خشکسالی آبان شدیدتر از مهر نبود!

هرچند که نتایج دیدهبانی، پایش و تحلیل آخرین نقشههای ترسیم شده در پایگاه مدیریت خشکسالی کشاورزی استان اصفهان در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی نشان از کاهش قابل توجه ریزشهای آسمانی در اغلب نقاط کشور از ابتدای سال آبی جاری (مهر ماه 1389) تا پایان آبان ماه دارد، اما به هر حال، وضعیت اندکی بهبود یافته است، به ویژه برای مردم گرمسار و تهران و کهنوج و نواحی اطراف آن. به نحوی که در کل کشور، میزان بارش رخ داده نسبت به میانگین درازمدت از حدود 81 درصد کاهش در ماه گذشته به 51 درصد کاهش رسیده است.
با این وجود، همچنان 96.2 درصد از سطح کشور از بارشی کمتر از میانگین دراز مدت برخوردار شده و به سخنی دیگر خشکسالی خفیف تا بسیار شدید را تجربه کردهاند و در 3.8 درصد سطح باقیمانده، میزان بارش بیش از میانگین دراز مدت بوده است. اگر بخواهیم مقایسهای بین وضعیت خشکسالی تا پایان آبان ماه در سال گذشته و سال جاری داشته باشیم، در مییابیم که وضعیت خشکسالی نسبت به سال قبل بسیار وخیمتر شده است. به نحوی که درصد مساحت مناطقی که خشکسالی را تجربه کردهاند در حدود 32 درصد افزایش پیدا کرده است.
همانطور که نقشه وضعیت خشکسالی ایران با استفاده از شاخص درصد از میانگین بارش نشان میدهد، بطور کلی قسمت اعظم کشور به جز بخشهایی از شمال، مرکز و قسمت محدودی در جنوب کشور، شاهد خشکسالی بسیار شدید بوده است.در طول این بررسی جزئیات دیگری از مطالعه نقشههای خشکسالی به دست آمد که در ذیل به آن اشاره کوتاهی میگردد.
خشکسالی بسیار شدید (کاهش بیش از 60 درصد از بارش نرمال):
این کلاس خشکسالی سطح بسیار وسیعی از کشور را اشغال نموده است به نحوی که حدود 66.5 درصد از سطح کشوررا به خود اختصاص داده است. این وضعیت در بسیاری از نقاط کشور از جمله کل استانهای آذربایجان شرقی، کردستان، کرمانشاه، ایلام، اردبیل، چهارمحال و بختیاری، فارس، یزد و بوشهر و قسمتهای وسیعی از استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان، خراسان جنوبی، خراسان رضوی و شمالی، گرگان، آذربایجان غربی، کردستان، زنجان، لرستان، خوزستان و بخشهایی از استانهای اصفهان، همدان و کرمان دیده میشود.
خشکسالی شدید (کاهش 45 تا 60 درصد بارش نرمال):
خشکسالی شدید در حدود 14.3 درصد از سطح کشور را طی این دوره در برداشته است. این خشکسالی در
شهرستانهای سرخس، مشهد و قوچان (خراسان رضوی)، بجنورد (خراسان شمالی)، گرگان (گرگان)، بیارجمند (سمنان)، نایین و اصفهان (اصفهان)، کوهرنگ (چهارمحال و بختیاری)، بستان (خوزستان)، خرمآباد و بروجرد (لرستان)، ملایر، کنگاور و همدان (همدان)، منجیل (گیلان)، سراب (آذربایجان شرقی)، جلفا و خوی (آذربایجان غربی)، جیرفت (کرمان) و بندرعباس (هرمزگان) را شامل شده است.
خشکسالی متوسط (کاهش 20 تا 45 درصد بارش نرمال):
خشکسالی متوسط بخشهایی از شمال و مرکز و قسمت محدودی از جنوب کشور را احاطه کرده است و مساحتی در حدود 11 درصد را شامل میشود. در خراسان جنوبی (نهبندان)، سمنان (شاهرود)، اصفهان (اردستان، نطنز و داران)، لرستان (الیگودرز)، مرکزی (ساوه و اراک)، قزوین (قزوین)، گیلان (رشت)، مازندران (رامسر، نوشهر و بابلسر)، خوزستان (دزفول)، کرمان (جیرفت) شاهد این نوع خشکسالی میباشیم.
خشکسالی خفیف (کاهش کمتر از 20 درصد نرمال):
این خشکسالی 4/4 درصد از مساحت کشور را شامل میشود. در استانهای البرز (کرج)، قم (قم)، اصفهان (کاشان،گلپایگان و نطنز)، آذربایجان غربی (ماکو) و هرمزگان (میناب) این وضعیت خشکسالی مشاهده میشود.
خلاصه وضعیت خشکسالی ایران از مهرماه تا پایان آبانماه 1389
ü مجموع بارندگی کشور 24.3 میلیمتر
ü میزان بارندگی سالانه دراز مدت کشور 49.8 میلی متر
ü میزان کاهش بارندگی نسبت به دوره آماری بلند مدت 51.1 درصد
ü بالاترین درصد خشکسالی: بسیاری از ایستگاههای سینوپتیک کشور از جمله خور و بیابانک، کنگان جم، بیرجند، فردوس، بشرویه، اقلید، انار، بم، جاسک، یزد و طبس طی این مدت هیچ بارشی دریافت نکردهاند.
ü بالاترین درصد ترسالی: ایستگاه کهنوج (کرمان) با 128 درصد افزایش بارندگی نسبت به میانگین دراز مدت
ü پرباران و کم بارانترین استانها: استان تهران با 20.5 درصد افزایش بارش نسبت به میانگین دراز مدت و استان فارس با 7/99 درصد کاهش بارش نسبت به میانگین دراز مدت به ترتیب پر بارشترین و کم بارشترین استانهای کشور میباشند(نمودار شماره3).
ü وضعیت خشکسالی: خشکسالی به مانند ماه گذشته وضعیت خود را کماکان حفظ کرده به طوری که خشکسالی در بخش اعظم کشور مشاهده میشود.
بیشتر بدانید:
رد پای نقشه های خشکسالی در مهار بیابان زایی





درود
نظر شما را به این خبر نیز جلب می نمایم :
بیهوده کاری 6 مقام ارشد و مرگ یک دریاچه PDF(فقط برای متون انگلیسی) چاپ پست الکترونیکی
رتبه بندی توسط کاربر: / 1
ناچیزبهترین
عصرایران – یک معاون رئیس جمهور ، دو وزیر و سه استاندار در تاریخ 27 مهر 87 ، گرد هم آمدند و برای نجات دریاچه ارومیه از خشک شدن ،تفاهم نامه بلند بالایی امضا کردند که در زیر تصویرش را می بینید:
همان طور که در متن تفاهم نامه ملاحظه می کنید ، امضا کنندگان این تفاهم نامه به اهمیت دریاچه ارومیه و وضعیت اسفناک آن وقوف کامل داشته اند و از این رو تفاهم نامه ای برای نجات آن امضا کرده اند.
امضاکنندگان هم اعضای چند “سازمان مردم نهاد” (NGO) بی اختیار نبوده اند بلکه معاون رئیس جمهور ،وزیر نیرو و وزیر کشاورزی به همراه استانداران وقت آذربایجان غربی ،آذربایجان شرقی و کردستان بوده اند. یعنی مقامات ارشد کشوری ومنطقه ای تصمیم گرفته بودند کاری برای دریاچه درمعرض مرگ ارومیه کنند.
اما از آنجا که مرسوم است در ایران ،تصمیمات و مصوبات ، روی کاغذ بمانند و کمتر به منصه ظهور برسند ، از این تفاهم نامه هم بخاری برای دریاچه بلند نشد و نتیجتاً دریاچه ارومیه به حال و روزی افتاد که کارشناسان می گویند :با ادامه این وضعیت ، بزرگترین دریاچه کشور ،تا سه سال آینده کاملاً از بین خواهد رفت.
راستی اگر این مسوولان محترم تفاهم نامه فوق را امضاء نمی کردند ،چه اتفاقی بدتر از اینی که رخ داده ، به وقوع می پیوست؟ و اساساً حضرات برای چه دور هم جمع شده بودند؟ آیا بود و نبودشان و امضا و عدم امضایشان توفیری هم می کند؟
آن بیانیه پرطمطراق را در بالا و این عکس های تأسف انگیز از دریاچه رو به موت ارومیه را در زیر ببینید:
حالا بار دیگر خبر آمده که مسوولان بسیار مدیر و مدبر ، 12 طرح برای نجات دریاچه ارومیه تصویب کرده اند تا قند در دل مردم آب شود که “خدا را شکر ، این پارک ملی نمی میرد!” ؛ اما اگر قرار بود با این نشست و برخاست ها و مصوبات بدون پشتوانه اجرایی مشکلی حل شود ،دریاچه دوست داشتنی ایران ،هرگز به این مصیبت دچار نمی شد.
مسوولان! می خواهید واقعاً کاری کنید (از جمله انتقال آب به دریاچه) ، بسم الله ؛ این گوی و این میدان!
ولی اگر مردش نیستید ، این قدر از مصوبه و تصمیم و تفاهم نامه و اجلاس و همایش و جلسه و نشست حرف نزنید و بگذارید این دریاچه لا اقل بی منت شما بمیرد.
یادش بخیر ! ما ایرانی ها چه دریاچه زیبا و بانمکی داشتیم تا همین چند وقت پیش !
آیا بار دیگر آن شکوه و زیبایی از دست رفته باز خواهد گشت؟
درود بر امیر پریزاد عزیز …
در همین باره اینجا را بخوانید.