نامه وارده از زنی در آستانه رفتن یا ماندن در وطن!

:
نامه وارده از زنی در آستانه رفتن یا ماندن در وطن!
در پی انتشار یادداشتی در #درویشنامه با عنوان: “برای آنها که هنوز تصمیم نگرفته اند بروند یا بمانند” ؛ بازخوردهای مثبت و منفی فراوانی دریافت کردم که در ادامه به یکی از آنها اشاره می کنم. فقط کاش آنهایی که ایرانیان را به خودی و غیرخودی تقسیم کردند، زودتر به خود آمده و جبران کنند و یا متواضعانه و بدون خشونت، اجازه دهند تا نسیمی بوزد …
https://t.me/darvishnameh/7158
? سلام. من زنی ۴۵ ساله هستم که از ۱۸ سالگی کار کردم.
شوهرم ۴۸ سال دارد. او نیز از نوجوانی کار کرده.
ساختیم و ساختیم
کارآفرین بودیم
تلاش و تلاش و امید
از ۲۰ سالگیم دارم زباله تفکیک میکنم
آخرین درجه رعایت مصرف انرژی و آب و منابع طبیعی رو دارم
برام همیشه کشورم مهم بوده و هست
از ۶ خواهر و برداری که دارم، من آخرین بازمانده در ایرانم
حالا دختری ۶ ساله دارم که براش به شدت میترسم
اگر برم برا خودم نمیرم
برا اونه
چون امنیت مادی و معنوی و ….هیچ جور امنیتی رو مطمئن نیستم براش
روحیه حق طلبی داره
تو این سیستم فردا بزرگتر بشه باید تو زندانها دنبالش بگردم!
حالا شما چی میفرمایید؟
من میگم چه اونی که رفته چه اونی که مونده چه اونی که مردده همه قربانی شدیم
واقعا نمیتونم ایرادی به هیچ گروه بگیرم.
من داغونم اقای درویش
داغون
من کشورمو دوست دارم
اگر از سختی فراری بودم خیلی سال پیش میرفتم
من در استانه تصمیم مهاجرت یه چشمم خونه یه چشمم اشک…
قلبم از درد داره میترکه
نوشته تون چی میخواد بگه
بمونیم چی میشه
بریم چی
هیچی هیچی نمیشه
شما میگید با موندنمون بهتر میشه؟ واقعا ما کجای این سیستم به حساب اومدیم؟
رک و رو راست میگن از ما نیستید برید …
خودمان هر آتشی را به جانمان خریدیم
شاید فردایی اگر باشد فرزندانی که در صلح و دوستی، دانش و تعهد بیاموزند؛ بهتر بتوانند به داد مملکت برسند.
دختر ۶ ساله من کاملا حق جو و صلح طلب بار آمده. کجای این سیستم آموزشی
و فردا کجای این جامعه مدنی جای اوست؟
ممنونم از توجهتون
از اینکه هستید
اگر رفتیم به خدا از بی خیالی نیست
مجبورمان کردند



