لحظه‌ها و نکته‌ها

جدولی که افتخارآفرین نیست! هست؟

اخیراً نام سیاهه‌ای از کشورها بر اساس سال تأسیس آنها بر روی ویکی پدیای انگلیسی با عنوان: List of countries by statehood قرار گرفته که در نگاه نخست می‌تواند برای هر ایرانی وطن دوستی، شوق آفرین و دلپذیر باشد. زیرا بر بنیاد این جدول، هیچ دولتی در جهان نمی‌تواند ادعا کند که قدمتی بیشتر از “دولت ایرانی” دارد؛ دولتی که عمرش به 3300 سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد. کافی است این قدمت را با یونان، به عنوان کهن‌ترین دولت اروپا مقایسه کنید که 2 هزار سال پس از ایران اعلام موجودیت کرده است و یا کشوری همچون فرانسه که قدمتش به سال 486 پس از میلاد می‌رسد.

ماجرا حتا هنگامی تأمل‌برانگیزتر می‌شود که دریابیم تقریباً همه‌ی کشورهایی که هم‌اکنون در جدول‌های توسعه‌ی انسانی رتبه‌هایی به مراتب بیشتر از ایران دارند، عمر حکومتی‌شان به یک دهم دولت ایران هم نمی‌رسد!
با این پیش‌درآمد، می‌خواستم از شما بپرسم: آیا تماشای این جدول و دانستن جایگاه تاریخی مدنیت در سرزمینی که در آن زیست می‌کنید؛ حالتان را خوش می‌کند یا ناخوش؟ و چرا؟
راستی چرا آن قدمت نتوانست آن گونه که کشورهایی همچون کره، چین و ژاپن را به سرآمدگی در جهان رساند، برای ما، مصری‌ها، ارمنستانی‌ها و اتیوپی‌هایی ها هم شوکت و افتخار و آقایی در هزاره‌ی سوم به ارمغان آورد؟
ما کجای راه را اشتباه رفتیم دوستان؟

پیوست:

فرهاد عزیز بر این باور است که شاید این یادداشت، پاسخ پرسشم را بدهد! نظر شما چیست؟

دل‌نوشته‌ها - محمد درویش

چرا «دل‌نوشته‌ها»؟! «دل‌نوشته‌ها» همه‌ی آن چیزی را هدف قرار داده كه به بهانه‌ی «مهار بیابان‌زایی» نمی‌توانم در موردش بنویسم! كاری كه البته در طول دو سه سال گذشته انجام می‌دادم!! دل‌نوشته‌ها، پنجره‌ای است كه از قاب آن به جهان پیرامونم می‌نگرم؛ اگر گاه‌گاهی احساس می‌كنید كه آن قاب تنگ‌تر از آن چیزی است كه باید باشد، هدایتم كنید؛ امّا اگر فراخ‌تر به نظر رسید، رهایش كنید تا دست‌كم اندكی از تنگی پنجره‌های اطراف را تعدیل ساخته و به دنبال فصول از سرِ گل‌ها بپرد...

نوشته های مشابه

102 دیدگاه

  1. سلام
    من فکر می کنم هر ایرانی که بدنیا می آید در گوشش می گویند ما چنین بودیم و چنان و پول نفت داریم و ثروت مندیم و …
    ولی در بعضی از کشورهای توسعه یافته مثل ژاپن به آنها می گویند ما کشور فقیری بودم با زجر و زحمت به اینجا رسیدیم کشور ما نفت ندارد ولی تلاش خواهیم کرد که با پتانسیل های دیگر جای نفت را بگیریم و …
    به این دلیل است که آنها پیشرفت دارند .
    آری ما نیز وقتی نام کشورمان را در صدر جدول دیدیم ناراحت شدیم چرا؟ چونکه با خود سوال می کردیم که پس آنهمه تمدن و فرهنگ و قدمت چه شد؟ فدای چه شد؟
    بدرود.

    پاسخ:

    درود بر ابوحنانه عزیز … من البته شک دارم که در گوش فرزندان ژاپن چنین پیام هایی خوانده شود! از قضا ژاپن در شمار معدود امپراطوری های کهن جهان است که هنوز موقعیت ممتاز خود را حفظ کرده با وجود آن که شدیدترین خفت بارترین شکست های تاریخ را در طول یکصد سال اخیر متحمل شده و حتا مزه بمب اتم را هم چشیده است. اما از قضا همواره همان پشتوانه تاریخی ژاپن را محفوظ داشته است. من باور ندارم که باید گذشته خویش را انکار کرده و یا به فراموشی بسپاریم. مشکل جای دیگری است هموطن فرزانه بوشهری من …

  2. این از اون نوشته هاست که اصلاً نمیشه از کنارش به همین راحتی گذشت ، هر چند نوشته های شما اغلب اینچنین تامل برانگیزند و …
    من نه سیاستمدارم و نه آگاهی ام در حدی است که بتوانم یک همچین مقوله ی مهمی رو به تفسیر بکشم ولی بعنوان یک ایرانی نمی خواهم و نمی توانم هم ساکت بمانم و فکر کردن در این مورد را وظیفه و حق خودم میدانم!
    و اما گاهی نگاه و توجه به قدمت چندین هزار ساله ی کشورم از یک سو باعث مباهاتم میشه و از سوی دیگه باعث خشم و ناراحتی و حتی گریه ام ! گاهی می مانم به آن ببالم و یا بگریم ! البته در چند ساله ی اخیر بیشتر گریستم !!!
    گمونم تنها اینکه چه بودیم مهم نیست ، اینکه در حال حاضر هم چه هستیم مهم است . واقعاً چه کسانی و چرا و به کجا رسوندند مارا ؟ البته بنظرم فقط حکومتها مقصر نیستند ، قطعاً ملتها هم در سونوشتشان خیلی دخیلند . ما دور از جون شما و همه ی خوانندگان فرهیخته ی شما ، کم جاهل در این مملکت نداریم ! حال چه امی باشند و چه مثلاً تحصیلکرده و … کافیست نگاهی به دور و برمون بندازیم! اصلاً حکومتها همیشه سعی دارند ملت را به معنای واقعی جاهل نگهدارند و از دانائی شان در هراسند تا اینگونه همه چیز و همه کس را به تاراج ببرند و … این را می توان بطور وضوح البته با کمی چشم و دل بصیرت بین دید و لمس کرد … دانشمندان ما در کجاها بسر می برند ؟! اگر داخل کشور باشند که معلوم است در کجا هستند ! البته خیلی خوب است تاریخ را مرور کنیم همیشه از آن می توان درسهای خوبی گرفت . ملتی که تاریخش را نداند و نخواند لاجرم دوباره و شاید هم چندباره آنرا تکرار خواهد کرد . برویم ببینیم سرمایه های واقعی کوروش و داریوش کبیر چه بوده و … نمی خواهم خودم را گول بزنم و فقط به گذشته ببالم ؛ می خواهم واقع بین باشم و به حال زار همه ی ما در حال حاضر بگریم !
    امیدوارم خداوند ذره ای ، فقط ذره ای از نور آگاهی اش را در دلهای مردمان کشورم و صد البته در دل خودم هم بتابد ! همین !
    درود

    پاسخ:

    ممنون از شما بابت حضور مؤثرتان در این بحث. به نکته مهمی اشاره کرده اید. در بررسی آسیب شناسی آن عظمت و این وضعیت باید یادمان باشد که نمی توان بین حکومت گران و مردم تفاوت قایل شده و همه ی تقصیرها را به گردن مشتی حاکم وطن فروش یا جاهل انداخت.
    درود …

  3. شاید ، تصویر این جدولِ افتخار آفرین مثل آلبوم های عکس کودکی و جوانی است که ، سالخورده ای در بستر افتاده ، می بیند
    دلش شاد می شود از آن همه سر زندگی و رویای آن روزها را می بیند
    و به خودش که می آید ، خود را خسته و از پا افتاده می بیند …
    با این تفاوت که
    آن پیر ؛ سیر طبیعی ِ زندگی اش را طی کرده و شاید آن چه شده ؛ باید می شده !
    ولی ایران کهن ِ عزیز ،
    سیر قهقرایی ِ ناخوبی را طی کرده و حالا فرزندانش سر به زیر افکنده اند از به پستی کشاندن ِ آن تمدن والا …

    یاد ِ نامجو افتادم ؛

    “ملت تو ما شدیم، کوروش والا!
    مرد جان به لب رسیده را چه نامند؟ “

  4. چرایی اش را در حکومت های متزلزل ِ نورس ِ کوتاه مدت می بینم .
    وقتی تاریخ را نگاه می کنیم ؛
    بیشتری ها آمده اند که فقط آمده باشند ، چند روزی چپاول کنند و برای فردای جلوی چشمشان ذخیره کنند و هیچ کدام به فرداهای دورتر و به فرزندان ِ نسل های بعدتر فکر هم نکرده اند ،
    شاید هم از این روست که هم اینک هم ،

    جنگ های بی بها می کنیم و بعد پشیمان می شویم
    ادعاهای نجومی می کنیم و تو دهنی می خوریم
    نفتمان را آخرین قطره اش می بلعیم و حتا به “یاد” ِ پسر پسر پسرمان هم نیستیم !
    تالاب ها را می خشکانیم و عین خیالمان نیست
    جنگل ها را درو می کنیم
    کوه ها را دشت می کنیم
    داغ ِ جوانی ِ فرزندان خودمان را به دل خودمان می گذاریم
    و

    1. درود بر شقایق عزیز …
      به نظرم آنچه که سبب شد تا ایران هرگز نتواند از پشتوانه ی کهن ترین تشکیلات مدنی جهان برای استحکام موقعیت امروزینش سود جوید، آن است که هر حکومتی که در این کشور به قدرت رسید؛ به جای آن که خود را بر روی دوش پیشینیان قرار داده و از تجربه های مفیدشان سود جوید، همه ی تاریخ پیش از خود را تکفیر کرد و نام ایشان را در سیاهه ی سرخ نهاد. برای همین و در طول این 5 هزار سال، ما همواره از صفر شروع کرده ایم. حتا این رفتار نابخردانه و خودخواهانه در بین مدیران امروز کشور هم رواج دارد و هر مدیری که سر کار می آید، نخست باید پنبه گذشتگان خویش را بزند. آشکارترین مثال، محمود احمدی نژاد است که صراحتاً خود را در تاریخ 30 ساله جمهوریت نظام، برترین رییس جمهور خطاب کرده و همه دولت های پیش از خود را به لکنتهای شدید مدیریتی و سیاسی و اقتصادی متهم کرد.
      آری ما “اخلاق” را به عنوان اصل پایه در نهاد اجتماعی ایران زمین مدتهاست که گم کرده ایم و همراه با آن از همدلی و همراهی که باید برخوردار نبوده ایم؛ هرگز سزاوارانه مسئولیت پذیر نشان نداده ایم و وندالیسم را شتابان گسترش داده ایم؛ رخدادی که سبب شده “عشق به کار” در این مملکت اغلب به لطیفه ای طنازانه بدل شود!
      ما باید بپذیریم که فقیر هستیم؛ زیرا همواره مانند فقرا رفتار کرده ایم.
      سرفراز باشید.

  5. بله …شوربختانه درست است ،
    وقتی می آیند ادعا می کنند که خرابه ای تحویل گرفته اند و وقتی می روند خرابه را هم فنا کرده اند !

  6. سلام آقای درویش
    نمی خوام در مورد موضوع این پست حرفی بزنم. چون معتقدم حرفی نداریم که بزنیم. و حرفیهایی که زده می شه هم فقط شعار و ریاست که البته نسل ما خیلی خیلی خوب یاد گرفته و با درجه فوق دکترا ازش فارغ التحصیل شده. با کلی حرفهای قلمبه سلمبه و تاریخ پسند و عارف پسند و ….
    فقط می خوام از شما بپرسم این پست هم مثل پست هویت ایرانی حذف می کنید ؟

    پاسخ:

    منظورتان را متوجه نشدم!
    پست هویت ایرانی چیست که من حذف کرده ام؟

    1. ممنون از توضیح شما …
      اما من هنوز نمی دانم موضوع چیست؟!!
      به ویژه معنی این جمله را نمی فهمم:
      ” … حرفیهایی که زده می شه هم فقط شعار و ریاست که …”

  7. آره ولی به جون خودم حذف شده بود. اولش بود بعد از پدرسوخته بود بعد نمی دونم کجا رفت !!!!!!!!! 😉

    به هر حال خیلی خیلی پوزش می خواهم

    ولی آقای درویش اون بحث هم فقط 13 تا نظر دهنده داشت چرا دوباره این بحث رو پیش کشیدید؟
    با این بحثها دنبال چی می گردید؟
    اینکه
    بعضی از هموطنان وطن فروش شده اند
    خیلی از آنها خودشان را به بی خیالی زنده اند
    خیلی ها غمگینند و دعا دعا می کنند درست شود
    خیلی ها کاری از دستشان بر نمی آید و روی دست خودشان می زنند
    فکر نمی کنم کسی باشد که نداند ایران چی بوده
    باید راهی پیدا کرد. باید راهکارها را باهم بحث کنیم
    نه اینکه دانسته ها را
    راهکار بدهید آنرا مورد بررسی قرار دهیم
    خوب ایران آن بوده ولی این شده همه می دونیم
    چه کار کنیم ؟

    1. من نمی دانم شما چرا امروز ناراحت هستید؟
      در ضمن لطفاً جون خودتان را قسم نخورید … بیشتر از اینها می ارزد تمامت تنهایی گرامی …
      ما گاه درگیر تئوری توهم توطئه می شویم!
      آن 13 نظر و آن بحث و این که چرا دوباره پیش کشیدم؟!
      واقعاً منظورتان را نمی فهمم …
      شاید بهتر باشد وقتی ناراحتی تان برطرف شد، بیشتر سخن بگوییم …

  8. نه نه ناراحت نیستم
    با مهربونی نوشته ام را بخونید
    اصلا هم توهم توطئه ندارم باور کنید
    منظور را بد نوشتم
    منظورم این است که الان دوباره درگیر بحثهای پدر فاضل و خلیج عربی و اسلام و مسلمین و اینها می شویم
    می گویم که همه ما خیلی خوب می دونیم که چه داشته ایم و خیلی خوب می دونیم که چه اتفاقی افتاده ( در طول تاریخ !!! )
    منظورم از شعار و ریا هم این بود که الان خود من مثل یک تاریخ دان براتون تاریخ رو می گم و مثل یک جامعه شناس براتون تحلیل می کنم مثل یه روانشناس بررسی می کنم ولی باور کنید که هیچ راه کار عملی ندارم. فقط پرسیدم که منظور اصلی شما از این پستها چیست که آنرا بحث کنیم نه اینکه صورت ظاهری مسئله را ببینیم و ایران وای کنیم

    1. خب من که منظورم را صراحتا بیان داشته ام و پرسش خویش را نیز طرح کرده ام و حتا در پاسخ به شقایق، برخی مشکلات را هم ذکر کرده و آفت ها را نمایانده ام. حال شما به من بگویید که با توجه به مطالعات تاریخی تان، چرا نخستین دولت متمدن جهان، نتوانسته از تجربه مدنیت خویش برای حفظ جایگاه و منزلت دیرینه اش در جهان امروز سود ببرد؟ این که دیگه به جوشش خون نیاز نداره! داره؟

  9. سلام
    افراد در مواجهه با یک چالش و زیر سوال رفتن دو واکنش نشان می دهند .
    ۱-گردن گرفتن و ریشه یابی۲ -فرافکنی .
    فرافکنی رو ماشالله ایرانی جماعت استادند.باید یاد بگیریم ریشه یابی و اصلاح کنیم.
    هر مسئله ای یک دید خرد دارد یک دید کلان .از دیدگاه کلان اگر نگاه کنیم .در تاریخ بهانه های خوبی می توان یافت استعمار گران ، جنگ های ویرانگر ، عدم کفایت دولتمردان .
    از دیدگاه خرد خود مردم، همین ما .من معتقدم اول جوال دوز خودمان را بزنیم .
    چند نفر ازما با علق وطنی بزرگ شده ایم؟چند نفر از ما خود را در مقابل جامعه مسوول می دانیم ؟در جامعه ما چیزی که رواج دارد فرد گرایی است نه گروه گرایی!
    کار انفرادی هم که آخر و عاقبتش معلوم است.

    همه می توانند اظهار نظر کنند تقصر را گردن یکدیگر بیندازند.اما من با دیدن چنین جدولی فکر می کنم من چقدر از سهم خودم را در این جامعه درست ادا کرده ام ؟من چقدر در پایین بودن کشورم نقش داشته ام ؟
    من کدامین نقطه هستم ؟من نقطه چقدر روی بقیه نقطه ها اثر گذار بوده ام .
    آیا فقط راه خود را رفتن کافی است؟

    1. درود بر همسایه عزیز …
      موافقم باید از خودمان شروع کنیم و از این که از قضا برخلاف نظر تمامت تنهایی من بر این باورم که ایرانی ها اغلب از جزییات تاریخی و مهم روند مدنیت در کشورشان غافل بوده و ناآگاه هستند.
      راست آن است که ما کم مطالعه می کنیم و کم تر از کم هم تاریخ می خوانیم! حتا گروهی از روشنفکران و تحصیل کرده های ما، می گویند: فایده خواندن تاریخ چیست؟ پشت سر باد نمی آید!!
      اما من فکر می کنم که شاید یکی از مهم ترین یافته های تاریخ برای خوانندگان پیگیرش آن باشد که درمی یابند: زمان فقط زمان آنان نیست و حق هم چیزی نیست که آنها از آن بهره مند هستند!
      در عین حال، نباید پاره ای محدویت های طبیعی قرار گرفتن در نوار 35 درجه عرض شمالی را هم نادیده انگاشت.

  10. ممنون از راهنماییتان
    شاید به خاطر جنگهای متوالی و دست اندازیهای بیگانگان مخصوصا از زمان مغول به بعد به اقتضای زمان بعد از جنگ عشق و صفا را علاوه بر اخلاق گم کردیم
    عاشقان را هم انگ عاشقی زدیم و …
    نمونه بازر این عشاق امیرکبیر است که همه می دانیم سرگذشتش را
    باید دوباره عاشق شویم. عاشق معشوقمان عاشق بچه هایمان عاشق سبزه ها و شفایقها عاشق پروانه ها عاشق بلوطها و ارسها عاشق پلنگها و پرنده ها عاشق کوه و دشت و کویر عاشق زمین و آسمان
    یک عاشق تمام عیار
    که نه از روی زیبایی کلام شاعر بل با تمام وجود با تک تک سلولهایمان بگوییم
    چو ایران نباشد تن من مباد

    پاسخ:

    راستش و از قضا من با همین بیت مشکل دارم! به نظرم یه جورایی بوی خون می دهد و از همان بهانه هایی است که در طول تاریخ سبب ریختن خون 4 میلیارد انسان را در 5 هزار سال گذشته و 14 هزار جنگ بوجود آورده است.
    همان طور که پیش تر هم گفته ام:
    می‌خواهم بگویم: وطن جایی است که به انسان بهانه‌ای برای انسان بودن بدهد؛ بهانه‌ای برای رویاندن؛ برای دمیدن؛ بهانه‌ای که اگر نباشد، ناگهان تو را با این پرسش تلخ مواجه خواهد کرد که «اگر نبودی چه می‌شد؟!»

    تمامت تنهایی عزیز:
    وطن باید بهانه‌ای باشد برای عشق ورزیدن به یکدیگر … همان گونه که به خانواده‌ی خویش، به مادر، پدر، همسر، فرزند و همه‌ی کسان خویش عشق می‌ورزیم … و آن کسان هستند که شهر ما و کشور ما و جهان ما را می‌سازند.
    وطن نباید دلیلی بر جدایی، تعصب و نفرت باشد؛ وطن نباید بهانه‌ای برای قتل عام هم‌نوع فراهم آورد؛ همان گونه که دین قرار نبوده که چنین کند … برای همین است که دلم به درد می‌آید که چرا در طول تاریخ به بهانه‌ی دین و وطن و عشق، بیشترین خون‌ها ریخته شده و بیشترین تجاوزها صورت گرفته است؟!!
    نه! من آن وطنی را دوست دارم که دوست داشتنش به همه‌ی زیستمندان عالم برای زندگی بهتر و آرام‌تر و امن‌تر کمک کند.
    و اصلاً
    آیا بهتر نیست به جای آنکه به خاطر وطن بمیریم، برای وطن زندگی کنیم و زندگی ببخشیم؟
    .
    .
    درود …

  11. آقای درویش
    یکی از استادانمان برای گرفتن دکترا به کشور مالزی رفت وقتی برگشت حرف از وجود درسی را زد که در بین واحد های درسی کشورمان جایش خالی است و آن نقد شناسی است .
    به نظرم داشتن دید نظری به تاریخ کافی نیست .ما باید فعالانه تاریخ بخوانیم .فکر کنیم . استنباط کنیم .ما فقط یاد گرفته ایم درسی را حفظ کنیم اندیشه چیزی است که از جوانان ما گرفته شده است .(بااستفاده از فعل مجهول مخالفم هر چند در زبان انگلیسی کاربرد زیادی دارد اما چیز دیگری به نظرم نرسید).داشتن خلاقیت چیزی است که در مدارس ما کشته شده است.تاریخ را باید به شیوه عملی خواند
    آن روشن فکری که فایده تاریخ را نمی داند به حالش باید گریست .ما در قرآن هم آیه داریم که به تاریخ گذشتگان بنگرید و عبرت بگیرید
    عبرت گرفتن یعنی چه ؟ یعنی موشکافی نتیجه گیری و بکار بستن تجارب گذشتگان برای عدم تکرار آن.
    باید به فرزندانمان تحلیل گری یاد بدهیم .
    با محدودیت ها مخالفم چون احتیاج مادر اختراع است .
    با این سیر قهقرایی فرهنگ باید فکری برای آیندگان کرد

    1. همسایه عزیز با تو همراه هستم … ما جسارت طرح “چرا” را از فرزندان خود ربوده ایم … 17 سال پیش، داگلاس نورث، برنده جایزه نوبل در همین باره گفته بود:
      «برای فهم اینکه کشوری توسعه‌یافته یا در حال توسعه است، نیازی به اندازه‌گیری درآمد ملّی یا سرانه نیست. کافی است به دبستان‌ها برویم و به روانشناسی آموزش کودکان توجه کنیم. نطفه‌های توسعه در دبستان‌ها بسته می‌شود، نه در آزمایشگاه‌ها. این انسان‌ها هستند که سرمایه را بارور، فناوری را ابداع و طبیعت را تسخیر می‌کنند. لذا انسانی قدرت نوآوری و خلاقیت دارد که شخصیت او در دوران کودکی با این مفاهیم خو گرفته باشد. کودکی که فقط آموخته است تقلید کند، چشم بگوید، منفعل باشد، ساکت بماند و خطوط قرمز را رعایت کند، چگونه می‌تواند در عرصه‌ی تولید، دانش و فناوری، پیشتاز، خلاق، نوآور و مرزشکن باشد؟ سرمایه‌های ما در چاه‌های نفت و یا در بانک‌ها نیست، سرمایه‌های ما در دبستان‌ها نشسته‌اند، با آنان چه می‌کنیم؟»
      درود …

  12. درویش جان
    من هم کاملا با شما هم عقیده هستم . ولی در مورد این بیت نه. من از این بیت بوی خون استشام نمی کنم
    وقتی مادر به فرزندش می گوید قربونت بشم یعتی تو چاقو بیار گردن منو ببر!!!!
    قربان معشوق شدن بوی خون می دهد ؟!!!
    به نظر من همین تفکر بوی خون است که خون راه می اندازد وگر نه در آرامش و صلح و صفا و عشق می شود عاشق بود !!!! نمی شود ؟
    عشق باید زندگی ببخشد . باید طراوت و زیبایی بیافریند . بالندگی و بلوغ را به ارمغان بیاورد. عشق به وطن برای من همین است نه خون و جنگ
    گر ایران نباشد تن من مباد
    عشق پدر و مادرانمان به یکدیگر را با عشقهای امروزی مقایسه کنید؟ ما چقدر عاشقیم ؟ چقدر از عشق می دانیم. در بدترین شرایط وقتی عاشق نگاه معشوق می کرد عشق در چشمانش موج می زد و معشوق از عشق به خود می لزرید ولی آلان عشقمان را در دادگاه مهریه محکوم می کنیم در مسلخ چشمداشتها می کشیم . عشق به وطن هم همینگونه شده. فقط خودمان را و نهایت فرزندمان را می بینیم و بچه همسایه را نه پسر پسرمان را نه امروز را زندگی می کنیم که فقط زندگی کرده باشیم. چشمانمان از عشق تهی است و در یک دنیای مه آلود با آدمهای خاکستری فقط در تعاملی بدون نتیجه هستیم. باید عاشق شویم . دوباره.

    1. ملای رومی می گوید:
      گنجی است نهانه در زمین پوشیده
      از ملت کفر و اهل دین پوشیده
      دیدیم که عشق است، یقین پوشیده
      گشتیم برهنه از چنین پوشیده

      .
      با آسیب شناسی عشقی ات از لکنتهای امروز جامعه موافقم و از خدا می خواهم تا شمار بیشتری از ایرانیان را – به تعبیر مولانا – اینگونه برهنه سازد …

      مردمان عاشق، سرزمینی شاد خواهند داشت؛ سرزمینی که ترس در آن برای هیچ زیستمندی معنایی ندارد … حتا این درخت در کنار قوری گل!

      درود …

  13. گفتم عشق را شبی راست بگو تو کیستی؟

    گفت حیات با قیم، عمر خوش مکررم

    گفتم‌اش ای برون زجا، خانه تو کجاست؟

    گفت، همره آتش دلم، پهلوی دیده ترم مولوی

    عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد . ارد بزرگ

    عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند . مارکوس بیکل

    1. دلشوره جرأت می بخشد …
      جالب بود برایم؛ حقیقتی که تاکنون به آن بی توجه بودم. زیرا گاه دلشوره ترس هم می آفریند! نه؟
      .
      .
      راستی اصلن فکرش را هم نمی کردم به این زودی حالت خوب شود ها!
      درود …

  14. عاشقم دیگه 🙂
    وقتی حرف گل و بلبل می شه اینجوری میشم.
    ولی باور کنید حالم اونقدرها هم بد نبود. جوجه چشم نقره ای رو برده بودم مهد کلی گریه کرده بود. اوضاع روحی روانیم بهم ریخته بود. ولی عقلم سرجاش بود باور کنید 🙂

    1. – امید که جوجه چشم نقره ای بیشتر از آن که دلشوره هاتان را ازدیاد بخشد؛ قوت قلبتان بوده و تماشای نوشخندش، سرحال تان بیاورد …
      هر چند، به قول مارکوس خودمان! دلشوره هم می تونه بد نباشه! نه؟
      – در باره تسلسل عشق و زندگی هم حق با شماست … به قول بانوی همیشه یگانه شعر ایران:
      عشق چون در سینه ام بیدار شد
      از طلب، پا تا سرم ایثار شد
      این دگر من نیستم، من نیستم
      حیف از آن عمری که با من زیستم

      .
      درود …

  15. ولی خدایش هم برای من هم جالب است فقط از این دوره تسلسلش خوشم آمد که از عشق به زندگی و به عشق رسید

    1. به تمامت تنهایی:
      چی از این بهتر! نه؟
      .
      .
      گفتی ملکوت عشق و مرا بردی به دوران خدمت سربازی در گردان 608 اتوبوس پشتیبانی منطقه 3 – جاده آبادان به اهواز – در سال 1364، جایی که بر در و دیوار ماگیروس ها نوشته شده بود:
      “جبهه بارگاه ملکوت عشق است و رزمندگان طائران لانه گرفته بر اوج پر صلابت آن”
      .
      .
      به پارسا:
      چه فرق تلخ و غمبار و شرم آوری …
      .
      .
      درود …

  16. کوروش کبیر با خدایش پیمان بسته بود که ستم و دروغ در سرزمینش نباشد
    و بعضی ها پیمان بستند که باشد !
    فرقش اینه دکتر جان

  17. و گفتی سال 1364 مرا بردی به کلاس پنجم دبستان مدرسه آزادی حمله هوایی و سنگر مدرسه و آش پختنهایمان برای سربازها و شال گردنهایی که برایشان می بافتیم.
    یادم آمد به بمب باران نیروگاه رامین و نمایش هوایی میگهای عراقی توی آسمان اهواز و دلشوره برای بازگشت پدر و چمشهای نگران مادر و ما که با جرات بچگیمان که درحیاط به نظاره آن نمایش هوایی می ایستادیم

    1. به تمامت تنهایی:
      چه روزهایی بود … خدا نکنه برای هیچ مردمی دوباره تکرار بشه … حتا بچه هایی که جرأت داشتند … و حالا جای شان خالی است … جای او، جای تو، جای من …

      جای من خالی است

      جای من در میز سوم ، در کنار پنجره خالی است

      جای من در درس نقاشی

      جای من در جمع کوکب ها

      جای من در چشمهای دختر خورشید

      جای من در لحظه های ناب

      جای من در نمره های بیست

      جای من در زندگی خالی است

      کاش می شد برگشت …
      .
      .
      به همسایه:
      خوشحالم که در دنیای مجازی هم می توانی بال بال بزنی و به عرش بروی

  18. یادم رفت بگم و این جنگ هم از همان جنگها بود که بعد از آن به مقتضای زمان بعد از جنگ مردم عشق را فراموش کردند و عشق را در همان جبهه ها جا گذاشتند

  19. بابا خوش به حالت همسایه.
    عجب عکسی !!!!!
    خیلی زیباست.
    ما که هنوز داریم بال بال می زنیم بگو ببینم همین شکلی بود؟
    من عاشق خرگوشها و فوکها و مخصوصا اون خرسهای قطبی هستم

  20. نوشتار تامل برانگیزی بود و از آن مهمتر رمزهای گشوده شده در پاسخ هایت به شقایق و تمامیت تنهایی …
    با دیدگاه ها ی شما در خصوص علل گم شدن مان موافقم.
    درود

  21. راست می گویی درویش جان
    گرچه خیلی چیز ها از امروز بهتر بود و کاش می شد برگشت
    مسابقه برای جای بهتر توی سنگر، هلهله شادی مادر همسایه وقتی پسرش از جبهه بر می گشت.
    و خیلی چیزهای دیگر
    ولی خدا نکند برای گرگ بیابون هم اتفاق بیافتد ننه !!!!

  22. ممنون آقای درویش .
    یه کاری کردی شک کردم .برم دوباره با یه حال بهتر نماز بخونم؟
    حس کردم پایم به ریشه های قالی گیر کرده بوده خوب بالا نرفتم.

    1. به تمامت تنهایی:
      من هم خرس ها را دوست دارم … به نظرم بیشتر از خیلی از حیوونا عشق را می فهمند! نمی فهمند؟
      .
      .

      .
      .
      به همسایه:
      مطمئن باش که خوووب بالا رفتی … آنقدر که می شد از اینجا هم تو را دید …
      .
      .
      به هومان:
      درود بر دیده بان هشیار طبیعت بختیاری که البته هرگز گم نمی شود!

  23. به عنوان کودک دوران جنگ یادم رفت نظر بدم.
    وای هر از گاهی خواب می بینم جنگ شده از بس گریه می کنم از خواب بیدار می شم .
    سال 64 منم دبستانی بودم ، درس که چه عرض کنم مدرسه ها تق و لق بود .با هر حمله هوایی دلشوره داشتیم که این بار کدوم بچه بی سرپرست می شه و کدوم خانواده بی فرزند؟
    باز وضع من بهتر از خواهرم بود که با شوق روز اول مدرسه می ره مدرسه و بعد 1 ساعت برمی گرده و بعد از چند روز شهر و تخلیه می کنند.
    ما سه سال آخر جنگ رو رفتیم یزد . همیشه از برچسب جنگ زده متنفر بودم

    پاسخ:

    چند تن از بهترین دوستان دوران دبیرستان من – آن زمان در اصفهان زندگی می کردیم – همین هموطنان جنگ زده بودند … منوچهر و بهمن و ساسان … یادم هست که کاری با محله ما کردند که بچه ها اغلب با لهجه آبادانی صحبت می کردند تا اصفهانی … آنها هم خیلی از این صفت “جنگ زده” ناراضی بودند …
    درود.

  24. اول یکی بود !؟
    با موضوع قبلی مرتبط شد، نه؟

    آقای درویش ، منو یاد حرف کسی انداختید که می گفت حقیقت اعمال ما آنچه که ما می پنداریم نیست
    متشکرم

    .
    .
    پاسخ:

    درست مثل زندگی می ماند ، آیا همه چیز در اختیار توست؟ هیچ دقت کرده اید که حوادث اتفاقی تا چه اندازه مسیر زندگی هامان را تغییر داده و می دهد؟ دل نوشته های درویش هم همینگونه است … پر از رخدادهای ناغافلکی! نه؟

  25. وای خدای من …
    خیلی غم انگیز است
    این هم یکی از آن چیزهایی است که ما را از تمدنمان دور می کند
    باید دوباره عاشق شد
    شکارچیها بویی از عشق نبرده اند . ومردمی هم که از شکار هر گونه استفاده ای که می کنند هم .

    1. به همسایه:
      می بینی …
      حتا حوادث تلخ هم می تواند پیامد شیرین داشته باشد! دست کم برای من که داشته است …
      درود.
      .
      .
      به مهتا:
      ممنون که حفظش می کنی … خیلی شبیه توست …
      کاش یادمان بماند که:
      زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه ی گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم، فقط چون در کودکی وقتی می خواستیم گل‌سرخی را بچینیم، خاری در دستمان فرو رفته است؟
      .
      درود …

  26. وای عکس این خرسا چقدر نازن، یعنی دلم ضعف رفت براشون. ادم دلش می‌خواد لپشونو بکشه بگه گوگولی…
    راستی عمو جون، گرفتاری‌های من همش رنگارنگن. یه جوری که توو عمق گرفتاری، غرق یه رنگین کمونم.
    برام دعا کنید یه کمی بارون بیاد، دیگه زیادی رنگین کمونی‌ام.
    ممنون که اینقدر خوبین.
    شما و دوستانی در همین حوالی.
    گل برای همتون.
    گلدون دیفن باخیا که من خیلی دوسش دارم مال ِ شما.

    1. من اما یاد پاندا کونگفو می افتم! شاید به خاطر هارمونی هیکلم با اونا!!
      اروند روزگار خوبی را می گذراند و دارد یواش یواش در تنیس روی میز هم رقیب من می شود. عصرها یکی از بهترین دلمشغولی هایم، رفتن به پارک مجاور منزل و چند ساعت پینگ پنگ بازی کردن به اتفاق هم است.
      امیدوارم که اون بارونی رو که دوست داری، بر وجود رنگین کمانی ات تجربه کنی
      یادت باشد که خداوند در شب بیداری ها باتوست و اشک هایت را با عشق خود پاک می کند …
      درود بر برادرزاده عزیز و دوست داشتنی خودم …

  27. دیر رسیدم مهندس
    لعنت به اون پارسایی که زودتر خبر دار شده و به من نگفته !@
    نمیدونم این ایران دیگه ایران بشو می شه یا نه!
    نمیدونم من بازم میتونم اسم دخترمو بذارم ایراندخت و مطمعن باشم اگه بره جای دیگه دنیا مسخرش میکنن یا نه !؟

    1. تو هیچوقت دیر نمی رسی آرش جان!
      از همین حالا روی ماه ایراندخت را ببوس که می دانم با وجود چنان مادر و چنین پدری، به راستی که یگانه دختر ایران خواهد شد …
      درود.

  28. با عرض سلام به طول 130% مجموع کل جدول دیده شده(زندگی بشر)به شما

    ویکی اگر انگلیسی است و اگر هنوز پدر سوخته ،شاید شاید بویی حس کرده که اخیرآ…
    به علیا مخدره میگوییم ببین چرخ تاریخ و لباس نو آماده کن !
    این بیانیه فاقد نقطه است به امید خدا

  29. آقای درویش اینجا بحث جالبی راه انداختین و نظرات موردی دوستان هم خوندنی بود.
    از همه ی دوستان دعوت میکنم به خوندن کتاب “جامعه شناسی خودمانی” نوشته ی حسن نراقی- نشر اختران

    که بسیار زیبا و عمیق به عیوب اجتماعی ما پرداخته. همین عیوب رو اگر در خودمون رفع کنیم و نسل آینده هم اگر این عیوب رو نداشته باشن میتونیم به آینده کشورمون امیدوار باشیم. هرچند با این …. ننویسم بهتره اجازه بدین خودمو امیدوار نشون بدم…

    سال 78 کتاب جامعه شناسی نخبه کشی اثر علی رضا قلی هم به چاپ رسید.که علت سقوط فرهنگی و سیاسی و اجتماعی ایران رو بسیار زیبا وجامع در 200 سال اخیر تجزیه تحلیل کرده.
    که البته این علل رو میشه به تاریخ قبل از دویست سال ایران هم تسری داد.

    من بعد از به چاپ رسیدن این دوکتاب شاید به بیشتر از 40 نفر این کتابها رو هدیه دادم.

    آقای درویش
    نمیدونین چقدر خوش خوشانم شد که هیچ عربی در این لیست نبود. مصریها هم که اصالتا عرب نیستن، مثل ما که تا حدودی قربانی اعراب هستیم یه جورایی فرهنگشون توسط اعراب به باد رفت، حتی چون بزرگمردی مثل “فردوسی” نداشتن زبان رسمی شون رو هم از دست دادن!

  30. در نگاه اول جدول خوش آب و رنگی است ف به دل آدم می نشیند اما خوبتر که نگاهش کنی آتش می افتد به دل آدم … آتش ، آقا!

    و … این جمله تون خیلی به دلم نشست :
    “آیا بهتر نیست به جای آنکه به خاطر وطن بمیریم، برای وطن زندگی کنیم و زندگی ببخشیم؟”

    1. به فلورا:
      کتاب های مورد اشاره را خوانده ام؛ به ویژه کتاب دکتر رضاقلی، در خوب بزنگاهی هم منتشر شد! یادتان هست؟ خوش به حال دوستان تان که چنین کتاب هایی را هدیه گرفته اند. البته خود رضاقلی هم معترف به تعجیل در آماده سازی و انتشار کتاب هست و هرگز هم در چاپ های بعدی نکوشید یا نخواست و یا نخواستند که بخواد! تا کتاب را تکمیل تر و مستدل تر سازد.
      اما دلیل خشم تان را از اعراب درنیافتم. اگر با حکومت های مستبد و شیوخ متمول حاشیه جنوبی خلیج فارس مشکل دارید، بهتر است جمع نبندیم. زیرا ما در کشوری زندگی می کنیم که افتخارش همین تنوع فرهنگی و قومیتی آن است و هموطنان عرب زبان ما در خوزستان و جزایر خلیج فارس هم در شمار محروم ترین هموطنان ما به شمار می روند. خوب است به این لینک و تصاویرش نگاهی دوباره بیاندازید.
      سرفراز باشید.
      .
      .
      به سروی:
      ممنون از لطف شما.
      .
      .
      به حسین هیچکاش:
      130 درصد را خوووب اومدی رفیق بالیوودی من!
      .
      .
      به تمامت تنهایی:
      تذکر آیین نامه ای شما کاملاً وارد است.
      درود …

  31. آمدید که نسازید ها
    من عرب نیستم ولی ما در کشورمون عرب کم نداریم. این درست نیست که همه موضوعات را با هم قاطی کنیم
    آقای درویش این هم یکی از مسائلی است که باعث شده از قاقله جهانی عقب بمانیم
    اینکه فکر کنیم فلانی ترکه فلانی عربه فلانی اصفهانی فلانی لره
    بابا ما ایرانی هستیم و عربها و ترکها و بقیه اقوام هم خیلی وفته کهدر ایران زندگی می کنند
    فرق ما کشورهای پیشرفته چند ملیتی ( مثل استرالیا)در همینه انسان انسانه هر جایی که می خواد باشه از هر قوم و نژاد و مذهبی اگر خودمون و ایرانی و از نواده های کوروش می دونیم باید مثل اون فکر کنیم و به منشوری که در سازمان ملل از اوست ایمان داشته باشیم
    ایران مال همه کسنی است که درآن زندگی می کنند. نفس می کشند و کار می کنند زحمت می کشند و بچه دار می شوند و می میرند
    اگر می خواهیم ایرانی سربلند داشته باشیم من فکر می کنم که اول باید حب و بغض هایمان را کنار بگذاریم

  32. خوب من اینجا دارم بعنوان یک پان ایرانیست صحبت نمیکنم. که به پان عربیستها بربخوره!
    همه داریم بعنوان ایرانی ولی با قومیتهای فراوان و صد البته بدون تعصب حرف میزنیم، اگر تعصبها رو کنار بگذاریم راه دیدن حقایق باز میشه و همه خودمون رو بهتر میشناسیم هم من، هم “تمامت تنهایی” عزیز هم دوستان دیگه!

    اینکه تمدن مصری ها توسط اعراب از بین رفته یک حقیقته!
    اینکه فرهنگ ما از اعراب آسیب دیده یک حقیقته!
    اینکه فردوسی بزرگ زبان پارسی- نه فارسی- رو زنده نگه داشته و نگذاشته مثل زبان مصری از بین بره یک حقیقته!
    هرچند حقیقت تلخیه!
    اینکه بزرگترین فلاسفه و دانشمندان ایرانی مجبور! بودن به زبان عربی بنویسن و فکر کنن یک حقیقته!
    اینکه حالا بعد از قرنها هیچ عربی نیست که این مفاهیم رو به زبان فارسی یا همون انگلیسی و فرانسه برگردونه یک حقیقته!
    هر متنی که از دنشمندان ایرانی بصورت زنده وجود داره نه توسط اعراب بلکه توسط فارسی زبانها یا خارجیها به دنیا نشون داده شده
    اینکه ما میتونیم ابن عربی بخونیم یا احمد سمعانی رو بفهمیم نه بخاطر اینه که اعراب برای شناسوندنش زحمت کشیدن به این خاطره که ویلیام چیتیک شیفته ی عرفان این دو عزیز شده!
    اینکه بزرگترین دشمن دین خود دین هست یک حقیقته میتونیم بخاطر آبروی دین از انحرافات همون دین صحبت نکنیم؟

    “تمامت تنهایی” عزیز

    اگر حقایق رو بشناسیم زیباتر به اصلاح بدیها میپردازیم

    من افتخار میکنم که تمام بحور عروضی موجود در اشعار کلاسیک ما از زبان عربی اومده
    من افتخار میکنم که مفاعیل مفاعیل مفاعیل رو از اعراب بادیه نشینی وام گرفتیم که به خاطر اینکه با شترها سفر میکردن موزون بودن و موزون صحبت کردن رو در طول اعصار به همه ی اقوامی که باهاشون محشور بود وام دادن

    من افتخار میکنم که دوستدار زبان عربی هستم و نه بخاطر تماشای فیلمهای عربی بلکه بدلیل خوندن متون عربی میتونم کاملا عربی رو بفهمم

    من افتخار میکنم به شعرهای زیبای محمود درویش به زبان عربی

    من افتخار میکنم به گوش دادن همیشگی اشعار نزار قبانی به صدای زیبای عبدالحلیم حافظ

    دلم نمیاد اینجا ننویسم: با اجازه آقای درویش

    جلست جلست

    والخوف بعینها

    قالت یا ولدی لا تحزن
    الحب علیک هوالمکتوب یا ولدی

    فبرغم الحزن الساکن فینا لیل و النهار
    و برغم الریح و رغم الجو الماطر و الاعصار
    ما اصعب ان تهوی امراه
    یا ولدی لیس لها عنوان

    … گفت پسرم عشق سرنوشت توست
    به رغم اندوهی که شب و روز بر ما سایه افکنده
    به رغم باد و هوای بارانی و توفان
    فرزندم چه دشوارست زنی را دوست داشته باشی که نشانی ندارد

    البته من با کمی تصرف میخونم :
    فرزندم چه دشوارست کسی را دوست داشته باشی که نشانی ندارد!

  33. من هم دوستتون دارم سروی عزیز و تمامت تنهایی گرامی و….

    ارادتمندیم درویش مهربان

    امااا، خوشتون اومد برادر آشکار رو، ماه رمضونی، از خودتون برنجونین؟

    دیگه کسی در نوشتن شعر به پای ایشون نمیرسه

  34. چه سوال سختی…
    خودم رو در اون حد نمی دانم که پاسخی بنویسم..فقط می دونم..همیشه به این که
    گذشته ای داشتیم پر افتخار می بالیدم..همیشه..اما..واما مدتهاست
    وقتی با پاسپورت ایرانی آن طرف آب می روی..برای دیدن..یا حتی تفریح…این حس خوب رو ندارم..نگاهها تغییر کرده…وصد البته…حرفها.!
    با خودم میگم..چی شده؟چرا شده؟به کجا ..چنین شتابان می رویم!!
    این بالیدن…شده..سر به زیر انداختن..شرم در مقابل بچه ها داشتن..نتوانستن.جواب دادن
    وصد البته….مثل این هست از من بپرسید..حالا چکار باید کرد؟
    درست مثل کوری میشوم.که در اتاق در بسته ای ..می خواهم در مورد اقتصاد کشورم..یا بهترین جاهایش صحبت کنم!!!؟
    کلماتی نیست برای ..بیان کردن
    جز اینکه…انسانم ..آرزوست

    1. درود بر فرشته …
      خیلی کامنت ناامیدانه ای بود! نبود؟
      هوریس گریلی می گوید:
      شهرت بخار است، محبوبیت یک تصادف است، ثروت و غنا رخت می بندد و به آسمان می روند، آنهایی که امروز شاد خندان هستند، فردا به گریه می نشینند، تنها یک چیز است که باقی می ماند: اعتماد به نفس.
      سرفراز باشید.

  35. وقتی یک ایمیل دور کره زمین شروع به چرخش می کند ممکن است چند بار از دوستان کاملن جدا و ناآشنا با هم دریافت کنی. پیوند این جدول را هفته ی پیش سه بار از سه نقطه ی دنیا دریافت کردم. بار اول که جدول را دیدم خیلی عصبانی شدم و پیش خودم گفتم: خوب که چی ؟ خودم می دونستم! مثل خیلی چیزای دیگه! باز ایرانی ها رفتن یه چیزی از آنسر دنیا پیدا کردند که از خودمان هست و به هم پزشو میدن! بی درنگ بستمش. دو بار دیگر که دریافت کردم ، با دکمه حذف از آنها پذیرایی شد.
    شما هم که داغ دل ما را تازه کردی!

    اصلن گاهی دلمو اینجوری خوش می کنم: اینها در سراسر دنیا که این همه پیشرفت کرده اند از نژاد ائیری ها هستند.
    راستی می دانید ایرلند یعنی سرزمین ائیری ها و دکتر وحیدی می گوید واژه ی آریا درست نیست و درست آن ائیر است.

    سالها دل طلب جام جم از ما می کرد/ آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد

  36. بجز این جدول چیزهای غیر قابل افتخار دیگری هم داریم
    برای نمونه قیمت گوشت گوسفند و گوساله
    ببینم درویش خان و حضار محترم چرا در سریال های ایرانی تمام داستان در ازدواج و مسائل آن است و صحبتی از هزینه رهن و اجاره نیست؟
    ..ببینم چرا؟درویش خان

  37. سلام
    عجب نوشته ی جالبی بود
    نمی شه کتمان کرد که بعضی اوقات بی نهایت…سرخورده..وشرمزده میشویم
    از همه ی چیزهایی که هست..وخواهد بود
    این نوشته ها ….داغ دل رو تازه می کند
    اینکه می باید آنگونه بودیم که نیستیم!!؟

  38. درویش خان
    پیش از ایران تمدن سومر و موهنجودارد در پاکستان و دره رودخانه زرد در چین و تمدن بسیار کهن مصر بسیار شکوفا بودند دولت جدید یونان در سال 1829 ایجاد شد ولی تمدن دولت شهرهای یونانی و زجیره کرت و پس از آن دولت یونانی روم شرقی هم وجود داشتند.
    …ارمنیان ملت زنده ای با وجود بلایای فروریخته بر سر انان می باشند کافی است به اسامی ارمنیان معروف در دوره شوروی دقت بفرمایید و مقایسه نمایید که تعداد آنها فزون تر بوده و یا معاریف ازبک و تاتار و قرقیز و قزاق و تاجیک دوره شوروی

  39. سرکار بانو فلورا
    بقول معروف :
    نرود میخ آهنین در سنگ!!!!
    دارم پی شعر روحوضی ویلون زن عینکی می گردم که در فیلم قیصر پخش شد .
    خوب شد درویش خان در ان دوره گناه آلود سن و سالی نداشتند . و بزرگ شده دهه معنوی شصت می باشند .
    دارم فکر می کنم اگر با درویش خان به کاستاریکا بروم باید ایشان را در سوئیت با اینترنت پر سرعت و کانال نشنال جئوگرافی سرگرم کنم و خودم تنها بم گلگشت بروم

    پاسخ:

    اشکار جان، اصلاً نگران مباش! تو منو ببر کاستاریکا، قول بهت می دم در همه ی گلگشت ها همراهت باشم و بمانم …

  40. کامنت فرشته ی عزیز من رو هم برد به فاز رنج، آخه امروز 28 مرداده و یه روز تلخ برای تاریخ ایران… روزی که مصدق بزرگ بخاطر جهالت مردم تنها موند…

    یاد اون سالهایی افتادم که جامعه شناسی نخبه کشی چاپ شده بود و همه به هم میگفتیم اینبار دیگه هیچ نخبه ای رو تنها نمیذاریم اینبار دیگه اشتباهات زمان امیر کبیر و قائم مقام رو تکرار نمیکنیم… اما باز هم اشتباه کردیم… نمیخوام خاتمی رو خدا کنم … خودش هم نمیخواست… ولی اگر باز هم اشتباه نمیکردیم از چاله به چاه نمی افتادیم… هیچ وقت یادم نمیره اون روزی که تو جلسه ی بچه های چلچراغ با خاتمی تو سالن حوزه هنری یکی از بچه ها اینقدر جسارت کرد که به آقای خاتمی گفت : آقای خاتمی وقتی با شما حرف میزنم به چشمهای من نگاه کنید… باو ر کنید اشتباه ما از همون جسارتها شروع شد، نمیدونم چرا این جهالت دست از سر ما برنمیداره

    اون سالها همه ی ایرانیها در همه جای دنیا احساس غرور و سربلندی میکردن،اما حالا دوباره افکار عمومی دنیا نسبت به ایرانیها منفی شده… حق هم دارن، با این ضرب المثلهایی که “جناب” به کار میبرن دیگه آبرویی برای ایران نمونده

    آقای درویش کاش یه پست دلگشا بذارین یه کم خوش بشیم… تو این روز شوم

    پاسخ:

    از چه دلتنگ شدی؟ تا اشکار هست، پست دلگشا می خواهیم چه کنیم؟!

  41. باید با ممدلی خان یک تور از سواحل اقیانوس اطلس تا کرانه های نیلگون اقیانوس آرام در کاستاریکا برگذار کنم .
    الان در ایران تور برزیل شش میلیون تومان ناقابل می باشد . به به

  42. سرکار بانو فلورا همان مردم نجیب و فهیمی که صبخ 28 مرداد می گفتند …از جان خود گذشتیم با خون خود نوشتیم یا مرگ یا مصدق در ظهر عربده می کشیدند ..بچه بخواب یک سرو دو گوش آمده مصدق پتو بدوش آمده!!!!
    همین است که هست
    وقتی می گویند ملت نجیب ایران باید بخاطر داشت لفظ نجیب را برای موجودات بی زبان و سواره ده بکار می برند
    ..پست دلگشا ؟…..آهنگ خوشگلا باید برقصند را دکلمه بگنیم شاید توفیری بکند!!!
    یادتان است در روزهایی چند توله سگ لوس و بیمزه ننر به عنوان دکلمه حرکات ژیمناستیک اجرا می کردند…..
    ببینم می دانستید در سریال ارتش سری مونیک در اصل خواننده آن کافه رستوران بود و زن علیل آلبرت را بنام خواهر بذرگش به ضرب هنل دوبله جا زدند و در اخر مونیک با یک سرباز کانادایی ازدواج کرد ؟
    می دانستید چرا در کارتون سرندیپیتی و کنا چرا هیچوقت پری دریایی ملکه را نشان نمی دادند و تنها صدایش را می شنیدیم و چرا هیجوقت آخرین قسمت کارتون سندباد را نشان ندادند که شیلا از مینا تبدیل به یک دختر خانم جینگیل و پینگیل تبدیل شد؟

  43. اون سالها همه ی ایرانیها در همه جای دنیا احساس غرور و سربلندی میکردن
    ..هوو هوو جانم هوو دل بی قرارم هوو اون زمونا که داشتیم چه روزگاری داشتیم یه قد داشتیم یه همچین حالا شده همچین همچین!!!!!

  44. خوب آقای آشکار من خوشحال شدم که شما همچنان با پشتکار قصد ادامه رو حوضی خوندن رو دارین!

    اما اون روز درویش رو خیلی عصبی کرده بودی برادر!

  45. خوب اعتراف میکنم که حالم خیلی بهتر شد آقای آشکار

    امیدوارم آقای درویش هم دیگه بهتون گیر نده!

    اما روی چه نکات قشنگی دست گذاشتین ها، خیلی هاش رو نمیدونستم با تلنگری که شما زدین قضیه جا افتاد!!!

  46. سرکار بانو فلورا بقول عبید زاکانی رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز تا داد خود از کهتر و مهتر برسانی
    …..درویش..درویش…درویش….گنجی است این درویش دل ریش
    ..یک پیشنهاد ..یک روز هماهنگ کنیم همه درویش دوستان افطاری سری به دولت سرا در سعادت آباد بزنیم و به حساب درویش خان یک پیتزای سیری نوش جان کنیم البته قبل از آن چای داغ دارچین و هل دار با زولبیای محصوص می چسبد در شهسوار زولبیای خوب کیلویی چهار هزار توان است تهران چقدر است؟

  47. شما سریال میشل استروگف را بیادنمی آورید پس از پخش قسمت نخست آن چون گفتند بانوی ایفا کننده نقش نادیا بسیار زیبا است پخش آن را ممنوع کردند . حالا کجا هستند حضراتی که سریال های خانوادگی ایرانی را ببینند و غیرتی بشوند . بنظر من بهترین دوره سینمای ایران دهه شصت و اوایل دهه هفتاد بود .
    ..حالا هم که ویکتوریا و فری جولیتو زائقه آقایان ایرانی را تغغیر داده است

  48. شما استعداد غریبی در تماشای تلوزیون چه ایرانی چه خارجی، دارید ها!

    من زیاد اهل تماشای تلوزیون نیستم.
    اخرین سریالی که دیدم یه سریال تاریخی بود که یه دختر بختیاری بازی میکرد به نام ماه تابان

    اگر ناراحت نمیشید، فکر نمیکردم سن تون به میشل استروگف قد بده، من میشل استروگف یادم نیست ولی یادمه که برادرم تعریف میکردن و از قطع شدنش ناراحت بودن!

    من حالا تهران زندگی نمیکنم محل زندگیم لاهیجانه، اما بد نیست تولد آقای درویش همه ی دوستان جمع بشیم و براشون جشن بگیریم!

    هرچند کو تا بهمن ماه!

    البته هرکسی هم دنگ خودش رو حساب کنه تا اینطور دورهم بودن ها تکرار بشه و قابلیت تکرار داشته باشه، این ارزشمنده! شما اینطور فکر نمیکنین؟

    ************آقای درویش لطفا اینجا رو نخونین***************

    1. به فلورا:
      دیدی جای نگرانی نبود فلورا جان!
      (بقیه موارد را هم البته نخواندم؛ خیالت راحت!)
      .
      .
      به اشکار:
      تماشای سریال میشل استروگف یکی از بهترین خاطرات من از سال های پایانی دهه پنجاه است. هنوز هم گاه ترانه هایش را زمزمه می کنم …البته سرانجام مسئولین تلویزیون کوتاه آمده و در اثر درخواست مردم پخش آن سریال را ادامه دادند … زیرا آن زمان، رسانه ملی مصداق داشت! نداشت؟
      .
      .
      به مینا:
      چرا وبلاگ من بیسته؟!
      .
      .
      به فرشته:
      بله داغ دل را تازه می کند … اما نباید صورت مسأله را پاک کرد تا داغ نکنیم …
      .
      .
      به پروانه:
      اما نمی توانی دلت را آن گونه خوش کنی! زیرا کره، ژاپن و چین هم مانند ما دولت های پرقدمتی داشتند و با تکیه بر آن قدمت، هنوز هم جایگاهی بایسته در جهان دارند! چرا ما و مصر و ارمنستان و اتیوپی نتوانستیم مانند آنها رفتار کنیم؟!
      جالب است که بدانی قدمت خودروسازی در کره جنوبی و ایران تقریباً با هم برابر است. آن زمان هویدا ضمن پاره کردن روبان قرمز ایران ناسیونال خیامی گفت: به امید آن که هر ایرانی صاحب یک پیکان شود.
      اما کره ای ها گفتند: به امید روزی که بتوانیم یک خودرو صادر کنیم!
      این تفاوت آرمان ها در ملت ها و دولت هاست که آنها را متمایز می کند پروانه عزیز.
      درود …

  49. به اشکار :
    قیمت بامیه زولبیا در تهران بستگی به محله بالا و پایین دارد.توی محله ما (یه محله متوسط ) 3000 تومان است .
    آخ گفتید از رهن و اجاره ها . خدا به داد مستاجرها برسه .

    پاسخ:

    پس هم درد هستیم! نه؟

  50. سلام به همگی
    از غیبت نه چندان طولانی عذر می خوام
    فلورا جان
    همه چیزهایی که گفتی حقیقته فکر نمی کنم که بر کسی پوشیده باشه
    ولی الان هم حقیقه که فرهنگ رو گم کردیم
    حقیقته که تاریخمون رو گم کردیم
    حقیقته که بربر شدیم
    حقیقته که تاریخمون رو برای قوت لایموت می فروشیم
    ولی الان باید چه کار کنیم
    امروز چه راهکاری داریم
    ما عادت کردیم که همش تاریخ را رو به عقب بخوانیم
    ما عادت کردیم که خودمان را با نفطه سفر بسنجیم
    باید با اشراف به آنجه بودیم بپذیرم که که چه شدیم و تمام تلاش خود را به کار ببندیم که از این بدنامی به در آییم
    نه تنها ما تمام دنیا می داند که ایران چه بوده ولی آیا دنیا امروز برای ما پشیزی ارزش قائل است؟

    پاسخ:

    نگاه افراطی و صفر و 100 دیدن از هر دو سو محل اشکال است. نه باید تاریخ را یکسره به دور انداخت و نباید در کاخ های تاریخ درجا زد …
    درود بر تمامت تنهایی عزیز …

  51. به تمامت تنهایی عزیز

    عزیز من، در اینکه ما حالا فرهنگمون سقوط کرده و در حد هیچ هستیم من هم با شما همداستانم

    رنج عظیم اینه که ما چیزی برای گفتن داشتیم و حالا نداریم، رنج عظیم تر اینه که باید نیش عربهای متعصب همسایه رو هم نوش جان کنیم!

    نمیدونم شما به یک کشور عرب حوزه خلیج فارس سفر کردین؟
    این کشورها از نظر محصولات فرهنگی تعداد روزنامه و هفته نامه و تعداد کتابفروشی و آمار کتابهای در دست انتشار ، سالنهای تئاتر و… نسبت به کشور ما -که همه از کمبود امکانات فرهنگیش میتالیم- بسیار بسیار فقیر هستن. شاید اگر به 10 تا کتابفروشی مراجعه کنید یک کتاب کودک پیدا نمیکنین. هرچند هموطنان غیور ما میرن اونجا کنسرت میبینن و عطر و ادکلن و لباس و … میخرن و شیفته ش میشن!

    ما با همه ی ضعفها ی فرهنگی که داریم به دلیل اصالت فرهنگمون هیچگاه در طول تاریخ جایگاهی نداشتیم که مورد تمسخر این قوم باشیم.

    به کامنتهای جناب آشکار درمورد سخنان دبیر کل شورای همکاری خلیج فارس که باز هم به نام خلیج فارس دست اندازی کرده -تو خونه بغلی- توجه کردین؟

    درد من اینه عزیزم!
    درد من اینه که چرا باید آثار نقاشی و خوشنویسی و هنرهای تجسمی ما نه تو حراجهای کشور ما بلکه تو حراجهای دوبی معامله بشه؟

    درد من اینه که ما برای اینکه آثارمون به مجمعهای هنری جهانی راه پیداکنه باید از کانالهای اعرابی وارد بشیم که روز روشن اصالت ایران و متعلقاتش رو به هیچ میگیرن و برای خودشون و هنرمند هاشون اصل و نصب میتراشن!

    اصلا تو همین حراج اخیر نقاشی هایی از هنرمندان مصری بود که بدلیل بازارگرمی هم کیشهاشون به قیمت های کلان خریداری شد و کلی بازار گرمی براشون کردن و آثار پرویز تناولی و احصائی عزیز بدلیل نداشتن نماینده های قوی چندان در سطح حراج ندرخشید!

    درد اینجاست دوست خوبم!
    درد دیدنِ فریب عظیم و جعل اصالت!

  52. بسپاریم
    بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی عرضه گانِ این برهه از
    تاریخ ما بوده ایم……
    خسرو گلسرخی

  53. جمله ی حمیدرضای عزیز اشکمو درآورد.

    هروقت به خاطر شکوه یک بزرگمرد و زیبایی مرگ و حیاتش اشک میریزم مادرم خودش رو ملامت میکنه که وقتی من شیرخوار بودم به دادگاه خسرو گلسرخی تو تلوزیون نگاه میکرده و اشک میریخته و فکر میکنه من به همین دلیل بسیار حساس هستم و فوری اشکم در میاد ولی من به داشتن چنین مادری افتخار میکنم. مادری که به عظمت گلسرخی در اون زمانه پی برده بود درحالیکه که حتی حالا خیلی ها گلسرخی و بسیاری از بزرگمردان تاریخ ما وعظمت کارهاشون رو نمیشناسن.

    پاسخ:

    آن روزها کلاس سوم دبستان بودم؛ اما با جزییات باورنکردنی آن دادگاه را به یاد دارم … زیرا مادرم هم پای پخش تلویزیونی دادگاه می نشست …
    خداوند سایه سبز مادر را برایتان محفوظ دارد …

  54. سلام

    موضوع بسیار جالبی بود. در پاسخ به پرسش انتهاییتان باید بگویم که از نظر من بت‌پرستی باعث همه این کج‌رویها بوده است. حوب شاید سر تکان دهید و در دل بخندید که ای بابا بت‌پرستی قرن‌ها است ریشه کن شده است. اما پاسخ منفی است. ما ملتهای قدیمی هنوز بت‌پرستیم٬ آدم پرستیم٬ قدرت پرستیم. ما هنوز خیلی جاهای معمولی از زندگیمان خط قرمز دارد که جرات فکر کردن به آن را هم نداریم. ما تاریخ پرستیم.

    مشکل اساسی ما این است که مقدسات از نوع مذهبی٬ غیر مذهبی٬ تاریخی٬ خانوادگی٬ ملی٬ فردی و غیره دور و برمان را گرفته است. ما غیرت داریم این هوا اما برای آنچه که اساسا به غیرت ما نیازی ندارد. ما غیرتمان را ٬ تعصبمان را٬ پرستشان را به جای اینکه صرف حفاظت از کرامت انسانی و ارتقای آن کنیم صرف توهماتی کرده‌ایم این هوار و رگ گردنمان برای دفاع از آن باد می‌کند آن هوا و حاظریم برای این چرندیات خروار خروار کرامت آدم‌ها را زیر پای هدف مقدس شده‌ای له کنیم.

    مشکل ما زنجیرهایی است که زندگیمان را خوار و مردگیمان را آباد کرده است. پیشرفتمان مصنوعیو نفس ملتمان بد بو است از تعفن دروغ.

    اشتباه ما فراموش کردن لوح کوروش و فرمان محمد است که ما را به راست‌گویی و کرامت انسانی تشویق کرده بودند. حالا هی برویم برای قبر این و مزار آن یکی سنگ به سینه بزنیم.

    حالا به خاطر حرف های من وبلاگ شما را فیلتر نکنند!!!

    1. درود بر شهرام عزیز و ممنون از کامنت زنهاردهنده ات.
      موافقم … بت پرستی؛ آن هم در ابعادی پسا مدرن هنوز هم جریان دارد و شوربختانه این فقط محدود به جامعه ما هم نمی شود! اصولاً بشر از نظر فلسفه تفکری خویش هنوز نتوانسته چیز زیادی به آموزه های افلاطون بیافزاید! نمونه آخرش همین جناب هشت پای مشهور آلمانی بود! نبود؟
      سرفراز باشید قربان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا