مهار بیابانزایی
ماجرای گلستان را چگونه باید نگریست؟

دستهایی که کمک میکنند؛ مقدسترند از لبهایی که دعا میکنند.
کوروش بزرگ
اگر میخواهیم ماجرای گلستان به سرانجامی بایسته بیانجامد، نباید به آنچه که انجام دادهایم، دلخوش کنیم؛ باید همچنان پیشبرنده و مطالبهمحور قولها و پیمانهای آقایان را پیگیری کرده و به گفتگوها و تجمعات آرام خود در اعتراض به روند طبیعتستیزی در منطقه به بهانهی توسعه ادامه دهیم.
در این باره میتوانید گفتگوی نگارنده را با سبزپرس بخوانید.
همچنین روایت دیگری را در اینجا میتوانید پی بگیرید.




جناب درویش با سلام وخسته نباشید بنده به عنوان یکی از معترضین به حرکت های غیر اصولی سازمان محیط زیست خواستار ادامه دار بودن اعتراضلت بوده ام … ولی متاسفانه این مسائل به نصف راهم نمی رسد . و همگی ب خانه هایملن برمی گردیم …من از همه دوستداران محیط زیست و حیات وحش خواهش می کنم .. فعالیت های محیط زیستی خود را از دنیای مجازی خارج کنند و با اعتراضات منطقی خود مانع از بین رفتن آن مقداری هم که مانده است بشویم … البته باید از حرکت های مثبت هم قدر دانی شود .. چرا که ما همیشه معترض نیستیم ..حرکت دوستان در گلستان می تواند سر اغاز این مسائل باشد …. از همگی متشکرم …
با احترام ،
پاسخ:
درود بر جناب شیرازی عزیز
ممنون از حمایت و همراهی ات.
نوشته ای که:
“من از همه دوستداران محیط زیست و حیات وحش خواهش می کنم .. فعالیت های محیط زیستی خود را از دنیای مجازی خارج کنند و …”
واقعاً فکر می کنی شمار افرادی که به صورتی جدی و موثر در دنیای وبلاگستان فارسی برای محیط زیست قلم می زنند؛ چند نفر است؟
برادر من! مشکل ما همین است که تعداد طرفداران واقعی و جدی محیط زیست که حاضر باشند به خاطر طبیعت از خودشان بگذرند، بسیار اندک تر از آن چیزی است که تصورش را هم می کنی.
زنده باشید.
متن زیر از طرف جناب عبادی عزیز و از طریق ایمیل برایم ارسال شده است در باره محتوای این مصاحبه:
زیر مطلب ” ماجرای گلستان چگونه نگریسته شود ” این توضیح مفصل را نوشتم ولی ظاهرا” ارسال نمیشد . بخوانیدش و اگر صلاح دانستید خودتان زحمت بکشید و در بخش کامنتهایتان کپی – پیستش اش کنید
زنده باشید
لطیف
————————————————————-
من نه در برنامه ریزی ماجرای رفتن به استان گلستان نقشی داشتم و نه در رفتن به آنجا . در نتیجه صلاحیت قضاوت دربارهء درستی یا نادرستی این اقدام را ندارم . اما تصور می کنم به عنوان کسی که خارج از گود نشسته ام و از دور دستی بر آتش دارم ، بهرحال می توانم در این زمینه – مانند هر کس دیگری که مختصر علاقه ای به محیط زیست ایران دارد و پیگیر ماجرای جادهء جنگلی گلستان است – یک حداقل نظری را بدهم .
شما در مصاحبه با سبز پرس گفته اید ” بعضی ها منفی بافی می کنند و می گویند که طرفداران محیط زیست فقط با مقامات امنیتی استانداری صحبت کرده اند و حضور آنها فایده ای نداشته است ” ( لینک اول در پاورقی ) . من تصور می کنم اولین ( و تا اینجای کار احتمالا” تنها) کسی هستم که مصداق آن “بعضی ها” هایی که به آنها اشاره کرده اید هستم چرا که در وبلاگ ناصر کرمی گفته بودم ” (دوستان رفته به گلستان) صرفا” مقابل تعدادی از مقامات امنیتی آن استان قرار گرفته بودند و در واقع توسط آن مقامات به نحوی محترمانه بازجویی شده بودند و آن جلسه نیز عملا” جلسهء بازجویی بوده است ولی خودشان خبر ندارند! ” و افزوده بودم ” اصولا مذاکره ای که یک طرف آن با نهایت بی رغبتی و تحقیر و توهین به طرف مقابل خود پشت میز بنشیند ، چه ثمری خواهد داشت؟ ” ( لینک دوم در پاورقی ) . اما همانگونه که در وبلاگ ناصر کرمی نوشته بودم ، من این نظرم را صرفا” مبتنی بر گزارشهای سبزپرس و مدیران و نویسندگانش که جزو برنامه ریزان آن سفر و نیز حاضرین در محل بودند عرض کرده بودم . سبزپرس می نویسد ” صبح روز پنجشنبه .. ماموران انتظامی و امنیتی استان گلستان با مسدود کردن ورودی استانداری منتظر ورود اتوبوس نمایندگان سازمان های مردم نهاد بودند ” و در ادامه به نقل از دبیر کل کانون عالی محیط زیست می گوید ” برخورد ناشایستی با فعالان محیط زیست که در جمع آنها برخی اساتید و کارشناسان محیط زیست نیز حضور داشتند صورت گرفت .. مسئولان حراست استانداری به صورت مکرر خواستار ترک هر چه سریع تر محوطه توسط فعالان شدند که با پافشاری فعالان محیط زیست سرانجام مدیرکل حوزه ریاست استانداری با ورود 10 نفر از مجموع پنجاه نماینده منتخب گروه های زیست محیطی در استانداری موافقت کرد . در این ملاقات نه تنها استاندار حضور نداشت ؛ بلکه هیچیک از مدیران و معاونان مرتبط در استانداری نیز در جمع دلسوزان محیط زیست حاضر نشدند و در نهایت اظهارات کارشناسی نمایندگان سازمان های مردم نهاد در جلسه ای با حضور مدیرکل حراست ، مدیرکل دفتر امنیتی و انتظامی و مدیرکل حوزه ریاست استانداری بیان شد ” . (لینک سوم در پاورقی ). پس ملاحظه می کنید که قبل ار رسیدن بچه های ما ، اولا” نیروهای امنیتی در انتظارشان بوده اند ، ثانیا” به محض ورود به به آنجا باز نیروهای امنیتی در مقابلشان قرار گرفته اند و ثالثا” بعد از پافشاری دوستان ما برای مذاکره ، نه هیچ یک از مسئولین ذیربط و مرتبط با مسئلهء جادهء گلستان در استانداری گلستان ، بلکه صرفا” تعدادی از مسئولین امنیتی آن استان حاضر به شنیدن صحبتهای آن دوستان شده اند . طبیعتا” وقتی جلسه ای که یک سمت آن مدیرکل حراست استان و مدیرکل امنیتی استان و نیز مدیرکل حوزهء استان ( که صرفا” مسئول گردآوری و تحلیل رخدادها و تحرکات نامطلوب در سطح شهرهای مختلف استان و ارسالش برای فرماندارن استان است ) به عنوان مسئولین آن جلسهء تحمیلی نشسته باشند ، ولو آنکه اشخاصی دیگر مانند یک نماینده نیز که بطور اتفاقی در محل حضور داشته است در جلسه بنشیند ، آن جلسه در فضایی امنیتی و به منظور کشف اغراض و ماهیت و هویت معترضین برگزار شده است . اگر هم در آن نشست قول انتقال برخی مطالب به استاندار داده شده است نیز باز توفیری در ماجرا ایجاد نمی کند چرا که حوزهء کاری این افراد – همانگونه که سبز پرس نوشته است – اصولا” در زمینهء تصمیم گیری در موضوعاتی مانن جادهء گلستان نبوده است و قولها و وعده های این اشخاص “غیر مرتبط و فاقد اختیار در زمینهء مورد اعتراض ، در بهترین حالت ممکن نوعی تعارف و یا دلجویی از رفقای ما بوده باشد . اما مدیران این سفر که جزو حاضرین و نمایندگان دیدار کننده با آن مقامات امنیتی بوده اند همچنان اصرار دارند که در فضایی امنیتی و صرفا” در مقابل اشخاصی امنیتی قرار گرفته بودند . یاسر انصاری کجوری می نویسد ” حضور تقریبا برابر نمایندگان سازمانهای مردم نهاد با نیروهای انتظامی و امنیتی و مسدود کردن مسیر ورودی استانداری و برخورد ناشایست مدیران حراست استانداری با میهمانان استانداری گلستان که برخوردی از جنس امنیتی با این افراد بود ، هیچ نسبتی با شعائری از جمله دولتی از جنس مردم و خصلت پاسخگویی دولت نداشت ” ( لینک چهارم در پارقی ) مژگان جمشیدی هم می گوید ” از ابتدای ساعات صبح و قبل از جمع شدن فعالان زیست محیطی در آن مکان ، پلیس ، نیروی انتظامی و مسئولان امنیتی و اطلاعاتی استانداری حضور داشتند و تمام راه ها را مسدود کرده بودند ” ( لینک نجم در پاورقی ) و آقای دکتر ولیان نیز – که ظاهرا جزو حاضرین بوده است – تاکید می کند ” متاسفانه برخورد آنها در شان آن جمع فرهیخته حاضر نبود .. از سوی دیگر مسئولان استانداری گلستان ظاهرا برای حرف و وعده خودشان نیز ارزش قائل نشدند و .. در نهایت بی درایتی با این پرسشگران برخورد کردند ” . ( لینک ششم در پارقی ) . پس همانگونه که ملاحظه می فرمایید ، طبق اظهارات خود مدیران و برنامه ریزان و حاضرین این اقدام ، طرفداران محیط زیست در استانداری گلستان فقط با مقامات امنیتی آن استان ملاقاتی تحمیل شده داشتند ، آنهم مقاماتی که در زمینهء جادهء گلستان فاقد اختیار و غیر ذیصلاح بودند و بقول دکتر ولیان برای وعده های خودشان نیز ارزشی قائل نیستند . خب حالا توقع دارید با توجه به این شرحی که برنامه ریزان مدیران و حاضرین در تجمع و مذاکره کنندگان با آن مقامات روایت کرده اند ، ” بعضی ها ” و از جمله بنده چه برداشتی از ماجرا کنند ؟ آیا اگر بگویم طرفداران محیط زیست فقط با مقامات امنیتی استانداری صحبت کرده اند و حضور آنها فایده ای نداشته است ، منفی بافی کرده ام ؟
نکتهء جالب اینجاست که بنده در وبلاگ ناصر کرمی نوشته ام ” وظیفهء تشکلهای زیست محیطی نوشتن گزارشی علمی و کارشناسی از موضوع و سپس ارسال آن برای مقامات تصمیم گیرنده در کمیسیون راه و ترابری مجلس ، وزارت راه ، سازمان حفاظت محیط زیست ، وزارت کشور ، ریاست جمهوری ، مجمع نمایندگان استان گلستان و استانداری آن استان بود و نه درخواست دیدار حضوری با استاندار ” ( لینک هفتم در پاورقی ) یعنی اینکه از نظر من ، حتی اگر دوستان در گلستان به گرمی هم مورد استقبال قرار می گرفتند و استاندار هم با آغوش باز آنها را می پذیرفت ، باز نفس رفتن به گلستان دیدار با استاندار گلستان بی فایده بود . چرا که در این پروژه نقش اصلی را وزارت راه ، سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت کشور ایفا می کنند و نه شخص استاندار گلستان . اتفاقا” مژگان جمشیدی هم به عنوان یکی از برنامه ریزان حاضران در آن سفر ، عملا” به نوعی حرفهای بنده را تایید می کند و می گوید ” در استانداری گلستان به ما گفته شد در شرایطی که دو تن از معاونت های سازمان حفاظت محیط زیست با این پروژه موافق هستند ، چرا شما به اینجا آمده اید و اعتراض می کنید ؟ .. نمونه اش ساخت پتروشیمی گلستان است که با وجود تصویب و فروش سهام به مردم ، سازمان محیط زیست ایستاد تا مکان آنرا تغییر داد ؛ خوب چرا سازمان محیط زیست درباره پارک ملی گلستان اینگونه مقاومت نکرده است ؟ ” . ( لینک هشتم در پارقی ) . پس همانگونه که خود دوستان هم کم کم متوجه شده اند ، سرچشمهء کار در جای دیگریست . من در کامنتی که برای مژگان جمشیدی نوشتم ، عرض کردم ” ما هنوز در به در به دنبال چند نفر می گردیم که بتوانند یک مطلب کارشناسانه دربارهء سیستم زیستی جنگل گلستان ، عواقب مخرب جاده کشی خارج از استاندارد در آن و از آن مهمتر ، طرحی جایگزین برای چنین جاده ای بنویسند . والبته هنوز پیدا نکرده ایم! ” . ( لینک نهم در پاورقی ) . و نقطهء شروع کار ما باید ارسال این گزارش به مقاماتی باشد که در وبلاگ ناصر کرمی لیست کرده بودم .
بهر صورت مجددا” برای دوستانی که تقبل زحمت – و حتی خطر! – کردند و به گلستان رفتند ، خسته نباشید می گویم . اما امیدوار هم هستم که آن دوستان بهرحال یک جلسه ای بگذارند و نظرات ابراز شده را مرور کنند و از ماوقع یک جمعبندی بزنند تا در اقدامات آینده و یافتن راهی موثر برای دفاع از محیط زیست ایران از آن استفاده کنیم . و البته هر تصمیم علمی و معقولانه ای هم که گرفتند ، برای اجرایش روی بنده هم – در هر زمینه ای که باشد – حساب کنند!
ببخشید اگر بسیار نوشتم
لینک اول – https://isdle.ir/news/index.php?news=2291
لینک دوم – https://naserkarami.blogfa.com/comments/?blogid=naserkarami&postid=397&timezone=12642
لینک سوم – https://isdle.ir/news/index.php?news=2266
لینک چهارم – https://isdle.ir/news/index.php?news=2284
لینک پنجم – https://isdle.ir/news/index.php?news=2267
لینک ششم – https://isdle.ir/news/index.php?news=2288
لینک هفتم – https://naserkarami.blogfa.com/comments/?blogid=naserkarami&postid=397&timezone=12642
لینک هشتم – https://isdle.ir/news/index.php?news=2267
لینک نهم – https://greenblog.ir/archives/31968#comments
درود بر لطیف عزیز …
خوشبختانه یا متاسفانه این فقط نظر تو نبود. برخی دیگر از دوستانی که به هر دلیل حاضر نشدند تا در این رویارویی شرکت کنند، نیز با دستاویز قرار دادن همین برخورد امنیتی، کوشیدند تا بازخوردهای ارزشمند این سفر را کم رنگ جلوه دهند.
در ضمن من گزارش مفصلی – پیش تر – در باره دلایل وقوع سیل در تنگراه و شیوه مقابله با آن نوشته و در مهار بیابان زایی در چند شماره منتشر کرده ام.
همچنان باور دارم که طرفداران محیط زیست باید در سه جبهه و همزمان به رویارویی خویش با طبیعت ستیزان ادامه دهند.
نخست به صورت کسب معرفت و افزایش آگاهی علمی خویش؛ دوم در دنیای مجازی برای انتقال آگاهی ها و افزایش ظرفیت سازی فرهنگی و سوم به صورت حضور فیزیکی و شرکت در چنین تجمعاتی.
ما حرف حق می زنیم و نباید از عواقب زدن حرف حق مان بترسیم.
درود.
ممنونم از منعکس کردن توضیحاتم . البته تصور می کنم خواندش از حوصلهء کسانی که مستقیما” در جریان ماجرای استانداری گلستان نبوده اند خارج است . ولی بهرحال نوشتم تا دوستانی که ذهن تشکیلاتی دارند و مایل به ادامهء این کار نیک هستند یک مقدار عمیقتر به ماجرا نگاه کنند .
اما دربارهء ” ترس ” . ببینید ، شما در مصاحبه با سبزپرس گفته بودید ” مسئولان استانداری گلستان در ابتدا از مواجهه با ما ترس داشتند ” . اینجا هم بر نترسیدن تکیه می کنید . من در واقع احساس می کنم بین مسئولین ذیربط در امر محیط زیست و نیز طرفداران محیط زیست یک ” ترس متقابل ” و در عین حال کاذب و بی دلیل از هم وجود دارد . یک طرف می گوید ” پنجاه نفر نیرو بردیم برای مانور قدرت! ” ، یک طرف هم صد نفر نیرو آورده بود برای عرض اندام! . این طرف می گوید نمی ترسیم ، آنطرف هم می گوید نمی ترسیم! . من می گویم اصلا” چرا باید از هم بترسیم؟ یک تعداد مسئول و مقام در دوایر مختلف دولتی قصد دارند که بهرحال به مردم تحت اداره شان در شهر یا استانشان خدمتی کنند و تا حد ممکن مشکلات معیشتی و مواصلاتی شان را حل نمایند . یک تعداد از دوستداران محیط زیست هم صادقانه و مشفقانه تذکر می دهند که مبادا حین انجام این خدمت لطمه ای به منابع طبیعی مملکت وارد شود . بنده معتقد هستم که اگر این اختلاف نظرها بین مسئولین ذیربط و دوستداران طبیعت وارد ” زمین علمی ” و فضایی کارشناسی بشود ، نتیجه ای بسیار مثبت ، سریع و موثر خواهد داشت تا اینکه بخواهد در جوی احساسی و سنگین و صرفا” اعتراضی مطرح شوند . من تصور می کنم به میزانی که از زبان و شیوه ها و ابزار کارشناسی فاصله بگیریم ، به همان میزان وارد یک فضای مملو از بی اعتمادی و سوء تفاهم میان خود و مقامات ذیربط در امر محیط زیست می شویم . یاسر در جایی نوشته است که ” ما دویست نفر آدم داشتیم که میخواستند برای تجمع اعتراضی به استانداری گلستان بروند ولی چون مجوز ندادند فقط نمایندگانشان را فرستادیم ( نقل به مضمون ) . من به ایشان عرض می کنم : خب عزیز من شمایی که دویست نفر آدم دارید و سی چهل نفرشان حاضرند حتی تا گرگان هم قدم رنجه کنند ، پس چرا با اینهمه نیروی فعال و کارشناسانی که دارید – یا داریم – یک نشست علمی چهار ساعته با حضور اهل فن و مسئولین سازمان محیط زیست و وزارت راه و نمایندگان مجلس در همان تهران برگزار نکردید تا برای اولین بار کارشناسان و متولیان امر و دوستداران طبیعت یکجا بنشینند و حرفشان را بهم بزنند؟ الحمدالله دو سه وبسایت و بیست وبلاگ و چهار پنج روزنامه هم داریم که خبرش را داد و قال کنند و پوشش بدهند .
بهرصورت هر چه بود گذشت و دست همه هم درد نکند . امیدوارم که از اینجا به بعد قدمهایمان را محکمتر و البته یک مقدار با مطالعه و احتیاط بیشتر برداریم .
درودی دوباره …
من پیش تر هم توضیح دادم که برای بررسی دقیق و علمی موضوع یک هیات کارشناسی مرکب از 8 نفر از متخصصین گوناگون به منطقه عزیمت کردند و حاصل آن ماموریت که در چندین نوبت تکرار شد و در طی آن با مقامات محلی هم گفتگو شد، این بود که با احداث محور جایگزین گلیداغی می شود این مشکل را به صورت ریشه ای حل کرد.
هرگز دوست ندارم پیش بینی ام درست از آب درآید؛ اما در همان گفتگو به مشاور عالی استاندار و نماینده مجلس گفتم: اگر سیلی با دوره برگشت 50 سال به بالا دوباره در گرگان رود – محور تنگراه – رخ دهد؛ باز هم ویرانی به بار آورده و خسارتی سنگین به جای می نهد و همه تاسیسات و جاده و پل را با خود می برد!
این را اینجا هم نوشتم تا همه به یادشان بماند.
در مورد این که چرا باید از هم بترسیم؟ هم باهات موافقم. ترس از نادانی می آید رفیق من. شوربختانه باید اعتراف کرد که نادانی اغلب مدیران در مواجهه با ملاحظات محیط زیستی، سبب ترس آنها از طرفداران و فعالین این حوزه را می آفریند.
درود …
درود بر همه شما
کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست در ابتدای سال 1386 طرح برگزاری ((همایش را و توسعه پایدار)) را همزمان به سازمان محیط زیست و وزارت راه و ترابری ارائه کرد. یکی از موضوعات این همایش دقیقا همین موضوعی است که مدنظر جناب عبادی است. جالب اینجاست که وزرات راه طرح را به شرط حضور مسئولین سازمان محیط زیست پذیرفت اما علیرغم چندین جلسه پیگیری و … در سازمان هرچه زدیم به در بسته خورد.
فرصتی بود که وزرات راه ژذیرفته بود حتی تقبل هزینه هم کرده بود. ولی مدیران وقت سازمان که از شدت لیاقت نمی دانستند چه بکنند! به هدر دادند(دلایل عجیب غریبی هم داشتند که از حوصله این بحث خارج است.)
البته موضوع مجددا به جریان افتاده و امیدواریم که منجر به برگزاری نشست نتیجه بخش و موثر شود. اما…
اصلاح متن :
((همایش راه و توسعه پایدار))
ممنون جناب شفیعی عزیز از توضیحات روشنگرانه تان.
خدا قوت.
امیدوارم این بار آن نشست برگزار شود.