پست جدید دکتر پیمان یوسفی آذر!

پیمان یوسفی آذر چندسالی است که در سمت مدیرکل جنگلهای خارج از شمال سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور مشغول انجام وظیفه است. او در شمار نیروهای ناصر مقدسی – معاونت مناطق خشک و نیمه خشک – محسوب میشود که به خصوص این اواخر بسیار فعال نشان داده و درمجموع میشود او را یکی از مدیران متخصص و علاقهمند به حوزهی کاریاش قلمداد کرد. به ویژه عملکرد شجاعانهی او در برابر طبیعتستیزان پرقدرتی که در تلاش برای نابودی جنگل ابر هستند، آشکارا قابل ستایش است.
او روز شنبه – 30 آبان 1388 – در بخش خبری 12:30 شبکهی خبر به طور زنده با آقای مهندس قربانپور، مدیرکل راه و ترابری استان گلستان مناظره داشت. در جایی از این مناظرهی تاریخی، هنگامی که قربانپور معلوم بود که در برابر استدلالهای منطقی دکتر یوسفی آذر کم آورده است، گفت: اصلاً شما را چه به اظهار نظر در باره جنگلهای ایران؟! شما بروید همان وظیفهی خودتان، یعنی جنگلهای خارج از کشور را درست انجام دهید!
در این لحظهی تاریخی عکسالعمل یوسفی آذر واقعاً دیدنی بود و تازه دریافته بود که با چه آدم آفسایدی داشته از آموزههای محیط زیستی ناب برای دفاع از جنگل ابر سخن میگفته!
یادم هست که یک روز نماینده بندرعباس در باره سوراخ شدن لایه ازن یک حرف تاریخی زد (هر کس سوراخ کرده، خودش هم برود بدوزد!) و یا آن یکی نماینده که گفته بود: چرا ما باید دلمان برای قوچ ارمنی بسوزد؟ بگذار همان کشور ارمنستان برای حفظ آنها سرمایهگذاری کند!!
حالا انگار میشود به راحتی بر این سیاههی دلپذیر، گفتههای تاریخی جناب قربانپور را هم اضافه کرد! نمیشود؟
مؤخره:
بعدازظهر روز دوشنبه – 2 آذر 88 هم یک مناظره رادیویی بین موافقین و مخالفین احداث جاده در جنگل ابر از رادیو ایران پخش شد که آقایان قرهخانی نماینده مردم علی آباد گرگان در مجلس شورای اسلامی به همراه دکتر یوسفی آذر و قربانپور شرکت داشتند که الحق و والانصاف، یوسفی آذر یک تنه به خوبی در برابر آنان مقاومت کرد. با این وجود، برایم بسیار دردناک بود که میدیدم یک نمایندهی مجلس اینگونه بیپروا تمامی آموزههای محیط زیستی را به سخره گرفته و با شدت از احداث جاده در دل جنگل ابر دفاع میکند. او حتا این را هم گفت که فقط جنگل ابر که زیبا نیست! همهی استان گلستان زیباست و حالا – لابد- ابر نشد، جای دیگر که هست!
به نظر میرسد، طرفداران محیط زیست باید بیش از پیش آگاه بوده و قاطعانهتر از قبل در برابر این صفآرایی طبیعتستیزانه سنگربندی کنند. به ویژه جا دارد از شخصیتهایی چون آیتالله دری نجفآبادی در این خصوص مدد گرفت.





اول خواستم بگویم حیف نان و جوجه کباب و گوجه فرنگی اضافه بعد دیدم نه این مهندس چندان بی تقصیر نیست
مقصر شیوه آموزشی است که دکتر و مهندس بیرون می دهد (تربیتی در کار نیست در این شیوه کسب دانش تنها به خود فرد وابسته است)اما دریغ از نه تنها دانش بلکه منطق و درک درست
آقای مدیر کلی که از کشور هیچ نداند افتضاح متروی اصفهان وووووو را به بار می آورد تو گویی یا اینان از کره دیگری بر زمین آمده اند و یا فابریک از لای پر قو بیرون امده(در این شک دارم)و از کشور خبر ندارن
باز هم بگویید چرا به مهندسین قلابی و سامسونت بدست بی اعتماد هستم
خدا به شما صبر بدهد
مراقب باشید
سلام
متاسفانه وقتی که دید کارشناسی نباشد – مدیر و نماینده و … هم بخواهند در همه مسائل دخالت نموده بدون مدد از یک کارشناس و بدون استفاده از نظرات یک کارشناس و وقتی که دم از آموزه های دینی می زنیم و در عمل به آنها نمی پردازیم جنگل ابر که سهله کل جنگل ها هم نابود بشن کک بعضی ها رو هم نمی گزه!!!
بدرود.
پاسخ:
شاید باید نوع کک را عوض کنیم برادر!
اگر حوزه مطالعاتی و عملیاتی محیط زیست ؛فقط چند مسئول مشابه آقای یوسفی آذر داشت که خصوصیاتِ مدیریت,اشراف به حوزه تخصصی خود ,چگونگی بیان مقاصد و پیگیری را دارا بودند ؛این همه اخبار بد از گوشه و کنار مام وطن نمی شنیدیم… .
درضمن
گاف آقای قربان پور کلی باعث انبساط خاطر شد!!!
البته بدبختانه!
پاسخ:
همین است دیگر … انبساط خاطرهای ما اغلب بدبختانه شده است!
درویش جان خیلی با حال بود. کلی خندیدم. بد نیست هر روز صبح را بااین گافهای زیبا شروع کنیم حداقل از غم و غصه های روزگار دور می شویم. با اینکه در آخرین پست واگویه ها هم نوشته ام ولی اینجا بار دیگر می گویم که به قول مرحوم حسین سرشار ما دیگه شدیم همون پیرزن کچلی که حالا در روستای بدون برق خودش میره دنبال خرید سشوار!
ارادتمند
پاسخ:
تازه آن هم در شرایطی که در آن روستا آینه هم وجود ندارد! دارد؟
آقای درویش من گهگاهی مطلبی از محیط زیست در وبلاگم می نوشتم و عده ای می خواندند . اما از وقتی که با مطالب پربارت آشنا شدم دیه فقط میام می خونم . انگار هرچی که مینویسیم مشق کودکانه است در برابر شما .
از مطلب این دفعه ات هم ممنون . خیلی استفاده کردم . از این مسئولین که زیادند ….
درود بر رگبار عزیز. متاسفم … قرار ما این نبود! باید سبزنویسی را گسترش دهیم برادر من. درود.
من شاهد مناظره آقای یوسفی آذر در تلویزیون بودم.واقعا یکی از مناظره های تاریخی تلویزیون بودو آقای یوسفی آذر با شجاعتی بی نظیر استدلالهای قوی خودشون را بیان می کردند.
درود بر شما و پیمان عزیز.
سلام من الناز مسعودی مهندسی جنگلداری دارم و در مجله دام کشت صنعت کار می کنم، در رابطه با جنگل ابر هم در این مجله نوشتم، می خواستم بگم که ما در ایران با این درصد کم جنگل (7.4) باید به فکر ساخت جنگلها باشیم نه تخریب آنها . در زندگی کنونی که پر از آلودگی است ما به اکسیسژن نیاز داریم چرا باید اکسیژن نصیب تعداد اندکی شود ما ویلا نمی خواهیم جاده هم نمی خواهیم ما می خواهیم نفس بکشیم،تو رو خدا دقت کنید نگذارید بلایی که سر جنگلهای اردبیل آمد سر جنگلهای ابر بیاید. نگذارید جنگل ابر برای آیندگانمان رویا باشد
ممنون از همراهی تان خانم مسعودی عزیز.
تلاش مان را می کنیم.
درود …
با سلام امیدوارم خدا به داد جنگلامون برسه
با سلام خسته نباشی خدمت همه کسانی که ب فکر این آب و خاکن .
ببخشید من یه طرح گرفتم و نیاز دارم دکتر پیمان یوسفی آذر در ارتباط باشم و از تجربیات ایشون استفاده کنم . می خواستم از دوستان خواهش کنم اگه ایمیل یا شماره تماسی از ایشون دارند به ایمیل من بفرستن .
abtin_1992@yahoo.com
با تشکر ابتین ستایش