مهار بیابان‌زایی

کابوسی به نام طرح انحلال سازمان حفاظت محیط زیست!

    می‌گویند: فقط چند ده نماینده از بین 290 نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی، خواهان انحلال سازمان حفاظت محیط زیست و تنزل سازمانی آن از سطح معاونت رییس جمهور به معاونت یک وزارتخانه شده‌اند؛ حتی می‌گویند: 15 نماینده از شمار امضاء کنندگان این طرح کاسته شده و شاید شمار بازپس‌گیرندگان امضاها در تأیید چنین طرح شگفت‌انگیزی باز هم کمتر شود. اما نگارنده بر این باور است که حتی یک نفر هم زیاد است! چه رسد به اینکه شمارشان 48 نفر یا 63 نفر … بیشتر یا کمتر باشد. چرا؟

برایتان می‌گویم …

به طرح انحلال سازمان محیط زیست اعتراض کنیم

    صاحب این قلم به پشتوانه‌ی حضور بیش از ربع قرن در کسوت یک پژوهشگر حوزه منابع طبیعی و محیط زیست، با جرأت ادعا می‌کند که هرگز و هرگز در طول تاریخ مکتوب و مستندات موجود علمی کشور در حوزه‌ی علوم طبیعی و جغرافیا، شرایط شکننده و آسیب‌پذیر فلات ایران تا این حد وخامت‌بار نبوده است. حتی پژوهش‌های دیرین‌شناسانه‌ای که توسط محققین سازمان زمین‌شناسی کشور به سامان رسیده، اثبات می‌کند که اغلب محیط‌های آبی ایران، هرگز در طول دست‌کم 12 هزار سال گذشته با چنین بحران و خشکسالی شدیدی که امروز نفس‌هاشان را به شماره انداخته، روبرو نبوده‌اند. بیش از دو میلیون اصله از ارزشمندترین پایه‌های بلوط ما در زاگرس در آستانه‌ی خشکی کامل قرار گرفته و چندین برابر آن با بیماری لاعلاجی روبرو شده که عملاً کاری نمی‌توان برای درمانشان در وسعت شش میلیون‌هکتاری رویشگاه‌شان انجام داد. اینک فقط این تالاب جازموریان و هامون نیست که به کویر نمک بدل شده، بلکه گاوخونی، بختگان، کافتر، مهارلو، کم جان، طشک، ارژن، پریشان، ارومیه و حتی گمیشان و آلاگل و انزلی و زریوار و یادگارلو و قوری گل هم حال و روز خوبی ندارند و شادگان؛ پهن‌پیکرترین تالاب بین‌المللی ایران هم دیگر شاد نیست، نه خودش و نه هیچیک از زیستمندان ارزشمند و یگانه‌اش که زمانی بیش از 35 درصد از کل موجودی زیگونگی (تنوع زیستی) کشور را دربرمی‌گرفتند. این در حالی است که بحران آلودگی هوا، افت کمی و کیفی منابع آب سطحی و زیرزمینی، نشست زمین، طغیان ریزگردها، شکار بی‌رویه، تلفات محیط‌بان‌ها و جنگلبان‌ها، فرسایش خاک، خودسوزی زمین، بحران زباله، افت حاصلخیزی اراضی زراعی و … هرگز در چنین آستانه‌ی خطرناکی رخ ننموده بود؛ آنگونه که سهم سرانه‌ی آب نه فقط در استان‌های مرکزی و شرقی که در استان آذربایجان شرقی هم می‌رود که از آستانه هشدار گذر کرده و به کمتر از 400 متر مکعب در سال کاهش یابد.

    حال در چنین شرایطی که برای نخستین بار، عالی‌ترین مقام جمهور کشور – حسن روحانی – با وقوف بر ژرفای خطر بحران‌های محیط زیستی، هشدار می‌دهد که اگر امنیت محیط زیستی را نتوانیم برقرار کنیم، این امنیت ملی است که دچار چالش می‌شود و خواهان عزم و اراده‌ای ملی و حکومتی برای مقابله با پدیده‌ی پس‌رفت و ناپایداری بوم‌شناختی سرزمین می‌شود … آری در چنین بزنگاه حساس و تاریخ‌سازی که بی‌شک مورد نقد و قضاوت نسل آینده در پیشگاه دادگاه تاریخ قرار خواهیم گرفت، خبر می‌رسد که گروهی از نمایندگان مجلس، راه حل مهار چنین بحران گرانبار و بی‌سابقه‌ای را در وجود سازمانی به نام «حفاظت محیط زیست» دانسته و خواستار انحلال آن و و تنزل جایگاه سازمانی‌اش در حد معاون وزیر ‌شده‌اند؟! چگونه چنین چیزی ممکن است؟ مگر آن نمایندگان عزیز و شریف در ایران زندگی نمی‌کنند و از نزدیک فجایع انسان‌ساز ناشی از بارگذاری اشتباه و چیدمان بی‌تناسب با توانمندی‌های بوم‌شناختی حوضه‌های آبخیز را درک نمی‌کنند و نمی‌بینند؟

    آیا سزاوارتر آن نیست تا خواهان به صدر رفتن موازین محیط زیستی در سبد اولویت‌های راهبردی کشور شوند؟ آیا شایسته‌تر نیست تا این یگانه سازمان پاسدار اصل پنجاه قانون اساسی را ارتقای نرم‌افزاری و سخت‌افزاری داده و از هیبت فقیر‌ترین سازمان در حد معاون رییس‌جمهور خارج کنند؟ آیا اینگونه می‌خواهیم حیات اجتماعی روبه رشد مردم ایران را – به عنوان عصاره‌ی آموزه‌ی موجود در اصل 50 قانون اساسی – تضمین کنیم؟

    چنین است که نگارنده می‌پندارد راه درست، پیشنهاد تشکیل وزارت آب و منابع طبیعی در کنار اقتدار بیشتر و استقلال کامل سازمان حفاظت محیط زیست، به عنوان یک نهاد نظارتی قدرتمند است و بس.

    باشد که همه چیز یک کابوس باشد و هرگز در ایران، نمایندگانی را نتوان در صحن بهارستان سراغ گرفت که گرایه‌های محیط زیستی را تا این حد، پست و حقیر ارزیابی کنند.

    آمین.

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

12 دیدگاه

  1. جناب آقای درویش
    مطالبی که در این مقاله ذکر شده بیش از بیش حسرت و احساس نا امنی را در شخص اینجانب ایجاد کرد . سوال من این است چرا سازمان محیط زیست اقدامی در خصوص جمع آوری نیروهای داوطلب برای هر نوع کمک به حفظ محیط زیست – کارهای آموزشی و ترویجی و حتی فرهنگ سازی در سط شهرها و روستاها انجام نمی دهد. من خودم یکی از این نیروها هستم که هر چه در اینترنت و سایتهای مختلف گشتم نتوانستم راهی برای کمک پیدا کنم . لطفاٌ شما راهنمایی بفرمایید .پبا تشکر

  2. به نظر،من سازمان جنگل ها و حفاظت محیط زیست باید در یک وزارت خانه جدید التاسیس به نام منابع طبیعی و محیط زیست ادغام شوند تا حداکثر کارایی را داستان باشند

  3. درود بر مهندس درویش عزیز
    در روز جهانی تالاب ها هزاران نفر از مردم کازرون با گردهمایی در کنار تالاب پریشان با امضائ پارچه نوشته ای طومار مانند خواهان ارتقائ جایگاه سازمان محیط زیست شدند ونه تنزل ان . اعلام بفرمائید تا هر گونه که صلاح می دانید پارچه نوشته امضائ شده را به دست مسئولین برسانیم .

  4. سلام از موقعی که به دامان دولت پیوسته اید از انقلابی بودن اسعفا داده اید و محافظه کار شده اید جناب درویش چندمطلب در خبرآنلاین گذاشته بودید نظر دادم جواب ندادید امان از ترس از 0000 اما با زهم دادمیزنم شاید بشنوید و جواب بدهید در این 6 ماهه که دولت تدبیر و امید از انتخاب استاندار خراسان استنکاف ورزیده آستانقدس مجوز تخریب کلیه باغات وقفی مشهدرا گرفته و با سرعت مشغول نابودی هزاران هزار اصله درخت در مشهد هستند به داد برسید قبل از آنکه چند سال دیگر آه و ناله کنید از نابودی کامل شهر مشهد حتما میدانید که شهر مشهد از تمامی شهرها حتی تهران آلوده تر است و امسال در تمام پاییز و زمستان هیچ بارندگی نداشته است

  5. آقای درویش جنابعالی از جهاد کشاورزی آمدید و در سازمان محیط زیست پست مدیریتی گرفتید اگر سازمان محیط زیست توانایی حل مسائل را داشت لازم نبود دیگران از جاهای مختلف بیایند و چند روزی تصمیم گیرنده آن مجموعه باشند و محیطبانها در زیر خط فقر دست و پا بزنند.
    آقای درویش بسیاری از پرسنل محیط زیست در آرزوی ادغام با منابع طبیعی هستند تا روزگار آنان نیز بهتر گردد.

  6. سلام جناب درویش این لینک رو نگاه بکنید. https://khabarfarsi.com/n/8422106
    وقتی میزان آگاهی خبرگزاری هایی که تیتر زیست محیطی می زنند از محیط زیست اینقدر پایینه چه توقعی از نمایندگانی دارید که اصلا نمیدونن محیط زیست یعنی چی!
    نیاز به یک برنامه ریزی دقیق برای آموزش زیست محیطی به خبرنگاران هم هست!

  7. سلام متاسفانه ایمیل شمارا ندارم ولی آدرسها برای نمونه:1)مشهد بلوار قرنی حدفاصل بلوار موسوی قوچانی و فلکه فردوسی یک مستطیل بزرگ چند هکتاری که در یک ماهه اخیر نابود شده است 2)چهارراه خیام به سمت خیام شمالی سمت چپ تا استخر بانوان نیز به همان صورت قطع شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا