مهار بیابان‌زایی

جهان‌گرمایی همچنان ابرخطر است!

global-warming-ice_1213732c

اخیراً دانشمندان آلمانی و سوییسی در یک پژوهش مشترک تحت نظر برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، به این نتیجه رسیده‌اند که جهان‌گرمایی (global warming) می‌تواند همانند بیابان‌زایی (desertification) و حتا بیشتر از آن جنگ‌آفرین، خطرساز و فاجعه‌بار باشد . این دانشمندان که گزارش خود را سال گذشته و در جریان کنفرانس بالی اندونزی برای نخستین‌بار منتشر کردند، به رهبران جهان هشدار می‌دهند: «در قرن 21، نظام حاکم بر بسیاری از کشورها ممکن است زیر فشار جنگ بر سر زمین و منابع آبی از هم بپاشند و این وضعیت همچنین منجر به مهاجرت‌های گروه‌های بزرگی از مردم شود.» از همین رو، تمامی دولت‌سالاران جهانی را فراخوانده و زنهار می‌دهند که اگر هر چه سریع‌تر برنامه‌های خود را برای کاهش محسوس گازهای گلخانه‌ای اعلام نکرده و به اجرا درنیاورند، دیگر زمانی برای جبران این فرصت‌سوزی نخواهند داشت.
پژوهشگران سازمان ملل، همچنین کشورهای ثروتمند را مورد خطاب قرار داده و به آنها توصیه می‌کنند که اگر خواهان جهانی امن‌تر و آرام‌تر برای خود هستند، باید هر چه زودتر بخشی از درآمدهای کلان خود را برای بهبود پایدار وضعیت معشیتی کشورهای فقیر اختصاص دهند تا آنها بتوانند بدترین آسیب‌های ناشی از گرمایش زمین را تاب بیاورند.
همان‌طور که ملاحظه می‌شود، عدم رعایت هنجارهای زیست‌محیطی، فقط به قتل نبات و جانور یا فلان چشم‌انداز ناب طبیعی خلاصه نمی‌شود. ملاحظات زیست‌محیطی را دیگر اجازه نداریم و نباید آموزه‌هایی صرفاً لوکس و فانتزی دانست. وقایع تلخ اندک سال‌های گذشته از هزاره سوم، مرگ بیش از یک میلیون انسان بی‌گناه در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، وقوع سیلاب‌های پرشمار و ویرانگر، توفان‌های مهیب، برودت بی‌سابقه‌ی هوا، طغیان بیماری‌های مرگ‌بار، عقب‌نشینی نگران‌کننده‌ی یخچال‌ها در آند و هیمالیا، شتاب حیرت‌انگیز و غیرقابل پیش‌بینی ذئب کوه‌های یخی در شما و جنوبگان و متعاقب آن، به زیرآب‌رفتن بسیاری از مناطق ساحلی و جزایر زیبای کره زمین – که با خود موجی گسترده از مهاجرت را نیز به همراه داشته و دارند – همه و همه بر این واقعیت صحه می‌نهد که زمان جدی گرفتن گرایه‌های زیست‌محیطی نه فقط در جهان، که در ایران هم فرا رسیده و چه بهتر که نشانه‌های آن را در شعارهای انتخاباتی احزاب رقیب مشتاق کسب کرسی ریاست جمهوری هم ملاحظه کنیم.
خوشبختانه نظرسنجی‌هایی نیز که اخیراً در کشورهای گوناگون جهان به انجام رسیده، مؤید این نکته‌ی امیدبخش است که اغلب مردم و افکار عمومی آماده‌ی پذیرش شرایطی دشوارتر و اعمال محدویت‌های بیشتر رفاهی برای مهار عواقب ویران‌گر جهان‌گرمایی هستند. به عنوان مثال، 83 درصد پاسخ دهندگان در سراسر جهان موافقند که افراد مسلماً یا احتمالاً باید برای کاهش میزان گازهای گلخانه‌ای که عامل جهان‌گرمایی است، عادات خود را عوض کنند. افزون بر آن، تقریباً همه‌ی مردم ساکن در اروپا و آمریکا، معتقدند که هزینه‌ی سوخت‌هایی که بیش از دیگر سوخت‌ها به تغییرات نیواری دامن می‌زند، باید افزایش یابد. حتا در چین و اندونزی هم، اکثریت‌های بزرگی بر این باورند که بهای بالاتر انرژی لازم است .

global-warming

دیگر نمی‌توان و نباید از بازخوردها و پژواک‌های فجایع انسان‌سازی چون جهان‌گرمایی غفلت کرد:

جهان‌گرمایی  بی‌شک در شمار یکی از مرگبارترین پدیده‌هایی است که تاریخ پرفراز و نشیب حیات بر روی کره‌ی زمین تاکنون آن را درک کرده است. به دیگر سخن، شاید بتوان ادعا کرد: هیچ خطری را نمی‌توان سراغ گرفت که میزان گستردگی و غلظت تخریبی آن، همپای جهان‌گرمایی باشد؛ خطری که نه‌تنها تنوع زیستی سراسر کره‌ی خاک را به چالش کشیده، بلکه پایداری فیزیکی بسیاری از سکونتگاه‌های انسانی را نیز در معرض خطر قرار داده است.
از همین روست که به درستی جهان‌گرمایی و تغییر اقلیم توانسته‌اند جایگزین همه‌ی کابوس‌های همه‌ی مردمان همه‌ی قاره‌های جهان – فارغ از صف‌بندی‌ها و مرزهای مرسوم اقتصادی و سیاسی – شوند؛ کابوسی که برای نخستین بار، درخشندگی و امید را از آینده‌ی حیات در پیشگاه دانایان زمین و آینده‌پژوهان فرزانه ستانده است.
امّا و امّا … به رغم همه‌ی این تهدیدها و خطرها، جهان‌گرمایی می‌تواند فرصتی استثنایی برای شهروندان ساکن در دهکده‌ی جهانی فراهم آورد تا برای نخستین بار و به دور از هر بهانه‌ی نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، قومی، مذهبی، زبانی، نژادی و … در یک سوی خاکریز قرار گرفته و در «کارزاری مقدس بر علیه نابودی حیات» متحد شوند و دست مودت و همکاری به هم دهند.
این کدام سیاستمدار راستین و وطن دوستی است که اعلام دارد از برنامه‌ها و سیاست‌های مهارکننده‌ی گرمایش زمین ناخشنود بوده و منافع درازمدت ملّی‌ کشور متبوعش مورد خدشه قرار گرفته است؟ کمک به بازگشت تعادل دمایی و تقلیل اثرات تغییر اقلیم – چه آن را متأثر از مؤلفه‌های انسانی بدانیم و چه در انسانی بودن منشأ آن هنوز شک داشته و متأثر از فعل و انفعالاتی نیواری و زمین‌شناختی بپنداریم – بی‌گمان می‌تواند بر کیفیت و ماندگاری حیات در افق‌هایی دورتر مؤثر باشد و نسل امروز را در پیشگاه آیندگان، بیش از این شرمسار نکرده و واجد صفت «خیانت در امانت» معرفی نکند.
بازگشت جستارهای مربوط به جهان‌گرمایی در دیالوگ رهبران کنونی و آینده‌ی ایالات متحده آمریکا، استرالیا، فرانسه و دیگر کشورهای کوچک و بزرگ جهان به همراه تأکید کم‌نظیر و پیش‌برنده‌ی بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، گواه آن است که تا چه اندازه خطر دست‌کم گرفتن عقوبت‌های جهان‌گرمایی می‌تواند مخاطره‌آمیز و غیرقابل جبران باشد.
حضور نمایندگان بلندپایه‌ی 189 کشور جهان در شهر «پوزنان» لهستان – در اوایل سال جاری میلادی – به منظور یافتن گزینه‌ای مناسب‌تر و کاراتر از پیمان کیوتو، نشان‌دهنده‌ی عزم جدی نخبگان جهان برای مهار فرآیند ویران‌گر جهان‌گرمایی است؛ عزمی که البته برخی ملاحظات، تنش‌ها، رقابت‌ها، کشمکش‌های سیاسی و موج کم‌نظیر رکود اقتصادی پیش روی جهان، ممکن است از درجه‌ی اهمیت آن به عنوان مهمترین اولویت راهبردی امروز کره‌ی زمین بکاهد.

در همین باره:

– آیا جهان گرمایی به گرم شدن تنور انتخاباتی کمک می کند؟!

– آیا این تصویر از لندن می‌تواند واقعیت داشته باشد؟!

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا