطوح فعالیت‌ها و برنامه‌های اجرایی برای مبارزه با بیابان‌زایی و کاهش آثار خشکی؛
2- تأسیس سامانه‌های هشدار سریع خشکسالی؛
3- افزایش آگاهی‌ها و رشد مقبولیت اجتماعی با محوریت استفاده از منابع؛
4- حفظ محیط زیست و اندوخته‌گاه‌های بوم‌شناختی؛
5-تثبیت تپه‌های ماسه‌ای روان در مناطق بحرانی و تبدیل اراضی شنی و لم یزرع به اراضی تولیدی؛
6- توسعه‌ی برنامه‌های آبیاری پایدار؛
7- کشاورزی پایدار و مدیریت صحیح پوشش گیاهی طبیعی، آب و خاک توسط کشاورزان که در نتیجه منجر به افزایش تولیدات کشاورزی و سودآوری این حرفه می‌شود؛
8- تشویق مشارکت عمومی در برنامه‌ریزی و فعالیت‌های مقدماتی برای یافتن شکل کاربری و بهره‌برداری صحیح اراضی که هر دو در طولانی مدت منجر به کاهش فقر و توقف تخریب سرزمین می‌شود؛
9- کاهش مهاجرت به نواحی شهری از طریق توسعه اقتصادی اجتماعی جوامع روستایی و تاسیس یک الگوی معیشتی جایگزین که تأمین‌کننده درآمد در نواحی مستعد به خشکی است.

بنابراین هدف نهایی این پروژه، ارتقاء، بهبود، یکپارچگی و سلامت بوم‌سازگان‌های طبیعی و حفظ پایداری و عملکرد آنها در اراضی تخریب شده است.

    2-3-2-2- دیگر قوانین و مقررات مرتبط با مهار بیابان‎زایی
   ـ  اقتصاد و منابع طبیعی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران‌
    از اصول مهم اقتصادی قانونی اساسی‌، اصول 44 تا 50 قانون مذکور است. اصل چهل و پنجم قانون اساسی مقرر می‎دارد: «انفال و ثروت‎های عمومی ازقبیل زمین‎های موات یا رها  شده‌، معادن‌، دریاها، دریاچه‌ها،
    رودخانه‌ها و سایرآب‎های عمومی‌، کوه‌ها، دره‌ها، جنگل‎ها، نی‎زارها، بیشه‌های طبیعی‌، مراتعی که ‌حریم نیست. در اخـتیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به ‌آنها عمل کند.» همچنین اصل پنجاهم قانون اساسی می‌گوید: «در جمهوری‌اسلامی‌، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل‎های بعد باید در آن حیات‌ اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی می‎گردد از این رو فعالیت‎های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران ‌آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است‌». اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی‌ایران به‎طور مطلق بیان گردیده و دایره شمول آن اعم از فعالیت‎های زیست محیطی‌است که اثرهای داخلی یا خارجی داشته باشد. همین مفهوم به شکل صریح‎تر و شفاف‎تر در کنوانسیون مقابله با بیابان‎زایی مورد اشاره قرار گرفته است و چنین ‌مقرر شده است‌: «با تأکید مجدد بر اعلامیه ریو در مورد محیط زیست و توسعه ‌که در فصل (2) بیان می‎دارد که دولت‎ها بر طبق منشور ملل متحد و اصول‌حقوق بین‌الملل‌، نسبت به اقدام برای استحصال منابع خود در راستای سیاست‎های‌ زیست‌محیطی و توسعه‌ای خویش حق حاکمیت دارند و همچنین مسئولیت دارند تا اطمینان یابند فعالیت‎هایی که در درون محدوده‌ی حاکمیت یا کنترل آنها  انجام می‎گیرد سبب ورود خسارات به محیط‎زیست سایر دول و مناطق خارج از محدوده فضایی ملی  آنها نشود.»

    ـ  قانون بهره‌برداری از جنگل‎های دریای خزر
    از ابتدای قانون‎گذاری‌، قوانین و مقررات بسیاری با ماهیت اقتصادی به‌تصویب مراجع قانون‎گذاری (مجلس شورای ملی سابق و مجلس شورای اسلامی ‌و هم‎چنین هیأت وزیران‌)، رسیده است که بی شک در بیابان‎زایی وبیابان‎زدایی، نقش اساسی و تعیین کننده‌ای داشته‌اند. زیرا همان‎طور که در کنوانسیون‌بیابان‎زدایی نیز ذکر شده مسـأله بیابان‎زایی فرآیند پیچیده‌ای از عوامل مختلف‌ است که یکی از آنها عامل اقتصادی است که می‎تواند یکی از حلقه‌های تخریب به‌شمار آمده و یا بر عکس عاملی برای حفظ منابع طبیعی و جلوگیری از بیابانی‌شدن سرزمین ایران محسوب شود.
البته همان‎گونه که در پی خواهد آمد بسیاری از قوانین ایران دارای ماهیت‎های ‌دوگانه مثلاً اقتصادی‌، اجتماعی یا اقتصادی، سیاسی و یا تلفیقی از تمامی عناصرفیزیکی‌، زیست محیطی‌، اقتصادی‌، اجتماعی‌، فرهنگی و سیاسی است‌.
در راستای حفظ و حراست از جنگل‎های بحر خزر و جلوگیری از بیابانی‌شدن سرزمین‌، هیأت وزیران در سال 1311 جنگل را به دو دسته تقسیم نموده‌است‌: جنگل‎های صنعتی و غیر صنعتی‌. براساس مصوبه مذکور تبدیــل جنـگل‎های ‌صــنعـتی بـه اراضـی زراعـتی اکـیداً مـمنوع بـوده و مـرتـکب مـورد تعقیب و مجازات قرار خواهدگرفت و در هیچ قطعه از جنگل‎های صنعتی اعم از شخصی و یا دولتی دریک سال اجازه قطع بیش از یک چهلم جنگل داده نخواهد شد (مگر با اجازه وتشخیص اداره کل فلاحت‌).
از نکات جالب توجه دیگر مصوبه این بوده که قطع‎کنندگان اشجار علاوه بر سایر شرایط مقرر، مکلف بودند که تحت مراقبت اداره کل فلاحت در عوض‌اشجار صنعتی قطع شده، اشجار صنعتی غرس  نمایند و هم‎چنین ذغال سوزی‌بدون کسب اجازه قبلی اداره کل فلاحت و در خارج از مناطقی که از طرف اداره‌کل فلاحت معین می‌شد، اکیداً ممنوع بود و متخلفین تحت تعقیب قرار می‎گرفتند و اجازه ذغال سوزی در مناطق جنگل‎های صنعتی به هیچ وجه داده نمی‌شد.
قانون گذار در سال 1321 مجدداً به منظور مراقبت در حفظ و احداث‌جنگل‎ها و نظارت در بهره‌برداری آنها اقدام به تصویب قانون راجع به جنگل‎هانموده که با توجه به زمان تصویب‌، قانون جامع و بسیار مناسبی ارزیابی می‌شود.زیرا در مواد تصویبی آن احکام قابل اجرایی برای مالکین جنگل‎های خصوصی‌، بریدن درخت و تهیه هیزم و ذغال‌، تهیه هیزم برای روستاییان مجاور جنگل وجنگل نشینان‌، قطع درخت برای مصارف روستایی‌، قطع اشجار در محوطه‌خانه‌های روستایی‌، صدور پروانه قطع درخت‌، ضمانت اجرایی لازم‌، وظیفه‌مأمورین دولتی‌، چگونگی استفاده از درخت‎های افتاده جنگل ، سوزاندن عمدی‌جنگل و … وضع گردیده بود.
آیین نامه اجرایی قانون راجع به جنگل در سال 1322 به تصویب هیأت‌وزیران رسید. آیین‌نامه مذکور اگر چه در حال حاضر متروک است، لیکن از لحاظ‌توجه به کلیات و جزییات مربوط به حفظ و مراقبت از جنگل بسیار غنی است وهم اکنون نیز در بسیاری از موارد قابل بهره‌برداری می‌باشد. از قوانین و مقررات‌دیگری که می‎توان در همین راستا نام برد، مصوبه هیأت وزیران درخصوص‌جلوگیری از تهیه ذغال و هیزم غیرمجاز در منـاطـقی کـه قـانون و آیـین‌نـامه راجع به‌جنـگل‎ها به مـوقع اجرا گذاشته شده است (مصوب 1325) و مصوبه هیأت‌وزیران درخصوص ابطال جواز قطع اشجار (مصوب 1325) و لایحه قانونی‌راجع به قطع درخت و صدور چوب گردو و دریافت عوارض چوب‎های صادراتی‌(مصوب 1331) می‎باشد.
 
     ـ  مقررات مربوط به خالصجات دولتی‌
    لایحه قانونی فروش خالصجات دولتی در سال1334 به تصویب مجلس‌شورای ملی رسید. براساس ماده  (1) این قانون‌، وزارت کشاورزی مکلف شد نسبت به فروش کلیه خالصجات اعم از قراء و مزارع و اراضی و قنوات دایر و بایر و مستغلات و ابنیه که ملک قطعی دولت باشد به استثنای مراتع و جنگل‎های طبیعی‌اقدام کند. براساس قانون مذکور خالصجات غیر مزروعی داخل شهرها و معابرو اراضی متصل به شهرها و قصبات و باغات و مستغلات دولتی و قنوات بایر وهم‎چنین اراضی بایر خالصه واقع در نزدیکی شهرها و مراکز بخش‎ها با توجه به‌مقدار آب و خاک و استعداد و موقعیت هر رقبه از طریق مزایده به فروش رسید.هم‎چنین خالصجات دایـر و مـزروعی و مفروز با توجه به استعداد آب و خاک ومرغوبیت زمین و آیش بندی نقشه‎برداری گردید و پس از تعیین قیمت اولیه میان‌کشاورزانی که مستقیماً به امر فلاحت اشتغال داشتند، از طریق قرعه کشی و بدون ‌رعایت تشریفات مزایده حداکثر در هر آیش بندی برای اراضی آبی ده هکتار وبرای اراضی دیمی 15 هکتار،  به اقساط 20 ساله به آنها فروخته شد.

    – قانون  اصلاحات ارضی‌
    قانون اصلاحات ارضی در سال 1339 به تصویب مجلسین سنا و شورای‌ملی رسید. با تصویب آن تغییرات ساختاری فراوانی در چگونگی بهره‌برداری اززمین از حیث مالکیت  ایجاد گردید. بی‌شک قانون اصلاحات ارضی نقطه عطفی‌در تاریخ قانون‎گذاری ایران درخصوص اراضی محسوب می‌شود که نمی‎توان درمطالعات حقوقی و تحلیل وضعیت کنونی تخریب اراضی و بیابانی شدن بخش‌وسیعی از ایران از آن غفلت نمود. به‎موجب ماده (2) قانون اصلاحات ارضی‌، حداکثر مالکیت زمین هر شخص‌در تمام کشور اعم از قطعات متصل یا مجزا مجموعاً چهارصد هکتار (آیش و زیرکشت‌) از اراضی آبی و یا  هشتصد هکتار (آیش و زیر کشت‌) از اراضی دیم و بایر و یا مقداری زمین آبی و دیم و بایر محسوب گردید و مالک می‎توانست به میل‌خود زمین مورد تشخیص خود را به مقدار معین مذکور از اراضی متعلق به خودانتخاب نماید.
به‎طور کلی به‎موجب ماده هفتم قانون اصلاحات ارضی‌، زمین‎های قابل تقسیم، ‌علاوه بر آن‎چه که در ماده   (1) گفته شد، کلیه زمین‎های موات و کلیه اراضی موات وبایری که در نتیجه اقدامات عمرانی دولت قابل کشت می‌شوند، بود.
حقوق‎دانان و صاحب نظران اقتصادی و اجتماعی قانون اصلاحات ارضی را با نگاه‎های ‌مثبت و منفی تحلیل کرده‌اند. بی تردید یکی از نقش آفرین‌ترین قوانین در بستر اجتماعی ایران، به‎خصوص ‌در زمینه روستاها و بخش کشـاورزی تـصویب قانون اصلاحات ارضی است که ‌تمام نظامات بهره‌برداری از زمین و اراضی را دچار تحول کرد و اثرهای آن هم‌اکنون نیز باقی است‌.

    ـ گسترش کشاورزی در قطب‌های کشاورزی‌
    در سال 1354 قانون‎گذار با تصویب یک طرح ملّی اقدام به ایجاد منطقه‌های‌طرح و قطب کشاورزی در منـاطق مخـتلف ایـران نـمود. بـه‎موجب ماده 2 قانون‌گسترش کشاورزی در قطب‌های کشاورزی مناطق طرح و هم‎چنین قطب‌های‌کشاورزی مشمول قانون به شرح زیر بودند: هدف اساسی از اجرای چنین طرح‎ها با گستره وسیع‌، بهره‌برداری کامل ازمنابع آب و خاک‌، از طریق ایجاد تأسیسات زهکشی می‌باشد.
مناطق طرح و قطب کشاورزی  شبکه آبیاری و زهکشی قزوین ، سفید رود، دز، ورامین، گرمسار، زاینده رود، مهاباد، زرینه رود، گرگان رود، مغان، مرودشت، جیرفت، کارون، مارون،‌ میناب ، ساوه، لار(مازندران)، بمپور، گلپایگان و سیستان است.

     ـ  قانون ملی شدن جنگل‎ها و مراتع کشور
    قانون ملی شدن جنگل‎های کشور در سال 1341 به تصویب هیأت وزیران رسید و به موجب آن عرصه و اعیان کلیه جنگل‎ها و مراتع و بیشه‌های طبیعی و اراضی جنگلی کشور جزء اموال عمومی محسوب و متعلق به دولت تلقی شد و حتا دایره شمول حکم قانون وارد مالکیت‌های خصوصی مردم و کسانی که‌دارای سند مالکیت بودند، شد. به‎موجب ماده (2) قانون مذکور حفظ، احیا و توسعه جنگل‎ها و مراتع به عهده سازمان جنگل‎بانی ایران قرار گرفته، بر همین اساس سازمان جنگل‎بانی مجاز گردید بهره‌برداری از منابع را رأساً عهده‌دار شود و یا باانعقاد قراردادهای لازم به عهده اشخاص واگذار کند. مطابق ماده هشتم قانون‌پیش گفته‌، برای مصارف روستایی جنگل نشینان و دهکده‌های مجاور جنگل با توجه به میزان واقعی احتیاج آنها بدون دریافت بهره مالکانه اجازه بهره‌برداری‌ صادر کند.
آیین‌نامه اجرایی قانون ملی شدن جنگل‎ها در سال 1342 به تصویب هیأت وزیران رسید و برای نخستین‎بار تعاریف واژگان متداول منابع طبیعی در اصل‌مقرره به‎صورت شفاف درج گردید و در فصول مختلف چگونگی بهره‌برداری به‌تفصیل بیان شد. قانون فوق در حال حاضر به‎عنوان قانون مادر و مرجع در عرصه‌ اقتصاد جنگل‎ها و مراتع و سایر زمینه‌ها مورد بهره‌برداری است و در مورد تهیه برنامه اقدام ملی حتماً باید مورد توجه و لحاظ قرار گیرد.
به‎موجب تبصره 5 ماده 34 اصلاحی قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‎ها و مراتع و اصلاحات بعدی مـصوب 1346 هـیأت وزیـران که در مورخه 1373 به‌تصویب رسیده است. برای نخستین بار به‎طور جدی به وزارت جهادسازندگی‌اجازه داده شده است به منظور مشارکت مردم در امر بیابان‎زدایی باتهیه طرح‎های اجرایی و تأمیـن امـکانـات و نهاده‎های لازم‌، اراضی بیابانی و کویری‌و مستعد را در قالب طرح‎های مصوب درختکاری و بوته‌کاری و مرتع‎داری وآبخیزداری به اشخاص حقیقی و حقوقی با اولویت ایثارگران واگذار نماید. واگذاری قطعی این گونه اراضی منوط به گذشت حداقل پنج سال از واگذاری‌موقت مشروط به انجام طرح به تشخیص سازمان جنگل‎ها و مراتع گردیده و نحوه‌واگذاری موقت و قطعی و میزان اراضی قابل واگذاری را به آیین نامه‌ای که (آیین نامه ‌موصوف در سال 1375 به تصویب هیأت وزیران رسیده است‌)، به تصویب هیأت‌وزیران می‎رسد،  احاله نمود.
مفاهیم «اراضی بیابانی‌» و «اراضی کویری‌» برای اولین بار در آیین‌نامه ‌فوق‌الذکر تعریف شده است‌. به‎موجب بند الف آیین‌نامه مذکور، اراضی بیابانی‌عبارتند از: اراضی خشک، نیمه خشک و نیمه مرطوب که فاقد پوشش‌گیاهی پایا بوده و یا پوشش گیاهی طبیعی دایمی آن به میزانی است که بهره‌برداری‌ از آن در شرایط طبیعی مقرون به صلاح و صرفه نباشد. به نظر می‎رسد تعریف فوق، ‌صرف نظر از نگاه اقتصادی آن به اراضی بیابانی با تعریف کنوانسیون مبارزه با بیابان‎زایی همخوانی داشته باشد.
هم‎چنین بند ب ماده (1) آیین نامه،  زمین کویری را این‎گونه تعریف‌ کرده است «اراضی کویری پست‌ترین نقاط اراضی بیابانی هستند که دارای سخت‌ترین شرایط محیطی بوده و به‎طور طبیعی توان تولید بیولوژیکی نداشته باشند».

    ـ   ده‌نشین کردن طوایف و عشایر و جلوگیری از تخریب مراتع‌
    با تصویب قانون اجازه فروش املاک واقعه در اطراف پل ذهاب برای‌ده‎نشین کردن طوایف، مصوب سال 1311، وزارت دارایی موظف گردید که املاک‌خالصه واقعه در اطراف پل ذهاب را کلاً یا به قطعات جزء با رعایـت قوانین‌مربوطه و با شرط این‎که خریداران مکلف باشند در ظرف مدتی که در موقع معامله‌با دولت معین خواهد شد، کلیه ساختمان‎ها و آبادی‎ها را به جهت ده‎نشین‌کردن طوایف آماده کنند و وسایل ده نشینی را در اختیار آنان بگذارند، به‌فروش‌ رساند.
ناگفته پیداست که یکی از عوامل مهم تخریب مراتع، بهره‌برداری نادرست وحرکت‎های نابه‎جای عشایر کوچ‎رو است که قانون فوق، به هدف ایجاد محدودیت ‌برای عشایر اقدام به چنین کاری نموده است‌.
‌به‎موجب لایحه ازدیاد سهم کشاورزان و سازمان عمران کشاورزی مصوب‌سال 1331، از سهم مالکانه املاک زراعی و علف چر و عواید مراتع و جنگل، بیست درصد کسر و به اضافه از محصول شتوی و صیفی که عین‌آن بین مالک و زارعین تقسیم می‌شد، در موقع برداشت ده‌درصد از سهم مالکانه‌ بین زارعین که آن محصول را عمل آورده‌اند؛ تقسیم می‌شد ده درصد دیگر از سهم مالکانه به صندوق‎های عمران و تعاون ده و دهستان و بخش واریز می‌گشت‌.
به‎موجب ماده شانزدهم قانون مذکور، به منظور جمع‎آوری عایدات ‌صندوق‎های عمران و تعاون و مراقبت در انجام عملیات عمرانی و اجتماعی، ‌شوراهایی در هر قریه و دهستان و بخش و شهرستان تشکیل می‌شد.
بررسی محتوایی قانون فوق بیانگر این است که قانون‎گذار در طی ادوار مختلف قانون‎گذاری همواره در جهت ایجاد تشکیلات مناسب برای فضاهای‌روستایی تلاش داشته است؛  لیکن دلایل عدم کامیابی‎ها را شاید بتوان درریشه‌های فرهنگی و تنوع جوامع مختلف روستایی و گوناگونی اقتضائات هر یک‌ از آنها یافت که متعاقباً به عوامل یادشده اشاره خواهد شد.

    ـ  تشکیل شوراهای کشاورزی‌
    روش آزمایش و خطا به شکل بسیار روشن در تفکر قانون‎گذار ایران همواره ‌مشاهده می‌شود. سیر تشکیل تشکل‎های مختلف که با تصویب قانون‎گذار پای درعرصه اجتماعی کشور نهاده‌اند، مؤید همین مطلب است‌. در سال 1338 قانون‌راجع به تشکیل شوراهای کشاورزی به منظور تمرکز دادن نقطه نظرات کشاورزان‌ و حمایت آنان و در جهت تقویت همکاری با یکدیگر و با وزارت کشاورزی به‌تصویب رسید. شورای کشاورزی کلیه نظریات خود را نسبت به اوضاع‌کشاورزی محل به وزارت کشاورزی اعلام می‌نمود اعضای شورای کشاورزی درتهران 30 نفر و در مرکز هر استان 15 نفر و در شهرستان‎ها 9 نفر تعیین گردیده بود. وزارت کشاورزی موظف شده بود که نظریات شورای کشاورزی را در کلیه امورکشاورزی مورد توجه قرار دهد و در صورتی‎که پیشنهاد آنها را موجه ندانست درظرف مدت یک ماه مستدلاً جواب بدهد و چنان‎چه شورای مرکز و یا شورای‌کشاورزی شهرستان‎ها به جواب وزارت کشاورزی قانع نشد، می‎تواند موضوع را به‌«هیأت دولت‌» برای رسیدگی احاله کند.
در قوانین بعدی که در ایران به تصویب رسیده است، این چنین توجهی به ‌امر کشاورزی و نظرات کشاورزان دیده نمی‌شود.

  ـ  واگذاری زمین به تحصیل‎کرده‌های کشاورزی‌
   بهره‌گیری از همه منابع به‎خصوص نیروی انسانی تحصیل کرده که باهزینه‌های ملی پرورش یافته‌اند در سال 1338 مورد عنایت قانون‎گذار قرار گرفته است‌. به‎موجب ماده (1) قانون، راجع به واگذاری زمین به تحصیل‎کرده‌های کشاورزی به‌وزارت کشاورزی اجازه داده شد به هر یک از تحصیل کرده‌های کشاورزی که‌حـاضر شوند در محل مورد زراعت سکونت نموده و امور کشاورزی یا دامپروری  را بر عهده بگیرند، میزان لازم اراضی خالصه دولتی در اختیار آنها قرارگیرد. براساس‌این قانون به مهندسین کشاورزی و دکترهای دامپزشکی و به‎طور کلی به اشخاصی که در یکی از رشته‌های کشاورزی دارای درجه لیسانس یا بالاتر بودند و یا به‌دیپلمه‌های کشاورزی و دیپلمه‌های دامپزشکی (فارغ‌التحصیلان دبیرستان‎ها یادانش‎سراهای کشاورزی و دامپزشکی‌) زمین، واگذار گردید طرح فوق یکی ازمناسب‎ترین طرح‎هایی بود که در زمان حاکمیت قانون پی‌ریزی شد، امّا در طول‌مقررات قانون‎گذاری و نابسامانی‎های بخش کشاورزی عقیم و متروک ماند.

    ـ  تشکیل سپاه بهداشت و ترویج آبادانی‌
    کنوانسیون مقابله با بیابان‎زایی به مسأله بهداشت به عنوان یکی از حلقه‌های‌ فرآیند پیچیده مقابله با بیابان‎زایی می‌نگرد و هم‎چنین تأکید فراوانی برآموزش‎های ترویجی دارد. در مقررات داخلی ایران قانون سپاه بهداشت در سال‌1343 به تصویب قانون‎گذار رسید. در ماده (1) قانون مذکور بیان می‎دارد که به‌منظور تعمیم بهداشت و درمان در روستاها و مناطق روستایی کشور سپاه بهداشت ‌مرکب از گروه پزشکی و گروه کمک پزشکی تشکیل می‎گردد.
در سال 1344 به منظور بالا بردن سطح زندگی و تأمین رفاه روستاییان وآشنا ساختن آنان با اصول جدید کشاورزی و طرق ازدیاد تولیدات زراعی و دامی ‌و ارشاد و توسعه و بهبود و ترویج صنایع روستایی و راهنمایی در امور مربوط به ‌آبادانی و نوسازی روستاها سپاه ترویج و آبادانی تشکیل گردید. سپاه ترویج وآبادانی مرکب بود از مشمولین دیپلمه و بالاتر که اضافه بر نیازمندی‎های ارتش ‌تشخیص داده شوند، به استثنای افرادی که برای خدمت در سپاه دانش و سپاه بهداشت ‌اختصاص داده می‌شوند.
اصل یکصد و چهل و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی که مقرر می‎دارد: «دولت باید در زمان صلح از افراد و تجهیزات فنی ارتش در کارهای امدادی‌،آموزشی‌، تولیدی و جهادسازندگی با رعایت کامل موازین عدل اسلامی استفاده‌کند…» مشابهت زیادی به قانون مورد اشاره دارد که بعداً در توضیح این اصل وارتباط آن با بحث مبتلابه این گزارش اشاراتی خواهیم‎کرد‌.

    –  تعاونی کردن تولید و یکپارچه سازی اراضی در حوزه عمل شرکت‎های‌تعاونی روستایی‌
   به منظور یکپارچه کردن قطعات اراضی مزروعی زارعین داوطلب‌ عضوشرکت‎های تعاونی روستایی در هر یک از دهات حوزه عمل آن شرکت‎ها در جهت‌امکان حداکثر بهره‌برداری از منابع آب و خاک کشور از طریق تأسیس شبکه‌های‌ نوین آبیاری‌، تسطیح اراضی مزروعی و احداث راه‎های ارتباطی بین دهات وآشنا ساختن اعضای شرکت‎های تعاونی مزبور با اصول و شیوه‌های جدید کاشت‌، داشت و برداشت و هم‎چنین استفاده صحـیـح از وسایل و ماشین‌آلات کشاورزی ‌متناسب با شرایط محلی با رعایت نظام تعاون و احیای اراضی بایر و مسلوب‌المنفعه و موات واقع در منطقه عمل شرکت‎های مزبور یا مجاور آن وهم‎چنین فراهم کردن امکانات و تسهـیـلات بـیشتر بـرای توسعه و بهبود و ایجاد صنایع دستی و تبدیل فرآورده‌های دامی و زراعی و گسترش فعالیت‎های مفید غیرکشاورزی در حوزه عمل این شرکت‎ها و در نتیجه فراهم شدن موجبات افزایش تولید و درآمد سرانه سکنه روستاها و تأمین رشد مداوم اقتصادی کشور به وزارت‌اصلاحات ارضی و تعاون روستایی در سال 1349 اجازه داده شد که بارعایت اصل مالکیت فردی کشاورزی و تأمین حقوق ناشی از آن به‎تدریج ومتناسب با امکانات و مقدورات دولت و هم‎چنین استقبال کشاورزان از برنامه‌ یکپارچه کردن اراضی مزروعی و تعاونی نمودن تولید در حوزه عمل شرکت‎های‌ تعاونی روستایی اقدام به اجرای برنامه مذکور نماید.
در همین راستا هم‎چنین می‎توان از قانون تشکیل شرکت‎های سهامی زراعی‌نام برد که با هدف افزایش درآمد سرانه کشاورزان و آشنا نمودن زارعان با اصول‌و شیوه‌های پیشرفته کشاورزی و دامداری و دامپروری و جلوگیری از خردشدن وتقسیم اراضی مزروعی به قطعات کوچک غیر اقتصادی و افزایش میزان سطح زیرکشت کشور با استفاده از اراضی بایر و موات و مسلوب‌المنفعه و توسعه ‌فعالیت‎های غیر کشاورزی وضع شده است‌.

    ـ  قانون کار کشاورزی و صندوق امداد روستاییان‌
    قانون کار کشاورزی در سال 1353 به تصویب مجلس سنای آن‎زمان رسید. قانون مذکور دارای مقررات نسبتاً کاملی اعم از شناخت مشاغل کشاورزی‌، مدت‌کار، تعطیلات و مرخصی‌ها، شرایط کار زنان و اطفال‌، مزد یا حقوق‌، حل‌اختلاف‌، حفاظت فنی و بهداشت کار، شورای عالی کار کشاورزی و تخلفات وجرایم و ضمانت اجرایی می‌باشد. فراموش نشود که امر بیابان‎زایی فرآیند پیچیده‌ای از عوامل مختلف است که باید مورد توجه قرار گیرند.
از سوی دیگر به منظور کمک و مساعدت به شرکت‎ها و اتحادیه‌های تعاونی‌روستایی و شرکت‎های سهامی زراعی و شرکت‎های تعاونی و تولید روستایی وروستاییان عضو این شرکت‎ها و سایر زارعان و هم‎چنین کشـاورزان خـرده مـالـک ومـالـکان باغات حداکثر دو هکتاری که در نتیجه وقوع حوادثی از قبیل زلزله، سیل،
آتش‎سوزی، خشکسالی‎ و سایر سوانح طبیعی دچار خسارت شده باشند،  درسازمان مرکزی تعاون روستایی ایران صندوقی به نام صندوق امداد روستاییان‌ تشکیل گردید.
لازم به ذکر است که صندوق امداد روستاییان در سال 1358 با تصویب‌شورای انقلاب لغو گردید و به جای آن صندوق کمک به تولیدکنندگان خسارت‌دیده محصولات کشاورزی و دامی جایگزین شد.

    ـ  مبارزه با آفات و امراض نباتی‌
    آفات و امراض نباتی نقش بسزایی در تخریب نباتات و در نتیجه تسهیل امربیابان‎زایی دارند. لایحه قانونی مبارزه با آفات و امراض نباتی در سال 1331 به تصویب‌مجلس شورای ملّی رسیده است. به‎موجب مقرره مذکور، آفات و امراض نباتی به‌دو دسته تقسیم شده‌اند:
الف ـ آفات و امراض بومی که در داخل کشور وجود دارد و حوادث طبیعی‌که جلوگیری از آنها عملاً میسر است‌.
ب ـ آفات و امراض قرنطینه که از خارج کشور به داخله سرایت می‌کند. مطابق ماده (2) لایحه قانونی موصوف‌، دفع آفات و امراض بومی به طور کلی به‌عهده مالکین است، مگر آن قسمت از آفات و امراض بومی که به‎موجب این‌لایحه و یا آیین نامه مربوط، مبارزه با آنان به عهده وزارت کشاورزی محول‌می‌باشد. براساس ماده (3) این لایحه‌، وزارت کشاورزی موظف است برای دفع‌آفات و امراض بومی که به عهده مردم است از نظر حفظ بهبود محصول‌،اطلاعات کافی از قبیل نوع آفات و امراض، حدود مناطق آلوده، تاریخ شروع‌مبارزه و خاتمه آن، طرز مبارزه و نوع و تعداد ماشین و سایر وسایل و محل تهیه‌وسایل و مواد لازم برای مبارزه در اختیار آنان بگذارد.
قانون فوق با اندکی تغییرات در سال 1334 مجدداً به تصویب و اجرا رسیده‌است‌.
از سوی دیگر در سال 1338 به منظور اطلاع از چگونگی مطالعات وعملیات، مبارزه بیولوژیکی آفات در کشورهای جهان به دانشگاه تهران اجازه داده‌شده است که عضویت کمیسیون بین‌المللی مبارزه بیولوژیکی آفات را بپذیرد وحق عضویت آن را پرداخت نماید. از سوی دیگر دولت ایران در سال 1351 به کنوانسیون بین‌المللی حفظ نباتات پیوسته است‌.هم‎چنین با تصویب‎نامه دیگری توسط مجلس شورای ملّی دولت ایران به کنوانسیون‌ تأسیس سازمان حفظ نباتات مدیترانه‌ای و اروپایی ملحق شده است‌.

     ـ   حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها و روستاها
    به منظور حفظ و گسترش فضای سبز و جلوگیری از قطع بی‌رویه درخت درشهرها و روستاها قانونی در سال 1352 به تصویب مجلس شورای ملی رسید که به موجب آن‌، از قطع بی‌رویه درختان و قطع هر نوع درخت در محدوده قانونی وحریم شهرها بدون اجازه شهرداری و در روستاها در هر منطقه که دولت تصویب‌و آگهی نماید، جلوگیری به‎عمل می‌آمد.
آیین نامه ماده (1) قانون مذکور در مورخه 1353 به تصویب هیأت وزیران‌رسید و متضمن شرایط مختلف چگونگی قطع درخت و محدودیت‎ها وممنوعیت‌های مربوط به آن است. قانون و آیین‌نامه مذکور هنوز هم دارای‌قابلیت اجرایی است و قوانین و مقررات آن منطبق بر زمان، به نظر می‌رسند.

    ـ  حفاظت و بهسازی محیط زیست‌
    کنوانسیون تنوع زیستی با کنوانسیون مقابله با بیابان‎زایی ارتباط تنگاتنگی دارند. حتا بسیاری از مواد تصویبی آنها عیناً شبیه هم هستند،  زیرا مقوله‌بیابان و بیابان‎زایی خود یکی از موضوعات محیط زیست است‌.قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست در سال 1353 به تصویب‌قانون‎گذار ایران رسیده است. به‎موجب ماده (1) آن حفاظت و بهبود و بهسازی‌محیط زیست و پیشگیری و ممانعت از هر نوع آلودگی و هر اقدام مخربی که‌موجب بر هم خوردن تعادل و تناسب محیط‌ زیست می‌شود، هم‎چنین کلیه امورمربوط به جانوران وحشی و آبزیان آب‎های داخلی از وظایف سازمان حفاظت‌محیط زیست است‌.
آیین‌نامه اجرایی قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست در سال 1354 به‌تصویب هیأت وزیران رسیده و در مقررات مختلف به تفصیل در خصوص مقررات مربوط به پارکهای ملّی، آثار طبیعی ملّی‌، پناهگاه حیات وحش و مناطق‌حفاظت شده و هم‎چنین شورای‎عالی محیط زیست و وظایف آن و اجرای‌برنامه‌های آموزش حفاظت و بهسازی محیط‌ زیست و گارد محیط زیست و …پرداخته است‌.

     ـ  مقررات مربوط به آب و خاک‌
    آب رابطه مستقیمی با بیابانی شدن و خشکسالی‎ دارد و کمبود آن یکی ازعلل اساسی تخریب اراضی و بیابان‎زایی است‌.
قانون آب و نحوه ملّی شدن آن در سال 1347 به تصویب مجلس شورای‌ملّی رسید و به‎موجب آن کلیه آب‎های جاری در رودخانه‌ها و انهار طبیعی و دره‌ها وجویبارها و هر مسیر طبیعی دیگر اعم از سطحی و زیرزمینی و هم‎چنین سیلاب‎ها وفاضلاب‎ها و زه‎آب‎ها و دریاچه‌ها و مرداب‎ها و برکه‌های طبیعی و چشمه‌های آب‌معدنی و منابع آب‎های زیرزمینی ثروت ملّی محسوب و متعلق به عموم قرار گرفت‌و مسئوولیت حفظ و بهره‌برداری این ثروت ملّی و احداث و اداره تأسیسات‌توسعه منابع آب به وزارت آب و برق محول شد.
قانون توزیع عادلانه آب، در سال 1361 به تصویب مجلس شورای اسلامی‌رسید. ماده (1) قانون مذکور می‌گوید: «براساس اصل 45 قانون اساسی جمهوری‌اسلامی ایران‌، آب‎های دریاها و آب‎های جاری در رودها و انهار طبیعی و دره‌ها و هرمسیر طبیعی دیگر اعم از سطحی و زیرزمینی و سیلاب‎ها و فاضلاب‎ها و زه‌آب‎ها ودریـاچـه‌هـا و مـرداب‎ها و برکه‌های طبیعی و چشمه‌سارها و آب‎های معدنی و منابع‌آب‎های زیرزمینی از مشترکات بوده و در اختیار حکومت اسلامی است و طبق‌مصالح عامه از آنها بهره‌برداری می‌شود. مسئوولیت حفظ و اجازه و نظارت بربهره‌برداری از آنها به دولت محول می‌شود.
قانون توزیع عادلانه آب درخصوص احکام مالکیت عمومی آب و حدود و مقررات مربوط به آب‎های‌ زیرزمینی و چگونگی بهره‌برداری‌، وضعیت آب‎های سطحی و شیوه استفاده از آن‌ را تحت عنوان مصرف معقول‌ مورد توجه قرارداده و در پنج فصل به تصویب قانون‎گذار رسید. هم‎چنین وزارت نیرو به عنوان متولی مسایل آب و نیز در مورد تکالیف و اختیارات آن وزارت و همین‎طور تخلفات و جرایم و مقررات مربوطه به‌جبران خسارت بحث دقیق و فنی و کارشناسی شده است‌.
صرف نظر از پاره‌ای نقاط ضعف که در قانون مذکور مشاهده می‌شود،  با این‌وصف هم اگر به درستی اجرا شود، نقش بسیار بسزایی در مقابله با بیابان‎زایی دارد. بنابر این قانون فوق به گونه‌ای‌، در حال حاضرمنشور ملّی کشور ایران در چگونگی استفاده و بهره‌برداری از آب محسوب می‌شود و در نوع خود قانونی‌مناسب و پیشرفته می‌باشد. گر چه مقررات دیگری در سطح کلان در قانون برنامه‌سوم توسعه اقتصادی‌، اجتماعی‌، فرهنگی مصوب 1379 نیز پیش بینی شده است‌.
در راستای بهره‌منـدی از علم پیشرفته روز درخصوص آب‌، مؤسسه‌تحقیقات منابع آب تأسیس گردیده که مؤسسه مزبور به انجام آزمایشات‌هیدرولیکی و بررسی‎های مربوط به منابع آب با استفاده از ایزوتوپ‎های محیطی وغیره می‌پردازد.
قانون تثبیت آب‎بهای کشاورزی در سال 1369 به تصویب مجلس شورای‌اسلامی رسیده است و براساس مقرره مذکور آب‎بهای دریافتی از کشاورزان وزارعین با توجه به اولویت تخفیف برای زراعت‎های استراتژیک تعیین گردید. دستورالعمل قانون مذکور نیز در مورخه 14/6/69 به تصویب وزارت نیرو رسید و به تفصیل درخصوص شیوه‌های تحویل آب به کشاورزان و نحوه وصول آب‌بها و میزان آن،  موادی را درج نموده است‌.
از مقررات دیگر قابل مطالعه جهت بررسی مسایل مربوط به بیابان‎زدایی‌، آیین‌نامه اجرایی بهینه‎سازی مصرف آب کـشاورزی اسـت‌، کـه بـه موجب آن‌محاسبات لازم درباره خالص نیاز آبی محصولات مختلف کلیه مناطق آبیاری وهم‎چنین تعیین الگوی مصرف بهینه بیان گردیده است‌. لازم به ذکر است که دولت ایران در سال 1346 به عضویت کنفرانس بین‌المللی سدهای بزرگ و آبیاری وزهکشی در آمده است‌.
از محوری‌ترین مسایل دیگری که در عرصه بیابان‎زدایی باید موردبررسی و مطالعه قرار گیرد، مسایل مربوط به خـاک و بالاخص مقررات حاکم بر آن در بستر قانون‎گذاری ایران می‌باشد. در همین راستا قانون راجع به تأسیس شرکت‌سهامی آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک در سال 1362 و قانون حفظ و تثبیت کناره‌و بستر رودخــانـه‌های مرزی در همان سال به تصویب مجلس شورای اسلامی‌رسیده است. براساس آن قانون وزارت کشاورزی حفظ پوشش نباتی و غرس‌اشجار برای تحکیم و تثبیت کناره‌ها و هم‎چنین اجرای طرح‎های حفاظت خاک وآبخیزداری در حوزه آبخیز رودخانه‌های مرزی را به عهده خواهد داشت‌.
در سال 1369 قانون تفکیک وظایف وزارتخانه‎های کشاورزی و جهادسازندگی به‌تصویب رسید. به موجب تبصره 2 قانون مذکور اهداف‌و وظایف تفصیلی وزارتخانه‌های فوق‌الذکر از تصویب هیأت وزیران گذشت. ‌مطابق بندهای 5 و 6 وظایف در زمینه منابع طبیعی‌، تهیه و اجرای ‌طرح‎های  لازم  در  زمینه آبخیزداری، حفاظت خاک، تثبیت ماسه‎های روان، بیابان‎زدایی، حفظ و ایجاد پوشش نباتی و غرس اشجار برای تحکیم و تثبیت کناره‌ها وهم‎چنین اجرای طرح‎های حفاظت خاک و آبخیزداری در حوزه‌های آبخیز، به‌عهده وزارت جهادسازندگی قرار گرفته است‌.

     ـ  انفجار جمعیت و تخریب منابع طبیعی‌
    در قوانین و مقررات ایران تا سال 1372 مقرره خاصی در مورد تنظیم‌خانواده و جمعیت ملاحظه نمی‎شود. قانون‎گذار در  این سال با تصویب قانون‌تنظیم خانواده و جمعیت اولین گام جدی خود را درخصوص کنترل جمعیت‌برداشت‌.
به‎موجب ماده (2) قانون مذکور وزارتخانه‌های آموزش و پرورش‌، فرهنگ وآموزش عالی‌، بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و فرهنگ و ارشاد اسلامی‌موظف به اجرای برنامه‌هایی شدند. وزارت آموزش و پرورش موظف شده است‌که مطالب آموزشی مربوط به جمعیت و تأمین سلامتی مادران و کودکان را در متون درسی خود به نحوی مؤثر بگنجاند. هم‎چنین وزارتخانه‎های علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت‌، درمان و آموزش پزشکی، مؤظف به ایجاد یک واحد درسی به نام جمعیت و تنظیم خانواده در کلیه‌ی رشته‌های آموزشی هستند و وزارت ‌فرهنگ و ارشاد اسلامی مؤظف است که زمینه‌های جلب مشارکت فعال و مؤثر روزنامه‌نگاران‌، فیلم‌سازان و سایر هنرمندانی را که به نحوی با آن وزارتخانه ‌ارتباط دارند، به منظور ارتقاء سطح آگاهی‎های عمومی از برنامه‌های جمعیت و تنظیم خانواده فراهم کند. دست آخر این‎که سازمان صدا وسیمای جمهوری‌اسلامی ایران مؤظف شده‌، به منظور ارتقاء سطح آگاهی‌های عمومی در تأمین ‌سلامت کودکان و مادران و جمعیت برنامه‌های آموزشی رادیویی و تلویزیونی به‌طور مستقیم و غیر مستقیم تهیه و پخش کند.

    البته قوانین و تبصره‌های حقوقی دیگری هم در برنامه‌های 5 ساله سوم و چهارم و نیز مقررات دیگر وجود دارد که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر این حوزه مؤثر یا متأثر هستند.

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا