کمک به هم نوعلحظه‌ها و نکته‌هامرگ

برای روباه شیدایی که در شیدا سکته کرد و رفت!

    نامش اصغر درخشان است، هفت سالی می‌شود که می‌شناسمش. نخستین بار در ارتفاعات بالادست تنگ زندان واقع در شمال منطقه حفاظت شده سبزکوه دیدمش … او یکی از محیط‌بان‌های پاسگاه چهارتاق در جنب ناغان بود؛ محیط‌بانی که افتخار می‌کند به رسالتی که برعهده گرفته است …
چندی پیش دوباره او را دیدم، اینبار در کنار زاینده رود و در نزدیکی‌های منطقه حفاظت شده شیدا …
برایم داستانی را تعریف کرد که تکانم داد و اشک از چشمانم جاری ساخت … قرار است یک گروه فیلمساز، ماجرایی را که او دیده است، تبدیل به یک فیلم کند … اما تا آن زمان، فکر می‌کنم کمترین قدردانی از او و از روح بلند آن روباه شیدا، آن است که شما خوبان روزگار و مخاطبان عزیز دل‌نوشته‌هایم را هم از آن آگاه کنم.
خواهشم این است که شما هم پس از خواندن این داستان، آن را با دوستانی که بیشتر دوست‌شان دارید، به اشتراک نهید تا ایرانیان بیشتری بدانند که یک حیوان، یک روباه هم ممکن است چنان در برابر هم‌نوعانش شرمنده و خجالت‌زده و شرمسار شود که نتواند به زندگی برگردد و تمام کند …

    اصغر می‌گوید: روزی که مشغول گشت زنی در منطقه حفاظت شده شیدا بوده است، متوجه انباشت مقداری لاشه مرغ می‌شود که احتمالاً از طریق مرغداری‌های محل و پنهانی در آن ناحیه تخلیه شده بودند. وی می‌گوید: در همان لحظه که می‌خواستم به سمت لاشه‌ها حرکت کنم، دیدم یک روباه به سرعت به سمت آنها رفته و می‌کوشد تا لاشه‌ها را استتار کند و سپس از منطقه دور می‌شود … اصغر هم بلافاصله خود را به محل استتار رسانده و جای مرغ‌ها را عوض می‌کند …
از او می‌پرسم: چرا این کار را کردی؟ می‌گوید: می‌خواستم ببینم آیا واقعاً آنقدر که می‌گویند: روباه‌ها باهوش هستند، درست است یا خیر؟
خلاصه اصغر گوشه‌ای کمین می‌کند تا روباه دوباره برگردد … منتها اینبار با کمال تعجب، در‌می‌یابد که روباه قصه‌ی ما تنها نیست و با خود چند روباه دیگر را هم آورده است. آنها اما هر چه می‌گردند، لاشه مرغ‌ها را نمی‌یابند … تا سرانجام، همه‌ی روباه‌ها خسته شده و به دور روباه اصلی، حلقه می‌زنند …
اصغر می‌گوید: آنچه که داشتم می‌دیدم، برایم باورکردنی نبود و اگر با چشم خودم نمی‌دیدم، امکان نداشت که قبول کنم … زیرا روباهی که در مرکز حلقه ایستاده بود، نخست به تک تک روباه‌ها نگاه کرد و آنگاه، ناگهان مانند یک لاشه بر زمین افتاد و بی‌حرکت ماند …
اصغر خود را بلافاصله به محل رساند که سبب شد تا دیگر روباه‌ها منطقه را ترک کنند … اما به این نتیجه رسید که حقیقتاً انگار روباه مرده است! او حتا به سرعت دامپزشک منطقه، آقای دکتر تراکنه را هم خبر کرد؛ اما او نیز نتوانست کاری بکند … زیرا واقعاً روباه مرده بود …     حیرت‌انگیزتر آن که پس از معاینه و کالبدشکافی لاشه حیوان، معلوم شد که روباه قصه ما در اثر ایست قلبی، جانش را از دست داده است!

    آری … روباه‌ها هم ممکن است چنان در پیشگاه رفقای خود، احساس شرمساری و خجالت کنند که توان از دست داده و سکته کنند.
روباه شیدا، بی شک روباه بامرامی بود که دلش نمی‌خواست به تنهایی آن همه غذا را بخورد و برای همین رفقایش را خبر کرد … و بی‌شک، من اگر جای اصغر بودم، آن آزار را روا نمی‌داشتم و می‌گذاشتم تا آنها از آن غذا بی هیچ ترسی نوش جان کنند … اما عملکرد اصغر سبب شد تا دریچه‌ای دیگر به سوی جهان حیوانات گشوده شود و ما دریابیم که چه قوانین و سلوکی در بین آنها جاری است …
روباه‌ها، انگار جوانمردی و رفاقت و مرام و شرمندگی را خوب می‌فهمند؛ باید به آنها احترام نهاد و این جوانمردانه نیست تا عده‌‌ای سنگدل به نام شکارچی، این حیوانات محترم را نامحترمانه آزار رسانند و یا حتا هدف گلوله مرگبار خود قرار دهند.

    دوستان من:
ماجرای این روباه بامرام و شیدا را تا می‌توانید انتشار دهید، شاید سبب شود که یک شکارچی برای همیشه تفنگش را به دیوار منزلش آویزان کند.

انعکاس این یادداشت در:

بازتاب امروز

سایت خبری تحلیلی اندیشه ها

دیده بان طبیعت بختیاری

سایت خبری دامپزشکی ایران

بالاترین

دنبالر

پایگاه علمی جنگلداری دانشجویان ایران

انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع

ایبنا نیوز

شبکه ایران

شباهنگ

کلاغ جار

روزنامه وطن امروز

مگیران

انجمن کاسپین

آژانس خبری تحلیلی زیریان

ایرانیان انگلستان

ایران من

تهران

رؤیای بی انتها

میلانا

انجمن پاتوق کیدز

سایت علمی نخبگان جوان

لبخند رؤیایی

کارشناسی ارشد جنگلداری ایران

غروب تنهایی

محیط زیست و اخلاق

جغرافیا

فروم بازار سرمایه

یک حقیقت شگفت انگیز دیگر در باره روباه ها و کنه ها!

گنجینه علوم تجربی

وبلاگ زهرا امین ناصری

خانه مشاور

طبیعت و گردشگاه های ایران

دل‌نوشته‌ها - محمد درویش

چرا «دل‌نوشته‌ها»؟! «دل‌نوشته‌ها» همه‌ی آن چیزی را هدف قرار داده كه به بهانه‌ی «مهار بیابان‌زایی» نمی‌توانم در موردش بنویسم! كاری كه البته در طول دو سه سال گذشته انجام می‌دادم!! دل‌نوشته‌ها، پنجره‌ای است كه از قاب آن به جهان پیرامونم می‌نگرم؛ اگر گاه‌گاهی احساس می‌كنید كه آن قاب تنگ‌تر از آن چیزی است كه باید باشد، هدایتم كنید؛ امّا اگر فراخ‌تر به نظر رسید، رهایش كنید تا دست‌كم اندكی از تنگی پنجره‌های اطراف را تعدیل ساخته و به دنبال فصول از سرِ گل‌ها بپرد...

نوشته های مشابه

140 دیدگاه

  1. چقدر تلخ بود….دلم برای آن روباه خیلی سوخت
    کاش آقای فرهادی زودتر روباهها را فراری میداد و نمیگذاشت این زبان بسته از ترس و شرمساری سکته کند
    در دنیای حیوانات هیچ چیز دور از ذهن نیست فقط کافیست عاشقانه باورشان کنیم

  2. درود بر سهیلا، عباس و مسعود عزیز …
    همان طور که اشاره کردم، اگر محیط بان قصه ما آن لاشه مرغ ها را مخفی نمی کرد، شاید هرگز چنین فرجام تکاندهنده ای و چنین درس فراموش نشدنی ای از روباه ها نمی گرفتیم. مضافاً به اینکه اصغر درخشان هرگز فکر نمی کرد، عاقبت ماجرا چنین شود و تصمیم داشت، لاشه مرغ ها را از مخفیگاه خارج سازد. طفلکی باور کرده بود که روباه ها مکار و دروغگو هستند، در صورتی که آنها روحی اجتماعی و مرامی کم نظیر داشتند.

  3. مدتهاست نوشته هاتون رو میخونم و از طریق تلویزیون با دیدگاهاتون آشنام بنده هم اعتقاد دارم که در طبیعت هیچ دستی نبرم تا جایی که در باغمان حتی آبشخور برای پرندگان درست کرده ام حتی بیرون از حصار باغ برای روباه و دیگر حیوانات اما چیزی که عذابم میدهد با وجود داشتن حصار همین روباه با همکاری شغال های نازنین از پارسال تا حالا حدود 1200 متر شلنگ قطره ای رو با جویدن روی دست بنده ضرر گذاشته اند حتی در طول روز هم یکبار دیدم که مشغول خرابکاری بود موندم با هاشون چکار کنم

  4. اصغر را از نزدیک و به خوبی می شناسم. به تعهد و مسئولیت پذیری این پاسدار بی ادعای طبیعت بختیاری احترام میگذارم و در برابر خلاقیت هایش کلاه از سر بر میدارم. دو اختراع بسیار مؤثر در حوزه فعالیت های سازمان محیط زیست داشته که متأسفانه سازمان قدرندان محیط زیست او را حمایت نکرد تا آن اختراعات سر از کارخانه های کشور ترکیه درآورند.
    در حوزه کاری اش بسیار اخلاق مدار و باهوش است. هر چند پایان ماجرای روباه ها تلخ بود اما حقیقت ماجرا این است که این تجربه سخت می تواند بسیار اثرگذار باشد در حوضه فعالیت های فرهنگی و هم اینکه اصغر درخشان ما هرگز از این پایان تلخ اطلاعی نداشت.

    1. برای اصغر درخشان عزیز توفیق و بهروزی بیشتر آرزو دارم و امیدوارم روزی به آنچه که استحقاقش را دارد برسد و البته در آزمایش هایش دیگر حیوانی را سکته ندهد!!
      درود بر دیده بان عزیز طبیعت بختیاری …

  5. واقعا متاسف شدم از کار این محیط بان عزیز.
    دست به انجام کار بسیار ناشیانه ای زده است.
    امروزه به لطف اینترنت و ماهواره و …. شاهد اثبات این موضوع هستیم که حیوانات نیز همچون انسانها دارای حواس مثبت روحی و عاطفی هستند و قطعا نیاز به آزمون و خطا این محیط بان عزیز نبوده.

    1. یعنی شما پیش تر می دانستید که عکس العمل روباه چنین خواهد بود؟ یعنی چنین ماجرایی را پیش تر در اینترنت و در مورد روباهی دیگر خوانده بودید؟!
      می شود نمونه هایی از آن را بیاورید؟
      متشکرم.

  6. با سلام و درود
    این اتفاقات در دنیای حیوانات در شرایطی رخ می دهد که از دنیای آدمیان پر ادعا فقط کشتار و وحشی گری به گوش می رسد .
    بد نام گشت گرگ ولی چون نظر کنی
    آدم هزار بار ز گرگ بدتر است
    با سپاس
    حامی گرگ های ایران

  7. درود بر استاد درویش
    من اتافق مشابه دیگری شنیده بودم که نمی دانم چه فدر مستند است ولی با خواندن این داستان تلخ لازم دیدم بنویسم:
    روزی در یکی از شهرهای شمالی کشور کشاورزی دید (گرگ یا روباه یا شغال) یک پرنده را به دندان گرفته و در پای یک درخت خاک کرد. کشاورز کنجکاو شد (همانند کنجکاوی احمقانه آقا اصغر!) پرنده را از مخفیگاه درآورده و در بالای همان درخت از شاخه آویزان کرد. چند وقت بعد همان حیوان به سراغ شکار خود آمد و هرچه گشت نتوانست آن را پیدا کند در آخر وقتی چشمش به پرنده بالای درخت افتاد همان طور ثابت ماند.
    بله وقتی شکارچی با کمال تعجب به حیوان نزدیک شد دید حیوان همان طور خشک شده!!!!!
    بیایید در کار طبیعت دخالت نکنیم.

  8. سلام درویش عزیز
    مطلبت هم زیبا بود هم متاثر کننده
    متاسفم برای اون محیط بان
    به قولی یکی از دوستان : این محیط بان جایی برای تجلیل ندارد .
    محیط بان از نامش مشخص است هدفش حفظ محیط است نه بازی با موجودات زبان بسته
    چه راحت می تونست کاری نداشت هباشه تا اونها هم به سهم خودشون از غذا برسن و اون روباه مادر مرده هم اینطور چوب ندانم کاری یک انسان رو نخوره .
    نمیدونم کی می خوایم ما نسانها با محیط خود به چشم یک بازیچه و تفریح نگاه نکینم

    1. اما تصورش را بکن که اگر مانند یک ناظر عمل می کرد، شاید تا مدتها ما درنمی یافتیم که روباه ها تا چه اندازه بامرام بوده و تک خور نیستند.
      درود بر نیمای عزیز …

  9. مطلب به شدت اغراق آمیز و به دور از ذهن است.
    لطفا برای اطلاعات بیشتر به کتاب مقدمه ای بر اکولوژی رفتار تالیف کربز و دیویس ترجمه استاد عبدالحسین وهابزاده انتشارات جهاد دانشگاهی مراجعه فرمایید.
    با تشکر

  10. جناب درویش از شما که دایه دار تحصیلات آکاذمیک در رشته مرتبط با محیط زیست هستید تعجب میکنم که نقل های رمانتیک ساخته ذهن خلاق دوستتان را در وبلاگ منعکس میکنید. اگر خودتان فرصت مطالعه بیشتر ندارید یا لازم نمی بینید(؟!) لطفا به دوستتان مطالعه کتابهای سر فصل رفتار شناسی حیوانات و اکولوژی جانوری را پیشنهاد کنید تا در کنار تعهد قابل احترامشان دید علمی هم به زوایای شغلیشان پیدا کنند.
    در قبال اظهار نظر خارج از موضوع راجع به جامعه شکارچیان (نه شکار کش!) این بار سکوت میکنم.

    1. آقای شکارچی محترم!
      نخست آن که بین شکارچی و شکارکش فرقی وجود ندارد؛ همانگونه که بین قاتل خوب و بد فرقی وجود ندارد.
      دوم این که معلوم است که شما نمی توانید چنین حقایقی را درک کنید؛ زیرا در غیر اینصورت با وجدان درد ناشی از قتل عام وجوش چگونه می خواهید کنار بیایید؟
      شخصا آرزو می کنم تا فرصت باقی است از این رویه خونریزانه دست بردارید و به جای آسمان ریسمان بافتن برای توجیه کشتارهای خجلت بارتان، به حق حیات همه جانوران احترام نهید.

  11. درود دوباره
    در جایی که منطق حاکم نیست بحث و گفتگو جایی ندارد …. جهل و برخورد احساسی نا آگاهانه در جایی که علم پاسخ صریح و روشن داره پدر جامعه رو در میاره ….
    پس با نگاه سانتیمانتالیسم و اشک دیده ؛ آه و ناله محیط زیست را نجات بدید
    امیدوارم قبل از نابودی کاملش به دست اهلش بیافته…
    بنده بجای جای ایشون از تمام شکارچیان ایران زمین که تلاش های بی وقفه شان در سال ها پیش باعث ایجاد سازمانی که امروز (با بی کفایتی نمام) وظیفه حفاظت از محیط زیست را داره , بشه و ما هم ره رو مکتبشان هستیم و امثال ایشان نمیدانند یا خودشان را به ندانستن میزنند عذرخواهی میکنم.

    1. نگاه سانتیمانتالیسم، یعنی: چرا به ما شکارچیان محترم! انتقاد می کنید که شکار را یک تفریح و ورزش!! می دانیم و با ریختن خون حیوانات بیگناه اوقات فراغت خود را پرکرده و دیگر به دنبال کارهای بد! نمی‌رویم! نه؟
      اگر معنی سانتی مانتال این است، بنده افتخار می کنم که سانتی مانتال نامیده شوم. چرا که بیش از یک هزار سال پیش، حکیم بزرگ توس گفته بود:
      سیاه اندرون باشد و سنگ دل
      که خواهد که موری شود تنگدل

      لابد ایشان هم سانتی مانتال هستند که حتا آزار یک مورچه را هم تاب نمی‌آورند.
      بگذریم …
      من هم از انسانیت عذرخواهی می‌کنم که گروهی با نام شکارچی، حرمت و قداست آنها را لکه دار کردند.
      و دست آخر این که یکی از بزرگ ترین لکنت های سازمان حفاظت محیط زیست همان است که شالوده اش بر بنیاد تفکر عده ای شکاربان و شکارچی ریخته شد و هرگز مفهوم توان زیست پالایی سرزمین و ردپای بوم شناختی آن درک نشد.
      می توانید در این باره به اندیشه های ناب شادروان کامبیز بهرام سلطانی مراجعه فرمایید.

  12. استاد درویش عزیز
    جسارتا در مورد مطلب ذکر شده نکاتی را به عرض میرسانم
    روباه معمولی ( Vulpes vulpes ) که به احتمال زیاد در منطقه حفاظت شده شیدا در استان چهارمحال بختیاری این گونه بیشتر مشاهده میگردد، از خانواده سگ سانان ( Canidae ) بوده و همین تیره است که در بین پستانداران دنیا با قدرت بویایی جادویی خود یکه تازی میکند. دوست محیط بان شما آیا بیش از 100 متر لاشه های مرغ را جابجا کرده؟ یعنی به نظر شما روباه قابلیت اسکن محیط و ردیابی بو در این فاصله و بیشتر از آن را ندارد؟ از نظر علوم جانوری روباه ها جانورانی گوشتخوار و تک زی اند و به ندرت در گروه دیده می شوند. شاید این روباه های اضافه شده به این داستان جالب، توله های امساله اند که در کنار والدین خود برای تغذیه آمده اند. کدام گونه جانوری دراین دنیا به خاطر گم شدن غذایش انفارکتوس میکند؟؟
    در مطلب داستانی جالبتان در تصویر بالا عکس شغال و در تصویر پایین عکس روباه شنی است که هیچ ربطی به روایت ذکر شده ندارد؟
    استاد خیلی باید ببخشید، ولی هستند محیط بانانی که هنوز معتقدند خرگوش سم دارد و عقاب بعد از پیری ناخون ها و منقار خود را میشکند تا دوباره درآید و به زندگی برگردد و تمام گونه های پستاندار درشت جثه شاخدار از قوچ و کل و آهو گرفته تا شوکا و مرال و جبیر در
    این مملکت شکار نام دارد، پس خیلی قضیه را جدی نگیرید…
    همه شکارچی ها هم بد نیستند
    ارداتمند همیشگی

    1. درود بر محمدرضا آقاابراهیمی عزیز و ممنون از نتیجه گیری ارزنده ای که ارایه کردید.
      .
      اما آقا یا خانم بلمکی: شما اگر اصغر درخشان را از نزدیک می شناختید، هرگز چنین اتهامی را به او نمی زدید. هر چند، وقتی درک یک واقعیت منجر به این باشد که آدم همه‌ی سلوک رفتاری خود را تغییر دهد، آنگاه مقاومت فراوانی خواهد کرد تا آن واقعیت را نپذیرد. آنچه که شکارچیان به آن اعتقاد دارند، آن است که حیوان یعنی موجودی که شعور ندارد و آمده است تا خوراک ما گردد و یا سبب تفریح مان. معلوم است که در مواجهه با چنین رخدادهایی مقاومت می شود.
      اما یادمان باشد که از مجموع 8.7 میلیون گونه زنده در کره زمین، ما فقط 1.5 میلون از آن را تاکنون شناسایی کرده و فقط 500 هزار از آن گونه ها را به طور کامل مورد بررسی دقیق قرار داده ایم! این همه علم ما از دنیای زیستمندان به غیر از انسان است. چگونه بر بنیاد چنین علم ناقصی، چنان احکام قاطعانه ای صادر می کنید؟!!

  13. سلام. سوگند به خدایی که جان من در قبضه قدرت اوست، حدود 40 سال پیش، زمانی که کودک بودم، عین این ماجرا را مرحوم مادربزرگم (که ایشان را آقاباجی صدا می زدیم و برایم بسیار عزیز بود) برایم تعریف کرد. در آن ماجرا، البته، به جای محیط بان شریف امروز، جد پدری ما (که کشاورز بود) و به جای روباه، شغال نقش داشتند و محل ماجرا هم نه در حیات وحش اطراف زاینده رود بلکه در باغ همان جد پدری ما واقع در محله دربکوشک (یکی از محلات مرکزی و قدیمی اصفهان که اینک بافت قدیمی آن عمدتا با بافت جدید جایگزین شده است) بود. من البته از نقل این داستان به هیچ وجه قصد انکار روایت این محیط بان شریف را ندارم بلکه بر عکس می خواهم تاکید کنم که احتمالا چنین رفتارهای زیبا، اما شگفت آوری، در بین حیوانات بیش از آنچه که ما فکر می کنیم تکرار می شود. ارادتمند

  14. با درود فراوان
    آقای مهندس درویش عزیز
    سوالی در ذهن بنده هست که با توجه به اینکه آشنایی مختصری راجع شما از طریق استاد عزیزم آقای بهمن ایزدی دارم ممنون میشوم پاسخ دهید: شما تنها نسبت به نظراتی که جنابعالی را تائید و تمجید میکنند ابراز علاقه می کنید و تشکر می کنید و هر کس ذره ای از نظرات شما فاصله داشته باشد اشتباه میگوید ؟!
    در ضمن در بین نظرات متفاوت با نظر شما ،سوال ها و موارد نقض زیادی اشاره شد که خوب بود پاسخ آنها را میدادید… عکس روباه یا شغال ؛ توانایی و حس بویایی سگ سانان ؛ انباشته ای از مرغ تلف شده در منطقه که به آن در شروع مطلب اشاره شده بود و روباه بنده خدا از آنها غافل بوده…..؟!
    جز خالق هستی همه جایز الخطاییم!
    پاینده و سرافراز باشید

    1. درود بر جناب آرش:
      نخست آن که بهمن خان به من لطف دارند و در حقیقت، ایشان هستند که شخصیتی ممتاز و دوست داشتنی دارند.
      دوم این که همان گونه که ملاحظه می فرمایید بنده تمامی نظرات موافق و مخالف را منتشر می کنم.
      سوم این که نوشته اید: ” شما تنها نسبت به نظراتی که جنابعالی را تائید و تمجید میکنند ابراز علاقه می کنید و تشکر می کنید.” برادر من خب چه انتظاری دارید؟ انتظار دارید نسبت به نظراتی که بنده را احساساتی و سانتیمانتال و زودباور و بی سواد و بی بهره از دانش آکادمیک هم می داند، ابراز علاقه کرده و تشکر کنم؟!!!!
      چهارم این که به نظر من شکار حیوانات به هر بهانه ای عملی کاملاً غیر انسانی و نشاندهنده نوعی آزمندی و خوی بدوی است که هنوز شوربختانه در برخی آدم ها وجود دارد. این اخلاقی نیست که موجودی که خود را اشرف مخلوقات خطاب می کند، برای رفع نیازهای معیشتی یا تفریح و سرگرمی به جان حیوانات بیگناه بیافتد و آنها را از میان بردارد و گوشت شان را بخورد.
      ما اگر ادعا می کنیم که انسان هستیم، باید بکوشیم تا به نحوی زندگی کنیم تا ادامه حیات ما در گروه ریختن خون هیچ زیستمندی نباشد.
      دست آخر این که این واقعیت را هم نیک می‌دانم؛ واقعیتی که شاملوی بزرگ زنهارش داده بود: “سخت است فهماندن چیزی به کسی که نفعش در نفهمیدن است!”
      بنابراین، انتظار دارم دعوای من و امثال من – که خوشبختانه شمارمان رو به افزایش است – با شکارچی های محترم – که خوشبختانه شمارشان رو به انقراض است – تا انتهای عالم ادامه یابد.

    2. خطاب به دوستانی که فهم حیوانات و قدرت درک آنها را دست کم می گیرند:
      لطفاً داستان یکی از محافظان منطقه حیات وحش لنسریا در آفریقای جنوبی را بخوانید تا ببینید که حتا کفتارها و شیرها هم دوست و دشمن را در بین انسان ها به درستی تشخیص می دهند:
      .
      .https://fa.azadnegar.com/files/fa/images/azadnegar_news_21537_1344171152_117063_In.jpg

      https://en.wikipedia.org/wiki/Kevin_Richardson_(zoologist)

  15. مهندس درویش دوست داشتنی

    درود بر شما

    هیچگاه جایگاه و زحمات شما به عنوان یکی از پیشگامان اطلاع رسانی و آگاهی دهی درباره محیط زیست به مردم ایران فراموش نخواهد شد.

    ولی ایکاش پیش از انتشار این خبر با یکی از صاحب نظران حیات وحش مشورتی می نمودید.

    همه ما در انتظار پاسخ شما به پارگراف دوم آقای آرش درباره توانایی قوه بویایی گوشتخواران و ویژگی اجتماعی آنها می باشیم.

    همه ما شما را بی شاعبه دوست می داریم

    1. جناب پیشخانی عزیز
      توانایی بویایی سگ سانان انکار شدنی نیست؛ همانگونه که هوش انسان ها نسبت به دیگر جانداران کره زمین بیشتر بوده و قابل انکار نیست. اما آیا در بین انسانها تفاوتی از منظر هوش وجود ندارد؟ آیا همه از هوش یکسان برخوردارند؟ چگونه است که یک نفر توانایی مدیریت بالاتر، یکی توانمندی فیزیکی بهتر و دیگری از ضریب هوشی افزون تری برخوردار می شود؟
      می دانید این اتفاق ها چرا می افتد و ما از کجا از آن مطلع شده ایم؟
      به راستی ما چقدر بر روی رفتارهای اینچنینی حیوانات مطالعه کرده ایم؟ تأکید می کنم که آنچه از دنیای دیگر موجودات زنده می دانیم، در بهترین حالت از 15 درصد واقعیت تجاوز نمی کند.
      موفق باشید.

      1. تعارف را کنار بگذاریم، این که قورمه سبزی را با “ق” بنویسیم یا با “غ”، تفاوتی در مزه آن ایجاد نمی کند! می کند؟
        حقیقت داستان این است که اگر شکارچی های محترم بپذیرند که حیواناتی که هدف گلوله های سربی شان قرار می گیرد، با عشق بیگانه نیستند؛ اگر دریابند که آنها هم به ادامه زندگی علاقه دارند، دوست دارند در کنار خانواده خود روزگار را گذرانند و با فرزندان شان بازی کنند، آنها هم گاه در برابر هم نوعان شان احساس شرمساری و خجالت می کنند و آنها هم گاه برای نجات هم قطاران شان، حاضرند که ایثار کرده و جان شان را به خطر اندازند؛ آنگاه … و آنگاه از وجدان درد ممکن بود دیگر خواب شان نبرد. به همین دلیل است که پناه می آورند به برخی قوانین اکولوژیکی آکادمیک مندرج در کتاب های دانشگاهی تا طبع خونریز خود را توجیه کنند و این به راستی که سبب شرمساری نوع بشر است.

  16. جناب آقای مهندس درویش

    سپاسگذارم از بذل توجه شما

    ولی فکر می کنم هنوز پاسخ آقای آرش درباره قدرت بویایی روباه به عنوان عضوی برجسته از خانواده سگ سانان و میزان بالای هوش و قوه تحلیل او را نداده اید.

    فرمایش شما در دو کامنت پیشین بسیار متین و خواندنی است ولی از دیدگاه جانورشناسی پاسخگو نمی باشد

    1. جناب یدالله پیشخانی:
      لطفا این یادداشت را بخوانید. به ویژه فیلم مستندی که در بخش سوم آن ارایه شده است را با دقت ببینید و برایم بگویید: چگونه و بر بنیاد کدام دانش جانورشناسی، گاومیش ها آن حرکت را انجام دادند؟

  17. با عرض ارادت مجدد خدمت استاد درویش عزیز
    حسن ختام بحث را با مقوله قورمه سبزی و به سبک دراویش خوب جمع و جور نمودید….
    ما منتقدین این داستان خیالی به احترام شما میپذیریم که روباه با مرام قصه ما در جمع دوستان و خویشان سکته کرد و با آبرو مرد… خدایش بیامرزد
    ولی انصافا اندکی در مقوله شکار ورزشی تامل بفرمایید و باور کنید شکار با این سبک و سیاق امروزه و نوع تروفه، به عاقبت به خیری حیات وحش می انجامد و موضوع کشتار نیست. همانطور که خداوند عز و جل در قران کریم می فرماید : چهار پایان را برای انتفاع شما نوع بشر خلق کرد. پس از پوستشان استفاده کرده و از گوشتشان غذای ماکول سازید.
    حتی شما اگر از جامعه محترم وجترین ها باشید و تا کنون به مرغ و تخم مرغ و انواع کباب و …. لب نزده باشید، باز هم نمیتوانید حلال خدا را بر مردم حرام کنید و بگویید چرا شما به جان حیوانات می افتید و گوشتشان را می خورید.
    شما انسان پاک، شریف و دارای احساساتی ناب هستید که از نوشته های بسیار زیبایتان به خوبی عواطف و خوی صلح جویانه تان قابل لمس است. از شکار و کشتن حیوانات هم منزجرید… همچنان که از جنگ و خونریزی 2 کشور همسایه نیز متنفرید…. ولی بپذیرید که روال دنیا و روابط بس پیچیده انسانها و حیوانات از دنیای پاک و احساساتی ما پیروی نمیکند.
    از شما خواهش میکنم همه شکارچیان را به یک چشم نبینید و مرام شکارچی گری را به سخره نگیرید. کما اینکه در همین حال حاضر، آقای تد ترنر رئیس پیشین کمپانی CNN از بزرگترین شکارچیان دنیا در حال وقف همه اموالش برای حیات وحش است و تمام سرمایه چند صد میلیارد دلاری خود را به خرید زمین و ساخت زیستگاه های جدید برای حیات وحش و حیوانات مختلف اختصاص داده است. احترام شکارچیان اینچنین را نگه دارید و همه را به یک چشم نبینید. اگر مایلید شکارچیانی را در ایران به شما معرفی کنم که حاضرند مبالغ هنگفتی را به بازیابی مجدد طبیعت خسته و حیات وحش در حال احتضار ایران اختصاص دهند، اگر اندکی روی خوش ببینند و از طرف سازمان متولی حمایت شوند. کمک به حیات وحش ایران با داستان نویسی و گزارش پر کنی و وجهه فعال زیست محیطی گرفتن خوب است اما بسان قاشقی ماست برای دوغ ساختن از دریاست.

    1. آقای بلمکی عزیز:
      آیا شما اعتقاد دارید که هدف وسیله را توجیه می کند؟ آیا این که هدف ما نجات فقرا در شهر و دیارمان است؛ اجازه می دهد تا شب ها به بانک ها دستبرد زده و آنگاه پول بدست آمده را بین مردم فقیر پخش کنیم؟
      کار آقای تدترنر و امثال آن، به نظرم هیچ ارزشی ندارد. زیرا او در اندیشه بهبود وضعیت طبیعت و حفظ زیستگاه های حیات وحش است، برای این که نسل او و شکارچی های بعد از او بتوانند همچنان سوژه ای برای شکار و تفریح! داشته باشند.
      جناب بلمکی عزیز: خواهش می کنم به این جملاتی که می گویم، دقت کنید.
      چرا مطابق قانون، پدر و مادر قیومت فرزندان زیر 18 سال خود را برعهده دارند و می‌توانند به جای آنها و برای آنها تصمیم بگیرند؟
      آیا جز این است که ما پدر و مادرها با توجه به تجربه و دانش و خردی که داریم، می توانیم بهترین تصمیم را برای فرزندان مان بگیریم؟ آیا هیچ پدر و مادری به فرزندانش غذا می دهد و از او نگهداری می کند، زیرا دلش می خواهد، وقتی بزرگ و پروار شدند، آنها را ذبح کند و بخورد؟!
      حرف من این است که حیوانات هم در کره زمین، مانند فرزندانی هستند که به سن تکلیف نرسیده اند و وظیفه حفاظت و حراست از آنها برعهده ماست. این منتهای نامردی و بی اخلاقی است که حیوانی را محافظت کنیم و به زیستگاهش برسیم، به آن امید که بتوانیم روزی با ماجرای کشتنش تفریح نماییم.
      من ایمان دارم، همه‌ی آنهایی که خون جانوری را به بهانه تفریح یا ورزش یا شکار و … بر زمین می‌ریزند؛ روزی باید پاسخگوی آه آن حیوان مظلوم باشند.
      این قانون طبیعت است و شما خود موارد بیشماری از فرجام تلخ شکارچیان و وابستگان نسبی و سببی ایشان به خاطر دارید! ندارید؟
      آرزویم این است که روزی همه‌ی مردم ساکن در کره زمین احساس کنند، اتلاق پسوند شکارچی به یک انسان، پست ترین دشنام آفرینش است.

  18. درود بر مهندس درویش دوست داشتنی

    نظر شخصی شما درباره بی ارزشی کار تد ترنر برای شخص خودتان بسیار قابل احترام می باشد ولی ایکاش اندکی درباره شرخ فعالیت های آقای ترنز هم مطالعه ای می فرمودید.

    نام برده در املاک پهناور خود در دشت های غرب آمریکا گونه هایی چون گرگ خاکستری و بوفالو را که در حدود 100 سال پیش بدست شکارچیان و گله داران نابود شده بودند معرفی مجدد نموده و جز معرفی این گونه های به ظاهر مطلوب شکارچیان سعی در احیای پوشش گیاهی چمنزارهای قدیم غرب آمریکا دارد که عملا نود درصد انها به دلیل فشار چرا و به زیر کشت بردن نابود شده بودند.

    احیای مرغزار زیستگاه را مجدد هم برای گرگ و هم سنجاب زمینی و جغد نقب زن و حشرات وابسته به آن اکوسیستم مجددا آماده می سازد.

    مهندس درویش گرامی

    حقیقت امر این بوده که بسیاری از شکارچیان و محیط بانان اگر نگوییم دروغگو بلکه اغراق زیادی در دیده ها و شنیده های خود می نمایند و داستان روباه انفاکتوس شده هم مشتی از این خروار بوده است.

    هیچکس در خیرخواهی شما شکل ندارد ولی لعن و نفرین شکارچیان کار دختران منتظر الشوهر و پیرزنان در حسرت وصال است.

    با این حساب گوشت هم نباید خورد چون خون جانداری بر زمین ریخته می شود( هرچند هیچکس منکر بی رحمی در بسیاری از دامداری ها و کشتارگاه ها نیست)

    ولی جناب آقای مهندی درویش، آیا گیاهان هم جان ندارند؟
    پس با این حساب حتی بشر از گندم و جو و سبزی هم نباید استفاده نماید چون ظلم در حق گیاهی است که میوه ای از بدنش با قیچی قطع می گردد.

    مشکل ما افراط و تفریط و افتادن از آن سوی بام می باشد.

    قبول بفرمایید که این هم یکی از آن داستان های محیط بان ها بوده که مایلند برای هر گوش مفتی که گیر بیاورند نقل نمایند و بس.

    1. درود بر جناب پیشخانی:
      در مورد تد ترنر که از او با عنوان سزار رسانه‌ای غرب یاد می‌کنند، خوب است بدانید که ایشان در سال 1996 در مصاحبه‌ای با مجله طبیعت شناسی آدوبون گفته بود کاهش 95 درصدی جمعیت جهان به 225 تا 300 میلیون نفر، «ایده‌آل» خواهد بود! در حقیقت ایشان آشکارا از یک نسل کشی گسترده دفاع کرده اند. همچنین ایشان در اظهار نظر شگفت آور دیگر در سپتامبر 2006 گفته اند: مردها مدیریت جهانی را کثیف کرده اند و دیگر باید فرصت را به زنها داد تا بتوانیم این جهان را از این همه اغتشاش نجات دهیم. غول رسانه ای دوست داشتنی شما، توسط شبکه تلویزیونی اش همواره کوشیده است تا تصویری آرمانی از ارزش­های آمریکایی و لیبرال دموکراسی آمریکا ارایه دهد؛ آن هم بدون آن که سیاست های ضد محیط زیستی دولت آمریکا را در زمان جنگ ویتنام، جنگ ژاپن و نیز مواضع اسفبارش در به نابودی کشاندن پیمان کیوتو را نقد کند.
      در ضمن خوب است بدانید که در سال 2010، یعنی زمانی که سی امین سال تولد شبکه CNN را جشن می گرفت، اعلام شد که جناب تدترنر هم اکنون ۱۵ مرزعه‌ی پرورش بایسِون یا همان گاومیش کوهان دار آمریکایی دارد و با داشتن ۵۰ هزار رأس از این حیوان، بزرگ‌ترین بایسِون‌دار جهان به شمار می‌رود. او گوشت تولیدی این کسب و کار را در رستوران‌های زنجیره‌ای خود می‌فروشد!
      نوش جانش ! نه؟

    2. در ضمن آنچنان می گویید که گوشت هم نباید خورد که انگار در باره امری غیرممکن صحبت می کنید، در صورتی که هم اکنون دست کم نیم میلیارد انسان وجود دارند که هرگز از هیچ گوشتی در رژیم غذایی خود استفاده نمی کنند و بنده با افتخار اعلام می کنم که یکی از این افراد هستم. شاید برایتان جالب باشد که بدانید، شمار افرادی که روزانه ترجیح می دهند تا گوشت را از سبد غذایی شان حذف کنند، در طول یک دهه اخیر به نسبت دهه قبل از آن، 15 درصد افزایش یافته است. همچنین باید بدانید که اینک دامهای موجود در کره زمین، مسئول پراکنش و تولید بیش از 50 درصد از کل گازهای گلخانه ای در نیوار (اتمسفر) هستند که جناب تدترنر عزیز شما از این منظر یکی از مخربان اصلی طبیعت به شمار می رود.
      همچنین، چگونه می توانید سامانه حسی و سیستم عصبی پیشرفته حیوانات را با گیاهان مقایسه کنید؟ و رژیم گیاهخواری را مانند گوشتخواری ارزیابی فرمایید؟
      موفق باشید.

  19. مهندس درویش گرامی

    در کره شمالی قحطی زده از به اصطلاح اساتید دانشگاهی دعوت می شود تا در برنامه های انحصاری رسانه ملی درباره زیان خوردن گوشت سخن بگویند.

    تا چند وقت پیش دستگاه دیدخوبی نسبت به جریان های ویجیترین نداشت ولی ناگهان پس از گران شدن مرغ بناگاه مستقیم و غیر مستقیم گیاه خواران محبوب قلب برادران شده و تمام تریبون های تبلیغاتی به آنها اختصاص یافت.

    انسان موجود و در واقع جانوری همه چیز خوار است، نزدیک ترین نخستینی به ما یعنی شامپانزه از رژیم گیاهی و جانوری تواما استفاده می کند. نگاهی به فرم و چینش دندان انسان به وضوع ثابت می نماید که این مجموعه برای دریدن گوشت و جویدن گیاه تکامل پیدا کرده است.

    اگر سیستم بدن انسان همچون گوزن برای گیاهخواری تکامل یافته بود پس اسکیموها و اینوت هایی که تقریبا در قطب شمال و سیبری از گوشت قرمز و سفید تغذیه می نمایند را از چه راسته ای از موجودات باید رتبه بندی نمود.

    گوشت با کمترین حجم بیشترین میزان مواد غذایی را به بدن می رساند. در جنگل های آمازون مواد پروتئینی مهم ترین بخش رژیم غذایی بومیان را تشکیل داده است.

    بحث و مشکل بر سر نابود ساختن و سوزاندن جنگل های استوایی برای تولید گوشت جهت همبورگر فروشگله های زنجیره ای چون مک دونالد می باشد.

    این شرکت ها در کنار نابودی اکوسیستم به عمد قبائل سرخپوست را کشته و فراری داده تا بدون مدعی جنگل را پاک بروبند.

    جناب مهندس درویش

    مشکل اینجاست.

    در ثانی من تا کنون افتخار دیدن شما را نداشته ام ولی از تصویر این مقاله پیداست که شما با تنها خوردن هویج فرنگی و لوبیای سبز اینطور چاق و فربه نشده اید.

    تحقیق نشان داده زنان محله های فقیر نشین به دلیل خوردن مواد نشاسته ای بیشتر به دلیل فقر و هدم دسترسی به مواد پروتئیتی چون گوشت و لبنیات و انواع میوه ها گرفتار چاقی مزمن می گردند.

    مهم تر اینکه شما هنوز پاسخ آقای آرش را نداده اید.

    بهتر است از یک متخصص باتجربه محیط زیست درباره چند و چون این حکایت دعوت به عمل آورید

    متشکرم

    1. جناب پیشخانی عزیز
      نخست آن که ممنون که ماجرای تدترنر را رها کردید!
      دوم این که از قضا قرائت رسمی حاکمیت همچنان و آشکارا با گیاهخواران مشکل دارد و خودتان آن را بهتر می دانید! نمی دانید؟
      سوم این که حتا اگر منع رژیم گوشتخواری برای سلامتی مفید هم نبود – که اینگونه نیست – بنده اعتقاد دارم که گوشتخواری عملی ضد اخلاقی است. دریافتی که به تدریج و با افزایش دانایی ام به آن رسیده ام و اینک با تمام وجودم از آن دفاع می کنم.
      چهارم این که در مورد مزایای گیاهخواری و اینکه انسان ذاتا همه چیزخوار بوده یا گیاهخوار می توانید به اندیشه های آقای شجاع الدین فرخی، که دارای دکترای آناتومی هستند، مراجعه فرمایید.
      پنجم این که جمله شاملو را من فراموش نمی کنم! شما چطور؟
      درود …

  20. مهندس درویش عزیز

    پس از پایان آخرین دوره یخبندان و نابودی اکثر مگافون( گونه های بزرگ چقه چون مامون و اسب و شتر) در آمریکای شمالی بوفالو که از راه تنگه برینگ از سیبری به دشت های آمریکا وارد شده بود به دلیل نداشتن رقیب تا حدود سصت میلیون راس افزایش یافت و به مهم ترین منبع غذایی سرخپوستان دشت های مرکزی آمریکا بدل شد.

    پس از کشتار هدفمند در قرن نوزدهم در اواخر این دوره تنها 1500 نمونه از این جانور باقی ماند که به شدت در حال نابودی بود و یکی از راهکارها پرورش در اسارت بود.

    بسیاری از دشت های زیستگاه بوفالو به کشتزار تبدیل شده و بنابراین معرفی مجدد به زیستگاه اصلی آسان نبود.
    در کنار تو تدنر که کاری ندارم مظهر امپریالیسم است و یا نه، شرکت ها و حتی قبائل سرخپوست در قلمروهای خود مشغول پرورش بوفالو و استفاده از گوشت و چرم او شدند.

    همین مورد هم در اسکاندیناوی و سیبری در مورد گوزن شمالی کاریبو دیده شده که گله هایی را که سابق بر این قتل عام می کردند حالا در شرایط نیمه طبیعی پرورش داده و از گوشت و پوست آنها استفاده می کنند.

    هرکسی نقاط مثبت و منفی درکارنامه کاری خود دارد داستان روبرت مرداک و آبروزی اخیر او را در انگلستان که بیاد دارید. ارباب رسانه های جمعی دروغ پردازان و روانشناسان ماهری هستند و در این نباید شک کرد.
    البته قابل توجه شما اینکه در دو.ران شوروی هم روزنامه هایی چون پراودا که به معنی حقیقت به زبان روسی است در دروغگویی روی همه را سیاه نموده بودند

    پس این به آن در

    دو پرسش من هنوز بی پاسخ است:

    1. تکلیف اسکیموها پیست که بخواهد از خوردن گوشت توبه نمایند

    2. اصل داستان روباه و پاسخ آقای آرش هنوز داده نشده است، چرا از آقای اینانلو به عنوان یکی از اصحاب رسانه درگیر با محیط زیست به عنوان حکم دعوت نمی فرمایید.

    متشکرم از شما و همه خوانندگان

  21. احادیث در باره فضیلت خوردن گوشت
    · پیامبر (ص ) به روایت امام صادق (ع) : بر شما باد خوردن گوشت ، چون گوشت ، گوشت می آورد . هر کسی چهل روز بر او بگذرد و در آن فاصله گوشت نخورده باشد بدخلق خواهد شد . و هر کسی بدخلق شد به او گوشت بخورانید . ( وسائل ۱۷/۲۶)

    · پیامبر(ص) به روایت امام صادق (ع) : آقای خوراک دنیا و آخرت گوشت است و آقای نوشابه های دنیا و آخرت آب ( وسائل ۱۷/۲۷)

    · پیامبر(ص) به روایت امام صادق : هر کسی چهل روز بر او بگذرد و گوشت نخورده باشد باید قرض الحسنه بگیرد و گوشت بخورد . ( وسائل ۱۷/۲۶)

    · امام علی (ع) به روایت امام صادق (ع ) : چون مسلمانی سست و ضعیف شود ، لازم است گوشت و شیربخورد که خدای بزرگ نیرو را در آنها آفریده است . ( حضال ۲/۶۱۷)

    · امام باقر (ع ) : آقای خوراکیها گوشت است . ( بحار ۶۶/۶۰)

    · امام صادق (ع) : گوشت از گوشت به رویش می آید و هر کسی آن را چهل روز ترک کند ، خلق او بد می شود ، آن را بخورید که بر توانایی چشم و گوش شما می افزاید ( وسائل ۱۷/۲۶)

    · امام صادق (ع) : گوشت باید هر سه روز یکبار خورده شود که در ماه می شود ده بار ، نه بیش از این . ( کافی – ۵/۵۱۱ )

    · امام حسن عسگری می فرماید : اگر می خواهی قوت بگیرید ، گوشت بخور .

    جناب آقای درویش بیش از این در مذمت خوردن گوشت نگویید. از مسلمانی به دور است. اندازه نگه دارید و در هیچ کلامی مبالغه نکنید

  22. جناب آقای مهندی درویش مهربان

    در خصوص تد ترنز و بوفالوها پیامی برای شما دو روز پیش فرستادم.

    منتظر پاسخ شما هستم

    دوست دار شما

  23. گرچه بحث ما تقریبا فرسایشی و بی حاصل شده ولی چاره ای نیست گفتنی باید گفته شود :
    سلام جناب درویش عزیز
    در کنار اعتقادات گیاه خواری شما که بسط دادن آن منجر به نفی کل هرم غذایی و جانوری و قرار گرفتن شیرها و پلنگ ها و عقاب ها و کرکدیل ها و همه جاندارانی که در راس و بالای هرم های غذایی اند در کنار شکارچیان در قعر جهنم سوزان خواهد شد ؛ لطفا توضیح کوتاهی راجع به ساختار فیزیولوژیکی آرواره انسان و سیسنم گوارش آن که نشان دهنده رژیم غذایی مناسب این گونه جانوری است، بفرمایید.
    جان من سفسته نکنید !! جواب سوالم رو بدهید.

  24. چرا همه چی رو اونطور که دوست داریم میبینیم نه اونطور که هستن؟همیشه توجیهی برای رفتار اشتباهمون پیدا میکنیم و با اطمینان ازش دفاع میکنیم…اینکه یه نفر بیاد زیستگاه حیوانات اطراف خودشو ساماندهی کنه تا با پرورش و گسترش حیوانات به طریق دیگری ازشون بهره ببره اگر که جز خودش کس دیگه ای قرار نباشه نفعی ببره فرقی با شکار نداره…گوشت قرمز برای ساخت عضله دربدن لازمه و اثرش روی کسانی که از کودکی از این ماده بی بهره بودن کاملا مشهوده…مثل بچه های فقیر آفریقا و…ولی تفریح با حیوانات…اینو من هرچی تلاش میکنم نمیتونم هضم کنم…اون لذتی که از غذا دادن به یه بچه گربه میبرم…یا مراقبت از یه عقاب زخمی…چطور میشه یه موجود زنده رو کشت؟اون پرنده ای که داره تو آسمون پرواز میکنه..شاید داره برای جوجه های تازه متولد شدش غذا میبره..وقتی اون نباشه بچه هاش چیکار قراره بکنن؟حالا اون میخاد یه پرستو باشه یا یه عقاب…یا حتی یه خرگوش…وقتی خدا گاو و گوسفند رو گفته بخورید حلالتان…آخه تو کدوم کتاب آسمانی نوشته گوشت آهو رو بخورید…اون مظهر زیبایی رو…ما بجای اینکه از چیزهای دور و برمون بعنوان تجربه های زیبای زندگی نگاه کنیم فقط بفکر بهره ی خودمون هستیم..اون شکارچی که خدا این قدرتو بهش داده که بتونه اینهمه مسافت رو طی کنه بجای دیدن زیباییهای دور و برش تو اون جنگل یا هرجا..فقط چشمش دنبال شکاره…چرا انقدر فکرمون محدوده…

  25. سلام به آقای درویش عزیز
    اول باید گیاهخوار شدنتون رو تبریک بگم… برای یه استاد مسلم مقوله محیط زیست هم شایسته همین بود. امیدوارم تاثیرات سلامتی همه جانبشو خودتون تجربه کنید و لذت ببرید 🙂
    فکر میکنم جواب سفسطه رو نمیشه داد چون اگه قرار بود به همین راحتی کسی رو که خودش رو به خواب زده باشه بیدار کرد، طرف نمیرفت اسلحه بدست بگیره و حیوون بکشه و خودش رو در هرم غذایی کنار پلنگ و شیر قرار بده !!!!
    آقای درویش لینک زیر رو اگر دوست داشتید مطالعه بفرمایید…
    همواره شاد و پیروز باشید
    https://drzarinazar.blogfa.com/post-211.aspx

  26. واقعا انسان از اوج بلاهت و خوشمزگی برخی دوستان در عجب میماند ! عزیزی که خودش را با اسکیموها مقایسه می کند خوب است بداند الان در عصر کنونی حتی اسکیموها هم متمدن شده اند و دیگر در خانه های یخی زندگی نمی کنند بلکه منازل بتونی و چوبی دارند و درون آن منازل اتفاقا یخچال هم دارند!

    برادر من. سعی کن ابتدا نسبت به چیزی مطالعهء کامل داشته باشی و بعد در آن باب اظهار فضل کنید. اول بیا و یه لطفی بکن و این ویدئو درباب دلائل گیاهخوار بودن انسان را تماشا کن. و بعد برمیگردیم و به ادامهء صحبت هامون میپردازیم 🙂

    https://www.youtube.com/watch?v=nnNiY8UQHd8

    1. ممنون از پریسا، سهیل، نوشین و گرگ تنهای عزیز …
      من هم با نظرتان موافقم نوشین خانم عزیز … به نظرم درصد ارتکاب به خشونت، در نزد گیاهخواران به مراتب کمتر از گوشتخواران است؛ این همان بحث مشهوری بود که بین سهراب سپهری و احمد شاملو در دهه 40 هم درگرفت.
      به دوستان گرامی و شکارچی توصیه می کنم تا تارنمای خانم دکتر زرین آذر را که گرگ تنهای عزیز معرفی کرده اند، با دقت مطالعه فرمایند.
      موفق باشید.

  27. سلام و درود به جناب درویش عزیز .
    گیاه خواری فقط خوردن گیاهان نیست. گیاهخواری سوالات بزرگتر را هم پاسخ می‌دهد.

    ظهور گیاه خوارى باید طبیعى و اولین اثر تعلیم و تربیت بشمار بیاید.

    گیاهخواری نه تنها سلامت جسمانی را تامین می کند، از نظر روانی نیز پاسخی به آینده و انسان است. در گیاهخواری انسان خود را تنها حس نخواهد کرد. طبیعت با توست.

    هیچ چیز جز تکامل در شیوه تغذیه با خوراک گیاهی به سلامتی انسان ها و افزایش احتمال بقا روی زمین کمک نمی کند.

    و باید مهار خشونتها را از گیاهخواری آغاز کنیم! راه دیگری نیست!
    اردتمند جنابعالی

  28. شکارچی هر چقدر دلیل بیاری و ببافی، این رو که نمیتونی کتمان کنی خداوند هیچ توانایی برای شکار بتو نداده. اقای شکارچی که خیلی احساس قوی بودن داری ***بدون تفنگ اگه مردی برو سراغ این حیوونا**** من و دوستانم نمیتونیم به شما چیزیرو بفهمونیم، چون شما یک بیمارید و نیاز به مداوا دارید. من و دوستانم و اقای درویش عزیزم هیچکدام روانپزشک نیستیم. دلم برات میسوزه چون … میدانم خودت بیشتر از همه در عذابی…..

    1. دوستان گرامی من:
      تقاضا می کنم، انتقادها و نظرات و آرایه های خود را بدون توهین و استفاده از ادبیاتی غیربهداشتی با دیگر هموطنان تان در میان نهید.
      متشکرم.

  29. در میون این همه کامنت چند تا نکته است که نتونستم بی تفاوت ازش رد بشم اول در جواب “شکارچی مسلمان” من همین الان می تونم یه کتاب حدیث برات بنویسم به روش خودت هم ثابت کنم همه اش اصله ! پس لطفا شاهدی بهتر از دمت بیار برای گفته هات ! دوما اینکه این عکس متعلق به شغاله یا روباه و حتی اینکه این داستان درسته یا خرافه یا شایعه به نظر من چیزی از ارزش این مطلب کم نمی کنه چه حتی ممکنه بعدها ثابت بشه که چنین چیزی راست بوده که چندین گزارش ازش شنیده شده مثل داستان خودکشی نهنگ ها و نکته آخر اینکه شکارچی های شکار کش! شما نه تنها هیچ نقشی در حفاظت از محیط زیست نداید که یکی از مهمترین عاملان انقراض نسل شیر ایرانی امثال شما بوده اند و البته کاملا منطقیه که امثال شما که حتی مفهوم اکوسیستم رو هم نمی دونید به راحتی به یک دو تا کتاب و یا کلام امثال خودتان بسنده می کنید که سندیت علمی و منطقی انها هم زیر سئواله … در نهایت اقای درویش گیاهخوار شدنتون مبارک

  30. جناب آقای مهندس درویش درود بر شما

    بحث به درازا کشید

    شاید جالب باشد بدانید در برابر مهاتما گاندی گیاهخوار هندی آدولف هیتلری نیز وجود داشت که جز پیروی از رژیم گیاهخواری لب به الکل و سیگار هم نمی زده است.

    جناب آقای مهندس درویش

    اکثر دوستان شما به دلیل پیروی از احساسات جوابی منطقی پیش رو قرار نمی دهند.

    …واقعا انسان از اوج بلاهت و خوشمزگی برخی دوستان در عجب میماند

    این ادبیات درخور دختران منتظر الشوهر می باشد که گهگاه در بین طبیعت گردان دیده می شوند که با اداهایی در وسط بیابان ، پس از خاتمه شاهد دورریز زباله و چیدن گل و گیاه و غیرو می باشیم.

    خانواده من از دویست سال پیش مالک و برخی شکارچی بوده اند. در مرتع و باغ شخصی خود تا جایی که زمان و امکانات اجازه داده به احیای چشمه و پوشش گیاهی و دانه ریزی و تعلیف گیاهخواران و حتی تغذیه دستی دال و گرگ مشغول می باشم.

    هرچند گهگاه به شکار کبک و خرگوش می پردازم ولی هدف اصلی من احیای زیستگاهی است که در چند دهه گذشته به شدت تخریب شده برای نمونه اکنون در منطفه مورد نظر تقریبا تنها منطقه امن زادآوری قوچ و میش ملک شخصی اینجانب است که با مرارت زیاد و درگیر شدن با مردم محلی و چوپانان و فراری دادن و کشان سگ های چوپانان غریبه در کنار احیای چشمه و علوفه ریزی این امر به تحقق پیوسته است.

    هرچند تعدادی دام کوچک دارم ولی همواره سعی کرده ام از مرتع بجای بهره کشی بهره برداری نمایم.

    بحث اصلی مادرباره چند و چون رفتاری سگسانان و بویژه روباه در طبیعت بود.

    درباره تد ترنر و بوفالو و احیای دشت های آمریکا نیز قرار بود نظرتان را بفرمایید

    کماکان در انتظار پاسخ شما به جناب آقای آرش می باشیم و پیشنهاد می شود یک کارشناس حیات وحش نظر خود را ارائه نماید.

    1. به یدالله پیشخانی:
      برادر بزرگوار من: بنده به تک تک پرسش های شما پاسخ دادم. اما چه کنم که آدمی فقط همانی را می بیند که دوست دارد ببیند!
      دوست عزیز من: روزگار تغییر کرده؛ دانایی بالا رفته و اینک بشر این توانایی و فراست را دارد تا بدون ریختن خون هیچ جانداری به حیات خود در کمال سلامت ادامه دهد. اگر ما به راستی خواهان حفظ زیست بوم و غنای زیگونگی حیات هستیم، راهی نداریم جز آن که از خود شروع کنیم و بی شک نخستین گام آن است که تفنگ خویش را به دیوار بیاویزید و عملاً پند فردوسی بزرگ را به اجرا درآورید و به گونه ای زندگی کنید که تا آنجا که امکان دارد، حتا موری هم آزار نبیند.
      امیدوارم پس از این کامنت، ترجیع بندهای تکراری خود را تکرار نفرمایید.
      متشکرم.

  31. چندی پیش در فیس بوک با یک شکارچی در مورد شکار و گیاهخواری بحث میکردم، ایشون برخلاف جواب های گنگ و سطحی ،خودشون رو فردی دارای علم و مطالعه فرض می کردند و مرتب بنده را به آرمان انگاری و نه آرمان گرایی متهم میکردند. غافل از اینکه در عکس پروفایلشان تفنگی بر دست داشتند و از شکار و شکارچی در حال دفاع بودند.
    فردی که شکار حیوانات را مثال تفریح و کمک به حیات وحش میداند آیا دلایل گیاهخواری شما را پذیرا خواهد بود؟
    درود بر مهندس درویش سبز،مردی که به معنای درستش یک دوستدار واقعی طبیعت و حیوانات است.

    1. درود بر آتنا فرجاد عزیز …
      از صمیم قلب آرزو می کنم تا روزانه بر شمار انسان‌های طبیعت دوستی که عملاً با رفتار و سلوک خود، کره زمین را از گزند آزمندی ها و نابخردی های بشر نجات می دهند، افزوده شود.
      سرفراز باشید.

  32. جناب آقای پیشخانی شخصیتی رو می شناسم که در یک روی داستان به یتیم ها و فقرا کمک می کنه براشون غذا و لباس می بره و در روی دیگه داستان دستور قتل عام اونها رو می ده (بشار اسد) اینکه شما دست خیر دارید خون حیوون ها رو از دستات پاک نمی کنه

  33. درود بر جناب درویش عزیز و نیز کلیه آقایان شکارچیان
    استاد درویش،تبریک بسیار بخاطر خبر خوب گیاهخوار شدنتون،امید که در مجامع و دیدارهای گیاهخواران از تجربیات ارزنده تون درسهای بیشتری بگیریم.
    آقایان شکارچی و مخالفان گیاهخواری،اکثر نظریات، ایرادات و سوالاتی که در اینجا مطرح کردید بارها در تالارگفتگوی گیاهخواران و وبلاگهای مربوط به گیاهخواری پاسخ داده شده که با یک جستجوی ساده میتوان یافت.
    بنظر من،تخلیه خشم و هیجان عصبی ناشی از خواندن نظر مخالف با استفاده از واژه هایی با بار منفی و متلک گویی و … از ارزش علمی یک مناظره میکاهد.
    بنظر من در یک مناظره هر دو طرف موظفیم که تنها به هم و علایق و سلایق و باورهای هم بی احترامی نکنیم و این بدان معنا نیست که به یکدیگر و نظریات مخالف هم احترام بگذاریم که من نام این احترام را ریا و دورنگی میگذارم.
    بنده هم با پیشنهاد آقای پسیخانی در مورد حکمیت آقای اینانلو بعنوان پیشکسوتی در زمینه محیط زیست و یک شکارچی سابق کاملا موافقم)البته لازم بذکره که طبق بیانات خودشون در برنامه ای که اتفاقا دکتر بسکی هم در اون حضور داشت و از صدا و سیما چندین بار پخش شد،سالهاست بجای شکار صید با تفنگ به شکار لحظات با دوربین روی آوردند و خاطره ای نقل میکردند از لحظه ای که انگشت بر ماشه تفنگ مدهوش زیبایی شکار در دشتی شدند که نسیمی صحنه علفزار در میدان دید خودشان و پشت شکار را میخرامید و قصدا به نقطه ای دیگر شلیک کردند و از آنپس تفنگ را کنار گذاشتند و دوربین دست گرفتند.
    ممنون از صبرتون واسه خوندن این نوشته

  34. جناب آقای مهندس درویش

    نشد برادر

    نفرمودید درباره ویژگی های رفتاری روباه در طبیعت چرا از یک کارشناس به عنوان یک حکم دعوت نمی فرمایید.

    شما اگر خرفی می زنید با توجه به شخصیت علمی شناخته شده شما باید دلایلی منطقی هم برای اثبات آن داشته باشید.

    من متالوژی خوانده ولی از روی علاقه شخصی نخست از روی تفنن ولی اکنون تمام وقت دشغول کشاورزی و دامداری هستم و از قدیم هم طبیعت گرد و هم شکارچی بوده ام.

    1. ممنون جناب بابک خان عزیز …
      بله من هم آن برنامه را دیدم و جناب اینانلو، بارها تأکید کرده اند که شکار را کنار گذاشته اند.
      .
      آقای پیشخانی گرامی:
      نخست آن که جناب اصغر درخشان، یک محیط بان تازه کار و فاقد تخصص نیست. دوم این که سخنان ایشان در حضور دکتر یوسف پور، رییس اداره کل محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری بیان شد و ایشان آن روایت را از نظر علمی تأیید کردند. سوم این که آن دامیزشک هم که حیوان را معاینه کرد، هنوز در دسترس است.
      موفق باشید.

  35. خوشحالم که کم نیستند انسان هایی که به معنای واقعی طبیعت دوست هستند و شکارچی – از هر نوعش – را نابخرد و طبیعت ستیز می دانند.
    من نمی دانم این آقایانی که تفنگ بدست، سر جنگ با طبیعت و زیست مندانش دارند؛ خود را در کجای ماجرای “نسبت دانسته ها و نادانسته های مان از دانایی و علوم طبیعت شناختی” می بینند که این گونه بی پروا شخصی را که نمی شناسندش را به درغگویی و خیال بافی متهم می کنند و بر بنیاد دانسته های بسیار ناچیزشان، فتوا صادر می کنند؟!

    1. هومان جان:
      گاه فکر می کنم حتا اگر این دوستان شکارچی از نزدیک اصغر درخشان عزیز را می شناختند و به منش اخلاقی ممتازش پی برده بودند هم باز حرفش را باور نمی کردند! زیرا باور کردن حرف او و مشاهداتش به معنای قبول تغییر در سلوک و رفتارشان است؛ وضعیتی که برایشان چنین انتخابی را سخت دشوار می سازد!
      درود …

  36. جناب آقای مهندس درویش همواره بیدار

    نمب دانم در کدام شهر ساکن می باشید ولی من نوعی باید ساعت 4 بامداد به انبار کنجاله سربزنم.

    دوستی دارم که اهل خراسان است. ایشان با دریافت پروانه شکار ویژه برای شکار قوچ اوریال به شاهرود رفته بودند. در شکارگاه رد پلنگی را همراه مامور محیط بانی دیده و در فاصله ای چند با لاشه نیم خورده سارگپخ ای دست می بایند. رسول مشغول گرفتن فیلم شد که صدای محیط بان درآمد:

    … آقا نگویید سارگپه بوده، بگویید پلنگ قراقوش( عقاب طلایی ) گرفته.

    در جای دیگر ماموران محیط بانی آمل گزارش کتبی مشاهده یوزپلنگ در جنگل های مرتفع کوهستانی منطقه را می دهند که درواقع سیاه گوش دیده ولی به دلیل عدم آگاهی و آموزش برای پر کردن عریضه خبر از یوزپلنگ داده بودند.

    من نوعی به دلیل نوع کار و محل زندگی با ماموران سازمان جنگل ها و مراتع و محیط زیست سروکار داشته و چه بسیار چیزهای عجیب و غریب ندیده ام.

    با توجه به تجربیات و دیده ها تنها زمانی می توانم به حقیقت امر ایمان بیاورم که یک کارشناس واقعی و نه رئیس فلان اداره که کعلوم است به چه دلیل رئیس شده این ماجرا را حلاجی نماید.

    فعلا باید بخوابم تا سروقت به انبار بروم.

    شب بخیر

    1. شب خوش جناب پیشخانی …
      ولی ای کاش، کامنت های دیگر دوستان را هم بخوانید تا دریابید که هرکسی که مسئولیت می گیرد و یا در کسوت محیط بانی انجام وظیفه می کند، بی لیاقت یا دروغگو و یا فاقد تخصص لازم نیست.

  37. فکر نمیکنم لازم به توضیح زیادی باشد برای اینکه بشود صحیح بودن ایده گیاه خواری را اثبات کرد!
    من نه کاری به روند جدی گرم شدن کره زمین دارم و نه به مساله فقر و گرسنگی غذائی در سراسر جهان، که البته در هر ۲ مورد دلایل اساسی وبنیادی آن در پس دامپروری نهفته هستند . با حدیث و خرافات و .. کاری ندارم.
    در همین ایران خودمان دام کمر طبیعت را شکسته است. همه جنگل های ما بدون استثنا به دلیل حضور دام با از دست دادن نهال ها و درختان جوان مبدل به جنگل های پیر شده اند.
    بهترین زیستگاه های حیات وحش ما در سراسر ایران افت بالای ۷۰ درصدی در زمینه کیفیت زیستگاهی برای حیات وحش فقط به دلیل حضور دام و رقابت با دام و تاثیر مخربش داشته اند.
    علاوه بر تخریب مستقیم مراتع و جنگلها حضور دام امنیت این زیستگاه ها را هم کاملا مختل کرده است.
    من نه به اجداد دوست داشتنییمان که شامپانزه ها هستند فکر میکنم که اساسا میوه خوار هستند و شاید یکی دو مرتبه درسال هم گوشت میخورند نه به هیچ دست آویز دیگری .
    اگر همه جهان هم گوشتخوار باشند چون من با ۲ چشمم دیده ام که گوشت چه اثر جدی مستقیما بر روی طبیعتی که مدعی حفظ آن هستم میگذارد حداقل خودم را به خواب نمیزنم و گوشتی که خیلی هم دوست داشتم زمانی زیاد بخورم نمیخورم تا سهم خود را در این قضیه از بین ببرم.
    آقای درویش با شما موافق هستم و هیچوقت نتوانستم شکار را درک کنم وهیچوقت هم نمیتوانم به هیچ قیمتی. سفسطه شکارچی و شکار کش و شکار ورزشی که مضحک ترین همه این کلمات هم هاست همه برای من یک معنا دارند. بیماری روانی!

    1. درود بر محمد علی الله قلی عزیز که گمان کنم حجت را بر آنان که خود را به خواب نزده اند، تمام کرد و امیدوارم عصر بیداری شروع شده و شتاب گیرد.

  38. سخنی از برتولد برشت هست که “” کسانی که واقعیت را نمی دانند نادانند ولی کسانی که واقعیت را می دانند و نادیده می گیرند تبهکارند””
    شرایط فعلی زمین و روند رو به نابودی آن بقدری محسوس هست که فقط اندکی تامل لازم است تا دریافت که در مقام یک انسان متفکر و خلاق چاره ای جز تغییر شیوه زندگی مان نداریم
    اندیشه تنها راه نجات ماست ،اندیشه ای که وابسته به سنت ، دین ، غرض ورزی و مرور زمان نباشد و تنها واقعیت ملاک اصلی آن باشد.
    درود بر جناب درویش بزرگوار و نیک اندیش

  39. جناب مهندس درویش عزیز؛
    ضمن سپاس فراوان بابت نوشته ارزشمندتان، باور بفرمایید کسانی را دیده ام که معتقدند گیاهخواری اشتباه محض است چون با طبیعت ما سازگاری ندارد و در اثبات این گفته هم چیزی بیش از این جمله که “چون نمیتونیم سیب زمینی خام گاز بزنیم و بخوریم” نشندیم… همین ها اما، شکار (با دقیقترین ابزار تصنعی) را عین طبیعی بودن میدانند و حق مسلم بشر با این استدلال(!) که “میخوای به شیر هم بگی شکار نکنه؟!” و به احتمال قریب به یقین قبل از اینکه افاضات خود را تمام کنند بارها تاکید خواهند کرد که “چه جوابی داری؟ فقط سفسطه نکن خواهشا!”… گاهی واقعا حرفی باقی نمیماند…

  40. درویش عزیزم

    نگارم

    نوردیده ام

    یدالله میرزای پیشخانی دیگه کی بود؟

    اینها همه من بودم برادر!

    آخه عزیز من

    شکارچی جماعت شکار بکار روباه خجالتی داره؟

    صحبت سر اینه که هرچند در طبیعت همیشه استثنا وجود داره ولی اگه کمی رفتار شناسی سگ سانان را بدونید کمی پیش از انتشار این خبر صحت و سقم او رو بررسی می کنید.

    مدیر باغ وحش پراگ دکتر وسلوسکی نویسنده کتاب جهان جانوران، آیا جانوران متفاوتند و از پیشگامان دانش رفتار شناسی جانوران (اتولوژی) در کتاب خود نقل کرده که روزی نگهبان بی تجربه ای در باغ وحش پراگ به هنگام غذا دادن به تعدادی روباه در یک محوطه تمام گوشت ها را یک جا انداخته و برترین روباه اجازه تغذیه با سایرین نداده و نتیجه این شد که روز بعد به دلیل ترکیدن معده فوت کرد.

    آخر درویش خان ای توتیای دیده عاشقان

    اگر روباه توله دار باشد اصلا به صرفه نیست توله کوچک را از لانه به هوای آوردن بر سر شکار بیرون ببرد چون به آسانی در معرض حمله دشمنانی چون گرگ و عقاب قرار می گیرند.

    خلاف گرگ و کایوت و سگ وحشی آسیایی و آفریقایی و تا حدودی شغال ها ، روباه ها جانوران منزوی می باشند، آنگونه که پس از بزرگ شدن خود پدر و مادر با حمله و تهدید توله ها را از لانه و قلمرو خود بیرون می اندازند.

    پس چگونه این روباه دست و دل باز با دیدن انبوه مرغ مردهف رگ غیرتش جنبیده و همسایه ها را خبر کرده؟

    اصلا این روباه لارج و دست و دل باز بوده و مانند من گدا صفت نیست، تمام بچه محل ها هم آمدند، بارها پیش آمده که روباه با لاشه بزرگی برخورد کرده و پس از خوردن و سیر شدن اگر توانست آن را زیر خاک و برگ مخفی کرده و باز می گردد.

    بارها پیش آمده که در این قاصله کلاغ و گرگ و یا روباه دیگری آمده و طعمه را برده، پس با این حساب همه روباه ها باید بگویند آخ قلبم و سکته کنند؟

    درویش دلریش من

    آخر این دکتر یوزارسیف ما هم که دکترای دام پزشکی دارد و از بچگی کار مطبوعاتی کرده پس کی بکارهای دام و طیور می رسیده؟؟!!!

    نه تنها من بلکه همه بازدیدکنندگان این وبلاگ شما را دوست می داریم.

    ولی من نوعی با توجه به دلایل یاد شده هنوز متفاعد نشده ام این داستان درست است و یا از همان اغراق مرسوم در طبیعت ایران است

  41. خطاب به همه شکارچیانی که خود را شکار کش نمی دانند لطفا تا انتهای متن را بخوانید و مهمتر از همه به ماده 3 و4و 8 بیشتر دقت کنید لازم به یاداوری نیست که اگر بیانیه ای در یونسکو اعلان و منتشر می شود حتما و حتما به پشتوانه دلایل علمی و منطقی و نیز مطابق با اصول و قوانین انسانی و همگام با گسترش فرهنگ صلح ( با بشر و با کل هستی) صورت می گیرد

    بیانیه جهانی حقوق حیوانات رسما در تاریخ 15 اکتبر 1978 در شورای مرکزی یونسکو در شهر اریس اعلان گردید.مفاد این بیانیه توسط اتحادیه بین المللی حقوق حیوانات در سال 1989 مورد تجدید نظر قرار گرفت و در سال 1990 به رئیس مجمع عمومی یونسکو تسلیم گردید و در همان سال منتشر شد.
    بیانیه جهانی حقوق حیوانات
    با توجه به منشاء یکسان زندگی تمامی موجودات که ریشه مشترک داشته و در مسیر سیر تکامل متنوع گشته اند و با توجه به اینکه تمام موجودات زنده دارای حق طبیعی هستند، هر حیوانی با سیستم عصبی، از حقوق ویژه ای برخوردار است.قطعا نقض قوانین و حتی بی خبری محض از این حقوق طبیعی، فجایع عظیمی نسبت به تخریب طبیعت انجام شده و همواره آدمیان به سمت ارتکاب انواع خشونتها نسبت به حیوانات سوق داده می شوند. باید توجه داشت که همزیستی گونه ها برای انسان نشانه ای است تا حق زندگی کردن دیگر گونه های حیوانات را به رسمیت بشناسد.قطعا احترام گذاشتن انسان به حیوانات، جدا از احترام گذاشتن انسانها به یکدیگر نخواهد بود.

    بدین وسیله اعلان می گردد که:

    * ماده 1
    تمامی حیوانات دارای حقوق مساوی برای زندگی کردن تحت عنوان تعادل زیستی هستند این حقوق مساوی، گونه های مختلف و خاصی را تحت الشعاع قرار نمی دهد.

    * ماده 2
    به حق زندگی تمامی حیوانات باید احترام گذاشته شود.

    * ماده 3
    1- حیوانات نباید در معرض برخوردهای بد واعمال بیرحمانه قرار گیرند.
    2- اگر نیاز به کشتن حیوانی باشد این عمل باید آنی، بدون درد و بدون درک حیوان صورت گیرد.
    3- با جسد یک حیوان با شایستگی باید برخورد شود.

    * ماده 4
    1- حیوانات وحشی حق زندگی و تولید مـثل آزادانه در محیط طبیعی زیستگاهشان را دارند.
    2- محرومیت طولانی مدت از آزادی برای حیوانات وحشی، شکار کردن و ماهی گرفتن تجربی به عنوان سرگرمی و نیز هرگونه استفاده از حیوانات وحشی به دلایلی که حیاتی نباشد مغایر با این حق بنیادی است.

    * ماده 5
    1- هر حیوانی که به انسان وابسته است باید به شایستگی نگهداری و مراقبت گردد.
    2- حیوانات وابسته به انسان تحت هیچ شرایطی نباید بطور غیر منصفانه ای ترک و یا کشته شوند.
    3- هر گونه ازدیاد نسل واستفاده از حیوانات باید طبق احترام به ساختار ویژه فیزیولوژی و رفتاری آن گونه باشد.
    4- در نمایشگاهها، نمایشها و فیلمهایی که حیوانات در آن شرکت دارند باید منزلت آنها محترم شمرده شود و عاری از هرخشونتی باشد.

    * ماده 6
    1- هرگونه آزمایش زجرآوری برروی حیوانات چه بصورت فیزیکی و چه روحی تجاوز به حقوق حیوانات محسوب می گردد.
    2- روشهای جایگزین باید پیشرفته بوده و اصولی انجام گیرند.

    * ماده 7
    هرگونه عمل غیر ضروری که باعث مرگ حیوانی گردد یا هرگونه تصمیمی که منجربه این عمل گردد جنایت علیه زندگی تلقی می گردد.

    * ماده 8
    1- هر گونه عمل مغایر با بقای گونه های حیوانات وحشی و یا هر گونه تصمیمی که منتهی به این امر گردد کشتار دسته جمعی تلقی می گردد.
    2- کشتار حیوانات وحشی، آلوده کردن و نابودی زیستگاهها یشان قتل عام محسوب میگردد.

    * ماده 9
    1- شرایط قانونی ویژه حیوانات و حقوق آنان توسط قانون مشخص می شود.
    2- محافظت و حفظ امنیت حیوانات بر عهده سازمانهای دولتی است.

    * ماده 10
    مراکز تربیتی و مدارس مکلف به آموزش مطالبی مبتنی بر احترام گذاشتن، مراعات و درک حیوانات از دوران طفولیت به شهروندان خود هستند.

  42. جالا اینکه شما گیاهخوار شده اید امری است شخصی و قابل احترام

    در واقع هم تولید پروتئین با توجه به مصرف آب و تولید پسماند در مقایسه با کشاورزی فشار بیشتری به طبیت وارد می نماید و از این جهت گوشتهواری افراطی بشیوه استیک خوری آمریکایی باری است مضاعف بر دوش طبیعت.

    در کنار آبجو ، ودکا، و ویسکی که از فراورده های نشاسته ای چون گندم ، ذرت و سیب زمینی تولید شده و در واقع از مصرف خوراک انسان خارج و به نوشیدنی الکلی تبدیل می گردد تغذیه دام با غله بویژه در پرواربندی های صنعتی در کنار وضعیت اسفناک دام در قفس های زجرآور و کوچک باعث مصرف غله در دنیایی می شود که در بسیاری از نقاط گرسنگی بیداد می نماید.

    ولی ای توتیای دیده عاشقان

    از چند هزار سال پیش گوشت چندانی در رژین غذایی مردم عادی ایران خلاف اروپا مشاهده نمی شد. بیشتر کشک و دوغ و ماست بود و اندکی گوشت و دنبه برای دیزی.

    بیشترین مصرف گوشت در بین طبقات اشراف بود و معروف بود شازده وافعی ان شازده است که به دلیل پرخوردن گوشت گرفتار بیماری نقرس گردد.

    جالا پیش خودتان تصور نمایید شاغلام چه عربده ای می کشد وقتی بشقاب قورمه سبزی برون گوشت را به سقف اتاق می کوبد و پسر شاغلام چطور پس از منع خوردن کباب با ضامن دار درحالی که دو نوچه شاغلام برای خودشیرینی به دنبالش هستند به شما حمله می کند .بی انصاف کپی باباشه!!!

  43. از گمان کنم سال 1839 که نخستین فانون حمایت از حیوانات در مجلس بریتانیا درباره منع نبرد خونین گاو و خری با سگ ها به تصویب رسید به تدریج دیدگاه ها نسبت به رفتار با حیواناتی که حتی برخی از اندیشمندان انها را همچون ماشین فاقد احساس می دانستند تغییر یافت.

    در دهه های پایانی قرن نوزدهم مبارزه بی امانی با تشریخ جانوران در دانشگاه های انگلستان شروع شد.
    ولی از سوی دگر باور کردنی نایست که رژیم آلمان نازی نخستین کشور در جهان بود که در سال 1930 و یا 1936 گرگ را مورد حفاظت قرار داده و هرگونه تشریخ و برنامه های پژوهشی بر روی جانوران را در قلمرو رایش سوم ممنوع نمود.

    اما

    امان از ایا اما های تاریخ چون همین سیستم به پزشکان اجازه بررسی عملکرد میکروب و سرما زدگی و تاثیر ارتفاع بر بدن زندانیان جنگی را داده بود که در ردیف جنایات جنگی قرار گرفت.

    درویش دلریش و باقی درویش دوستان

    افراط و تفریط هر دو به هیچستان ختم می گردد.

    انسان موجودی همه چیز خوار است، نه مانند خرگوش هویج می خورد و نه مانند گرگ فیله و راسته می طلبد.

    رژیم غذایی ایرانیان در برابر اروپای غربی و آمریکای شمالی عملا از گوشت بی بهره است. این بحث گیاهخواری هم اگر افراطی شود همانند مد عرفان و ریش بلند و تار و گیتار بر کول و یک جاجیم نخ نما آویزان بر کتف پس از مدتی فراموش می شود.

    دخترها شوهر می کنند و آنوقت گرفتار یک مرد ایرانی(؟!!) می شوند که غالا می دانیم چه تحفه ای هستند. من هر کثافت کاری بکنم اشکالی ندارد ولی آفتاب و مهتاب نباید روی مادر صمد را ببیند.

  44. عجب قلم شیوایی !! کوشان خان ،متشکرم از روشنگریتان
    بهتر است بیش از این آب در هاون نکوبیم ….. این زیبا بلبلان خوش سخن که پای سیستم نشسته اند و ردای سبز بر تن کرده اند و پرچم نجات حیات وحش به احتزاز در آورده اند خوب می دانم که بزرگان آنان حتی یک کیسه خواب هم ندارد و یک شب بیابان را به خود ندیده اند چه برسد به دوستدارانشان !!
    مسلما هیچکدام از آنان تا به امروز بر خوان گسترده از گوشت و مرغ ننشسته اند و به محض استشمام بوی آن هم دماغشان را گرفته وگریخته اند و تنها نشانه ی تمدنشان خرید گوشت ومرغ از فروشگاه و پرداختن بهای آن است.باشد که ما بدوی و آنها متمدن! در عوالم خود خوش باشید.

  45. آقای مهران. نمیشه ادعایی کرد بدون این که آن را از حیث علمی ثابت کنیم. من معتقدم انسان ذاتا گیاهخوار است و برای آن دلیل علمی ارائه کردم. ویدئویی که در بالا ارائه کردم را مشاهده کردید ؟! اگر نکردید لطفا اندکی وقت بگذارید و حتما مشاهده کنید. این دلائل علمی بنده. حالا شما بگو برادر من. دلائل علمی شما برای ادعایتان چیست ؟!

  46. درود بر جناب درویش بزرگوار
    تجربه نشان داده که بحث در مورد شکار و یا مزایای سلوک گیاهخواری با جماعت شکارچی ، جز اتلاف وقت و انرژی ثمر چندانی ندارد و همانند آب در هاون کوبیدن است…مصداق همان جمله شاملو که در اوایل گفتگو مطرح کردید.
    چیزی که مایه شگفتی است اینکه بسیاری از این افراد خود را حامی و دوستدار طبیعت و حیات وحش معرفی کرده و مخالفین خود را به احساساتی بودن متهم می کنند!
    طبیعت به خوبی کار خود را بلد است مشروط بر اینکه انسان ها در کار طبیعت تا این اندازه مداخله نکنند و تعادل زیستی میان گونه ها را بر هم نزنند و کره زمین را به ویرانی نکشند.
    هرگز نفهمیدم چگونه یک ذهن سالم و یک وجدان بیدار میتواند از شکار یک موجود زنده بعنوان تفریح یا ورزش نام ببرد!؟
    چگونه می توان با در خون غلتیدن و شکنجه و مرگ یک حیوان مظلوم و از همه جا بی خبر تفریح کرد و از این جنایت بعنوان یک فعالیت ورزشی نام برد؟
    به نظر من ریشه مشکلات اینگونه افراد و بعبارتی تمایلشان به چنین قرائت شرم آوری از تفریح و ورزش را باید در جای دیگری جستجو کرد به همین خاطر اینگونه بحث ها اکثر اوقات بی نتیجه می ماند و بقول معروف نرود میخ آهنین در سنگ !
    حیات هر موجود زنده ای قابل احترام و ارزشمند است و با نظر شما کاملا موافقم که شکارچی و شکارکش فرقی با هم ندارند و تنها نوعی بازی با کلمات است برای گمراه کردن افکار عمومی.
    با نظر محمد تالاری عزیز در مورد گفته برشت کاملا موافقم و همینطور این جمله اش که :
    اندیشه تنها راه نجات ماست ،اندیشه ای که وابسته به سنت ، دین ، غرض ورزی و مرور زمان نباشد و تنها واقعیت ملاک اصلی آن باشد.

    پاینده باشید

  47. جناب آقای سهیل دوست داشتنی

    تا اواخر دهه 1950 دیگر اسکیموهای آلاسکا و شمال کانادا یک جا نشیم شده و اقوام زردپوست شمال شرق سیبری هم از قدیم درکنار تله گذاری و شکار به پرورش گوزن کاریبو می پرداختند.

    در حال حاظر معدود قبائلی در نواحی حنگلی کنگو( کوتوله های جنگل ایتوری) و بوشمن های بیابان کالاهاری و برخی قبائل دور از دست رس جنگل های امازون بری از فرهنگ کشاورزی بوده و برای تامین مواد غذایی وابسته به شیوه گردآوری غذا می باشند و شکار مهم ترین رکن این روش می باشد.

    پس از شروع انقلاب کشاورزی که در چند ناحیه از زمیم مجزا از هم شروع شد( حلال حاصلخیز میانرودان و سوریه و دره اردن و همچنین دره سند و دره رود زرد چین و دره لوئیزیانا و آمریکای مرکزی و پرو) به تدریج در کنار دامپروری و شکار فراورده های کشاورزی از ارکان تامین کننده غذا برای جوامع بشری و پایه گذار سکونت گاه های ثابت بشری گردید.

    کاوش های دیرین شناسی نشان داده که مواد پروتئینی از مهم ترین ارکان غذایی انسان چه نئاندرتال و چه پیش از آن بوده و پس از انقلاب کشاورزی مواد گیاهی به میزان پایدارتر و بیشتری در اختیار قرار گرفته و دامداری باعث کاهش نیاز به شکار گردید ولی هیچگاه این وابستگی قطع نگردید.

    1. ممنون از همه ی دوستانی که در این بحث مهم مشارکت داشته و دارند.
      به ویژه توجه کوشان مهران و دیگر شکارچیان و شکارچی دوستان عزیز! را جلب می کنم به بیانیه جهانی حقوق حیوانات که توسط یونسکو در سال 1990 منتشر شده است و خانم مهدیه نصرتی در اینجا آن را بازنشر داده اند.
      به امید روزی که هیچ انسانی به خود حق ندهد تا به بهانه معیشت، تفریح یا ورزش، خون هیچ جانداری را بریزد.

  48. آقا مهران

    این ها را که از خودتان گفتید ! من از شما منبع علمی خواستم برادرم. نقل از خود که معتبر نیست. از ارگان ها ، نهادها و اج های معتبر جهانی ککه یافته هایشان مستند و محکم است نقل کنید لطفا .

    (به عنوان مثال) من برای شما مطلبی از انجمن تغذیهء ایالات متحدهء آمریکا نقل می کنم مبنی بر اینکه رژیم گیاهی با طبیعت بشر سازگار است و عامل پیشگیری از سرطان ها و بیماری هاست. شما هم از منبعی در همین رده و پایه که معتبر باشد بیاورید بی زحمت :

    https://forum.vegankind.ir/forum44/thread410.html

  49. حمایت از حیوانات در رایش بزرگ آلمان
    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
    پرش به: ناوبری، جستجو

    حمایت از حیوانات در رایش بزرگ آلمان به طور جامع و همه گیر توسط دولت و حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان صورت می‌پذیرفت و دولت رایش اقدامات بسیاری را برای حمایت از حقوق حیوانات انجام داد.[۱][۲] با سر کار آمدن حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان در سال ۱۹۳۳، جامع ترین قانون حمایت از حیوانات تا آن زمان در اروپا، در آلمان وضع و اجرا شد. این اولین اقدام توسط یک دولت برای شکستن حصار بین انسان و حیوان به شمار می‌رفت. بسیاری از رهبران ناسیونال سوسیالیت مانند آدولف هیتلر، هرمان گورینگ و رودلف هس از دوستداران حیوانات بودند. بسیاری از ناسیونال سوسیالیستها از طرفداران محیط زیست و از حامیان حفاظت از حیوانات به شمار میرفتند.[۳] هاینریش هیملر سعی کرد تا به طور کامل شکار را ممنوع سازد.[۴] قانون فعلی حمایت از حیوانات در جمهوری فدرال آلمان نسخه‌ای اندک تغییر یافته از این قانون در رایش سوم است.[۵]
    پیوندهای بیرونی

    کتاب حمایت از حیوانات در رایش سوم اثر دانیل هاینتس در تارنمای آمازون

    درویش من
    درویش دلریش من

    کار ما افراط و تفریط است.

    به شما قول می دهم اکثر افرادی که الان مرگ بر شکارچی شکارکش می گویند اگر روزی متوجه شوند که از قبل شکار و نه مدیریت شکارگاه و نخجیرداری به پولی می رسند به چشم بر هم زدنی به تمام گفتار و کردار گذشته پشته پا زده و به شکار فروشی مشغول می شوند.

    داستان آن بانوی سبز و صدور پروانه شکار هوبره برای شیوخ عرب که امیدوارم فراموش نشده باشد درویش خان

    این حماعتی که من دیده ام و شما هم دیده اید به تنها اصلی که پایبند می باشند پول است.

    در این میان الته حق کسانی که از روی اعتقاد و علاقه قلبی با هزینه شخصی و بدون انتظار فعالیت می کنند به دلیل حقه بازی های افرادی چند رنگ پایمال می شود.

    من و شما که این چند رنگ ها را می شناسیم، نمب شناسیم؟

    خوب هم می شناسیم

    شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
    هر لحظه به دام دگری پابستی
    گفتا شیخا هرآنچه گویی هستم
    اما تو چنان که مینمایی هستی؟

  50. سهیل گرامی

    انجمن های تغذیه هر روز ساز تازه ای کوک می کنند.

    روزی می گویند انجیر سرطان زاست و روزدیگر می گویند بهترین داروی پرستات است.

    چینش دندان انسان نشان دهنده وجود نیش برای دریدن و آسیاب برای له کردن و نرم کردن است.

    حتی چینش دندان خرس همه چیزخوار با شیر و گرگ گوشتخوار متفاوت می باشد

    مطالب دیرینه شناسی و شیوه زندگی قبائل گردآورنده غذا در بسیاری از سایت های مرتبط با تاریخ تمدن انسان وجود دارد و این حعل حدیث از سوی من نمی باشد.

  51. درویش خانا

    راحت جانا

    این شعر وجشی بافقی وصف الحال بزرگان انکاره محیط زیست ایران می باشد که پیش از داستان پول با زبان بازی از شما سوءاستفاده می کنند و به هنگام بحث مادی ماهیت درونی خود را بروز می دهند.

    کاری ندارم حذف می فرمایید و یا نه
    خود دانید

    اما لطفا چندین بار بخوانید

    “تقسیم میراث”

    زیباتر آنچه مانده زبابا ازآن تو

    بد ای برادر از من واعلا از آن تو

    این طاس خالی از من وآن کوزه ای که بود

    پارینه پر ز شهد مصفا از آن تو

    یا بوی ریسمان گُسَلِ میخ کَن زمن

    مهمیز کله نیز مطلا از آن تو

    آن دیگ لب شکسته صابون پزی زمن

    آن چمچه هریسه حلوا از آن تو

    این قوچ شاخ کج که زند شاخ،از آن من

    غوغای جنگ قوچ وتماشا از آن تو

    این استر چموش لگد زن از آن من

    آن گربه مصاحب بابا از آن تو

    از صحن خانه تا به لب بام از آن من

    از بام خانه تا به ثریا از آن تو

    قیافه چه کسی پیش چشم شما هویدا می شود؟

  52. آقای درویش گرامی، خب شکارچیان نگران این هستند که بدون شکار شاید از گرسنگی تلف شوند … آخر در فروشگاه ها هیچ گوشتی پیدا نمیشود ! هر هفته میلیارد ها حیوانی که به اسارت کشیده ایم سلاخی میشوند تا ما بتوانیم روزی یک یا دو بار گوشت بخوریم … و انواعی بیماریهای مرتبط با گوشتخواری را در بطن خود پرورش دهیم. …زندگی رنجبار این اسیران گویا برایمان کافی نیست، لذا باید به سوی آنانی که هنوز آزاد هستند نیز دست درازی کرد و آنها را نیز خورد!
    قویترین حیوان زمین فیل است که گیاه میخورد … گوریل که به ما بسیار نزدیک است هم همینطور… پس نیروی این حیوانات از کجا میآید ؟! درباره دندان هم صحبت شد … شاید دندان های شکارچیان شبیه دندان های ببر و پلنگ باشد؟!
    یک نکته دیگر هم با اجازه اضافه کنم. بار ها و بار ها این جمله را که “گیاهان هم احساس دارند، پس چرا گیاه خواران آنها را میخورند” شنیده ام. این یک موضع کاملا دفاعیست زیرا اولا سیستم اعصاب گیاهان با حیوانات کاملا متفاوت است. من ندیدم که گوجه فرنگی برای هم شاخه اش گریه کند در حالیکه یک گاو برای بچه ای که از او جدا میکنیم هفته ها گریه میکند (ویدو های بسیاری در این مورد هست). دوما، ما برای خوردن مثلا سیب نیازی به ریشه کن کردن درخت سیب نداریم، و میوه یا گیاهی که رسیده اگر خورده نشود به هر حال میپوسد. در حالیکه جانداری که سرش بریده شد میمیرد. جواب من به این افراد اینست که اگر شما میفرمایید که گیاهان احساس دارند و از خورده شدن رنج میبرند، پس شما گوشتخواران دو برابر ما به زیستمندان آسیب میرسانید زیرا هم گیاه میخورید و هم حیوان.

    1. درود بر شما هموطن سبزاندیش. به نکات دقیق و درستی اشاره کردید که برای آنهایی که هنوز همه ی کر کره ها را نکشیده اند، می تواند روشنگر و زنهاردهنده باشد.
      هرچند بعید می دانم کسی که با افتخار از تفریحی به نام شکار یاد می کند، بتواند این سخنان را بفهمد.
      سرفراز باشید.

  53. گوریل که به ما بسیار نزدیک است

    … النای گرامی، شامپانزه از گوریل بیشتر به انسان نزدیکی دارد و از قصا همه چیز خوار می باشد و در کنار خوردن گیاه به شکار میمون ها به شیوه سازمان یافته و گروهی می پردازد.

    ساختار شکم شامپانزه با گوریل بسیار متفاوت است، گوریل چون بسیاری از جانوران گیاهخوار از حجم زیادی از مواد گیاهی تغذیه نموده و برای هضم نیاز به معده و شکم بزرگتری دارد ولی شامپانزه همه چیز خوار همچون انسان از مواد گوشتی و گیاهی تغذیه نموده و به همین دلیل میزان حجم غذای مصرفی او به دلیل بالا بودن میزان مواد غذایی مورد نیاز بدن کمتر بوده و به معده و شکم کوچکتری نیاز دارد.

    درویش خان
    ای نور دیده خدایام المپ

    ای زئوس
    ای آپولون

    ای ژوپیتر هوش ربا

    شما انسانی هستید بسیار فرهخته و دوست داشتنی ، ولی برخی اوقات احساسات پاک و معصومانه و بی آلایش بر شما چیره می شود.

    در هر حال جذاب و روح افزا می باشید و در هر حال Lovely!!!!!!

    یک پرسش

    آیا قانون پیشروی حمایت از حیوانات نصوب سال 1933 رایش سوم را مطالعه فرمودید؟

    آفتاب آمد دلیل آفتاب!

    ای درویش دلریش دلربا و خوش سیما

    جای پرسش است که چرا و چگونه آن انگشت های شصا سرخ فام این مدرک را از دیده ها نهان نمودند.

    آیا این بگونه ای خود سانسوری نیست؟

  54. درویش خان

    در هر صورت شما سلطان قلب ها هستید

    چه گیاهخوار باشید و نباشید

    راستی با این حساب نباید از شیر و سایر لبنیات و تخم مرغ هم استفاده نمایید چون مرغ ها در قفس های تنگ تخم می گذارند و شیر هم با شیردوش هایی از گاو های اسیر دوشیده می شود.

    ولی آخر نتوانستید کسی را در اینجا بیاورید تا به شیوه ای مستدل شیوه رفتاری سگ سانان و بویژه روباه را شرح دهد .

    در هر حال You Are a lovely man!

  55. ولی حالا یک پیام خصوصی

    اگر نگوییم همه بلکه بیشتر دوستان شما مانند آن شخص هفت رنگ فرصت طلب دروغ گو و دلال صفت باشند باید مراقب خودتان باشید.

    در آشنایان شما تا جایی که من دیده ام هومان خان و کامبیز خان و امیر خان وافعا انسان بوده اند بقیه را چندان نمی شناسم ولی باید دوری نمود از حقه باز های دروغگوی هفت رنگ آفتاب پرست صفت

    یه دل میگه برم برم
    یه دلم میگه نرم نرم
    طاقت نداره دلم دلم
    بی تو چه کنم
    پیش عشق ای زیبا زیبا
    خیلی کوچیکه دنیا دنیا
    با یاد توام هرجا هرجا
    ترکت نکنم
    سلطان قلبم تو هستی تو هستی
    دروازه های دلم را شکستی
    پیمان یاری به قلبم تو بستی
    با من پیوستی
    یه دل میگه برم برم
    یه دلم میگه نرم نرم
    طاقت نداره دلم دلم
    بی تو چه کنم
    پیش عشق ای زیبا زیبا
    خیلی کوچیکه دنیا دنیا
    با یاد توام هرجا هرجا
    ترکت نکنم
    سلطان قلبم تو هستی تو هستی
    دروازه های دلم را شکستی
    پیمان یاری به قلبم تو بستی
    با من پیوستی
    اکنون اگر از تو دورم به هر جا
    بر یار دیگر نبندم دلم را
    سرشارم از آرزو و تمنا ای یار زیبا

  56. کوشان مهران گفته است :
    شنبه ۲۵م شهریور ۱۳۹۱ در ۰۸:۳۱ دیدگاه شما منتظر تایید مدیر می باشد.

    این شیوه سیستماتیک خذف نظرات مخالف شما هم ما رو کشتش درویش خان!

    … بابا ایول
    نیومده روی صفحه منفی گرفته

    بابا تو دیگه کی هستی

    دست دکتر ناصرالحکما رو از پشت بستی

  57. دوست عزیز، ببخشید اگه رک صحبت می کنم. من فکر می کننم شما و سایر دوستانی که این داستان بچگانه رو باور کردید خل شدید.. انقدر خل که دیگه نجاتی برای شما متصور نیست. اگر کوچکترین شناختی از حیوانات داشتید می دونستید که حیوانات حتی در سخت ترین شرایط هم خیلی به ندرت دچار استرس میشن چه برسه به اینکه شرمسار بشن و بخاطر شرمسار شدن سکته کنن. حتی انسانهای خیلی خجالتی هم از خجالت سکته نمی کنن چه برسه به حیوانات. شما اگر صد بار هم جای اون مرغها رو عوض کنید روباه میاد و انقدر میگرده تا پیداش می کنه. این تنها کاریه که روباهها در زندگیشون انجام میدن و خیلی هم در اینکار مهارت دارن. در ضمن روباهها هیچوقت از طعمه انقدر دور نمی شن که دیگه پیداش نکنن. اگه فراریشون بدین میرن چند ده متر اونطرفت تر جایی پنهان میشن و کار شما رو زیر نظر می گیرن و به محض اینکه دور شدین یکراست میرن سر طعمه. آیا این نژاد ایرانی که خیال می کنن باهوش ترین نژاد هستن انقدر ساده لوحن؟

  58. آقای درویش عزیز , وقتی الان کامنت ها رو می خوندم راستش از دیدن اسامی افرادی که خود را شکارچی و یا شکاردوست و غیره معرفی کرده بودن کمی جا خورم ! به نظرم مهم نیست که اگر این فراد این دست اتفاقات رو نفی و انکار می کنند و یا با لجاجت و منطقی توخالی سعی در توجیه چیزی که به عنوان تفریح و ورزش (!) اسم می برند , دارند .به نظرم همین که این دست افراد مطالب شما رو دنبال می کنند و گاهی در بحث های این چنینی با طرفداران محیط زیست و حیات وحش به گفتگو می پردازند خودش موهبت بزرگیست !مهم نیست چقدر رفتار توهین آمیز دارند و یا سعی در به تمسخر گرفتن طرفداران حیات وحش , مهم اینه که بالاخره زمان تغییر فرا می رسه !
    در ضمن بسیار داستان تکان دهنده ای بود …

    1. درود بر شما خانم ستاره بابکی …
      می‌فهمم و می دانم که سخت است باوراندن واقعیت به افرادی که نفع شان در آن است تا آن واقعیت را درک نکنند و نفهمند.
      سرفراز باشید.

  59. با سلام
    روایت بسیار، عجیب بود
    در مورد عکس ها نظری داشتم که عکس بالا مربوط به شغال است به نام علمی
    canis aureus این گونه هیچ ارتباطی با روباه ندارد
    عکس پایین نیز Cape Fox نوعی روباه است با نام علمی (Vulpes chama)
    این گونه در آفریقای جنوبی زندگی می کند
    در لینک زیر عکس شما نمایش داده شده

    https://www.caninest.com/the-canidae-family-foxes-and-basal/
    ممنون از سایر مطالب ارزشمندتون

    با تشکر
    قاسمی

  60. سلام جناب استاد.اولا چرا کامنت های مخالفانتان را به صورت مخفی قرار میدهید.ثانیا در مورد نظرات فرزانه-هومان-الله قلی که مخالفانشان را بیمار روانی و نفهم و …..خطاب کردند. هر آنچه که لایق خودشان بود بر ما گفتند. زیرا کسانی که گوشت نمیخورند اکثرا نه به خاطر ترحم به حیوانات بلکه به دلیل مضررات استفاده بی رویه از گوشت علف خوار شده اند.مخالفان کم فهم و نا آگاه شکار باید بدانند شکار تروفه نسل حیوانات را افزایش میدهد.ضمنا چند درصد از کسانی که با مرگ های دلخراش می میرند شکارچی بودند؟ مگر همکار محیط زیستی حضرتعالی که چند وقت پیش در حین انجام ماموریت در استان کهکیلویه در راستای تلاش برای حفظ گوزن زرد ایرانی در اثر تصادف فوت کرد شکارچی بود؟نهایتا یاد آور میشوم یکی از مضرات عدم استفاده از گوشت قرمز که تنها منبع غنی ویتامین b12 است کاهش تصمیم گیری مغز و زوال عقل است که نمود آن در کامنت های تعدادی از دوستان گیاه خوار مشخص است.

    1. در مورد ویتامین B12 تاکنون بارها توضیح داده شده است. فکر کنم لازم است تا اطلاعات تان را به روز فرمایید شهباز خان. مثال تان در مورد فوت آن پژوهش گر عزیز در حادثه رانندگی، واقعاً شگفت آور بود. لطفاً دوباره خودتان در مورد مثال تان اندیشه فرمایید.
      در ضمن، کسی که دعوت به نصایح اخلاقی می کند و با عملکرد برخی از کامنت گذاران مخالف بوده و آن را غیر اخلاقی می داند. خودش نباید به روشی غیر اخلاقی در طرد مخالفانش مبادرت ورزد! نه؟
      دست آخر این که بنده هیچ نظری را مخفی نمی کنم. بلکه این سازوکار وردپرس است که بر اساس تعداد رای های منفی یا مثبت که یک کامنت می آورد، آن را های لایت کرده و یا مخفی می سازد.
      امیدوارم کامنت شما های لایت شود البته!
      درود …

  61. استاد سلام.اولا سپاسگذارم از ادبیات برخورد با مخالفتان.انتظار جواب تند تری را داشتم.واقعیت این است که در مقابل برخی افراد احساسی و بی منطق که مخالفانشان را اینگونه خطاب میکنند عکس العملی غیر از این نمیتوان داشت.در مورد مثالی که عرض کردم یاد آور میشود شما فرمودید شکارچی ها عاقبت خوبی ندارند.بنده عرض میکنم اولا چند درصد شکارچی ها عاقبت خوبی نداشتند؟ثانیا آیا بقیه مردم همه عاقبت به خیرند؟و آدم های خوب همیشه به مرگ طبیعی میمیرند؟ضمنا اگر به آمار فروش اسلحه شکاری در دوسال اخیر رجوع کنید ملاحظه میکنید که نسل شکارچیان به شدت در حال افزایش است نه انقراض.مضافا اینکه مقوله شکار در همه جای دنیا با رعایت اصول و قواعدش کاری مقبول و غیر قابل انکار است.در مورد ویتامین B12 هم عرض شود بنده تخصصم تغذیه است شما در اطرافیان تحصیل کرده تان واقعا چند نفر گیاهخوار می شناسید؟علم روز میگوید باید در وعده غذائیتان گوشت باشد.شما جای ماهی را که اتفاقا صید هم میشود با کدام گیاهی میخواهید پر کنید؟در مورد مخفی کردن نظر مخالفان هم عرض شود که بنده از توضیح شما قانع شدم.با سپاس.

  62. شهباز عزیز

    داستان از یک جای دیگر آب می خورد. بنابراین شما تعجب نکنید.

    وقتی درست یا غلط وزارت راه وارد حریم یک پارک جنگلی در کرج شد خوب بود شما نگاهی به مهار بیابان زایی می انداختید تا ببینید در آن تاریخ چه نوشته شده بود.

    در هر حال مهندس محمد درویش سال 1386 تا درویش 1391 بسیار فرق کرده است.

    1. چهار خط جان!
      مطمئنی که من در این باره موضع گیری نکردم؟
      چرا وقتی از دانایی کافی برخوردار نیستید، اینگونه راحت دست به قضاوت می زنید و بدین ترتیب نه تنها خود را که مرامی را که از آن دفاع می کنید هم با لکنت مواجه می سازید؟

  63. جناب آقای مهندس درویش گرامی

    دورادور با شما در پاره ای از همایش ها آشنا شده ام. در دلسوزی و تسلط شما بر رشته کاری و تحصیلی جای هیچ شکی نیست. ولی …

  64. مهندس درویش گرامی

    شیوه برخورد و حذف پیام اینجانب آنچیزی را که می بایست ثابت نماید، پدیدار نمود.

    ادب مرد به زدولت اوست

    1. از چه چیزی بیم دارید؟
      چرا نام تان را درج نمی فرمایید تا من بدانم که طرف صحبتم کیست؟
      متاسفانه دوستان با چند نام مختلف یک پیام را انتقال می دهند که زیبنده نیست و من نمی خواهم بیشتر از این دست به افشاگری بزنم.
      به هر حال شما به عنوان یک مدافع شکارچیان محترم باید آنقدر شجاعت داشته باشید تا مرد و مردانه با نام و نشان واقعی تان سخن تان را بر زبان آورید و آنگاه مطمئن باشید که تمامی کلام تان منتشر خواهد شد.

  65. در راستای تایید فرمایشات محیط بان محترم،و رد نظرات تمسخر آمیز آقایان محترم شکارچی،به استحضار آقایان میرساند دو هفته قبل، بنده به اتفاق خانواده به یکی از کوهستانهای اطراف رفته بودیم.به علت سردی هوا …

    1. خیلی بامزه هستید شما شکارچی های محترم که یک روز با عنوان مدرس دانشگاه کامنت می گذارید و یک روز هم بوتیمار!
      خداوند انشاالله شفای عاجل عنایت فرماید.

  66. مهندس جان:
    لذت می برم از پاسخ هایی که به دوستان شکارچی می دهی. در منتهای ادب و ظرافت تمام، ادب شان می کنی.
    به راستی که یک درویش بی ادعا اما هوشمند هستی.
    خدا پشت و پناهت باد که البته می دانم همین گونه هم هست و خدای همه گیاهان و حیوانات این سرزمین یاور تو بوده و خواهد بود.

  67. جناب درویش سلام بر شما
    لطفا یک ویرایش کوچک بر روی نام دکتر دامپزشک انجام دهید. ایشان دکتر تراکمه است که اشتباهاً تراکنه تایپ شده.
    نکته دوم این که برای اطلاع رسانی درست تر و دقیقتر و همچنین برای این که هموطنان عزیزمان بدانند مناطقی که شما از آنها سخن می گویید کجا هستند لطف کنید و نشانی های روشن تر و دقیق تری بدهید. مثلا عکس شما در ارتفاعات سبزکوه برای من ابهام ایجاد کرد که آیا سبزکوه چهارمحال را نوشته اید یا یک سبزکوه دیگر. به هرحال شهرکرد که آمدید سری بزنید در خدمت شما هستیم.
    با تشکر

  68. سروران گرامی،
    با عرض پوزش میخواستم سه نکته را یادآور شوم.
    اول عکس گونه مورد بحث، که دوستان فرمودند و از آن میگذرم.
    دوم انتروپومورفیسم (Anthropomorphism) یعنی نسبت دادن عواطف و احساسات و ذهنیت انسانی به جانوران.
    سوم پوپولیسم (Populism) یعنی درست پنداشتن مطلبی، به صرف اینکه همه میگویند درست است.

  69. درود بر آقای درویش. درباره داستان روباه شیدا که در بالا آورده شده چقدر می شود به درستی مطلب استناد کرد؟ منظورم اصل وقوع ماجراست. خودتان بهتر میدانید که در فضای مجازی انواع و اقسام داستانها گفته میشود در حالی که بیشتر آنها نادرست و تنها حاصل تخیل نویسنده است تا مثلا یک موضوع اخلاقی و یا اجتماعی را که به نظرش مثبت است انتشار و ترویج دهد.
    به این دلیل این پرسش را مطرح کردم که دقیقا همین ماجرا را در سایتهایی دیگر خواندم با این تفاوت که کسی که ماجرا را شاهد بوده نه آقای اصغر درخشان بلکه یک گروه فیلم بردار حیات وحش خارجی بوده که مکان فیلم برداری هم نامعلوم (و احتمالا خارج از ایران) بوده است. لازم به ذکر است که هر چه در اینترنت جستجو کردم (به پارسی و انگلیسی) هیچ اثری از فیلم مذکور پیدا نکردم.
    پرسش: شما چقدر نسبت به آقای درخشان شناخت دارید و آیا گفته های ایشان را تایید می کنید؟ یا صرفاً مطلبی جالب و آموزنده و اخلاقی را بدون تحقیق در سایت خود منتشر کرده اید؟ و آیا در حقیقت چنین ماجرایی رخ داده است؟
    ممنون شما می شوم اگر در این زمینه اطلاع رسانی و شفاف سازی فرمایید.
    با سپاس فراوان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا