مهار بیابان‌زایی

لذتِ رفاقت در تاب‌آوری است!

این روزها هوای تهران از همیشه زلال‌تر و آسمان از همیشه مهربان‌تر است؛ خیابان‌ها را کسالتِ بوق و دود نگرفته، کسی عجله ندارد و لبخند بیشتر دیده می‌شود …

با اروند و منصور قدم می‌زدم سه نسل با فاصله حدود دو دهه از یکدیگر … و با این وجود، چقدر حرف مشترک برای هم داشتیم!

شاید یکی از بخت‌یاری‌هایم همین است که از بانو و آیسا و کیانا و زهرا و … – دخترکان اهل زنجان، اهواز، قوچان و ارسنجان – تا آهنگ کوثر، اسماعیل رهبر، اسماعیل کهرم، عبدالحسین وهابزاده و علی دهباشی … طیف گسترده‌ای از هموطنانم را می‌شناسم که با اشتیاق از مصاحبت هم لذت می‌بریم و از یکدیگر می‌آموزیم … حتی آیسا روزی در اطراف اهواز زنهارم داد که با هسته‌های آلبالو خشکه چه می‌کنی استاد درویش؟ مبادا آنها را در زمین رها کنی!?

زندگی می‌گذرد … به تدریج رنگ سپید بر تن آدمی غالب می‌شود و می‌بینی که رفقایت را … نزدیکانت را آرام آرام باید تا آرامستان‌های شهر بدرقه کنی – هفته پیش منصور پیرصالحی را بدرقه کردم که کلی باهاش خاطره دارم – روزی همین اروند و منصور هم با من چنین خواهند کرد …

هرقدر به مرگ نزدیک‌تر می‌شوی، بیشتر درمی‌یابی که چقدر حیف که آن ساعات محدود و استثنایی زندگی‌کردن را حرامِ قهر، دلخوری، آه، انتقام و … کردی! مهم‌ترین سعادتِ یک آدمِ خوشبخت در کیفیت و کمیت اسناد ملکی و متعلقات مادی‌اش نیست؛ در این است که روزگار کهنسالی‌اش چقدر خریدار دارد و روابط اجتماعی‌اش تا چه اندازه گسترده، متنوع و با کیفیت است …

برای تصاحب چنین ثروتی فقط نمی‌توان تلاش کرد و یا متوسل به عرق‌ریزان روح شد! راهش در دیگردوستی موثر است و البته دیگردوستی موثر نیازمند خرد و خوراک خرد: شنیدن، شنیدن، شنیدن، خواندن، دیدن، سفرکردن، نوشتن، صبوری، امید و اندگی سخن‌گفتن است تا برسی به جایی که رفیق نابت فردوسی گفته … همیشه خردمند امیدوار نبیند به جز شادی از روزگار …

فردا – ۴ فروردین ۱۴۰۲ – به همین بهانه گفتگویی با امیرحسین فرزانه کرده‌ام که تماشایش را توصیه می‌کنم …

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا