مهار بیابان‌زایی

آیا آمریکا عقب نشست؟!

تظاهرات طرفداران محیط زیست بر علیه سیاستهای طبیعت ستیزانه آمریکا در بالی

      آنچه که سبب شد تا 10 هزار شرکت‌کننده حاضر از یکصد و نود کشور جهان را پس از دو هفته حضور پرتنش، خوشحال و راضی از جزیره‌ی بالی اندونزی به خانه‌هایشان بازگرداند، چه بود؟ چرا اینبار و در پایان یک همایش مهم زیست‌محیطی، هیأت آمریکایی حاضر در همایش مورد انتقاد شدید قرار نگرفت و هو نشد؟! آنچه سبب تغییر 180 درجه‌ای مواضع دولتی شد که سالهاست مخالفین پندارش را در حوزه‌ی جهان‌گرمایی، علناً مجنون و دیوانه خطاب می‌کند، چه بود و چرا اینک سیاسیون کاخ سفید هم – ظاهراً – همان حرفی را می‌زنند که مخالفین ایشان در خارج از کاخ و بیرون از خاک آمریکا بر زبان می‌رانند؟!
    آیا این صرفاً ترفندی مصلحت‌اندیشانه برای جلب آرای رأی‌دهندگان آمریکایی است؟ آیا گروه جنگ‌افروز نومحافظه‌کار که همواره در طول هفت سال گذشته، دست بالا را در هیأت حاکمه‌ی آمریکا داشته نفوذ خویش را از دست داده است؟ و یا شاید اینک نخبگان جمهوری‌خواه، بیش از هر زمانی دریافته‌اند که کنفسیوس در سه هزار سال پیش راست گفته است، وقتی نوشت: «درختی که در برابر باد نمی‌ایستد و خم می‌شود، پایدارتر است.»
   اینها دغدغه‌هایی است که شکل‌دهنده‌ی آخرین یادداشت نگارنده در ستون گرمایش روزنامه جام‌جم بود، مطلبی که با عنوان: «در کنفرانس بالی، چرا آمریکا عقب‌نشینی کرد؟!» (البته با حذف پاراگراف آخرش) در روز چهارشنبه -۲۸ آذرماه ۸۶ – منتشر شد.
    اینک متن کامل و بدون حذف آن یادداشت را می‌توانید در ادامه مطالعه فرمایید:

«چرا آمریکا عقب نشست؟»

   چرا کنفرانس بالی به سرنوشت دیگر همایش‌هایی که در طول یک دهه‌ی گذشته برای رسیدن به راهکاری جهت مقابله با گرمایش زمین برگزار شده است، دچار نشد؟ آیا پیمان بالی یا همان «نقشه راه بالی» می‌تواند ثمراتی بیشتر و بهتر برای تضمین پایداری زیستن در کره زمین به ارمغان آورد؟ و آیا اینبار می‌توان به آمریکا اعتماد کرد؟!
    اینها پرسش‌هایی است که اینک – بیش از هر زمان دیگری – یافتن جوابی درخور به آنها، در شمار مهمترین دل‌مشغولی‌های طرفداران  محیط زیست در سراسر جهان قرار دارد.
   راست آن است که تا امروز، ایالات متحده آمریکا، یگانه کشور عمده‌ای بوده که آشکارا مشارکت در یک موافقتنامه‌ی الزام‌آور (پیمان کیوتو) را برای کاهش گازهای گلخانه‌ای، با قلدری رد می‌کرده است؛ حرکتی که خشم اغلب اندیشمندان، نخبگان و علاقه‌مندان حوزه محیط زیست را برانگیخته و حتا اعتراض و نارضایتی علنی کوفی عنان و بان کی مون، دبیرکل‌های سابق و کنونی سازمان ملل متحد را در هم پی داشته است.
با این وجود، نمایندگان دولت آمریکا که به همراه بلندپایگانی از 189 کشور دیگر جهان (از جمله جمهوری اسلامی ایران) در همایش حاضر بودند (شامل ‪ ۴۰‬رییس جمهور، ‪ ۹‬نخست وزیر یا معاون رییس جمهوری و ‪ ۷۰‬وزیر)، تا یک روز مانده به پایان اجلاس، کماکان بر موضع پیشین خود اصرار کرده و به هیچ وجه حاضر به پذیرش قطعنامه‌ی پایانی «همایش جهانی حفاظت از نیوار (جو زمین)» در جزیره بالی اندونزی نبودند. اما درست پس از هشدار صریح بان کی مون، در سخنرانی پایانی اجلاس و درخواست وی از آمریکا برای همراهی با خواست جهانی بود که ناگهان، رییس هیأت نمایندگی دولت ایالات متحده اعلام کرد: «با پیش‌نویس ارایه شده توسط تعدادی از کشورهای در حال توسعه به رهبری هند مخالفتی ندارد.»

    بی‌شک، تغییر موضع دولت جدید استرالیا در قبال پیمان کیوتو – که انزوای بیشتر دولت کنونی آمریکا را در پی داشت – به همراه روشنگری‌های شتابان اخیر در افکار عمومی و آگاهی از حساسیت رأی‌دهندگان آمریکایی به موضوع گرمایش زمین و تغییر اقلیم، در این تغییر موضع ظاهراً حیرت‌انگیز جمهوری‌خواهان آمریکایی‌ها بی‌تأثیر نبوده است.
    با این وجود، نباید بیش از حد ذوق زده شده و از یاد ببریم که حاصل این همایش دو هفته‌ای در بالی، عملاً دستاورد کمی و قابل اندازه‌گیری به بار نیاورده و میزان تعهدات حاصل از آن به مراتب از درجه‌ی الزام‌آوری کمتری نسبت به کیوتو برخوردار است؛ بخصوص که هیچ اشاره‌ای به میزان کاهش ورود گازهای گلخانه‌ای به نیوار نشده است.
در حقیقت، جمهوری‌خواهان حاکم بر کاخ سفید با ترفند اخیر خویش، هم برای مردم جهان و به ویژه رأی‌دهنگان آمریکایی ژست سبز گرفتند و هم تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، عملاً زمان لازم را برای چانه‌زنی در این خصوص از سازمان ملل متحد خریدند و تن به هیچ تعهد الزام‌آور جدیدی ندادند؛ موضوعی که البته می‌تواند به پاشنه‌ی آشیل آنها در مبارزات انتخاباتی آینده بدل شده و سرنوشت تلخ جان هاوارد را برایشان به ارمغان آورد.

مؤخره:
دو هفته است که بیش از 10 هزار نفر از 190 کشور جهان در جزیره بالی اندونزی حضور دارند؛ اجلاسی جنجالی که تقریباً تمامی خبرهای دیگر جهان را به حاشیه کشاند. با این وجود، تا این لحظه نگارنده کمترین خبر، گزارش یا تحلیلی از نمایندگان ایرانی حاضر در این همایش ندیده و نخوانده است. چرا؟!
باور کنید شهروندان ایرانی هم حق دارند بدانند دولت متبوع‌شان چه عملکردی در این بزرگترین و فراگیرترین چالش جهانی داشته است.

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا