گاوها و آدمها

«ما اغلب از فرداها قرض میکنیم تا وام خویش را به دیروزها بپردازیم.»
جبران خلیل جبران
ماه گذشته، برای سرکشی روند پیشرفت پژوهشی که چهار سال است در حوضهی آبخیز 10 میلیون هکتاری دریاچه نمک، پیگیری میکنم، به استانهای قزوین، همدان، مرکزی، اصفهان و قم سرزدم. هر چند از حاصل آن سفرها، مشاهدات تأملبرانگیز فراوانی برای ثبت در این دفتر مجازی دارم، امّا گمان برم حکایت تصویر غمانگیز و حیرتآوری که از مشاهدهی لاشهی مردهی دهها گاو مریض در حاشیهی پایتخت مذهبی کشور (قم) در ذهن من و دیگر همراهانم ثبت گردید، مناسبت بیشتری با این رستاخیز سبزرنگ – 15 اکتبر 2007- داشته باشد!
تصاویری که ملاحظه میکنید، در بعدازظهر بیست و دومین روز از شهریور 1386 توسط نگارنده گرفته شده است، منطقهای در شمال غرب شهر قم (محور قم به آوه) و در حاشیهی یکی از بزرگترین دامداریهای صنعتی کشور، موسوم به «شهرک دامشهر»؛ شهرکی که در آن حدود 707 واحد پرورش گوسفند و 571 واحد پرورش گوساله در حال فعالیت هستند.
با این وجود، ظاهراً مدیریت یا نظارت حاکم بر این مجموعه تأسیسات بزرگ که سرمایهی فراوانی برای احداث و نگهداری آن مصروف شده است، حقیقتاً پرسشبرانگیز است. راستی چگونه است که لاشهی این گاوهای آلوده و مریض را اینگونه رها میکنند و هیچ تمهید بهداشتی را برای مقابله با انتشار آلودگی ناشی از آن اعمال نمیدارند؟
وقتی در بیخ گوش پایتخت و در جایی که پول و امکانات فراوان است با محیط زیست انسانی خود چنین معاملهای میکنیم، دیگر چه جای گله و حیرت اگر بشنویم کماکان در بسیاری از شهرهای ساحلی شمالی و جنوبی کشور، وضعیت دفن بهداشتی زباله فاجعهآمیز است.

راست آن است که باور صاحب این دفتر مجازی، حفظ محیط زیست و پاسداری از اصل پنجاه قانون اساسی بیش از آن که به وضع قوانین، تشدید مجازات و خطابههای آتشین نیاز داشته باشد، به غنای شعور و فرهنگ تک تک شهروندان این کرهی خاکی محتاج است؛ شهروندانی مسئولیتپذیر و دانا که دریابند دیگر زمان قرض گرفتن از فرداها به سرآمده و باید خود را مهیای قرارگرفتن در دادگاه فرزندان فردای زمین بسازند.

امید که چنین ابتکارهای ارزشمندی بتواند حساسیت تک تک ما را در برابر مواهب طبیعی افزایش داده و با ایجاد روشنگری بیشتر، بتوانیم امانتدار خوبی از آنچه هنوز باقیمانده است، باشیم.




سلام آقای درویش
من هم به سهم خود تلاشهای ارزشمندتان را در عرصه محیط زیست کشور ارج می نهم.
خدا یار و یاورتان باد.
حکایت غریب و دردناکی بود این حکایت گاوها و آدمها …
زنده باشید و پابرجا.
سلام
خسته نباشید.
من هم از طریق وبلاگ شما از قضیه باخبر شدم و به این فراخوان بزرگ پیوستم.
مدتی بود که تصمیم داشتم البته با اجازه شما لینک اینجا را در وبلاگم بگذارم. فکر کنم امروز مناسبت خوبی برای این کار باشه. پس با اجازه!
درویش عزیز سلام
فکر می کنم حرکت خود جوش و خوبی البته با تبلیغات و دعوت های متعدد شما برای “روز جهانی حرکت وبلاگها” بوجود آمد. مسلما حرکت شما در این مورد ثمر بخش بود.
موفق باشید
از شما عقب افتادم
درویش عزیز- از حسی که در من ایجاد کردی ممنونم این حرکت وبلاگها من را هم راه انداخت!!!!!!. راستش چند وقتی بود گوشه گرفته بودم جوریکه اروند هم از من جلو افتاد و شرمساریم را برانگیخت.بهرحال یکبار دیگر راهبری کردی و همه راهمسو نگه داشتی.
درویش سری به آمار دیروز بزن و ببین بالاخره به هدف رسیدم. ما را همین بس که بپذیری.
درویش جان ببخشید که “جان ” بالایی از قلم افتاد و درویش خالی نوشتم خودت میدانی که خیلی دوستت داریم.
دکتر جان
بی نهایت تبریک می گویم.
با سلام .ببخشید آقای درویش من دانشجوی کارشناسی ارشد بیابان زدایی هستم اگر زحمتی برای شما نیست اطلاعات مربوط به تهیه نقشه حساسیت اراضی به بیابان زایی دشت سیستان و معیارهای مورد نیاز برای بیابان زایی اراضی رو برای من میل میکنید.لازمهست به عرضتون برسونم که استاد مشاور پایان نامه من آقهی مهندس راشکی هست .متشکر.خدا حافظ شما.
سلام جناب درویش همیشه از نظرات و دیدگاه های وسیعتون بهره برده ام
زنده باشید و پاینده
I know this is really boring and you are skipping to the next comment, but I just wanted to throw you a big thanks – you cleared up some things for me!
Thank you for the enlightening post. I have been digesting plus enjoying your site. I will be back!