مهار بیابانزایی
وقتی که در سکوت ما، زیباترین درختان وطن ذغال میشوند!


محمّد طیبی عزیز، بار دیگر مهار بیابانزایی را مخاطب قرار داده و در ادامهی گزارش پیشینش – که بازخورد نسبتاً شایستهای هم داشت – تصاویری تأثربرانگیز از روند مرگ تدریجی یکی از زیباترین جنگلهای استان فارس به نام «مُلِهگاله» را در اثر تبدیل غیرقانونی درختان به ذغال برایم ارسال کرده است.

جنگل زیبایی که علاوه بر بلوط (Quercus brantii) ، گونههای ارزشمند دیگری چون افرا، ارژن، بنه و تنگرس هم در آن وجود دارد.

پرسش اصلی این است که چه عواملی سبب شده تا مردم محلی خود کمر به قتل و سوزاندن درختان بربندند؟ و آیا استفاده از قوهی قهریه و گارد جنگل میتواند به تنهایی تضمینکنندهی بقای رویشگاه جنگلی مله گاله باشد؟






یکی دو هفته پیش یک نفر داشت برام از “آی دی یا”ی جدید کاریش می گفت…
یه حرفایی می زد در مورد اینکه ذغال لیمو خوب دود نمی کنه و ذغال درخت بادوم بهتره و …
راستش زیاد متوجه نشدم ولی مخلص کلامش این بود که طرحی داره بر این مبنا که باغ های روستاهای اطراف تفرش و … را بخره و نمی دونم چقدر هم سرمایه گزاری کنه و نمی دونم چه اره مخصوصی بخره و بعد همه درختای بادومی که محصول شان چندان ارزش نداره را قطع کنه و ذغال بادوم را به جای ذغال لیمو بده تو بازار که البته خیلی بهتر دود می کنه و مرغوب تر و….
بعد هم نمی دونم با زمین ها چه کنه و چه نکنه و …
می گفت مغز اقتصادیش خیلی خوب کار می کنه و تا ته و توی یه کاری را در نیاره شروع نمی کنه و چهار پنج ساله درباره این بیزنس تحقیق کرده و دود چراغ خورده و…
خلاصه یه چیزایی هم می گفت در مورد اینکه خیلی بد که قلیون دیگه تو فرحزاد نمی دن و… که البته خدا را شکر مثل اینکه مشکل حل شد…
مهار بیابان زایی هم آقا برای خودش داستانیه و گهگاهی آدم با یه موجوداتی روبرو می شه که به هر چی اشرف مخلوقات شک می کنه…
موفق باشید و خسته نباشید
سلام جناب درویش…لطفا سری به من بزنید
وبلاگت جالبه
مطالبتون رو بیشتر کنید.
ما هم مثه شما از دوستان محیط زیست هستیم !
بیاییم کره ی زمین را بهتر از اینی که هست به نسل های آتی هدیه بدهیم.
به ما هم سر بزنید ، ضرر نمی کنید !
سلام
برادر عزیز
جناب آقای محمد طیبی خرمی
همانگونه که می دانیم زندگی ده نشینی از ده هزار سال قبل در خاورمیانه منجمله ایران آغاز گردیده است وسپس زندگی شهری متعاقبا در حدود شش هزار سال پیش شکل گرفته است بنابراین در طول شش هزار گذشته سه نوع زندگی در ایران زمین وجود داشته است وهنوز هم وجود دارد اما در طول این مدت روستائیان اکثریت جمعیت این سرزمین راحائز بوده ونه تنها بیشترین جمعیت ایران را تشکیل داه اند بلکه تولید مواد غذائی به ویژه فراورده های کشاورزی را نیز در دست داشته اند وروی هم رفته روستائیان نقش مهمی در سیر تکامل فرهنگ داشته اند اما با این حال در طول تاریخ از مظلومترین اقشار بوده وزندگی روستائیان در چند صد سال گذشته به خصوص نیم قرن اخیر به این طرف همواره دستخوش تغییرات و تحولات بی سابقه ای گردیده است به گونه ای که بسیاری از جنبه های زندگی آنها تغییر یافته است وروستای مله گاله نیز یکی از اینکونه روستاها است که در سالهای گذشته دستخوش تغییرات وتحولات بسیاری بوده است وبه واقع مرز دو دستگیها در منطقه کوهمره سرخی محسوب می شده وهمواره در بین کشمکش قدرتهای محلی مورد ظلم وستم فراوان قرار گرفته است وگذشته از این سختیها ومرارتها که همواره در لابلای خاطرات بزرگان این روستا کنجانده شده که بیان آن برای خود آنها درد آور بوده وموجب ناراحتی نسل گذشته وحال به دنبال دارد واکنون پس از گذشت سالها مقاومت مردم این روستا در برلبر مشکلات وسختیها آیا سزاوار است که آنها را از سرزمین آبا واجدادی خود دور کرده وبه بهانه حفاظت از محیط زیست هیچ گونه توجهی به خواسته های آنها نشود ؟آیا مردم این روستا جزء اشرف مخلوقات نیستند ؟آیا مردمی که سالها به باغداری وزراعت مشغول بوده می توانند در یک قطعه زمین چهارصد پنجا متری به زندگی خود ادامه دهند؟واین در حالی است که هزینه ساخت خانه های جدید در محل حسین آباد دارنجان را می بایست از فروش دامهای خود تامین کنند آیا وقت آن نیست که مسئولین مربوطه توجه بیشتری به مشکلات این روستا داشته وزمینهای جهت باغداری وزراعت در اختیار مردم این روستا قرار دهند وزمینه بازگشت دیگر اهلی این روستا در حدود سیصد خانوار که در گذشته وبه خاطر سختیهای فراوان به اطراف شهر شیراز مهاجرت نموده را فراهم کنند ؟وقابل ذکر است هنوز حدود پنجاه خانوار در روستای قدیمی مله گاله (شمس آباد وسهل آباد) بدون هیچ گونه امکاناتی مشغول به زندگی بوده وتنها روستای است که در کشور اینگونه است.