آنچه که از ماجرای باغ گیاهشناسی نوشهر هنوز نمیدانیم!

در آستانه سفر قریبالوقوع استانی دکتر احمدینژاد و اعضای کابینه دهم به استان مازندران، نامهای از سوی گروهی از پژوهشگران حوزهی منابع طبیعی امروز خطاب به رییس جمهور و همکاران منطقهای ایشان در مازندران تهیه و انتشار یافته است که حاوی نکات بسیار پراهمیتی است که تاکنون کمتر به آنها پرداخته شده و یا اصلاً پرداخته نشده است.
از آن جمله این که:
– ایستگاه تحقیقات نوشهر از سال 1310 وآربراتوم باغ گیاهشناسی آن از سال 1331 پایهگذاری شده است. بنابراین، قدمت این مجموعه بینظیر را باید 79 سال در نظر گرفت و نه 54 سال.
– در حال حاضر در سراسر باغ پایههایی از بلند مازو، نمدار، توسکا و ممرز وجود دارد که بیش از 150 تا 200 سال عمر دارند.
– در این باغ، تنها پایه بلوط چوب پنبه و قدیمیترین پایههای دارتالاب و ژینکو در کشور موجود است. همچنین، 25 گونه کاج، حدود 30 گونه اکالیپتوس و دهها گونه صنعتی و مهم از سراسر جهان در این پردیس پرشکوه موجود است.
با هم متن کامل این نامه بسیار مهم و روشنگرانه را میخوانیم:
حدود یک ماه از فاجعه در باغ گیاه شناسی نوشهر میگذرد. رسانه های مختلف در سطح وسیع به آن پرداختند. از سایتهای مختلف حامی محیط زیست، خبرگزاری های مختلف، روزنامه ها و شبکه های مختلف تلویزیونی گرفته تا مسئولین مرتبط در وزارت جهادکشاورزی، میراث فرهنگی و گردشگری، محیط زیست، اعضا هیات علمی مراکز تحقیقاتی و دانشگاهیان سراسر کشور و صدها دانشجو در سطوح مختلف به نحوی به این اتفاق اعتراض کردند. وبلاگ نویسان محترم که اعتراض به تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر را در فضای مجازی با راه اندازی موج سبز وبلاگی و با صدور بیانیهای با این جملات آغاز کردند. «نخستین ساعات هشتمین روز از آبان 1389، لحظاتی از همیشه تلختر برای مجموعه زیستمندان و پژوهشگران شاغل در باغ گیاهشناسی نوشهر بوده است؛ پردیس باشکوه و بینظیری که در آن گونههای گیاهی کاملاً منحصر به فردی از بیش از نیم قرن پیش مستقر شدهاند و امروز به یکی از مهمترین مؤلفههای شناسنامهدار استان مازندران و شهر نوشهر بدل شده است. پردیسی که به عنوان دیرینهترین باغ اکولوژی ایران و خاورمیانه از آن یاد میشود و میتوانست جذابیتهای بیشتر نوشهر را فراهم آورد، هیچ وقت از یاد نمی رود که ایرانیانی آزاده با جملاتی مانند: خواهش میکنم هر کسی هر کاری از دستش بر میآید دریغ نکند. نگذارید شناسنامه سبزمان را باطل کنند؟ از همه آنها که دلشان درگروی حفظ طبیعت این سرزمین می تپد خواهشمند است و…. مطالب خود را شروع کرده و یا دانشجوی عاشق طبیعت با روحی لطیف که از نظاره فیلم حادثه روز شنبه شعر سرود.
اما در بین مطالب، نوشتهها، مصاحبهها و غیره اعدادی دیده میشود که بهتر است یک دست شده تا همگان بدانندکه ایستگاه تحقیقات نوشهر از سال 1310 وآربراتوم باغ گیاه شناسی آن از سال 1331 پایه گذاری گردید یعنی دقیقاَ 79 سال از تاسیس ایستگاه و 58 سال از تاسیس آربراتوم میگذرد. برای احداث آربراتوم (که نام دیگر آن مجموعه درخت و درختچه) است زحمات زیادی کشیده شد. مصاحبه با بازنشستگان این اداره نشان میدهدکه خاک این 7 هکتار با دست و فرغون در این بخش آورده شد تا کوچکترین سنگی در این اراضی نباشد که گیاهان به خوبی در آن رشد کنند. کارگران باز نشسته یادشان نمیرودکه به خاطر راه رفتن با فرغون روی چمن آربراتوم 3 روز جریمه شدند و باید بدون حقوق کار میکردند. در این بخش گونههای بومی را قطع نکرده و باقی گذاشتند و در واقع آربراتوم تشکیل شد از گونههای خارجی که در بین سالهای 1331 تا 1333 کاشته شد و گونههای بومی که بازمانده جنگلهای جلگهای شمال هستند. در حال حاضر در سراسر باغ پایههایی از بلند مازو، نمدار، توسکا، ممرز و … وجود دارد که بیش از 150 تا 200 سال عمر دارند. این باغ تنها پایه بلوط چوب پنبه در ایران، قدیمیترین پایههای دارتالاب و ژینکو در کشور، 25 گونه کاج، حدود 30 گونه اکالیپتوس و ده ها گونه صنعتی و مهم از سراسر جهان را در خود جای داده است. بذر بسیاری از پایههای موجود تاکنون برای جنگلکاری صدها هکتار از عرصههای منابع طبیعی کشور به کار گرفته شده است. در سال 1364 در مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور برای شرایط اکولوژیک کشور، احداث 5 باغ گیاهشناسی به تصویب رسید که باغ نوشهر به دلیل قدمت زیاد آن به عنوان تنها باغ گیاه شناسی در شمال کشور انتخاب شد و از همان سال برای آن طرح توسعه نوشته و تمامی اراضی 35 هکتاری موجود در طرح توسعه باغ دارای طرحهای مصوب و لازمالاجرا شد. روزها وقت صرف شد تابرای متر متر این اراضی برنامه نوشته و طراحی سازه و طراحی کاشت انجام گیرد. این باغ در راستای دو هدف اصلی باغهای گیاه شناسی در سراسر دنیا یعنی آموزش به تمامی اقشار مردم (بنا به فرمایش مقام معظم رهبری عامه کردن فرهنگ منابع طبیعی) و نگهداری از گونههای نادر و در حال انقراض، فعالیت میکند. تنها جایی که میتوان دو گونه جدید و منحصر به فرد را که در سالهای اخیر از استان مازندران به دنیا معرفی شده است (گونه اسپیره نوشهری و افرای مازندرانی) به طور کاشته شده یافت، باغ نوشهر است. در سال 1386 به دلیل اهمیت بالای این عرصه تمام 35 هکتار باغ به عنوان یک اثر طبیعی در سازمان میراث فرهنگی به شماره 17795 به ثبت رسید. در بخشهای جنوبی باغ که هم اکنون تخریب یافته و با خاک یکسان شده از گونههای مختلف جنگلکاری شده بود و رشد گونهها سالانه مورد بررسی و آماربرداری قرار میگرفت. روز شنبه 8/ 8/ 89 علاوه بر سرنگونی هزاران درخت، صدها پرنده بیخانمان شدند و آشیانه بسیاری از حیوانات بومی مثل قرقاول، خارپشت، گربه وحشی، شانه به سر و غیره از بین رفت و خودشان سرگردان شدند. تاکنون میلیاردها تومان پول نفت و مالیات شهروندان، برای ایجاد و نگهداری این کلکسیون زیبا هزینه شده تا شاید با روند هولناک تغییرات اقلیمی و چالشهای مختلفی که نسل بشر را تهدید میکند، ذخیره و مرهمی بر دردهای نسلهای آتی باشد.
داستان پر پیچ و خم راه دسترسی بندر به کمربندی نوشهر از سال 1381 شروع شد و با توجه به این که متاسفانه ارزشهای باغ خیلی بیان نشده و در سطح شهر و استان خیلی به آن پرداخته نشده بود، به عنوان باغی دیده شد که چه بسیار است مانند آن در سراسر خطه سر سبز مازندران!؟ متأسفانه قرعه به نام این باغ افتاد و تقاضا برای تصرف آن شروع گردید و تا امروزکه قضیه ختم به خیر نشد و این بلا بر سر باغ افتاد. تاکنون ده ها جلسه در سطح کشور و استان و شهرستان برگزار شد و ساعتها وقت افراد و مدیران در سطوح مختلف صرف بحث در این زمینه شد، ولی یکی نپرسید: آیا سازمان بنادر راه غیر از گذر از باغ را بررسی و برآورد هزینه کرده است؟ آیا این برآورد را برای مصوب کردن مطرح کرده، ولی دولت مخالفت نموده؟ چرا به نظر مشاور زیست محیطی پروژه اعتنایی نکردند؟ آیا راه گذر از باغ با 8 سال بحث و بررسی گرانتر از راههای دیگر نیست؟ چرا سازمان بنادر حاضر نمیشود جواب دهد چرا راه آهن نه؟ چرا از جادههای موجود استفاده نمیشود؟ برای جادهای به طول 1500 متر و عرض 30 متر چرا تخریب باغ؟ جاده به عرض30 متر مورد نظر بود، چرا به عرض100 متر تخریب شد؟ آیا به جز سهل الوصول بودن تخریب این باغ جهت ایجاد یک راه برای بندر و رفع ترافیک شهر دلیل محکم دیگری برای این انتخاب وجود دارد؟ ترافیک نوشهر را با کدام شهر مقایسه کردهاند که این ضرورت را دیدهاند؟ شهری که یک چراغ قرمز ندارد، آیا مشکل ترافیک دارد؟ چرا نمیتوان پل را از شمال به جنوب احداث کرد؟ چرا پل شرقی و غربی با طول بیشتر و هزینه چندین میلیاردی ترجیح داده میشود؟ چرا یک گروه مهندس این گزینه ها را بی طرف بررسی نمیکند تا بهترین گزینه را برای عزت میهن اسلامی انتخاب کند، طوری که نه سیخ بسوزد نه کباب؟ سازمان مسکن و شهرسازی هم مخالف این راه بود، چرا به آن توجه نمیشود؟ در هر صورت مکاتبات موجود نشان میدهد در تمامی جلسات ضمن بیان اهمیت باغ و لزوم ساخت جاده خارج از باغ، همیشه درخواست بررسی راههای دیگر و بحث کارشناسی توسط صاحبان قانونی باغ، ارایه میشد. درآخرین جلسه که در باغ برگزار شد (در تاریخ 1389/7/8 ، درست یک ماه قبل از فاجعه فوق) قرار شد نقشه با مقیاس ارایه گردد تا در وزارت جهاد کشاورزی مورد بررسی قرار گیرد و پس از توافق هیأت امناء سازمان تحقیقات کشاورزی، تصمیم نهایی اتخاذ گردد که هیچ وقت این اتفاق نیافتاد و هیچ نقشهای مورد تأیید وزارت جهاد قرار نگرفت و هیچ توافقی در میان نبود، همان طور که مدیران ارشد آن را گوشزد کرده بودند. با اصرار وزارت جهاد ملزم به استعلام از یک مشاور زیست محیطی برای این پروژه شدند، ولی نظر او را که گذر از بیرون باغ با رعایت موارد زیاد بود، نادیده گرفتند. هرچند که هیچ کس این فاجعه را پیشبینی نمیکرد، ولی علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد تا با وقایع این چنینی در نخستین روز هفته سورپرایز نشویم و نتیجه تحقیق 30 ساله زیر چرخ لودر پرس نشود! 11295اصله درخت چطور بدون مجوز قطع میشود؟ آیا این موضوع آنقدر مهم نبود که از 7 سال پیش که اولین تقاضا مطرح شد، هیأت مشخصی برای بررسی آن در این چند سال تشکیل شود تا گزینههای دیگری را بررسی کند؟ برای روشن شدن ذهن خوانندگان نقشهای از باغ و اراضی اطراف آن در زیرمیآید تا خوانندگان نظر دهند که کدام راه به نفع میهن اسلامی ایران است؟ آیا از دیگر جاذبههای این خطه نمیتوان در توسعه صنعت بهره جست؟ آیا معنی توسعه همین تخریب است یا چیز دیگری است؟ آیا آب رفته به جوی باز خواهد گشت؟
ما جمعی از اعضای هیأت علمی مراکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی سراسر کشور از ریاست محترم جمهور و مسئولین محترم کشوری و استانهای شمالی تقاضا داریم موضوع هر چه سریعتر به نحو مقتضی مورد بررسی دقیق قرار گرفته و در حمایت از باغ گیاه شناسی دستورات فوری به منظور احیای مجدد این مکان با ارزش را صادر فرمایند. به امید روزی که دیگر شاهد اتفاقات این چنینی در میهن عزیزمان نباشیم.
پیوست:
فوت رییس کلانتری نزدیک باغ گیاهشناسی نوشهر در اثر جراحات






واقعا تصمیم گیران اجرای این طرح(وطرح های مشابه)واقعا ارزش محیط زیست و این باغ ارزشمند رو نمیدونن یا نمیخوان که بدونن!! من که به جز فرهنگ پایین (ونزدیک به صفر) مسئولان و تصمیم گیران هیچ چیز دیگه ای دستگیرم نمیشه.
موضوع خیلی پیچیده نیست.هست؟(به قول آقای درویش عزیز)
فکر و منطقمون(در واقع تخریب گران) کجا رفته؟اصلا انگار وجود نداره.داره؟
تصمیم گیران اجرای این طرح(وطرح های مشابه)واقعا ارزش محیط زیست و این باغ ارزشمند رو نمیدونن یا نمیخوان که بدونن!!
من که به جز علم و فرهنگ پایین محیط زیستی (ونزدیک به صفر) مسئولان و تصمیم گیران هیچ چیز دیگه ای دستگیرم نمیشه.
موضوع خیلی پیچیده نیست.هست؟(به قول آقای درویش عزیز)
فکر و منطقمون(در واقع تخریب گران) کجا رفته؟اصلا انگار وجود نداره.داره؟
به نسترن:
شاید اگر در اقتصاد ما موازین حسایداری سبز لحاظ می شد؛
شاید اگر ماده 59 از برنامه چهارم توسعه اجرا می شد؛
و شاید اگر مسئولین استانداری مازندران و فرمانداری نوشهر و بندرگاه درمی یافتند که آن عرصه 35 هکتاری در شمار قطعاتی است که می تواند برای مازندران و نوشهر وقار و شوکت و افتخار بیاورد؛ آنگاه اینک مجبور نبودیم تا ثابت کنیم، نور چیز خوبی است و همواره باید مدیون خورشید باشیم!
درود …
ببخشید کامنت اول اشتباه داره.کامنت دوم درست هست.
تجربه این جندساله ثابت کرده که جناب ا.ن به حرفها وتوصیه های آدمهای دارای تحصیلات سیکل به بالا توجهی ندارند!
اینکه در متن نامه اومده باغ گیاهشناسی سال 1311تاسیس شده یعنی در زمان پهلوی اول وآربراتومش در زمان مرحوم مصدق تاسیس شده مشکل رو دوچندان میکنه. جناب ا.ن حتی سازمان برنامه وبودجه که یادگار دکتر مصدق بوده رو منحل کردن.
با این وجود امیدوارم چون چاره ای جز امیدواری ندارم
به فلورا:
مصدق مرد بزرگی است و دکتر احمدی نژاد تاکنون بارها دستیابی ایران به کیک زرد و تکنولوژی هسته ای را با دستاورد بزرگ دکتر مصدق در ملی کردن نفت مقایسه کرده اند.
بنابراین، از این جهت جای نگرانی نیست! هست؟
احتمالا اقای دکتر بسیار محترم از آن دسته تصمیمات یک ساعته ی بدون فکر که بدون مشورت متخصصان اتخاذ می کنند ؛ می گیرند
و ما باید بر باغ نوشهر نمرده نماز کنیم …
از آنجا که وزیر جهاد کشاورزی و رییس سازمان میراث فرهنگی هم در آن نشست شرکت خواهند داشت، امیدوارم کار به نماز نکشد!
درود …
اگر بعد از این نامه نگاری ها و سفر استانی دولت , منصب مقامات متخلف از جمله فرماندار متزلزل نشود و ایشان وسایر مقصرین عزل نشوند امیدی به حل این موضوع و سایر فجایع در پیش رو نخواهد بود. دادگاه حقیقت یاب باید خیلی زود تمام مقصران را شناسایی کرده و به انها امان ندهد اگر میخواهند عدالت علی اجرا شود.
بله، به راستی اگر پس از سفر استانی رییس جمهور، مقاماتی که این باغ ارزشمند و یگانه را تخریب کردند، بدون مؤاخذه به صندلی های خود چسبیده باشند، یعنی آنها فرمانبر بوده اند و نه فرمانده!
سلام
امیدوارم که هر چه سریعتر ترتیب اثر داده شود.
باز هم امیدوارم.
بدرود.
با امید زنده ایم ابوحنانه جان …
درود …
با سلام خبرتان در سایت شمال امروز درج شد
https://shomaleemrooz.com
به شمال امروز:
بسیار ممنون که همراهی و حمایت می کنید.
به درویش گرامی
من اینطور فکر میکنم که جناب ا.ن در مقایسه خودشون با مرحوم مصدق قصد بزرگ کردن خودش رو داشته نه خیر ذکری از اون مرحوم، اگرنه بزرگترین میراث اقتصادی کابینه مصدق که سبب قانونمندی بودجه کشور از سال 1329 بود رو منحل نمیکرد
یادتون باشه که بزرگترین و معتبرترین ازمایشگاه استاندارد ایران واقع در دانشگاه علوم پزشکی ایران باعث شد که کل دانشگاه منحل بشه… تا ساز مخالف با ایشون در هیچ دستگاهی کوک نشه!
شاید باید دنبال دلایل بزرگتری هم برای تخریب باغ اکولوژی نوشهر باشیم…اینطور نیست؟!
برای آن که بدانی پیشنهاد تضعیف سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور نخستین بار توسط چه کسی مطرح شد، خوب است که سخنان دکتر رضا منصوری را در این یادداشت تماشا کرده و گوش دهید.
درود …