مهار بیابانزایی
سخنرانی در دانشگاه شیراز

ساعت 4 بعدازظهر امروز – 20 اسفندماه 1388 – در دانشگاه شیراز خواهم بود تا به مناسبت هفتهی منابع طبیعی از دردهای جانکاه و نواهای دلانگیز طبیعت وطن برای دانشجویان عزیز شیرازی سخن بگویم.
استان فارس، دارای بیشترین تراکم مناطق حفاظت شده است؛ این استان به حق دارای بزرگترین و مشهورترین کهنزادبومهای تاریخی وطن هم هست و استعداد شگرفی در استحصال انرژیهای نو دارد. با این وجود، نه مزیتهای تاریخی و نه امتیازهای جذاب طبیعی، نتوانسته مدیران ارشد این قلمرو سیاسی را وادارد تا چیدمان اولویتهای راهبردی خویش را بر بنیاد توانمندیهای بومشناختی و تاریخی از نو بازمهندسی کنند.
از همین روست که یک سوم میزان تراز منفی آبخوانهای کشور در استان فارس رخ داده است؛ زنگ خطری که اگر دیربجنبیم، به ناقوسی مرگبار بدل خواهد شد.





سلام همگن عزیز
خداقوت فکر میکردم فردا 5 شنبه جهت برگزاری همایش یکروزه ریزگردها به وزارتخانه تشریف اورید..ظاهرن شیراز را ترجیح داده اید.موفق باشید
ببخشید حواسم به ساعت نبود منظور امروز 5 شنبه است.
امیدوارم روز خوبی داشته باشید
با درود قربون قدم شما
جناب سبزترین درویش نازنین اگه زودتر فرموده بودید سعادتی بود خدمتون می رسیدیم. بسیار حیف شد…
خیر پیش و امیدوارم مثل همیشه موفق باشید.
پاسخ:
کم سعادتی من بود …
زنده و سرفراز باشید.
درویش عزیز
سفر پر باری داشته باشی ،
به درو دیوار “دانشگاه” شیراز سلام قدیمی من را برسان .
تراکم این فضا های “مجازی” ت هم کم از تراکم مناطق حفاضت شده شیراز ندارند !
اما به باز مهندسی نیاز ندارند ،
همه اهالی آن می فهمندش ،
خالص و روان پیش خواهد رفت .
پاسخ:
شرمنده می کنی عمو جان …
متاسفم بابت این همه بی توجهی.
و متاسفم از این که باید ساکن خوزستان بشوم امسال و ریز گرد ها و غبار محلی
فکری نمی کنند مسئولین.
دعایمان کنید. به خدا پناه می برم.
نام سرزمین فارس در ذهنم دوران بزرگی و شکوه هخامنشیان را زنده می کند…و در خیال هایی زیبا غوطه می خورم.
در باره ی آن عکس ممکن است کمی بنویسید!
با آرزوی سفری خوب برای شما
درود به روان همه ی بزرگان هخامنشی و حافظ و سعدی …
پاسخ:
آن تصویر، دریاچه پریشان را در بهمن 1388 نشان می دهد! دریاچه ای که تا همین چندی پیش، بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران بود!
سلام من یه سوال داشتم می خواستم بدونم چرا به دنا می گن بهشت زخمی زاگرس آخه من دارم تو نشریه ام درباره دنا می نویسم می خوام شما بهم کمک کنید من مطالب شما رو بارها تو نشریه دانشجویی آوردم خیلی زیبا هست کمکم می کنید درباره دنا بهتر بنویسم درباره نابودی اون و چرا داره از بین می ره
دوباره سلام آقای درویش من رشته منابع طبیعی- محیط زیست هستم تو دانشگاه سردبیر نشریه هستم درباره دناو اون هفت برادر دارم از مطالب شما استفاده می کنم ولی دلم می خواد درباره یه موضوع دیگه که خودتون خبر دارید به صورت یه خاطره بیان کنید که تو نشریه بزارم من خیلی سوال ها دارم من چطور می تونم با شما صحبت کنم؟ خیلی دلم می خواد یه گزارش از شما در نشریه ام داشته باشم امیدوارم کمکم کنید
با سلام
وبتون جالبه اما اگه ممکن تو آرشیوتون هم از مطالب تخصصی عامه پسند استفاده کنید
یه سری هم به ما بزنید
با تشکر
راستی من می خواستم اسم نشریه رو عوض کنم دوست دارم در این باره هم کمکم کنید اسمی که به محیط زیست مربوط باشه باور کنید وقتی مطالب شما رو می خونم اشک تو چشمام جمع می شه خیلی خیلی زیبا می نویسید خدا قوت.
پاسخ:
درود بر شما … من در خدمتم. ایمیل تان را نگاه کنید.
امیدوارم سفر و سخنرانی خیلی خوبی داشته باشید … مثل همه ی سخنرانی هاتون …
امیدوارم نتیجه ی این سفر دلچسب باشه
پاسخ:
سپاسگزار محبتتان هستم.
با سلام
امیدوارم باز هم از این جلسات پر بار در دانشگاه های مختلف کشور و با حضور دانشجویان و روشنفکرانی همچون شما و آقای مهندس خاکپور برگزار شود.
پاسخ:
زنده باشی بابک جان.
وقتی جناب محمد درویش برای سخنرانی در باب محیط زیست به جایی سفر می کند و تا 24 ساعت بعدش خبری از او نمی شود خودبخود نگران می شوم! علی الخصوص که محل دفاع از محیط زیست در شیراز باشد
درود بر لطیف عزیز و ممنون از ابراز نگرانی و دل تنگی ات …
قرار بود ساعت 21 دیشب – جمعه – از شیراز به تهران برگردم؛ اما پرواز طبق معمول یک ساعتی تاخیر داشت! و بدتر از همه آن که اعلام کردند در فرودگاه اصفهان هم توقف دارند؛ زیرا باید بازیکنان تیم فوتبال شاهین بوشهر را در اصفهان پیاده کنند! مامور حراست هواپیما به رحمان رضایی گفت: بهتر است در اصفهان بازی را به سپاهان واگذار کنید! رحمان هم گفت: اصلن امکان نداره! گویا این اولین بازی رحمان در شاهین بوشهر است!
این بود دلیل تاخیر ما …
از همه دوستان و خوانندگان عزیز این سطور قدردانی می کنم.
هنوز هم که تاخیر دارین!؟
آن وقت تهران شما را کم داشت و
اکنون اینتر نت شما را کم دارد!
عوضش با دست پر اومدم و هوارتا مطلب برای نوشتن دارم … حیف که به همون اندازه “وقت” پیدا نمی کنم! می کنم؟
یه عالمه مطلب برات نوشتم وقتی ارسال کردم خطا داد وپرید میبینی بدشانسی رو تو این بی وقتی .
من 4 شنبه دیر وقت به تهران رسیدم ساعت 4 صبح 5 شنبه از سوی گروه کوهنوردی به مناسبت هفته منابع عازم شدیم به کلکچال وتوچال.وقتی برگشتم دیر شده بود ومراسم تمام شده بود من واسه سریال در چشم باد ونقش حسن آقا حسینی قشنگه مطلبی رو نیمه کاره نوشتم که وقت نشد تمامش کنم.از مدیریت غلط زمان کلافه ام دستت زیر سر من.راهنمایی کن . فکر کنم تا 2 روز اینده که هستم نتونم یه پست بنویسم
سلام
من که از تجربیات هفته پیش هنوز کلی هیجان زده هستم… قدم اول بود و لغزش هامون کم نبود ولی شوری که بچه ها نشون دادن چیزی ورای انتظار من بود. باز هم از اینکه شما و آقای خاکپور و آقای دکتر کوثر افتخار به ما دادید تا شنونده تون باشیم خیلی سپاسگزارم. در مورد انعکاس خبری هم در تلاش هستیم.
با سپاس فراوان
درود بر نفیسه عزیز …
از قول من به همه دوستان – به خصوص خانم شریفی – سلام برسانید. برایتان بهترین ها را آرزو دارم و امیدوارم که تشکل نوپای شما در شیراز بیش از این بدرخشد.
درود جناب استاد
مجری سینه چاک همایشم. سر دسته ی انقلابیون فئودال علیه خانم بابازاده.
دلمان سخت گرفته برایتان!
سپاس به حضورتان در جمع آفتاب دیده مان…
درود بر معین عزیز … دل به دل راه داره دوست مهربان من.
زنده باشید و همیشه سبز بمانید.