مهار بیابان‌زایی

قصه‌ی پل قربت در لردگان، غربت را دوباره معنا می‌کند! قسمت سوم

    در ادامه سفرنامه‌ی نوروزی‌ام که تاکنون دو قسمت از آن منتشر شده است، می‌خواهم شما را با محله‌ای در لردگان به نام پل قربت آشنا کنم که گویا اشاره به کولی‌ها یا همان قربتی‌هایی دارد که در سال‌های دور در اینجا تردد داشته و به داد و ستد می‌پرداختند.

    یکی از مناظر غم‌انگیز، اما تکراری که در سفرهایم به جای جای وطن می‌بینم، انفجار زباله در جاهایی است که علی‌القاعده باید بیشترین دقت و حساسیت برای منزه نگه‌داشتن آن صورت بگیرد.

    پیش‌تر از ماجرای غم‌انگیز شادگان برایتان روایتی تصویری نقل کرده بودم، ماجرای سوادکوه و ریختن 33 سال زباله‌های شهری در رودخانه را هم که فراموش نکرده‌اید، اینک هم می‌خواهم شما را به تماشای پل قربت در مرکز شهرستان لردگان ببرم؛ جایی که محل فروش گوشت تازه هم هست و انواع و اقسام منقل و سیخ کباب و متعلقات آن به فروش می‌رسد!

    نگاه کنید که چه مناظر تأسف‌باری در نهر مرکزی لردگان قابل مشاهده است! و اینجا سرچشمه کارون است!!
    انگار این نهر را مردم با محل دفن زباله‌های خویش اشتباه گرفته‌اند و متأسفانه کودکان نیز در همان نزدیکی مشغول بازی هستند.

    به رحمت، یکی از اهالی شهر می‌گویم: این چه وضعی است؟ چرا اعتراض نمی‌کنید؟ چرا از شهرداری نمی‌خواهید تا به وظایف خویش عمل کرده و زباله‌ها را جمع‌آوری کند؟ الآن که در نوروز اینگونه است (مثلاً در نوروز دستی به سر و روی شهر کشیده اند!!)، فردا در اوج گرمای تابستان با این بوی نامطبوع و محیط بیماری زا می خواهید چه کنید؟!
می‌گوید: ای بابا آقا جان! شما که آنقدر در تهران اعتراض کردید، کجا رو گرفتید و کی به حرف‌تان گوش کرد که انتظار دارید اینجا کسی اصلاً ما رو تحویل بگیرد، چه برسد به این که بخواهد به حرف‌مان گوش کند؟! کدام شهردار و کدام شهرداری … (البته درد دل های این شهروند لردگانی تمامی نداشت، از جمله اشاره‌اش به نزاع‌های خیابانی پرشمار شهر و … که من ناتوان از انتشار همه‌ی آنها هستم!)

    نمی‌دانم چرا یه هویی حرفم نمی‌آید! شما می‌دانید چرا؟

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

62 دیدگاه

  1. متاسفانه چنین صحنه هایی در کشور کم نیست همین عید تو شهر خودمون بروجرد هم چیزهایی دیدم که حتی 10سال پیش که آنجا زندگی میکردم بهچشم نمی خورد متاسفانه باسیاستهای عده ای از مسئولان در این چند سال مهاجرت روستاییان به شهر بروجرد و خالی شدن آبادی ها، نبود امکانات اشتغال برای انها، حاشیه نشینی و همین طور بالا رفتن نرخ دزدی و جنایت از دستاورد های این بی خردان است.
    خوشا بحال آنها که کر و کورند در این مملکت و این فجایع را نمی بینند.

  2. محمد عزیز اگر عکسی از رخدادهایی که می گویی گرفته ای برایم بفرست. مردمان بروجرد، زمانی از بافرهنگ ترین و روشنفکرترین ایرانیان بودند، چه بلایی بر سر آن دیار آمده است؟!

  3. با تمام احترامخدمت هم استانی های محترم:از چندین سال پیش سیاست هایی اعمال شده(با منبع معتبر که این جا نمیتوان به آن اشاره کرد)که خواستند موازنه جمعیت را در این شهر بین اقوام لر و ساکنان بومی بروجرد بر هم بزنند البته به سود گروه اول با اعمال یک سری برنامه ها مثلا استخدام کارمندان دولتی از بقیه شهر های لرستان در بروجرد، انتخاب مسئولان اداران از دیگر شهر های لرستان. خلاصه بگم که بدجوری موفق شدند و الان دیگر از آن شهر زیبا خبری نیست.مهاجرت بروجردی ها به بیرون بسیار بالاست. این وقایع از زمانی شروع شد که بحث استان زاگرس مطرح گردید و مسئولان استان را نگران کرده بود و نمی خواستند که بروجرد از لرستان جدا شود.(اخه بروجرد به تنهایی 40درصد صنایع استان را در خود جای داده است)و در زمان دکتر خاتمی این شهر به عنوان فرمانداری ویژه انتخاب شد جالب است بدانید که سابقه تاریخی ملحق شدن بروجرد به لرستان به زمان رضا خان باز میگردد و برای کنترل اوضاع لرستان که خیلی بهرانی بود شهر خرم آباد را مرکز استان قرار دادند.
    بحث برو جرد و خرمآباد مفصله ان شاء الله به موقع براتون تو ضیح میدم

  4. البته ما که دوران مدرسه را در میان کوچه باغها و کنار رودخانه زیبای آنجا سپری کردیم بیشتر از کسانی که آنجا را ندیده اند ناراحتیم البته میدانم که شما هم 5 سال در بروجرد همان پاریس کوچولو زندگی کردین.
    در سفر اخیر از زشتی هاش عکسی نگرفتم ان شاءالله در سفر بعد گزارش کاملی براتون میارم از جنبه های مثبت و منفی آن.

  5. ملا عمر کیه؟؟؟ ما الان توروز روشن کسانی رو تو شهر مشاهده میکنیم که توی شلوار گشادی که دارن انواع سلاح های گرم مثل ضد هوایی و موشک کروز در میارن که واسه خنده میتونن 4قسمتت مساوی تقسیمتون کنن. البته دور از جون شما

  6. بله تازه خیلی هاش رو هم هنوز رو نکردن و از بعضی سلاح هایی که دارن هنوزم پرده برنداشتن ، شما فکر میکنید چرا آمریکا به ایران حمله نکرده؟؟؟ به خاطره همین قوم!!
    مگه تو انتفاضه اول نشنیدین که نماینده خرم آباد از مجلس تقاضا کرد که یه عده از این بندگان خدا رو به فلسطین بفرستن و کل انتفاضه رو کنترات به درست بگیرن؟؟

  7. به یه بمی میگن آرزوت چیه میگه تنها آرزوم اینه که تو خرم آباد زلزله بیاد !
    میگن خدا نکنه چرا این حرفو میزنی میگه آخه میخوام برم وسایلمو بیارم!!!

    باعرض پوزش از هم استانی هام البته ببخشن

  8. دروغ 13 نیست عزیزم ولی خیلی هم واقعیت نداشت البته واقعیتش کمرنگ تره میشه گفت تا حدی متاسفانه درسته

  9. نه آخه یه قرار دادی فی مابین اونا و خودروسازی های داخلی از جمله ایران خودرو منعقد شده که ساکنین این خودرو ها در امان باشن در اون استان و در غبالش به هر یک از اونها یک نیسان زامیاد و کارت سوخت با 100لیتر بنزین به صورت اشانتین تعلق بگیره.
    در این حالت تا وقتی تو ماشینیم در امانیم و اگه گفتن بیرون از ماشین مذاکره کنید شما که باسواد تری برید لطفا .
    ممنون

    پاسخ:

    آهان از اون نظر!!

  10. وحشتناک ترین وضع حالتی است که مردم به وجود زباله و کثافت در اطراف خود عادت کرده و انرا جزو ذات و ملزومات زندگی خود بدانند در این حالت تمیزی و نظافت دشمن خونی آنها می شود.
    در مورد تقسیمات جدید کشوری باید گفت که نان دانی شده برای عده ای زمینخوار که منطقه ای را استان و یا شهرستان می کنند و در کنار عده ای که دکانی بنام ادارات جدید دولتی می زنند به لفت و لیس مشغول می شوند وای به وقتی که منطقه طایفه ای باشد

  11. شما چطور انتظار سرمایه گذاری در بخش دام و کشاورزی و صنعت و گردشگری دارید هنگامی که جایی نا امن است؟
    راه حل آن پیش از هر کار خلع سلاح است انهم نه مانند دهه هفتاد برخی چیزها را اینجا نمی توان گفت ولی خوب است تحقیقی درباره میزان مصرف مواد بفرمایید
    اگر از جهانگیر خان سوال کنید و یا ریش سپیدها به شما شیوه خلع سلاح را در 33 سال گذشته می گویند.بهتر نیست خودمان را گول نزنیم

  12. در لرستان آمار مواد مخدر یسیار بالاست، آمار آن راشنیده ام ولی بازگو نمکنم زیرا بسیار شرم آور است.
    من با حرف جناب آشکار موافق و این را اضافه کنم که وقتی طی سالها تنبلی جزء آداب و رسوم یک منطقه شود هی هات . همین که الان این موضوع عمومیت پیدا میکنه در کشور.

  13. درود بر استاد گرامی و تبریک سال نو
    آقا درد این مردم رو من یکی که خوب درک می کنم چون زخم خورده همین زباله هاییم. پیگیری کردم نشد پیگیری نکن که نمی شود!!
    با یه مطلب جالب اما دردناک برای پارک ملی خبر به روزم در مورد قارچ دنبلان چیزی شنیدید؟؟

    پاسخ:

    ممنون از تبریکت … نه نشنیدم!

  14. در این مناطق سرنیزه نیروهای مسلح باید در کنار کار های فرهنگی باشد.ایندو در وحله نخست لازم و ملزوم یکدیگرند نگویید مردم خوب و نجیب وووو اینجا ایران است حقیقت هم واضح و روشن است اگر مسئولان و کارمندان شهرداری را یک روز اول با زبان خوش وگرنه به ضرب قنداق تفنگ مجبور به پاکسازی زباله از بستر رود کردند و در کنارش در مدارس درباره لزوم پاکیزگی محیط صحبت کنند
    اگر فلان قداره بند محلی را نخست مهار کنند و به اتفاق خانواده اش که زن و مرد دستکمی از خودش ندارند بگردانند و سپس دار بزنند اگر پس از فرمان خلع سلاح در روستایی تمرد دیدند به ضرب اتش توپخانه با خاک یکسان کردند….آنوقت می توان به آینده منطقه امیدوار بود
    …خودمان را گول نزنیم درویش خان..چطور می توان جلوی قطع بلوط برای ذغال را گرفت جلوی قاچاق سمندر آتشی را گرفت جلوی تاراج عتیقه های بی نظیر لرستان را گرفت وقتی تیربار و حتی آرپی جی در دست مردم محلی است؟
    این هیچ ارتباطی به فقر مالی ندارد

  15. آقای کماسی قصد من توهین به هیچ فرقه و طایفه ای نیست(هرچند می ترسم اگر شما از دست من عصبانی شوید با کلاش به شمال سر وقتم بیایید) ولی بیایید واقع بین باشیم تا 90 سال پیش ترکمن ها هرسال برای غارت تا شاهرود و حتی اصفهان! هم می آمدند اما در اوایل دهه 1300 چنان کشتاری ازآنان شد که ازان موقع تنها کشاورزی و دامداری می کنند وبسیار موفق هستند.دوست ترکمن عزیزی من دارم ولی در زمانی که ارتش ترکمن های یاغی رابه حق سرکوب می کرد درکنار جاده یاغیان را زنده زنده گچ می گرفتند بله اینکار وحشیانه است ولی لازم بود.الان هم باید رودروایسی را کنار گذاشت

  16. پیش از ورود آریایی ها لرستان مرکز عظیم صنعتی و ریخته گری بود مواد معدنی به میانرودان و تمدن های بابل و آشور از لرستان ارسال می شد.داستان تاراج گنجینه غار کرفتو را که حتما شنیده اید.در دوران ساسانی لرستان به دلیل اینکه در مسیر تجاری بود اهمیت زیادی داشت پل های بزرگ پادگانها در دل کوه همه برای رعایت حال بازرگانان بود

  17. دردوره اتابکان لرستان هم از پس از انقراض ساسانیان چند صباحی لرستان دوران خوبی از لحاظ پیشرفت داشت ولی پس از ان ……
    افسوس ظلالسلطان در خاطراتش نوشته که گذارشی به شاه بابا دادم که اگر لرستان با اینهمه جنگل و مرتع و معدن آباد شود مانند سویس خواهد شد افسوس که این گذارش هم مانند گذارش خوزستان پس از به به و چه چه بایگانی گردید!

    پاسخ:

    واقعن افسوس …

  18. سلام جناب درویش
    ابتدا می خوام سال نو رو تبریک بگویم و بعد آرزو کنم آن فایل مصاحبه من با جنابعالی از دفتر مستطاب وزارت خانه عالیه و فخیمه و کریمه اطلاعات بیرون بیاید و منتشر شود. بعدم ششمین سال تولد “مهار بیابانزایی” را تبریک بگویم و آرزوی سال سبز و پر شکیبی داشته باشم.

    پاسخ:

    درود بر جواد عزیز و ممنون از تبریکت.
    غصه نخور هنوز ممکن است آن مصاحبه نجات یابد!

  19. البته اشکار عزیز ما بروجردی ها مردمان صلح دوستی هستیم و کلاش نداریم.
    با تاریخ لرستان آشنا هستم بسیار گران بهاست چون قبل از آریایها در ایران بوده اند. پیره مرد های فامیلمان از قوچ و میش و کل و بز ها و همینطور خرس و پلنگ فراوان در این استان خبر داده بودند که متاسفانه آثر نا چیزی از آن موجود است.
    لرستان در زمان جنگ هم سومین استانی بود که خسارات فراوان به آن وارد شد و جالبتر اینکه هر جا عملیات سختی در کوهستان های سرد کردستان و جاهای سخت پیش می آمد از تیپ57 لرستان استفاده می شد و بسیار هم موفق بودنند

    پاسخ:

    یادم نمی رود … فروردین 1364 در بروجرد بودم. درست پس از اصابت آن موشکهای مشهور … چه بلوایی بود …

  20. سلام من تا بحال چهارمحال را نرفتم از یک طرف خوشحال شدم ولی از سوی دیگر ناراحت که چقدر این این شهر آسیب دیده ذهنی هنوز هستند به امید یاری به این عزیزان

    در ضمن دوست داشتید به وب من سر بزنید ممنون میشم.

    پاسخ:

    درود بر مریم عزیز. خوشحالم که سرانجام طلسم را شکستی و وبلاگنویس شدی.

  21. من هم بمباران اون سالهارو به خاطر دارم و تو زیر زمینمون جمع میشدیم با فامیل ها . شب های به یاد موندنی بود دوره کرسی… البته هیچی مثل حمله هوایی وحشت آور نبود زمانی که هواپیمای عراقی دیوار صوتی رو میشکست و همه شیشه هامون رو زمین میریخت بعد از این که پشت خانه ما منفجر شد توسط یک بمب، پدرم مارو به یه روستا برد و برامون یه اتاق تو یه خونه روستایی گرفت چند ماه اونجا بودیم. در روستای کاتاهر . واقعا جای زیبایی بود باز هم به اون خانواده روستایی گه گاه سر میزنیم.

  22. گزارش تصویری غم انگیزی بود .امتیازی بزرگی که مردم این قبیل شهرها دارند این است که آبشان جاری است. هر چه به سمت مناطق خشک کشور بروید این نهرهای جاری پر از زباله تبدیل به گندابهایی راکد و مرکز تکثیر انواع و اقسام بیمارهای زجرآور و حتی کشنده میشوند .
    در جایی از آنها پرسیده اید که چرا از شهرداری شان نمی خواهند که کاری کند؟ ولی سئوال اصلی تر اینجاست که در آن شهر متولی بهداشت مردم کیست؟ مگر ادارهء بهداشت شهرستان ندارند؟ در هر شهری حداقل چهار ادارهء مشخص هست که موظف هستند تا بر بهداشت و محیط زیست مردم نظارت کنند . رها شدن بهداشت و محیط زیست شهر به حال خود وضعیتی هست که چهار مرجع باید پاسخگوی آن باشند و نه صرفا” شهرداری .
    اشکار در یکی از کامنتهایش به گنجینهء غار کرفتو اشاره کرد . گفتی مدینه ، کردی کبابم .. یکی از غارتگران بعدها گفته بود که وقتی جواهرات و مجسمه ها و طروف طلا را در گونی می ریختیم ، با لگد رویشان می کوبیدیم و فشار می دادیم و اشیا را له و مچاله می کردیم تا گونی هایمان بیشتر جا داشته باشند

    1. نکته نگران کننده ماجرا هم همین است که در اثر خشکسالی چند سال اخیر، این نهر مرکزی شهر هم با گرم شدن هوا به گنداب تبدیل می شود! آن هم گندابی در نزدیکی محل فروش گوشت قرمز!!
      راست می گویی البته در این ماجرا فقط شهرداری مقصر نیست.
      درود …

  23. آقای عبادی آثار باستانی که به نظر من بعد از مطالعه تاریخ و نابودی گونه های زیستی ایران سومین موضوعی است که بسیار خواننده مطالب آن را در غم و اندوه فرو می برد.
    کاش فرهنگ هخامنشیان باز هم در خون ایرانیان می جوشید تا شاهد این بی حرمتی نسبت به فرهنگ وتمدون بومی ایران توسط خودمان صورت نگیرد.

  24. در اکثر نقاط کشور اوضاع امنیت وخیم شده. معلوم نیست مسئولین چکار می کنند! اوایل نوروز ۵ صبح بود که در راه رفتن به تجریش و کوه بودم که با دزدی که لباس سربازی تنش کرده بود برخوردم. بماند که چه شد که دست از سر وسایل کوله ما برداشت. در فصلنامه کوه -بهار – گزارش لخت کردن کوهنوردان تهرانی را توسط مردم غیور و مهمان نواز لرستان بخوانید! چه شد بر ما ؟چرا این چنین غریبه کشی و نامردی که تنها در قبایل وحشی مثل …. دیده می شد امروز در اکثر مناطق ایران دیده می شود؟

    پاسخ:

    این خبرها را که می شنوم و می خوانم، دلم به درد می آید …

  25. تلخ بود آقای درویش … خیلی تلخ

    آرزو می کنم سفرنامه هاتون همیشه سرشار از قشنگی ها باشه

    پاسخ:

    قشنگی در دل زشتی ها هستند که جلوه می کنند …

  26. البته خوب نیست جمع ببندیم تهرانی عزیز همه اقوام و جوامع، هم انسانهای خوب دارند هم بد پس نباید به همه آنها توهین شود . لرها انسانهای با صفایی هستند و بسیار سخاوت مند وقتی سرزده به خانه آنها بروی از شما مانند چشمانشان پذیرایی میکنند، بماند که عده ای هم این وسط دست به کارهای خلاف میزنند. تشکر

  27. با لگد رویشان می کوبیدیم و فشار می دادیم و اشیا را له و مچاله می کردیم تا گونی هایمان بیشتر جا داشته باشند….ر فصلنامه کوه -بهار – گزارش لخت کردن کوهنوردان تهرانی را توسط مردم غیور و مهمان نواز لرستان بخوانید! چه شد بر ما …………..
    …قابل توجه محمد درویش

  28. تا نباشد چوب تر فرمان نگیرد گاو و خر (قابل توجه بیشتر ملت شریف ایران منجمله خودم) بروبرگرد هم ندارد
    به شرط آنکه آنکس هم که چوب را برای تنبیه برمی دارد از لحاظ فهم و دانش از خر و گاو پایین تر نباشد

  29. وقتی سرزده به خانه آنها بروی از شما مانند چشمانشان پذیرایی میکنند،
    ..جناب آقای کماسی با این حرف شما من موافقم من مدتی در خرم آباد بودم و سفره های رنگین و پر از مهمان را دیده ام ولی جنبه های دیگری هم مانند سایر اقوام وجود دارد

  30. مردمان خوبی داریم بهتر از زبان آموزش به آنها را یاد گرفت، وگرنه با چوب هیچ اتفاقی نمی افته.
    شما خوبه از حیوانات اهلی نام بردین اگه یه روز نسبت حیوان وحشی به همون بدن چی میشه؟ حتما با دارت باید بی هوشمون کنن و تو اسارت تکثیر بشیم!!! نه؟
    من عقیده دارم این 200سال اخیر باعث شده فرهنگ عمومی ما به هم بخوره بخاطر سختی هایی که به ایران وارد شده ان شاءالله همه چیز درست میشه

  31. با نظر محمد کماسی دربارهء میراث فرهنگی و باستانی مان موافقم
    با نظر اشکار دربارهء شدت عمل به خرچ دادن برای اطلاعت از قانون هم موافقم اما مشروط بر اینکه در یک روند فرهنگ سازی انجام شود . خیلی ها نمی دانند که رضاشاه پهلوی در کشورمان ابتدا کودکستان تاسیس فرمودند و بعد امر به بنیان دانشگاه دادند . یعنی در عین حالی که به فرمان سپهد امیراحمدی لرهای غارتگر را در پیچهای گرئنه های لرستان توی بشکه های فلزی در گچ می کردند و به این شکل با نسل مسن و منحرف و تربیت ناپذیر آن وقت ایران شدت عمل به خرج می دادند ، در عین حال تلاش می کردند تا اطفال آنها با دانش و خرد و فرهنگ بزرگ شوند و نسلی مترقی در کشور پا بگیرد و بعد از پنجاه سال آن نسل تربیت شده و فرزندانشان ایران را به دروازه های تمدن و ترقی برسانند . اما نشد . با رحلت رضاشاه پهلوی ، آن نهال خشکیده شد .

  32. من هم با نظر اشکار موافقم …
    در خصوص زباله ها در شهر لردگان هم از طریق برخی مسئولین شهر پیگیری کردم که امیدوارم نتیجه بدهد.
    من شرمنده ام که میهمانان عزیزم با دیدن چنین صحنه هایی دل آزرده شدند رفیق …

  33. جناب درویش سلام
    جناب استاد سالهاست به دنبال فرهنگسازی جهت استفاده صحیح از محیط زیست می گردیم و ابتدا با کارهای نمادین شروع کردیم و بنده احساس می کنم که انگار در این چند سال روی یک مدار بسته دایره شکل داری دور می زنیم و در چند روز گذشته دیدم و شنیدم که بعضی از فعالین محیط زیست می خواهند فعالیت های زیست محیطی رادو باره از صفر شروع کنند چون آنان اعتقاد دارند که تولید زباله و ریختن آن در سراسر کشور نه بلکه کاهش که افزایش نیز داشته است. وای به حال ما فعالین محیط زیست که نتوانستیم حتی یک تلنگر کوچک در مردم ایجاد کرده باشیم. همچنین امروز در روزنامه جام جم آماری توسط خبر نگار محترم آن روزنامه سرکار خانم خباز داده شده بود که در روز طبیعت محیط زیست ده برابر بیشتر از روزهای دیگر تخریب شده است
    همچنین از جناب کماسی به خاطر دروغ سیزده و همچنین از جناب اشکار و جناب لطیف به خاطر نظرات آن همچنین از جناب آقای حیدریان نیز به خاطر مطلب آزاد سازی ماهی در خبرگزاری تشکر و قدر دانی می شود .

  34. برگ سبزی است تحفه درویش برای درویش طبیعت ایران
    جناب آقای درویش
    با سلام و عرض تبریک سال نو
    آغاز فعالیت ششمین سال وبلاگ نویس مهار بیابان زائی را تبریک و خداقوت عرض میکنم. اینکه تلاش پنج ساله جنابعالی چقدر مفید بوده و در مهار بیابان زائی موثر بوده اید همین بس که عرض کنم شما بیابان زائی در تفکرات و اندیشه های خیلی ها را مهار کرده اید و با تثبیت شن های روان و خطرناک کج فهمی ها و ناپایدار ، گام تاثیرگذار و ماندگار برای مبارزه با بیابان زائی در طبیعت برداشته اید و شما خیلی از آنهائی را که خود را بخواب زده بودند را بیدار کرده اید …
    موفق و پیروز باشید
    م. حسن زاده

  35. درویش جان
    روش زیر مورد مناسبی برای ضایعات یک بار مصرف است که طرح آن را به سازمان اعلام کرده ام اما انگار کسی گوشش بدهکار نیست تا در زباله غرق شویم.واین خلاصه طرح:

    جمع آوری ضایعات یک بار مصرف به روش وثیقه بازپرداخت

    دکتر حسن کرِیم زادگان

    مقدمه

    یکی از ابزارهای اقتصادی مهم برای کاهش تولید و بازیافت زباله های یک بار مصرف نظیر بطری های آب معدنی،نوشابه،ظروف مواد غذایی و بهداشتی،باتری و لاستیک فرسوده اتومبیل و خودرو های مستهلک استفاده از ابزار اقتصادی وثیقه بازپرداخت است.با این روش می توان بدون نیاز به توصیه های اخلاقی و سیتم های کنترل و نظارت که عملا دارای کارایی اقتصادی نیستند این ضایعات را جمع آوری وبازیافت نمود. این روش یک ابزار اقتصاد است و سعی می کند مصرف کننده را با هزینه نهایی خارجی مصرف این مواد روبرو سازدو در ایران برای ضایعات یک بار مصرف اکیدا توصیه میشود.

    مبانی تئوریک سیستم‌های سپرده- بازپرداخت
    از نظر کاربردی سیستم‌های سپردة بازپرداخت به دلیل وقوع احتمالی فعالیت‌های زیان آور هزینه‌ای را به‌طور علی الحساب و پیشاپیش به صورت سپرده طلب می‌کنند و بازپرداخت– یعنی استرداد آن منبع را ضمانت می‌کنند و این منبع را هنگامی مسترد می‌کنند که از عدم انجام آن فعالیت اطمینان حاصل کنند . این ابزار بازار ویژگی انگیزشی هزینه آلودگی را با مکانیسم داخلی مربوط به کنترل هزینه‌های نظارت تلفیق می‌کند . از این شیوه عمدتاً برای درک تفاوت میان هزینه‌های شخصی و اجتماعی دفع نامناسب مواد زائد استفاده می‌شود. متداول‌ترین کاربرد این روش درشیشه‌های نوشابه ‍، موادغذایی و باتری‌های سرب – اسید می‌باشد.

    -عوامل اقتصادی سیستم‌های سپرده بازپرداخت
    معدوم‌سازی نامناسب یا غیرقانونی مواد زائد ، اثرات خارجی منفی به بار می‌آورد . از جمله آنها می‌‍توان اثر برسلامتی درنتیجه آلودگی به سرب را از طریق باتری‌های سرب – اسید دور انداخته شده و اثر بر زیبا شناختی به دلیل انباشت زباله را نام برد . هدف سیستم‌های سپرده بازپرداخت این است که در صورت اجرا آلوده‌کننده را مجبور سازند هم هزینه شخصی نهایی (MPC) و هم هزینه خارجی نهایی (MEC) مربوط به دفع نامناسب مواد زائد را در نظر بگیرد .
    همانند هزینه آلودگی ، هدف سپرده این است که MEC دفع نامناسب مواد زائد را محسوب کند . این مؤلفه آلوده‌کننده را وادار می‌سازد هزینه نهایی خسارت‌هایی را که ایجاد می‌کند بپذیرد و این هزینه را پیشاپیش پرداخت کند . مؤلفه بازپرداخت جزء منحصر به فرد سیستم سپرده بازپرداخت محسوب می‌شود. باز پرداخت انگیزه لازم را برای دفع مناسب مواد زائد ایجاد می‌کند و از خسارت زیست‌محیطی پیشگیری به عمل می‌آورد . با در کنار هم قرار دادن این دو مؤلفه در می‌یابیم که سیستم سپرد بازپرداخت بجای تنبیه آلوده‌کننده ، کانون توجه خود را به آلوده‌کننده بالقوه معطوف می‌سازد و از استرداد به منظور تشویق رفتار مناسب سود می‌جوید .

    -الگوی سیستم‌های سپردة بازپرداخت
    الگوی سیستم‌های سپردة بازپرداخت در شکل 5-6- نشان داده شده است . از چپ به راست ، محور افقی دفع نامناسب زباله (IW) را به عنوان درصدی از تمامی فعالیت‌های مربوط به دفع زباله اندازه‌گیری می‌کند . در این صورت واضح است که به‌طور طبیعی دفع مناسب زباله (PW) از راست به چپ اندازه‌گیری می‌شود. بنابراین اگر 25 درصد تمامی زباله‌ها به‌طور نامناسب دفع شوند این امر بدین معناست که 75 درصد از زباله‌ها به طور مناسب و صحیح دفع شده‌اند . MPCIW در برگیرندة هزینه‌های جمع‌آوری و تخلیه غیرقانونی مواد زائد به علاوه هزینه دفع نامناسب مواد زائد قابل بازیافت می‌باشد که از جمله این هزینه‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد : هزینه ظروف دور ریخته شده ، هزینه جمع‌آوری مواد زائد که به شرکت‌های جمع‌آوری زباله پرداخت می‌شود و هزینه‌های احتمالی درآمد از دست رفته‌ای که ممکن بود به دلیل بازیافت حاصل شود.
    MSCIW شامل MPCIW به علاوه MECIW می‌باشد که آن را به صورت فاصله عمودی میان MSCIW و MPCIW نشان می‌دهیم . MPBIW تقاضا برای دفع نامناسب مواد زائد می‌باشد که انگیزه انجام آن را اجتناب از تخصیص زمان و منابع برای جمع‌آوری مواد زائد ، آوردن مواد غیرقابل بازیافت به محل دفع زباله و حمل زباله‌های قابل بازیافت به مرکز جمع‌آوری تشکیل می‌دهند. به دلیل آنکه ، هیچ‌گونه فایده خارجی برای اینکار در نظر نمی‌گیریم بنابراین MSBIW = MPBIW . در هنگام نبود ابزارهای کنترل زیست محیطی محل تقاطع MSBIW و MPCIW ، یا QIW موازنه را معین می‌کند. موازنه کارآ و مؤثر در Qe که کوچکتر از QIW است و یا هنگامی که MSCIW با MSBIW برابر باشد روی می‌دهد . مجدداً مشاهده می‌کنیم که در صورت وجود اثرات خارجی ، دفع نامناسب زباله به مقدار بسیار زیادی صورت می‌گیرد ، زیرا اعضای بازار نتیجه و اثر کامل اعمال خویش را در نظر نمی‌گیرند.
    به منظور اصلاح اثر خارجی منفی فرض می‌کنیم یک سیستم سپردة بازپرداخت به گونه‌ای ایجاد شده است که در آن سپرده در Qe با MECIW برابر می‌باشد . این امر به صورت فاصله ab در شکل 5-6 نشان داده شده است .

    شکل 5-6 الگوی سیستم‌های سپردة بازپرداخت در بازار دفع مواد زائد
    دفع مواد زائد به طور نامناسب (IW) از چپ به راست در محور افقی و به عنوان بخشی از تمامی فعالیت‌های دفع مواد زائد اندازه‌گیری می‌شود. بنابراین ، درصد دفع مواد زائد بطور مناسب (PW) از راست به چپ اندازه‌گیری می‌شود. به منظور اصلاح اثرات خارجی منفی که با دفع مواد زائد به طور نامناسب همراه است ، یک سیستم سپرد‌ه‌ی بازپرداخت برقرار شده است که مقدار سپرده آن Qe اندازه‌گیری می‌شود وبا MECIW برابرست. سپرده که آن را با فاصله ab نشـان می‌دهیـم ، MPCIW را تا MSCIW افزایش می‌دهد و اعضای بازار را وادار می‌سازد موازنة جدیدی را در سطحی که از لحاظ اجتماعی بهینه می‌باشد ، برقرار سازند . نتیجه این است که درصد مواد زائدی که به‌طور مناسب دفع می‌شوند از QIWبه Qe افزایش یابد

    سپرده پس از تحویل و دریافت به‌طور مؤثر MPCIW را به اندازه فاصله ab افزایش می‌دهد و اعضای بازار را به پذیرش موازنه جدیدی در محل Qe وادار می‌سازد . با انجام این کار درصدی از دفع مواد زائد بجای شیوه‌های نادرست با شیوه‌های صحیح و مناسب صورت می‌پذیرد که آن را با فاصله (QIW – Qe) اندازه‌گیری می‌کنیم . توجه داشته باشید که سپرده همان وظیفه و نقش جریمه آلودگی را ایفا می‌کند . تفاوت مهم میان این دو این است که بازپرداخت از دفع نامناسب مواد زائد جلوگیری می‌کند . آلوده‌کننده احتمالی برای دفع مناسب مواد زائد از انگیزه کافی برخوردار است زیرا انجام این کار به او اجازه می‌دهد سپرده‌اش را بازپس گیرد . اگر دفع کنندگان مواد زائد ترجیح دهند که مواد زائد خود را بطور غیرقانونی دفع کنند حداقل از قبل هزینه خارجی آن را پرداخت کرده‌اند . علاوه بر این ، مسئولان به منظور تقویت و افزایش انگیزه‌های درونی ، برای تعدیل مقادیر سپرده یا استرداد از انعطاف پذیری برخوردارند .

    -ارزیابی الگو
    ارزشی که به سیستم سپرده – بازپرداخت افزوده شده است این است که بازپرداخت بدون افزایش چشمگیر هزینه‌های نظارت و کسب رضایت دولت ، رفتار مسئولانه در قبال محیط‌زیست را تشویق و ترغیب می‌کند ، نکته منحصر به فرد در مورد این ابزار این است که پس از استقرار آنها ، برای مؤثر بودن انگیزه‌ها فقط به نظارت محدودی نیاز می‌باشد .
    یکی دیگر از مزایای ابزار سپردة بازپرداخت این است که می‌توان از آن برای تشویق و ترغیب کاربردهای کارآتری در مورد مواد خام سود جست . تعداد بسیار زیادی مواد و محصولات مستعمل در محل‌های دفن زباله جمع شده و یا در دستگاه‌های زباله سوز ، سوزانده می‌شوند . در حالی که می‌توان آنها را بازیافت نمود . وجود محصولات و مواد زائد بازیافت شده می‌تواند به کاهش سرعت تحلیل مواد خام دست نخورده‌ای همچون آلومینیوم و الوار کمک کند و علاوه بر آن ممکن است باعث کاهش قیمت این مواد شود . تحمیل سپرده برای مواد خام مانند مالیات عمل می‌کند و باعث استفاده کارآتر و مؤثرتر از منابع در فرآیند تولید می‌شود . استرداد باعث تشویق دفع مناسب یا بازیافت مواد خام از زباله‌ها را در پایان مرحله تولید فراهم می‌آورد. شرکت‌هایی که تصمیم می‌گیرند به این انگیزه بی‌اعتنایی کنند علاوه بر تقبل هزینه دفع مواد زائد ، شانس استرداد مبلغ سپرده را نیز از دست می‌دهند.

    سیستم‌های سپردة بازپرداخت در عمل
    احتمالاً شناخته شده ترین کاربرد سیستم‌های سپردة بازپرداخت به تشویق و ترغیب دفع مناسب ظروف نوشیدنی مربوط می‌شود .در ایران از این سیستم به صورت محدود در مورد شیشه‌های نوشابه و شیر استفاده می‌شود. در ایالات متحده آمریکا این گونه برنامه‌ها معمولاً از طریق «لوایح مربوط به بطری» ایالتی انجام می‌شوند . از سال 1997 تاکنون ، 10 ایالت قوانینی را تصویب کرده‌اند که دریافت سپرده برای ظروف نوشیدنی را الزامی می‌کنند .
    ایالت اورگان ، که نخستین ایالتی بود که «لوایح مربوط به بطری» را تصویب کرده بود گزارش کرده است که فقط 2 سال پس از تبدیل لایحه به قانون ، مقدار زباله‌های کنار جاده بین 75 تا 85 درصد کاهش یافته است . ایالت میشیگان گزارش کرده است که در نخستین سال اجرای برنامه نرخ بازگرداندن بطری‌های مستعمل 95 درصد بوده است . در کشورهای دیگر نیز نتایج مشابهی مشاهده می‌شود . فنلاند ، نروژ ، هلند و سوئد پس از برقراری سیستم سپردة بازپرداخت نرخ بازگرداندن بطری‌های مستعمل را بین 70 تا 90 درصد گزارش کرده‌اند. در ایران نیز این روش به شکل تاسیس صندوق بازیافت توسط مؤلف پیشنهاد شده است.
    هدف اقدامات ابتکاری ، تشویق و ترغیب افراد به دفع مسئولانه مواد زائد و باتری‌های سرب – اسید مستعمل بوده است . اگر باتری‌های سرب – اسید به طور مناسب دفع نشوند ، سرب موجود در آنها ممکن است سلامت افراد را به خطر اندازد .به همین دلیل دفع مناسب این باتری‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است . طبق گزارش EPA حدود 65 درصد از سرب موجود در مواد زائد جامد شهرداری‌ها به باتری‌های سرب – اسید تعلق دارند . سوئد و نروژ در استفاده از سیستم سپردة بازپرداخت برای کاهش دفع نامناسب خودروهای اسقاطی به موفقیت هایی دست یافته‌اند. نکته جالب توجه این است که هر دو کشور سپرده‌ای وضع کرده‌اند که عملاً از مقدار بازپرداخت کمتر است . احتمالاً این کار بدین منظور صورت گرفته است که افراد را بیش از پیش تشویق کند تا خودروهای فرسوده را برای دفع یا بازیافت مناسب به کارخانه تولید کننده بازگردانند .

    پاسخ:

    درود بر دکتر کریم زادگان عزیز. حتمن این پیشنهاد را در مهار بیابان زایی باز انتشار می دهم.
    زنده باشید.

    1. موضوعش صداقت بود رفیق! در همان متنی که برای 5 سالگی وبلاگم نوشتم، لینکش را گذاشته ام. البته یادداشتهایی که بیشتر از 100 کامنت داشته اند، در این سرای مجازی بسیار فراوان هستند.
      درود.

  36. محمد جان, نوشته ای “نمی‌دانم چرا یه هویی حرفم نمی‌آید! شما می‌دانید چرا؟”. آره من میدانم ولی نمیگویم, حتما” میدانی چرا.

    1. یه موقع هایی ، یه حرف هایی را تو یه جاهایی بهتره نه زد و نه شنید!
      به قول مولانا:
      دانستنی است!
      گفتنی نیست
      خموش!!

      درود بر دانش عزیز که ف را فقط کافی است برایش بگوییم؛ خودش تا فرح زاد می رود! نمی رود؟

  37. چه زیبا بود تصور من از لردگان
    اما متاسفانه در تمام نقاط تخریب محیط زیست وجود داره
    کاش سری به چلگرد (کوهرنگ) می زدید.
    به شهر برفی ایران معروفه و سردترین شهر ایران !
    البته فکر کنم مرتفع ترین هم باشه !
    سرچشمه سه رود زاینده رود، دز و کارون کوهرنگه
    کاش اونجا هم می رفتید.
    البته فکر کنم راهش خیلی بد باشه
    به عبارتی بن بست هم هست.
    بخاطر همین جاده بزنوید رو دارن می سازن
    ولی فکر می کنم کوهرنگ بکرترین طبیعت رو داشته باشه…البته فکر می کنم…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا