بابابزرگ درویش
-
مصاحبه اروند با دویچه وله صدای آلمان
حالا دیگه خیالم راحت شد! چون که پدر به هیچ رقم نمی تونه جلوی من کلاس بذاره … آخه من…
-
خوش به حال جراحان!
میدونم که خیلی وقته این خونه سوت و کوره. اما باور کنید، تقصیر من نیست. اتفاقاً من شاید هیچوقت…
-
پیام یک هندوانه کوچولو!
پرورش اولین هندوانه زندگیم در گلدان! 24 شهریور سال 1388 روز بزرگی در زندگی من است؛ زیرا توانستم عملاً…
-
بابابزرگ هم رفت …
خیلی نامردیه … همین تازهگی ها بود که داشتم به پدر میگفتم: دلم واسه مامان بزرگ تنگ شده … چرا…