مهار بیابان‌زایی

معرفی راهی که انتهایش به آشتی دوباره آب با ارومیه ختم می‌شود!

درمان قطعی بحران در دریاچه ارومیه (روی تصویر کلیک کنید)
درمان قطعی بحران در دریاچه ارومیه (روی تصویر کلیک کنید)

    همان طور که خوانندگان عزیز این سطور آگاهند، از ساعت 16:30 امروز، شبکه‌ی یک سیما در اقدامی بی‌سابقه تصمیم گرفته تا پربیننده‌ترین ساعت پخش و جذاب‌ترین برنامه سیاسی/اقتصادی و چالشی خود را با عنوان: «مناظره» در اختیار طرح، نقد و بررسی موضوعی قرار دهد که ظاهراً نه سیاسی و نه اقتصادی، بلکه محیط زیستی است! هرچند که البته باید بپذیریم نه‌تنها این موضوع، حوزه‌های سیاسی/اقتصادی را متأثر می‌کند، بلکه آثارش بر روی تمامی‌ جلوه‌های مدرن و سنتی جامعه‌ی امروز انکار ناپذیر است؛ دریافتی که سالهاست فعالان و تصمیم‌سازان حوزه محیط زیست کوشیده‌اند تا به باور سیاستمدران و کلان‌نگران کشور برسانند و اینک به نظر می‌رسد نخستین نشانه‌های این باورمندی در حال ظهور و آشکارسازی است. شما می‌توانید از طریق پیامک 300001، دیدگاه‌ها و نظرات‌تان را با این برنامه از ساعت 16:30 الی 19 امروز – 29 شهریور 1392 – در میان نهید.

    چنین است که نگارنده – به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان در این مناظره – کوشیده ‌است تا در این مجال، نتایج آخرین مطالعات و بررسی‌هایش را که ادعا می‌کند: نقشه‌ی راهی است امن و مطمئن که سرانجام دریاچه ارومیه را مجدداً هم‌آغوش آبی دوست‌داشتنی و فیروزه‌ای‌اش خواهد کرد، ارایه دهد؛ تلاشی که به بهانه‌ی پاسخ به تازه‌ترین ادعاهای دکتر پرویز کردوانی و با مدد گرفتن از نظرات گروهی از نخبه‌ترین کارشناسان این حوزه عینیت یافته است و از همین رو، می‌طلبد که از استاد کردوانی قدردانی کنم. چرا که شاید اگر ایشان نظریه‌ی شگفت‌انگیز اوتانازی دریاچه ارومیه را مطرح نمی‌کردند، چنین پاسخ و راهکاری هم به رشته تحریر درنمی‌آمد!

 یک مناظره در باره دریاچه ارومیه

راهکاری قطعی برای نجات دریاچه ارومیه

پاسخی به ادعای عجیب دکتر پرویز کردوانی!

    اهمیت موضوع:

    دریاچه ارومیه به عنوان پهن‌پیکرترین پهنه‌ی آبی کشور با بیش از 550 هزار هکتار وسعت، تا سال 1375 خورشیدی، بیستمین دریاچه بزرگ شور جهان محسوب می‌شد . امّا از آن زمان به تدریج روند کم‌آب شدن و خشکی دریاچه آغاز شد و متناسب با کاهش سطح دریاچه، بر میزان نگرانی کارشناسان، فعالان محیط زیست و مردم افزوده شد. به نحوی که امروز مسأله‌ی بودن یا کابوس نبودن دریاچه به یک دغدغه‌ی ملّی تبدیل شده و حتی حساسیت‌هایی فرامرزی هم یافته است. آن گونه که حسن روحانی در نخستین جلسه هیأت دولت یازدهم، تصمیم گرفت در شرایطی که هنوز رییسی برای سازمان حفاظت محیط زیست تعیین نکرده بود، خبر از تشکیل کارگروه نجات دریاچه ارومیه بدهد؛ کارگروهی که یکی از اصلی‌ترین اعضایش، رییس سازمان حفاظت محیط زیست است! با این وجود و به رغم خواست عمومی و اتفاق نظر اغلب کارشناسان و نخبگان این حوزه، یک صدای مخالف هر روز پرطنین‌تر از روز قبل شنیده می‌شود که هشدار می‌دهد : «اگر آب به دریاچه ارومیه هدایت شود، نه تنها خدمت به منطقه و کشور نیست، بلکه خیانت است!» صاحب آن صدا کسی نیست جز دکتر پرویز کردوانی، چهره ماندگار علمی کشور و استاد گروه جغرافیا دانشگاه تهران.

    چنین است که نوشتار پیش رو به انگیزه‌ی ارایه‌ی پاسخی درخور به دکتر کردوانی و هم‌فکران احتمالی ‌ایشان شکل گرفته است.

     کردوانی چه می‌گوید؟

    دکتر پرویز کردوانی، اخیراً و بار دیگر نسبت به هرگونه تلاش برای نجات دریاچه ارومیه هشدار داده و مدیران وزارت نیرو را از هدایت آب شیرین به سمت بستر دریاچه برحذر داشته است. ایشان، در طول دو سال گذشته تاکنون چند بار نظرات خود را در باره دریاچه ارومیه بیان داشته که البته آن نظریه‌ها و پیشنهادها همواره در حال تغییر هم هستند؛ به نحوی که نسبت به دفعه‌ی قبل از آن، یا نکته‌ای جدید بر نظریه‌های پیشین خود افزوده و یا بخشی از آن را به کل دچار 180 درجه تغییر کرده‌اند. تأمل‌برانگیزتر آنکه هربار هم با شدت و قاطعیتی مطلق‌نگرانه، اعلام داشته‌اند که نظرشان صددرصد درست است و هرکس به جز این رفتار کند، خائن به آب و خاک تلقی می‌شود!

    ایشان نخست در 15 شهریور 1390 در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان، تنها راه نجات دریاچه ارومیه را انتقال آب از رودخانه زاب کوچک معرفی می‌کنند . ادعایی که همان زمان توسط نگارنده در یک مناظره زنده رادیویی با ایشان و در حضور دکتر اسماعیل کهرم و سرکار خانم مهندس فاطمه ظفرنژاد در مورخ 17 شهریور 1390 پاسخ داده شد و البته نامبرده آن مناظره را نیمه کاره و با عصبانیت رها کرده و استودیو را ترک کردند ! افزون برآن، شادروان کامبیز بهرام سلطانی نیز طی یک یادداشت مفصل در 10 مهر 1390، تلاش کردند تا لغزش‌های علمی نظریه و پیشنهادهای دکتر کردوانی را گوشزد کنند و همچنین پاسخ‌هایی دیگر به نظرات ایشان در گفتگو با روزنامه شرق در 11 مهر 1390 دادم .

    چکیده‌ی ایرادی که به طرح انتقال آب از رودخانه زاب کوچک وارد می‌شود و توسط نگارنده و برخی دیگر از کارشناسان این حوزه مطرح شده، تأکید بر این واقعیت است که رودخانه زاب که از کوه‌های زاگرس سرچشمه می‌گیرد، مورد استفاده مردم کردستان ایران قرار می‌گیرد و در نهایت به رودخانه دجله رسیده و وارد تالاب بین‌المللی هورالعظیم در جنوب عراق می‌شود؛ پهنه‌ای که هم‌اکنون هم به دلیل عدم رعایت حقابه از سوی کشورهای همسایه، به ویژه ترکیه به شدت با مشکل روبرو شده و در حقیقت، بدل به یک چشمه‌ی تولید گرد و خاک جدید گشته و از مهم‌ترین عوامل تشدیدکننده‌ی ریزگردها در ایران به شمار می‌آید. بنابراین، ما نباید برای درمان یک بحران انسان‌ساز، بحرانی بزرگ‌تر در جایی دیگر بیافرینیم.

    از آن زمان، تقریباً یکسال طول کشید تا دکتر کردوانی بپذیرد که انتقال آب از رودخانه زاب برای نجات دریاچه ارومیه یک اشتباه است. منتها ایشان اشتباه خود را با اشتباهی بزرگ‌تر به توان دو رساندند! چرا که در آبان ماه 1391، طی یک سخنرانی در تالار شهید آوینی دانشگاه هنر صراحتاً گفتند: دریاچه ارومیه باید خشک شود و دیگر هیچ راهکاری، حتی انتقال آب از سرشاخه‌های زاب هم جواب نمی‌دهد. سخنانی که سبب شد تا نگارنده به همراه دکتر اسماعیل کهرم و دکتر ناصر کرمی در 20 آبان 1391، طی یادداشت‌هایی جداگانه در روزنامه اعتماد به آنها پاسخ دهند . هر چند که ایشان یکماه بعد، یعنی در 14 آذر 1391، مجدداً با باشگاه خبرنگاران جوان مصاحبه‌ای دیگر کرده و باز بر درستی ادعای خود تأکید کرده و خواهان تغییر در بوم‌سازگان (اکوسیستم) منطقه از تالابی به مرتعی شدند.

    باز از آن هنگام تا هفته‌ی قبل – یعنی در طول 10 ماه گذشته – تقریباً دکتر کردوانی دیگر اظهار نظر جدیدی نکردند تا اینکه دولت حسن روحانی از تشکیل کارگروه نجات دریاچه ارومیه خبر داد و ایشان بار دیگر علاوه بر تکرار ادعاهای قبلی خود، نکته‌ی نسبتاً جدیدی را هم بیان کردند و آن این بود که با ورود آب شیرین به بستر دریاچه، دشت‌های خاوری در استان آذربایجان شرقی با شدت بیشتری شور خواهند شد، چرا که شیب هیدرولوژیکی دشت که زمانی به سمت دریاچه بود، به دلیل بهره‌برداری بی‌رویه و حفر چاه‌های متعدد توسط کشاورزان منطقه، برعکس شده و اینک اگر آب به دریاچه ریخته شود، پس از متأثر شدن از بستر نمکی دریاچه، وارد سفره‌های آب زیرزمینی و چاه‌های کشاورزی در شرق دریاچه شده و آنها را برای همیشه از حیز انتفاع خارج می‌کند. ایشان در گفتگو با مرضیه امیری در پایگاه خبری زیست بوم می‌گویند: «دریاچه ارومیه بسیار مفید بوده ولی از آن غفلت کردند، حواسشان تنها به آب دریاچه بود، غافل از آنکه برای توسعه کشاورزی بیش از 20 هزار حلقه چاه در 6 شهرستان شرق دریاچه ارومیه حفر کردند و باعث شد جهت حرکت‌ آب‌های زیرزمینی که در گذشته به سمت دریاچه بود برعکس شود و آب شور دریاچه به دشت‌ها برود و آب چاه‌ها شور شود.» وی با نقل قول از دو مقام محلی در تأیید سخنانش، می‌افزاید: «حتی آقای محمدیان رئیس سازمان جهاد کشاورزی آذربایجان شرقی طی سخنانی اعلام کرد: هزاران هکتار زمین در این استان به دلیل پس‌روی آب دریاچه ارومیه شور شدند و آقای قاضی پور نماینده مردم ارومیه نیز در 9 ماه قبل گفته 50 روستا به دلیل شور بودن آب دریاچه تخلیه شده است.» ایشان سپس چنین نتیجه می‌گیرند: «هر قدر آب به دریاچه ببندند آب چاه‌ها بیشتر شور می‌شود و باعث آلودگی زیست محیطی و تعطیلی کشاورزی و مهاجرت روستاییان می‌شود و مشکلات بسیاری در بخش اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به وجود می‌آید. – بنابراین – اگر آب به دریاچه ارومیه بسته شود، نه تنها خدمت به منطقه و کشور نیست؛ بلکه خیانت است!»

    ایشان در انتهای این مصاحبه هم پیشنهاد کردند به کشاورزان منطقه تا با استفاده از سیستم آبیاری کم‌مصرف، سطح کشت را گسترش دهند و پسته و زعفران بکارند! همچنین گفتند: بهتر است دیگر معادن نمک کشور تعطیل شده و استخراج نمک از دریاچه ارومیه در اولویت قرار گیرد. تا بتوان با ریختن 95 درصد ماسه و 5 درصد شن به ارتفاع 10 سانتی‌متر، این دریاچه را ظرف 5 سال آینده به یک پارک گیاهی و حیوانی زیبا تبدیل کرد.

    چرا پیشنهاد کردوانی یک خطای علمی و اجرایی است؟

    نگارنده برای ارایه‌ی پاسخی جامع و علمی به اظهارات دکتر کردوانی و به ویژه پیشنهاد خطرناک ایشان، مبنی بر قطع امید از احیای دریاچه، به رایزنی و مشورت گسترده‌ای با چند تن از صاحبنظران این حوزه از جمله دکتر آهنگ کوثر، استاد پژوهش و بنیانگذار دانش آبخوانداری در ایران؛ دکتر محمد خسروشاهی، هیدرولوژیست و رییس بخش تحقیقات بیابان، مهندس اسماعیل رهبر، پژوهش‌گر برجسته و بازنشسته حوزه تحقیقات بیابان و دکتر مهدی میرزایی، استاد دانشگاه و فوق تخصص منابع آب اقدام کردم که حاصل این رایزنی‌ها در پاسخ ارایه شده مستتر است.

    نخست آن که مشکل شور شدن آب چاه‌های اطراف دریاچه ارومیه و به خصوص شرق آن، سال‌هاست که موضوع بحث است. حتی پیش از وضعیت حاد آن چندین و چند همایش علمی در دانشگاه تبریز برای ریشه‌یابی و درمان آن برگزار شده بود. به گفته‌ی دکتر مهدی میرزایی، قطعا دریاچه و تمام دشت‌های اطراف آن به لحاظ هیدرولیکی با یکدیگر در ارتباط هستند، اما متاسفانه این ارتباط نه خطی است و نه از پیش تعریف شده. بنابراین، هرچند می‌توان پذیرفت که میزان برداشت‌های آب زیرزمینی آنقدر زیاد شده که ارتفاع سطح آب در چاه‌ها در دشت‌های شرقی (مناطقی چون عجب شیر، بناب، مراغه، آذرشهر و …) از سطح آب دریاچه پایین‌تر افتاده و در نتیجه احتمال ورود آب دریاچه به این آبخوان‌ها زیاد است، اما نکته‌ی مهم آن است که در چه فاصله‌ایی از دریاچه؟ مثلا تا ۵ کیلومتری از ساحل دریاچه؟ ۵۰ کیلومتری و یا ۱۰۰ کیلومتری؟ حتی پندارینه‌های مربوطه نیز دقت چندانی ندارند و می‌شود گفت که هیچ راه حلی جز پایش و اندازه‌گیری دقیق نمی‌تواند این نظر را رد یا قبول کند.

    دوم آن که هم دکتر کوثر، هم دکتر خسروشاهی و هم مهندس رهبر با نگارنده هم نظر هستند که حتی اگر شیب هیدرولوژیکی از دریاچه به سمت دشت تغییر کرده باشد، می‌توان شرایط را دوباره به حالت اول بازگرداند، به شرط آن که تراز منفی دشت اصلاح شده و میزان برداشت کمتر از میزان تغذیه شود. یعنی باید، چاه‌های غیر مجاز بسته شوند و اجازه برداشت غیر مجاز از چاه‌های مجاز داده نشود و به مدت دست کم 5 سال، با کاهش بارگذاری در بخش کشاورزی و پرداخت مستقیم خسارت به کشاورزان آسیب‌دیده، زمینه برای افزایش سطح آب زیرزمینی و تغییر شیب به سمت دریاچه فراهم ‌گردد. همچنین، دکتر کوثر معتقد هستند که چون حوضه دارای منابع آب شیرین است، می‌توانند برای تسریع در تغذیه آبخوان‌های منطقه، آب شیرین را به صورت لوله و مستقیم در دهانه‌ی چاه‌ها هدایت کنند.

    سوم این که مطابق محاسبه دکتر میرزایی، برای مخلوط شن و ماسه مورد نظر به ارتفاع ۱۰ سانتی‌متر، باید قرضه‌ایی (یا معدنی)‌ یافت شود به حجم ۵۵۰ میلیون مترمکعب. به عبارت دیگر، چیزی حدود ۱۸ سد گتوند (و یا کرخه) باید روی زمین اجرا شود! البته توجه داشته باشیم که اجرای سد از اجرای خاکریزی در مساحت بالا بسیار ساده‌تر است، چراکه ماشین‌آلات ساختمانی فقط در یک محدوده‌ی کوچک جابجا می‌شوند و کار می‌کنند و در نتیجه می‌توان یک سد را سریع‌تر اجرا کرد. اما فرض کنیم که حتی رکوردهای خاکریزی سد گتوند نیز در پهنه‌ی دریاچه ارومیه قابل اجرا باشد، یعنی خاکریزی ماهانه معادل حدوداً یک و نیم میلیون مترمکعب. در این صورت اجرای عملیات خاکریزی دریاچه ارومیه حدود ۳۷۰ ماه و یا ۳۱ سال به طول خواهد انجامید!! از آن شگفت‌آورتر بودجه تقریبی این طرح خواهد بود. با فرض اینکه در بهترین شرایط قیمت خاکریزی با مشخصاتی که گفته شده است حدود ۱۰ هزار تومان برای هر متر مکعب شود، برای اجرای این طرح باید ۵۵۰۰ میلیارد تومان (یعنی ۳۰درصد بیشتر از بودجه بخش آب در سال ۹۲) به قیمت امروز پول وجود داشته باشد و قطعا بعد از گذشت ۳۱ سال، این مبلغ به طرز فاجعه‌باری اضافه خواهد شد. ماجرای استحصال و برداشت نمک که برخی از برآوردها میزان آن را تا 10 میلیارد تن تخمین زده‌اند نیز خود قصه‌ای مشابه دارد که با توان لجستیکی کنونی کشور و حتی منطقه! قابل اجرا نیست.

    چهارم آنکه دکتر کردوانی گزینه انتقال آب از دریای مازندران به سمت دریاچه ارومیه را به این دلیل رد می‌کنند که هزینه انرژی انجام آن بالاست. یعنی اگر هزینه تمام شده طرح کاهش می‌یافت، ایشان از نظر علمی با اجرای چنین طرحی ظاهراً مشکلی نداشتند. در صورتی که اگر فرض دکتر کردوانی را بپذیریم که شیب هیدرولوژیکی تغییر کرده و جهت آن از دریاچه به سمت دشت شده است، آیا با ورود آب شور دریای مازندران، عملاً شتاب نابودی دشت‌های شرقی ارومیه را افزایش نمی‌دهیم؟

    پنجم آنکه نابودی کامل دریاچه ارومیه سبب کاهش محسوس ظرفیت گرمایی ویژه در منطقه شده که به شدت کیفیت حیات زیستمندان گیاهی و جانوری و از جمله اقلام زراعی را متأثر کرده و نیاز آبی آشکارا تغییر خواهد کرد؛ رخدادی که روند اقتصادی بودن ادامه کشاورزی در آبخیز 5.2 میلیون هکتاری ارومیه با تردیدهایی جدی روبرو ساخته و موج‌های جدیدی از مهاجرت پدید خواهد آورد.

    واپسین نکته هم اشاره به وجود گنبدهای نمکی در حوضه آبخیز آجی چای و متأثرشدن رودخانه‌هایی است که از سمت شرق به دریاچه می‌ریزند به عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل افزایش شوری آب دریاچه ارومیه. بنابراین، حتی اگر به فرض بتوان نمک را از کف بستر دریاچه جمع‌آوری و منتقل کرد (به کجا؟!) باز هم به سرعت، آن نمک‌ها توسط تلخه رود و دیگر آبراهه‌های عمدتاً شرقی، جایگزین خواهند شد.

    بنابراین، به نظر می‌رسد باید اهتمام مدیران حوضه آبخیز دریاچه ارومیه بازگرداندن تراز یا بیلان سفره‌های آب زیرزمینی به شرایط طبیعی آن باشد؛ اقدامی که با ارتقای نرم‌افزاری بخش کشاورزی، کاهش وابستگی معیشتی به سرزمین، تغذیه مصنوعی و تخصیص آب پشت سدها به این منظور و به ویژه جلب مشارکت مردمی، کاملاً امکان‌پذیر است.

 

 

 

 

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

29 دیدگاه

  1. سلام…. چیزی که بنده رو خیلی ناراحت کرد… فرافکنی کلی گویی افرادی بود که بار علمی و عملی نداشت… ولی همانگونه که اشاره فرمودید برای اولین بار پرداختم به موضوع محیطی زیستی بزرگترین فاجعه است… در جمع دوستان می گفتم اگر بنده جای مهندس درویش بودم در حد هنگ و به قیمت ری استارت پیش می رفتم… ولی خیلی صبوری کردید… واقعا زحمت جمع آوری مطالب یه طرف مستند حرف زدن یه طرف… اطلاع رسانی یه طرف… مناظره با افرادی که که هم قدتان نباشد به والله نو بر است…

  2. درویش دوست داریم…
    توی مناظره گل کاشتید استاد.
    به خوبی میشدتفاوت بینش شما رو بادانش ظاهری دیگردوستان حس کردونگاه عمیق وتیز بینانه یک کنشگر محیط زیست را بانگاه کوتاه مدت،سطحی،تنگ نظرانه وصرفااقتصادی دیگرکارشناسان دریافت .
    بهتون افتخار میکنیم ودعا برای شادی وسلامتتان

  3. سلام استاد/ از مناظره دیروز و ازسخنان عالمانه شما واقعا لذت بردم بنده اهل اورمیه هستم و امیدوارم تلاش شما محیط زیستی ها در حیات بخشی مجدد به دریاچه اورمیه نتیجه بخش باشد.

  4. درویش گرامی
    به یقین این سرزمین به داشتن فرزندی چون شما به خود می بالد

    دریاچه اورمیه باید باشد و دلیل بودنش:
    افکار دریایی دریا دلان این سرزمین
    سبز اندیشی فرزندان این مرز و بوم
    و نسلی است که چشمشان را بجای دستان ما به افکار ما دوخته اند

    بیائید برای حیات دوباره دریاچه اورمیه به رسم جوانمردی و بزرگ منشی قدمی ماندگار برداریم و در ساحل نیلگونش طرحی نو از توانستن بیاندازیم

  5. درود دوست گرامی با سپاس بخاطر این مقاله در رد نظرات دکتر کردوانی. ایا در گروه کار دولت از میان متخصصین علمی و مستقل هم وجود دارند یا فقط افراد دولتی هستند. ترکیب این گروه چیست و چگونه میتوان با افراد افراد ان تماس داشت و ایا شما میتوانید در آن باشید. کار دولت نمیدانم چقدر جدی خواهد بود. ولی در رسانه ها باید کار نوشتاری و رسانه ای بطور وسیع صورت گیرد و مسئولان سیاسی را بدان توجه داد. آیا گزارش مرتب از کار میدهند؟ آیا از متخصصان خارجی هم استفاده میکنند؟ دریاچه ارومیه را میشود نجات داد و شرط آن وجوداراده سیاسی، بودجه جدی، حضور طرفداران محیط زیست، شفافیت در کار وبرنامه، استفاده از تجربه های دیگران، کارشناسی جدی، دفع فشار لابی های اداری و تکنوکراتیک که منافع خاص دارند، وآغاز اقدامهای فوری سنجیده و متکی بر برنامه وغیره میباشد. جلال ایجادی استاد دانشگاه در فرانسه

  6. سلام
    آقای درویش عزیز خسته نباشید. از موقعیت سنجی و استفاده مناسب از فرصتهایتان و صبوریتان در مناظره با برخی عزیزان که انصافا به نظرم در وادی دیگری سیر می کنند و اصولا دنیاهای متفاوتی داشتند بسیار لذت بردیم. خسته نباشید آرزوی موفقیت برایتان دارم.

  7. آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم!
    با سلام خدمت استاد گرامی
    من خودم اهل ارومیه هستم و از دوران نوجوانی کتابها و مقاله های زیادی در مورد دریاچه ارومیه و حوزه آبریز آن مطالعه کرده ام ،مشکل در یاچه با انتقال حوزه ای و بارور کردن ابر ها حل نمیشه به نظر من کار را مشکل کردن است البته من آن را تکذیب و یا منکر آن نیستم اما وقتی خود دریاچه این همه رود پر آب مثل زرینه رود ،نازلو،باراندوز،سیمینه رود،شهر چای و… دارد ما به سراغ گزینه های فرعی می رویم،کافیست به بالا دست رودخانه ها بروید و ببینید که در خود فصل تابستان چه آب فراوانی به سمت دریاچه روانه می شود اما به علت آب بندها و سدهای کوچک و بزرگی که سر راه این رودخانه ها جهت مصرف کشاورزی و… احداث شده قطره ای آب به سمت دریاچه نمی رود. تنها در اوایل فصل بهار اندکی آب به دریاچه سرازیر می شود که آن هم در گرمای فصل تابستان و بیشتر از ورودی آب به دریاچه با سرعت باور نکردنی(روزانه یک سانتیمتر)تبخیر می شود. بارور کردن ابرها هم بی فایده است چون وقتی که ابر است از زمانهای قدیم تا به امروز به طور طبیعی در فصل پاییز و بهار در منطقه بارندگی شکل می گرفت مگر اینکه بخواهند این کارشناسان و مسوولین یک کار غیر ممکن انجام بدهند و در فصل غیر بارندگی مثل تابستان ابر درست کنند و بفرستند بالای دریاچه…؟ به نظر من تعیین حق آبه دریاچه از رودخانه های اقماری دریاچه ارومیه در تمامی فصول و انتقال آن از طریق کانال به دریاچه با در نظر گرفتن آب برای زمینهای کشاورزی هم دریاچه را سیراب می کند و هم زمینهای کشاورزی بی آب نمی مونه. البته باید آبیاری سنتی و چاههای غیر مجاز هم مدیریت بشه تا این کار واقعا عملیاتی بشود.جناب آقای درویش اینجانب علاقه فراوانی به طبیعت ایران خصوصا دریاچه ارومیه دارم و حاضر هستم با جنابعالی که متخصص در این حوزه هستید همکاری کنم چون نظرات و مقالات شما را در سایتها مطالعه کرده ام و با شما اتفاق نظر دارم متاسفانه بعضی از متخصصین ایرانی و صاحب چهره نظراتی خطرناک ارائه داده اند که این ناشی از عدم شناخت آنها از موقعیت منطقه است
    آقای درویش می توانم به صراحت بگویم سال 95 سال پایان عمر این دریاچه است البته اگر فکر و اقدام عاجلی از سوی دولت نشود و دیگر فرصتی برای مطالعه و تحقیق نیست یک دهه است که وقت را تلف کرده اند به بهانه مطالعه و بودجه کافی ،واقعا اوضاع دریاچه وخیم است.
    با تشکر

  8. تماشاگران مناظره توانستند دریابند که تفاوت کنشگران سیاسی که هم و غمی جز وجهه سیاسی خود ندارند با یک متخصص دلسوز در چیست.
    به راستی این مناظره و حضور تاثیرگذار محمد درویش نقطه عطفی در حرکت رو به جلو کاروان محیط زیست ایران خواهد بود و نقش این فرهیخته‌ی دلسوز وطن را در دل دوستداران ایران ماندگار خواهد کرد.

    درود و هزارن درود…

  9. در پاسخ به دکتر کردوانی این نکته نیز قابل ذکر است که فشار هیدرولیکی ناشی از گنبد آب شور زیر دریاچه که بر سفره آب شیرین اطراف آن وارد می‌شود به اندازه‌ای زیاد هست که با آبدار شدن مجدد سطح آن تنها مقدار ناچیزی بر این فشار افزوده می‌شود. با اینکه هیدرولیک تعادل دو سفره از پیچیدگی زیادی برخوردار است اما برای ساده کردن موضوع اگر عمق آب شور دریاچه را در 0.5 متری و عمق آب شیرین مناطق اطراف را 100 متر در نظر بگیریم (فرضهایی نه دقیق اما نزدیک به واقعیت) با یک محاسبه ساده می توان نشان داد با ورود آب شیرین به دریاچه روند تاثیر سوء سفره شور بر سفره شیرین تغییر محسوسی نخواهد کرد. با ورود آب شیرین، بااین فرض رویایی که سطح دریاچه با متوسط ارتفاع 0.5 متر آب پوشیده شود 99.5 متر اختلاف قبلی به 100.5 متر اختلاف تبدیل می شود که معادل کمتر از 1 درصد تغییر است. از سوی مقابل اما با ورود آب شیرین به دریاچه، غلظت نمک سفره‌ی شور کمتر و از اثر نامطلوب آن نیز کاسته خواهد شد.
    به یقین کاهش برداشت آب کشاورزی و تغییر روند افت آبهای شیرین نیز باید در دستور کار باشد تا تعادل طبیعی به این دو سفره باز گردد اما تا آن زمان آبدار شدن دریاچه هیچ فاجعه‌ای به بار نخواهد آورد که هیچ بلکه بنا بیان محمد درویش، با تلطیف محیط و کاهش توان تبخیر، نیاز آبی گیاهان طبیعی و کشت شده را نیز به شدت خواهد کاست. آنچه با کمال تاسف همواره از نگاه طبیعت ستیزان در هر جا، از جمله ارومیه، به عمد پوشیده مانده است.

  10. درود بر شرف و غیرت شما..
    در طول مناظره روز جمعه بارها به ذهنم خطور کرد که،
    اگر در طول تمام این سالهای ارزشمند از دست رفته، افرادی همچون
    محمد درویش
    در اتخاذ تصمیمات کلان زیست محیطی دخیل می بودند، ایا عرصه های طبیعی
    ایران ما امروز اینچنین می بود؟!!
    تا بدین اندازه رنجور و بیمار؟!!
    اری… زخمهای عمیق بر پیکر وطن، امروز، حاصل سالها لمپنیسم حاکم است.
    مناظره جمعه نشان داد ان زمان که خردگرایی و اندیشه، جای خود را به
    کژاندیشی ،کینه توزی و ندانم کاری بدهد، علاوه بر یک ملت، زیستبوم ان ملت هم رو به قهقرا خواهد گذاشت
    درود بر محمد درویش …

    1. ممنون از دوستان عزیز و هموطنان طبیعت دوست مهربانم. درویش را حسابی شرمنده کرده و می کنید. باشد که سزاوار این همه لطف و همراهی باشم و بمانم.
      درود …

  11. حضور شما در مناظره بسیار تاثیر گذار بود خدا شما را برای نجات دریاچه آفریده است متشکریم از نظرات منطقی و علمی شما. حرف شما حرف دل میلیون ها نفر از مردم منطقه است که نگران و ناامید از آینده زندگی خود و طبیعت زیبای آذربایجان هستند

  12. جناب درویش با تشکر از شما ولی باید به این نکته توجه داشت که بازگرداندن تراز یا بیلان سفره‌های آب زیرزمینی به شرایط طبیعی قدم اول می باشد. در کشوری که سیاستهای جمعیتی آن برای دو برابر شدن در طول دو یا سه دهه تنظیم گردیده اند ، منابع محدود آب شیرین هر روز ارزش بیشتری پیدا می کنند. و پس از چند سال از حل شدن مشکل، دوباره کشاورزی گسترش خواهد یافت و همه چیز از یادها رفته و مشکلات به حالت اول برخواهد گشت. بنابراین پس از برگرداندن تراز مثبت به سفره های زیر زمینی باید به فکر تنظیم تراز خود دریاچه توسط آب شور دریای خزر باشیم تا کمترین هزینه آب شیرین را بپردازیم. حتی اگر بتوان در مسیر لوله گذاری از خزر به دریاچه ارومیه از دو لوله رفت و برگشت استفاده کنیم می توانیم غلظت نمک را نیز کنترل کرده و پایین بیاوریم.

  13. جناب درویش! من بهترین دوران عمرم دوران دانشجویی رو در شهر ارومیه گذروندم از سال 79 تا 84 و همیشه با دیدن و تماشای دریاچه ارومیه روحیه میگرفتم و از وقتی که از ارومیه برگشتم بیشتر از همه دلم واسه دریاچه زیبای ارومیه تنگ میشه! وقتی میگن آب دریاچه کم شده و در آستانه نابودیه جگرم آتیش میگیره. من که مدت کمی کنار این دریاچه بودم ببینید مردم اطراف چه انسی با این دریاچه و زیباییهاش دارن. ازتون ممنونم که برای نجات دریاچه تلاش میکنید

  14. به نام خدای ابر و باران
    باران آرام میبارید
    کوچه های خاکی روستای ما پر شد از صدای رفت و آمدهای پر سر و صدا
    صدای پدرم را شنیدم که می گفت:
    کاش باران ببارد آنقدر ببارد تا نگین آبی شود
    از آن روز دلم برای مادرم که برای خانواده همه کار میکرد خیلی سوخت
    سالها از آن روز می گذرد
    باز باران میبارد و چقدر خوب که بسیار ببارد
    شیشه ماشین را پائین کشیدم تا بوی باران و نمش را بر خشکی دریاچه ببینم
    باران شدیدتر شد
    دخترم نگین نگاهی به من انداخت و با لحنی دلسوزانه گفت:
    کاش باران آنقدر ببارد تا نگین آبی شود
    یاد پدر تمام وجودم را فرا گرفت، تمام عمرم…
    دلم برای روح بزرگ پدرم و احساس نامهربانانه خودم خیلی گرفت
    در آن باران و کوچه های پر گل اما؛ پدرم دلش می خواست نگین آذربایجان پر آب شو‌د، آبی شود
    آن روز نگین آذربایجان آبی نشد و آرزوی آبی شدن را زیر تن پوش نمکینش، بسیار می کشد
    یادم می آید وقتی در خانه پدری ظرفی می شکست و یا کسی کاری را به اشتباه انجام می داد، مادر گردن می گرفت تا پدر بر ما سخت نگیرد
    یادم میآید تخته ی سیاه، گچ های رنگارنگ‌و تخته پاک کن نمدی کلاس را
    یادم می آید در کلاس درس، بسیار بودند دوستان همکلاسی که خطاهای یکدگر را به گردن می گرفتند و شهامت بسیار داشتند تا بگویند” من بودم”
    یادم می آید در دوران کودکی هرگز به دنبال مقصر نمی گشتیم
    بزرگ که شدیم، همیشه در جستجوی مقصر بودیم و شهامت را در یکی از پس کوچه های کودکی جا گذاشتیم
    شاید دریاچه با احتضارش بدنبال دوستی ماست؛ “مقصر” حالش را بهتر نمی کند
    اما، چرا حال ما بهتر می شود؟
    دریاچه خشک میشود تا یخ دوستی ما آب شود و دوباره نفس بکشد
    دریاچه خشک می شود تا بیآموزیم در یک سرزمین چند مدیر در کنار هم می توانند همکاری کنند
    تابوت دریاچه روی دستهای دوستانه و قلبهای یخ زده ما به گورستان می رود
    نگین آرام می گرید و بوسه بر نمک های داغ نگین می زند
    آمار می دهیم، راهکار پیشنهاد می کنیم، متهم می نمائیم، محکوم می سازیم، حکم صادر می کنیم
    نشست مشترک، هم اندیشی، همایش، سمینار در سطح ملی و بین المللی، هزینه می دهیم برای آنچه…
    مشکل ما مشکل شیوه ی مدیریت نیست، انگشت اتهام را بسوی یکدیگر نشانه نروید
    مشکل ما ناتوانی در ایجاد هماهنگی و همکاری بین مدیران، بدون توجه به محل استقرار است
    به جهت همه ی این دلایل و برای اثبات خود، دیگران را نفی می کنیم شاید پله ای بالاتر رویم
    آیا یادتان می آید زمانی را برای همکاری هم رده ی خود تلاش کرده باشید تا زمین نخورد؟
    در حوزه کاری خود اقدامی انجام داده باشید تا شاید او در حوزه کاری خویش پیشرفت نماید و به مرتبه ای بالاتر راه یابد؟
    مشکل ما اینست که با میزها بزرگ می شویم
    اتاق مدیریت است که به ما هویت می بخشد، ما ابهت اتاق کارمان نیستیم
    مشکل ما روی کدام صندلی جا گرفتن است
    مشکل ما سطح زیر کشت، نوع کشت و الگوی کشت و شیوه ی آبیاری نیست
    مشکل ما وسعت آب دریاچه و حق آبه ی آن نیست، مشکل آب آوردن از زاب و ارس و خزر نیست
    مشکل ما دستانی است که فشردن دوستانه را از یاد برده اند
    زبان های سرخی است که سر سبز دیگران را بر باد میدهند
    بر تبل دریاچه می کوبیم، زیرا هدفی داریم که از مسیر ارس، زاب، خزر حاصل می شود؛ شاید آبی هم به دریاچه وارد شود، شاید
    دریاچه، هویت سرزمین آذربایجان است، هویت این سرزمین را دریابیم

  15. درود بر شما
    امیدوارم روزی همه دریاچه هاو تالاب های خشک از جمله دریاچه پریشان کازرون هم پرآب گردد.
    با تشکر فراوان از زحمات خالصانه و دلسوزانه شما و تمامی دوستداران محیط زیست
    همواره سالم و شاد باشید.

  16. ایجاد و احداث ” خزر رود ” از آب دریاچه خزر با دبی آب قابل کنترل و برنامه ریزی، برای خنثی سازی”بمب نمک 8 میلیارد تنی ارومیه”.

    تبدیل یک تهدید بزرگ به یک فرصت عظیم برای رشد، شکوفایی، تولید ثروت و بهره برداری هوشمندانه از دریاچه اورمیه

    ابداع روشی جدید برای تهیه آب شیرین فراوان و ارزان در سواحل دریاچه ارومیه از آب خزر رود

    ====

    https://www.urmiana.com/

    =====
    سیمای کلی چرخه هیدرولوژیک پیشنهادی برای

    انتقال امدادی/ استقراضی میان حوزه ای آب از دریای خزر به دریاچه اورمیه

    (متن اولیه مقاله – فروردین 1392)

    =========

    تنها راه حل دریاچه ارومیه طرح ماندگار من در وبلاک من است .
    که انتقال آب از دریای خزر است . بدون تصفیه و بسیار کم هزینه و خیلی سریع و فوری قابل اجرا است . راه های دیگر پر هزینه و خسارت بار است .

    و باید که از دریاچه ارومیه شروع کنند که اولویت و فوریت دارد وهم در کمتر از یکسال اجرایی می شود .
    https://mkhakpour9.persianblog.ir

  17. به عمل کار براید به سخندانی نیست
    جر و بحث کردن و من راست می گم و تو دروغ هیچ چیز رو حل نمی کنه آقای درویش
    آقای کردوانی خیال شما هم راحت بگین یا نگین دریاچه خودش خشک میشه
    چون هیچ کسی تو آذربایجان حاضر نیست آب مصرفی خانه و کشاورزیش رو به دریاچه اختصاص بده
    نهایتش با زور
    که من فکر نمیکنم به صلاح باشه
    اینو تجربم میگه
    در ضمن تو قرن حاضر احتمالا ما برای تامین مصارف آشامیدنی و بهداشتیمون هم در اینده دچار مشکل خواهیم شد چه برسد به اینکه بخواهیم برای نجات دریاچه آب تامین کنیم
    از حقیقت نمی شه فرار کرد چه بد باشه چه تلخ باشه چه هر چیز دیگه دریاچه ارومیه خواهد مرد یعنی برای ما ادما ناچار باید بمیره چون ما اب می خواهیم آببببببببببببببببب

  18. سلام
    خسته نباشید
    موضوع دریاچه ارومیه فقط چن بار در ماه مطرح میشه و دیه هیچ کس نه حرفی میزنه نه کاری میکنه فقط ارومیه ای ها میدونن که چه در پیش دارن الا اینجا وقتی باد میوزه من خودم دارم طعم شوری رو احساس میکنم با کمترین وزشی شوری نمک در اسمان پخش میشه اما کسی نه حرفی میزنه و نه کاری میکنه ینی با این وضع قراره همه ما مهاجرت کنیم؟؟
    از همه بدتر اینه که مسکن مهر در شهر ارومیه درست نزدیک دریاجه هست!!!من خودم به خاطر پروژه دانشجویی چن بار رفتم به این شهرک و هر بار که باد میومد علاوه بر احساس طعم شوری درهوا چشمام میسوخت …
    کسی هست که واقعا به فکر ما باشه بیچاره اونایی که تو این شهرک جدید ساکنن!!!!

  19. در باب نظر آقای محمد:
    جناب آقای محمد من فک نکنم شما اهل ارومیه و اطراف باشین شما که به خاطر آب خودتون حاضر به آواره شدن ما ارومیه ای ها و تبریزی ها و … هستین دیه جای قضاوت نمیذارین اگه خودتون هم اهل اینطرف بودین اینطوری فک میکردن مطمئنا نه…
    شما میفهمین طعم نمک در باد ملایم!!! ینی چی مطمئنا نه…
    خدایا نمیشه به امیدکسی منتظر احیا دریاچه بود خودت کمکمون کن من نمیخوام آواره بشم!!!

  20. خب چهارتا کلام به روش مغالطاتی شیخا واسه عوام نوشتی
    به به و چه چه هم اینجا شنیدی از کاربران ارومیه(!) ای ات
    به پرفسور کردوانی هم هرچی قلمبه خواستی گفتی
    حالا فکر کردی چون شدی مدافع یه زمینی که قبلن دریاچه بودی دیگه حق همه جور اعتراض را داری!؟
    حرف نزن عمو جان
    جنابعالی جرات داری اسناد تخصصی رو همینجا توی سایتت رو کن
    چهار تا کارشناس بنام بین الملیلی رو بیار که حرف جنابعالی رو تایید کنن
    مثل بالا منبری ها مغلطه و عوامفریبی نکن به ظاهر دلسوووووز !
    دلت اون چند ده میلیاردی که قراره حروم نجات این خشکیاچه (نه دریاچه) بشه بسوزه !!!

  21. دمت گرم که کامنت رو فیلتر نکردی عمو
    اما خودت ببین
    4 روز سطح آب دریاچه رفت بالا باز فرتی رو به نزول گذاشت
    با خودت روراست باش این دریاچه دیگه مرده است
    find a new hubby

  22. اونایی که می گن آب شیرین رو نباید به دریاچه ریخت یادشون باشه که این بلا به همین خاطر سرمون اومده، چون اون کسانی که می گتن روی همه رودخونه ها سد بزنیذ ( همین کردوانی 10 سال پیش می گفت) هم این فکرو می کردت که آب شیرین حیفه تو این دریاچه بی مصرف ریخته بشه باید بفروشیمش به کشاورزا و بفرستیم به شهرها و پولشو بگیریم!
    بعد هم احداث پارک گیاهی تو نمک زار، بعد از تخلیه اون همه نمک و پر از شن کردن سطح به اون بزرگی، که تضمینی برای شن زار موندن و دوباره پر از نمک نشدنش هم وجود نداره، اون هم بدون آب!!! (معلوم نیست آب پارک از کجا باید تامین بشه!) راحت تر و کم هزینه تره یا برگشتن به حالت قبلی و طبیعی اون هم صرفا با تغییر الگوی مصرف آب و تعطیل کردن چاه های “غیر مجاز”؟ حالا بحث دریای خزر به کنار…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا