طلوع در هفتاد و سومین برنامه سر به آسمان میساید از کوه ها و غارهایش میگوید

در سال 2002، سالی که بر پیشانیاش، عنوان سال جهانی کوهستان نقش بسته بود؛ نمایندگان عضو مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب کردند تا از این پس در یازدهم دسامبر هر سال، جهانیان در گرامیداشت کوهستانها مراسمی برپای دارند. امسال، دهمین سالی است که این مراسم در بسیاری از کشورهای جهان، از جمله ایران برپاشده و میشود. به همین مناسبت، امروز در هفتاد و سومین برنامه محیط زیستی طلوع میکوشم تا به اتفاق عباس محمدی، مدیر گروه دیدهبان کوهستان و آقای قربانی – از راهنمایان تورهای غارنوردی – به کوهها و غارهای ایران بپردازیم و فرازها و فرودهای این ارزشمندترین پارههای ضامن تداوم حیات در فلات ایران را واکاوی کنیم.
یادمان باشد که کوهها همهی آن چیزهایی را برای بشر تداعی میسازند که با استقامت، بلندپروازی و حفیرشمردن مشکلات عجین شده است. حقیقت آن است که وقتی کوه میروی و از آن بالا به شهر و آدمهایش نگاه کنی، تازه درمییابی که چقدر بزرگی و تا چه اندازه آن چه را که بزرگ میپنداشتی و عظیم تصورش میکردی، ریز است و قابل صرفنظر کردن!
اگر آدمهایی را که روزگاری از عمرشان را در کوه سپری کرده باشند، بشناسی؛ خوب میفهمی که چه میگویم؟
عباث جعفری یکی از آن انسانهای فرازمینی بود که هرگز گرایههای آدمزمینیها نتوانست او را جذب کند که هیچ؛ در مواجهه با ادا و اصولهای این پایینیها اغلب خندهاش میگرفت! نمیگرفت؟
امّا فارغ از این نازکاندیشیهای فرازمینی! کوهستانها در پایداری و ماندگاری و نشاط و شادابی مردمان پایابنشین نقشی انکار ناشدنی دارند.
ما باید نشان دهیم که مانند مردمان سر رود، آب را میفهمیم و تمام تلاشمان را کرده و خواهیم کرد تا آن را نهتنها گلآلود نسازیم، بلکه با حفاظت و حراست از سبزینههای خوش رنگ و بوی کوهستانها، بیش از پیش به زلالیت و شفافیتش کمک کنیم.
کوهها بزرگترین و قابل اعتمادترین اندوختهگاههای آب شیرین جهان هستند؛ سرزمینی که از نعمت داشتن کوهستان محروم باشد؛ هرگز نخواهد توانست کابوس زوال تمدن خویش را به افسانه بدل سازد.
و ایران ما، سرزمین مقدس و عزیز من و تو از این منظر جایگاهی استثنایی دارد؛ جایگاهی که سبب شده به رغم قرار گرفتن در خشکترین نوار جغرافیایی جهان (عرض 35 درجه شمالی) همچنان با 400 میلیارد متر مکعب ریزشهای آسمانی در سال، زندگی پایستهای برای زیستمندانش به ارمغان آورد. نزدیک به 6 هزار متر اختلاف ارتفاع در پهنهای که فقط 1.2 درصد از خشکیهای جهان را به خود اختصاص داده؛ گواه آن است که مادر طبیعت، ایرانیان را بسیار دوست دارد و ما باید ثابت کنیم که سزاوار این مهرورزی کمنظیر هستیم.
یادمان باشد که مردمان برلین حاضرند میلیاردها یورو هزینه کنند تا فقط یک کوه هزارمتری بدست آورند؛ پس چگونه است که ما سجدهی شکر برای داشتن دماوند و دنا و سبلان و تفتان و سهند و الوند و آرارات و بینالود و بابا موسی و توچال و … به جا نمیآوریم و قدر این آیههای استوار زمین را در این کهن بوم و بر نمیدانیم.
چگونه است که کوهستانها را به زبالهدان بدل کرده و میزان نرخ فرسایش آبی را در آنها تا 100 تن در هکتار افزایش داده و میدهیم؟ آیا هیچ می دانیم که البرز مرکزی را در بیخ گوش تهران خطر بیابان زایی تهدید می کند؟!
مطابق معمول با ما با شماره پیامک 3000044 میتوانید همراه باشید.




اغلب یاداشتهائی که در این قسمت مینویسم یا منعکس نمیشوند ویا بی جواب میمانند!
باید یاد بگیریم “انتغاد” دشمنی و ستیز و یا برتری طلبی نیست.شبتان پر ستاره و فردایتان به بلندای دماوند و البرز آفتابی باد
کدام یادداشت یا کامنت تان تاکنون منتشر نشده است جناب رضوانی عزیز؟
سلام عمو. برنامه بسیار زیبایتان در طلوع را دیدم.
در مورد زنبورها چه حرفهای تلخی گفتید…
و در مورد کوهستان…
در مورد یک فوبیا با اشاره به آن برنامه نوشتم.دوست داشتید سر بزنید.
حتمن و با کمال میل …
درود بر رنگ مورد علاقه خودم!
🙂
ممنون
زیبا بود زیبا……….ممنون
پاینده باشی سرزمینم با همه عظمتت با کوههای زیبایت
کویر بی همتایت
وطبیعت بی نظیرت….