مهار بیابان‌زایی

از قورباغه ی تنها در زریوار تا قورباغه‌های مست عشق در شورمست!

خانم ناهید غفاری، یکی از خوانندگان گرامی مهار بیابان‌زایی تصویر این زوج عاشق را در کنار دریاچه شورمست – واقع در محدوده شهرستان سوادکوه در مازندران – برایم ارسال کرده و نوشته‌اند: این دو بر خلاف آن قورباغه‌ی بی‌نوا در کنار زباله‌های زریوار، انگار هنوز آرامش دارند!

ایشان می‌گوید: هنوز! زیرا شتاب ویلاسازی در اطراف دریاچه و هجوم بی‌ضابطه‌ی گردشگران دارد این منطقه را نیز از بین می‌برد. به نحوی که متأسفانه مردم به راحتی می‌توانند با خودرو شخصی خود را به کنار دریاچه برسانند که به شدت می‌تواند پایداری بوم‌شناختی و آرامش اکوسیستم منطقه را برهم زند.
به هر حال از ما که گذشت، امیدوارم به خاطر آن قورباغه‌های عاشق هم که شده، اندکی بیشتر به طبیعت کم‌نظیر شورمست احترام نهیم. تا شورمست هم به سرنوشت تلخ کلاردشت: بهشت دیروز؛ دوزخ امروز و جهنم فردا بدل نشود!


محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

24 دیدگاه

  1. خیلی عکس زیبایی شده، اما من این مناظر بکر رو تا حالا ندیدم.

    امروز یکی از دوستان برام لینکی فرستادن از چشمه های باداپ سورت که البته من تا حالا ندیدم این چشمه ها رو. ولی همین امسال بیشتر از صد نفر از دوستان رفتن و این چشمه ها رو دیدن، و به قول شماهجوم بی سابقه گردشگران تا یکی دو سال دیگه پدر این چشمه هارو هم در میاره…

    شما چه پیشنهادی دارین برای دوستانی که هم میخوان این طبیعت بکر رو ببیتتد و هم نمیخوان این رفتن های هجومی به تخریب این مناظر ناب طبیعت منتهی بشه؟؟

    من فقط تونستم به دوستانم پیشنهاد کنم که تو فصل تابستون که تعداد گردشگرها بیشتره به این نقاط نَرَن و در صورت امکان فصلهای دیگر سال رو برای گردشگری انتخاب کنن
    اما شاید نکات مفیدتری هم وجود داشته باشه، نه تنها برای این چشمه ها، بلکه برای نقاط دیگر این سرزمین پر جاذبه .

    1. در باره چشمه بادآپ سورت، پیشتر یادداشتی را انتشار داده ام، با عنوان:
      زیباتر از چشم‌انداز بهشتی چشمه بادآب سورت مازندران!
      .
      .
      شما به نکته ی درستی اشاره کرده اید؛ یکی از بزرگترین تهدیدهایی که چشم اندازهای طبیعی ایران را با خطر و تخریب مواجه ساخته است، عدم رعایت ظرفیت پذیرش و توزیع نامناسب گردشگرانی است که به دیدن این مکان ها می روند.
      دیگر نکته این است که گردشگران باید، کاهش دهنده زباله در منطقه باشند و نه افزایش دهنده آن.
      واپسین نکته هم این است که دست کم باید یک کیلومتر قبل از رسیدن به مقصد، اتومبیل خود را ترک کرده و با کاهش آلودگی صوتی، به صورت پیاده بقیه مسیر را طی کنند.
      درود …

  2. سلام، این کارها تک نفره قابل انجام نیست، هر چند بعضی ها در این راه می کوشند. بلکه مدیریت شهری و گردشگری باید ایجاد امکانات – البته نه مجانی –

    سال ها پیش تصمیم گرفتم سراسر شمال را- از گرگان تا گردنه حیران- بگردم. برای نمونه حتا یک جای تمیز در کنار جنگل پیدا نکردم که بشود نشست و استراحت کرد. یعنی شهرداری ها بی خیال این حرف ها. مردم هم بی خیال . نتیجه همین است که می بینیم.

  3. خانم غفاری چه عکس فریبایی شکار کرده اند .

    امیدوارم شور مست همیشه مست کننده باشد برای قورباغه ها و برای آدم ها !

  4. با سلام
    دریاچه شور مست واقعا دارای اکو سیستم بکرو بی نظیری است و این به خاطر جنگلهای بی نظیر سواد کوه است.
    همانطور که اشاره کردید گردشگران بایستی در پائین جاده توقف و سپس با وسیله عمومی به منطقه وارد شوند و در طول مسیر افرادی آموزش دیده در باره خطر نابودی طبیعت برای انها صحبت کند .شاید این یکی از راههای حفظ طبیعت در ایام تعطیل باشدالبته سهمیه بندی و جلوگیری از ورود بیش از حد جمعیتهم بایستی اعمال شود . اما چه کسی این کارهارا بکند؟.

    1. سؤال خوبیه! محیط زیست که رسماً تعطیله. سازمان گردشگری هم که اصلاً حفظ محیط زیست را نمی دونه با کدام ح باید بنویسه؟! شهرداری ها هم که … مردم هم که دو تا که!!
      خلاصه این که پاسخ امیدوارکننده ای برای پرسش شما ندارم!
      شرمنده …

  5. ای بابا، آقای درویش هم دچار “لرد ولد مورت” شده… هرچی میگیم برادر، از نفوذ “لرد سیاه” به این وبلاگ جلوگیری کن… به راه حلهای “جی کی رولینگ” دل بسته گویا!

  6. عیب شما رو جمله نگفتیم عزیز من!
    هنرتون رو نیز بگفتیم!

    گویا شما زیاد “هری پاتر” مطالعه نفرمودین…

  7. باور کنین که “هری پاتر” سرشار از نکات مثبت زندگیه سرشار از نکاتی که به آدم یاد میده چطور در مواقعی که جلوی زندگی جلوی طبیعت کم میاره،سر پا بایسته. نکات مثبفراوونی داره که در بزنگاه ها بدردتون میخوره، خصوصا برای شمایی که اهل شکار اینطور افکار هستین!

    این دفعه با این دید بخونین حتما به کارتون میاد! به کار اروند هم خواهد آمد!بسیار زیاااد!

    1. چشم … ممنون از راهنمایی تان.
      البته من فقط یکی دو تا از فیلمهای هری پاتر را دیده ام (آن هم نه کامل) زیرا احساس کردم اروند تمایلی به ادامه تماشای آنها ندارد.
      کاش بتوانم زمانی برای مطالعه کتاب هری پاتر بیابم!

  8. احساس کردم زیاد مدل آخوندها و “مجتهد”ی و ارشادی صحبت کردم، با دید از بالا به پایین نگاه کردم… اگر اینطور بود چاره ای جز عذرخواهی ندارم

    دروود

  9. بسم الله الرحمن الرحیم
    آقا اروند کار خوبی می کند از چیزهایی مثل هری پاتر خوشش نمیاد از فکرش خوشم آمد
    واقعا بهتر نیست وقت ارزشمند فرزندان ما، سازندگان آینده کشورمان صرف مطالب بهتر و آموزنده تر شود؟

  10. آقای “مسعود” راست گفتن، به آخرین جواب آقای درویش باید لایک داد.

    اما آقای درویش بدانید و آگاه باشید که “بعضی” ها- از خواص البته- برای بد شمردن کتابی یا اندیشه ای احتیاج به خوندنش و درک کردنش ندارن! نوری – یا بعبارتی، هاله ای- در اطرافشون هست که خوبها رو جذب میکنه و بدها رو دفع میکنه، حالا این وسط از بدماجرا “هری پاتر” هم مثل چنارهای تهران توسط این هاله ها جذب نشدن!

  11. بسم الله الرحمن الرحیم
    خواهر عزیز “فلورا” ببخشید که به شما برخورد شاید من نباید به این صریحی بعد از کامنت شما این مطالب را می گفتم
    اما قبول بفرمایید وقتی کتابی حتی از سوی خود مسیحیان بخاطر ترویج جادوگری رد شود کودکانی به سن “اروند” خوب هست بخوانند؟
    https://forum.special.ir/showthread.php?t=1290
    ه گزارش خبر گزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی
    “اپینیون” جمع کثیری از کشیشان کلیسای کاتولیک در پی انتشار کتاب
    “هری پاتر و قدیسان مرگبار” به خاطر ترویج شیطان پرستی و انکار
    خدا، نسبت به این کتاب اعتراض کردند.
    -در سال 2005 میلادی “اسقف اعظم کلیسای گرین ویل” مراسم سوزاندن
    کتابهای هری پاتر را برگزار کرد.
    هدف از کتاب سوزی این بود که نشان دهند تجلیل از جادو و جادوگری،
    مردم را به اعتقاد به شیطان وا می‌دارد.
    هدف این کشیشان از سوزاندن کلمات شیطانی، نجات روح شیطانی
    است.

    تجلیل از جادوگر و جادوگری در این زمان که زمان علم و دانش است آیا برای کودکان خوب است؟

    آیا نباید اروند و اروند ها با اندوختن سرمایه علم و دانش توام با اخلاق آینده کشورمان را بسازند؟

    https://www.google.com/#hl=fa&source=hp&q=%D9%87%D8%B1%DB%8C+%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D8%B1+%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86+%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C&btnG=%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%D9%8A+Google&lr=&fp=a442fce20d9b63af

    بازهم اگر حرف من به شما برخورد و ناراحت شدید مرا ببخشید

  12. متاسفانه علمای “رسمی” مذهبی در “هر” دینی اول عمل میکنند و بعدا فکر!اول حرف میزنند و بعدا به حرفشون فکر میکنند.

    پاپ جان پل دوم در سال 1994 در کتابی که شامل مقالاتش هست اینطور نوشتن:
    ” خدای قرآن… در نهایت خدایی است بیرون جهان؛ خدایی که ذوالجلال است نه خدایی که با ماست”

    این جمله برای عموم مسلمانها غیر قابل پذیرشه، شاید فقط اهل”کلام” این حرف رو البته نه کاملا قبول داشته باشن!

    پاپ متاخر هم که چند سال پیش پیامبر اسلام و دین اسلام رو پیامبر و دین خشونت معرفی کردن. و البته باز هم آفرین به شجاعت اخلاقی شون که “بعد از صحبت” وقتی “فکر کردن” و به اشتباهشون پی بردن از مسلمانها عذر خواهی کردن.
    وچنین شجاعت اخلاقی رو در یک مقام “رسمی” مذهبی در دین اسلام نمیتونیم ببینیم.

    تاکید میکنم حساب شما و مقامات “رسمی” دین اسلام در ایران رو از حساب روشن اندیشان دین اسلام جدا کردم و همیشه جدا میکنم.

    آقایون کشیشهای کاتولیک هم به جای آتش زدن یک تفکر- که موجب تنویر افکار نویسنده ش شده- بهتره برن مواظب اسقف هاشون باشن تا مجبور نباشند که بخاطر ناهنجاریها، مشکلات و فسادهای اخلاقی و مالی کشیشهای زیر مجموعه شون مرتب لاپوشانی کنند و عذر خواهی!

    پس تا اینجای کار شما سنگ مجموعه ای که اینقدر خطا در اون وجود داره رو لطفا به سینه نزنید که تعداد خطاهاتون به عرش میرسه!

    در ثانی، شما یه بار همون کتاب “هری پاتر وقدیسان مرگبار” رو بخونید، اگر اثری از توهین به قدیسان به معنای واقعی کلمه در ش دیدین میتونید در باره ش فکر کنین به فکرتون جولان بدین تا درک کنین که منظورش از قدیسان مرگبار چیه!
    برای ماهایی که در ایران زندگی میکنیم فکر نمیکنم مفهوم قدیسان مرگبار ناشناخته باشه،مگر اینکه خودمون هم جزو همون قدیسان باشیم و از بد روزگار خودمون رو هم نشناسیم.

    “آنتونی فلو” فیلسوف خدا ناباور انگلیسی که سال گذشته فوت شدن، 50 سال درس الحاد میدادن، در سال 2002-تاریخش دقیقا یادم نیست- با توضیحات یک یهودی معتقد و دانشمند و روشنفکر- نه یک خاخام نه یک مقام رسمی یهودی- پذیرفت که در پشت پرده این جهان یک شعور غیر دنیوی وجود داره و به تمام جهان اعلام کرد که 50سال اشتباه کرده! باز هم آفرین به شعورش که پذیرفت و باور کرد و با جسارت هرچه تمامتر اعلام کرد!چون اعتقاد داشت که تا لحظه مرگ باید خطا کنیم و اعتراف کنیم و بیاموزیم.

    میدونم که این صحبتها رو به شما گفتن هیچ فایده ای نداره
    کدوم عالم “رسمی” دین اسلام اشتباهات مفلوکانه ش رو پذیرفته و می پذیره تا شمایی بپذیرین که در زیر مجموعه شون هستین و زیر چادرشون بزرگ شدین .

    خداوند در قرآن به قلم قسم خورده، اما نگفته که کدوم قلم، نگفته که قلم پیامبر و امام و یک متدین یا قلم جی کی رولینگ و جرج بوش و سلمان رشدی.اگر شایسته میدونست میگفت!
    در مصاف فکر و اندیشه با جهل همیشه اندیشه پیروز بوده،هرچند ممکنه قلم در دست ناحق بیشتر و بهتر چرخیده باشه!
    عزت زیاد

  13. بسم الله الرحمن الرحیم
    # فلورا گفته است :
    دوشنبه ۱۱م مرداد ۱۳۸۹ در ۲۲:۳۳

    “متاسفانه علمای “رسمی” مذهبی در “هر” دینی اول عمل میکنند و بعدا فکر!اول حرف میزنند و بعدا به حرفشون فکر میکنند.”

    سلام علیکم خواهر عزیزم
    1- اصطلاح علمای “رسمی” از کی و توسط چه کسی استفاده شده؟
    2- تعریف علمای رسمی چیست؟ و منظور از علمای رسمی در هر دینی چه کسانی هستند؟
    3- علمای رسمی دین اسلام چه کسانی هستند؟
    4- به چه دلیل همه علمای رسمی در هر دینی اول عمل می منند بعد فکر

    خواهر عزیز فلورا:
    “پاپ جان پل دوم در سال ۱۹۹۴ در کتابی که شامل مقالاتش هست اینطور نوشتن:
    ” خدای قرآن… در نهایت خدایی است بیرون جهان؛ خدایی که ذوالجلال است نه خدایی که با ماست”

    این جمله برای عموم مسلمانها غیر قابل پذیرشه، شاید فقط اهل”کلام” این حرف رو البته نه کاملا قبول داشته باشن!”

    به خواهر عزیز فلورا:
    هرگز هیچ مسلمانی این گفته را قبول ندارد مخصوصا اهل کلام به چه دلیل می فرمایید این حرف مورد قبول علمای کلام است
    در کدام کتاب کلامی این مطلب مورد تاییید قرار گرفته است و کدام عالم مسلمان چنین مطلب باطلی را قبول دارد لطفا منبع را بفرمایید

    خدا را نه آمیخته به نحو شیر و شکر می داند و نه جدا از مخلوقات
    بلکه به فرکوده قرآن و هو اقرب الیکم من حبل الورید از رگ گردن به شما نزدیکتر است
    اینهمه آیات و روایات از همراهی و نزدیکی خداوند داریم آنگاه می شود گفت:
    “خدا بیرون جهان است” و “خدا با ما نیست”

    خواهر عزیز فلورا:
    پاپ متاخر هم که چند سال پیش پیامبر اسلام و دین اسلام رو پیامبر و دین خشونت معرفی کردن. و البته باز هم آفرین به شجاعت اخلاقی شون که “بعد از صحبت” وقتی “فکر کردن” و به اشتباهشون پی بردن از مسلمانها عذر خواهی کردن.

    به خواهر عزیز فلورا:
    هیچ دین الهی خشونت بار نیست
    در خشونت بار نبودن دین اسلام همنین بس که نامش از سلم و سلام و اسلام و مسلمان گرفته شده
    خداوند سلام است
    و در تعریف مسلمان آمده است “المسلم من سلم الناس من لسانه و یده” مسلمان کسی است که دیگران از دست و زبانش در ایمنی باشند”
    و مومن از اسم خداوند “مومن” گرفته شده
    در تعریف مومن آمده است:
    المومن من ائتمنه الناس علی اموالهم و انفسهم”
    یعنی مومن کسی است که دیگران مال و جان خود را به او می سپارند (یعنی علاوه بر اینکه دیگران از دست و زبانش در ایمنی هستند مال و جان خود را به او می سپارند)
    اتفاقا این مضمون روایات در تعریف مسلمان و مومن در منابع شیعه و سنی فراوان است
    اما عملکردخشونت بار نبودن مسلمین همین بس که در جنگهای صلیبی مسلمانان با نهایت مدارا با میسیحین برخورد کردند اما برعکس مسیحیان چنان خونریزی وحشیانه عمل کردند.
    خواهر عزیز از عملکرد دیگران چه گونه علمای مسلمان را هم اینگونه دانستید؟
    ای کاش مثالهایی برای اشتباه فهمیدن علمای مسلمان بیان می کردید نه از علمای مسیحی

    خواهر عزیزم “فلورا:
    وچنین شجاعت اخلاقی رو در یک مقام “رسمی” مذهبی در دین اسلام نمیتونیم ببینیم.

    به خواهر عزیز فلورا:
    شما باید اول باید نمونه هایی از تهمت علمای مسلمان به دیگران بیاورید که در ان دین خطای آشکار دارند بعد دلیل بیاورید که انها نسبت به اشتباه خودشان عذر خواهی نکردند
    تا مقایسه درست باشد

    خواهر عزیزم فلورا:
    تاکید میکنم حساب شما و مقامات “رسمی” دین اسلام در ایران رو از حساب روشن اندیشان دین اسلام جدا کردم و همیشه جدا میکنم.

    به خواهر عزیزم فلورا:
    قطعا باید حساب مسلمانان یا مسلمان نماها را از دین مبین و بر حکق اسلام جدا دانست اگر من خطا کردم چه ربطی به اسلام دارد این بهترین فکر و ارزشمند ترین است و ما طلاب علوم دینی بارها به مردم می گوییم خطاها و اشتباهات ما را به پای دین ننویسید

    خواهر عزیز فلورا:
    آقایون کشیشهای کاتولیک هم به جای آتش زدن یک تفکر- که موجب تنویر افکار نویسنده ش شده- بهتره برن مواظب اسقف هاشون باشن تا مجبور نباشند که بخاطر ناهنجاریها، مشکلات و فسادهای اخلاقی و مالی کشیشهای زیر مجموعه شون مرتب لاپوشانی کنند و عذر خواهی!

    به خواهر عزیز فلورا:

    درست است واقعا فساد و در کشیشها متاسفانه بیداد می کند

    خواهر عزیزم فلورا:
    پس تا اینجای کار شما سنگ مجموعه ای که اینقدر خطا در اون وجود داره رو لطفا به سینه نزنید که تعداد خطاهاتون به عرش میرسه!

    به خواهر عزیزم فلورا:
    خطای کشیشان چه ربطی به بنده دارد؟
    بعد هم ما از کشیشان دفاع نمی کنیم از رواج خرافات و جادو گری و افکار شیطان پرستی که در هری پاتر وجود دارد نقد می کنیم

    خواهر فلورا:
    در ثانی، شما یه بار همون کتاب “هری پاتر وقدیسان مرگبار” رو بخونید، اگر اثری از توهین به قدیسان به معنای واقعی کلمه در ش دیدین میتونید در باره ش فکر کنین به فکرتون جولان بدین تا درک کنین که منظورش از قدیسان مرگبار چیه!
    برای ماهایی که در ایران زندگی میکنیم فکر نمیکنم مفهوم قدیسان مرگبار ناشناخته باشه،مگر اینکه خودمون هم جزو همون قدیسان باشیم و از بد روزگار خودمون رو هم نشناسیم.

    به خواهر عزیزم فلورا:
    این مفاهیم شاید برای من و شما و آقای درویش قابل هضم و درک و قابل تحلیل باشد
    اما برای ذهن پاک و لطیف و دست نخورده و حساس کودک و نوجوانی مانند اروند هنوز زود است که از جادو گری و قدیسان مرگبار بداند

    او باید اول قدیس بودن را یاد بگیرد بعد در گذر عمرش خودش فرق بین قدیسان واقعی و قدیسان مرگبار را خواهد شناخت

    آیا صحیح تر نیست اول اخلاق و پاکی و حلال خوری و احسان و نیکی به پدر و مادر مفید بودن برای خودش و پدر و مادرش و جامعه اش و …. را به او یاد دهیم تا مفاهیم جادوگری و…
    آیا بهتر نیست از زندگی پاکان و حلال خوران و راستگویان و نیکی کنندگان به پدر و مادر و افراد مفید برای اجتماع و….را به او بیاموزیم
    تا اینکه زندگی جادو گران و قدیسان مرگبار و خلافکاران و دزدان و قاچاق چیان و ولگردان و کشندگان پدر و مادر و…. را برای آنها شرح بدهیم آیا این برای روح لطیف و ظریف اروند و اروند ها شکننده نخواهد بود؟
    بهر حال شما هم فرمودید بنده هم گفتم این جناب آقای درویش و درویش ها هستند که باید تصمیم بگیرند چه چیزی برای اروند عزیز و اروند های عزیز خوب است و یا بد است
    باز هم گفتم شاید از اول نباید اینگونه اظهار نظر می کردم که مخالفت با شما محسوب شود و شما ناراحت شوید

    خواهر فلورا:
    “آنتونی فلو” فیلسوف خدا ناباور انگلیسی که سال گذشته فوت شدن، ۵۰ سال درس الحاد میدادن، در سال ۲۰۰۲-تاریخش دقیقا یادم نیست- با توضیحات یک یهودی معتقد و دانشمند و روشنفکر- نه یک خاخام نه یک مقام رسمی یهودی- پذیرفت که در پشت پرده این جهان یک شعور غیر دنیوی وجود داره و به تمام جهان اعلام کرد که ۵۰سال اشتباه کرده! باز هم آفرین به شعورش که پذیرفت و باور کرد و با جسارت هرچه تمامتر اعلام کرد!چون اعتقاد داشت که تا لحظه مرگ باید خطا کنیم و اعتراف کنیم و بیاموزیم.

    به خواهر عزیزم فلورا:
    خدا را شکر
    البته ما هم در متون اسلامی از قران و روایات و…. از توبه افراد و موحد شدنشان و پشیمان شدنشان فراوان داریم

    ما صف در صف جادوگران را داریم که ایمان آوردند و جان باختند
    ما حر بن یزید ریاحی را در کربلا داریم و…..

    خواهر عزیز فلورا:
    میدونم که این صحبتها رو به شما گفتن هیچ فایده ای نداره
    کدوم عالم “رسمی” دین اسلام اشتباهات مفلوکانه ش رو پذیرفته و می پذیره تا شمایی بپذیرین که در زیر مجموعه شون هستین و زیر چادرشون بزرگ شدین .

    به خواهر عزیز فلورا:
    شما اول اشتباهات را بگویید بعد قضاوت کنید که عالم رسمی اشتباهات را نمی پذیرد

    تا این جا چند نکته بیان فرمودید:
    1- هر دینی علمای رسمی و غیر رسمی دارد

    2- علمای رسمی در هر دینی اول عمل می کنند بعد فکر می کنند

    3- دین اسلام هم دو نوع عالم دارد علمای رسمی و علمای غیر رسمی

    4- علمای رسمی اسلام اشتباهات مفلوکانه ای دارند

    5- علمای رسمی مسیحیت بر خلاف علمای رسمی مسلمان شهامت عذرخواهی دارند

    6- هیچ یک از علمای رسمی اسلام از اشتباهات مفلوکانه اش عذرخواهی نکرده

    خواهر عزیز فلورا:
    خداوند در قرآن به قلم قسم خورده، اما نگفته که کدوم قلم، نگفته که قلم پیامبر و امام و یک متدین یا قلم جی کی رولینگ و جرج بوش و سلمان رشدی.اگر شایسته میدونست میگفت!
    به خواهر عزیز فلورا:
    1- اگر همه برابرند چرا خودتان قدیسان مرگبار را بد می دانید؟
    چرا خودتان از علمای رسمی که عقاید مفلوکانه دارتد انتقاد می کنید؟
    در همین تارنما چقدر از بنده عیبجویی کردید
    پس به عقیده شما قرآن به همه قلم ها قسم خورده پس چرا قلم امثال ما را قبول ندارید
    خودتان با چه چه شدتی از یکی شدن علم حرف زدید و نقد کردید
    پس به نظر شما بین قدیسان هم می توانند مرگبار باشند
    پس به نظر شما حتی علمای رسمی هم عقاید مفلوکانه دارند که اشتباهات خود را نمی پذیرند
    خوب پس قسم به قلم همه نمی تواند باشد
    چگونه خداوند به قلم قدیس مرگبار قسم خورده است و آنچه قدیس مرگبار می نویسد

    اگر درسوره قلم منظور از قلم را بیان نکرده

    در سوره آل عمران فرموده فقط دین نزد خداوند اسلام است
    إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْکِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَمَن یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِیعُ الْحِسَابِ (19 آل عمران)
    دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است. و کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود; و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او مى رسد; زیرا) خداوند، سریع الحساب است._„_19

    فإنْ حَآجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ وَالأُمِّیِّینَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَیْکَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ (20 آل عمران)
    اگر با تو، به گفتگو و ستیز برخیزند، (با آنها مجادله نکن! و) بگو: «من و پیروانم، در برابر خداوند (و فرمان او)، تسلیم شده ایم.» و به آنها که اهل کتاب هستند ]= یهود و نصارى[ و بى سوادان ]= مشرکان[ بگو: «آیا شما هم تسلیم شده اید؟» اگر (در برابر فرمان و منطق حق، تسلیم شوند، هدایت مى یابند; و اگر سرپیچى کنند، (نگران مباش! زیرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است; و خدا نسبت به (اعمال و عقاید) بندگان، بیناست. 20

    إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَیَقْتُلُونَ الِّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ (21 آل عمران)
    کسانى که نسبت به آیات خدا کفر مىورزند و پیامبران را بناحق مى کشند، و (نیز) مردمى را که امر به عدالت مى کنند به قتل مى رسانند، و به کیفر دردناک (الهى) بشارت ده! 21

    أُولَئِکَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ (22 آل عمران)
    آنها کسانى هستند که اعمال (نیکشان، به خاطر این گناهان بزرگ،) در دنیا و آخرت تباه شده، و یاور و مددکار (و شفاعت کننده اى) ندارند. 22

    و در سوره آل عمران فرموده هرکس غیر از اسلام دینی را بپذیرد قبول نکند و نزد خدا زیان کرده
    وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ (85 آل عمران)
    و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق،) آیینى براى خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد; و او در آخرت، از زیانکاران است. 85

    کَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْمًا کَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (86 آل عمران)
    چگونه خداوند جمعیّتى را هدایت مى کند که بعد از ایمان و گواهى به حقّانیّت رسول و آمدن نشانه هاى روشن براى آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیّت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد! 86

    أُوْلَئِکَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَالْمَلَآئِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ (87 آل عمران)
    کیفر آنها، این است که لعن (و طرد) خداوند و فرشتگان و مردم همگى بر آنهاست. 87

    خَالِدِینَ فِیهَا لاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ یُنظَرُونَ (88 آل عمران)
    همواره در این لعن (و طرد و نفرین) مى مانند; مجازاتشان تخفیف نمى یابد; و به آنها مهلت داده نمى شود. 88

    إِلاَّ الَّذِینَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِکَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (89 آل عمران)
    مگر کسانى که پس از آن، توبه کنند و اصلاح نمایند; (و در مقام جبران گناهان گذشته برآیند، که توبه آنها پذیرفته خواهد شد;) زیرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است. 89

    إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ کُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الضَّآلُّونَ (90 آل عمران)
    کسانى که پس از ایمان کافر شدند و سپس بر کفر (خود) افزودند، (و در این راه اصرار ورزیدند،) هیچ گاه توبه آنان، (که از روى ناچارى یا در آستانه مرگ صورت مى گیرد،) قبول نمى شود; و آنها گمراهان (واقعى)اند (چرا که هم راه خدا را گم کرده اند، و هم راه توبه را!). 90

    إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ کُفَّارٌ فَلَن یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأَرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ (91 آل عمران)
    کسانى که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، اگر چه روى زمین پر از طلا باشد، و آن را بعنوان فدیه (و کفّاره اعمال بد خویش) بپردازند، هرگز از هیچ یک آنها قبول نخواهد شد; و براى آنان، مجازاتِ دردناک است; و یاورانى ندارند. 91

    خواهر عزیز فلورا:
    در مصاف فکر و اندیشه با جهل همیشه اندیشه پیروز بوده،هرچند ممکنه قلم در دست ناحق بیشتر و بهتر چرخیده باشه!

    به خواهر عزیزم فلورا:
    همین مطلب شما که قلم را در دستان حق و ناحق می دانید و پیروزی را با قلم بدستان حق می دانید دلیل بر این است که خداوند به قلم حق و به نوشته حقی که از قلم حق بر می آید قسم خورده
    در اینکه چه چیزی حق است اختلاف است
    شاید کسی قلم سلمان رشدی را آنچنان حق و مقدس بداند که خدا به قلم او قسم بخورد و نیز آنچه قلم او نوشته یعنی کتاب آیات شیطانی را آنچنان مقدس بداند که خداوند نعوذ بالله به آن قسم بخورد
    پس در اینکه قلی حق و قلمی باطل
    و قلمی شکست ناپذیر و پیروز و قلمی شکسته خواهد شد هیچ اختلافی نداریم
    فقط در حق و باطل بودن کدام دسته اختلاف داریم

    بنده هم با تمام وجود معتقدم در مصاف فکر و اندیشه با جهل همیشه اندیشه پیروز است
    هرچند قلم در دست ناحق بیشتر و بهتر چرخیده باشد

    این را با تمام وجود معتقد و ایمان دارم
    آری باطل کف روی آب است به تشبیه زیبای قرآن در فرق حق و باطل توجه کنید:
    أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَافَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَدًا رَّابِیًا وَمِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْیَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الأَرْضِ کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ (17 رعد)
    خداوند از آسمان آبى فرستاد; و از هر درّه و رودخانه اى به اندازه آنها سیلابى جارى شد; سپس سیل بر روى خود کفى حمل کرد; و از آنچه (در کوره ها،) براى به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگى، آتش روى آن روشن مى کنند نیز کفهایى مانند آن به وجود مى آید -خداوند، حق و باطل را چنین مثل مى زند!- امّا کفها به بیرون پرتاب مى شوند، ولى آنچه به مردم سود مى رساند ]= آب یا فلز خالص [ در زمین مى ماند; خداوند اینچنین مثال مى زند!_„_17

    و باطل رفتنی است
    وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا (81 الإسراء)
    و بگو: «حق آمد، و باطل نابود شد; یقیناً باطل نابود شدنى است!» 81

    وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا (82 الإسراء)
    و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى کنیم; و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمى افزاید.82

    و هیچگاه خودم را منزه و پاک نمی دانم و همانطور که خودتان گفتید من هم حساب اسلام از حساب خودم را جدا می دانم و خطاهایم نباید به پای اسلام نوشته شود و دعا می کنم:
    پروردگارا از تو می خواهم جز حق بر زبانم و قلمم جاری نشود
    و هر زمان قلمم و زبانم بر باطل خواست بچرخد قلمم را بشکن و زبانم را گنگ بگردان

    موفق و پیروز و سعادتمند باشید

  14. متاسفانه من توانایی رهایی افکار شما رو از جمودی که دچارش هستین چه در باب علم کلام چه درباب روانشناسی کودک ندارم.چون افکار من و شما در دومسیر متفاوت سیر میکنه. نشانه ی مسیرهای متفاوت ما هم همین عدم آگاهی شما به توهین علمای رسمی ما به شعور هم کیشان خودشون هست چه رسد به سایر ادیان!-

    فقط به این نکته بسنده میکنم که از نظر علمای رسمی ما -که اگر کمی اندیشه کنین متوجه مفهومش میشین- نه فقط کودکان نباید هرچیزی رو بخونن چون ممکنه افکارشون نادرست شکل بگیره بلکه من ِبزرگسال، و “او”ی پیرسال هم نباید هر کتابی رو بخونیم چون ممکنه انحراف پیدا کنیم!-رجوع کنید به آمار سانسور کتابهای منتشر شده و کتابهایی که سالهاست منتظر مجوز نشر هستن-

    همین کتاب “سلمان رشدی” رو اگر با ذهنی آزاد و آزاده بدون پیش داوری دینی بخونید، باعث میشه به شاخ و بالها و زوائد و حواشی و خرافات آمیخته و عجین شده با دین اسلام پی ببرید و دین تون رو هرچه صره تر و پاک تر و ناب تر خواهان باشید.
    اما متاسفانه به جای از بین بردن و پاک کردن خرافات و پلشتی ها از دین تنها به محکوم کردن یه کتاب -که چندان هم مورد استقبال قرار نگرفته بود وارزش ادبی نداشت- و محدور الدم بودن نویسنده ش اکتفا شد و اثر برعکسش رو هم که همگان شاهد بودن و هستن.

    اگر با ادبیات کودک و نوجوان آشنا باشین میفهمین که به کودکان معنای قدیس و فرشته و دعا و تمدنهای بشری و فرهنگها رو باید در غالب داستان آموخت! همون کاری که درقرآن و مثنوی برای بزرگسالان انجام شده، همون کاری که خانم رولینگ در 7جلد کتابش انجام داده. همون کاری که در کتاب”هوشمندان سیاره اوراک” انجام شده و به زیباترین وجه مفهوم نیایش رو به کودکان آموخته.

    کدوم عالم دینی رو میشناسین که برای فهم دین و حواشی اون به کودکان حرف تازه ای داشته باشه و دین رو بشکل مترقی امروزی به کودکان بفهمونه. متاسفانه اصول تربیت مذهبی یه عالم دین برای کودکان امروزی با اصولی که برای تربیت پدربزرگ بنده گفته شده هیچ تفاوتی نداره که البته بسیار مایه تاسفه!

    جواب تمام سوالها تون تو نوشته ی اول من هست، کمی اندیشه کنید به جوابتون میرسین.
    زیاده عرضی نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا