مهار بیابانزایی
تازهترین تصاویر از هجوم لودرها به باغ گیاه شناسی نوشهر

سه تصویری را که ملاحظه میکنید، ماجرای غم بار تجاوز صبح امروز به دیرینهترین باغ گیاه شناسی ایران در نوشهر را نشان میدهد؛ پردیس باشکوهی با 1400 گونه گیاهی و بیش از 14 هزر نمونه گیاه خشک شده که میتوانست موزه تاریخ پژوهشی ایران در حوزه منابع طبیعی باشد؛ اما فرماندار نوشهر بیشتر مایلند تا جاده کمربندی بندر نوشهر باشند!
چرا؟







بابا اینا دیگه کی هستن!!! از قوم مغول هم ویرانگرترند. یعنی باید همینطور دست روی دست گذاشت!!!!
این لا مذهبا به خودشونم رحم ندارن
گاه خطر نابخردی بیشتر از هر خطر دیگری می تواند کارمایه ها را تهدید کند رسول جان …
دوستان بیشتر از جاده مایل به گرفتن زمین و شهرک سازی هستند .
اسم تایلند بدجوری در رفته است ، در هرکجا که شهرک سازی باب شده به سرعت پا اندازها و مواد فروشان زودتر از بقیه کسبه مشغول می شوند
جناب آقای مهندس درویش این مطالبی که می نگارم شایسته شما و خوانندگان محترم نیست ولی اکنون در مناطق توریستی و ویلاسازی شده جوی بوجود امده که دیگر پا انداز ها بصورت خانوادگی و با همکاری زن و دختر و حتی عروس ! به دادن خدمات مشغول می باشند .
ما به باغ گیاه شناسی چه احتایجی داریم در حالیکه اگر جاده بکشیم و ویلا و برج یسازیم درآمد بیشتری داریم و حساب های مالزی را پر تر می کنیم
به اشکار:
حقیقت هایی که اشاره کردی، بسیار تلخ است و من امیدوارم که صحت نداشته باشد.
درود بر آقای درویش و دیگر طبیعت دوستان .
دوازدهمین گفتگوی داغ سبز با موضوع “چالشهای محیط زیستی کوهستان های ایران” باحضور محمد درویش و عباس محمدی را می توانید از طریق لینک زیر بشنوید و دانلود کنید. نظراتتان موجب دلگرمیمان خواهد بود.
https://iranseda.ir/Fulllive/?g=799342
شماره sms برنامه : 300001386
شماره تلفن برنامه : 09191662991
به احمد پازوکی:
خسته نباشی رفیق. نمودارها فراموش نشود! به همراه راه اندازی بخش چت. در ضمن چرا تلفن ثابت اعلام نکرده اید؟
در جوامع توسعه نیافته در نتیجه عدم آگاهی اجتماعی معمولا افراد یک جامعه آنقدر که برای حفظ اموال خود دقت و تلاش میکنند نسبت به حفظ اموال عمومی مسئولیتی احساس نمی کنند.بدیهی است چنین حالتی میتواند ناشی از فقر و عدم رشد اجتماعی باشد. ا زآنجا که منابع طبیعی محصول تلاش و دست آورد افراد خاصی نیست وجزء اموال عمومی و ثروت ملی محسوب می گرددبنابر این در حفاظت از منابع ملی نیاز به عزم ملی و همیاری و همکاری تمام آحاد جامعه خواهد بود ونیاز مند تدوین و تصویب قوانین برای حفظ منابع طبیعی میباشد. قوانین تصویب شده برای حفاظت از منابع طبیعی باید بسیا ر دقیق و روشن باشد و از هرگونه ابهام به دور باشد. منابع طبیعی به دو بخش منابع غیر قابل تجدیدشونده و منابع تجدیدشونده تقسیم می شود. منهبع تجدید شونده مثل جنگلها از اهمیت ویژهای برخوردار است. جنگلها علاوه برتولیدمواد اولیه(مثل چوب)از جهات دیگر نیز مورد توجه است، جنگل خود به عنوان منابع طبیعی نقش اساسی در حفظ منابع طبیعی دیگر (مثل خاک وتثبیت آب در خاک دارد)جنگلها به عنوان یک اکوسیستم پیچیده موجب بقا وتداوم حیات بسیاری از موجودات گیاهی و جانوری است که در صورت تخریب جنگلها این منابع با ارزش نیز از بین خواهد رفت. بالا رفتن سطح آگاهی اجتماعی در نتیجه رشد و توسعه جامعه، موجب افزایش درک عمومی در اهمیت منابع طبیعی می شود.(دکتر رستمی شاهراجی)
به ابوالفضل:
در چه سالی این نقشه پیاده شده بود؟
نباید از بندر یا شهرداری نوشهر ایراد گرفت. تمام مشکلات منابع طبیعی از بیکفایتی و عدم صلاحیت مسولین حاضر در منابع طبیعی و در این خصوص ریاست مرکز تحقیقات نوشهر دانست، لازم به ذکر که نقشه این کار در سالهای قبل در زمین مرکز تحقیقات پیاده سازی شد و مطمئن بودیم که این کار عملی میشه و شد.
شایداکنون زبان طبیعت این شعر باشد:
تا که بودیم نبودیم کسی، کشت مارا غم بی هم نفسی
حال که نیستیم همه یار شدند، خفته ایم و همه بیدار شدند
قدرآئینه بدانیم که هست، نه درآن لحظه که افتاد و شکست
درود..
با اجازه از عکسا واسه خبر رسانی استفاده کردم
https://marta84.blogfa.com/post-199.aspx
به رسول خوارزمی:
ممنون از حمایتت. فکر کنم همه ی دوستان محیط زیستی سزاوار است که این خبر را انعکاس دهند.
در این زمانه بی هیاهوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل فال پرست
متاسفانه این آقایانی که هر کدامشان دارای عناوینی مانند دکتری و مهندس هستن!! نمی دانم در طول دوران تحصیل چی یاد گرفتن و فکر کردن رو چگونه آموختن؟
اینکه برای درختان بی دفاع و مظلوم قدرت نمایی کنیم چیزی به ارزشهای انسانی و توسعه مناطق افزوده نخواهد شد! بلکه بر خوی غیر انسانی ما تاکید میکند.
از تمام افرادی که دارای سرشت های پاک انسانی هستند می خواهم که نسبت به این حادثه دهشتناک واکنش نشان داده و کارمندان ساده و زحمتکش این باغ به ویژه آقای دکتر زارع و خانم امینی را تنها نذارن.تا در مبارزه خود برای نگهداری این میراث طبیعی که در سطح خاورمیانه کم نظیر هستند موفق باشند.
به سپنتا:
ممنون از حمایت ها و همراهی های صمیمانه تان. با درخواست شما کاملاً موافقم.
وقت این است که NGOها بدون دسته بندیهای سیاسی در محل حضور یابند و یک گردهمایی اعتراض آمیز انجام دهند بشتابید.
به مازیار پرتوی:
من با پیشنهاد شما کاملاً موافق و همراه هستم.
مبارکه جناب دکتر پرهمت عزیز (متولی اصلی پارک به عنوان معاونت آموزش و تحقیقات وزارتخانه)و جناب دکتر سلاجقه نازنین (پاسدار جنگلهای ایران.)
به امیر سررشته داری:
من مبارک باد شما را ابلاغ خواهم کرد!!
دکتر پرهمت !!!
چه اسم پر مسمایی
بر عکس نهند نام زنگی کافور
اصلا کی حالشو داره بره نوشهر
اون قدیم ندیم ها افسرام ژاپنی به هنگام شکست خودکشی می کردند تا شرف نظامی کشورشان پایدار بماند …..
چی ؟… ول کن بابا من دکترم سامسونتم خش میافته برم اونجا
برخی اوقات مترسک بودن حتی برای مترسکی که سر جالیزی خشک و بی بار آرزوی دیدن حتی یک کلاغ رو هم داره خیلی دشواره
به اشکار:
من امیدوارم در این ماجرای تلخ دکتر پرهمت، دکتر سلاجقه و دکتر خلیلیان اعلام کنند یا استعفا می دهند و یا فرماندار نوشهر باید برکنار شده و متجاوزین به سزای عمل خود برسند.
من از غم فراوان پناه بردم به صدای محزون حسین پناهی
…
جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟
دیوونه کیه ؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه؟
اون همه افسانه و افسون ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهرهی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرندهها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟
دیوونه کیه ؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه؟
فکر کنم یه موقع هایی از دست حسین پناهی ها با آن صدای خاص، ساده و دوست داشتنی شان هم کاری برنمی آید …
بعداز ظهر امروز متاسفانه در یورش شامگاهی تقریباً کار را یکسره کردند و تازه حکم دادستانی آمد که عملیات تخریب را باید متوقف کرد! نیروی انتظامی مستقر در محل هم گفته است: ما دستوری برای توقف کار نداشتیم!! درست مثل این که جلوی دزدها را نگیرند به این بهانه که هنوز دادستان دستور نداده بوده است!!!
وای بر ما …
جناب آقای مهندس درویش
در ماجرای کشیدن کمر بندی انزلی حدود 300 هکتار از تالاب به حالت زه کش درآمده و خشک می شود . به این می گویند از آب کره گرفتن .
حضرات داکتری که نامبرده اید جلم اینکار ها را ندارند . اگر فردا به ذوب آهن اصفهان و یا مس کرمان هم منتقل بشوند برای انها و کسانی که این مهره ها را می چینند تفاوتی ندارد
چقدر نگران کننده است و
چه حواشی تاسف انگیزی هم دارد .
به شقایق:
حواشی این رخداد تلخ: تهدید کارمندان و پژوهشگران شاغل در باغ اکولوژی نوشهر؛ سکوت اغلب اهالی منطقه، عکس العمل حیرت انگیز نیروی انتظامی، انفعال رسانه ملی و … بسیار تلخ بوده است … تلخ ِ تلخ ِ تلخ.
آقای مهندس درویش
داستان زیر گرفتن رئیس مخیط زیست آستارا توسط راننده متخلف کمژرسی به دستور و سفارش شهردار محترم که در خاطرتان است ؟
داستان به کجا کشید ؟
با متخلفان چه کردند ؟
آنگونه بود که بدینجا کشیده شد و بد تر از این را هم شاهد خواهیم بود .
روزی فرا می رسد که قباله وقف منطقه جنگلی گلستان را هم یکی از حضرات می یابد و صد البته باید موقوف را به موقوف علیه رسانید !!
یک خواجه حافظ بیکاری بود حرف هایی در باره شراب و مال وقفی و خوردن و بردن میزد کجاست ؟
به اشکار:
یافت می نشود آن خواجه! خیالت راحت …
.
راستی! ارزش آن 300 هکتار زمین آفریده شده چقدر می شود؟!!
سلام
مایه تاسف است.
تاسف برای کسانی که پیشرفت را فقط در کشیدن جاده ( البته جاده پیشرفت است اما با کارشناسی و …) می دانند ولی شعورشان به عوامل رشد و اعتلای فرهنگ یک مردم ( که از نمونه های آن توجه به محیط زیست است و در آئیین نیاکان ما هم بوده است) نمی رسد ، تاسف برای آنان باید خورد.
بدرود.
به ابوحنانه:
بله باید تأسف خورد برای آنهایی که خرد را در پارکینگ نهاده تا از آکبندی خارج نشود!
.
کسی کو خرد را ندارد به پیش
دلش گردد از کرده خویش ریش
.
درود بر هموطن دریادل و عزیز بوشهری خودم.
از اطلاع رسانیتون ممنون.و وای بر ما و آیندگانمان
به رها:
وظیفه بود … ممنون از همدردی و حمایت تان … همه باید بکوشند و بکوشیم تا طبیعت ستیزان نابخرد را رسوا کنیم.
نوشهری ها خوشحال باشید که هدف قطع هزاران درخت، رفع مشکل بیکاری هزاران نفر از شماست
در اولین ساعات روز شنبه مورخه 8/8/89 بین 50 تا 100 نیروی گارد بندر به همراه معاونین، مسئولین ادارات، نیروهای حقوقی و حراست بندر با ماشین آلات مختلف به ایستگاه تحقیقات نوشهر و باغ گیاه شناسی نوشهر یورش برده، دیوار باغ را شکستند و در عرض 3 ساعت حدود 8 هکتار از اراضی جنگلکاری شده این مجموعه را با خاک یکسان نمودند و هزاران درخت و نهال را نابود کردند و با کشیدن سیم و کوبیدن پایه آهنی حریم جاده مورد نظرشان را با زور و شبیخون مشخص کردند تا نام نوشهر به خاطر تخریب عرصه های تحقیقاتی در سایت های مختلف بدرخشد و تیتر اول خبرهای محیط زیستی شود. البته این امید هست که این آخرین مشکل شهرستان نوشهر با روش حل منحصر به فرد شبیخون و یورش یک سازمان به یک مرکز تحقیقاتی به زودی حل گردد و از این پس شاهد این خواهیم بود که شهرستان نوشهر پس از به کارگیری نیروهای بی کار و صدها نیروی دارای شغل کاذب در شهرستان فوق آگهی پذیرش بیکاران از شهرهای همسایه را در سایتهای مختلف داشته باشد.
جمعی از بیکاران نوشهری
لطفاَ اطلاع رسانی کنید.
در اولین ساعات روز شنبه مورخه 8/8/89 بین 50 تا 100 نیروی گارد بندر به همراه معاونین، مسئولین ادارات، نیروهای حقوقی و حراست بندر با ماشین آلات مختلف به ایستگاه تحقیقات نوشهر و باغ گیاه شناسی نوشهر یورش برده، دیوار باغ را شکستند و در عرض 3 ساعت حدود 8 هکتار از اراضی جنگلکاری شده این مجموعه را با خاک یکسان نمودند و هزاران درخت و نهال با ارزش را نابود کردند و با کشیدن سیم و کوبیدن پایه آهنی حریم جاده مورد نظرشان را با زور و شبیخون مشخص کردند تا نام نوشهر به خاطر تخریب عرصه های تحقیقاتی در سایت های مختلف بدرخشد و تیتر اول خبرهای محیط زیستی شود. گارد بندر با حمایت همه جانبه از طرف مسئولین شهرستان تمام روز شنبه به عملیات شرم آور خود ادامه داده و در عرض چند ساعت مثل اسراییلی ها موجودی باغ را زیر چرخ بولدوزرها له کردند.
به جوانان عزیز جویای کار در نوشهر:
درود بر شما که واقعیت ها را می بینید و گول نمی خورید و وای بر چنین تاریخ درخشانی برای نوشهر!
آنها می توانستند با پرداخت پول چند خانه را بخرند و جاده را بکشند؛ اما برای آنها پول مهم تر از موزه تاریخ طبیعی کشور بود …
وای … وای … وای …
کامنت بالایی خیلی خیلی وحشتناک و متاثر کننده است
به مسعود:
می دانی فردوسی بزرگ این موقع ها چه می گوید؟
.
دلم سیر شد زین سرای سپنج
خدایا مرا زود برهان ز رنج
نزادی مرا کاشکی مادرم
وگر زادی مرگ آمدی بر سرم
که چنین بلاها بباید کشید
ز گیتی همی زهر باید چشید
از ظالم جز ظلم انتظاری نمیرود. اما از ظلم ستیز چه انتظار می رود؟ آیا کسی نبوده است که برود و در مقابل چرخ های لودرها قدعلم کند و گردنکشی کند اگرچه کل ارتش و سپاه آنجا باشد. ظلم را از طرف هرکه باشد نباید تحمل کرد. باید فریاد زد اما نه از طریق نامه و شکایت.
اگر کسی حتی زیر چرخ های لودر له بشود نباید او را سرزنش کرد.اگر کسی از غم بمیرد نباید او را دیوانه خطاب کرد. باید نام و نشان او مثل حسین فهمیده جاودان نگه داشته شود. مدعیان کجایند ؟ آیا میترسند دستگیرشوند و حکم محارب به آنها داده شود ؟ آیا سر بی گنه را غم دار هست ؟ بخدا که نیست.
جواد جان … دیروز منظره تخریب این باغ 54 ساله چنان تاثربرانگیز بوده که حتا مردم و عابرین عبوری هم اشک می ریخته اند …
اما بیشتر از این چه انتظاری داری از مردمی که در برابر جنایت هایی بزرگ تر چون خشک شدن بختگان و تخریب زاگرس و آتش سوزی مریوان و نابودی پریشان و نمک زار شدن ارومیه هم بی تفاوت مانده اند؟!
سلام و درود به استاد عزیزم . بدون شک ایندگان کنونیان را سرزنش خواهند کرد از این بیمناکم که ما راهم اینگونه بنگرند و تر و خشک را با هم بسوزانند
به شهریاری:
بیمناک نباش عزیز … مطمئن باش!
از خودم خجالت می کشم، از اینکه شهروند کشوری هستم که در آن برای ازمیان برداشتن درخت و باغ گیاه شناسی اش از خشن ترین روش ها استفاده می کنند بی آنکه حتی یک برگه مجوز قانونی دردست داشته باشند خجالت می کشم.
از خودم و فرزندان این سرزمین خجالت می کشم که چطور علم ، تحقیقات و طبیعت این کشور را قربانی ندانم کاری ها و ضرب و زورهای غیرمنطقی مان کرده ایم.
به نقل از وبلاگ مژگان جمشیدی
به رؤیا:
خجالت هم دارد! ندارد؟
درود …
دلم کرد پر درد و جانم نژند
چنین است رسم سرای جفا
نباید از او چشم داری وفا
چنین است رسم سرای فریب
گهی در فراز است و گهی در نشیب
در دنیای مجازی ِ غیر ملی ، داغ ترین خبر مربوط به از دست دادن باغ نوشهر است و
صبح من تمام اخبار را از رسانه ملی، به کراهت ،گوش کردم
که خطی بشنوم و هیچ … .
این هم یکی از دردهای بی درمان طبیعت مظلوم وطن است که انگار بی صاحب مانده است …
با این وجود، ساعت 12:30 فردا در رادیو جوان به آن خواهم پرداخت …
چنین است رسم سرای فریب
فرازش بلند و نشیبش نشیب
به گوشیم استاد
من نمی دانم چرا آنهایی که امانت ارزشمند نسل فردا را اینگونه بی مهابا به تاراج و تخریب محو می کنند؛ آن هم برای کیسه زر! فراموش کرده اند پند باباطاهر عریان را:
.
به گورستان گذر کردم کم و بیش
بدیدم حال دولتمند و درویش
نه دولتمندی بی کفن در خاک رفت
نه دولتمندی برد از یک کفن بیش
فردوسی :
هر آنکس که در هفت کشور زمین
بگردد ز راه و بتابد ز دین
“نماینده ی رنج درویش را
زبون داشتن مردم خویش را”
برافراختن سر به بیشی و گنج
به رنجور مردم نماینده رنج
همه نزد من سر به سر کافرند
وز اهرمن بدکنش ، بدترند
سرم از پنجره به کوچه ی باریک خم می کنم
و به جای همه نومیدان می گریم! (شاملو)
از همه غم انگیزتر آن که دادستانی نوشهر هم پس از پایان ماجرا حکم توقف تخریب را صادر کرده است!
برای این همه سرعت عمل باید چه کرد؟!
درود بر مسعود عزیز
آنها که به تخریب طبیعت زیستگاه شان شتاب می بخشند؛ در حقیقت در مسیر زبونی بیشتر مردمان شان طی طریق می کنند …
چه تلخ بود این پیام. اشکم را درآورد.
شبی را برای اتجام یک کار تحقیقاتی در این باغ زیبا گذراندم . از هر گوشه ای صدای بلبلی به گوش میرسید خدا کنه که جوجه هایشان بزرگ شده باشند. این جنگلها آخرین واماندگان اکوسیستم پایین دست خزری هستند و بجز چند لکه که در شمال کشور باقیمانده اند همگی تبدیل به اراضی کشاورزی شده اند. در زیر این جنگلهای پست خزری چندین گونه بوم زاد داریم که در هیچ جای دیگری وجود ندارند. شاید روزی این گونه ها ارزش دارترین نمونه های گیاهان دارویی شوند. وای برما به کجا چنین شتابان……….
معلوم است به کجا حمید جان!
به جهنم …
با سلام
من میخواهم وارد رشته بیابان زدایی شوم ولی نمیدانم از میان مهندسی منابع طبیعی و مدیریت منابع طبیعی کدام یک برای کار بهتر است. لطفا راهنماییم کنید
ممنون
نخستین کاری که باید بکنید، شاید این باشد که متوجه شوید “بیابان زدایی” همانقدر نابخردانه است که جنگل زدایی و تالاب زدایی است.
.
در گام دوم فکر کنم اگر علاقه به آنچه می خوانی داشته باشی و فقط به محتوای دروس ارایه شده توجه نکنی؛ در هر دو گرایش می توانی نام آور و موفق و مفید باشی.
درود.
خواستم بگم متاسفم ، غمگینم ،کامم تلخ شده ، بغض کردم ، شوکه شدم ، ترسیدم …
دیدم همه ی این ها – همه ی این کلمات – خیلی کم ، خیلی ناقص و خیلی محدود هستند برای بیان احساسم نسبت به این فاجعه .
امروز در وبلاگ https://ankleofthegiraffe.blogspot.com متنی رو خوندم که دلم می خواد براتون تکرارش کنم :
کشور من تصویر یه پیرمردی رو داره که از صف پناهندهها بیرون میآد و برای اینکه خستگیش رو در کنه روی علفها دراز میکشه. روی علفهایی که توش یه مین ضد نفر خاک شده. کشور من شبیه اون مادریه که میبینه اونیفورم پسرش یه دگمه کم داره و با عجله دگمه رو میدوزه و بعدش پسرش رو خاک میکنه. کشور من تصویر یکی از رایجترین فحشها رو داره: ای لامصب بد مصب سگ مصب!
از کتاب :
پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی / نوشته ی ماتئی ویسنی یک / ترجمه ی تینوش نظم جو
و کشور من، تصویر مردی که دارد به درختی آب می دهد؛ درصورتی که آن درخت به آب برای رویش نیاز ندارد! به آب برای خاموش کردن آتش در اندام هوایی اش نیازمند است!
درود …
با سلام
تخریب باغ گیاهشناسی شهر نوشهر زنگ خطری است که از مدت ها پیش برای منابع طبیعی ایران به صدا در آمده است.این هشداری است که باید جدی گرفته شود.
از این رو وبلاگستان محیط زیست به مدت یک هفته وارد پنجمین موج زیست محیطی خود می شود تا با ارائه راهکارهایی سازنده حمایت خود را از داشته های طبیعی این مرز و بوم به همگان اعلام نماید.
درود بر شما که از این موج زیست محیطی حمایت می کنید…
11 لغایت 18 آبان ماه سال جاری
به پنجمین موج سبز:
با کمال میل حمایت خواهم کرد.
درود بر همت پرتوان تان.
محمد جان کی استعفا کنه؟ دکتر پرهمت؟ ایشان قبلا به خاطر سربریدن مرکز تحقیقات آبخیزداری باید استعفا می دادند ولی هنوز دارند فکر می کنند که کاری که کرده اند غیر مفید بوده است یا نه؟ فعلا منتظر باش.
به امیر سررشته داری:
چشم منتظر می مانم!
سلام از اینکه دلسوز محیط زیست هستید هزاران درود و خسته نباشید به شما / استدعا می کنم این لینک را روی سایت قرار دهید کارون تنهاست و نفسهای آخر را می کشد
کمک کنید احتیاج به کمک دوستانش دارد
آدرس لینک
https://www.irinn.ir/Default.aspx?TabId=58&nid=196062
درود بر فربد عزیز …
ماجرای غم انگیز کارون را تاکنون بارها گزارش کرده و خواهم کرد. قصه آهوی عربی هم جالب بود!
حداقل سالی دوبار از این باغ دیدن می کردم و هر بار مطالبی جدید به دانسته هایم افزوده می شد. واقعا از این همه حماقت و کج فهمی متاسفم! تخریب بیت المال شاخ و دم ندارد و تا عزمی جدی برای برخورد با چنین تخلفات فاهشی به وجود نیاید، هرگز نخواهیم توانست از روند رو به رشد تخریب محیط زیست ممانعت کنیم! منتظر برخورد عملی و قاطع مسئولین هستم!
( سرپرست تحقیقات اکولوژی، منابع انسانی و H.S.E ذوب آهن اصفهان)
حداقل سالی دوبار از این باغ دیدن می کردم و هر بار مطالبی جدید به دانسته هایم افزوده می شد. واقعا از این همه حماقت و کج فهمی متاسفم! تخریب بیت المال شاخ و دم ندارد و تا عزمی جدی برای برخورد با چنین تخلفات فاحشی به وجود نیاید، هرگز نخواهیم توانست از روند رو به رشد تخریب محیط زیست ممانعت کنیم! منتظر برخورد عملی و قاطع مسئولین هستم!
( سرپرست تحقیقات اکولوژی، منابع انسانی و H.S.E ذوب آهن اصفهان)
درود بر رسول قربعلی عزیز:
ممنون که به عنوان یک متخصص محیط زیست از لزوم حراست از چنین محیط هایی دفاع می کنید.
سلام
آقای درویش این موضوع از سال 1385-86 مطرح شده و از همون موقع هم شروع شد.
لطفا بپرسید برای اداره و ادامه فعالیت باغ چه ایده ها چه برنامه ها یی مد نظر داشتند که الان کسی از مسولین باغ پی اعتراض باشند؟؟؟
مطمئن باشید حتی بدون دخالت کسی این باغ آینده ای جز نابودی نداره
ابوالفضل عزیز:
ممکن است در برحه ای از تاریخ، مدیریت حاکم بر یک نهاد یا سازمان یا زیستگاه یا … آنگونه که سزاوار است، نباشد؛ آیا باید به دلیل سوء مدیریت، مجموعه تحت امر را منحل و نابود کنیم؟ آیا اگر در آموزش و پرورش یا دانشگاه آزاد، مدیریتی ضعیف وجود داشته باشد، باید آموزش و پرورش یا دانشگاه آزاد را منحل کنیم؟!
باغ اکولوژی نوشهر را بیش از همه باید مردم نوشهر قدر بدانند و از آن پاسداری کنند. زیرا این باغ بی نظیر در خاورمیانه می تواند سبب غرور و افتخار نوشهری ها را فراهم آورد و نه وجود بندرگاهی که به تشدید آلودگی در منطقه انجامیده و نظیر آن در جهان فراوان است.
درود …