مهار بیابان‌زایی

درختان کهنسال، وقار فرهنگ ایران‌زمین هستند نه تهدیدکننده‌ی آن!

خوشبختانه برنامه‌ی این هفته‌ی سلام تهران که به بررسی و نقد جایگاه درختان کهنسال در فرهنگ ایرانی پرداخت، توانست از بازخوردهای نسبتاً شایسته و امیدبخشی برخوردار شود. به شخصه امیدوارم، بتوان با یک حرکت فرهنگی و هنری گسترده و جذاب، ظرفیت‌سازی درخورتری را در این حوزه ایجاد کرده تا دیگر احدی به خود اجازه‌ی بی‌حرمتی به درختان کهنسال را به بهانه‌ی مبارزه با خرافه‌پرستی ندهد.
در یادداشتی که در مردمک منتشر شده است، از همین منظر به موضوع نگریسته‌ام و اشاره کرده‌ام که: «متولیان اوقاف استان گیلان برای متنبه‌کردن افرادی ذی‌شعور که به تقدس موجوداتی بی‌شعور (درخت) می‌پرداختند، تصمیم گرفتند تا آن موجود بی‌شعور را ادب کرده و نابود سازند به جای این که به صرافت ارتقای طرفیت‌های فرهنگی جامعه‌ای همت گمارند که از منظر ایشان، درخت می‌تواند جاجت‌ها را روا دارد!»
مشروح این یادداشت را با عنوان:  «قطع درختان کهن‌سال، پاک‌کردن صورت مساله است »، می‌توانید در این نشانی مطالعه فرمایید.

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

12 دیدگاه

  1. همشاگردی عزیز این پیوند که دادی مسدوداست.کاش یه فکری واسه این پارازیتهای شمال وشمالغرب تهران بکنید شاید یه خورده از حجم آن بکاهند سرمون داره میترکه از درد.البته تو این پست هم به آن اشاره شد :https://mehrdadaval.persianblog.ir/post/40/
    دیروز هم با پوست مرغ و… تو گرگان سوسیس کالباس به خورد خلق اله میدن خدا به داد ما برسه به 50 برسیم ونمیریم بردیم.

  2. سلام اقای مهندس درویش :

    خواهش می کنم اگرمی توانید حضور خود را در رسانه ملی بیشتر کنید و فقط اختصاص به یک شبکه و آن هم چند هته ای یک برنامه زیاد در عموم تاثیر ندارد.

    اطلاع رسانی بیشتر؛

    حداقل هفته ای یک بار و ساختن تیزر هم بسیار تاثیر دارد

  3. به پروانه: متن کامل این یادداشت:
    متأسفانه در آخرین روزهای ماه نخست سال، بار دیگر از استان گیلان خبر رسید که یک درخت کهنسال دیگر از نوع نارون (آزاد) با قطری بیش از یک متر در محل بقعه بی‌بی رقیه رشت، به جرم مقدس‌نما بودن، محکوم به اعدام گردید و جانش – مانند آن دو هم نوع پیشینش در رضوان‌شهر – به جان‌آفرین برگردانده شد!
    به عبارتی ساده‌تر، متولیان اوقاف استان گیلان، برای متنبه کردن افرادی ذی‌شعور که به تقدس درخت یا درختانی بی‌شعور می‌پرداختند و می‌پردازند، تصمیم گرفتند تا آن موجود بی‌شعور را ادب کرده و نابود سازند به جای این که به صرافت ارتقای طرفیت‌های فرهنگی جامعه‌ای همت گمارند که از منظر ایشان، درخت می‌تواند جاجت‌ها را روا دارد.
    و این شاید در زمانه‌ی کنونی بی‌مثال و تکرارناشدنی باشد. به ویژه اگر یادمان باشد که در قانون جزا و محکمه‌های حقوقی، هرگز مجازات افراد بزهکار زیر 18 سال، متناسب با جرم رخ نمی‌دهد. بنابراین، چگونه است که در مورد درخت چنین سکوت سنگینی در محاکم دادگستری کشور حاکم شده است و کسی به دادخواهی از این موجود زنده و مفید و مظلوم بر خواسته و نمی‌خیزد؟
    آمارها حکایت از آن دارد که در تمام پهنه‌ی فراخ 165 میلیون هکتاری ایران‌زمین، فقط 400 پایه‌ی کهنسال باقی مانده است؛ یعنی در هر 400 هزار هکتار از خاک ایران (حدود 4 برابر مساحت لبنان) هم به زحمت یک درخت کهنسال ممکن است یافت شود. پایه‌هایی که در حقیقت به عنوان تاریخ ناطق طبیعت ایران در طول چند هزار سال گذشته از آنها یاد می‌شود و نمی‌توان قیمتی برای این موزه‌های طبیعی ناهمتا تعیین کرد. از سوی دیگر، برای یک درخت 50 ساله به دلیل خدمات متعددی که ارایه می‌دهد تا 200 هزار دلار قیمت تعیین شده است.
    از جمله خدماتی که درختان ارایه می‌دهند باید به موارد 10 گانه‌ی زیر اشاره کرد:
    1- تنظیم و تعدیل اقلیم؛
    2- فراهم کردن هوای سالم؛
    3- خدمات چندگانه‌ی آب؛
    4- چرخه¬های تغذیه؛
    5- بازیافت مواد زاید و سم¬زدایی از ترکیبات مضر؛
    6- در اختیار نهادنِ منابع کارمایه (انرژی) در شکل‌های گوناگون؛
    7- تولید مواد (عناصر شیمیایی، مواد معدنی، زیست¬توده، ترکیبات ویژه)؛
    8- تقویت خاک و افزتیش حاصلخیزی آن؛
    9- ارتقای گونه‌گونی زیستی و خدمات چند¬گانه‌ی آن (مانند گرده¬افشانی)؛
    10- حفظ شرایط پایدار میکروبی (پایداری سطوح مختلف میکروب‌هایی چون، اسپورها، میکروب‌های حساسیت¬زا و …)؛

    از همه‌ی این ها مهم‌تر، شاید کمک درختان به تقلیل آثار سؤ آلودگی هوا باشد. درواقع، هر چند آلودگیِ محیط¬زیست، از جمله مسایلی است که پرداختن به آن از قدمتی همپای تمدّن برخوردار بوده ، لیکن هیچ¬گاه چون امروز، دامنه‌ی عواقب منطقه¬ای و جهانی آن چنین گسترش نیافته و نگران¬کننده و خسارت¬بار نبوده است. به نحوی که امروزه اغلب کشورهای جهان حاضرند میلیاردها دلار از اندوخته¬های ملّی خویش را صرف اعمال قوانین و تمهیداتی کنند که به هدف کاستن از شدّت آلودگی محیط¬زیست و کاهش هزینه¬های اجتماعی ناشی از آن وضع شده¬اند. به عنوان مثال، تنها در سال 1981، دولت آمریکا به راحتی حاضر شد تا بیش از 14 میلیارد دلار را خرج اعمال قوانین بازدارنده و مهار¬کننده‌ی آلودگی هوا و آب کند، چرا که می¬دانست ارزش منافع حاصل از آن به 37 میلیارد دلار در همان سال می¬رسد . با این وجود، شتاب گسترش منابع آلوده¬کننده چنان است که در سال 1999 خسارت آلودگی هوا در آمریکا به 150 میلیارد دلار ‌رسید و تلفات انسانی آن به 150 تا 350 هزار نفر در سال افزایش ¬یافت. در واقع، آلودگی هوا می¬تواند 11 برابر آلودگی آب و 16 برابر آلودگی غذا خطرناک باشد، چرا که هر فرد روزانه به 16 کیلوگرم هوا نیاز دارد، در حالی که تنها به 5/1 کیلوگرم آب و یک کیلوگرم غذا محتاج است. در همین ارتباط نتیجه‌ی یک پایان¬نامه‌ی دانشگاهی نشان می¬دهد که هزینه‌ی عدم مهار آلودگی هوای تهران سالانه به 7/15 میلیارد تومان می¬رسد؛ در صورتی که هزینه‌ی مهار آلودگی هوا تنها سالی 7/6 میلیارد تومان است.
    چنین شناسه‌هایی نشان می‌دهد که تا چه اندازه ارزش درختان در تضمین پایداری حیات و حفظ کیفیت زیست مؤثر است و ما نه تنها اجازه نداریم تا به بهانه‌هایی واهی، آنها را از میان برداریم، بلکه مؤظف هستیم تا همواره بر شمارشان افزوده و از موجودیت‌شان دفاع کنیم.
    امیدوارم قطع سومین درخت کهنسال در استان گیلان، آخرین مورد باشد و دیگر هیچ مسئولی به خود اجازه ندهد تا کم‌کاری‌های حوزه‌ی فرهنگی خویش را با فرافکنی در دیگر حوزه‌ها، لاپوشانی کند.
    یکبار دیگر به پرسش ابتدایی این یادداشت، بازگردیم و از خود سؤال کنیم:
    به راستی قتل درختان کهنسال در هر سرزمین به جرم تقدس‌نما بودن، نشانه‌ی چیست؟! آیا جز این است که در آن سرزمین، بیماری «پاک کردن صورت مسأله به جای حل ریشه‌ای آن» دارد کارمایه‌ها را می‌بلعد؟

  4. بحث درختان کهنسال برای من بسیار قابل تامل شده است ؛
    امیدورام تلاش شما و دیگر دوستان زیست محیطی به سرانجامی نیک برای این دردانه های طبیعت ختم شود.

  5. مطمئنم دل بی بی رقیه ، بیشتر از همه ی ما برای اون درخت تنگ شده .

    اینقدر باید درمورد این اتفاق تلخ حرف بزنیم ، اینقدر باید واکنش هامون جدی باشه و اینقدر باید هماهنگ و یک صدا باشیم که دیگه هیچکس جرات نکنه ، هیچ درختی رو به قتل برسونه .

  6. ایکاش یک نفر از مردم محلی می پرسید چه معجزهای از درخت دیدهاند که به آن دخیل میبندند. به خوبی به یاد دارم که درخت کهنسالی در محله امامزاد یحیی تهران وجود داشت که مردم کودکان مبتلابه سیاه سرفه را یکروز پای آن می خواباندند. از شهرستانها و نقاط اطراف تهران کودکانبیماررا به آنجا می آوردند.بیائید با کمک یکدیگر این بررسی را انجام دهیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا