در ساعت زمین، ایران چگونه بود؟

ساعت 20:30 روز شنبه – 7 فروردین ماه 1389 – هم از راه رسید و رفت. مردمان حدود 5 هزار شهر در 125 کشور جهان از این ابتکار استقبال کردند و رکورد سال گذشته را آشکارا بهبود دادند. حتا در کشورهایی چون پرو، مصر و اندونزی نیز این مراسم با استقبالی گسترده روبرو شد. روسها اعلام کردند که 2850 مگاوات برق صرف جویی کردند (حدود سه برابر ظرفیت نیروگاه سیاه بیشه) که این رقم نسبت به سال قبل، 450 مگاوات افزایش داشت. فرانسویها هم آمار مشابهی را اعلام داشتند و البته چند کشور دیگر نیز چنین کردند.
اما در ایران به جای خاموشی، فقط سکوت بود و بی تفاوتی و بیخبری انگار! خیلی دوست داشتم بدانم در ایران وضعیت چگونه بوده است؟ راستی چرا وزارت نیرو آمار مصرف برق در این ساعت را اعلام نمیکند؟ اصلاً چرا نباید نهادهای حکومتی از چنین حرکتی استقبال کنند و به صورت نمادین هم که شده، میدان آزادی، برج میلاد یا میدان نقش جهان اصفهان هم مانند بسیاری از ساختمانهای مشهور در این همایش سبز جهانی مشارکت کنند و بدینترتیب، نامشان بلندآوازهتر هم گردد.
به هر حال نزدیک به 50 هزار بار، نام “ساعت زمین” در وبلاگها و وبسایتهای فارسی زبان تکرار شده و دست کم باید 10 میلیون مخاطب فارسیزبان از این حرک آگاه بوده باشند.
ضمن قدردانی از صاحبان همهی وبلاگهایی که از این ابتکار حمایت کردند، امیدوارم در سال آینده، بتوانیم با عدد و رقم سهم ایرانیان را در این حرکت جهانی مشخص کنیم.






اطلاع رسانی حداقل برای من بد نبود چون از ساعت 8:30 شب تا 9 در خانه سعی کردن از مصرف برق بکاهم
این کارها فانتزی نیست برای نمونه تفکیک زباله که در سویس و آلمان نخست در مدارس و در شوراهای محلی به بانوان خانه دار نخست اهمیت و سپس شیوه جداسازی را آموختند الان 60 درصد کاغذ آلمان از چرخه بازیافت تولید می گردد
خوشحالم از شنیدن این خبر اشکار جان. آیا ساعت زمین را برای اقوام و دوستان هم تشریح کردی؟
راستش را بخواهید خیر
آن بی همه چیز که با 9 نفر 200 درخت را در زنجان قطع کرده بودند برای اینکه مغازه هایی که ساخته بودند نما پیدا کند مرتکب این حماقت شده بودند اینجا فقر مالی مطرح نیست بلکه پدرسوختگی ذاتی عامل بوده است
دربرابر این افراد باید قاطعانه عمل کرد.اگر از روز نخست از پایه با این اشخاص برخورد محکم می شد حالا آن وضع سیاه بیشه پیش نمی آمد.افسوس که همیشه به اینقبیل حیوانات دوپا نیاز بوده است(این واژگان تند است ولی انصاف بدهیم آیا عین حقیقت نیست؟)
ممنون از صداقتت …
ولی محمد جان من باز هم از مردم ایران بابت این قضیه و همکاری بی شائبه شان تشکر کرده ام. نکرده ام؟
پیامک های هشداردهنده ات را در آستانه ساعت زمین برای چند دوست دیگرم فرستادم؛ عکس العمل آنها به گونه ای بود که من هم چاره ای ندارم جز آن که مثل تو از آنها تشکر کنم!
من شرمنده ام … خیلی …
البته تقصیر خودتون بود … یه ذره اون پیام رو شفاف تر می فرستادید بهتر بود ، نبود؟
الان من توپ رو انداختم تو زمین شما
متوجه نشدید که؟
به نظر می رسه شما دوباره می خواهید حرف گوش نکنید! نه؟
کی؟
من؟
من کلن بچه ی حرف گوش کنی هستم ، باور کنید
خب الحمدالله … خطر رفع شد!
سروی عزیز ظاهرن سوتی های فروردین 89 تون داره زیاد میشه؛ این اظهار شرمندگی تون در این جام جهان نمای درویش دیگه آخرش بود! نبود؟
نه هنوز آخرش نبوده هومان جان …
مانده تا برف زمین آب شود!
ببین ها!
من چه بی موقع غایب بودم استاد!
نگران نباش … تنبیه را گذاشته اند برای یه همچین مواقعی دیگه! نه؟
ای وای نمیدونستم شما همه اینجایین وگرنه زود تر میومدم سراغتون.حالا ساعت زمینتون خوب بود