مهار بیابان‌زایی

درخت یا انسان؟ مسأله این نیست آقای پرویز کردوانی!

    تازه‌ترین مصاحبه دکتر پرویز کردوانی با روزنامه آرمان مطابق معمول اغلب مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هاشان پر از نوازش‌های آنچنانی به فعالان و طرفداران محیط زیست ایران بود و البته آکنده از سوژه‌های جذاب برای موافقین و منتقدین‌شان! از جمله آرزوی ایشان برای احداث جاده به سمت چکادهای البرز، یکی از ناب‌ترین آن سوژه‌ها به شمار می‌آید و نیز طرز تلقی‌شان از ارزش‌های یک درخت؛ آن گونه که عباس محمدی را واداشت تا به استاد پیشنهاد سکوت و تحریم هر نوع مصاحبه‌ای را دهد!

    در همین باره، الهه موسوی؛ خبرنگار باسابقه و سختکوش حوزه محیط زیست ایران، گزارشی را تهیه کرده و در آن نظرات استاد علی یخکشی و نگارنده را در باره‌ی دیدگاه‌های دکتر پرویز کردوانی جویا شده است؛ گزارشی که قضاوت در باره‌ی آن را به شما خواننده فهیم مهار بیابان‌زایی واگذار می‌کنم.

بیشتر بدانید:

رد پای پرویز کردوانی در این تارنما

 

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

16 دیدگاه

  1. متایفانه این جور صحبتهای دکگتر کردوانی جوری است که یه آدم معمولی هم خنده اش می گیرد . کاشکی قانونی بود که به افراد که از یه سنی می کززند اجازه نمی داد که هر چه می خواهند بگویند و خلقی را بخندانند . گویا این از لطمات کبر سن است

  2. پدرم میگوید
    هر چه سن بالاتر میرود جان عزیزتر میشود
    کاش جوانمرگ شوم ولی هیچگاه جان خود را بر طبیعت و زیستمندانش برتر نبینم که این اولین مرحلۀ جهل آدمیست ، مرحله ای که بعد از آن به خوداجازه میدهی که برای آسایش و طول عمر خودت بمیرانی و بسوزانی

  3. درد ما این است!

    شیادی زیر لوای نام مرحوم حسابی
    زمانی که قرار بود از مرحوم حسابی تجلیل شود، زمانی که قرار بود از سناتور انتصابی محمدرضاشاه ولی بنیان گذار
    فیزیک دانشگاهی ایران تجلیل شود، زمانی که تهدیدها علیه انجمن فیزیک ایران و شخص من (رئیس وقت انجمن
    فیزیک ایران) به مدت چهارماه تا کنفرانس فیزیک ایران در شیراز در شهریورماه 1366 ادامه داشت، زمانی که
    نمایندگان حراست دانشگاه شیراز بنده را تهدید کردند که حق ندارید نام حسابی را در این کنفرانس ببرید، و زمانی
    که جناب آقای دکتر حداد عادل با جسارت در بزرگداشت آن مرحوم سخنرانی کردند کسی فکر نمی کرد یک
    قدردانی ساده باعث این همه دردسر ملی و شرمساری اهل علم ایران بشود.
    از حسابی بنیا نگذار فیزیک دانشگاهی ایران، که نظری های غلط و ب یربط در مورد ماده نوشت، و با پرداخت دویست
    تقلبی ایرانش کردند، از حسابی که تنها ده دقیقه در یکی از زمان های دیدار عمومی « اولین مرد علمی سال » دلار
    انیشتین با وی صحبت کرده بود، اکنون امامزاده ای ساخته اند، سیدی و عارفی حافظ قرآن و دانشمندی در قد و
    قوارة نیوتون و انیشتین (به کتب درسی مراجعه کنید)، فرهیخت های که در یک مراسم نوروزی انیشتین، شرودینگر،
    فرمی، دیراک، و بور را در منزلش دعوت می کند، و این دانشمندان را مسحور تمدن (تخیلی) ایران و آیین های ملی
    ما می کند.
    اخیراً مشتی دروغ و اکاذیب که در کنار عکسی از انیشتین با شخصی که ادعا شده است مرحوم حسابی است در
    رسانه ها چاپ شده یا منعکس شده است. این اکاذیب ب هنام خاطرات ایرج حسابی، فرزند آن مرحوم، به چاپ رسیده
    است. شخصی که در عکس کنار انیشتین ایستاده است گودل (ریاضی دان مشهور) است و نه حسابی! شیادی تا به
    این حد! در توضیحات زیر عکس ادعا شده است انیشتین همراه با خواهرش در مراسم نوروز شرکت کرده است.
    مراجعه به تاریخ نشان می دهد که خواهر انیشتین تنها در سال های 1940 تا 1946 در پرینستون بوده است. در این
    سال ها نه حسابی در پرینستون بوده است نه بور، نه فرمی، نه شرودینگر، و نه دیراک. یعنی جامعة ما تا این حد
    زبون و پست شده است که برای قهرما نسازی ب همنظور رفع عقد ههای حقارت تا به این حد به دروغ نیاز دارد؟
    کجاست شرف حرف های رسانه های ما که به این سهولت گول درو غپردازان را م یخورد!
    هلاقم مرحوم حسابی زمانی ای می فرستد برای مجله ای در پاریس در مورد آن چه کتب درسی مدارس ما، یا
    برپاکنندگان کتیبه ای در دانشگاه اصفهان، آن را نظریه ای بسیار عمیق و برتر از نظریه های انیشتین تلقی کرده اند.
    نسبیت دان معروف داده می شود. داور متوجه ،(Synge) بنابه اسناد تاریخی این مقاله برای داوری به استاد سینج
    می شود که حسابی حتّی در محاسبة یک پتانسیل سادة کروی اشتباه کرده است، محاسبه ای که دانشجویان
    کارشناسی ما ب هسهولت انجام م یدهند. به این ترتیب مقاله برای چاپ پذیرفته نم یشود.
    یم یک ات ام خواهیم به این شرمندگی ادامه دهیم؟ تا کی رسانه های ما می خواهند به این خفت رسانه ای ادامه
    دهند؟ تا کی دانشگاه اصفهان می خواهد این سند بی سوادی ما را در آن دانشگاه حفظ کند و کتیب هها را برنچیند؟ تا
    کی آموزش و پرورش ما م یخواهد چندین نسل از بچ ههای بی گناه ما را با این درو غپردازی ها در مورد حسابی
    منحرف کند و نس لهای بعدی را از مسیر سالم رشد علمی و توسعه باز بدارد؟ با شیادی نم یتوان عالم و دانشمند
    ساخت! قهرمان علمی کم از قهرمان جنگ ندارد و پیروزی در علم تنها با کار مستمر و ممارست فراوان حاصل
    می شود.
    از انسان های سادة زحم تکش و دوست دار ایران بت نسازیم و نس لها را با دروغ تباه نکنیم!
    رضا منصوری

  4. نمی دانم بین پروستات و غده هیپوفیز دون پرویزو کردوانینی وجود دارد.

    ولی باید دانش پزشکی از این نمونه یگانه و بی مانند تا زمان است بهره مند گردند.

    خوب است دکتر نام کویر لوط را هم عوض نمایند و برای مثال پرویز زار و یا کردوان آباد بگذارند.

    بدانید و آگاه باشید که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!!

    بی جهت نیست که رسانه های دولتی کلام دون پرویز را همچون زر سرخ می برند.

    دوست دارم از مغز دون پرویز یک اسکن گرفته شده و حافظه و داده های بخش حافظه و بایگانی سلول های خاکستری دون پرویز چک شود.

    شک ندارم که شباهت بی بدیلی بین مرحوم و یا نامرحوم دکتر ژوسف گوبلز و دون پرویز ما وجود دارد.

    البته نباید دکتر فاستوس را هم از یاد برد

  5. ما دیگه به فرمایشات آقای کردوانی عادت کرده ایم و کمتر دچار تعجب می شویم اما از این منظر با پیشنهاد عباس محمدی مبنی بر سکوت آقای کردوانی موافقم که این گونه اظهارنظرهای جناب کردوانی همواره توسط طبیعت ستیزان دولتی مورد سوءاستفاده قرار گرفته و غالبن چماقی شده اند بر کوبیده شدن بر سر فعالان و مدافعان واقعی طبیعت و محیط زیست کشور …

  6. ولی بد هم نبود دون پرویر قصه پر غصه ما در شوی 91 آقا مجید انتظامی هم به عنوان نظریه پرداز سد بازان شرکت می کردند.

    باید یک آهنگ والس عاشقانه سقارش داده می شد تا دون پرویز دست در کمر یکی از بزرگ پیمانکاران اصحاب سد به حرکات ناموزون بپردازند.

    اشتراوس دانوب آبی را ساخت ولی اوس مجید کارون خشکیده را به بازار اهل بخیه پیشکش نمود.

    ولی حتم دارم در آخرهای این سمفونی آقا زاده های لوس و ننر شروع به صوت زدن و پاکوبیدن کرده و اوس مجید محبور به ارائه ترانه های درخواستی همچون رادیو کویت با مجری گری خانم ایران حقیقت منش گردید و … نور بباره به قبر آغاسی!

    لب کارون
    چه گل بارون

    و دون پرویز رقص معروف مرگ خود را اجرا می کند.

  7. حیف که یک در سرزمین ما یک استاد تمام جغرافیا هم اکولوژی نمی داند و درک کافی نسیت به قابلیت ها و حساسیت ها ی اکوسیستم ها ندارد؛ دکترهای ترافیک که جای خود دارند. به نظرم وقتشه که این شاتل هم به موزه برود!

  8. به گمان بنده در هر موضوعی به راوازاده ها نیاز است تا سره از نا سره بهنر تشخیص داده شود .

  9. اولا پروفسور کردوانی، دومااستاد دانشگاه ولهلم آلمان و سوما چهره ماندگار سال84 ، چهارما استاد نمونه دانشگاه تهران در چند سال پی در پی ، پنجما ایشان اکنون نیز تدریس داشته و استاد استادان و استاد بزرگ دانشگاه تهران محسوب می گردند.و ششما دارای بالاترین رتبه استادی در ایران می باشند(رتبه 31) هفتما ایشان جزء اولین فارق التحصیلان دانشگاه تهران بوده و رساله دکتری تخصصی خود را در دانشگاه ولهلم آلمان با بالاترین نمره در میان تمامی دانشجویان دانشگاههای آلمان گذرانده به طوریکه از طرف دولت آلمان مورد تقدیر ویژه قرار می گیرند…سوما اکنون در اروپا و غرب برای نظریات دکتر کردوانی اهمیت فراوانی قائل بوده به طوریکه پروژه های کاهش گازهای گلخانه ای و طرح های ترمیم لایه ازن را با مدیریت ایشان انجام می دهند. ثانیا تا هنگامیکه طرح های اجرایی کشور از نظرات دانشمندان فن دور باشد همینی که هست که می بینیم می شود..!

  10. چه انشای شگفت انگیزی دارید آقای قهرمانی!
    «اولا،دوما،سوما،چهارما،پنجما،ششما،هفتما،سوما،ثانیا!!»
    و چه ترتیب دقیقی!

    جزء اولین فارق التحصیلان دانشگاه تهران بوده [فارق] و چه سطح سواد بی نقصی!
    مگر خبر ندارید از 1358 به بعد به “دانشگاه تهران” میگویند “مکتب خانۀ کیلویی!” ؟

  11. ((((مگر خبر ندارید از ۱۳۵۸ به بعد به “دانشگاه تهران” میگویند “مکتب خانۀ کیلویی!” ؟))))))

    عجب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پس ظاهرا فقط میمونه کمبریج و اکسفورد و سوربون که شما هم حتما فارغ التحصیل علوم پایه ی اون دانشگاها هستید یا اقلا دیگه پی اچ دی تو یه رشته ی مهندسی دارید از اونجا نه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا