مهار بیابان‌زایی

ماجرای گلستان، سرمقاله ی امروز پول!

    این که چرا استاندار گلستان – جواد قناعت – و معاونینش در ماجرای 29 بهمن 1388، حاضر نشدند تا با نمایندگان تشکل‏های مردم‏نهاد به مذاکره بنشینند و سخن ایشان را گوش دهند؛ یکبار دیگر این پرسش جدی را در محافل محیط زیستی کشور به چالش می‏کشاند که چرا آنچه که طرفداران و متخصصان محیط زیست را نگران می‏کند؛ سبب نگرانی دولتمردان را بوجود نمی‏آورد که هیچ؛ برعکس این خود فعالین محیط زیستی هستند که مواجهه‏ی با آنها به یک نگرانی جدی دولتیان بدل می‏شود!؟
    سرمقاله‏ی امروز روزنامه‏ی پول، در صفحه‏ی نخست خویش صفحه 9) همین موضوع را به چالش کشیده است و نگارنده کوشیده تا در حد بضاعت خود، پاسخی برایش بیابد.

    پی نوشت:
    از معاون وزیر کشور، یاد گرفته‏ام تا در هر رخداد تلخی، شناسه‏هایی مثبت را بجویم و به آنها بیاویزم! ماجرای گلستان و استقبال سرد مسئولین محلی از آنهایی که عشق به مواهب طبیعی وطن برایشان در اولویت ارزش‏های زندگی‏شان قرار دارد؛ آنقدر برای مدیریت یک روزنامه‏ی سراسری کشور مهم بود که حاضر شدند، سرمقاله‏ی خود را به آن اختصاص دهند؛ آیا همین یک نکته نمی‏تواند برای ما دلگرم‏کننده باشد؟
    سپاس از همه‏ی آنهایی که هنوز محیط زیست برایشان یک مقوله‏ی جدی است.

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

14 دیدگاه

  1. جناب درویش با سلام
    جناب درویش قدیم ها چون دنیا کوچک بود (مخصوصا” دنیای مجازی وجود نداشت )وقتی کسی به دیگر خوبی می کرد ایشان انتظار داشت یک روزی طرف مقابل جواب خوبش را جبران کند.
    ولی امروزه به علت وسعت دنیا دیگر این قاعده جواب نمی دهد بلکه این ضرب المثل که می گویند تو خوبی کن در دجله انداز که ایزد در بیابات دهد نان جواب گو می باشد( مثلا” جناب عبادی هر روز زحمت می کشد و از آن طرف دنیا مطالب جدید تهیه می کند و خواندگان شما با خوانده آن لذت می بردند آیا شما ممی توانی خوب او را جبران کنی )
    پس اگر انتظار داشته باشیم که حتما” استاندار گلستان ما را تحویل بگیرد چون ما به استان گلستان رفتیم شایداشتباه باشد اگر به خاطر داشته باشی در ماشین یکی از پیام های دل نوشته هایت را خواندی که شخص از کلمه لنگر ؛ قطار اینها صحبت کرده بود که جنابعالی گفتید همین یک پیام مرا بس است که یک نفر در ذهنش مرا یاری می کند
    امیدوارم در هفته منابع طبیعی شاهد مقاله و پیام های عالی از دوستداران منابع طبیعی باعث دلگرمی شما و دیگر عزیزان دوستدار محیط زیست باشیم

    1. اتفاقن من انتظار نداشتم! و اگر یادت باشد در اتوبوس هم به دوستان تذکر می دادم که منتظر استاندار و فرش قرمز نباشید. در این یادداشت هم دلیل همین رخداد را شرح داده ام حسین جان!
      این که چرا باید فعلن بی خیال استاندارها باشیم؟!

  2. درود بر مدیریت روزنامه پول که هنوز هم محیط زیست را ارجحیتی سزاوارانه می بخشد.
    و ای کاش توجه بیشتری هم به توزیع شهرستانی اش می کرد تا جمع بیشتری از خواندن مطالب روز نامه اش لذت می بردند …

  3. بله متاسفانه معلوم نیست تا کی “پول” را خواهیم داشت…
    ‌شبانه روزنامه نگاران را آزاد کردند و به صبح نرسیده روزنامه هایشان را بستند!

  4. درود بر سبزترین درویش وبلاگستان.
    خدا قوت به دستان مهربون و اندیشه سبز استاد عزیزمجناب درویش. استاد جان من کی باشم دیدگاه بنویسم. فعلا فقط می خونم و فکر می کنم!
    استفاده می کنم از بیانات شما.
    برقرار و پایدار باشید…

  5. درود بر سبزترین درویش وبلاگستان.
    خدا قوت به دستان مهربون و اندیشه سبز استاد عزیزجناب درویش. استاد جان من کی باشم دیدگاه بنویسم. فعلا فقط می خونم و فکر می کنم!
    استفاده می کنم از بیانات شما.
    برقرار و پایدار باشید…

    پاسخ:

    زنده باشی هموطن عزیز … و ممنون از همراهی ات.

  6. روزنامه….
    چه مفهوم غریبیست در میان هیاهوی نادانی سران مملکتم،
    چه تلخی کشنده ایست دیدن دستانی که گوشهایشان را با تعطیلی قلم هایمان می گیرند…
    دلم می سوزد برای سرزمینم که همه ی سبزی هایش کم کم زرد می شوند ولی فریاد تنهاییش را با غفلت پاسخ می دهند
    دلم می سوزد برای مردمم که باید دلخوش باشند به سر مقاله ای برای حفظ زیبایی های وطنشان.
    دلم می سوزد برای خودم که چاره ای ندارم جز دل بستن به همین مقاله ها به امید احقاق حق ذره ذره ی خاک وطنم.
    آهای یک نفر بیاید به جای زمی و آب و هوا و جانداران سرزمین من فریاد بزند …
    آهای یک نفر بیاید به حال محیط زیست سرزمین پارسی بگرید…
    آهای…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا