فتوبلاگ

سوختن و همچنان سبز ماندن!

درختی که به من و تو درس سبزماندن می دهد! نمی دهد؟

در کنار تالاب بین المللی قوری گل

محور تبریز به میانه – 11 مرداد

1389

فتوبلاگ

فتوبلاگ جایی است که عکس‌هایی را که می‌گیرم، با شما به اشتراک می‌گذارم؛ نه فقط برای نمایش تصویر، بلکه برای روایت لحظه‌ها.

نوشته های مشابه

11 دیدگاه

  1. قصه آدمهای پردرد خندان هم همینه… یعنی برای من تداعی همین معنا شد…هر که بیشتر سوخته و درد کشیده عمیق تر و واقعی تر می خنده… چه دلی داره این درخت!‌چه دلی داره… دستهای سترگش را بوسه کرنش می زنم….

    1. به شقایق:
      کاش آن لرزیدن دل در دل هموطنان عزیزم تکثیر یابد تا بدین ترتیب بتوان برای آینده هم به داشتن طبیعت هوش ربای وطن امیدوار ماند.
      .
      .
      به فرشته:
      البته در مورد مردها اشکالی نداره! منتها در مورد خانم ها شک دارم! نه؟

  2. با سلام
    همیشه دلم برای در ختان و گیاهان می سوزد.چون حیوانات به هنگام حمله دشمن می توانند حالت تهاجمی به خودشان
    بگیرندو یا فرار کنند.اما درختان ایستاده می میرند. دوستشان دارم.

  3. چقدر سخت برای بودن تلاش می کند
    چقدر سخت و نفس گیر

    دوست دارم بدانم با آن دست های سبز ِ رو به آسمان و دل سوخته ‌اش ، دارد چه دعایی می کند ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا