مهار بیابان‌زایی

وقتی که در برزیل نعمت به نقمت بدل می‌شود!

گزارش‌ها حکایت از آن دارد که در طول 24 ساعت از آسمان ریودوژانیرو به حدی باران باریده (288 میلی متر) که در طول یک سال هم در ایران نمی‌بارد! و البته باران همچنان ادامه دارد …
آری ریزش 288 میلی‌متر باران در یک سال می‌تواند برای مردم زابل که از میانگین بارندگی 50 میلی‌متر در سال بهره‌مند هستند و سالهاست به جای بلم‌رانی در هامون به تثبیت شن‌زارهایش می‌پردازند، شیرین‌ترین رؤیا باشد، امّا برای اهالی سبزترین کشور جهان، هرگز چنین نیست و حتا می‌تواند علاوه بر مرگ دست کم 200 انسان بی گناه، به افزایش جابه جایی خاک و تشدید فرآیند تخریب سرزمین (Land degradation)  و بیابان‌زایی منجر شود!

امّا به راستی چرا اینگونه شده است؟ کافی است نگاهی بیاندازیم به رخدادهای حادثه‌بار در طول نیم قرن اخیر تا دریابیم که چگونه با افزایش دانایی بشر و تسلطش بر ابزارهای فناورانه‌ی فرامدرن و پیشرفت حیرت‌انگیز و شتابناک مهندسی سازه‌ای، خسارت‌های رخداده بر جان و مال آدمی ناشی از حوادث طبیعی نظیر سیل و طغیان رودخانه‌ها، ریزش کوه و لغزش زمین، زلزله، توفان، آتشفشان و خشکسالی و … به طرز شگفت‌آور و نگران‌کننده‌ای افزایش یافته است.

تصویر نیمه مغروق امروز ریودوژانیرو و مردمان دردمندش که در تمامی درگاه‌های مجازی معتبر جهان قابل مشاهده است، می‌تواند تداعی‌کننده‌ی فردای نیویورک در این کابوس مشهور ناشی از تغییر اقلیم (Climate Change) و جهان گرمایی (Global warming) باشد.

و غم‌انگیز‌تر آن که، بشر مغرور امروز، خود با عدم توجه به اصل پروانه، با غره شدن به توان مهندسی خویش و با تجاوز به حریم‌های طبیعی در کوهستان‌ها و رودخانه‌ها – مانند سیل قم –  عملن سبب می‌شود تا به طرز ناعادلانه‌ای رخدادهای طبیعی را با عنوان بلایای طبیعی –  Natural disaster – بنامیم و نعمت‌ها را نقمت بخوانیم.
و بعد هم بگوییم: خدا خواست و تمام!
امّا به قول دکتر کوثر عزیز در سخنرانی اخیرشان در دانشگاه شیراز: خداوند کی می‌خواهد تا من و تو خانه و کاشانه‌ی خود را از دست دهیم؟ چرا چنین بی‌رحمانه در حق آن دوست آسمانی تهمت روا می‌داریم؟

مؤخره:
ممنون از مدیران عزیز تارنماهای زمستان/ یل قوان، پالاس ایرانی و سبزامین که مخاطبان خویش را به حمایت از مهار بیابان‌زایی در مسابقه‌ی جهانی برترین وبلاگ محیط زیستی ایران فراخوانده‌اند. همچنین از دیده‌بان عزیز محیط زیست ایران بابت تجهیز آن لشکر 600 نفره‌ و تشویق‌شان به پارو زدن، قدردانم.
آخرین وضعیت رتبه‌بندی 11 وبلاگ برتر محیط زیستی جهان را می‌توانید در این نشانی رصد کنید. فعلن که دوباره جای بنگلادش و اسپانیا تغییر کرد (هر دو 31 درصد آرا را دارند و مهار بیابان زایی با 14 درصد در مقام سوم است).

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

54 دیدگاه

  1. 1- امام صادق (ع) فرمودند: پدرم همواره می فرمود: “خداوند حکم قطعی فرموده که نعمتی را که به بنده اش داده، از او نگیرد، مگر زمانی که بنده گناهی انجام دهد که به خاطر آن سزاوار کیفر گردد”(کافی، ج2، ص273)
    2- امام باقر (ع) فرمودند: “بدانید که هیچ سالی پر بارانتر از سال دیگر نیست. بلکه خداوند آن را در هر منطقه ای که بخواهد نازل می کند. همانا زمانی که جامعه ای مرتکب گناهان شوند، خداوند متعال، بارانی را که برای آنها قرار داده بود در آن سال در آنجا نازل نکرده و در بیابانهای وسیع، دریاها، و کوهها نازل می کند”(ثواب الاعمال، ص252)
    3 -حضرت علی (ع) فرمودند: “خداوند بندگان خود را که به کارهای ناشایسته مشغولند، به نقص و کمبود میوه ها و حبس نمودن برکات و بستن گنجینه های خوبیها، می آزمایدتا توبه کننده، متنبه گشته، توبه و بازگشت نماید. و خداوند استغفار را سبب فراوانی روزی و رسیدن رحمت، قرار داده و در قرآن کریم فرموده: “استغفروا ربکم انه کان غفارا یرسل السماء علیکم مدرارا؛ از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده گناهان است (پس از توبه) ابر را می فرستد که پی در پی بر شما ببارد”. پس خداوند رحمت کند کسی را که به توبه و بازگشت از گناه روی آورد و از حق تعالی بخواهد از کیفر کردار زشتش بگذرد”(نهج البلاغه، خطبه143 ).
    منابع:
    همان، اسلام و محیط زیست، قم، اسراء،1386
    قرائتی، محسن، گناه شناسی، قم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن،1377

  2. استغفار برای دفع بلایا
    میان گناه و بلایای طبیعی رابطه ای دو سویه و نزدیک وجود دارد به گونه ای که گفته می شود نازل شدن هر نوع بلایا عذابی بر انسان نتیجه اعمال و رفتار اوست اما چگونه می توانیم این بلایا را از خود دفع کنیم و از رفتار ناصحیح گذشته خود دست بکشیم.
    «مهدی پورکریمیان» از کارشناسان مباحث دینی و قاری قرآن کریم در گفتگو با سرویس گزارش کیهان می گوید: «بسیاری از اعمال و رفتار ما سبب می گردد تا مستحق عذاب هایی در همین دنیا باشیم ولی تنها راهی که می تواند مسیر بلایا را تغییر دهد توبه از گناهان، دعا و استغفار به درگاه حضرت احدیت جل جلاله خصوصا در شب های قدر است، اما همین استغفار و توبه هم شرایط ویژه ای دارند از جمله این شرایط پشیمانی کامل از گناه و تصمیم قطعی بر ترک آن است، همچنین توصیه شده که اگر در هنگام دعا با دل شکسته و چشمانی اشکبار و گریان از خداوند طلب بخشش و مغفرت نماییم قریب به یقین دعای ما مستجاب می شود.»

    1. این جمله بسیار حکیمانه است:
      بدانید که هیچ سالی پر بارانتر از سال دیگر نیست. بلکه خداوند آن را در هر منطقه ای که بخواهد نازل می کند.
      .
      .
      .
      ممنون محمد جان از اطلاعات دینی/محیط زیستی که ارسال کردید.

  3. و مطالب رو کامل کنم با قرآن کریم:

    “او لم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه الذین کانوا من قبلهم کانوا هم اشد منهم قوه و آثارا فی الارض فاخذهم الله بذنوبهم؛ آیا در زمین سیر نمی کنند تا ببینند سرانجام کسانی که قبل از ایشان بودند، چه شد؟ آنها از اینان نیرومندتر بودند و آثار بیشتری در زمین داشتند، با این حال خدا به کیفر گناهانشان بگرفت و به جرم اعمالشان، هلاکشان کرد”(مومن21/)
    “فانزلنا علی الذین ظلموا رجزا من السماء بما کانوا یفسقون؛ بر ستمگران به خاطر نافرمانی و کارهای ناروایی که کردند، از آسمان عذابی نازل کردیم”(بقره59/)
    آیات فراوانی درباره قارون (قصص76/-82 )، قوم سبا (سبا17-15/)و دیگر تبهکاران و سران ستم وجود دارد که دلالت می کند آنان بر اثر گناهان فردی یا جمعی گرفتار حوادث تلخ و محرومیت از نعمتها و برکات الهی شدند. مطابق آیات یاد شده کارهای زشت از یک سو و حوادث ناگوار جهان طبیعت از سوی دیگر با هم مرتبط اند؛ لکن همان طور که خدای متعال گاهی اصل سیئه را عفو و از آن اغماض می کند، در تنبیه با حوادث ناگوار نیز گاهی با امهال برخورد می کند و تبهکار را فورا نمی گیرد بلکه به او فرصت توبه می دهد یا کمتر از بدی وی او را مواخذه می کند و بسیاری از خطاهایش را می بخشد: “و یعفوا عن کثیر”(شوری30/).

    امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: “زندگی جنبندگان دریا به باران بستگی دارد، پس اگر باران نیاید، هم خشکی فاسد می شود هم دریا، و این وقتی است که گناهان بسیار شود”.

  4. درود بر جناب درویش عزیز…

    اول از همه امیدوارم موج حمایت از شما باعث تغییر موازنه ی موجود در جدول بشه و وزنه ی سنگین به نفع شما باشه 🙂

    دوم هم چرا همین تهران و شهرهای دیگر نمی روید؟همین تهران امروز و دیروز چنان بارانی اومد که اگر فقط یک ساعت دیگر ادامه داشت سیل می آمد…گرچه الان شیب تهران همه ی ابها رو برده به سمت جنوب ولی واقعا این باران ها بی سابقه بوده و همگی نشان از اخلال در نظم طبیعت است…

    شب خوش

    پاسخ:

    نمی دانم سیل سال تابستان سال 1365 را در تهران یادت هست یا نه؟
    درست می گویی مرد خاکی عزیز … تهران بسیار آسیب پذیر در برابر رخداد سیل با دوره برگشت 100 ساله است.

  5. در ضمن من نمیدانم چرا این وبلاگ بنگلادشی هنوز در سکوی اول هست…
    اگر قرار است کشور و جنگلی که باید خفظ شود اول برزیل است و کشورهای همسایه با جنگل بی نظیر آمازون…

    اصلا برایم قابل هضم نیست که برای نجات جهان باید بنگلادش حفظ شود!

    بنگلادش اگر سیل هایی هم می اید به خاطر جریانات دریایی مون سون هست و به نظرم بیشتر جنبه ی طبیعی است تا انسانی…

    اینطور نیست مهندس؟

    شب خوش 🙂

    پاسخ:
    برای این که بنگالی ها در جهان نزدیک به 200 میلیون نفر مخاطب دارند!

  6. درود
    بسیار غم انگیز است، مادر انتظار قطره ای باران و …!

    ناامده سیل هم معتقد است: ” وبلاگ مهار بیابان زایی برگردن ما حق دارد”. ما در هر شرایط شما را برتر می دانیم
    موفق باشید

  7. یکبار هم قبل از این چنین تیتری از شما خونده بودم برای گوشه ی از سرزمین مظلوم خودمون

    امیدوارم دیگه هیچ وقت یه همچین تیتیری نزنید ،
    امیدوارم طعم شیرین نعمت ها ، جاشون رو به تلخی ِ اندوه ِ بشر نده

  8. بدون شرح
    بنقل لز خاطرات طوفانی نوشته سید حسن تقی زاده:
    در شمال که راه آهن می ساختند ترتورس از روسیه می خریدند. شاه (منظور همون اسمشو نبره که جاده چالوس را ظرف 3 سال با دینامیت و کلنگ ساخت) یک روز شکایت کرد که شرکتی وجود ندارد تا از جنگل خودمان ببرند و این احتیاج را مرتفع کنند این حرف به درد اشخاصی مانند دادگر و شریعت زاده و بوشهری خورد.برِن شدند پولی بگذارند و شرکتی برای جنگل های مازندران درست کنند.یک پا هم اسم ولیعهد را نوشته بودند حاجی معین التجار پدر بوشهری ریس شرکت شد و شرکت بنام جنگلات نامیده شد
    یک وقت رضا شاه(مرگ بر طاغوت!! اینرو خودم نوشتم که یکهو خوانندگان محترم! کاری دست من ندهند!!!) رفته بود مازندران یک تلگرافی به او کرده و امضا کرده بودند (رئیس جنگلات ایران)اوقاتش تلخ شده بود که می خواهند تمام جنگل ها را تصاحب کنند.

  9. حکم کرد بهم بزنند.شرکت در همانجا که منزل بوشهری است بود. کریم آقا خان کامیون فرستاد آنجا را بهم زدند. همه اثاثیه آن را ریختند توی کوچه.حتی بخاری داشت می سوخت و در راه بردن هم دود می کرد ینها خیلی ناراضی شدند رضا شاه(جنگلبان طاغوتی اعدام باید گردد!) اعتنایی نکرد.
    من (تقی زاده) که آمدم وزارت طرف کاغذی نوشتم به شاه که اسباب اینها که ظبط کردند خیلی مطابق قاعده نشده. خیلی بدش آمد و خیلی به او برخورده بود.به شکوه الملک(رئیس دفتر طاغوتی!) گفته بود از خودش بپرسید آیا برایت ثابت شده که اینها کارهایشام خلل نداشته اشت؟

  10. بعد من رفتم به مازندران و با اتومبیل وزارت طرق همه جا رفتم.دیدم حق با..(اسمش رو عوض کردم گذاشتم اسمشو نبر طاغوتی!!!) بود و محشر کرده اند.درخت های قدیم را انداخته اند و بیابان کرده بودند.در گمیشان که بهتریم تکه های مازندران بود درختان 150 ساله داشت همه را از بین برده بودند.وقتی برگشتم گفت دیدی که چکار کرده اند؟!گفتم رفتم دیدم حق با شما بود
    …جنگلبان طاغوتی اعدام باید گردد
    حمایت از خرس و خوک حمایت از آمریکاست

  11. در 1330 سطح جنگلهای شمال 3 میلیون هکتار تخمین زده شده بود اما حالا…. فرمایش کرده اند که آن موقع مراتع مشجر را هم جزو جنگلها حساب کرده بودند!؟(شما خوانندگان محترم به گوساله چه می باید بگویید؟)

    پاسخ:

    من از طریق جناب عباس محمدی عزیز پیشنهاد دادم تا کوهنوردان پیشکسوت عزیز نگاهی به آرشیو عکس خود در طول 50 سال اخیر بیاندازند و با مقایسه تصاویر آن زمان از وضعیت منابع طبیعی با وضعیت امروز، نشان دهیم که روند تخریب چگونه بوده است.

  12. هومان خان نوشته بودند که برای جلوگیری از قاچاق کرفس وحشی معموریت رفته اند
    نخست آرزو دارم باک بنزین ماشینشان پر باشد و کسی به باک ناخنک نزده باشد.حق ماموریت و اضافه کار هم در این روزها امید وارم پرداخت شود(کسانی که کار می کنند می دانند که عدم پرداخت حق ماموریت یعنی چه)
    صحنه نبرد متخلفان با هومان خان باید بسیار تماشایی باشد.مانند نبرد رستم و افراسیاب..همه جنگجو و همه پهلوان
    ..همه رزم خواه و همه چون یلان

  13. ..اما چه فایده در یک محیط کوچک دشمن تراشی خطرناک است….حالا متخلف را گرفتندو بردند اداره..اولین کار این است که دوستان متخلفان در همان اداره محترم برایشان چایی می آورند.سپس برخورد با همومان خان شروع می شود
    بله برخورد از آبدار چی بگیرید تا مقام محترم ریاست
    سپس یک مبلغ مختصر قدر پول چایی برخی دوستان جریمه می برند و بعد از آنهم دیگر هیچ!!!!!

  14. سلام
    متاسفانه این ما هستیم که خود با دست خود به تغییرات این چنینی اقدام می کنیم یعنی با تخریب … .
    و باز هم متاسفانه هستند کسانی که با تجاوز به حریم رودخانه ها و تخریب جنگل ها و از بین بردن بسترهای مرجانی دریاها و… به این فکر نمی کنند که همین موارد باعث بلاهای خانماسوزی برای خود انسان ها می گردد و یا شاید با خود فکر می کنند که بلا برای همسایه است!
    بدرود.

    پاسخ:

    غافل از این که مگر می توان در شهری زندگی کرد که همه همسایه هایش بلازده باشند؟
    درود بر ابوحنانه عزیز.

  15. تصویر ِ اول
    و نگاهی که شما به حق تعبیش کردید ،
    چه روح خراش و در عین حال جان فزا بود.

    پاسخ:

    آفرین … نکته اش همین است.

  16. اصل پروانه ای را هر بار که می خوانم ،
    مثل بار اول شنیدنش برایم بدیع و زیبا است…

    زنده باشید.

    پاسخ:

    اصل پروانه یعنی:
    طبیعت چیزی نیست که لب تاقچه عادت
    از یاد من و تو برود …
    درود.

  17. درود بر استاد
    آقا این امتیازش چه جوری محاسبه میشه؟؟ فقط 10 تا رای من و دوستام دادیم هنوز همون 14 مونده که!!!
    راستی تو وب مرتع و آبخیز هم تبلیغ تون رو کردم

    پاسخ:

    رسول جان ممنون از لطفت. آنگونه که دریافت کرده ام، برای آن که آرای یک کاندیدا یک درصد تغییر کند، دست کم باید بین 500 تا یک هزار رأی به حساب او ریخته شود.

  18. درود…

    ولی باز این جواب سوال من نیست!
    عجیبه که اینقدر به خودشان مطمئنن که نجات جهان رو در گروی کشور خودشون می دونن!
    جهان مجموعه ای از چندین کشور است و صرفا نمیشه گفت تنها یک کشور و حفظ اون باعث نجات جهان بشه!

    روز خوش

    1. مرد خاکی عزیز
      مگر اصل پروانه را فراموش کرده ای؟
      تصور کن اگر کشوری با بیش از 120 میلیون نفر جمعیت نابود شود، تبعات اجتماعی و محیط زیستی آن تا کجا امتداد خواهد یافت. در ثانی اگر خطر تغییر اقلیم و جهان گرمایی را بتوان مهار کرد و بنگلادش نجات یابد؛ یعنی حیات 2 میلیارد انسان ساحل نشین تضمین می شود.
      درود …

  19. درویش خان حالا اگر کسی رای خود را به هر دلیلی پس بخواهد تکلیف چیست؟

    پاسخ:

    پاسخ روشن است! می توانی یک ایمیل به نام عمه یا خاله یا پسرعموی مبارک باز کرده و به توسط آن به وبلاگ اسپانیایی یا بنگلادشی یا عرب یا چینی یا برزیلی یا آلمانی یا فرانسوی یا اندونزیایی یا …. رأی دهی و خلاص!
    درود …

  20. گاهی به همین سادگی نعمت به نقمت و نقمت به نعمت تبدیل می شود .. یک شوخی بسیار جدی ..

    و اما .. آقای درویش عزیز .. افاضات جدید وزیر نیرو را شنیده اید ؟.. ایشان به تازگی فرموده اند که ذخیره آب پشت سدهای کشور دو برابر شده و از هر سال وضعیت بهتری داریم . من که مدتهاست از آمار و ارقام اداری در این مورد دورم .. می خواستم بدانم نظر شما یا سایر دوستان مطلع در این باره چیست .. مگر می شود یکی از بدترین زمستانها را از نظر میزان بارندگی پشت سر گذاشته باشیم اما ذخیره آب پشت سدها دو برابر و بسی بهتر از سالهای قبل که وضعیت بارش بهتری داشتیم شده باشد ؟.. لطفن روشنم کنید !.. کاش یک پست جدید در این خصوص بگذارید ..

    پاسخ:

    روشنک عزیز اگر نقشه های خشکسالی کشور را که هر ماه منتشر می کنم، مرور کرده باشی، درخواهی یافت که در اغلب مناطق زاگرس نشین ما که عمده منابع آبی ما را تأمین می کنند، شرایط ترسالی خفیف تا شدید حاکم است و بین 20 تا 60 درصد بیشتر از میانگین دراز مدت در این نواحی باران باریده است. بنابراین سخن جناب وزیر می تواند درست باشد.
    اما مشکل بارندگی امسال این است که اغلب به صورت باران بوده و توان ذخیره سازی آن کم بوده است.
    درود …

  21. دیشب نزدیک بود این نقمت بر ما تهرانی‌ها هم نازل شود با آن تگرگ‌های قلمبه!

    پاسخ:

    سلام بر دوست قدیمی خودم …
    بله دیروز بیش از 50 میلی متر در تهران باران بارید که بیش از یک پنجم میانگین بارندگی تهران است.

  22. من الان رفتم سر زدم به وضعیته آمار . ما شدیم 15 درصد . (ببخشید که گفتم ما ! منظورم همون شما بود). نباید نا امید شد.
    اما در مورده این پست فقط میتونم ابراز تاسف کنم . گرچه ما دیروز روزه بارانی ارام و قشنگی رو اینجا (اصفهانه عزیز) داشتیم .
    چقدر کامنت گذاشتن اینجا سخته آقای درویش .

    1. درود بر زمستان عزیز … که گرمی می بخشد به مهار بیابان زایی …
      نخست آن که حمایت های بی منت شما از صد تا سلام ارزشمند تر است.
      دوم این که اتفاقن آن “ما” خیلی چسبید. مهار بیابان زایی متعلق به من و شما و ماست. متعلق به همه ی آنهایی که دل در گرو عشق ایران و آبادانی دوباره طبیعتش دارند.
      سوم این که چه مشکلی در ارسال کامنت دارید؟

  23. اوهوم .. پس این طفلک بعضی وقتها حرف راست هم می زند .. ; ) .. اما از این گذشته شما دوبرابر شدن ذخایر آب پشت سدهای کشور را تأیید می کنید ؟..

    1. بله … در برخی موارد حتا میزان افزایش حجم آب در پشت سدها بیشتر از دو برابر هم بوده است که آنها نمی خواهند آن را اعلام کنند. زیرا انتظارها بالا می رود و فردا که خواستند دوباره جیره بندی آب را اعلام کنند، دستشان در پوست گردو می ماند!
      درود بر روشنگ گرامی.

  24. سلام
    در مورد همین افزایش آب پشت سدها!!!
    این اتفاق! بیشتر به علت بارندگی بود؟ یا آب شدن برفهای کوه، که حاصل از برف کم سابقه دوسال پیش است؟
    سئوال بعد این که پارسال که برف نیومد! و کوهها خیلی برف درونها ذخیره نشده مشکلی برای چشمه ها و…
    در تابستان امسال پیش نمیاد؟؟
    تشکر

  25. دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
    داستان غم پنهانی من گوش کنید
    قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
    گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید
    شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی
    سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی

    روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم
    ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم
    عقل و دین باخته، دیوانه‌ی رویی بودیم
    بسته‌ی سلسله‌ی سلسله مویی بودیم
    کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
    یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

    نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت
    سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت
    اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت
    یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
    اول آن کس که خریدار شدش من بودم
    باعث گرمی بازار شدش من بودم

    چاره اینست و ندارم به از این رای دگر
    که دهم جای دگر دل به دل‌آرای دگر
    چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر
    بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر
    بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود
    من بر این هستم و البته چنین خواهدبود

    پیش او یار نو و یار کهن هر دو یکی‌ست
    حرمت مدعی و حرمت من هردو یکی‌ست
    قول زاغ و غزل مرغ چمن هر دویکی‌ست
    نغمه‌ی بلبل و غوغای زغن هر دو یکی‌ست
    این ندانسته که قدر همه یکسان نبود
    زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود

    چون چنین است پی کار دگر باشم به
    چند روزی پی دلدار دگر باشم به
    عندلیب گل رخسار دگر باشم به
    مرغ خوش نغمه‌ی گلزار دگر باشم به
    نوگلی کو که شوم بلبل دستان سازش
    سازم از تازه جوانان چمن ممتازش

    آن که بر جانم از او دم به دم آزاری هست
    می‌توان یافت که بر دل ز منش یاری هست
    از من و بندگی من اگر اشعاری هست
    بفروشد که به هر گوشه خریداری هست
    به وفاداری من نیست در این شهر کسی
    بنده‌ای همچو مرا هست خریدار بسی

    مدتی در ره عشق تو دویدیم بس است
    راه سد بادیه‌ی درد بریدیم بس است
    قدم از راه طلب باز کشیدیم بس است
    اول و آخر این مرحله دیدیم بس است
    بعد از این ما و سرکوی دل‌آرای دگر
    با غزالی به غزلخوانی و غوغای دگر

  26. درویش خان شما در دل و جان و قلب و درون پیر و جوان و خرد و کلان همه ما جای دارید
    دریغ و هزار افسوس که در روزگاران منوچهری دامغانی و انوری و وحشی بافقی نبودید تا سخنسرایان زبان به مدح شما بگشایند

  27. درویش خان در سرزمین گل که اکنون به آن فرانسه می گویند مادران به فرزندانشان هنگامی که به نبرد می رفتند می گفتند: با سپر یا بر سپر
    یعنی یا در معرکه نبرد شجاعانی می جنگی و میمیری ولی سپرت از تو جدا نمی شود و یا پیروز می شوی و مانند یک قهرمان تو را بر سپر می نشانند و با افتخار می گردانند
    ..شما هم همین حالت را دارید…به هر حال با توجه به وضعیت ایران همین تعداد آرا هم بسیار امیدبخش می باشد

  28. ایکاش هومان خان از نبرد با دزدان کرفس کوهی برایمان داستانی تعریف نمایند
    (…خورشت کرفس کوهی با گوشت شکار و برنج چمپا و کره محلی …چه شود بعدش چایی با ذغال جهانگیرخانی)

  29. آقا این مردم عجب مردمی هستند….در شمال ذغال بسته بندی می فروشند بنام ذغال سناتور..کنار خیابان خیابان داد می زنند ویلای درباری….درویلای درباری از ذغال سناتوری چه استفاده ای می کنند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا