مهار بیابان‌زایی

همه‌ی آنچه که باید از پارک ملی گلستان بدانیم!

همان طور که می‌دانید، در هیجدهمین روز از آذر 89، هیجدهمین بخش از گفتگوی داغ سبز با حضور دکتر حسین آخانی و مهندس علی‌نژاد مدیرکل محیط زیست استان گلستان بر روی شبکه‌ی جهانی اینترنت قرار گرفت.
در این گفتگوی داغ که 49 دقیقه و 52 ثانیه به طول انجامید، آخانی، مؤلف کتاب ارزشمند فلور مصور پارک ملی گلستان، توضیحات بسیار دقیق و جامعی در باره‌ی ویژگی‌های یگانه‌ی این پارک ارایه می‌دهد. پارکی که فقط 5 صدم درصد از مساحت ایران را به خود اختصاص داده است، اما در آن بیش از 1300 گونه‌ی گیاهی مستقر است که 20 نوع از آنها در هیچ نقطه‌ی دیگری از کره زمین یافت نمی‌شوند؛ در حالی که در تمام کشور انگلستان، حتا یک گونه‌ی اندمیک گیاهی مشاهده نمی‌شود.

یک نکته جالب دیگری که دکتر آخانی به آن اشاره کرد، ویژگی انحصاری جنگل‌های هیرکانی ایران به عنوان تنها باقیمانده از دوران سوم زمین‌شناسی است؛ جنگل‌هایی که در آن 410 گونه اندمیک خاص ایران و 280 گونه اندمیک هیرکانی وجود دارد؛ گونه‌هایی که توانستند از یخبندان شدید نیم‌کره شمالی با دمای منفی 45 درجه سانتی‌گراد، جان سالم به در برده و اینک به عنوان فسیل‌های زنده گیاهی از آنها یاد می‌شود؛ فسیل‌هایی که نمی‌توان برای آنها ارزشی تعیین کرد و ما شوربختانه یک ماه است که شاهد سوختن آنها هستیم! گفتنی آن که در مجموع قلمرو سیاسی سه استان شمالی کشور، بالغ بر 3200 گونه گیاهی شناسایی شده است.
به عنوان مثال باید به درخت انجیلی – Parrotia persica – اشاره کرد که هم‌اکنون در برخی از کشورهای اروپایی به عنوان درخت زینتی کاشته می‌شود و ما در  ارتفاعات پایینی هیرکانی آن را هنوز به صورت طبیعی مشاهده می‌کنیم.
این گفتگو را می‌توانید در این نشانی گوش دهید.

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

45 دیدگاه

  1. در سال تنوع زیستی دانشگاه علوم و تحقیقات عنوان رشته زیستگاه ها و تنوع زیستی را به عنوان نداشتن تنوع زیستی حذف کرده و ان را معادل علوم قرار داد.

    جالب است که همین دانشگاه در درختکاری 12 هکتاری در دیروز شرکت کرد

  2. موفق باشین دکتر !
    دوربینو میدادین دست این آقا از شمام عکس میگرفتن دل ما از تنگی درمی اومد

  3. دوست گرامی
    من هنوز نتوانسته ام گفتگوی شما را کامل گوش کنم ولی از اون 20 دقیقه و این نوشته مطلبی به ذهنم آمد که براتون میگم.
    متاسفانه همه آنچه که باید از جنگلهای گلستان بدانیم اینها نیست.
    همانطور که میدانید قدرت اول دنیا پول و اقتصاد است و هر برنامه ای که در آن سود سرشار داشته باشد مهم و قابل بیان و سرمایه گذاری است.
    مانند فوتبال که قدمتش 100 سال نیست ولی آنچنان جایگاهی در بین مردم و رسانه ها پیدا کرده که یک شبکه 50 درصد از برنامه هایش را به آن اختصاص میدهد.
    بنابراین به نظر میرسد حلقه مفقود شده در محیط زیست معلوم نبودن ارزش اقتصادی آن یا بهتر بگم قابل لمس نبودن سود ریالی آن است.
    به همین دلیل هر اتفاقی که برای محیط زیست کشور بیافتد هیچ جایگاهی در بین اقتصادیون و عوام ندارد لذا برایش کاری انجام نمیدهند.
    به نظر میرسد جا دارد که شما برنامه های را حول محور ارزشگذاری منابع طبیعی و ملموس کردن ارزش ریالی آن برگزار نمایید. تا شاید به مردم و این مسئولین تلنگری زده باشید. چون منابع طبیعی قابل برگشت نیست و وقتی زمانش بگذرد دیگر بدرد نمیخورد و نمیتوان برایش جایگزینی پیدا کرد.

    1. محمد جان:
      فکر می کنی حوادث تلخی مانند آلودگی شدید هوا یا هجوم ریزگردها یا تداوم آتش سوزی ها نمی تواند حساسیت مردم و مسئولین را نسبت به تبعات نادیده انگاشتن ملاحظات محیط زیستی افزایش دهد؟
      اصلاً فکر می کنی چرا ماده 59 برنامه چهارم عینا توسط نمایندگان مجلس در برنامه پنجم تنفیذ شد؟
      درود …

  4. تمامی این حرف ها را قبول دارم و میدانم که حساسیت مردم و مسئولین افزایش یافته ولی محیط زیست کشور احتیاج به یک عمل سریع دارد و نمیتوان وقت را از دست داد.
    بر این اساس میگویم که بایستی مسائل محیط زیستی ملموس در سرمایه و پول مردم شود چون مردم کشور ما تا زمانی که پولشان را تحت تاثیر عوامل کاهشی نمیبینند راحت اند. نمونه بارز آن با افزایش آلودگی هوای تهران این مردم همچنان با ماشینهای شخصی خود می آمدند تا زمانی که اعمال قانون شد و با اجرای قوانین مختلف جلوی مردم گرفته شد.
    پس نشان میداد که سلامتیشان به اندازه درآمدشان مهم نبود.
    ؟؟؟؟؟؟؟

    1. مگه ما مدام از مسئولین شهری تهران تشکر نمی کنیم که این همه به فکر مردم هستند و کمیته اضطرار تشکیل داده و زوج و فرد می کنند و بدون شروع طرح هدفمند، دارند همه را دارند هدفمند اطلاعات می دهند و مصاحبه می کنند و از بالا هم آبپاشی می فرمایند!
      .

      .
      آن هم در شرایطی که داریم رسماً هوای سمی نوش جان می کنیم؛ نه یک روز و دو روز … که برای 34 روز پیوسته!!
      .
      خب پارسا هم یکی از همین شهروندان مؤدب تهرونی است دیگه که یادش رفته شرط التزام با دلاوری چیست؟!

  5. واقعنی ها مهندس!
    همینه@ اینام زدن سر ما رو شیکوندنو و ریه هامونو نصف کردن
    تعطیلم نمیکنین تازه!
    ما تشکرم میکنیم!
    اون رفیقتون کی بود هی تشکر میکرد؟

  6. ها ها ها
    نوریسپانس رو خووووووووب اومدین مهندس!
    این بینوا که موبایل ست ایز آف شده درکل!!!
    خب اینجوریه دیگه مهندس جاهای دیگه on شده !!

  7. درود !؟
    آهان!گرفتم! اینجا فضا سنگینه ! هواهم که سمیه ! بوی آتیش سوزی هم که میاد!محیط باناش رو هم که میکشن!

    1. پیشنهادم به شما دو بزرگوار این است که به خواننده حرفه ای و پیگیر مهار بیابان زایی بدل شوید و در بحث ها مشارکت جدی تری داشته باشید.
      این گونه هم شما و هم ما کمتر عذاب می کشیم و لایی هم!!
      .
      درود …

  8. سلام آقای دکتر.من مشتری پروپاقرص مطالب وبتونم وهمیشه به اون سر میزنم.یه سوالی چندوقته که ذهنمو مشغول کرده که نمی دونم جوابشو باید از کجا پیدا کنم.فکرمیکنم شمابهترین کسی هستید که می تونید راهنماییم کنید.آیا نصب تله کابین در منطقه ای مثل آبشار سمیرم برا جذب بیشتر گردشگر وتوسعه ی توریسم مناسبه؟ این طرح چه اثرات زیست محیطی می تونه داشته باشه؟ اصلا ما باید از همچین طرح هایی حمایت کنیم یا…؟
    خسته نباشید.ممنون.

    1. به کوروش:
      استفاده از تله کابین و نظایر آن در مناطق گردشگری کوهستانی ایران و جهان رایج بوده و سابقه ای بیش از نیم قرن دارد. آنچه که باید در ساخت و راه اندازی این تجهیزات لحاظ کنیم، همانا تکمیل مطالعات مربوط به EIA است. یعنی قبل از ارزیابی زیست محیطی و بررسی همه جانبه اثرات آن، نباید چنین سازه هایی را در دل کوهستان احداث کرد.
      درود …

  9. همه آنچه که از پارک ملی گلستان میدانند این است که مانعی است سد راه توسعه و ساخت جاده و ریل کشی و فرودگاه .حتی به عقیده شان عامل مهمی در افزایش مصرف سوخته.

  10. آقای درویش عزیز
    سابقه حریق زاگرس و حریق متاخر تر گلستان و ذکر خیری که از سمپاشی هوایی تهران! شد مرا به فکر ایده ای انداخت که شاید طرحش از طرف شما که مخاطب زیاد دارید اگر نه این بار اقلا در خشک سالی های آتی بتواند کمک حال شود:
    اطفا حریق از طریق هوایی از دهه ی بیست راه افتاده

    اطلاعات مربوط به آن و انواع هواپیماها و سیستم هایش موجود است. حتی همین هواپیماهای سمپاش سبک با مواد اطفایی مناسب کار را در مناطق دوردست تا اندازه ای راه می اندازند. آنقدر که من – با یک جستجوی سردستی- دستم آمد هواپیماهایی مثل سی 130 که ما داریم هم (که هم برد و هم ظرفیت قابل توجهی دارند) سابقه تجهیز برای واتر بامبینگ داشته اند. همین هلیکوپتر های بل 204 که هوانیروز ما دارد، بسیار برای اطفا رواج دارند.
    از طرف دیگر تجهیزات لازم بسیار ساده به نظر می رسند. متشکل از یک منبع و یک مکانیزم رهاسازی هستند، که اگر همتی باشد علی الاصول ضرب الاجلی هم قابل ساختند. مکانیزم های مثل بشکه های اطفا هم روی اینترنت فراوانند.
    تاکتیک های اطفای هوایی ( برای حریق های مهیب آمریکای شمالی ) روی وب در دسترسند. مواد اطفا (علاوه بر آب) تعریف شده اند. چه متعارف ها و چه آنها که زیست محیطی ترند و آنقدر که می فهمم قابل تامین هم هستند

    خلاصه مطلب عرضم این است که از بعد امکان پذیری با همین امکانات موجود می شود به سرعت اقلا یکی دوتا از هواپیماها و هلیکوپترهای ترابری نیروی هوایی و هوانیروز را (به صورت موقت و نه دائمی) برای اطفا تجهیز کرد. و تقریبا مطمئنم بحث فنی اش از هر لحاظ شدنی است.
    حدسم این است که درگیر شدن این نیروها ( که خیلی جاها متعارف است) هم به کار شناسایی و هم اطفا سرعت می دهد و هم به وجهه ی این نیروها را در جامعه ارتقا می دهد (در واقع به نظرم این انتظاری طبیعی از این نیروهاست)
    از سوی دیگر بدون این مشارکت وضع سال دیگر احتمالا همین است که هست. کارهای متعارف احتمالا از نصب سنسور حرارتی در جنگلها شدنی تر و مفید تر هستند!

    من فکر می کنم طرح موضوع، تاکید بر شدنی بودن و به نوعی بدیهی بودن آن در حفظ سهمی از این میراث مشترک برای کودکان ما موثر باشد.

    از طولانی شدن کلام عذر می خواهم.

    چند لینک مرتبط
    https://en.wikipedia.org/wiki/Aerial_firefighting
    https://en.wikipedia.org/wiki/Bambi_bucket
    https://www.photovault.com/Link/Technology/Aviation/eFirefightingAircraft/TAEVolume01.html

    1. به علیرضا:
      اتفاقاً دیروز با یکی از مسئولین غرفه تجهیزات اطفاء حریق در نمایشگاه صنایع نظامی گفتگو می کردم. ایشان هم دل پری از عدم توجه مدیران مربوطه به توانمندی های داخلی برای تجهیز بالگردها به سامانه های انتقال و پاشش آب داشتند.
      به هر حال ممنون از توجه شما و نظرات خوبی که طرح کرده اید. امیدوارم مسئولینی که این صفحه را می خوانند، فقط نخوانند!
      درود …

  11. اگه میتونید یک صفحه روی فیس بوک به وجود بیاورید و تمام پستهاتون رو اونجا هم قرار بدید چون نتایح بهتری داره.

    1. من عضو فیس بوک هستم بابک جان … منتها به دلیل فیلتر شدن این شبکه اجتماعی در ایران، دسترسی ام بسیار اندک و با دشواری صورت می گیرد.
      ممنون از توجه شما.

  12. مهندس عزیز با درود
    1- ظاهرا هنوز دوستان فایل برنامه را در سایت نگذاشته
    اند. فایلی هم که به من دادند ناقص بود
    2- در مورد تعداد گونه های اندمیک لازم است اطلاعات را دقیقتر توضیح دهم تا شما آنرا در بالا تصحیح کنید. کل گیاهان سه استان شمالی ایران بیش ار 3200 گونه (از 7300 گونه کل فلور ایران) است. که 410 گونه انحصاری ایران و 280 گونه انحصاری (اندمیک) منطقه هیرکانی است.

    1. درود بر دکتر آخانی عزیز:
      فایل کامل برنامه بر روی سایت قرار گرفته و در همین پست به آن اشاره شده است.
      موارد مورد اشاره هم در متن آورده شد.
      اما در باره فایل ناقصی که احمد پازوکی در اختیار شما قرار داده، شرمنده! احتمالاً ایشان عاشق تشریف دارند! ندارند؟
      سرفراز باشید.

  13. 1- من یه عذر خواهی طویل به آقای دکتر آخانی بدهکارم و اونم اینه که نمی دونم چرا (‌واقعا نمی دونم) یه قسمت کوچیکی از فایلی که برای ایشون آماده کرده بودم حذف شده بود! شک افتادما! نکنه واقعا عاشقم و خودم خبر ندارم؟!!!
    2- این پسر خوشتیپه کیه عکسشو گذاشتی اینجا؟!!! (‌نه واقعا عاشقم:دی)

  14. آقای پازوکی عزیز
    چون به عاشق بودن اعتراف می کنی حتما شما را می بخشم. اینکه خودت نمی دانی که عاشق شدی مشکل همه عشاق عالم است.
    به هر حال آرشیو ایران صدا هم کمی تا قسمتی عاشق است چون کاملا آشفته است. از این نظر مشابه همه بایگانی های دولتی است. البته اشکالی هم ندارد چون کارمندان دولت همه عاشقانه کار می کنند و کارشان را هم عاشقانه دوست دارند. عاشقانه هم حقوق می گیرند. مشکل هم فقط اصل دوم ترمودینامیک است ….. نمی دانم چرا ما محیط زیستیها اینقدر با این اصل مشکل داریم.

  15. استاد عزیز آقای دکتر آخانی
    فکر کنم الان یه کمی صورتم از شرمندگی قرمز شده باشه.

  16. دکتر آخانی عزیز
    در دل ما عشقان بی عشق را میگویید.
    چون عشق ما -جنگلها- را سوزاندند. در انتها گفتند ببخشید.
    نمیدانند اگر عاشق عشقش را از دست بدهد دیگردلیل برای بودنش نیست.
    و پیدا کردن عشقی دیگر برای ما عاشق پیشگان بسیار سخت و غیر ممکن است البته دوستان عاشق پیشه-سالهای 57 و 58- دیگری هستند که به راحتی از معشوقه های خود-امام خمینی- دل بر میکنند و به معشوقه ای -؟؟؟؟- دیگر می رسند.
    خدا کند که نیم جانی از معشوقه مان باقی باشد که دلیلی بر زنده بودنمان است.

  17. در این مدت که وبلاگتان را میخوانم خیلی چیزها یاد گرفته ام و خوشحالم که هنوز کسانی هستند که عاشقانه زمین را دوست دارند و برای حفظ آن تلاش می کنند.
    موفق باشید. 🙂

  18. جناب آقای دکتر آخانی کار بزرگیو تو جنگل گلستان انجام داد.چون خودم دانشجوی این رشته هستم سختی کار ایشون رو درک کردم.
    امیدوارم با این کار ایشون مسئولین سر عقل بیانوبه جای قطع درختاوتخریب وهمچنین ایجاد جاده آسفالته از وسط این جنگل به فکر حفظ گونه های اندمیک ارزشمنداین محیط زیست باشن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا