مهار بیابان‌زایی

تصاویری از شن‌زارهای ابو زید‌آباد کاشان و درسی دیگر!

picture-۴۴۸.jpgزنهاری که در بیابان‌های ریگ بلند کاشان مظلوم مانده است …picture-۴۵۰.jpg

واپسین روزهای کاری سال گذشته (24 الی 26 اسفندماه 86) را به منظور عملیاتی کردن بخشی از پژوهش‌های مرتبط با تهیه‌ی نقشه‌ی حساسیت سرزمین به بیابان‌زایی در بیابانهای ابو زیدآباد کاشان بودم. آنچه که در نگاه نخست، مشهود می‌نمود، آثار مخرب و چشمگیر زمستان کم‌سابقه‌ی گذشته بر اغلب پوشش‌‌های گیاهی و رویشگاه‌های درختی دست‌کاشت بود. به نحوی که اغلب نهال‌کاری‌ها و جنگل‌کاری‌های دست‌کاشت، از جمله درختان کاشته شده در دو طرف آزادراه تهران- قم  دچار سرما‌زدگی برگشت‌ناپذیر و حاد شده بودند و نشان دادند که تاب گذران چنین برودتی را ندارند؛ رخدادی که در بسیاری دیگر از مناطق کشور – از جمله در خراسان شمالی و رضوی، گلستان و مازندران، مرکزی، قم، اصفهان، کرمان، سیستان و بلوچستان و حتی برخی از مناطق ساحلی خلیج فارس – هم به وقوع پیوسته و گزارش‌ها حکایت از آن دارد که بسیاری از اقلام اکالیپتوس، گز شاهی، کاج الداریکا، زیتون و حتا کهور پاکستانی دچار آسیب‌های گسترده شده‌اند.

picture-۴۳۹.jpgدر ابوزیدآباد - ۲۵ اسفند ۸۶picture-۴۴۱.jpg


در حقیقت، درسی که دوباره زمستان یخ‌زده‌ی 86 به برنامه‌ریزان و کلان‌نگران کشور داد، آن است که سرزمین ایران، به دلیل موقعیت خاص پیکرشناسی و جغرافیایی‌اش از شرایط اقلیمی متعادل و قابل پیش‌بینی هرگز برخوردار نبوده و نمی‌توان همه‌ی هم و غم خود را برای ارتقای تولید ناخالص ملّی و اشتغال‌زایی متوجه سیاست‌ها و تمهیداتی کرد که در نهایت به افزایش وابستگی معیشتی به سرزمین منتهی می‌شود. انحراف معیار ضریب تغییرات اقلیمی، حجم آب‌های سطحی، دوره‌های خشکسالی و ترسالی و سهم ریزش‌های جامد آسمانی از میانگین همواره در سطحی بالا بوده که امکان برنامه‌ریزی را به شدت دستخوش نوسان و شکنندگی می‌کند.

سمبل شکوه مند مقاومت! اراضی اطراف علی آباد ریگ بلندپروژه ای که جواب نداد!پوشش های سیمانی برای حفاظت از گلدان های پلاستیکی … البته بی نتیجه!


این حقیقت را باید بپذیریم که کشور ما، چه در مواقع ترسالی (در اثر وقوع سیل یا افزایش شمار آتش‌سوزی در مراتع و جنگل‌ها ناشی از وفور گیاهان خشک‌شده‌ی علفی در تابستان)، چه خشکسالی، چه در دوره‌های گرم و چه در هنگامه‌ی غلبه‌ی برف و یخبندان، دچار مصیبت و بحران می‌شود و همواره بسیاری از اقلام کشاورزی ما در اثر این به اصطلاح بلاهای آسمانی (که البته بلاهای انسانی هستند) آسیب می‌بیند. آن هم به یک دلیل ساده: اینکه ما نشان داده‌ایم که توانایی عجیبی در تبدیل نعمات آسمانی به نقمات انسانی داریم!

در نواحی حاشیه دشت کویر کاج الداریکا هم طاقت این سرما را نیاوردشکست کامل طرح درختکاری حرم تا حرم!picture-۵۰۱.jpg


در صورتی که اگر واقع‌بینانه‌تر و خردمندانه‌تر رفتار می‌کردیم، اگر تنگناهای اقلیمی کشور را پذیرفته و از آنها، فرصت‌ می‌ساختیم و اگر به جای اعمال مدیریت بحران، بر بنیاد آموزه‌های مدیریت خطرپذیری (ریسک) حرکت می‌کردیم، آنگاه ناچار نبودیم تا همه ساله بخشی از خزانه‌ی ملی را به بهانه‌ی جبران خسارت‌های کشاورزی ناشی از سیل، خشکسالی، سرمازدگی، آتش‌سوزی و … بر باد دهیم.

چرا؟!قبرستان لوله های سیمانی در دشت ابوزید آباد - ۲۵ اسفند ۸۶picture-۴۱۵.jpg


بار دیگر هشدار می‌دهم: باید به سوی افزایش سهم خدمات و صنعت در تولید ناخالص ملّی حرکت کرد. کشاورزی، آن هم به شیوه‌ی سنتی کنونی، فقط و فقط به ناپایدارتر کردن بیشتر سرزمین کمک خواهد کرد و بس.

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

  1. با سلام- گرچه سهم تخریبی خدمات و صنعت کمتر از کشاورزی سنتی است ولی متاسفانه در این دو بخش نیز حرفی برای گفتن در کشور وجود ندارد.

    پاسخ:
    درسته، مشکلات ما در بخش صنعت و خدمات نیز کم نیست. اما به هر حال – همان طور که خودت هم اشاره کرده ای – توان ریسک پذیری این دو بخش در شرایط برابر کمتر از کشاورزی کنونی است.

  2. با سلام و سپاس
    مطالب نوشته شده در باره ی کویر قابل ستایش است و کویر زدایی به صورت کاشت درخت های تاق مصداق ” آمد سورمه به چشم کشد کور کرد” است زیرا باعث خشک شدن آبهای زیر زمینی و قنات های منطقه شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا