مزیت های نسبی ایران در حوزه بیابان – قسمت 16

2-2-3- مزیتهای نسبی
1-2-2-3- تنوع زیستی و بومگردی
با وجود تنگناهای آشکاری که در بهرهمندی از پارهای از مواهب طبیعی کشور وجود دارد، ایران از امتیازات و مزیتهای نسبی ناهمتایی نیز برخوردار است که توانسته پارهای از محدودیتهای اقلیمی را خنثی ساخته و آبی درخور برای تولید به ارمغان آورد. ارتفاع زیاد فلات کوهستانی کشور، به همراه پارهای از ویژگیهای کمنظیرِ پیکرشناختی و زمینشناسی، نظیر مخازن طبیعی آبرفتی (آبخوان) با حجم انباشت ذخیرهی زیاد در شمارِ آن امتیازها قرار دارد؛ مزیتی که در صورت بکارگیری خردمندانهی آن، میتواند به صورتی مانا با بیشترین ارزش افزوده در خدمت ارتقاء کیفیت زندگی و مهار جریانهای پسرونده قرار گرفته و توسعهای پایدار به ارمغان آورد. در واقع میتوان گفت: سیمای طبیعی ایران و تنوّع کمنظیرِ پیراسنجههایی نظیر اقلیم، آب، خاک، کانیها، پوشش گیاهی، ترکیب جانوری و دیگر ذخایر ژنتیکی و توارثی آن، نشاندهندهی توان تولیدی قابل توجه و میراث طبیعی منحصر به فرد و پرارزشِ این سرزمین است؛ به نحوی که ایران را در شمارِ 5 کشور نخست دنیا از لحاظ تنوّع زیستی جای دادهاند[1] و تنها اثربخشی سالانهی منابعطبیعی آن را تا چهار هزار میلیارد دلار (کلانتری، 1380)، یعنی 1/12 درصدِ ارزش کل منابع طبیعی جهان[2] برآورد کردهاند؛ در حالی که کمتر 3/1 درصد از خشکیهای جهان را در تملّک خود دارد.
از سوی دیگر، همین موضوع سبب شده تا جذابیتهای دیداری عرصههای بیابانی و کویری کشور از منظر صنعت پرسود و اشتغالزای بومگردی (اکوتوریسم) حایز اهمیت فراوان باشد.
2-2-2-3- انرژیهای نو
عرصههای کویری و بیابانی ایران، در شمار مستعدترین پهنههای کشور از منظر استحصال کارمایهها یا انرژیهای نو، به ویژه کارمایههای خورشیدی و بادی قرار میگیرند.
در حقیقت، ایران با بارش میانگین سالانه 250 میلیمتر، در کمربند خشک جهان قرار گرفته و در زمره کشورهای دارای پوشش گیاهی کم (پوشش جنگلی کمتر از 10 درصد) به شمار میآید و همین امر نقش و ارزش منابع طبیعی را به عنوان بستر رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیستی به ویژه در مناطق خشک و بیابانی کشور، دو چندان مینماید.
در دهههای اخیر، رشد فزاینده جمعیت و افزایش نیاز به فرآوردههای کشاورزی و منابعطبیعی در کنار مدیریت و برنامهریزی نامناسب برای بهرهبرداری پایدار از سرزمین موجب گردیده تا زوال و نابودی منابعطبیعی و یا به عبارت بهتر پدیده تخریب سرزمین و بیابانزایی، به عنوان یک تهدید در کشور مطرح شود. پدیدهای که علل محیطی آن خارج از کنترل بوده و علل و عوامل انسانی آن دارای پیچیدگیها و ویژگیهای چند بعدی و فرابخشی است. امروزه ارتقای همکاریهای بین بخشی به عنوان یک راهبرد و سیاست کلیدی برای مقابله با بیابانزایی، در کانون توجه اندیشمندان، پژوهشگران و برنامهریزان بخشهای منابعطبیعی و محیط زیست در سطوح بینالمللی و ملّی قرار گرفته و مورد تأکید کنوانسیون مقابله با بیابانزایی سازمان ملل نیز است.
چنین است که یکی از بارزترین نمودهای عوامل انسانی تخریب منابعطبیعی، بوتهکنی و قطع و سر شاخه زنی درختان به منظور تأمین سوخت به ویژه در مناطق روستایی دورافتاده به شمار میآید. حجم زیستتوده سالانه مورد استفاده بالغ بر 10 میلیون متر مکعب بوده و موجب ناپایداری بومسازگانهای جنگلی، مرتعی و بیابانی را فراهم آورده است. از این رو، همکاری میان وزارتین نیرو و جهاد کشاورزی، با توجه به آموزهها و دستاوردهای هر دو نهاد در جهت حفظ و گسترش منابعطبیعی، توسعه روستایی و بهرهبرداری از انرژیهای نو، گام موثری در جهت مدیریت پایدار سرزمین و بهرهبرداری اصولی از انرژی و منابعطبیعی تجدید شونده محسوب میشود
از جمله نتایج مورد انتظار کاربست کارمایههای نو در کشور، میتوان به:
– کاهش شدت تخریب سرزمین و بیابانزایی و جلوگیری از افت کمی و کیفی پوشش گیاهی.
– توسعه روستایی و بهره مند شدن روستاییان از منابع انرژیهای پاک، پایدار و ارزان.
– افزایش سطح دانش کارشناسان سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری در زمینه انرژیهای نو.
– گسترش فرهنگ منابعطبیعی در میان کارشناسان سازمان انرژی های نو.
در این راستا، پیشبینی میشود تا انتهای یک دوره 5 ساله، تعیین و معرفی مناطق بحرانی و اولویتدار جهت اجرای پروژههای انرژیهای نو، ترویج فرهنگ استفاده از انرژیهای نو، پیشبینی استفاده از انرژیهای نو در طرحهای منابع طبیعی (مهار بیابانزایی، جنگلداری، مرتعداری، آبخیزداری، حفاظت و… ) تحقق یابد.
همچنین انتظار میرود که سازمان انرژیهای نو (وزارت نیرو) در همین مدت، انواع انرژیهای نو قابل استفاده را معرفی کرده، مناطق قابل بهرهبرداری به تفکیک انواع انرژی را تعیین کرده و سرانجام خدمات مشاورهای، فنی و مهندسی، طرح و نظارت بر پتانسیلسنجی در اجرای طرح های انرژیهای تجدیدپذیر متناسب با هر منطقه را ارایه دهد.
بنابراین به طور کلی، مهمترین فرصتها و قابلیتهای موجود در محدودهی اجرایی سند راهبردی برنامه بیابان عبارتند از:
- v حدود 5 دهه تجربه بخش اجرا در امر تثبیت شن و مقابله با بیابانزایی
- v بیش از چهاردهه تجربه در حوزه پژوهش و اجرای دهها طرح پژوهشی
- v قرار گرفتن ایران در کمربند تابش خورشیدی
- v وجود جذابیتهای دیداری عرصههای کویری و بیابانی از منظر بومگردی
- v وجود عناصر فلزی و نمکها و دیگر املاح معدنی ارزشمند در پهنههای کویری
- v وجود تنوّع زیستی منحصربه فرد و بومی (اندمیک)
- v دانش بومی و تجربهای دیرینه در استحصال آب و مواجهه با بیابانزایی
- v وجود قوانین، پیمانهای بینالمللی و دیگر پشتوانههای حقوقی ارزشمند در حفاظت از منابع بیابانی.
[1] رییس سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی (همشهری اقتصادی، ش 2765، ص 7، 9/4/81).
[2] همان طور که پیشتر نیز اشاره شد، ارزش تمام خدمات بومسازگانهای طبیعی جهان را بیش از 33 تریلیون دلار برآورد کردهاند (Alonso، 2001).






