خاطره سبز
-
چند روزی است که اروند مدام مرا دلداری میدهد!
پس از حذف ناگهانی و حیرتانگیز نشان دُرنا از پیراهن تیم ملی والیبال در لیگ جهانی که سبب تأسف و…
-
اروند و تبلت و عشق!
از ابتدای امسال آرام آرام خرید یک تبلت در شمار مطالبات اروند از پدر قرار گرفت. من هم هربار به…
-
دلم مي خواهد مدرسه عشق نام ديگر مدرسه اروند باشد!
امروز 12 ارديبهشت است … سزاوار نيست كه در چنين روزي هم وبلاگ اروند همچنان خاموش باشد. يادش به خير…
-
وقتی کلاغها و گربهها با هم دوست میشوند؛ ما چرا نباشیم؟!
با پدر رفته بودیم پارک ملت تا ورزش بکنیم … البته من که هیکلم حرف نداره! داره؟ بیشتر به خاطر…
-
زندگی مثل حباب است؛ از حبابها لذت ببرید!
ما برگشتیم و جای شما خالی، به اندازهی یک دنیا بازی کردم و خندیدم و خنداندم … در بارهی…
-
اروند هم مجبور به تذکر به نیروی انتظامی شد!
پنج شنبه گذشته، وقتی راهی کلاس ویولون بودم، ناگهان با صحنهای خجالتآور روبرو شدیم! زیرا سرنشینان این ماشین نیروی…
-
اشکال از پسر تهرانی بود یا اروند یا آدمبزرگها؟!
هفتهی پیش در سینما اریکه ایرانیان به تماشای یه فیلم بامزه به نام «پسر تهرونی» رفتیم. در حالی که…
-
ترفندهای اروند برای یادآوری به خودش!
از روز سهشنبه با پدر قرار گذاشته بودم که تکلیف ثبت نام مرا برای کلاس فوتبال در تابستان روشن…
-
اشکهایی که پدر را خنداند!
امروز با محمد و میلاد – پسر همسایههای ساختمونمون – بگو مگو کردم و کم مونده بود براشون شاخ…