“کمجان” را چگونه “بیجان” کردیم؟!

«دریغ بر ملتی که دَم برنمیآورد، مگر هنگامی که در تشییع جنازه گام برمیدارد؛ خود را نمیستاید، مگر در میان ویرانههایش؛ و عصیان نمیکند، مگر هنگامی که گردنش در میان تبر و کنده قرار دارد.»
جبران خلیل جبران
«کمجان» نام تالابی است ارزشمند، با وسعتی بالغ بر 5250 هکتار – مجموعهای از تالابهای آب شیرین دایمی و فصلی که با پوشش غالب نی و لویی در ناحیهی سفلی رودخانه کُر و دلتای کربال قرار گرفته است – که به واسطهی برخورداری از ویژگیهایی کمنظیر، در سیاههی تالابهای بینالمللی ثبت شده در کنوانسیون رامسر قرار دارد. چرا که این تالاب یکی از منابع مهم تغذیه و زادآوری پرندگان مهاجر آبزی و کنارآبزی در ناحیهی بختگان به شمار میرفت. اما همان گونه که در این تصویر غمبار نمایان است (با سپاس از علی مزروقی – زمینشناس عاشق وطن – که اغلب تصاویر این پست را در اختیار نگارنده قرار داده است)، اینک این پهنهی خشک و بیحاصل و شور به هر چیزی شبیه است، جز تالابی هوشربا و زیبا؛ جایی که قرار بوده مأمن امن پرندگان مهاجر باشد نه منزلگاهی شورهزار و تفدیده و لمیزرع.
هموطن عزیز!
میدانی چرا آن «کمجان» زیبارو و آرامشدهندهی طبیعت فارس به «بیجان»ی چنین پژمان و سوهاندهندهی روح بدل شده است؟!
بیگمان، روستاییان و دیگر اهالی ساکن در حاشیهی دو رودخانهی کُر و سیوند در شرق استان فارس، بیش از هر کس دیگری، پاسخ این پرسش تلخ را میدانند …
آری، آنها میدانند که چگونه به بهانهی افزایش سطح زیر کشت و نوید تولید و درآمد بیشتر برای کشاورزان منطقه، وزارت نیرو با پشتیبانی و حمایت مسئولین محلی اقدام به حفر کانالهایی مرگآور به نام زهکش در دشت کربال خرامه و حاشیهی شمال شرقی دریاچهی طشک کردند و بدینترتیب، تمامی موجودی آب شیرین تالاب کمجان را نیز با خود برده و نابود ساختند. دردآورتر آن که، آن اراضی خشک به جای مانده نیز به حال خود رها شد و هیچگاه زراعتی سبز از پس آن نمایان نگردید، جز آن که خود به محلی برای تولید و انتقال رسوب و نمک به اراضی مجاور در اثر فرسایش بادی بدل شد.
و بدینترتیب مرگ پارک ملّی بختگان را به جلو انداختیم؛ زیستگاه ارزشمندی که پیشینهی حفاظت آن، به عنوان پناهگاه حیات وحش به بیش از 38 سال پیش (15 خرداد 1348) میرسد و همانگونه که پیشتر نیز اشاره کردهام، به قول شادروان پروفسور لوفلر اتریشی: «بختگان نظیری در بین دریاچههای جهان ندارد.» (آیا مرگ تالاب کمجان در اثر حفر کانالهای زهکش و به بهانهی توسعهی کشاورزی، نقض آشکار اصل پنجاهم قانون اساسی نیست و آیا حیات اجتماعی روبه رشد مردمان ساکن در شرق استان فارس را به مخاطره نیانداخته است؟)

گفتنی آن که مساحت منطقهی پارک ملی و پناهگاه حیات وحش بختگان 357605 هکتار است که 125 هزار هکتار (35 درصد) از آن را آب و 232605 هکتار آن خشکی است. دامنهی تغییرات ارتفاعی این عرصه نیز بین 1600 تا 2900 متر از سطح دریا متغیر است. افزون بر آن، موقعیت جغرافیایی این زیستگاه ناهمتا، بین 53 درجه و 14 دقیقه تا 54 درجه و 11 دقیقه طول شرقی و 29 درجه و 11 دقیقه تا 29 درجه و 50 دقیقه عرض شمالی است و همان طور که اشاره شد، از نقطه نظر تقسیمات سیاسی کشور د ر محدوده شرقی استان فارس قرار دارد.
به طور کلی مجموعه بختگان (پناهگاه حیات وحش و پارک ملی) را میتوان به سه بخش اصلی تقسیم کرد:
الف – دریاچهها و تالابها
ب – مناطق دشتی و کوهستانی واقع در بین دریاچههای بختگان و طشک و اراضی مجاور آن
ج – مناطق کوهستانی واقع در جنوب دریاچه بختگان
مجموعه این سه بخش ساختار کلی سیمای محیط طبیعی منطقه را به تصویر میکشند.
شایان توجه آنکه دریاچهی بختگان به دلیل برخورداری از 3 ویژگی ارزشمند، یکی از 105 منطقهی مهم زیست پرندگان در کشور هم محسوب میشود. این ویژگیها عبارتند از: 1- به طور منظم تعداد قابل توجهی از گونههای در خطر تهدید جهانی را نگهداری میکند؛ 2- به طور منظم یک درصد از گونههای منطقهی جغرافیای زیستی یا مسیر مهاجرت یا جمعیت خاورمیانه (تنها پرندگان آبزی و دریایی) را نگه میدارد و 3- به طور منظم 20 هزار (و یا بیشتر) از پرندگان آبزی را نگه میدارد. افزون بر آن دریاچههای نیریز (بختگان و طشک) از زیباترین نمونههای دریاچههای شورِ جهان محسوب شده و یکی از 20 تالاب بینالمللی ثبت شدهی کشور در کنوانسیون رامسر به شمار میآیند که به ویژه در زمستانها پذیرای 170 هزار قطعه از انواع فلامینگو و غاز هستند.
حوضهی آبخیز کر و سیوند (این حوضه را با نام «حوضهی آبخیز دریاچههای طشک، بختگان و مهارلو» هم مینامند) با 31511 کیلومتر مربع وسعت، در تقسیمبندی طرح جامع آب کشور، حوضهی نخست از منطقهی چهارم مطالعاتی محسوب و با کد 1- 4 مشخص شده است. از نظر تقسیمبندی کلی آبشناختی ایران، حوضهی مزبور، بخشی از حوضهی آبریز مرکزی بوده و بنابراین برخلاف آبخیز مجاورش (حوضهی رودخانه مُند)، آب آن از کشور خارج نشده و به چالابهای مرکزی ایران هدایت میشود. این حوضه خود از 5 زیرحوضه تشکیل شده است که شوربختانه جملگی متأثر از اعمال افراطی مدیریت سازهای، از رژیم طبیعی خویش فاصله گرفتهاند.
– نقش مخرب سدهای سهگانهی درودزن، ملاصدرا و سیوند در پایداری حوضهی آبخیز کُر و سیوند
این مسأله مهمترین خطر برای آیندهی پارک ملّی بختگان محسوب میشود؛ زیرا که منبع تغذیهی اصلی آب دریاچههای طشک و بختگان را آوردهای رودخانه کُر و سیوند تشکیل میدهد. در گذشته با احداث سد درودزن، بخش اعظم سیلابهای ورودی به دریاچهها کنترل و از دسترس خارج شد. در شرایط کنونی هم در بالادست سد درودزن، سد ملاصدرا حضور مرگآور خود را اعلام داشته است (مظلوم، شخصیت بزرگی چون ملاصدرا که نامش باید بر روی جرثومههایی چنین مرگآور و هزینهبر نهاده شود. آیا کسی هست که صدای اعتراض و دادخواهی این فیلسوف بزرگ را بشنود و در برابر این بدسلیقگی نابخردانه به مخالفت برخیزد؟ امید که تا پیش از ویرانی کامل سدهای مخزنی بزرگ کشور، نام خونآشامانی چون یزید و شمر یا احمقان گردنکشی چون شعبون بی مخ را بر روی این سازههای ناپایدارکنندهی سرزمین بگذاریم) و ظاهراً وظیفهی مهار سیلابهایی را که درودزن قادر به کنترل آن نیست، به عهده خواهد داشت. سرانجام آن که آخرین تیر خلاص را بر حیات بختگان، سد سیوند از کمان رها کرده است و بر بنیاد مطالعاتی که گروه مهندسین مشاور تاک سبز به سامان رسانده است، برآورد میشود که با آبگیری کامل دو سد فوق در بالادست حوضهی آبخیز بختگان، عملاً حقابهی دریاچهها از رودخانههای کر و سیوند به شدت کاسته شده و دریاچههای فوق در معرض نیستی کامل واقع شوند.
نگرانکنندهتر آن که پیشبینی میشود در صورت خشک شدن دریاچهها علاوه بر نابودی یک دریاچه با ثبت جهانی، آثار زیست محیطی این پدیدهی شوم، کانونهای جمعیتی اطراف، بخصوص آباده طشک را به شدت تحت تأثیر قرار داده و آثار سوء آن تمام عرصه را در برگیرد.
یادمان باشد، خشک شدن دریاچههای طشک و بختگان فقط به معنی از بین رفتن زیستگاه پرندگان در یک ناحیه از کشور نیست، بلکه از بین رفتن این دریاچهها، یعنی افزوده شدن سطحی در حدود 125 هزار هکتار (بیش از دو برابر مساحت کشور سنگاپور) بر سطح کویرهای ایران و تشدید روند بیابانی شدن اراضی در یکی از باارزشترین زیستگاههای کشور.
در بخشی از گزارش گروه مشاوران تاک سبز مربوط به طرح تفصیلی مدیریت زیستمحیطی پارک ملی بختگان میخوانیم: «بنا به اظهارات مدیر کل منابع طبیعی استان فارس در شرایط کنونی به رغم فعالیتهای مقابله با بیابانزایی، سالانه یک درصد بر سطح بیابانهای استان افزوده میشود و این در حالی است که امروزه بحث توسعه پایدار، دستکم در کلام همگان شنیده میشود، ولی ما سدهایی را احداث میکنیم که عواقب زیستمحیطی شدیدی را برای پائیندست در پی خواهند داشت … در واقع شرایط این دریاچه در وضعیت کنونی، بیشباهت به دریاچهی نمک قم در ازمنه گذشته نیست. این دریاچه در منتهیالیه حوضهی زهکشی رودخانههای کرج و جاجرود واقع شده و تمام جریانات این دو رودخانه به آن منتهی میشد. امّا حضور قارچگونهی شهر تهران و نیاز شدید به تأمین آب، سبب شد تا با احداث سدهای کرج، لتیان، لار و اخیراً ماملو از یک طرف و گسترش اراضی کشاورزی و برداشت آب از رودخانهها، امروزه دیگر تقریباً این دریاچه به پوستهی نمکی خشک در تمام فصول تبدیل شود. تجارب بینالمللی نیز در این خصوص بسیار است و طرحهای آبی در حوضهی دریاچهی آرال و عواقب زیستمحیطی آن در کشور شوروی سابق میتواند عبرت خوبی برای مقایسه باشد.»

خواننده گرامی مهار بیابانزایی
آیا میدانید یکی از نگرانیهای بزرگ در افتتاح کامل فرودگاه امام خمینی (ره) چیست؟ راستی چرا در ارزیابی و جانمایی این طرح بزرگ و ملّی که قدمت آن به بیش از سه دههی پیش میرسد، کسی متوجه وزش جریانهای سنگین گرد و غبار و مشکلات فنی ناشی از آن برای هواپیماهای مسافربری نبود؟! جز این است که در ارزیابیهای آن زمان، به هر چیزی فکر میشد جز آن که رشد قارچگونهی تهران میتواند بر نرخ فرسایش بادی و شتاب بیابانزایی در پاییندست شهر تأثیری انکارناشدنی و مرگآور باقی نهد.
آیا با چنین رویهای، میتوان امیدوار بود که «کمجان»های دیگر این بوم و بر به «بیجان» بدل نخواهند شد؟!!
مؤخره:
درست یادم هست که نزدیک شش سال پیش، یعنی در 28 آذرماه 1380، وقتی در سمینار تخصصی اثرات خشکسالی بر منابع آب شرکت کرده بودم؛ سمیناری که به همت مرکز پژوهشهای منابع آب و با همکاری دفتر مطالعات پایهی منابع آب در تالار همایشهای تماب برگزار شده بود؛ یکی از سخنرانان کلیدی، آقای دکتر اردکانیان، معاون وقت وزارت نیرو بود؛ یعنی تنها مدیر ایرانی که تاکنون توانسته مقامی رسمی در سازمان ملل متحد بدست آورد. ایشان – که به تازگی از کنفرانس بن برگشته بود، طی سخنانی که در آن زمان بسیار تأملبرانگیز مینمود، آشکارا بر سیاست صرف ساخت سدهای بزرگ و اتکای بیش از حد به مدیریت سازهای تاخت و کارایی آن را به عنوان راه برونرفت از مشکلات بحران آب کشور، به شدت مورد تردید قرار داد. او در آن همایش گفت: از حدود 88 بند قطعنامهی پایانی کنفرانس بن، که در اوایل ماه جاری میلادی (دسامبر 2001) در کشور آلمان با محوریت مدیریت بهینهی آب برگزار شد، حتا یک بند هم به عنوان نمونه بر مدیریت سازهای به عنوان راهکار خروج از بحران فعلی آب اشاره نداشته است. از عمده دلایل اهمیت روشهای غیر سازهای میتوان به عدم قطعیتهای هیدرولیکی، هیدرولوژیکی، ژئوتکنیکی و تشدید اثرات اندرکنشی (متقابل) اشاره کرد که سبب شده هزینهی اجرای روشهای غیرسازهای عموماً کمتر از روشهای سازهای باشد.
از همین رو، ایجاد قوانین و مقررات، ارتقاء فرهنگ عمومی، استقرار مدیریت مصرف، نگاه به آب به عنوان یک کالای اقتصادی و برقراری ارتباط بهسامان بین نهادهای مرتبط، از جملهی پیشنهادهای غیر سازهای ارایه شده توسط سخنرانان در آن سمینار، به خصوص دکتر اردکانیان و مهندس عباسقلی جهانی (از مدیران ارشد وزارت نیرو) بود.
این خاطره را گفتم تا بدانید که بازوی علمی و کارشناسی در داخل بدنهی سازمانی وزارت نیرو تا چه اندازه با نگاه افراطی به سدسازی مخالف بوده و در عین حال، تا چه میزان در برابر ارادهی سیاسی حاکم در آن وزارتخانه دست پایین را دارد؛ چه در کابینهی هاشمی رفسنجانی، چه خاتمی و چه احمدینژاد.
برای همین است که ایمان دارم نگارنده به همراه تمامی مخالفان احداث سد سیوند و ملاصدرا (سازههایی که اصولاً حتا فاقد همین مطالعات نیمبند ارزیابی اثرات توسعه بر محیط زیست هستند)، در کوتاهترین زمان ممکن شاهد شکست اهداف درنظرگرفته شده از سدهای یاد شده و اثبات تشدید ناپایداری سرزمین ناشی از ساخت این سازههای آبی، همچون سد پانزده خرداد خواهد بود. و در آن زمان، مدیران وقت و کنونی سازمان حفاظت محیط زیست و جهاد کشاورزی تأسف و افسوس خواهند خورد که چرا آن زمان که میتوانستند از اهرمهای قانونی خویش برای ممانعت از ساخت چنین سدهای ناآبادکنندهای بهره نبردند و با مصلحتاندیشی، پایداری صندلیهای مدیریتی خود و آرامش مدیران بالادستی را به پایداری ایرانزمین و آرامش زیستمندان طبیعت وطن ترجیح دادند.
پیوست:
– چند نفر تاکنون از این منظر به بیابانهای ایران نگریستهاند؟!
– آیا مظلومیت دیدهبان محیط زیست ایران، هارمونی غمانگیزی با سرنوشت تر «آب» در شرایط امروز طبیعت وطن ندارد؟!
– از یکایک دوستانی که موفقیت اخیر «مهاربیابانزایی» را از طریق ایمیل، تلفن و یا ثبت در وبلاگهایشان به نگارنده تبریک گفتهاند، قدردانی میکنم. بیشک حضور نام یک وبلاگ زیستمحیطی در بین سه وبلاگ محبوب فارسیزبان، آن هم به رغم وجود موضوعات ظاهراً جذابتر و پرمخاطبتری که در این دنیای مجازی به چشم میآید، یک پیام روشن و امیدبخش به همراه دارد: محیط زیست آرام آرام میرود تا در سبد نیازهای شهروندان ایرانی از جایگاهی درخورتر برخوردار شود. امید که قدر این فرصت را بدانیم و همهی دوستان اهل قلمی که به این حوزه نیز تعلق خاطر دارند، بکوشند تا با تولید محتوایی غنیتر، بر جذب مخاطب هوشیار و آگاه بیافزایند و بدینترتیب علاقه و حساسیت ایرانیان را به گرایههای زیستمحیطی افزایش دهند.
– و سرانجام معصومه ابتکار پاسخ «خجیردوستان» را میدهد!
– افزایش مصرف آب های بسته بندی شده به چه قیمت؟!










مثل همیشه مطلب ارزشمندی را منتشر کرده ای من فقط در شگفتم که چگونه می توانی چنین مطالبی را همه روزه با این دقت و حوصله منتشر کنی بابا ای وا.. و ماشاا…
مفید ، زیبا و قابل تعمق . امیدوارم که همواره این جریان محرک و فعال و پویندهً نشات گرفته از عشق به حیات و طبیعت در وجودتان جاری باشد .
خواندنی و البته نگران کننده بود،
قرار گرفتن در جمع 3 وبلاگ برتر را از صمیم قلب تبریک میگم
جدا که برازندتان بود
موفق باشید
با آرزوی موفقیت بیشتر…تبریکات هر چند دیر ما را پذیرا باشید…
موفق باشید
خانم راشل کارسون در بخش آغازین کتاب ارزشمند بهار خاموش در خصوص سرانجام اقدامات مخرب بشر و همچنین دخالتهای بی مورد در محیط زیست و طبیعت می گوید : “بهار، خاموش شده بود. دیگر از صبحگاهانی که در آن صدای قمری، سینه سرخ، بلبل و صدها پرنده دیگر به گوش می رسید خبری نبود و تنها سکوت بود که بر جنگل و مرداب سایه گسترده بود.”
با کمی دقت در این جملات شعرگونه و مقایسه آن با وضیعت برخی از مناطق ارزشمند زیستی کشورمان به چه نتیجه ای می رسیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینقدر ناراحت شدم که این پست رو کامل نخوندم! چند خط اول و آخرش رو فقط…
ضمن تبریک برای انتخاب وبلاگ باارزشتون و آرزوی موفقیت بی پایان ، از گزارش جامعتون هم ممنون.
دست مریزاد آقای درویش.به نظر من سد ها در کشور ما تنها چیزیست که حضور دولت را در حال ساخت و ساز به اقشارمختلف مردم نشان می دهد و نتایج آن بلافاصله پس از ساخت در بین مردم مشهود است.امیدوارم روزی برسد که دولت ها به جای چشم و هم چشمی و کارهای پوپولیستی واقعا به فکر آینده مردم باشند و کارهای عمرانی شان را با بررسی های همه جانبه شروع کنند .
موفق باشید مهندس عزیز.خوشحالم که رفع فیلتر شدید.بعد از مدتها تونستم به مطالبتون دسترسی پیداکنم
برای این همه تلاش مداوم بهتون خسته نباشید میگم
در واقع شرایط این دریاچه در وضعیت کنونی، بیشباهت به دریاچهی نمک قم در ازمنه گذشته نیست. این دریاچه در منتهیالیه حوضهی زهکشی رودخانههای کرج و جاجرود واقع شده و تمام جریانات این دو رودخانه به آن منتهی میشد”
فکر کنم اشتباها دریاچه حوض سلطان را دریاچه نمک نامیده اید.درباره ی سد قم در وبلاگم مطلبی نوشته ام
با سلام و سپاس از توجه ارزشمند و دقیق شما به این موضوع
شایان توجه آنکه سرریز چالاب حوض سلطان قم نیز در نهایت به دریاچه نمک می ریزد.
موفق باشید.
مهندس درویش
ضمن تبریک مجدد، عکس موجود در پست جدید وبلاگم مربوط به بیابانهای ایران نیست
آقا کجایین در سفرین همچنان یا به تهران برگشته اید؟ رونق اهالی گرین بلاگ بیشتر با نوشته های شماست.
سلام جناب درویش….دلمون براتون تنگ شده….نیستید…خیره اشاء… .
موفق باشید
استاد خیلی غیبت تون طولانی شده ها.
سلام برادر.دیروزازوبلاگ شمابه وبلاگ دکتر…والنهایه به وبلاگ (معصومه ابتکار)رسیدم!؟کسیکه دردوران مدیریتش هیچ گلی نداشت که به سر محیط زیست مان بزند.که بعکس خار هم کشت.و حالا دروبلاگ یکسویه اش!به دفاع از خاتمی و متروی هاشمی و مظلومیت اصلاح طلبان.که هشت سال رسما بازی دادند و رفتند.پرداخته.اشتباه نشود مدافع گروه مقابلشان نیستم.میخواستم بگویم که اینها خیلی بهتر میتوانستند کارامد باشند.زمانیکه بر مسند تکیه زده بودند!واین دلسوزیهای امروزشان.سوزدل بی مسندی است !! اگر ابتکار و محسن هاشمی و خاتمی و…اصلاح طلبی و..سردمدار و موید ایران دوستی و دلسوزی برای ایران و محیط زیست و فلان سد و ابگیر و محیط و بنای تاریخی و…میباشند…!خواستم بگویم روی من یکی حساب نکنید!!!
محمد حسن یزدانی بازرس ویژه سازمان حفاظت محیط زیست به جرم فساد مالی دستگیر شد…
سلام. خسته نباشید .
حکایت تلخی است .وقتی اون فلامینگوهای زیبا رو در نمک غوطه ور و بی جان دیدم دلم به درد اومد . واقعا نمی دونم چی بگم . از شما سپاسگذارم و دعوت می کنم برای دیدن چند مطلب جدید پیرامون سد سازی به وبلاگ زیر سر بزنید.https://sivandprotest.blogfa.com/
با سلام . مثل همیشه کامل و مفید و البته تکان دهنده/ کاش چشمهامان باز شود و قدر داشته ها را بدانیم و در حفظ آن کوشا باشیم .
قولم بابت عکسها از پارکهای اینجا فراموشم نشده !کمی گرفتاریم بیش از حد و توانم شده . حتما برایتان ارسال خواهم کرد . پاینده باشید و سلامت.
سلام
کار شما خیلی عالی است
دریاچه بختگان و طشک واقعا با همه ی دریاچه های دیگر متفاوت است با احداث سد سیوند تیشه ای بر ریشه خودمان زدیم ولی کو گوش شنوا چرا ما در ایران فعال محیط زیست نداریم .
با تشکر از همت شما ..از بی همتی ایرانیان در دفاع از حقوفشان در شگفتم…تا کی باید لگدمال شد تا فریاد زد؟
موفق باشید
بهعنوان یک مهندس آب از خواندن این همه بی توجهی در باره تالابها متاثر شدم .
همین کار را در دشت کم آب رفسنجان کردند و مردم را تنگنا قرار دادند از یک سو سفره ای آب زیر زمینی روز به روز پایین می رود از سوی دیگر خشکسالی پی در پی روان است … نزدیک است بحران و مهاجرت مردم منطقه از آن دیار……
پاسخ:
متاسفانه باید با حقیقت تلخی که برایم نوشته ای موافقت کنم!
خیلی عالی بود
مرسی
لطفا اگه سایت یا وبلاگ با حالیرو در مورد خرامه میشناسی حتما آدرسشو برام بفرست
بازم ممنون
موفق باشی
سلام.خداقوت
من بچه روستای کم جان هستم.میخوام خواهش کنم اگه دم دست داری چنتاعکس از تالاب کم جان برام بفرستی .
سلام.خداقوت
من بچه روستای کم جان هستم.میخوام خواهش کنم اگه دم دست داری چندتا عکس از تالاب کم جان برام بفرستی
من ساکن همین منطقه هستم هرگونه همکاری که دراین زمینه بخواهید بنده در خدمتم .وتشکر میکنم کهبه فکر این منطقه هستید.
خسته نباشید
از دید باز و تیزبینتان نسبت به چنین مسئله مهمی جای تقدیر فراوان دارد
امیدوارم که مسئولین به فکر بیافتند.
مرسی خیلی عالی بود فقط اگه ممکنه عکسهای محله جر رانشان دهید.
سلام آقای درو یش . بخشی را خوندم برایم تازگی داشت.سرافراز باشید.
من خیلی وقته که نگران این بحرانم اما درد دلم را گفتی ولی حیف که کسی نیست که به این حرفها عمل کند
با عرض سلام وتبریک سال نو
من بچه روستای کمجانم
حیف و صد حیف و هزاران دریغ افسوس که با سطحی نگری و عدم مدیریت صحیح چنان ضربه ای به منطقه کربال زدند.که اگر بخواهند ان را جبران کنند صدها سال نیاز است.حرف های نا گفته زیاد است که برایتان خواهم نوشت.
سلام خدمت شما مهندس عزیز که این قد دلسوز و اگاهانه این مساله رو به گوش همه گان میرسونید . من سعید هستم ولایتم کمجان است ولی خونمون مرودشته .
لطفا اگه مطالب یا عکس هایی درباره تالاب نیریز کمجان یا ان منطقه دارید به این ایمیل من ارسال فرمایید .
با تشکر از شما
با عرض سلام خدمت تمام مردان ایران زمین که اصالت آریایی خود را فراموش نکرده اند من سعید زارع از روستای کمجان هستم و شاهد نابودی و ویرانی کربال از نزدیک هستم و واقعا برای خودم و تمام مردم کربال متاسفم که هیچ اقدامی برای این مساله دردناک نمی کنند مردمانی که زمان حفر زهکش شاد بودند(بخاطر بی سوادی و بی دانشی)امروز سر در گریبان فرو برده اند و هیچ نمی گویند اما من به عنوان یک بزرگ شده کربال حاضرم جانم را فدا کنم تا کربال دگر بار جان بگیردو بیشه زار کمجان دوباره متولد شود.اگر کمکی از دست من ساخته است با من تماس بگیرید. 09178180450 سعید موبایل
با عرض معذرت از جناب مهندس درویش شما هنوز هستید یا سایت را رها کردید؟ آیا هنوز به درد دل این مردم گوش میدید یا…
خیلی خوب بود اما…
اما چی هادی جان؟
سلام مهدی هستم ساکن روستای کمجان کربال واقعا”خوشحال شدم از اینکه به فکر کمجان و کربال بوده اید راستش از زمانی که این کانالهای غیر مجاز از طرف سپاه حفر شد مردم این منطقه روز خوش ندیدند
درود … من فکر می کردم جهاد این کانالها را حفر کرده است!
سلام خسته نباشی ازاین که فکر کربال هستید متشکرم لطفا بیشتر خودتان رامعرفی کنید
درود بر شما … برای آگاهی بیشتر می توانید به پروفایل من رجوع کنید.
0سلام ضمن تشکر از شما میخواستم بگم که ما اخیرا جلو یکی از کانالهایی رو که داخل تالاب حفر شده بود سد کردیم و آب روی زمینهای اطراف جاری شد و منظره خیلی جالبی بوجود اومد.اخیرا از طرف محیط زیست هم اومدن دیدند و گفتن برای سرسبزی اونجا ما بذر چمن رو تامین میکنیم ولی خوب خبری نشد.اگه جلو اون چندتا کانال دیگه رو هم بگیرند یقینا میشه اونجارو احیا کرد
مسعود زارعی از روستای کمجان.- 09178977806
جناب زارعی عزیز … با درود بر شما:
اگر امکان دارد از ماجرایی که شرح دادید و از آن کانال ها و خود روستای کربال چند عکس برایم بفرستید:
darvish100@gmail.com
سلام .
من هم اصالتاً اهل کمجان هستم ولی در حال حاضر ساکن تهران . از طریق بستگان نزدیکم قضیه آبگیری تالاب را شنیدم واین را هم می دانم که عده ای از اهالی روستا مخالف آبگیری تالاب هستند . حالا که عده ای دارند با زحمت و با جرات کاری رو انجام می دهند بهتر است ما هم از این طریق اطلاع رسانی کنیم و تا انجا که می تونیم همکاری کنیم .
جای مردان سیاست بنشانیم درخت
تا هوا تازه شود
عزیزان متاسفانه از ماست که برماست
ولی دستمریزاد به همه ی آنانیکه بدون حب وبغض در هر مقامی در جهت آبادی ایران زمین در تلاشند
تالاب نفس می کشد چون هنوز مردان و زنانی غیرت مند در خاک کربال نفس می کشند
بچه ی کمجان
درود بر بچه ی عزیز کم جان …
اهل کمجانم
خاک من اما “کم جان” نیست
روی زردی دارم
خاک زر خیزی
پینه ها بر دست
کینه ها در دل
. . .
همون سربه هوای همیشگی
چرا کینه ها در دل؟
در ضمن اگر امکان دارد چند عکس جدید از کم جان برایم ارسال دارید.
درود …
darvish100@gmail.com
سلام خدمت همه عزیزان
دست به دست هم دهیم به مهر
میهن خویش را کنیم آباد
من بچه کمجانم ساکن شیراز
دلم به درد می آید از اینکه عده ای انگشت شمار از اهالی روستا تحت القائات بعضی ها(بظاهر بزرگتر و در باطن ؟؟)با احیای تالاب مخالف هستند
از شما بابت احساس مسئولیتتان متشکریم
ما در کنار شما هستیم تا آخر
احیاء تالاب یعنی برگشت زندگی به منطقه کربال
آفرین بر جناب زارع است.
زنده باشید.
بایادو نام دوست که هر چه داریم ازاوست
روزگاری ازغمت سردر گریبان داشتم
وزخیالت دردل خود باغ رضوان داشتم
برسرامدعمرمن درراه بی پایان عشق
چون نظرکردم به مقصد صد بیابان داشتم
سلام
همگی زحمت کشیدید که به فکر کمجان هستید
من یوسف اهل روستای کمجان و عکاس آنجا بودم و شاهد ناظر بر نابودی کربال که الان ساکن شیرازم.
پیگیر خبرها هستم که به یاری اهالی و همت مسئولین انشا الله تالاب کمجان باز مثل قدیم زنده شود تالابی که وقتی پدرم از آن تعریف می کند حال من دگرگون می شود باز مثل همیشه در خدمتم 09179809965 باتشکر از سعید – شکرلله – مهدی و تمامی زارع ها و آقای درویش
این تالاب در گذشته جایگاه زندگی بسیاری از پرندگان نادر بود که در پی خشکسالی پی در پی و همچنین از همه مهمتر در آوردن دو زهکش به اسم کانال جهاد یک و دو باعث خشک شدن کامل این تالاب گردید بطوری که هیچ اثری از این تالاب باقی نماند بطوری که نسل جدید بچه ها ی روستاهای اطراف این تالاب مثل روستای نورآباد سقاباد روبهقان و….. حتی اسم این تالاب هم تا به حال نشنیده اند .و اما در چند ماه گذشته مردم روستاهای اطراف خصوصا روستای کمجان به طور خود جوش بلند شده و با هزینه خود شروع به پر کردن کانالهای جهاد کردند همان کانالهایی که به باور مردم دلیل اصلی خشک شدن این تالاب بین المللی بود و طولی نکشید که این تالاب نمایان شد و حالا بچه های نسل امروز که تا دیروز باور نداشتند که تالاب بین المللی اینجا بوده کم کم باور می کنند که تالابی اینجا بوده و مردم از برکت همین تالاب زندگی خود را می گذراندند .از بزرگوارانی چون یداله زارع بهروز زارع سیروس زارع و حسین زارع جای تشکر دارد و از همگی بانیان این کار خیراز طرف همه مردم روستاهای کربال نهایت تشکر و قدردانی را دارم
انشاء اله همگی ما همکاریهای لازم را برای احیا کامل این تالاب بین المللی داشته باشیم .
آمین.
من عباس زارع ساکن شیراز هستم به امید اینکه تالاب در حال زنده شدن هست و زندگی را به کمجان می آورد میخواهم به روستا برگردم و با همکاری اهالی تالاب را زنده نگه داریم. از توجه جنابعالی به مسئله تالاب تشکر میکنم
درود بر شما
اگر امکان دارد تازه ترین عکسهای تالاب کم جان را برایم ارسال دارید و بگویید چگونه می خواهید از تالاب حفاظت کنید.
زنده باشید
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار
که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار
علیرضا احمری هستم اهل کمجان
درود بر دوستان و دوستداران تالاب کمجان
تالابی که در گذشته ای نه چندان دور، جایی بود که در وصف آن هرچه بگوییم کم گفته ایم. حیوانات و پرندگان نادر، زیستگاه پرندگان مهاجر، محل جوجه کشی آنان، گونه های گیاهی مختلف و… .
به همت دوستان واهالی روستای کمجان که در راس آنها آقایان سیروس زارع، حسین زارع و محمد امین احمری، قرار دارند امید است که این سرمایه عظیم دوباره احیا شود تا شاهد تالابی باشیم که نگین درخشان کربال شود.
صدها فرشته بوسه بر آن دست می زنند….. کز کار خلق یک گره بسته وا کند
آفرین بر همت بلندتان.
لطفا گزارشی از نحوه احیای تالاب را برایم ارسال دارید تا به نام خودتان و با عکس منتشر سازم.
موفق باشید.
مهدی زارع وحسین زارع هستیم از کمجان
به امید روزی که کمجان دوباره جان بگیرد.
درود بر شما دو سلحشور عزیز تالاب کم جان.
با امیدتان زنده هستم.
با سلام و درودی فراوان بر شما دلاور عزیز که معنی زندگی را در بوته های سبز و جانداران تالاب کمجان جسته اید. امید است که با وجود حمایت های بی شائبه شما به این ههم(احیای تالاب کمجان)دست یابیم.
من محمدامین احمری هستم. چندین سال است که در شیراز زندگی میکنیم.با یاری آقایان حسین زارع و سیروس زارع و تعدادی از اهالی باحال روستای کمجان علیرغم مخالفت برخی از کوته نظران توانستیم حدود 1000 هکتار از تالاب کمجان را آبگیری کنیم.
با تشکر فراوان از شما و بچه های باحال روستای کمجان.
زنده باشی محمد امین عزیز و درود بر غیرتت …
سلام جناب درویش
عبدالخالق زارع هستم از مرودشت
یک روز که کمجان رفته بودم با دوستان برای بستن کانال های فرعی کنار تالاب رفتیم این عکس ها بیانگر حضور خودجوش جوانان و تغییر حال و هوای تالاب میباشد
البته الان میشود نام تالاب را بکار برد تا یک مدت پیش تا چشم کار میکرد برهوت بود و گرما و خشکی
سپاس فراوان دارم از شما و دیگر عزیزانی که در جهت احیاء تالاب در تلاشند
البته با اجازتون از مطالبتون در وبلاگم باذکر منبع استفاده کردم
دراینجا لازم به ذکر است که تلاش تمام بچه های کربال خصوصا روستاهای همجوار از قلم نیافتد
پیروز و ماندگار باشید شما و بچه های کربال
درود بر بچه های عزیز کربال …
حتما تلاش تان را انعکاس خواهم داد.
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت مهندس درویش و بچه های با حال کمجان محمود زارع هستم اهل کمجان و ساکن شیراز از تمام عزیزانی که جهت ابادانی کمجان و احیای تالاب همت گماردند کمال تشکر را دارم ودستشان رو میبوسم بخصوص سیروس زارع و حسین زارع که از تمام زندگیشون مایه گذاشتن.انشاالله که نامشان بر صفحه تاریخ روستای کهن کمجان که نام قدیمش کمبوجیان بوده به نیکی میماند
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت اقای عبدالخالق زارع بنده محمود هستم اهل کمجان خواهش میکنم اگه امکان داره چند عکس از تالاب کمجان برایم ارسال کن.فدات mahmodzarre@yahoo.com
جناب محمود زارع عزیز:
خبرها و تصاویر جدیدتر را می توانید در این نشانی ملاحظه فرمایید:
https://mohammaddarvish.com/archives/5409
درود …
با عرض سلام خدمت جناب درویش
با تشکر از زحمات تمام کسانی که در احیائ تالاب کمجان اهتمام ورزیدند. ولی متاسفانه به خاطر خشکسالی و کمبود آب تالاب در حال خشک شدن است که اگر مسئولان فکری به حال آن نکنند تمامی زحمات عزیزان به هدر میرود.
در ضمن چند عکس از غروب زیبای تالاب دارمکه برایتان ایمیل میکنم
ممنون از شما جناب شکرالله زارع عزیز.
سلام من نیز اهل روستای کمجان هستم .چند وقت پیش که انجا بودم واقعا تالاب دیدنی بود از زحمات اقای سیروس زارع وحسین زارع نیز متشکریم .با تشکر از مردم با حال کمجان وههمچنین شما
سلام من اهل روستای کمجان هستم واقعا تالاب به همت این مردم رنگ دیگری گرفته می خواستم ازاقای حسین وسیروس زارع که در جریان این کار بودند تشکر کنم از شما نیز متشکرم.
زنده باشید خدیجه خانم و حمید آقای زارع.
سلام خدمت همه هم محای های عزیز و مشتاقان تالاب و همه دلسوزان احیای تالاب
من سعید هستم از مرودشت ولی اهل کمجانم . دوستان اون فیام که از صدا و سیما پخش شد و همه ی شما احتمالا اون رو دیدید رو توی این وبلاگ گذاشتم که مخصوص تالاب کمجان تاسیس شده. عکس های جدید رو در سفر اتی به کمجان تهیه و روی وبلاگ قرار خواهم داد . http://www.talabekamjan.blogfa.com
به امید دیدار
درود بر سعید زارع و دست مریزاد بر احساس مسئولیت و عشق پاکش به تالاب کم جان.
مهندس جان حدود 50 عکس جدید از تالاب بین المللی کمجان گرفتم که بعد از اپلودش لینک میدم خدمتتون بزارید توی سایتتون
هرچی باشه سایت شما پر بازدید تره ه ه ه ه ه
مهندس جان من ادرس وبلاگم رو اشتباه نوشته بودم تو پست قبلی
ادرس اینه ها :https://www.irannature.persianblog.ir
شما لطف دارید سعید خان.
درود …
مهندس درویش عزیز
عکس های جدید از تالاب رو گذاشتم تو وبلاگ
لطفا شما هم عکس ها رو بزارید توی سایتتون و هر مطلبی که عشقتون کشید بنویسید براش . هرچی باشه شما بزرگ مایی
http://www.irannature.persianblog.ir
سلام مهندس درویش عزیز
عکس های تالاب کمجان که در روز جمعه 25/4/89 گرفته شده رو گذاشتم توی وبلاگم
شما هم لطف کنید اونها رو بزارید توی سایتتون و هر مطلبی که صلاح میدونید در موردش بنویسید
موفق باشید
به چشم … در هفته آینده آن را بازتاب خواهم داد …
درود.
دوستان عزیز با سلام وخسته نباشی به همه شما،با توجه به شغلم مطالبی را درزمینه حقآبهای بالادست که هم اکنون سود آن به همه غیراز مردم این منطقه میرسد خدمتتان عرض میکنم شاید چاره ای بیندیشیم.
حوضه آبریز کر ودر اصل تالاب کمجان شامل:
1-سد درودزن با ظرفییت یک ملیارد مترمکعب آب
2-سد ملاصدرادربالا دست درودزن که پشتیبان درودزن میباشد با گنجایش 450،000،000متر مکعب
3-سد سیوند با گنجایش 350،000،000مترمکعب
آیامیدانید سهم منطقه ما از این همه آب دراین سالها چقدر بوده ویا چقدر باید باشدویا چقدر خواهد شد.
آب درودزن رابه شیراز میبرندتادر شهرکهای صنعتی ودیگر جاهها مصرف کنند./ملاصدرازمینهای زیردست دراقلید تا درودزن را مشروب میکند/سیوند نیزاز اول دوراهی فاروق با کانال انتقال آب به دشت ارسنجان سرازیر میشود.
دوستان عزیز اندکی تفکروتامل دراین باره مشخص میکند که آینده منطقه چگونه است.
نی قصه آن شمع چـــو گل بتوان گفت
نی حـــال دل سوخته دل بتوان گفت
غم دردل تنگ من از آن است که نیست
یک دوســت که بااوغم دل بتوان گفت
با تشکرازشما بنده هم به سهم خود از همه کسانی که در زنده نگه داشتن این تالاب زحمت کشیدند تشکر کرده و از صمیم قلب آرزوی سربلندی مردم دیارمان کربال را دارم دوست عزیز پیشنهاد میکنم دور از هر گونه مسائل سیاسی
از ضایع شدن حق آبه چند ساله مردم زحمتکش کربال از رود
کر و درخواست شما وبلاگ نویس محترم از مسئولین برای اعاده
حق از دست رفته مطالبی نوشته شده و دیدگاهای دیگران نیز در آن دیده شود با تشکر
سلام جناب درویش و همه دوستان طبیعت دوست .
عکس هایی جدید و زیبایی از طبیعت تالاب بین المللی کمجان رو آ ماده کردم که در وبلاگ زیر میتونید اون رو ببینید
http://www.irannature.persianblog.ir
موفق باشید
درود بر شما …
خسته نباشید و امیدوارم همیشه خوش خبر باشید.
با سلام و درود خدمت عزیزان و مدیریت وبلاک درمورد تحقیق جامعه شناسی روستایی اطلاعات بیشتری از جمعیت – نسبت باسوادی و بی سوادی – و آمارهای جمعیتی از روستای کم جان می خواستم لطفا راهنمایی کنید
درود بر صادق عزیز
این اطلاعات را می توانید از مرکز آمار ایران و نیز کتابچه فرهنگ و آبادی های ایران که سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح منتشر می کند، بدست آورید.
سرفراز باشید.
با سلام خدمت شماو تشکر بابت تلاشهای مستمر شما برای تالاب کمجان.یک سری عکس بسیار زیبا از تالاب به دستم رسیده که به زودی زود براتون میفرستم.
باسلام من تازه با سایتتون آشنا شدم خیلی خوشحالم که یکی پیدا شد تا از کمجان پرجان حمایت کنه
با سلام خدمت شما وتشکر از تلاشهای شما.یه سری عکس جدید از نالاب کمجان به دستم رسیده که به زودی براتون ارسال میکنم
ممنون جناب زارعی عزیز.
موضوع شکایت چیست؟
با سلام خدمت تمام عزیزانی که قلمی یا قدمی جهت سرزندگی و ایستایی منطقه فراموش شده کربال ( کلوار ) برمی دارند
من و تو از تبار بی کسانیم ـ دراین غوغا چه کس را کس بدانیم – کسی نشیده فریاد کمک را – کمک کن تا برای هم بمانیم .
به کربال بااین دید بنگرید که در زمان داریوش و کورش چه قدر به مرکز حکومت آنان نزدیک بوده و چه منطقه سوق الجیشی و مهمی بوده به ذخائر حاصلخیزی و آب وفرهنگ اصیل ومردان بزرگ برخاسته از این منطقه بیاندیشید و نامش را نکو داریم و در آبادانیش کوشاباشیم
پاسخ:
آمین.
سلام جناب درویش
موضوع شکایت که بالا گفته بودی متن کاملش در خبر گذاری ایلنا اومده . این مشکلاتی هس که بیشتر مسولان منطقه نمیخواهند تالاب بین المللی کمجان احیا شود . سوالی داشتین در خدمتم .
موفق باشید
لینک مطلب اینه : https://www.ilna.ir/newstext.aspx?ID=155998
واقعا جای تاسف داره.
به احیاکنندگان تالاب باید مدال داد؛ نه این که تنبیه کرد.
درک مطالب راجع به تالاب از پشت قاب شیشه ایی ممکن نیست بادیدن منطقه هر دلی چون من ریش میشود هنوز دیر نشده فرصت جبران اشتباه برای مراجع زیربط هست با آرزوی موفقیت سیروس زارع
امیدوارم از این فرصت استفاده برند …
وبلاگ خوبی دارید ولی چرا به روز نمی شود ؟موفق باشید راستی رشته تحصیلی شما چیست؟
به نظر می رسه که باید به شما یک خسته نباشید عرض شود! نشود؟
برای یافتن پاسختان به درویش کده مراجعه فرمایید …
با سلام :از همه عزیزانی که به تالاب کمجان علاقه دارند تشکرمیکنم.درراستای فعالیت فرهنگی ازهمه شمادوستان خواهش میکنم به لحاظ نیاز جدی تالاب دراجراوپایداری وارد عرصه شوید.درهرنقطه ازمیهن که هستیدباروی باز خواهان همدلی ویاری شما درتمام ضمینه برای ساختن وابادانی خصوصاتالاب کمجان هستیم.درصودت تمایل میتوانید با این شماره تماس بگیدید.سیروس زارع09178191719
سلام:اقای درویش توجه شمابه محیط زیست این توقع راایجادکرد که درجریان تالاب کمجان مارا یاری کنید.از شما خواهش داریم درصورت ا مکان جهت معرفی کمجان به هم میهنان ازخبرنگاران شبکه های صداوسیما بخواهیدتا باتهیه گذارش وتصویربه یاری این زیستگاه ملی بشتابندتادر راستای مسئولیت خطیررسانه ای اولین تالاب بین المللی ایران ثبت کنوانسیون رامسر ازگونه مارش که به گفته مجامع جهانی یک درصدازپرندگان خاورمیانه رابه لحاظ تنوع گونه درخودجای میداده معرفی وموردتوجه جدی قرارگیرد.بااحترام سیروس زارع
در بعضی از سایتها گفته شده خشکی دریاچه بختگان عمدیه چرا که در بستر دریاچه منبع بزرگی از ذخایر اورانیوم وجود داره بخاطر همین حق آبه دریاچه رعایت نمیشه تا براحتی بشه اورانیوم استخراج کرد
سلام دوستان خسته نباشد
از طریق وبلاگ با اهداف شما اشنا شدم
امیدوارم گامهای بلندی در دستیابی به ان بردارید
من به عنوان دستیار خانم برومند برای مجموعه تلویزیونی آخرشان که اتفاقا در خصوص مشکلات زیست محیطیست با شما تماس گرفتم ما نیاز به تصاویری با کیفیت از بستر خشک شده یا در حال خشک شدن دریاچه های ایران داریم
” بختگان ، هامون و کمجان”
در اینترنت موفق به یافتن تصاویر مورد نظر نشدیم
آیا در این خصوص میتوانیم از کمک شما بهره ببریم؟
با تشکر بفشه بدیعی
09123711361
باسلام خدمت محمددرویش زارع هستم ازروستای کمجان تشکرمیکنم ازاینکه به فکرتالاب کمجان هستید
باسلام زارع هستم ازاینکه به فکرتالاب هستیدتشکرمیکنم
باسلام چرامسولین بیشتربه فکرتالاب نیستندچندتانگهبان بگذارندتاکسی به فکرشکارپرندگان نباشدوپرندگان امنیت بیشتری داشته باشند
با عرض سلام و خسته نباشید
خدمت شما آقای درویش
من نه تنها از طرف خود بلکه از طرف
تمام فعالین محیط زیست دست شمارو میبوسم
ممنونیم که به فکر تالاب کمجان هستید.
ما همچنان نیازمند یاری شما هستیم.
با آرزوی موفقیت وپایندگی شما
من به این نتیجه رسیدم که ما نباید از دولت زحمتکشمون توقع داشته باشیم. آخه این دولت زحمتکشمون اونقدر گرفتاریهای سرگرم کنندهو حزینه بر مثل جنگ سوریه و لبنان و فلستین داره که دیگه بی انصافیه ما هم ازش توقع داشته باشیم. صادقانه بگم من به این نتیجه رسیدم که باید ما و امثال ما خودمون دست به دست هم بدیم و یه کاری بکنیم.مثلا می تونیم با توجه به موقعیت منطقه، راه های سرمایه گذاری رو بر رسی کنیم و بهترین راهو انتخاب کنیم. تا هم درآمد ازش بدست بیاریم و هم از این وضع نجاتش بدیم. 09173130492
با سلام خدمت دوستدارن محیط زیست
عزیزان به نظر من باید به فکر این باشیم که باکمک نیروهای ارزشی و علمی بومی وغیر بومی که کار تحقیقاتی درمورد حقابه های رودهای کر وسیوند ودریاچه های طشک وبختگان بااسناد موجودودر دست،به یک اتاق فکر مشترک برای پیشبرد اهدافمان دست بزنیم
عنوان کمجان است ولی مرثیه بختگان سروده شده است.لطفا در خصوص ریز گردهای سمی تالاب خشکیده بختگان مثل جیوه و …که به طور جد سلامت مردم ساکن اطراف دریاچه را تهدید می کند،مطلب بنویسید.حاضریم همکاری کنیم.مدیر انجمن میراث ماندگار بختگان.09171333889