ششمین و آخرین بخش از هشت پا نامهی بیابانی !

در پنجمین بخش از این مجموعه گفتارها که به بهانهی ظهور پدیدهی رسانهای جدیدی به نام پل – اختاپوس آکواریوم اوبرهاوزن آلمان شکل گرفت، ابراز نگرانی کردیم که ظاهراً آدم زمینیها راه را گم کردهاند، هرچند، برخی از خوانندگان گرامی مهار بیابانزایی با درج نظرات ارزشمندشان، در این که اصولاً راه گم شده یا به صورتی عمدی به بیراهه بدل شده، تشکیک کرده و مهمترین آفت اجتماعات انسانی را در برتری هوشمندی بر خردورزی دانستهاند؛ موضوعی که اگر صحت داشته باشد، باید قبول کنیم که برای بازگشت به شرایط مطلوب، شاید هرگز زور خردمندان به توان هوشمندان نرسد! میرسد؟
چنین است که در ششمین و آخرین بخش از این سلسله گفتارهای هشتپایی، کوشیدهام تا خیال همه را از این بابت راحت کنم!
مطابق برآورد دانشمندان در آغاز هزارهی سوّم، اگر میخواستیم شتاب بیابانزایی را مهار کرده، توان تولید سرزمینها را افزایش داده و امنیت غذایی شهروندان زمینی را ارتقاء بخشیم؛ باید تا 20 سال بعد، بین 10 تا 22 میلیارد دلار در سال هزینه کنیم. البته این رقم به مراتب کمتر از حدود 42 میلیارد دلار خسارت سالانه ناشی از از اُفت تولید محصولات کشاورزی ناشی از بیابانزایی بود. با این وجود، متأسفانه آمارها دلالت بر آن دارد که دولتها آنقدر که ظاهراً نشان میدهند، در عمل از برنامههای مهار بیابانزایی حمایت نمیکنند. در واقع بودجهای که سالانه به این امر اختصاص داده میشود، کمتر از یک میلیارد دلار است که هیچ تناسبی با نیاز واقعی امروز جهان ندارد.
امّا آیا حقیقتاً تأمین بودجهی 10 میلیارد دلاری، آنقدر برای جامعهی جهانی کمرشکن است که به زحمت بتواند تنها یک دهم آن را مهیا کند؛ آن هم هنگامی که بدانیم، هزینهی مصرف جهانیان از مرز 40 هزار میلیارد دلار در سال گذشته است و لشکرکشی آمریکا به افغانستان، 300 میلیارد دلار هزینه روی دست مالیاتدهندگان آمریکایی نهاده است.
وقتی هزینهی آرایش دو کاندیدای ریاست جمهوری فرانسه در طول انتخابات سال گذشته (نیکولا سارکوزی و سگولین رویال) به 87 هزار یورو میرسد؛ وقتی برای اجاره دو ساعته یک سگ در تالار مد، 70 هزار دلار پرداخت میشود؛ وقتی مایکروسافت، برای تبلیغات سالی 518 میلیون دلار هزینه میکند؛ وقتی اروپاییان سالی 50 میلیارد دلار (یعنی دقیقاً به اندازهی مجموع کمکهایی که سالانه توسط ممالک ثروتمند شمال با کلی دردسر و شرط و شروط در اختیار کشورهای جنوب قرار میگیرد) به آتش سیگار دود میکنند؛ وقتی آمریکاییها سالی 31 میلیارد دلار پول آبجو میدهند (در حالی که هزینهی جلوگیری از سوء تغذیهی کودکان جهان در طول یک دهه مطابق برآورد یونیسف تنها 25 میلیارد دلار است)؛ وقتی ژاپنیها سالی 35 میلیارد دلار را در عشرتکدهها خرج میکنند و 35 میلیارد دلار دیگر را به سفارش آگهیهای تجارتی اختصاص میدهند و چینیهای مقتصد نیز 40 میلیارد دلار را به همین امر اختصاص میدهند؛ وقتی ایتالیاییها سالی 2.5 میلیارد دلار برای فالگیری هزینه میکنند وقتی استرالیاییها سالی 3.7 میلیارد دلار برای خرید لوازم آرایشی هزینه میکنند و تجارت جهانی لوازم آرایشی به حدود 150 میلیارد دلار میرسد (حیرتانگیزتر آن که تازهترین بررسیهای انجام شده نشان میدهد که هر یک از شهروندان مؤنث جهان در طول زندگیشان معادل 300 گرم سرب را در قالب 2 کیلوگرم رژ لب نوش جان میکنند که 68 درصد میزان سرطان را افزایش میدهد. گفتنی آن که درصد بالایی از رژ لبها دارای ترکیباتی از اکسید آهن، پلی اتیلن و دی اکسید تیتانیوم است که خطر ابتلا به سرطانهای ریوی و سینه را تا 55 درصد بالا میبرد. حیرتانگیزتر آن که سالانه دولتها چیزی در همان حدود هم خرج میکنند تا عوارض چنین سرطانها و بیماریهایی را کاهش دهند! یعنی 150 میلیارد دلار برای خوشگلتر کردن و 150 میلیارد دلار دیگر هم برای درمان عوارض خوشگلکردن هزینه میکنیم! حالا شما پیدا کنید رد خردمحوری را در این ماجرا!) ؛ وقتی مهم ترین تفریح 80 درصد اسپانیاییها جابجایی میلیاردها دلار در پای میز قمار و رمالی و گاوکشی است؛ وقتی و وقتی …
نباید در تأمین چنین مبلغی برای مهار بیابانزایی ناتوان باشیم! به طور مثال، در حالی که برنامهی محیط زیست سازمان ملل (UNEP) برای حفظ بودجهی سالانه 100 میلیون دلاری خود به دست و پا افتاده است، هزینهی نظامی جهان به بیش از 2 میلیارد دلار در روز بالغ شده است. در همین حال سازمانهای محیط زیستی هشدار میدهند که برای نگهداری از نواحی حفاظت شدهی فعلی، یعنی یگانه ذخایر ژنتیکی و میراث مشترک حیات با کسری بودجهی 2.5 میلیارد دلاری مواجه هستند (این تخمین توسط “مرکز بین المللی حفاظت از محیط زیست برای علوم کاربردی تنوّع زیستی” مستقر در آمریکا، دانشگاه کمبریج بریتانیا و مؤسسه بینالمللی حیات پرندگان که متشکل از گروههای طرفدار محیطزیست است و در بیش از 100 کشور فعالیت میکند در جریان کنگره پارک های جهانی در دوربن، آفریقای جنوبی منتشر شد). آیا به راستی این ناتوانیها، خود شواهدی گویا بر عمق مناسبات نابخردانه و آزمندانهی حاکم بر جهان امروز و عدم تقدّم ملاحظات محیط زیستی و فرارشتهای بر مصلحتهای بخشی و اقتصادی و رمالی نیست؟
خواستم بگویم:
ماجرای هشت پای آلمانی و توجه کمنظیر جهانی به این اختاپوس کوچولو، بار دیگر نشان داد که بشر تا چه اندازه هنوز از خرد و ارادهی لازم برای شناسایی و حل مهمترین مشکلات فرا راه تحقق یک زندگی باکیفیت و پرنشاط فاصله دارد؛ واقعیتی که ثابت میکند: این خوشخیالی بسیار بزرگی است که بپنداریم، آدمی میتواند از ارادهی لازم برای مهار جریان بیابانزایی و کاهش اثرات سؤ تغییر اقلیم تا پایان قرن پیش رو برخوردار شود. زیرا ریشهکنی بیابانزایی و مهار جهانگرمایی با ریشهی انسانی، به پرهیز از جزیرهنگری و توانایی ذبح مصلحتهای بخشی و منطقهای در پای مصلحتهای ملّی و جهانی نیاز دارد؛ آموزهای که دستیابی به آن، دولتمردانی خردمند را برای اداره جهان میطلبد نه هنرپیشگانی باهوش را!
برخی دیگر از مراجع به کار گرفته شده در این مجموعه گفتارهای شش گانه:
1- اخلاصپور، ش. 1372: شهرها؛ میدانهای جدید کارزار. همشهری، ش 216، ص 6.
2- اسپینوزا، باروخ. بیتا: مبانی زندگی اخلاقی؛ در مجموعهی “فلسفهی نظری”، جلد اول(برگردان ابوطالب صارمی، 1343). تهران. مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم(1362)، ص 119-91.
3- اسلامی ندوشن، محمدعلی. پیش درآمدی بر مجموعهی 12 جلدی تاریخ بزرگ جهان. تهران. انتشارات یزدان.
4- الحق، محبوب. 2000: توسعهی انسانی در کشورهای اسلامی(برگردان مریم بیژنی، 1379). اطلاعات، ش 21987، ص 12.
5- بازلو، جان. 1989: جهان استیون هاوکینگ (برگردان حبیبالّله دادفرما، 1372). انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 195 صفحه.
6- برانت، ویلی. 1980: جهان مسلح، جهان گرسنه(برگردان هرمز همایون پور، 1365). تهران. انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، 228 صفحه.
7- پرانک، ژان و محبوب الحق. 1991: گزارش لاهه – پیشزمینهی توسعهی پایدار؛ از فکر تا عمل (برگردان مصطفی مهاجری، 1380). تهران. فصلنامهی محیطشناسی، ش 28، زمستان 1380، صص 99-85.
8- پرزدکوئیار، خاویر. 1996: تنوع خلاق ما، گزارش کمیسیون جهانی فرهنگ و توسعه(برگردان هادی غبرائی و همکاران، 1377). تهران. انتشارات کمیسیون ملی یونسکو در ایران، 328 صفحه.
9- تارو، لستر. 1992: رویارویی بزرگ(برگردان عزیز کیاوند، 1372). تهران. انتشارات موسسه عالی پژوهش در برنامهریزی و توسعه، 387 صفحه.
10- تامارو، سوزانا. 1994: برو آنجا که دلت میگوید (برگردان شهرزاد میچلی، 1376). تهران. نشر کتاب، 226 صفحه.
11- توحید، محمّدعلی. 1380: تحلیلی بر زمینههای بروز فساد اقتصادی. تهران. همشهری، ش 2636، مورخ 10/11/1380، ص 5.
12- خالدی، شهریار. 1380: بلایای طبیعی. تهران. انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، شمارهی 300، 291 صفحه.
13- خراسانی، نعمتالله. 1371: پیشگفتار در مجموعهی مقالات سمینار بررسی مناطق بیابانی و کویری ایران، ص 9-6. تهران. دانشگاه تهران.
14- دورانت، ویل و آریل. 1967: تاریخ تمدن- جلد دهم(برگردان ضیاءالدین علایی طباطبایی، 1369). تهران انتشاارت آموزش انقلاب اسلامی، 694 صفحه.
15- رحیمی، حسین. 1380: بررسی اثر فقر بر محیطزیست. تهران. اطلاعات سیاسی/ اقتصادی، ش 170-169، صص 221-214.
16- رسولاف، جلال. 1377: تغییر الگوهای مصرف امروز در جهت توسعهی انسانی فردا (گزیدهای از گزارش توسعهی انسانی UNDP در سال 1998). تهران. فصلنامهی اقتصاد کشاورزی و توسعه، سال ششم، ش 24، ص 20-7.
17- ریفکین، جرمی و تد هوارد. 1989: جهان در سراشیبی سقوط(برگردان محمود بهزاد، 1375). تهران. انتشارات سروش، 313 صفحه.
18- ریلی، باب. 2000: هزینهی حضور ارتش آمریکا(گزارش خبری). ایران، ش 1590، ص 4.
19- ریوز، هیوبرت. 1991: ساعت سرمستی(برگردان رضا فرنود و سیروس سهامی، 1371). تهران. نشر قطره، 339 صفحه.
20- طراوتی، حمید.1379: ناسازگاری آب و هوا، حاصل توسعهی ناپایدار. همشهری، ش 2295، ص 7.
21- طلوعی، محمود. 1372:روز جهانی زمین و کودکان جهان. تهران. دنیای سخن، ش 60، ص 17-16.
22- عبدالسلام، محمد. 1984:آرمانها و واقعیتها(برگردان ناصر نفری و مرتضی اسعدی، 1369). تهران. انتشارات انجمن فیزیک ایران، 413 صفحه.
23- عنان، کوفی. 2002: پیش گیری از مناقشات مسلحانه – گزارش دبیرکل ملل متحد. نیویورک. مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران، 56 صفحه.
24- قصاص، محمد. 1983: حفظ سپهر زیستی، حفظ زندگی(برگردان علی اسدی، 1370). تهران. انتشارات آموزش انقلاب اسلامی.
25- کارتر، و. فیندلی و جان م. راثنی. 2000: جهان در قرن بیستم (برگردان بهرام معلمی، 1379). تهران. انتشارات ققنوس، 861 صفحه.
26- کربی، الکس. 2003: کمبود شدید منابع مالی مناطق حفاظت شده. برگرفته از تارنمای: https://www.bbc.co.uk/persian/science/030913_h-si-species.shtml
27- کرمی، ناصر. 1381: تاریخ تازه آغاز میشود. تهران. همشهری، ش 2811 (25/5/1381)، ص 9.
28- کوئیلو، پائولو. 1999: نامههای عاشقانهی یک پیامبر (برگردان آرش حجازی، 1378). تهران. انتشارات کاروان، 175 صفحه.
29- لومبرگ، بیورن. 2002: اکونومی علیه اکولوژی (برگردان کوروش فخر طاولی، 1381). تهران. همشهری، ش 2762 (6/4/81).
30- ماتلاک، جان ل. 1989: آشنایی با طراحی محیط و منظر – جلد اوّل (برگردان معاونت آموزش و پژوهش سازمان پارکها و فضای سبز شهر تهران، 1379). تهران. حوزهی معاونت خدمات شهری شهرداری تهران، 340 صفحه.
31- مایور، فدریکو. 1998: آینده؛ یا مشترک خواهد بود، یا اصلاً وجود نخواهد داشت(برگردان محمد جعفر پوینده، 1378). تهران. پیام یونسکو، ش 336، ص 37-36.
32- مکیآبادی، محمّد. 1380: فناوری عنانگسیخنه، رودررو با محیطزیست. تهران. همشهری، ش 2652، مورخ 27/11/1380، ص 20.
33- نایت، میخائیل.2000: آلودگی آب. ضمیمهی اطلاعات، ش 20841، ص 3.
34- هانت، ای .ک. 1999: تکامل نهادها و ایدئولوژیهای اقتصادی (برگردان کهزاد بابایی، 1379). همشهری، ش 2197، ص 7.
35- Daily, Cretchen C. 1997: Restoring value to the world’s degraded lands.p 235-242. Population and Environment In Arid Regions. Edited by J. Clark and D.Noin. UNESCO.In:Paris.
36- Glubev, Genady N. 1999: On public participation in Combating Desertification, proceeding of the international symposium held in Tehran, Iran. 12-15 oct. 1998. Tokyo. UNU Desertification Series, No. 1.
37- Grace, J.Craig and Don Baucum. 2002: Human development (ninth edition). New Jersey prentice hall.
38- Hunt, David & Catherine Johnson. 1995: Environmental Management Systems. McGRAW-HILL Book Company. 299p.
39- Miller, G. Tyler. 1997: Living in the Environment.(Tenth Editions). U.S.A. W and ITP co. 761p.
40- Miller, G. Tyler.1999:Environmental Sceince(seventh edition). Canada. Wads Worth pub. 601p.
41- Mohaghegh Damad, M. 2000: A Discourse on Nature and Environment from Islamic Perspective. Tehran. Departman of Environment.
42- Murc, Barbara; Brian J.Skinner & Stephan G.Porter.1997: Dangerous Earth; an introduction to Geologic Hazards. John Wiley & Sons, Inc. 300p.
43- Nebel, Bernard J.and Richard T. Wright. 1998: Environmental Science, The Way theworld works (Sixth Edition). USA. Prentice-Hall International. Inc. 698p.
44- UNDP. 2003: Human Development Report 2003
Millennium Development Goals: A compact among nations to end human pover. https://www.undp.org/hdr2003/.










قربان چشم شما روشن باشه به جمال کروکدیل استرالیایی ها که امروز برنده ی انتخابات پس فردای مملکت را پیش بینی کرده. امیدوارم باعث بشه یک سری یادداشت جدید در حوزه ی توسعه بنویسید
https://www.abc.net.au/news/stories/2010/08/19/2987787.htm
این گونه مقایسه ها جان کاه است !
خصوصن وقتی می بینی که خودت هم ناخواسته سهمی در سنگین شدن ِ آن طرف ترازو به نفع اشتباه داری …
تمایزی که بین دو واژه ی هوشمندی و خردورزی داده بودید ؛ قابل تامل بود .
به بهروز:
این ها همه از نتایج سحر است رفیق من … بعد از لاکپشت و هشت پا و کروکودیل باید منتظر کوسه و نهنگ خشمگین هم باشیم …
نگران ربط آنها هم با توسعه نباش!!
.
.
به شقایق:
امید که خردورزان عالم بتوانند بر لشکر هوشمندان هالیوودی و بالیوودی و … پیروز شوند …
درود.
بقول شاعر:
دور دوره میرزا جلاله یک زن به دو شوهر حلاله!!
تا بوده همین بوده و تا هست همین است
در زیراین آسمان نیلگون و این گنبد گردون به هرکجا که بنگری آسمان همین رنگ است
..ما خوب و یا بد در یک جامعه جهانی زندگی می کنیم که از ده هزار سال گذشته تا کنون لباس غذا بهداشت و فن آوری تغییر کرده ولی خوی بشری چندان تغییر نیافته اشت
پاسخ:
حقیقت این است که خوی بشری هم تغییر کرده اشکار جان …
حالا کمتر می شود خنده ها را باور کرد و بر روی دیوار کسی که می گوید: چاکرتیم، یادگاری نوشت!
ولی بین خودمان باشد
ماها هم آیا در کشوری بودیم که سطح درآمد سالانه نه فردی بالا بود آیا اینگونه عمل نمی کردیم؟
آمریکایی سالی 35 میلیارد پول ماالشعیر دبش و سنگین تگری می دهند ما هریال چقدر دوغ آب علی و زمزم می نوشیم؟
حساب کردید چقدر بانوان ایرانی از شمسی خانوم و بدری خانوم با سینه های آویزون غرق در چربی و دنبه و کثافت و خرافات و شهوت رانی تا رزیتا جون و فی فی جون مند بالا و بینی عمل کرده که با رنگ سبزه برنزه آنگولایی سفره رفتنش قطع نمی شود چقدر لوازم آرایشی مصرف می کند؟
پاسخ:
به طور متوسط ایرانیان، 5 الی شش برابر متوسط جهانی مصرف می کنند، به ویژه در حوزه انرژی، آب و نوشابه …
درویش خان احسان نراقی از دوران تخصیل در فرانسه می گوید…..
با نوه هانری دونان موسس صلیب سرخ همکلاس بودیم و دران روزگار جو چپ زدگی در همه جا شیوع داشت . من هم به طبع آن اندیشه به تمام نهاد های بین المللی بد بین بوده و ایراد می گرفتم . نوه هانری دونان روزی بمن گفت : کاملا حق با شضما است اما اگر روزگاری شما در جایی گرفتار شوی و پس از مدت ها از یکی از همین نهاد های فرا مرزی کمکم حتی در حد یک بیسکوییت به شما شود چقدر اثر مثبتی دارد
پاسخ:
خب … که چی؟!
شما را نمی دانم اما اگر من پول داشتم….هی هی هی..کاستاریکا کجایی؟
گریه آور است ولی نهاد های جهانی نگران این هستند که کمک های فوری جهانی به عوض اینکه بدست سیل زدگان سند برسد در جیب دزدان دولتی فروبرود….الان همه دزدان دولتی بشکن زده و صیغه بلغت را برای بلعیدن کمک ها می خوانند ..البیه ایران را نمی دانم انشالله که اینجا همه چیز در امن و امان است .
ژاپنی ها 35 میلیارد دلار در عشرتکده ها خرج می کنند؟؟
ببینم اگر در اینجا هم خانه عفاف بود حساب سرانگشتی کردید چه گردش مالی عظیمی داشت؟ ها نداشت ؟
پس ژاپنی ها را مقصر ندانید درویش خان
پاسخ:
نرخ فساد پوشیده در کمتر کشوری همانند ایران فاجعه بار است.
درویش خان
هرکشوری که دیدید بجز نیروی کار و مدیریت از برکت کشور های ضعیف دیگر قدرت مند تر و غنی تر می گردد این قانون طبیعی بوده است نظام بهره مشی نظامی است که به جنگل های کوهستانی ژاپن دست نمی زند ولی چوب های گرانبهای فیلیپین برای مصارفی چون ساخت قابل سیمانی ؟ به یغما می رود
اما مگر ایرانیان در اوج قدرت خود نیز چون باقی تمدن ها نبودند؟ این همه کشتاری که شاه عباس در گرجستان کرد ازبرای چه بود؟در دوره ساسانی و هخامنشی وسعت کشور بزرگ و دولت قوی و مدیریت تا پیش از فروپاشی و فساد درونی مثال زدنی بود اما آیا در آن موقع هم مانند زمان کنونی قدرت مندان عمل نمی کردند؟
درویش خان خیلی بجوش بیایم مجبور می شوم شعر شب شبه ماه و نوره شب شب عشق و شوره را کامنت بگذارم ها…
راستی اگر دارایی و پول بد است می شود ان لب تاب خوشگلتان را بمن هدیه بدهید ؟
جان می دهد برای فیلم دیدن در اتوبوش!!!
این جمله ات سخت درست است: “نظام بهره کشی، نظامی است که به جنگل های کوهستانی ژاپن دست نمی زند؛ ولی چوب های گرانبهای فیلیپین برای مصارفی چون ساخت قابل سیمانی ؟ به یغما می رود.”
کاش به جای شب شب شعر و نور، از این جمله ها بیشتر می نوشتی رفیق مازنی من!
.
.
در ضمن اینجا کسی قصد تطهیر شرق یا ایران در برابر غرب را ندارد که تو مدام مثال نقیض می آوری …
کار از پای بست مشکل دارد … البته به جز کاستاریکا!!
ما « فقط » یک پله از غرب عقبیم.
اونا بجز خودشون دلشون برای هیچ کس دیگه نمیسوزه. ما نه دلمون برای دیگران میسوزه و نه دلمون برای خودمون میسوزه !
به من نگوئید که ضریب هوشی ما ایرانیها پائینه!
چشم نمی گویم محمد جان!
اما تو برایم بگو به کسی که – به قول خودت – دلش نه برای خودش و نه دیگران نمی سوزد، چگونه می توان هوشمند گفت؟!
درود …
مهندس جان . فرهنگ رشد که همان فرهنگ خوددوستی است هنوز به ایران نیامده. شاید چند صد سال طول بکشه. حقیر بیشتر از ۳۰ سال هم شرقرا دیدم و هم غرب . تا به امروز هیچ ملتی را ندیدم که توانا و قدرتمند شود بدون آنکه در ابتدا فرهنگ خوددوستی را در جامعه خود رشد داده باشد. ضریب هوشی کافی را داریم اما بنا به دلایل مختلف هنو ز فرهنگ خوددوستی در ما رشد نکرده و به نوعی هنوز عمیقا مستعمره ( فرهنگی ) هستیم.
ما باید یاد بگیریم و عملاً نشان دهیم که هم خودمان می توانیم خوب باشیم و هم دیگران می توانند خوب باشند.
این همه دشمن دشمن کردن؛ یعنی چه؟ یعنی من خوب هستم، اما تو خوب نیستی!!
و این یکی از نشانه های بیماری مدیریت حاکم بر این کشور است که شوربختانه به مردم هم سرایت کرده است و کار به جایی رسیده که ناخودآگاه یا خودآگاه می گوییم: من بد هستم، تو هم بد هستی!
درود …
من فکر میکنم بعد از این همه سال دیگه وقت آن شده که رئالیسم سیاسی را به جای ایده آلها راهنمای اعمال خود قرار دهیم. فصل ایده های دست نیافتنی گذشته باید واقع گرا شد . این اولین قدم است .
مصداق واقع گرایی چیست؟ نخستین گام کدام است رفیق من؟
مهندس چطور یک فرهنگ را توضیح بدهم که بنا به دلایل مختلف همانطور که در بالا نوشتم هنوز در کشور و زبان ما شناخته شده نیست! اما شاید بتوان گفت مصداق
« فقدان واقع گرایی » را درتمام سطوح فرهنگی ٫ فکری ٫ اقتصادی و سیاستها میتوان دید.
چطور باید حرکت کرد؟ چگونه باید دیواری را بنا کرد که خشت نخستینش کج نباشد؟
من به گمانم باید از همین اخلاق مداری شروع کنیم …
محمد عزیز:
ما باید هنگام رفتن در پشت سر خویش، رد پایی روشن روی شن های زمان برجای نهیم … چقدر باید با هر دولت و حکومت نو، از صفر شروع کنیم؟!
مهندس تجربه نشان داده که درست همین – اخلاق مداری – در تمام سیاستهای خارجی کشورهای پیشرفته غایب بوده در حالی که در داخل مرزهای خودشون شدیدا – اخلاق مداری – را توسعه داده اند.
شاید این همان مصداق واقع گرایی است.
پاسخ:
درست بر عکس ما! نه؟
آمار مقایسه ای تکان دهنده ای بود …
سپاس
درود بر هومان عزیز …
آمار نگو … که ما “آمار” را خراب کرده و آبرو برده ایم! نبرده ایم؟
چقدر مارکسی بود این مطلب
بگم منظورم نه این مارکسیسم بلغور هستا.. خود شخص مارکس سرشت انسان راستین رو می گم
من که منظورت را نفهمیدم! امیدوارم بقیه فهمیده باشند!!
درود …
چند وقت پیش تو ماهنامه صنایع بهداشتی یه مطلب خونده بودم که آمار استفاده از لوازم آرایشی در ایران 2.5 برابر کشورهای توسعه یافته ست. و سن استفاده از این وسایل هم به طور متوسط 3 سال پایینتره، پس ما هم اگر عرصه رو مساعد ببینیم خوب جولان میدیم ها!
راستی!
مطلب امروزتون رو تو روزنامه شرق خوندم
واقعا نمیشه باور کرد که دریاچه ارومیه هنوز یه تیم حفاظت نداره!
یعنی واقعا یک آزمایشگاه مستقل یک تیم زیست محیطی برای دریاچه ارومیه نداریم؟
فکر نمیکردم که دیگه اینقدر محروم باشیم!!
در مورد اشتیاق خانم های ایرانی، عرب و ترکیه اخبار زیادی منتشر شده است که مدعای شما را تأیید می کند!
اما در مورد دریاچه ارومیه، واقعاً ماجرا بیشتر کمدی است تا تراژیک!
درود …
« …. آمار استفاده از لوازم آرایشی در ایران ۲٫۵ برابر کشورهای توسعه یافته ست. و سن استفاده از این وسایل هم به طور متوسط ۳ سال پایینتره، ….»
فکر میکنم آمار استفاده از رنگ مو آمار به مراتب بالاتری داره ! راستی چرا اینطوره؟! آیا با مشکل هویتی در رابطه است؟
به نظرم آنهایی که سهم عمده ای از وقت با ارزش خود را در شبانه روز صرف آرایش ظاهری شان می کنند، از جاذبه های درونی و ماندگار خویش غفلت ورزیده اند و این البته فقط به بخش مؤنث جامعه محدود نمی شود؛ برخی از مردان هم آنگونه در خیابان و محافل حضور می یابند که انگار کار دیگری جز آرایش خود ندارند!
فکر کن به جای آن همه وقت و پولی که اینچنین به هدر می رود؛ می شد چقدر کتاب خواند یا به تماشای زیبایی های طبیعت شتافت …
فروم یه کتاب داشت در باره مارکس. اسمش هست سرشت انسان راستین . تو این کتاب فروم در باره خود شخص مارک نوشته و این که چقدر دغدغه فقرا داشته. دغدغه سودجویی های کاراخانه داران قرن 18 و شکم گرسنه کودکان… منظورم این بود که این دغدغه ها شبیه اون بود..
————————-
در باره تعطیلات خوب چون پسر بودینخوشتون میومده !! اگر دختر بودین و تو یه شهر کوچیک اونوقت درک می کردین مصائب تعطیلات طولانی اون زمانه ها .. حالا که دیگه همه چی فرق کرده
فروم یه کتاب داشت در باره مارکس. اسمش هست سرشت انسان راستین . تو این کتاب فروم در باره خود شخص مارک نوشته و این که چقدر دغدغه فقرا داشته. دغدغه سودجویی های کاراخانه داران قرن 18 و شکم گرسنه کودکان… منظورم این بود که این دغدغه ها شبیه اون بود..
————————-
در باره تعطیلات خوب چون پسر بودینخوشتون میومده !! اگر دختر بودین و تو یه شهر کوچیک اونوقت درک می کردین مصائب تعطیلات طولانی اون زمانه ها .. حالا که دیگه همه چی فرق کرده
عجیبه که این نشانه های بارز بی هویتی و بیماریهای اجتماعی توسط «فعالان» مباحث اجتماعی مورد کالبد شکافی ونقد و بررسی قرار نمیگیرد. فکر میکنم منتظر خارجی ها هستند تا دلایل این رفتارهای زننده را برای ما تعریف کنند. چند وقت پیش فرانسویها در مورد « مد» بودن عمل بینی در ایران فیلمی ساختند که شخصیت جوانهای ما را در ردیف زباله به پائین بردند. بعید دور از انتظار نیست اگر در مورد رنگ کردن موی خانمها هم چیزی در دست تهیه داشته باشند.
سلام
وبلاگ شما در فهرست وبلاگهای خواندنی ایران در سایت روزنامه نگار آزاد قرار گرفت . از این پس وقتی که مطلب جدیدی را بنویسید نوشته تان بطور اتوماتیک در بالای فهرست “جدیدترین مطالب وبلاگهای خواندنی” ظاهر میشود . امیدوارم که از این طریق جمع جدیدی از خوانندگان سایت روزنامه نگار با مطالب سایت – وبلاگ شما آشنا شوند
روند رو به رشد مصرف گرایی خیلی ریشه دار تر از این است که صرفن با تبلیغات به پیش برود . خیلی وقتها بشر برای جبران کمبودها در بخش های دیگر زندگی ، یک قسمت از زندگی اش را پررنگ تر می کند .
مدینه ی فاضله ای که در آن خردورزان بتوانند بر هوشمندان برتری پیدا کنند به یک هوشیاری جمعی نیاز دارد که هیچ نشانه ای از آن در گوشه کنار عالم دیده نمی شود .
حرکت های کوچک بوجود آمده در بعضی سرزمین ها، اگر نگوییم حرکات انتحاری ، بیشتر شبیه شوهای تبلیغاتی است .
خردورزی ، هزینه دارد و گمان نمی کنم در این دوره و زمانه ، افراد زیادی باشند که این متاع را بخرند.
در جامعه ای که ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه روی دست مالیات دهندگانش باقی می ماند – به دلیل خودخواهی و زیاده خواهی سیاست مدارانش – فضا برای هزینه ی ۵۱۸ میلیون دلاری مایکروسافت ایجاد می شود .
مردم خسته از جنگ ، خسته از سیاست ، خسته از دروغ ، خسته از بی عدالتی ، خسته از خودشان … به سرگرمی های نو نیاز دارند… در تمام دنیا و این ، در جهان سوم نمود بیشتری دارد.
نکته ی آخر اینکه : شخصن بحث استفاده از لوازم آرایش در دنیا را خیلی خیلی پیچیده تر از “خوشگل شدن” می دانم .
خودمانیم ، همین “خوشگل ها” اگر بدون آرایش به خیابان بیایند و همه شان هم سرشار از خرد و دانش و آراستگی های باطنی باشند ، چند درصد از مردان این “خوشگل های سابق” را می پذیرند؟
با سلام تشکر
به مهتا:
ممنون از توضیحات تکمیلی تان.
.
.
به محمد:
نشانه های بارز بی هویتی همانگونه که گفتی فراوان است و یکی از مأنوس ترین آنها، شکوفایی هشت پای آلمانی و کروکودیل استرالیایی و لاکپشت آرژانتینی است!
.
.
به عبداللطیف عبادی:
سپاس.
.
.
به سروی:
یعنی خانم ها صرفاً برای جلب مردان این کار را می کنند؟!
.
.
به شهریاری:
درود …
صرفا خیر!
ولی یقینا یکی از دلایلش همین است … تاکید می کنم ، یکی از دلایلش.
علاقه به زیبایی ها و نیاز به زیبا بودن و زیبا دیده شدن ، جزء مسائل انکارناپذیر است که هیچ اشکالی هم ندارد . اما تاکیدی که در برخی جوامع روی این مساله وجود دارد و من آن را ناشی از دور شدن از فرهنگ بومی آن منطقه می دانم ، باعث شده این مساله رواج بیشتری پیدا کند .
در فضای مجاور این جا – دلنوشته ها- شما از جدولی حرف زدید که ایران در سطر نخست آن قرار دارد . هیچ جای فرهنگ و تمدن ایرانی ، رنگ سیاه و تیره مورد پذیرش و اقبال نبوده . لباس های سنتی ایرانی سرشار از رنگ و زندگی بودند ، اما آنچه امروز جایگزینش شده ، لباس هایی است که معلوم نیست رنگ و ریشه در تاریخ و تمدن کدام سرزمین دارد .
سیاهی ها و تیرگی ها که جایگزین رنگ ها شدند ، تعبیر و تفسیر زیبایی ها هم تغییر کرد . آن وقت برای زیبا شدن و زیبا دیده شدن که خواست فطری هر انسانی است ، لوازم آرایش به کمک آمدند .
نه ، من فکر نمی کنم ، خانم ها فقط برای جلب مردان آرایش می کنند ، من فکر می کنم معیار زیبایی تغییر کرده .
به سروی:
به نکات تأمل برانگیزی اشاره کرده اید … ما در بحث توسعه پایدار و درخور، بر اصلی تأکید داریم که برگردان ساده ی آن این است: «توسعه باید در تمامی سطوح و به صورتی متوازن رخ دهد تا پایدار باشد و بماند.» کشوری که فقط به توسعه ی بادکنکی علوم مرتبط با مثلاً فیزیک بپردازد؛ یا صرفاً بخواهد در پزشکی سرمایه گذاری کند و یا صنعت توریسم را رونق بخشد، بدون آن که توجهی شایسته به دیگر بخش ها و الزامات پایداری توسعه بکند، بی شک مشابه یک صندلی خواهد شد که پایه های آن هم قد نیستند! و معلوم است که چنین صندلی ای نخواهد توانست ایستا بماند.
آدمی نیز از این اصل مبرا نیست … یک انسان کوشنده و فعال اگر می خواهد هرگز دچار فروافت شخصیتی و افسردگی نگردد، باید بتواند با مدیریت درست زمان، توشه ای مناسب برای روزهایی که ممکن است جذابیت های ظاهری اش دیگر نتواند ارضایش کند، بردارد.
حرفم این است که توجه و هزینه های افراطی جامعه امروز به برجستگی های ظاهری و جذابیت های دیداری به جای زیبایی های رفتاری و سلوک اخلاقی، یکی از دلایل مواجهه ی آدم زمینی ها با انبوهی از مشکلات هنوز حل نشده و رشد شتابان کاهش امنیت روانی و غذایی در جهان است.
جان کلام آن که “بیابانزایی” در سرزمینی مهارناپذیرتر مینماید که هوشمندان آن سرزمین، کلید سعادت خویش را در تقویت راهبردهای دیداری بیابند و به ارتقای دانایی، ظرفیت سازی فرهنگی، ارزشهای اخلاقی و مبانی حقوق بشر و بیودموکراسی بیتوجه باشند.
.
.
به رسول خوارزمی:
خردم به من می گوید: دیر است! اما هوشمندی ام نمی خواهد واقعیت را بپذیرد!!
درود بر دیده بان عزیز و سختکوش پارک ملی خبر …
مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
وما سکوت می کنیم…
این مزرعه ی زندگی ماست
خشک و بی نشان
برای تازه شدن دیر نیست
به سروی عزیز
خوب خرد انسان اگر همپای هوشمندیش بباله، هم از زیبایی ظاهریش بهره ی کافی میبره هم فرزندانش رو طوری تربیت میکنه که حداقل-نه بیشتر- باطن یک زن رو هم به اندازه ی ظاهرش دوست بدارن و براش اهمیت قائل باشند اینطوری آدمی هیچکدوم از کارکترهای زیبا بودن و خردمند بودن رو از دست نمیده!
در ثانی در 99درصد زنهای ایرانی افراط در مصرف وسایل آرایشی اینقدر زیاده که اصل چهره ی شخص پیدا نیست که بفهمیم اون آدم به شخصه زیباست یا تابلوی زیبایی هست!!
این افرط هست که در این پست نکوهیده شده، نه زیبا بودن، و خود را زیبا تر کردن!
ببخشید آقای درویش که یه خورده بحث زنونه شد و خارج از موضوع البته!
به نکته درستی اشاره کردید …
چند سال پیش یکی از دوستانم که همسری ایتالیایی داشت را دیدم و آنچه که به نظرم جلب توجه می کرد، ظاهر ساده و بدون آرایش همسر ایشان بود. اما اخیراً که دوباره آن زوج را دیدم، با کمال حیرت متوجه شدم که خانم ایتالیایی ایشان به مقدار فراوانی از ابزارآلات آرایشی برای بزک کردن خویش بهره برده اند! وقتی دلیل این تغییر آشکار را از این خانم ایتالیایی جویا شدم، با خنده و طعنه گفت: به دلیل عدم امنیت از ربایش همسرم توسط خانم های ایرانی، مجبور شدم به رنگ جماعت درآیم!!
درود …
به آقای درویش عزیز:
با حرفهاتان موافقم
زنده باشید
به فلورا عزیز :
بله ، حرفهاتان کاملن درست است ، اما بحث این پست همین است که متاسفانه در حال حاضر ،در اکثر جوامع ، خرد همپای هوشمندی رشد نمی کند که اگر این طور بود خیلی از مشکلات حل می شد .
اگر خردمندان ما کمی هوشمندتر و یا هوشمندان ما کمی خردمندتر بودند ، این همه تصمیم و قانون نادرست در تمام جهات و مسائل در جامعه دیده نمی شد.
تصمیماتی که گاهی خیلی عجولانه و غیرکارشناسانه هستند .
تصمیماتی که رابطه ای اتخاذ می شوند نه ضابطه ای .
تصمیماتی که عمرشان به اندازه ی عمر مدیریت مسئولی! است که آن را اتخاذ کرده.
به قول آقای درویش عزیز ، در چنین جامعه ای خیلی نمی توان امید به مهار بیابان زایی داشت که هیچ! امید به خیلی چیزهای دیگر هم نمی توان داشت.
ممنون …
فقط من فکر می کنم: اگر کسی خردمند بود، حتمن هوشمند هم هست. اما اگر کسی هوشمند بود، دلیلی ندارد که حتمن خردمند هم باشد.
درود …
بله حتمن هست اما الزامن هوشمندی اش به پای خردمندی اش نمی رسد .
مثل خردمندانی که هوشمندانه وارد سیاست نمی شوند و …
و هوشمندانی که اگر چه خردمند نیستند اما هوشمندانه سیاست را به بازی می گیرند
از قضا به نظرم خطرناک ترین آدمها آنهایی هستند که هوشمندی شان به پای خردمندی شان می رسد یا از آن عبور می کند!
تمامی خونریزان تاریخ در این رده قرار می گیرند …
درود …
هوشمندانی که از “وسیله” ی خرد ، بد استفاده می کنند .
چون تیغ در دست زنگی مست …
جمله ای که مو لای درز درستی اش نمی رود! می رود؟
درود …
فکر کنم یه بار اینجا نوشتم که بزشک برزیلی برنده جایزه نوبل-اسمشون یادم نیست- کفتن بودجه ای که برای تحقیقات درمورد جراحی های زیبایی اختصاص داده شده 250 برابر بودجه ای هستش که صرف تحقیقات درمورد آلزایمر میشه! ودر آینده ما با انسانهای بسیار زیبایی مواجه میشیم که قدرت لذت بردن از زندکی و زیبایی شون رو ندارن!!
بی خردی ازین زیباتر!
بله واقعاً بی خردی از این زیباتر نمی شود فلورا! می شود؟
درود و ممنون از یادآوری این نکته ارزشمند و ظریف.
چقدر ناامید کننده بود فلورای عزیز
راستی سوال بیربطی به این پست هم داشتم !!
تو این وبلاگ دیدم که بخشی داری تخت عنوان بیشترین کامنتها و محبوبترین ها .این ها را چه جوری بایدبه وبلاگ اضافه کرد؟
ممنون
درود بر رگبار عزیز …
اینها ابزارک هایی است که وردپرس به مشترکان خود فی سبیل الله هدیه می دهد!
آقای درویش, فکر کنم یادتون باشه یه بار خبرنگار رندی از دکتر مهاجرانی پرسیدن اگر دوباره به دنیا بیاین چه راهی رو انتخاب میکنین که نرفتین و چه کارهایی رو انجام میدین که ندادین؟؟!
ایشون فرمودن همه راههایی که رفتمو میرفتم و همه کارهایی که انجام دادم رو انجام میدادم الا اینکه به وادی سیاست وارد نمیشدم!
من واقعا گاهی که آثارشون رو مطالعه میکنم ازینکه خرد و دانش ستودنی ایشون تحت تاثیر شخصیت سیاسی شون هست تاسف میخورم
درمورد ناامیدکننده بودن مطلب اون کامنت با شقایق عزیز موافقم!
پاسخ:
هرگز نطق مهاجرانی را در دفاع از خودش در مجلس فراموش نمی کنم … با این وجود من هم موافقم که او برای سیاست ساخته نشده بود …
درود …
خبر دارم آخر خبر
بخون و…. اونوقت بگو چرا اشعار شعربشکن بشکنه بشکن من نمی مشکنم بشکن رو کامنت میذاره !!!
یک ..دو…سه..رفتیم
…
گهداری دریاچهای ارومیه به این وسعت فعلی سخت است چون دچار کمبود آب هستیم. بنابراین بهترین کار در حال حاضر این است که با برداشت نمک هم به شکل سنتی و هم صنعتی غلظت نمک دریاچه را کمتر کنیم.
نادرقاضیپور نماینده شهر ارومیه در مجلس شورای اسلامی در مورد بحران دریاچه ارومیه گفت: دو سال قبل در آغاز کار مجلس هشتم، 220 نماینده با امضاء نامهای از رئیس جمهور درخواست کردند هرچه وضعیت دریاچه ارومیه بررسی شود.
او ادامه داد: رئیسجمهور هم دستور داد یک کمیته ای برای بررسی وضعیت دریاچه ارومیه با حضوروزیر نیرو، جهاد کشاورزی و سازمان محیطزیست تشکیل شود که استانداران آذربایجان غربی و شرقی و کردستان هم در آن حضور داشتند.
قاضی پور افزود: با وجود اینکه توسط این کمیته چند راهکار برای حل بحران دریاچه ارومیه ارائه شدهاست اما هنوز هیچ یک از این راهکارهای عملیاتی نشده است که من مرتب این مورد را در مجلس تذکر میدهم.
او توضیح داد: از بین راهکارهای پیشنهادی، ما دو راهکار را پیگیری میکنیم، یکی انتقال آب از رود ارس به دریاچه ارومیه و دیگری انتقال آب از رودخانه پیرانشهر به منطقه اوشنویه ـ نقده و از آنجا به دریاچه ارومیه.
نماینده مردم ارومیه در پاسخ به این سئوال که با وضعیت فعلی دریاچه ارومیه آیا راهحلی که بتواند حداقل در کوتاهمدت وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه را بهبود ببخشدوجود ندارد گفت: البته خشک و کم آب شدن دریاچه ارومیه به گفته بعضی از قدیمیهای شهر ارومیه 60 سال پیش نیز اتفاق افتاده است به طوری که مردم برای رفتن به تبریز از داخل دریاچه ارومیه که خشک شده بود عبور می کردند.
او ادامه داد: در گذشته گفته شده و امروز هم تاکید می شود نگهداری دریاچهای ارومیه به این وسعت فعلی سخت است چون دچار کمبود آب هستیم. بنابراین بهترین کار در حال حاضر این است که با برداشت نمک هم به شکل سنتی و هم صنعتی غلظت نمک دریاچه را کمتر کنیم.
نماینده ارومیه تاکید کرد: بهترین راهحل این است که از یک طرف آب از رود ارس به دریاچه ارومیه پمپاژ شده و از سوی دیگر برداشت نمک هم از دریاچه افزایش یابد تا به اینترتیب سطح دریاچه کوچکتر شود تا حفاظت از آن راحتتر باشد ، سپس منتظر لطف خدا و بارش باران باشیم تا دوباره آب دریاچه بیشترشده و دریاچه به سر جای خودش برگردد.
او از پیشروی آب دریاچه ارومیه در سالهای 72 تا 76 خبرداد و گفت: در بین سالهای 72 تا 76، پیش روی آب دریاچه موجب شد تا سطح زیادی از زمینهای کشاورزی اطراف دریاچه به زیرآب برود از قدیمیهای روستاهای اطراف دریاچه هم که میپرسیم میگویند در طول عمرشان شاهد پیشروی دریاچه در این حد وسیع نبودهاند.
او ادامه داد: امیدواریم شرایط دریاچه ارومیه طوری شود که نه پیش روی آب داشته باشد و نه کاهش آب، به عبارت بهتر نه افراط و نه تفریط.
قاضیپوردر پایان تاکید کرد: این که بعضی آقایان می گویند برای تامین آب دریاچه ارومیه، سدهایی که در مسیر رود رودخانههای ورودی به دریاچه ارومیه وجود دارد باز شود درست نیست، چون اگر همه آب سدهای رودهای دریاچه ارومیه هم باز شود 17 متر کاهش ارتفاع دریاچه ارومیه جبران نمیشود. /
نوشته شده در: 30 مرداد 1389 – 13:34 بعدازظهر
منبع خبر: ایلنا
جالب بود !
نه!!!
حلا ببینم درویش خان به من باید اعتراض کرد که در مطالب علمی و جدی شما کامنت هایی با مضمون شعر های بند تنبانی می گذارم و یا آقایانی که برنامه پرورش شتر در بستر خشکیده ارومیه می دهند و یا می خواهند دریاچه را در حد حوض خانه شان کوچک نمایند .
جای خانم مجتهد نجفی و کلنل عبادی خالی است
…کلنل عبادی هایییییییییییییییی!!!!
کجایید ؟ نکند علیاحضرت ملکه شما را در برج لندن زندانی کرده!!!!
خانم مجتند نجفی این نماینده ارومیه چی میگه؟
شما کجایید افطاری آش دوغ برای حاج آقا درست می کنید و یا کوفته !!!!
شاید هم افطاری در خانه دوستان از آن کباب کولبیده های فرد اعلای قم می زنید و نوش جان می کنید ؟
با رسیدن گوشت به کیلویی بیش از پانزده هزار تومان باید به شجاعت گاوهایی که به خیابان و اطراف جاده ها می آیند آفرین گفت .
…حلوای گردو و هویج خانم مجتهدی یادتان نرود البته با زعفران فراوان و گلاب
ما فقیر فقرا حالا بجای زعفران در ته چین زرچوبه اضافه می کنیم و بجای گوشت بره از رفیق قدیمی بادنجان
..حضرت عبادی
ما که دستمان کوتاه و خرما برنخیل
شما بجای من یک فیش اند چیپس فرد اعلا و پس از آن اگر اشتهایی بود یک پودینگ دل و قلوه بزنید و پس از ان هم به یک کافه رستوران عربی زده و همراه با کشیدن قلیان به تماشای رقص شکم عربی که آخ من بقربونش مشغول شوید
…..این هم خبر بعدی
…شبکه تلویزیونی «فارسی1» در راستای ترویج نام جعلی خلیج «ع ر ب ی» که از اهداف مغرضانه برخی کشورهاست همایشی را با عنوان جعلی خلیج «ع ر ب ی» برگزار کرده است.
به گزارش آریا، شبکه ماهواره ای «فارسی1» که این روزها با دوبله و پخش سریال هایی با مضامین غیر اخلاقی و جهت گیری های خاص اجتماعی، به طور هدف مند و مشخص سعی در تخریب فضای فرهنگی خانواده های ایرانی دارد، در اقدامی خلاف منافع ملی ایران و طبعا منطقه، سعی کرده با برگزاری همایشی با موضوع بازشناخت خلیج «ع ر ب ی» به جای «خلیج فارس» زمزمه های جدیدی را پیرامون این دروغ بزرگ از نو مطرح کند تا میان ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس اختلاف ایجاد کند.
شنیده ها حاکی است «رابرت مورداک» صاحب شبکه «فارسی1» در ماه مارچ میلادی جاری در دیداری با مقامات برخی کشورها، طرح اولیه برگزاری این همایش را ترسیم کرده بود.
این گزارش حاکی است طی مذاکرات این نشست مقرر شد که در ازای این اقدام ضد ایرانی زمینه های حمایت مالی کلان از شبکه «فارسی1» فراهم شود.
….جالب بود نه!!
….این هم یک خبر دیگر…
… عبدالرحمان بنحمد العطیه، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، در سخنانی مضحک، با زیر سوال بردن واقعیتهای آشکار تاریخی که مورد تایید همه مراجع معتبر علمی دنیاست، مدعی شد:حضور فارسها در اطراف خلیج (فارس) تنها به دولت صفویه یعنی نزدیک به پنج قرن پیش بر میگردد!!
العطیه در گفتوگو با روزنامه الحیات ـ چاپ لندن ـ با اتکا به همین نگاه وارونه و جعلی به تاریخ مدعی شد گفتن واژه خلیج فارس “خندیدن به تاریخ” است!!!
دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس با پافشاری بر این ادعای خود فارسی بودن خلیج همیشه فارس را مسالهای جدید عنوان کرد و مدعی شد:«کشورهای»! عربی از بیش سه هزار سال پیش در سواحل خلیج (فارس) حضور داشتند!!
….
حالا همه باهم ..گل به سر عروس یال…ه! دامادو ب..ب..و..س یال..ه….
ویکتوریا تورو بوسیده واسه کفتر عشقش مامان فرجولیتو دونه پاشیده!!!!!!!!!!!
پاسخ:
اشکار جان این خبر بیشتر از همه شاید برای خودت جالب باشه! چون که ظاهراً از مشتری های پر و پا قرص این شبکه هستی! نیستی؟
سلام به همه اقا یا خانوم اشکارحرفهای به این پر مغزی را کمی فشرده تر بنویس ادم بتونه بخونه عزیزم.
پاسخ:
این دفعه که البته فشرده نوشته شهریاری جان! ننوشته؟
میراث جهانی و شیرین کاری ما
https://aastan.blogspot.com/2010/08/blog-post_4164.html
بامزه بود صبا جان …
سلام. گفتگوی داغ سبز به روز است 🙂
خسته نباشی احمد جان.
درود …
درود
این پست روشنگرانه را باید در سطوح گسترده تری منتشر ساخت چرا که هر انسان خردورز و احیانن کم توجه به خرد را به ژرفای اندیشه می کشاند.
تصاویری که گزینش کرده اید خود گویای بسیار غم انگیز و واقعی از مفاهیم دردناکی است که مهار بیابان زایی به آن می پردازدو بی هیچ مبالغه ای بدجور دل آدم را به درد می آورد. از این بحث شروع کردم تا نکته ای بگویم: همانگونه که شما نیز به خوبی نوشته اید بی خردی تا کجاهاکه آدمی را نمی رساند. آمار تکان دهنده این نوشتار اثربخش نشان پررنگی از کم خردی موجود دوپای پرادعایی به نام انسان است که با هزار جور عقیده عجیب و غریب گمان می کند که حق دارد بر هر چیز بتازد و به اسم اشرف مخلوقات بودن! هر آسیب و جنایتی را به جهان روادارد. اما چرا این گونه بی خردی تاخت و تاز می کند و قوای خرد(با آن همه نیروی پرقدرت) بر زمین درمانده می ماند؟ چرا به قول این نوشتار، مبالغ هنگفتی صرف خریدهای بی ارزش و لوازم آرایش و … می شود اما برای گرانبهاترین گوهرهای هستی و مراقبت و حفظ از آنها سهل انگاریهایی وحشتناک رخ می دهد. می دانم بحث پیچیده تر از آن است که من بتوام با این فقر واژگان و ضعف کلماتم به آن بپردازم و زوایای بحث گسترده تر از آن است که در این مجال بگنجد و اصلا بحث تخصصی تر از آن است که چون منی بخواهد وارد آن بشود اما چیزی پس از چندین بار به این سرای آمدن و نظرات دوستان را خواندن فکرم را مشغول می سازد. به راستی چرا برخوردهای این چنینی بر قوای عقل آدمی غلبه می کند … بدیهی است که ما به جریان احساس و هیجاناتمان بیشتر فرصت جولان می دهیم تا خرد .. هیجاناتی از قبیل مطرح شدن بیشتر و لذت بردن بیشتر و احساس قدرت کردن و … مثلن کسی که هزینه زیادی برای خرید سگ یا لوازم آرایش یا هر چیز دیگری انجام می دهد چه به چه چیزی را در خود پاسخ می دهد که چنین آشوبگری می کند؟ شاید یک نکته ظریف در این میان آن باشد که باید به احساس به اندازه نیازش بها داد تا در جایگاه خود، آرام گیرد تا خرد پرده نشین هم فرصت تجلی پیدا کند.می توان روی همین مثال لوازم آرایش که محل بحث دوستانی هم شد بیشتر وارد شویم.از قول تحقیقات انجام گرفته می گویند که بانوانی که از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند بیشتر به آرایش روی می آورند اگر چه که این حکم کلی نیست یعنی آرایش هر خانمی نشان از کمبود اعتماد به نفس او ندارد ولی درصد قابل توجهی به این امر دچارند. کسانی که به شدت در گیر لوازم لوکس در زندگی هستند نیز در گرایشی از وجود خود گیر کرده اند یا آن که در خوردن مشروب افراط می کند و یا در کشیدن سیگار و دود کردن و …خوب اینها اگر انسانهایی متعادل به لحاظ روانی باشند دامنه پرداختن به این هیجان خواهی ای متعدد و احساسات ناسالم جانب تعادل را بیتر رعایت می کردند.اعتدال بخشی، کارکردی عقلانی است و از گردونه سامان بخشی احساس خارج است. اصلا ساحت احساس، عرصه طغیان و تاختن و افراط است و همین است که زیبایش می کند ولی این زیبایی آنگاه جلوه خواهد کرد که برمسند اطاعت و مدیریت خرد بنشیند. بگذریم.عرض من این است که شمار بسیاری از نوع بشر گرفتار این عدم تعادل اند پس بی خردیهایش با جلوه هایی که شما نمونه های آن را با استناد به آمار مختلفی بیان کرده اید طبیعت این سیستم است. می خواهم به ریشه برسم. اگر زمینه تعادل پاسخ گویی به هیجانات و احساسات طبیعی انسانها فراهم بود چنین رشد کاریکاتوری ای را از او شاهد نبودیم که در زندگی اش، غولهای آپارتمانی سر به آسمان کشند و سروها و کاجهایش بر زمین افتند… که گونه های زیستی بی توجه به چرخه حیات یکی درمیان از حلقه حیات بیرون افتند…که چنین تصویر و جدولی از نوع هزینه کردهایی در دولتها و حکومتها فریاد واانسان را از دل ما برآورد…پدیده اختاپوس و گرایش به رمالی و جادوگری در انسانها و در همین کشور خودمان اعتقاد به دعا کردن و بخت بستن و … نمودهای بی خردی و کم خردی آشکاری است و چرا در بعضی جوامع قطب این کارها بیشتر است… نگاه کنید ریشه ای به این مسایل … هر جا که شما احساس طبیعی و گرایش و غریزه طبیعی را سرکوب کنید دامنه خردورزی آسیب می بیند…
من نمی دانم چقدر توانستم آنچه را که در نظر دارم بنویسم راستش قرارم این بود که با مستنداتی بیایم و بنویسم ولی متاسفانه شرایط زمانی الان اصلا اجازه به من نمی دهد و اگر آنچه نوشته ام گویا نیست و وقت مفیدی را ضایع کرده است بر من ببخشید و به حساب ناتوانی نوشتاری ام بگذارید.
از دیگر نکاتم می گذرم … که بیشتر خجالت زده نشوم
بهروزی از آن شما باد..
به نیره:
به نکته دقیق و مفیدی اشاره کردید: اینکه هر جا که شما احساس طبیعی و گرایش و غریزه طبیعی را سرکوب کنید دامنه خردورزی آسیب می بیند…
این البته واقعیتی است که به ویژه در حکومت های خودکامه و توتالیتر بسیار مصداق دارد. اما به نظرم، موضوع اندکی پیچیده تر شاید باشد! زیرا چربش هوشمندی بر خردمندی در میان جوامعی که با چنین سرکوب هایی هم مواجه نیستند، آشکارا دیده می شود! نمی شود؟
ارتباط عدم اعتماد به نفس و روی آوردن افراطی به مظاهر افزایش جذابیت های دیداری را هم کاملاً موافقم.
سرفراز باشید.
یه شعر زیبا از امیر حسین سام
https://sam.malakut.org/
در بخش پایانی این بحثها:
اندر ستایش هشت پا و نکوهش دروغ و ریا:
اى تو اختاپوس خوب راستگو
صاحب کردار و گفتار نکو
ما ندیدیم از تو غیر از راستى
پیش بینی می کنى بی کاستى
ای که بیزار از دروغ و تهمتى
نیست رنجور از زبانت ملتى
حرف تندى گر شنیدى باک نیست
کیست اینجا کو خس و خاشاک نیست
دست بردار از خرافات ای پسر
کس ندارد از “قضای حق” خبر
هست اختاپوس پاک و بی ریا
در نهان مشغول تسبیح خدا
من ندیدم آبروی کس برد
پرده ی شرم و حیا را بردرد
هاله ای گردش ندارد پرفروغ
نیست اما تیره جانش از دروغ
هشت پا برده به سوی حق نماز
پای انسان از گلیم خود دراز
کاش انسان مثل اختاپوس بود
فارغ از این خدعه و سالوس بود
به فلورا:
ممنون از درج چنین حسن ختام طنازانه و هوشمندانه ای!
کاش واقعاً انسان مثل اختاپوس بود
فارغ از این خدعه و سالوس بود
.
.
درود …
https://30mail.net/news/2010/aug/22/sun/4000
با مجوز سازمان محیط زیست، نیزارهای اطراف تالاب بینالمللی چغاخور که زیستگاه گونههای درحال انقراض بود، زیر خروارها خاک دفن شدند./تهران امروز
ممنون از اطلاع رسانی ارزشمندت فرشید جان. از نزدیک در جریان این فاجعه هستم و با خبرگزاری مهر دیدگاه هایم را در باره اعاد ویرانگرش طرح کرده ام.
درود …
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
جناب آقای اشکار طاعاتتان قبول
اردبیل هستم در ساختمان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل اتفاقا د رمحوطه دانشگاه چند درخت چنار است و چند درخت آلبالو بزرگ و چند توت و یکی دو تا سیب کوچک و یک زرد آلوی کوچک
بااینکه اردبیل سرد ترین شهر کشور است و کوهستانی است و شاید حد اقل آلودگی را داشته باشد اما تمام برگهای درختان چنار همین محموطه دانشگاه علوم پزشکی اردبیل نیمه خشک شده است و برگهای درختان چنار البته برگهای باز شده در فروردین نه سالم هستند و نه سرسبز
هرچند کمن و بیش شاخه های جانبی جدید از تنه هایشان روییده که برگهای سالم دارند (البته برگهای سالم و نه سرسبز)
پس حتی چنار بدون تحمل گرمای تهران و آلودگی تهران در ارتدبیل خنک و پاکیزه هم در تابستان خزان می کنند تا چه رسد به هوای آلوده و گرم تهران
پس چنار خزان زودرس تابستانه دارد
و در مقابل برگهای توت و آلبالو و زرد آلو و سیب در سالم و سرسبز با سبزینه زیاد هستند که اثری از خشکیدگی و خزان در آن ها دیده نمی شود که کلی عکس گرفتم
و نیز برگ اکثر درختان غیر مثمر دیگر هم کم رنگ تر از درختان میوه هستند
فقط چند درخت گردوی کوچک کمتر از یک متری هستند که برگهایشان مانند چنار ها مقداری خراب شده نمی دانم شاید بخاطر آفت باشد
اما برگ تمام درختان میوه داخل محوطه دانشگاه علوم پزشکی اردبیل بسیار سرسبز تر و سالم تر از برگ های درختان غیر مثمر مخصوصا چنار ها هستند
موفقیت همه کاربران محترم را از درگاه خداوند خواهانم
آمین.
سرکار بانو مجتهدی کیفین احوال ؟حالون یاخچیدی ؟
…..اردبیل چه خبر ؟
سحریرشیر و عسل میل می فرمایید؟
کباب های فرد اعلاش چطوره؟
لطفا کمی از سوغات اردبیل برای ما هم بیاورید
..اگر در اردبیل باغ دارید می توانید از همانجا هم به بهترین نحو برای درختکاری نوزون با طبیعت بهره مند شوید یکی از بهترین کارها دفن زباله های خانگی و تبدیل آنها به کود کمپوست است که منهم در خانه انجام می دهم.
سرکار بانو نجفی من با شصت درصد از فرمااش های شما مخالف هستم اما پشتکار شما و سعه صدر شما قابل ستایش است.
شما اگر از قم و یا اردبیل شروع کنید بسیار عالی است مثلا از قدیم توتستان های اطراف ارومیه و تبریز همراه با انبوه سپیدار ها و تبریزی ها پوشش باغی و فضای سبز شهری آذربایجان را تشکیل می داد .شما مس توانید این پوشش را جایگزین چنار و درختان سوزنی برگ نمایید.
اگر شما در اردبیل باغ و زمین دارید یکی از بهترین کارها کشت گیاهان دارویی و جمع آوری گیاهان وحشی خوراکی می باشد .
..بازهم می گویم بردباری و استقامت شما مثال زدنی است
آی قیز منه باخ باخ
من گلمیشم سنه قوناخ
آی یار منه باخ باخ
منه پیشیر بیر قایقاناخ
آی یار منه باخ باخ
جیران منه باخ باخ
خومار اولدوم خومار اولدوم
خومار اولدوم خومار
کتان کوینک نازیک بدن
گؤردوم بی حال اولدوم
بی حال اولدوم بی حال
کتان کوینک بندی گوموش
گؤردوم بی حال اولدوم
بی حال اولدوم بی حال
گئتدیم گؤردوم بولاخدادی
آی یار منه باخ باخ
جیران منه باخ باخ
ال اوزونو یوماخدادی
آی یار منه باخ باخ
جیران منه باخ باخ
خومار اولدوم خومار اولدوم
خوماراولدوم خومار
کتان کوینک نازیک بدن
گوردوم بی حال اولدوم
بی حال اولدوم بی حال
گئتدیم گؤردوم باغدا یاتیب
آی یار منه باخ باخ
جیران منه باخ باخ
قارا تئللر گوله باتیب
آی یار منه باخ باخ
جیران منه باخ باخ
خومار اولدوم خومار اولدوم
خوماراولدوم خومار
کتان کوینک نازیک بدن
گوردوم بی حال اولدوم
بی حال اولدوم بی حال
من گلمیشم سیزه گوناخ
جیران منه باخ باخ
مارال منه باخ باخ
پیشیر منه بیر قی قاناخ
جیران منه باخ باخ
گئوزل منه باخ باخ
خومار اولدوم خمار اولدوم خومار اولدوم خومار
کتان کوینک بندی گوموش
گئوردوم بیر حال اولدوم بیر حال اولدوم بیر حال اولدوم بیر حال
لا لا لالالا لا لا لالا
لا لا لالالا لا لا لالا
گئدیم گئوردوم باغا یاتیب
جیران منه باخ باخ
مارال منه باخ باخ
قارا تللر گوله باتیب
جیران منه باخ باخ
گئوزل منه باخ باخ
خومار اولدوم خمار اولدوم خومار اولدوم خومار
کتان کوینک بندی گوموش
گئوردوم بیر حال اولدوم بیر حال اولدوم بیر حال اولدوم بیر حال
لا لا لالالا لا لا لالا
لا لا لالالا لا لا لالا
گئدیم گئوردوم بولاخ دادی
جیران منه باخ باخ
مارال منه باخ باخ
گوشا خال لار یاناخ دادی
جیران منه باخ باخ
گئوزل منه باخ باخ
خومار اولدوم خمار اولدوم خومار اولدوم خومار
کتان کوینک بندی گوموش
گئوردوم بیر حال اولدوم بیر حال اولدوم بیر حال اولدوم بیر حال
لا لا لالالا لا لا لالا
لا لا لالالا لا لا لالا
خومار اولدوم خمار اولدوم خومار اولدوم خومار
کتان کوینک بندی گوموش
گئوردوم بیر حال اولدوم بیر حال اولدوم بیر حال اولدوم بیر حال
لا لا لالالا لا لا لالا
لا لا لالالا لا لا لالا
__________________
گؤزلبم سنسن
گؤزلبم سنسن ،گؤزومون نوری
جنتده یوخدور سنین تک حوری
اوجاداغ باشیندا جئیران یول ائیلر
اوره گیمین باشیندا تیکان کول ائیلر
یارالیام دگمه،دگمه،دگمه،دگمه!
گولومون بوتاسین اگمه،اگمه ،اگمه!
ئولدورور منی یاریمین جوری
اونا من وورولدوم،اونا من یاراولدوم
گؤزلبم سنسن ،گؤزومون نوری
جنتده یوخدور سنین تک حوری
یارالیام دگمه،دگمه،دگمه،دگمه!
گولومون بوتاسین اگمه،اگمه ،اگمه!
گلمه دین
آخار سولار دایاندی
قلبیم حسرتله یاندی یار
رایین نه دن دولاندی یار
بیر گوروشه گلمه دین
گلمه دین – گلمه دین
گلمه دین یار گلمه دین
قلبیمده خوش اوموددون
آتش دیم سن سویوتدون یار
اوز وعده نی اونوتدون یار
بیر گوروشه گلمه دین
گون باتدی قاش قارالدی
قلبیمی غصه آلدی یار
گوزوم یولاردا قالدی یار
بیر گوروشه گلمه دین
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/10/02ساعت 15:24 توسط | آرشیو نظرات
داریخیرام
یادینا سال او گونلری. اودونا یانان من اولموشام.
حسرتینی چوخ چکمیشم .سنسیز الیشان من اولموشام.
بیلمه م نه اولدو یئنه .نه سوزوم ده یدی سنه . بیلمیرم یئنه.
اه.اه. داریخیرام – داریخیرام-داریخیرام.سنسیز یئنه.
گلیشینی .گولوشونو. هئی سالیرام یادیما- سالیرام یادا.
آی سئوگلیم نئجه دوزوم بو هیجرانا من بو دونیادا.
نئیله ییم-نئیله ییم .بیلمیرم. هیجرانا محنته دوزمورم.
داریخیرام – داریخیرام – داریخیرام سنسیز یئنه
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/10/02ساعت 15:14 توسط | آرشیو نظرات
تکی سن سسله منی
هاردا اولسان گله رم من ، تکی سن سسله منی
داردا اولسان گله رم من ، تکی سن سسله منی
یاخین اولسان یا اوزاق ، دره اولسون یادا داغ
منی کیم ساخلایاجاق، تکی سن سسله منی
عشقه یورد ایسه سینه م ، قوجالیق گلسه نه غم
دونه رم گنج لشه رم ،تکی سن سسله منی
سنسن عشقیم امه لیم، گلسه بیر گون ده اولوم
وئرمه رم جان ای گولوم ، تکی سن سسله منی
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/10/02ساعت 15:11 توسط | آرشیو نظرات
سنسیز
هر گئجه م اولدو کدر غصه فلاکت سنسیز
هر نفس چکدیم هدر گئتدی او ساعت سنسیز
سنین او جلب ائیله ین وصلینه آند ایچدیم اینان
هجرینه یاندی جانیم،یوخ داها طاقت سنسیز
باشقا بیر یاری نئجه آختاریام ای نازلی صنم
بیلیرم سنده دئدین، یوخ یارا حاجت سنسیز
سن منیم قلبیمه حاکیم،سنه قول اولدو کونول
سن عزیزسن من اوجوز، بیر هئچم، آفت سنسیز
سن نظامیدن اگر آرخایین اولساندا گولوم
گئجه گوندوز آراییب، المادی راحت سنسیز
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/10/02ساعت 15:2 توسط | آرشیو نظرات
جاندا سنیندیر
قلبیمده سنین ، من ده سنین، جاندا سنیندیر
ییخسان داغیدیب، محو ائدیب آتساندا سنیندیر
گوندوزلری هیجرانینا یوخ تاب و توانیم…
هیجران گئجه سین دن نه جفا ، آه نه جفا چکمه دی جانیم
سن گول منه گول ،گوی بو حیاتین اوزو گولسون
بال شهد لبیندن سوزولوب شیره توکولسون
آچ زولفونو قوی دان یئلی چهرنده سوکولسون
قوربان دیله سن ،جاندا دئسن ،جان دیله سن،جاندا سنیندیر
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/10/02ساعت 14:59 توسط | آرشیو نظرات
یاشا یاشا آذربایجان !
چوخ کئچمیشم بو داغلاردان
دورنا گؤزلو بولاغلاردان
آیریلارمی کونول جاندان
آذربایجان ! آذربایجان !
یاشا یاشا آذربایجان !
آی آنام آذربایجان !
ائل بیلیر سن منیمسن
یوردوم ، یووام ، مسکنیمسن
آنام ، دوغما وطنیمسن
آذربایجان ! آذربایجان !
داغلارینین باشی قاردیر
آغ اؤرپگی بولودلاردیر
اوغلون ، قیزین بختیاردیر
آذربایجان ! آذربایجان !
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/09/29ساعت 23:8 توسط | آرشیو نظرات
آی قیز
آی قیزکیمین قیزی سان
آلمادان قرمزی سان
آنان سنی بسله ییب
بویوینده گلمیسن
آچ خورجونو
آل پیچاغی
کس آلمانی وئر یارا
دیلیم دیلیم دیلیم دیلیم
…
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1388/09/21ساعت 15:0 توسط | آرشیو نظرات
بوآیریلیق نه دن اولدی
اللرینی چکیب من دن
یاریم بوگون گئدر اولدی
هم سئویب هم سئویلیردیک
بوآیریلیق نه دن اولدی
یار عشقین دن یانایانا
آیری دوشدوم ائللره من
آما سن دن آیری گئچن
ئورک دئیر بدن اولدی
یاندی ئورک کباب اولدی
گول باغچه م ده خزان اولدی
من کی سن دن آیریلمازدیم
بوآیریلیق نه دن اولدی
یار عشقیله یانایانا
آیری دوشدوم ائللره من
آما سن دن آیری گئچن
ئورک دئیر بدن اولدی
+ نوشته شده در شنبه 1388/09/07ساعت 15:6 توسط | آرشیو نظرات
آی قیز منه باخ باخ
من گلمیشم سنه قوناخ
آی یار منه باخ باخ
منه پیشیر بیر قایقاناخ
آی یار منه باخ باخ
جیران منه باخ باخ
خومار اولدوم خومار اولدوم
خومار اولدوم خومار
کتان کوینک نازیک بدن
گؤردوم بی حال اولدوم
بی حال اولدوم بی حال
کتان کوینک بندی گوموش
گؤردوم بی حال اولدوم
بی حال اولدوم بی حال
گئتدیم گؤردوم بولاخدادی
آی یار منه باخ باخ
جیران منه باخ باخ
ال اوزونو یوماخدادی
آی یار منه باخ باخ
جیران منه باخ باخ
خومار اولدوم خومار اولدوم
خوماراولدوم خومار
کتان کوینک نازیک بدن
گوردوم بی حال اولدوم
بی حال اولدوم بی حال
گئتدیم گؤردوم باغدا یاتیب
آی یار منه باخ باخ
جیران منه باخ باخ
قارا تئللر گوله باتیب
آی یار منه باخ باخ
جیران منه باخ باخ
خومار اولدوم خومار اولدوم
خوماراولدوم خومار
کتان کوینک نازیک بدن
گوردوم بی حال اولدوم
بی حال اولدوم بی حال
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/03ساعت 16:1 توسط | آرشیو نظرات
آیریلیق
فیکریندن گئجه لر یاتا بیلمیرم
بو فیکری باشیمدان آتا بیلمیرم
نئیله ییم کی سنه چاتا بیلمیرم
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق
اوزوندور هیجرینده قارا گئجه لر
بیلمیرم من گئدیم هارا گئجه لر
ووروبدور قلبیمه یارا گئجه لر
آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق
هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/03ساعت 15:54 توسط | آرشیو نظرات
ائولری وار خانا خانا
ائولری وار آی آمان ، خانا خانا
من کول اولدوم آی آمان ، یانا یانا
یایلیغینین یانی بوتا
منی سالدی آی آمان ، یانار اودا
اوبالاری آی آمان ، اویماق اویماق
یالان سؤزدور آی آمان ، یاردان دویماق
اوزو گول لبلری قایماق
یالان سوزدور آی آمان ، یاردان دویماق
هئچ اولمازمیش آی آمان یاردان دویماق
یالان سوزدور یالان سوزدور یاردان دویماق
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/03ساعت 15:14 توسط | آرشیو نظرات
قوی گولوم گلسین
من عاشیقم زیره سن
زعفران سان زیره سن
او گونه قوربان اولوم
سن قاپیدان گیره سن
قوی گولوم گلسین آی ننه
قوی یاریم گلسین آی ننه
قاپیدا دوران اوغلانا
بیر رحمین گلسین ننه
قارا باغین دوزو وار
دوزلرینده قوزو وار
ایکی کونول بیر اولسا
کیمین اونا سؤزو وار
گون دوغماسا آی باتماز
دردلی لر گئجه یاتماز
عالم منی آتسا دا
سئوگیلیم منی آتماز
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/03ساعت 15:12 توسط | آرشیو نظرات
قالالی
بوگون آیین اوچودور
ده گولوم نانای آی نانی نای
گیرمه بستان ایچیدیر
یار ، گیرمه بستان ایچیدیر
دوداغلارین بال شکر
هئی ، دیلین بادام ایچیدیر
یار دیلین بادام ایچیدیر
قیز ، بئلین اینجه دیر ، آی اینجه
لبلرین غنچه دیر ، آی غنچه
دام اوستونده دامیمیز
ده گولوم نانای آی نانی نای
قوشا دیر ایوانیمیز
یار قوشادیر ایوانیمیز
سن اوردان چیخ من بوردان
هئی ، کور اولسون دوشمانیمیز
قوی کور اولسون دوشمانیمیز
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/03ساعت 15:7 توسط | آرشیو نظرات
اوزو گولون قاشی فیروزه دن دیر
اوزو گولون قاشی فیروزه دن دیر
کؤنلوم آچیلماییر بوگون نه دن دیر
یامان گونده دؤست الیندن برک یاپیش
دونیانین هوسی گئچیب گئده ن دیر
بیزیم باغلار چؤللر خوش بیر تماشا
سؤنالار گوللرده گزه ل لر قوشا
نئجه چتین اولسا عمرون یوللاری
بیرلیکده یؤرولماز ووراریخ باشا
بولود گلر تیزگین چبلر چن ائیلر
یار یارندان آیری دوشسه غم ائیلر
بیر باخیشلا قلبه یوز مرهم ائیلر
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/09/02ساعت 12:33 توسط | آرشیو نظرات
باهار سنسیز
سنی قلبیمده گزدیریب هرآن
عشقیمیز بیلمسین دئدی هیجران
آلاگؤزلو یاریم ،منیم کی سن
سنین عشقینده ن آگولوم ،آغلادیم گولدوم
گوله بیلمز گولوم ، باهار سنسیز
اوره گیم اؤد توتوب ،یانار سنسیز
گولوم سنسیز
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/09/02ساعت 12:27 توسط | آرشیو نظرات
ساری گلین
ساچین اوجون هؤرمزلر
گولو سولو/قونچادرمزلر
ساری گلین
بوسئودا نه سئودادیر
سنی منه وئرمزلر
نئیلیم آمان ، آمان
ساری گلین
بو دره نین اوزونو
چوبان قایتار قوزونو
نه اوْلا بیر گون گؤرم
نازلی یاریمین اوزونو
نئیلیم آمان ، آمان
ساری گلین
عاشیق ائللر آیریسی
شانا تئللر آیریسی
آیریسی بیر گونونه دؤزمزدیم
اوْلدوم ایللر آیریسی
نئیلیم آمان ، آمان
ساری گلین
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/09/02ساعت 12:13 توسط | آرشیو نظرات
کؤنلومو وئرمه رم
سنین عشقین منی گه تیردی دیله
نئجه عاشق اولور بولبول لر گوله
حسرت چه کدیم
سنی سئودیم
کؤنول وئردیم من
بئله بیرگؤزه له
عشقیمی ته زه له
شعره،غزله
کؤنول وئردیم شعره غزله
اگر منده ن آیری گزیب دولانسان
منی اؤزقلبینه بیگانه سانسان
آلیشارام
اود توتارام
هی یانارام من
اونودا بیلمه رم
سنسیز من گولمه رم
کؤنلومو وئرمه رم
هئچ کسه من کؤنلومو وئرمه رم
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/09/01ساعت 10:48 توسط | آرشیو نظرات
بری باخ
پنجره نین میللری ،آی بری باخ،بری باخ
آچیپ قیزیل گوللری،آی بری باخ،بری باخ
اوغلانی یولدان ائیلر،آی بری باخ،بری باخ
قیزین شیرین دیللری،آی بری باخ،بری باخ
پنجره دن داش گلیر،آی بری باخ،بری باخ
خومار گؤزدن یاش گلیر،آی بری باخ،بری باخ
سنی منه وئرسه لر،آی بری باخ،بری باخ
هرگؤره نه خوش گلیر،آی بری باخ،بری باخ
پنجره نی باغلاما،آی بری باخ،بری باخ
من گئدیرم آغلاما،آی بری باخ،بری باخ
گئدیپ گینه گله رم،آی بری باخ،بری باخ
ئوزگیه بئل باغلاما،آی بری باخ،بری باخ
+ نوشته شده در شنبه 1388/08/30ساعت 22:55 توسط | آرشیو نظرات
گلمه گلمه
گلمه گلمه گئت آی گولوم
آی دولاندی ،گئچدی گونوم
من سنین کیمی بیوفا
یاری نئیله رم ،آی گولوم
من چکرکن عشقه جفا
سن سوروردون اوندا صفا
من سنین کیمی بیوفا
یاری نئیله رم ،آی گولوم
بولبولم ئوزوم ،آی بالام
بیرگول ایسترم آی گولوم
چکمه ین جفا آی بالام
یاری نئیله رم ،آی گولوم
+ نوشته شده در شنبه 1388/08/30ساعت 22:53 توسط | آرشیو نظرات
یئری ها یئری
یئری ها، یئری ها، کوسموشم سندن
آیریلیق شربتی ایچمیشم سندن،آدیلبر
سن بیرسروآغاجی، من بیر گویرچین
بیوفاچیخیبسان کوسموشم سندن،آدیلبر
گئدیرم ،گلیرم، خبرین اولسون
گوموش پیاله لر،می ایله دولسون،آدیلبر
اگریارسنیندیر،قوی منیم اولسون
ایندی آنلامیشام تزه یارین وار،آدیلبر
+ نوشته شده در شنبه 1388/08/30ساعت 11:57 توسط | آرشیو نظرات
آذربایجان مارالی
آی قیز،گزمه آرالی
کؤنلوم سندن یارالی
گؤزلرینه حیرانام
آذربایجان مارالی
سن بولاق اوسته گلنده
قیقاجی باخیب گولنده
آلدین صبری قراریم
آذربایجان مارالی
من قوربانام گؤزلره
شیرین شیرین سؤزلره
بیرقوناق گل بیزلره
آذربایجان مارالی
اوگونه قوربان کسره م
گلمه سن سندن کوسره م
گزره م سندن آرالی
آذربایجان مارالی
گئدک قیرخ قیزیایلاغینا
مارال جیران اویلاغینا
ائنک عیسی بولاغینا
آذربایجان مارالی
تورش سو اولسون یایلاغیمیز
گؤزل شوشا اویلاغیمیز
سن اولایدین قوناغیمیز
آذربایجان مارالی
+ نوشته شده در جمعه 1388/08/29ساعت 10:51 توسط | آرشیو نظرات
چوخ کئچمیشم بو داغلاردان
چوخ کئچمیشم بو داغلاردان
دورنا گؤزلو بولاغلاردان
آیریلارمی کونول جاندان
آذربایجان ! آذربایجان !
یاشا یاشا آذربایجان !
آی آنام آذربایجان !
ائل بیلیر سن منیمسن
یوردوم ، یووام ، مسکنیمسن
آنام ، دوغما وطنیمسن
آذربایجان ! آذربایجان !
داغلارینین باشی قاردیر
آغ اؤرپگی بولودلاردیر
اوغلون ، قیزین بختیاردیر
آذربایجان ! آذربایجان !
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/08/28ساعت 14:41 توسط | آرشیو نظرات
گل گل سئویرم سنی
گول آچیلاندا یاز اولور به،به،به!
کده ریم غمیم آزاولور به،به،به!
گؤزلده عشوه ،نازاولوربه،به،به!
گل،گل،گؤزل یار ،سئویرم سنی!
یارین باغیندا شیرین اولوراوزوم
سنین آیریلیغینا نئجه دؤزوم
سنه قوربان اولسون بوایکی گؤزوم
گل،گل،گؤزل یار ،سئویرم سنی!
بولبول باغلارداسس سالیر،جه،جه،جه!
گوللرین عطرینی آلیر،به،به،به!
موسیقی سسی اوجالیر،چه،چه،چه!
گل،گل،گؤزل یار ،سئویرم سنی!
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/08/28ساعت 10:38 توسط | آرشیو نظرات
داغیستان
داغیستان داغ یئریدیر
گورجوستان باغ یئریدیر
داغیلمیش چاربازاری آی بالام
قیزلارین بول یئریدیر
داغلاردا چیچک آی گوله باتین
هامیدان گویچک آ ی گوله باتین
دولدور وئر ایچک آی گوله باتین هی…..
بوداغدا مارال گزه ر
تئلینی دارار گزه ر
من یاریما نئیله دیم آی گولوم
یارمندن کنار گزه ر
پاپروزوم یانا یانا
اود دوشوب شیرین جانا
سنی قویوب گئدره م آی قوزوم
قالارسان یانا یانا
داغلاردا چیچک آی گوله باتین
هامیدان گویچک آ ی گوله باتین
دولدور وئر ایچک آی گوله باتین هی…..
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/27ساعت 11:42 توسط | آرشیو نظرات
آی ائویمی یئخان گؤزه ل
فـــدا اولسون جانیم سنه
فـــدا اولسون جانیم سنه
آغرن آغرن باخان گؤزه ل
آی ائویمی یئخان گؤزه ل
گؤزلریندن گؤزلریمه ، گؤزلریندن گؤزلریمه ، محبتی آخان گؤزه ل
آی ائویمی یئخان گؤزه ل
الهــی دن شوخ یارانیب ، الهـی دن شوخ یارانیب
تئللر شانه سیزدارانیب ، تئللرشانه سیز دارانیب
گؤنش کیمی شعلــــــــه سالیب ، گؤنش کیمـــی شعله سالیب
شمشک کیمی چاخان گؤزه ل ، شمشک کیمی چاخان گؤزه ل
دوداق غنچــــــــه یاناقـــــلار ، دوداق غنچـــــــــه یاناقلار
گؤزلر شهلا قاشلارهــــلال ، گؤزلر شهلا قاشلار هلال
میرعلی نین جانی دایاق ، میرعلــی نین جانی دایاق
آی ائویمی یئخان گؤزه ل
آغرن آغرن باخان گؤزه ل
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/08/26ساعت 17:17 توسط | آرشیو نظرات
قاراگیله
گلمیشم اوتاغینا اویادام سنی
قارا گیله اویادام سنی
نه گؤزل خلق ائیله میش یارادان سنی
قارا گیله ، یارادان سنی
گؤتوروپ من قاچارام آرادان سنی
قارا گیله، آرادان سنی
قیزیل گول اسدی
صبریمی کسدی
سیل گؤزون یاشین، قارا گیله آغلامایسدی
تبریزین کوچه لری دولان با دولان
قارا گیله، دولان بادولان
اگرمنی سئومیرسن ،گئت آیری دولان
قارا گیله، گئت آیری دولان
نه منه قیز فحط دیر ، نه سنه اوغلان
قارا گیله،نه سنه اوغلان
آغاج اولایدیم
یولدا دورایدیم
سن گلن یئره قارا گیله
کؤلگه سالایدیم
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/08/25ساعت 11:57 توسط | آرشیو نظرات
آی دیلبر
داغلارین باشین ، قیشداقارآلار
یاریارین گؤرمه سه ، رنگی سارالار
آی گؤزلیم ، آی ملکیم
گل منی دیندیر
قلبیم سنیندیر
دوران نه گؤزل،نه گؤزل،نه گؤزل!
جانان نه گؤزل،نه گؤزل،نه گؤزل!
آی دیلبر، جان دیلبر ،چال دیلبر، تئللر اویناسین
آراز درین دیر
سویوسریندیر
گل نازلی دیلبریم
بیرمنی دیندیر
آی گؤزلیم ، آی ملکیم
گل منی دیندیر
قلبیم سنیندیر
دوران نه گؤزل ،نه گؤزل ،نه گؤزل!
جانان نه گؤزل ،نه گؤزل ،نه گؤزل!
آی دیلبر،جان دیلبر ،چال دیلبر ،تئللر اویناسین
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/08/25ساعت 1:9 توسط |
آرشین مال آلان
سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۸۵ ، کاوه رهنما
“آرشین مال آلان” از جمله جذاب ترین داستان های فرهنگ آذربایجانی است که در سال 1910 میلادی توسط اوزیر حاج بایف (Uzeyir Hajibeyov) موسیقیدان شهیر آذری بصورت اپرای کوچک (Operetta) تهیه شد. این اپرا آنقدر مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر آذربایجان قرار گرفت که امروزه نیز به مناسبت های مختلف کماکان شاهد اجراهای مختلف از آن هستیم.
هر چند اصطلاح “آرشین مال آلان” را The Cloth Peddler به معنای دستفروش پارچه ترجمه کرده اند، اما جا دارد اشاره کنیم که آرشین (Arshin) واحد قدیمی اندازه گیری طول در روسیه بوده که تقریبآ معادل 71 سانتیمتر است و “مال آلان” به معنای کسی است که جنسی – یا همان مالی – را خریداری می کند و ترکیب “آرشین مال آلان” بیشتر به مفهوم افرادی است که پارچه را بصورت متری خریداری می کنند.
audio file آرشین مال آلان – قسمتی از مقدمه
بر اساس این داستان پنج نسخه فیلم (یکی از آنها در تهران و به زبان فارسی) تهیه شده است. نسخه های اول و دوم این اثر در سالهای 1916 و 1917 قبل از انقلاب بلشویک ها و پایه گذاری اتحاد جماهیر شوروی تهیه شد. چند ماه پس از نمایش اولین نسخه این فیلم، ترجمه آن در کشورهایی مانند روسیه، ارمنستان، یونان، ایران، انگلستان، فرانسه، ازبکستان و تاجیکستان نیز به نمایش در آمد.
نسخه سوم فیلم به دستور استالین تهیه شد
نسخه سوم فیلم، در زمان حکومت شوروی سابق و جنگ جهانی دوم تهیه شد که به اعتقاد همه دست اندرکاران هنری، با وجود آنکه بصورت سیاه و سفید تهیه شده است، موفق ترین نسخه این فیلم موزیکال شناخته شده است. کارگردانی این فیلم را رضا طهماسیب (Reza Tahmasib) و نیکولای لشنکو (Nikolai Leshenko) بر عهده داشتند.
صحنه ای از نسخه سال 1965
audio file آرشین مال آلان – دردمند
رشید بهبودف (Rashid Behbudov خواننده بزرگ آذری) در این فیلم نقش “عسگر” که یک تاجر ثروتمند است را بازی می کند که برخلاف رسم روزگار می خواهد همسر آینده اش را خود انتخاب کند؛ بنابراین با مشکلات مربوطه دست به گریبان می شود. عسگر که دارای عقاید روشنفکرانه و مدرن است به توصیه دوست خود (سلیمان) تغییر قیافه داده خود را بصورت یک پارچه فروش دوره گرد در می آورد تا به این روش بتواند با فروش پارچه به زنان، همسر مورد علاقه خود را پیدا کند و ….
(بسیاری معتقد هستند که موزیکال “آرشین مال آلان” نگاهی انتقادی و طنز گونه به برخی آداب و رسوم اجتماعی قدیم دارد که باعث بوجود آمدن محدودیت در فعالیت اجتماعی زنان و یا برقراری ارتباطات اجتماعی میان زن و مرد می شود. حاج بایف پیش از این در “لیلی و مجنون” (1908) که منجر به تهیه دو فیلم موزیکال دیگر شد نیز چنین تجربه ای را کرده بود.)
audio file آرشین مال آلان – دخترها
Niyazi , 1912-1984
در رابطه با نسخه سوم ذکر این نکته نیز لازم است که استالین به زیبایی بدون حد و مرز موسیقی حاج بایف و علاقه مردم به این داستان به خوبی واقف بود و به همین دلیل با وجود آنکه کشور در گیر مشکلات جنگ جهانی بود، برای ایجاد وحدت و تقویت روحی مردم دستور داد تا مجددآ فیلمی در خور این موسیقی زیبا تهیه شود، که ماحصل آن این نسخه موفق بود.
نسخه سوم یکسال بعد جایزه استالین (Stalin Award) را دریافت کرد و دست اندر کاران آن یعنی آهنگساز، کارگردان و رهبر ارکستر نیز مفتخر به دریافت این جایزه شدند.
audio file آرشین مال آلان – عسگر
نسخه بعدی بصورت رنگی توسط توفیق تقی زاده (Tofig Taghizade) در سال 1965 تهیه شد. در این نسخه خوانندگان بزرگ اپرا همچون رشید بهبودف در نقش عسگر، خورامان قاسیموف (Khuraman Gasimova) در نقش گلچهره و فیدان قاسیموف (Fidan Gasimova) در نقش آسیه بازی می کردند.
نیاز جاجی بایف
رهبری ارکستر نسخه پنجم را نیازی (Niyazi , 1912-1984) از بزرگترین رهبران ارکستر تاریخ آذربایجان بر عهده داشت. نیازی – با نام اصلی نیاز جاجی بایف (Kniaz Hajibeyov) – فرزند ذولفقار حاجی بیف (Zulfigar) آهنگساز آذری بود و عموی او کسی نبود جز اوزیر حاجی بیف (اوزیر حاج بیگوف) بنیانگذار موسیقی کلاسیک و تاج ذرین موسیقی آذری.
audio file آرشین مال آلان – آسیه
او علاوه بر آنکه حدود 46 سال مسئولیت ارکستر سمفونیک آذربایجان را بعهده داشت، به درجه ای از توانایی رسید که رهبری ارکسترهای بزرگ سمفونیک جهان همچون، پراگ، برلین، بوداپست، بخارست، نیویورک، پاریس، لندن، پکن، … و نیز تهران را بر عهده داشت. نیازی یکی از موثر ترین افراد در معرفی موسیقی آذری به جهانیان محسوب می شود.
Uzeyir Hajibeyov , 1885-1948
اوزیر حاجی بایف راجع به کار خود می نویسد :
“من کمدی موزیکال آرشین مال آلان را هنگامی که در کنسرواتوآر سنت پترزبورگ مشغول تحصیل بودم تهیه کردم، آخرین کاری بود که پیش از انقلاب 1917 آنرا تمام کردم.”
“آرشین مال آلان نمونه ای از زندگی مردم شهر شوشا در قره باغ است، جایی که من در آن بزرگ شدم.”
او اضافه می کند : “مشکل بزرگ من پس از تهیه این بود که باید تلاش های بسیاری می کردم تا مجوزهای لازم به منظور جلوگیری از سانسور آنرا، بگیرم.”
“ازآنجایی که عسگر شخصیتی روشنفکر دارد، بسیاری فکر می کنند این کاراکتر خود من هستم، اما این نظر بطور کل غلط است. عسگر نمونه ای از مردم عادی است که همه چیز را از دریچه تجارت نگاه می کند.”
“و دلیل آن ساده است، اگر او می خواهد پیش از ازدواج همسر آینده اش را ببینید، نه بخاطر روشنفکری است بلکه به دلیل آن است که او تاجر است و ازدواج را با معامله یا خرید جنس یکسان می انگارد.”
audio file آرشین مال آلان – سلطان
یکی از هموطنان می گوید …
یکی از هموطنان آذری زبان ما می گوید در سال 1325 این فیلم در ارومیه پخش شد و نکته بسیار جالب برای ما این بود که فیلم زیرنویس نداشت، چرا که آنها به همان زبان ما صحبت می کردند. شنیدن صدای زیبای رشید بهبودف و مشاهده فرهنگ آشنای آذری در آن اثر بزرگ هنری، برای ما بسیار لذت بخش، خوشحال کننده و افتخار آفرین بود. “آرشین مال آلان” داستانی است که در دل هر آذری زبان جای دارد و
کیف کردید سرکار بانو مجتهدی !!!
به این می گویند تبادل فرهنگ ها و اندیشه ها!!!!!
بین خودمان باشد ها!!در این ماه رمضانی خوب لبخند را به لبان شما و حاج آقای شما نشاندم ها!!!!
..می توانید پس از افطار که دیگر هیچ مشکلی ندارید این اشعار را بخوانید به حاج آقای خودتان هم می توانید بگویید فیلم آرشین مالالان را پیدا کند
…..امان از این حاج آقا ها نگهداشتنشان خیلی سخت شده مبادا یک وقت به خیال گرفتن زن دوم و سوم و چهارم و بعدش صیغه های کپل بیافتند !!!!
مرد جماعت جنسش خرابه و شیشه خورده داره و قابل اطمینان نیست ( قابل توجه مهندس درویش البته ایشان جزو معصومین هستند نیستند؟)
البته در این دوره و زمانه بی شوهری که پیدا کردن شوهر از یافتن یک قوچ اوریال 12 یاله در پارک تندوره دشوار تر شده است ، نباید زید سر به سر مرد خانه گذاشت و در صورت مطلع شدن از جنبیدن سر و گوش مرد خانه باید خانم خانه خودش را به ندیدن و نشنیدن بزند تا آنوقت سازمان های مربوطه مجبور نشوند دستی دستی آمار طلاق را کاسته و اضافات آن را به درصد رو به کاهش ازدواج پیوند بزنند…..درحال حاظر و به دلیل کسادی کار فروشندگان لباس عروس خوب است قانوی اجرا گرردد که برای طلاق حتما زوجین باید از لباس خاصی استفاده کنند برای آقایان رنگ سپید یعنی خلاص شدن و برای بانوان رنگ مشکی یعنی سروع مشکلات جدید با ریشتر بالاتر
آقای دانش حال شما احوال شما غازهای کانادایی canadaian Goose که در پارکها آزاد می چرخند چطور هستند ؟
..خوشا به سعادت شما که از سرزمین پرگهر و مردم نجیب و درستکار و مهمان نواز بدور هستید
برای دانش عالیپور عزیز دعا کنید …
شاید دعا و فرستادن انرژی مثبت برای این هموطن دیار بختیاری ما بتواند او را همچنان استوار در برابر غول بیماری سختی که با آن مواجه شده است, بگرداند …
مانند این مرد ؛ بااراده و مثبت اندیش کم دیده ام.
حتما دعا می کنم چون بسیار دیده شده که این غول دربرابر افرادی با اراده پولادین و روحیه عالی مجبور به عقب نشینی شده است .
دانش دوست داریییییییییییییییییییییییییم
ممنون اشکار جان.
به اشکار عزیز…
از اینکه به فکر من بودید و برایم یادداشت گذاشتید بینهایت ممنونم. حالم بد نیست و با روحیه ی بالایی که دارم, مطمئنهم هیچ نوع بیماری حریف من نمیشود. از احوال غاز ها خواسته بودید, همگی خوبند و روز به روز هم چاق و چله تر شده و بر تعدادشان افزوده میشود.
خیابانی که نورت ونکوور را به دان تاون وصل میکند, از وسط بزرگترین پارک استان, بنام استانلی پارک میگذرد. چند وقت پیش که با ماشین از وسط این پارک میگذشتم, ناگهان ماشینهای جلویی ترمز شدید کردند که فکر کردم تصادف شده, ولی عجیب بود که حتی ماشینهایی هم که از روبرو می آمدند, توقف کردند و این موضوع تعجبم را دو چندان کرد چون هیچ آثاری از تصادف وجود نداشت. ناگهان دیدم که تعدادی از همین غازها دارند سلانه سلانه از عرض خیابان عبور میکنند. اشکار جان شاید باورت نشود, حدود ربع ساعت ما ایستادیم تا همگی عبور کردند بدون اینکه کسی بوق بزند و یا اینکه نشان دهد عجله دارد.
آقای درویش عزیز…
بسیار ممنونم که از هر موقعیتی استفاده کرده و یادی از من میکنید. از داشتن دوستی چون شما بر خود میبالم و امیدوارم روزی بتوانم محبت های شما را جبران نمایم. از اینکه نمیتوانم برای تمام پست های شما کامنت بگذارم شرمنده هستم ولی باور کنید تمام آنها و کامنت های دوستان را با اشتیاق میخوانم و برای همگی تان روزهای خوش, همراه با سلامتی و شادکامی آرزو دارم.
آقای دانش
سلام اشکار بی طمع نیست !
باید حالتان خوب شود و به کمک شما که وکیل هستید من اشکار تنوع زیستی Biodiversity را به کانادا بیاورید تا عمر دارم سعی می کنم در جنگل های مه آلود و بارانی سواحل غربی کانادا در حاشیه اقیانوس آرام بمانم و با گرگ ها و خرس ها و ماهیان Salmon زندگی کنم .
به به استیک موس با سس قارچ و دسر با بلو بری پشت بندش هم یک قهوه در هوای سرد چقدر می چسبد یک سگ مالموت هم داشته باشد دیگر چه شود .
گفتم خانم مجتهد نجفی برای شما یک سفره پهن کند و مقداری مربای دست پخت خودش را به کانادا بفرستد . ار این چه بهتر؟
قول دادید ها باید خوب بشوید اما و اگر ندارد به مرباهای ارسالی از اردبیل فکر کنید .
به اشکار عزیز…
اگر به شوخی نوشته اید که میخواهید به کانادا بیایید که هیچ, ولی اگر واقعا” قصد دارید بیایید, ای-میل مرا از آقای درویش بگیرید و برایم بنویسید, تا راهنمایی کنم.
زنده باشی دانش جان.
مگر می شود کسی یکبار با شما هم کلام شود و متوجه دریای معرفت و بزرگ اندیشی شما نگردد …
درود …
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
طاعات همگی قبول
متاسفانه هرگز باغی نه اردبیل و نه جای دیگر نداشتیم و نداریم فقط منزل اجدادی در اردبیل به مساحت هزار متر در اردبیل چون در طرح بود و تقسیم نشده بود بزرگ مانده بود کشت می کردیم متاسفانه 20 سال است از وقتی از آن خانه زیبا رفته ایم سالها است در حسرت دیدن درختان میوه و صیفی و سبزیجات هستم که متاسفانه جز کاج و چنار و چمن چیزی نمی بینم
امیدوارم روزی بتوانید در باغ میوه خودتان، پذیرای طرفداران محیط زیست باشید.
درود …
I have read about this case and it was sensational. Although it was very clear that Al Hassan al-Majid and the rest of his group did it, they barely manage to counter it. Their defense was good but the evidence was overwhelming.