جای خالی محیط زیست در بندهای 4 گانهی محیط زیستی لایحهی برنامه پنجم!

حتماً میدانید که سرانجام پس از ماهها تأخیر، هفتهی گذشته لایحهی 201 مادهای برنامهی 5 سالهی پنجم توسعهی کشور توسط رییسجمهور به مجلس تقدیم شد تا پس از بررسی نهایی به تصویب رسد؛ برنامهای که شاید از نظر کمیت، کوچکترین برنامهی 5 ساله در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی باشد و به همان نسبت، سهم محیط زیست هم در آن نسبت به دو برنامهی قبلی سوّم و به ویژه چهارم به شدت کاهش یافته و تنها به 4 ماده (مواد 174 تا 177)، یعنی کمتر از 2 صدم درصد آن محدود شده است.
امّا فاجعهی اصلی این نیست! هست؟ فاجعهی اصلی این است که سهم کیفیت از این هم نازلتر است!
راست آن است که نویسندگان این سهم اندک از محیط زیست، نشان دادهاند: اصولاً فهم درستی از حقیقت محیط زیست و مشکلات و لکنتهای امروزین آن در ایرانزمین ندارند. آنها حتا روح حاکم بر آموزهی بلند مندرج در اصل 50 قانون اساسی را به درستی درک نکردهاند؛ وگرنه اینگونه سهلانگارانه نمیپنداشتند که حیات اجتماعی روبه رشد مردم یک سرزمین فقط با همین موارد اندکی که نام بردهاند، پیوند دارد و بس!
نخست با هم مروری کنیم بر 4 مادهی مورد نظر در لایحهی برنامه 5 سالهی پنجم:
ماده 174:
به دولت اجازه داده میشود به منظور حفاظت، احیاء و بهرهبرداری پایدار از محیط زیست، منابع طبیعی و تنوع زیستی نسبت به موارد زیر حداکثر تا پایان سال دوم برنامه اقدام کند.
الف- تدوین و اجرای برنامه مدیریت یکپارچه زیستبومی و برنامه عمل حفاظت و بهرهبرداری پایدار از تنوع زیستی زیستبومهای حساس و شکننده کشور.
ب- تدوین طرح جامع حفاظت، ساماندهی و مدیریت یکپارچه سواحل کشور متضمن تعیین حریم و آزادسازی سواحل و ممانعت از تخریب و تغییر کاربری سواحل و اراضی جلگهای مجاور و اجرای آن در طول برنامه.
تبصره 1- قوه قضائیه، نهادهای نظامی و انتظامی و شهرداریها مؤظف به همکاری کامل با دولت برای تحقق مفاد این بند هستند.
تبصره 2 – سازمان حفاظت محیط زیست، مناطق ساحلی و دریایی با حساسیت بالای زیست محیطی را شناسایی و اعلام کند.
تبصره 3 – اصلاح اساسنامه “صندوق ملی محیط زیست “.
ماده 175:
به منظور تسهیل امر سرمایهگذاری، سازمان محیط زیست ضوابط و استانداردهای زیست محیطی مشخص، شفاف و ثابت برای یک دوره زمانی پنجساله را تدوین و جهت درج در کتاب راهنمای سرمایهگذاری (موضوع تبصره 3 ماده 7 قانون اجرای سیاستهای کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی) ظرف 6 ماه اول برنامه ارایه کند. همه واحدهای تولیدی، صنعتی عمرانی، خدماتی و زیربنایی موظف به رعایت آن هستند.
ماده 176:
به منظور کاهش عوامل آلوده کننده و مخرب محیط زیست همه واحدهای بزرگ تولیدی، صنعتی عمرانی، خدماتی و زیربنایی موظفند:
الف- طرحها و پروژههای بزرگ تولیدی، خدماتی و عمرانی خود را پیش از اجرا و در مرحله انجام مطالعات امکانسنجی و مکانیابی براساس ضوابط مصوب شورای عالی محیط زیست مورد ارزیابی اثرات زیست محیطی قرار دهند.
ب- نسبت به نمونهبرداری و اندازهگیری آلودگی و تخریب زیست محیطی خود اقدام و نتیجه را در چارچوب خوداظهاری به سازمان حفاظت محیط زیست ارایه کنند. واحدهایی که قابلیت و ضرورت نصب و راهاندازی سیستم پایش لحظهای و مداوم را دارند، باید تا پایان سال سوم برنامه، نسبت به نصب و راهاندازی سیستمهای مذکور اقدام کنند. متخلفان مشمول ماده 30 قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا خواهند بود.
ج- مشخصات فنی خود را به نحوی ارتقاء دهند که با ضوابط و استانداردهای محیط زیست و کاهش آلودگی و تخریب منابع پایه بالاخص منابع طبیعی و آب تطبیق یابد. هزینههای انجام شده با تائید سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان هزینههای قابل قبول مالیاتی این واحدها منظور شود. متخلفان مشمول پرداخت جریمه زیست محیطی، خسارت وارده را به خزانه واریز میکنند و معادل 100درصد وجوه حاصله در قالب بودجه سالانه کشور به صندوق ملی محیط زیست جهت سالمسازی و رفع آلودگیها و بهرهبرداری پایدار از منابع محیط زیستی واریز میشود.
ماده 177:
شهرداری کلانشهرها موظفند در راستای مدیریت پسماند شهری و کاهش آلودگی هوا:
الف – به نحوی اقدام کنند که هر ساله 10 درصد از حجم پسماند ورودی به محلهای دفن با تأکید بر زباله سوز مرکزی کاسته شود.
ب – تمهیدات لازم را برای کاهش آلودگی هوا تا حد استاندارد مصوب فراهم کنند.
خُب، نخستین پرسش این است که بر اساس رهگیری از کدام چالشها و مشکلات بوده که این گزینههای درمانی و قانونی برای مهار روند شتابناک ناپایداری سرزمین وضع شده است؟
آیا روح جزیرهنگری در این برنامه موج نمیزند؟ ما بحث جهانگرمایی و تغییر اقلیم را در کجا دیدهایم؟ دولت چه وظایفی برای پایش جهانگرمایی و تقلیل خطرات آن دارد؟ ما چگونه قرار است به جنگ خشکسالی برویم؟ غول بیابانزایی را با کدام تمهید و ترفند میخواهیم مهار کنیم؟ کشاورزی ناپایدار را چگونه میخواهیم به محیط زیست پایدار پیوند زنیم؟ منابع طبیعی را با کدام تمهید میخواهیم از گزند آبسالاران طبیعت ستیز در وزارت نیرو نجات دهیم؟ برای عینیکردن ارزشهای حسابداری سبز، چه گامهایی باید برداریم؟ چرا نباید تشویق به استحصال انرژیهای نو با محیط زیست پیوند بخورد؟ چرا قبول نمیکنیم که مرگ تالابها نتیجهی همافزایی ویرانگر چندین و چند وزارتخانهی گردنکلفت است؛ آنها را چگونه میخواهیم مهار کنیم؟ چرا میپنداریم که آبهایی که از کشور خارج میشوند و یا به خلیج فارس، دریای عمان و مازندران میریزد، آب هرزی است که باید مهارش کرد؟ حقآبهها را کجا دیدهایم؟ آن ماتریسهای بی بو و خاصیت را در ارزیابیهای محیط زیستی چه زمان و با کدام ضربالعجل قانونی میخواهیم اصلاح کنیم؟ اصلاً کجا باید بین ملاحظات محیط زیستی و آرمان های بوم گردی (اکوتوریسم) پیوند برقرار کنیم و پایداری هر دو را به ارمغان آوریم؟ آیا این گونه می خواهیم به رفاه ملی در چشم انداز 1404 دست یابیم؟ آیا رفاه ملّی بدون برخورداری از محیط زیست مطلوب امکان پذیر است؟
نه عزیزان من! بیایید بپذیریم که ما هنوز درک درست و جامعی از کلیت فراساختاری و فراوزارتخانهای محیط زیست نداریم؛ وگرنه اینگونه حقیرانه با آن برخورد نمیکردیم! میکردیم؟
اگر خطر بیابانزایی، نخستین چالش جدی ایران زمین شده است؛ اگر گوی سبقت را در ناپایداری سرزمین از بیش از 135 کشور جهان ربودهایم؛ اگر در فرونشست زمین، کاهش سطح آب زیرزمینی، فرسایش آبی، فرسایش بادی و اُفت حاصلخیزی خاک حریفی را در برابرمان نمیبینیم؛ اگر مهمترین رودخانههای کشور هم با کابوس سکوت روبرو شدهاند؛ اگر مجبوریم در سال جهانی تنوع زیستی، از عزای ملّی تنوع زیستی سخن بگوییم؛ اگر ردپای بومشناختی (اکولوژیک) اغلب کلانشهرهای ما مدتهاست که از مرز اشباع هم گذشته است و اگر به بهانهی طرح بهرهوری کشاورزی و آبادی اراضی شیبدار و توسعهی راهها میخواهیم تیشه به ریشهی آخرین بازماندههای هیرکانی و زاگرس بزنیم …
برای این است که می گویم و باور دارم که ما هنوز محیط زیست را جدی نگرفتهایم و نمیدانیم که نخستین و مهمترین اولویت راهبردی در هر سرزمینی باید که حفظ اندوختهگاههای ژنتیکی و چشماندازهای دیداری یگانهای باشد که محصول پایمردیهای این آب و خاک مقدس در طول میلیونها سال گذشته بوده است. نبوده است؟






سلام جناب درویش,ممنون از اینکه این پست رو گذاشتید
تقویت حضور و مشارکت مردم در عرصههاى سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى.(بند اخردرخواستها)
به نظر شما تا چه به این گفته ی اقای خامنه ای عمل خواهد شد؟به نظرم تا جایی که این مردم شعارهایی رو بدن که اونا بخوان.
وقتی در برابر ملتشون چنین رفتاری رو دارند,من انتظار ندارم در حوزه ی محیط زیست همین کم هم اجرا بشه,چرا که چند درصد از مردم پیگیر خبرهای این برنامه هستند یا اصلا به طور صحیح و با آمار درست از پیشرفتش مطلع میشن؟
این اعتراف شاید دردناک باشد، اما حقیقت دارد! این که سالهاست در این دیار تحزب خوب بوده، حضور مردم در صحنه عالی بوده، سیاسی بودن محشر بوده، تشکیل تشکلهای مردم نهاد و تقویت خوی مشارکت حرف نداشته … به شرط آن که همه آن تلاش ها و تکاپوها در تقویت “ما” باشد و نه در انتقاد از ما!
از ماجرای مضحک حزب رستاخیز بگیر تا انکار حضور سه میلیون نفر در خیابان های شهر در اعتراض به حقی که تصور می کنند نادیده گرفته شده و باید به جرمش خس و خاشاک و گوساله و بزغاله خوانده شوند!
وای برما …
درود بر شریفی عزیز که آدم را به حرف می آورد! نمی آورد؟
درویش من، غیر از این انتظاری داشتی؟ مشکلی نیست. خیلی نگران نباش. حالا دو سه برنامه تبدیل شده به دو سه خط. خیلی مهمه. مگه خود ما برنامه ریزی استراتژیک را توی قالب مدیریت سنتی نکردیم و در چند جلد تحویل ندادیم؟ حالا بر عکس شده؟ نشده؟ ببین اگر اینجوری جلو بریم من و تو حکم گلادیوس و بولونیوس را پیدا می کنیم ها! نمی کنیم؟
البته حرفهای منو خیلی جدی نگیر ولی واقعا دیگه نگران نیستم. چون شنیدم که مشکلات ظرف 5 سال با همین دو سه خط برنامه حل میشه. اعتماد کن.
مخلصیم.
باشه امیر جان چون تو می گی، می کنم … “اعتماد” را می گویم!
باز هم کلی گویی آن هم مثل همیشه از نوع جزیره ای آن …؛ کاش یک ماده زیست محیطی پیشنهاد می شد آن هم تحقق اهداف برنامه چهارم که کف سزاواری ست.
مثلی است معروف که می گوید بیل دیگ بیله چغندر!
با این برنامه مشعشعانه همین چهار خط هم زیادش است
…جمله معترضه:الو الو درویش خان صدا میاد برادر سالمید؟
کاملاً واضح صداتون دریافت می شه! حتا حامد بهشتی هم داره صداتونو می شنوه! نمی شنوه؟
سلام
شهرداری؟ 10درصد کاهش حجم پسماند؟زباله سوز مرکزی!!!!
ماستی که ترشه از تغارش پیداست
البته ماست ترش یه سری طرفدار هم داره! نداره؟
بالاخره باید همه اجزای یک سیستم با هم هماهنگ باشند اگر یکی خوب کار کند و بقیه بد و یا بالعکس ایجاد مشکل می کند . قانون 4 ساله پنجم نیز نیز از این قاعده مستثنی نیست. هست؟
درسته … راستی قرار بود برایم اطلاعاتی بفرستید! قرار نبود؟