مهار بیابان‌زایی

تصویری که تخلف را ثابت می‌کند!

حضور لاله‌های واژگون در مابین اراضی شخم‌خورده و آماده‌ی کشت در استان لرستان، نشان از تخلفی آشکار می‌دهد؛ این که این اراضی که به غلط مورد تجاوز قرار گرفته، در حقیقت در شمار رویشگاه‌های طبیعی و مرتعی کشور قرار داشته و نباید تغییر کاربری داده می‌شدند.
سکوت در برابر چنین تجاوزهای آشکاری، نتیجه‌ای جز تشویق متجاوزان و تاراج سرمایه‌های طبیعی کشور در برندارد. گناه بزرگی که نشان می‌دهد، نسل امروز قادر نیست و نبوده تا امانت سبز خویش را به فرزندانش منتقل سازد.
شما فکر می‌کنید، آیندگان حاضرند تا از چنین گناهی بگذرند؟

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

22 دیدگاه

  1. من زمینهایی را میبینم که نشان میدهد کشاورزان سخت کوش میهن, سعی و تلاش وافر دارند تا کشور را از واردات بی رویه ی محصولات کشاورزی بی نیاز سازند. حالا این وسط این لاله واژگون, چرا در میان اراضی کشاورزی آنها روییده, خدا میداند. به نظر من, بهترین راهکار و چاره اینست که آنرا گردن بزنند تا دیگر هوس نکند مراتع را رها کرده و از میان کشتزارها سر در بیاورد.

    آقای درویش چطور بود. مرد آن باشد که به قولش وفا کند.

    پاسخ:

    دارم فکر می کنم وقتی 20 ساله بودی، چه آتیش پاره ای که نبودی! بودی؟

  2. آقا امیر, تو هم انگار یه قولهایی!! رو به آقای درویش داده ای ها… من که قول داده ام دیگه شیطنت نکنم, شما چی؟

    پاسخ:

    بابا جان! اون بنده خدا که یه عمری فقط داره تشکر می کنه! نمی کنه؟

  3. طفلکی لاله های واژگون به این زیبایی…

    انگار آقای دانش عزیز هم به جنبش ِ آقای سررشته داری پیویته اند ها!نه!؟

  4. “آنچه به عنوان یک اصل بایستی مدنظر کلیه عوامل دست اندرکار قرار گیرد مشخص نمودن محدوده های دقیق منابع طبیعی و کنترل مداوم این عرصه ها توسط واحدهای حفاظتی و برخورد قاطع با متخلفین می باشد. گرچه اجرای این مهم زود نیست ولی برای آیندگان دیر هم نیست.”
    آنچه به عنوان یک راهکار در این پست آمده:

    https://mehrdadaval.persianblog.ir/post/12/
    تاییدی بر همین دغدغه شماست.جالب است که ما هر وقت از مسئلین استانها وشهرستانها میپرسیم که چرا برخورد صورت نمیگیرد در جواب میگویند که این تخریبها مربوط به سنوات قبل وقبل از انقلاب است.در حالی که شاید و به احتمال قوی در حال حاضر هم این تخریب ها صورت میگیرد.علاج این است که در یک زمان محدوده ها را ببندیم تا این تخریب ها گسترش نیابد .چون این افراد یکباره که شخم نمیزنند(البته این یک مورد استثنا بودhttps://www.tabiatbakhtiari.com/?p=191 که بد نیست هومان خان نتیجه پیگیری ادارات را هم بنویسند)و هر ساله بنا به گفته خودشان حدود 20 تا 50 سانت وگاهی یک متر به محدوده شخم خود اضافه میکنند که نتیجه میشود این که شما به تصویر کشیده اید.به نظر بنده به منظور حفاظت از عرصه های مرتعی مشخص نمودن محدوده ها به صورت نرم افزاری وسخت افزاری بهترین گزینه برای جلوگیری از تخریب است. ,ودر بخش دیگری از همین پست:

    “تخریب خاموش از مقوله ی واگذاریهای مرسوم وجاده کشی های رایج جدا بوده که هیچ نیازی به اخذ مجوز نداشته و تنها مربوط به حاشیه نشین هایی است که هر ساله بسته به نوع و ارزش اراضی در حد چند سانتی متر تا چند صدمتر را به محدوده اراضی خود اضافه نموده اند. وقتی در سند مالکیت یا بنجاق یا هر نوع سندی محدوده زمین حدی به کوه و حدی به رودخانه است چه راحت می توان این حدود را نا محدود گسترش داد چه به قیمت تخریب و حرکت به سمت کوه باشد یا ساخت و آبادی زمین و توسعه خشکی به سمت رودخانه در هر دو صورت چیزی از اصل ماجرا کم نشده و آنچه کم شده سطوح تحت مالکیت دولت بعنوان جنگل و مرتع می باشد.”
    ودر پاسخ سوال شما باید گفت:”علی ایحال آنچه بر این اراضی رفته چیزی جز غارت و چپاول و تخریب نبوده و ما وارثان نالایق، حرفی برای گفتن به فرزندان خود بعنوان حامیان و نگهبانان این عرصه ها نداشته و نخواهیم داشت.”

    1. و ما “وارث” نبودیم مهرداد جان. ما “امانت دار” بودیم و به قول تو: امانت دار نالایق!
      ممنون از اطلاعات ارزشمندی که با خوانندگان مهار بیابان زایی به اشتراک نهادی.

  5. جناب دانش عزیز، حقیقتش من دایی جان ناپلئون سبز نویس محیط زیستی که از بد زمانه اسمم از تریلی 18 چرخ هووی چینی بدون ترمز! هم طولانیتر شده خیلی قولها را خیلی جاها می دهم ولی چه کنم که در آخر هر کاری فقط برایم تشکر می ماند و بس.
    ولی آخ لذت داره وقتی آدم به کارهای عتیقه بعضیها برخورد می کنه و یک تشکر ناز و ناب حواله می فرسته! محمد جان درست نمی گم؟

  6. محمد عزیز آیا آنچه از گذشتگان به ما میرسد همان میراثی نیست که از ما نیز به آیندگان میرسد؟هر نسلی در یک محدوده زمانی میراث دار گذشتگان ومنتقل کننده این میراث به آیندگان است.اگر امانت باشد که امانت دار امانت را به آیندگان امانت میدهد در هر صورت در فحوای سخنان شما تاثیری ندارد .مهم این است که انسانها در طول زندگی خود عملکرد شایسته ای از خود بجا گذارند که نمیگذارند.در خدمتیم همگن عزیز

    پاسخ:

    محیط زیست، میراث گذشتگان برای ما نیست؛ امانت آیندگان در نزد ماست.
    درود.

  7. آقا امیر نازنین, من چه کاری کرده ام که باید به شما پیوند بخورم, خدا میدونه؟ این شقایق خانوم و آقای درویش, به زور میخوان ما رو به هم پیوند بزنن. اصلا”‌ مگه جنوبی ها به شمالی ها پیوند میخورن؟ من فقط یه قولی داده ام! که سر قولم هم ایستاده ام. همین…

  8. امیر خان, اگه از هر کی بپرسی “قزوین” کجای ایران قرار داره؟ میگه تقریبا” شمال ایران. اگه از هر کی هم بپرسی “مسجدسلیمان” کجای ایران قرار داره؟ میگه تقریبا” جنوب ایران. میگی نه؟ از خود همون شاهدت بپرس. خب حالا من کجاشو اشتباه کردم؟

  9. اولن محمد جان دارمت اساسی.
    دومن جناب دانش مجبورم از شما هم به طور ویژه تشکر کنم.
    کلی زور زدیم خودمونو از اشکار و همشهریهایش جدا کنیم و لطیف عزیز هم کلی در این زمینه مدرک جور کرد! (آدم از دیگران هم خرج کنه عجب مزه می ده ها!!!! مخصوصا اشتفاده ابزاری)آخر شما با یک کامنت ما رو چسبوندی به شمالیها و خودتم مسجد سلیمانی آبادانی!!! معرفی کردی! به قول درویش نکردی؟
    (فقط جهت مزاح عرض کردم شاید به توصیه های درویش گوش فرا داده باشیم و در محیط زیستمان که خبر شاد کننده نداریم لااقل خودمان با خودمان مزاحی کرده باشیم وگرنه بنده ارادتمند تمامی شمالیها و جنوبیهای کشور هستم.)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا