این کارایی اقتصادی نیست که پایداری میآفریند – 4

در چهارمین و واپسین بخش از سلسله گفتارهایی که به موضوع جنگ آب در آینده و خطر بیابانزایی اختصاص یافته بود، میخواهم بر این دریافت تأکید کنم که اینک نمیتوان به راحتی از کارایی اقتصادی، بدون لحاظ مبانی اخلاقی و محیط زیستی، به عنوان معیاری برای پایداری و رفاه جوامع یاد کرد. وگرنه نباید شاهد مرگبارترین تهدیدهای محیط زیستی در قدرتمندترین و ثروتمندترین کشورهای جهان امروز می بودیم.
شاید از همین رو باشد که شخصیتهای متنفذی چون آمارتیا کومار سن – (Amartya Kumar Sen) برندهی نوبلِ اقتصاد سال 1998- خود یکی از منتقدان جدی کارایی اقتصادی یک سویه بوده و بارها برخی از سیاستهای بانک جهانی را در طول سالهای گذشته به چالش گرفته است. آن هم فردی که خود مدت زیادی در بالاترین سطوح تصمیمگیری این بانک مشارکتی فعال داشته است.
چنین است که آمارتیا در کتاب بحثبرانگیزش (توسعه به مثابه آزادی – Development as Freedom)، اعتراف میکند: «بانک جهانی میتوانست بسیار بهتر از آنی عمل کند که کرد.» وی به وضوح، ملاکِ قرارگرفتن صرفِ کارایی اقتصادی را (که سالها از سوی بانکجهانی ترویج شده بود)، برای ارزشگذاری پایداری جوامع، نفی میکند و ارزشهای دیگری همچون رویکردهای اخلاقی و زیستمحیطی را مطرح میسازد؛ همان رویکردهایی که جای خالی آن در سیاستهای حاکم بر دولتهای منطقهای که در آن زیست میکنیم، سبب شده تا کسری موازانهی اکولوژیک میانرودان و فلات ایران به بحرانیترین حد خود تا امروز برسد؛ به نحوی که نه فقط اُفت کمی آب در دسترس، که اُفت کیفی آن برای مردمان این سرزمین – که روزگاری گرانیگاه تولید جهان به شمار میرفتند – به کابوسی دهشتانگیز بدل شده است. نزاع هند و پاکستان که به زودی، البته افغانستان هم به آن خواهد پیوست، گواهی دیگر بر احتمال گسترش جنگ بر سر آب در منطقه به سوی خاور است.
فرازنای سخن آنکه پندارِ توسعهای متکی بر جلوههای سازهای مدیریت و مبتنی بر قدرت فناوریهای فراپیشرفته، پنداری است که شناسههای باطل بودنِ آن سالهاست که آشکار شده است. فاجعهی آرال، گسترش شتابان ریزگردها در میان رودان (بینالنهرین)، خشک شدن پی در پی اغلب تالابهای کشور و نشست بیسابقهی زمین در شرق، مرکز و شمال خاوری ایرانزمین از جملهی آن شناسههاست که نشان دادند هنوز هم برای حکومت بر طبیعت راهی جز پیروی از قوانینِ آن وجود ندارد؛ راهی که عقوبتِ کژروی از آن، به صدا درآمدنِ بالهای پروانه است؛ بالهایی که اگر طنینش را جدی نگیریم، ممکن است روند تشدید بیابانزایی و افزایش فرآیندهای کاهندهی کارایی سرزمین را تا بدانجا پیش برد که به وقوع تنشهایی جدی و مناقشات منطقهای بر سر آب منجر شود؛ رخدادی که شناسههایش هماکنون در مصر، سودان، اسراییل، سوریه، ترکیه، عراق، هند، پاکستان و … آشکار است.
در همین باره:
– پروانه نویسی: فصل سوم: حدود سازگاری و تغییر در تعادل








تاکید بر جلوههای سازهای مدیریت، از شناسه های مدیریت های عوام فریبانه و نابخردانه است.
و نیز از شناسه های مدیریت پوپولیستی!
درود …
بسم الله الرحمن الرحیم
فکر کنم در این یک سال و اندی توانسته باشم خردمندان را بشناسم و از ویژگی های آنان تا حدی اطلاع حاصل کنم
1- هوچی گری
2- دشنام
3- ناسزاگویی
4- به هیچ و پوچ تمسک کردن و آن را علمی و منطقی خواندن
5- استدلال هیچ و پوچ دوستان و همفکران خود را علمی و منطقی دانستن اما استدلالهای محکم و مستند غیر دوستان خود را غیر علمی و غیر منطقی خواندن
6- معایب خود را ندیدن و ریزسنجی از دیگران کردن
7- خود در همه حوزه های علوم وارد شدن بدون هیچ تخصصی و همه را وارونه گفتن اما کوچکترین اجازه ای به دیگران ندادن که حتی در علوم تخصصی خودشان اظهار نظر کنند و دوستانشان را هم به خاطر داشتن همین ویژگی تشویق کردن
8- برای از میان بردن مخالف خود آسمان و ریسمان بافتن در عین حال شعار زنده باد مخالف من دادن
9- ندای آزادی عقیده و بیان سر دادن اما کوچکترین اجازه اظهار نظر به دیگران ندادن
10- ندای احترام و برابری حقوق زن دادن اما زنان را مسخره کردن و حرفهایشان را حرفهای خاله زنکی دانستن و نقل مطالب علمی و پزشکی آنان را مستهجن و…. دانستن
ووووووووووووووووووووووووووووووو……………….؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خب اگر این ویژگی خردمندان حاضر در جامعه ایران باشد. می شود ده ویژگی نابخردان را هم در این جامعه معرفی فرمایید خانم مجتهد نجفی عزیز؟
درود بر شما …
ای بابا، اینجا که شد روزنامه کیهان!!
ما کجا “دو کلمه حرف حساب” بزنیم؟!!
شما همه جا می توانید حرف حساب بزنید … دنیای مجازی برخلاف صفحات مکتوب رسانه ای، محدودیت جا ندارد! دارد؟
درود …