مهار بیابان‌زایی

جنب و جوش حیرت انگیز سازمان حفاظت محیط زیست در ماجرای کپنهاگ!

از موج چهارم سبز حمایت کنیم

واقعاً آدم حیرت می‌کند از این همه جنب و جوش و فعالیت مستمر و شبانه‌روزی متولیان طبیعت کشور در اجلاس کپنهاگ!
مدام در حال اطلاع‌رسانی هستند؛ پیوسته آخرین برنامه‌ها و دیدگاه‌های دولت متبوع خویش را به جهانیان اعلام داشته و می‌دارند؛ اصلاً خواب ندارند طفلکی‌ها … یک پای‌شان در کپنهاگ است تا مقدمات سفر رییس دولت دهم را فراهم کنند و یک پای‌شان در کنفرانس‌های خبری متعدد با نمایندگان رکن چهارم دموکراسی! تا با بهترین کیفیت و کمترین زمان ممکن به مردم خود و دیگر کشورهای جهان بنمایانند که دارند در این مهم چه می‌کنند!
باور نمی‌کنید؟ کافی است سری به درگاه مجازی و البته رسمی سازمان حفاظت محیط زیست کشور بزنید تا ببینید که در آنجا هر خبری را می‌توان یافت، مثل این خبر یا آن یکی! اما دریغ که به موضوع کپنهاگ اشاره‌ای حتا در حد یک خط شده باشد!

تصویر صفحه نخست تارنمای دفتر طرح ملی تغییر آب و هوا - آخرین بروزرسانی: زمستان 1386!

تأسف‌آورتر و حیرت‌انگیزتر آن که، وقتی به تارنمای دفتر طرح ملی تغییر آب و هوا مراجعه می‌کنیم که علل‌القاعده باید همه‌ی هم و غمش همین اجلاس کپنهاگ باشد، درمی‌یابیم که آخرین مطلبش مربوط به زمستان سال 1386 است!
انگار خواب زمستانی این دفتر به مراتب از خواب زمستانی برخی از وبلاگ‌نویسان محترم به اصطلاح سبزنویس هم سنگین‌تر است که در بزنگاه‌های حیاتی ناگهان خوابشان می‌برد و یا در بیداری هم خواب هستند و یا خودکشی می کنند و اصلاً متوجه رخدادهای خطرناکی که در همین حوالی در حال وقوع است، نیستند! هستند؟
وای بر ما …
نتایج حاصل از سناریوهای مختلف تغییر اقلیم در ایران نشان می‌دهد که با بالا رفتن دما، تبخیر در اغلب حوضه‌های آبخیز و در تمام طول سال، افزایش می‌یابد. افزایش دما در حدود تقریبا 2 تا 6 درجه سانتی‌گراد موجب 6 تا 12 درصد افزایش در تبخیر سی حوضه و بارش 71- 78 درصد تغییر دارد. کاهش رواناب سالانه از 88- تا 50+ درصد تغییرات نشان می‌دهد و بدین ترتیب امنیت غذایی ما هم مورد تهدید جدی قرار خواهد گرفت … اما ما همچنان خواب هستیم! آن هم در حالی که اعلام می‌شود روند گرم شدن کره زمین می‌رود تا در سال آینده – 2010 به مرزی باورنکردنی افزایش یابد و به بالاترین حد خود برسد!

آقای محمدی‌زاده عزیز!
پس کجا رفت آن حرف‌های زیبا؟
دست کم گوش مسئول سایت سازمان را بتابانید که اینقدر آشکارا ویترین‌تان را لو ندهد! به خدا پر از گرد و خاک است! نیست؟

مؤخره:
راستی چرا کسی همچنان پیام خطرناک ناصر کرمی را درنمی‌یابد یا جدی نمی گیرد؟! ۷:۳۰ امروز در برنامه روز از نو شبکه دوم سیما سعی می کنم تا به این موضوع جدی تر بپردازم.

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

25 دیدگاه

  1. سلام
    حرف شما کاملاً صحیح و منطقی بود- من به علت اینکه سه جهار روز نبودم – وب ها رو سر سری یه نگاهی کردم البته وب شما که با ولع خاصی خوانده می شود به کنار.
    دیروز که پشت سیستم بودم پست های بعدی ( به ترتیب تاریخ) رو مطالعه می کردم و حق با شما بود آن پستی را که مهمتر از همه بود اصلاً نخوانده بودم! عذر مرا پذیرا باشید.
    به هر حال چون در چند پست قبل تر در هفته گذشته در این خصوص اعلام نموده بودید – حسب الامر در حال بررسی یک موضوعی بودم که با هماهنگی محیط زیست و به دور از چشم افکار عمومی در حال تخریب زیست گاهی مهم می باشند که سعی خواهم نمود در این اطلاع رسانی تسریع نمایم.
    بدرود.

    پاسخ:
    خواهش می کنم رفیق … منتظر خواندن روشن گری هایت می مانم.

  2. درویش جان دولتمردان را زیادی جدی گرفتی. سرکار خانم جمشیدی هم از آقای محمدی زاده عزیز توقع بسیار بالایی داشتند کلی اظهار امیدواری نموده بودند ولی برای ایشان هم همان موقع مکتوب کردم که زیادی خوشبین هستید. یادت هست در مورد کمیته گرد و غبار و هیئت عراقی و افاضات فیض ایشان را. نه درویش جان همانگونه که قبلا هم گفتم عملا باید سیستم دولتی را فراموش کرد. آنها انگاره هایی هستند که در پشت میز و برای میز خوشگلند ولی برای عمل امیدی به آنها نیست. اگر غیر از آنچه که الان بر روی سایتشان میبینی، ببینی، باید تعجب کنی. مخلصیم.

    پاسخ:
    اتفاقاً مشکل همینجاست امیر جان! وقتی ما دولتمردان متولی طبیعت را جدی نگیریم؛ آنها نیز نه ما را نه دغدغه های ما را و نه طبیعت را جدی نخواهند گرفت و همچنان به ترکتازی خود در خلاء ادامه خواهند داد!

  3. برام جالبه که بالاخره دوست پر تحمل ِما مجبور شد به وضوح چیزی را که می خواهد بگوید؛بگوید تا خوانندگان سبز اندیش وبلاگش در یابند و دُر یابند!

    پاسخ:
    گاه باید از تمهیدی به نام “سطل آب سرد” استفاده کرد تا موضوع کاملاً جا بیافتد. هر چند هنوز شک دارم که جا افتاده باشد!

  4. خسته نباشی مرد… درخصوص پیام ناصر کرمی با عنوان «آغاز پایان خاورمیانه» حق با شماست و تاحدود زیادی بدبینانه و توهین آمیز، زیرکی و باهوشی خوبه نه تا این حد …، معذرت مجدد …

    پاسخ:
    البته با توهین آمیز بودن آن یادداشت موافق نیستم. اما با بدبینانه بودن و اسیر پندارینه توهم توطئه اش شدیداً موافقم. درود. به هر حال، ناصر از جمله ذخایر بیدار محیط زیست ایران است. نباید کاری کنیم که او هم ترجیح دهد بخوابد و یا اینکه دیگر در شمار ذخایر قرار نداشته باشد!

  5. برادر بزرگوار جناب درویش

    برای جنب و جوش هوا کمی سرد است نیست
    وقتی به سلامتی بقیه یخ های قطب آب شد و هوا گرم
    یقینا جنب وجوش مون زیادمیشه(به جهت گرمی)ویادمون میآد
    برای خسارت خشکسالی ماهی تقسیم کنیم و ماهیگیری رو بی خیال
    کاش آنگاه که صفا و مروه را طی می کنیم یادمان باشد
    زمزم را نخشکانیم که زمین و فقط زمین مسکن ماست

    پاسخ:
    افسوس که برای اغلب ما: خیلی زود دیر می شود! نمی شود؟

  6. درویش جان
    راستش دیدیم که به این پست و طنز آشکارو نهانش بخندیم خوشتریم !
    آقای درویش سوالی برام پیش اومد . شما این همه گفتی کسی هم گوش داده تا حالا ؟‌تا حالا نتیجه بخش هم بوده ؟‌
    خیلی دوست دارم بدونم

    پاسخ:
    بسیار نتیجه بخش بوده رفیق. ما تاکنون توانسته ایم چند حکم قضایی را که به ضرر منابع طبیعی صادر شده بود، تغییر دهیم؛ ما جلوی تخریب بخشی از ارزش های طبیعی کشور را گرفته ایم و من به کمک همفکرانم توانستیم روند قطع درختان کهنسال را به بهانه مبارزه با خرافه پرستی متوقف کنیم. و البته در حوزه اطلاع رسانی و ترویج سبزنویسی در دنیای مجازی و نیز افزایش حساسیت عامه نسبت به آموزه های محیط زیستی هم بسیار موفق بوده ایم. آینده روشن است جناب رگبار عزیز. منتها من رؤیاها و آرمان هایم سقف بسیار بلندتری دارد …
    زنده باشی رفیق.

  7. ای داد…
    اگرمسوولین به فکربودندکه وضعیت الان بدین شکل نبود!یادآن داستان معروف تسلط برایران افتادم….
    که هرکس راکه نمیدانددرراس…گذاشته وبه این شیوه کسانی که می فهمند….
    وهمچنین گفته های آقامحمدخان قاجارکه می گفت اگرمی خواهید حکومت کنیدسعی کنیدمردم گرسنه وبی سوادباشند.
    برای دولتمردان ماهمان امضای کیوتوهم افتخاری بزرگ بود…

    پاسخ:
    امیدوارم دست کم بیایند و مرد و مردانه پاسخ دهند.

  8. ایول پسر؛ تو که درگاه مجازی سازمان رو از جا کندی …

    پاسخ:
    آن درگاه مجازی همان بهتر که از جا کنده شود! بلکه آقایان به فکر یک خانه تکانی اساسی در آن حوالی بیافتند. درود …

  9. قاچ زین را بچسبند سواری پیشکش!
    استفاده از این ادبیات در وبلاگ مهندس درویش چندان زیبنده خوانندگان محترم نیست اما ناچارم! شرمنده …
    نخست سازمان با آب و تاب اعلام می نماید که در زیستگاه های یوز در یزد پروانه شکار صادر نمی شود
    هنوز مرکب این حکم خشک نشده دو پروانه شکار به دو خارجی دادند با این بهانه که می خواهیم پژوهش ژنتیکی کنیم!
    بیایید روراست باشیم در آن استان چند نفر کارشناس ژنتیک وجود دارند و اصلا چند نفر می دانند ژنتیک یعنی چه
    من خودم در دانشگاه کارمند سازمان که دانشجوی ارشد بود و لیسانس محیط زیست را داشت دیدم که هنوز تفاوت بین گنجشک و سار را نمی دانست
    وا مصیبتا!!!چه باید گفت
    آیا امکان نداشت که سر آبشخور قوچی را برای برداشتن بافت و خون زنده گیری نمایند؟
    آیا کسی قادر به پاسخ به من می باشد؟

    پاسخ:
    افسوس که مهران جان وبلاگ نمی نویسی … وگرنه کلی خبر دست اول و تحلیل های جالبت اینگونه نمی سوخت!

  10. وقتی لشکری دکتر نتوانند مشکل پروانه را در یک زیستگاه حل کنند بجز ابروریزی در کپنهاگ چه انتظاری می توان از آنها داشت؟والله رفتن آنها هیچ ثمری ندارد.

    پاسخ:

    به نظر می رسه شدت کهیر زدن تو بعد از شنید نام دکتر به همان اندازه ای است که دولتمردان اسراییلی نام حماس را می شنوند!

  11. سلام
    سایت علمی_دانشجویی ایران گفتمان افتتاح شد. با عضویت و شرکت در بحث های علمی و ارائه مطالب علمیتان در این سایت در پیشبرد هدفمان ( افزایش علم و تحقیق و بحث بین دانشجوبان ) بما کمک کنید

    1. ممنون از لطف تان. شما مختارید که از مطالب من با ذکر مآخذ در تالار گفتگوی تان استفاده کنید. دوام کار ارزشمند فرهنگی شما؛ آرزوی محمد درویش هم هست. درود …

  12. واقعا عالی است . واقعا .
    ببین درویش عزیز اگر کاری هم از من بر بیاد بگو . من هم دلبسته این خاک و محیط زیست اون هستم . اگه وارد کاری شدین که نتیجه بخش شده . ما هم هستیم آقا

  13. درویش جان حرفت را می پذیرم ولی حرکت بر روی بحث در این موارد باید به چالش منتهی شود نه کشمکش و نه فقط مخالفت و موافقتهای سیاه و سفید. آنچه که به عنوان وضعیت WIN-WIN یا برد- برد در تصمیم گیریهای گروهی مطرح می شود دقیقا همین موضوعات را به دنبال دارد. در هر صورت به نظر من وضعیت بدی نشد، تا حدودی دستها بر روی کی بردها رفت و مواضع بعضیها مشخص تر شد. مخلصیم.

  14. چالش به جای کشمکش راخوب آمدی. نکته ظریفی است که باید با هنرمندی و خردمندی نگذاشت تا بحث های چالشی به کشمکشهای فرسایشی بدل شود. درود …

  15. حتی چین و آمریکا که بزرگترین آلوده کننده های جهان هستند تا حدودی نرمش نشون دادند، اما نه مردم ما نه مسئولین اصلا تو باغ نیستند
    فردا روزی که فشار جهانی برای حفظ محیط زیست زیاد بشه، طرفدارای محیط زیست هم جز معاندین با اسلام حساب میشن. مردم هم که همیشه فکر میکنند کارزار بزرگی بین کشورهای عقب افتاده و پیشرفته هست حتما میگن اینم توطئه غرب برای عقب نگه داشتن مسلمین هست.
    زود هست که شما هم سیاسی بشید آقای درویش…

  16. اینجا ظاهرا کسی به فکر نیست انگار فقط نشستن که بگن فلان کشورجلوی توسعه مارو گرفته و….
    سر مردم عام هم که اون قد مشکل ریختن که به کل خیلی چیزا فراموش شده.
    اینجا کسی برای کسی کس نمی شود؟؟؟؟؟؟؟

  17. سلام دوباره

    متاسفانه بحث روابط عمومیها که در سازمانهای دولتی قاعدتاَ مسئول به روزرسانی وب سایتها هستند خلاصه شده است در پارچه نویسی و تبریک این را گفتن و تسلیت آن را گفتن. البته نباید از اصل پاسخگو نبودن هم به راحتی گذشت. خوب اگر شما سوالی دارید تلفن بزنید اگر آقایان در جلسه نباشند و اطلاع هم داشته باشند شاید پاسخگو باشند. وبسایت سازمانها هم فقط برای عرض ارادت کارمندان به رئیس سازمان است و یا نوشتن کلمات گهربار روسا.

    باز هم مراتب تقدیر ما را خدمت آقایان که در روزهای پایانی یادشان افتاده خبری منتشر کنند برسانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا