با خشکسالی و بحران آب در ایران چه باید کرد؟

تنها نکتهی مثبت از فراز بدترین و نفسگیرترین بحرانی که دامن طبیعت ایران را فراگرفته، شاید همین باشد که اینک در آستانهی سال 1394 هجری شمسی، کمتر ایرانیای را میتوان سراغ گرفت که متوجه عظمت فاجعه در حوزه محیط زیست کشور نشده باشد. امروز، دیگر هیچ دولتمردی طرفداران و فعالان محیط زیستی را به سخره نگرفته و مطالبات ایشان را ناشی از زندگی سرخوشانهی آنها قلمداد نمیکند! به جرأت میگویم که شاید هرگز نتوان دورهای از تاریخ دولت مدرن در ایران را سراغ گرفت که مانند دولت یازدهم، اغلب کارگزارانش از رییس جمهور گرفته تا استانداران، یکصدا نگرانی خود را از عدم توجه به ملاحظات محیط زیستی ابراز داشته و خواهان رعایت هنجارهای بومشناختی از سوی مردم و کارمندان سازمان متبوع خویش شوند.
پرسش کلیدی امّا این است که آیا با چنین دستاورد بیرقیبی، میتوان امیدوار بود که در کارزار پیش رو، یعنی مواجههی هوشمندانه و خردورزانه با بیسابقهترین بحران دامنگیر طبیعت ایران، پیروزی را در آغوش گرفته و لبخند را به سیمای ایران زمین و جملگی زیستمندانش بازگرداند؟
پاسخ نگارنده البته به این پرسش دشوار، مثبت است! زیرا محمّد درویش همواره تأکید کرده که هر انسانی که بر روی کرهی خاک زندگی میکند و خود را یک فعال محیط زیستی میداند، محکوم است که ناامید نباشد و بذر نامیدی در جامعهی خویش نگستراند.
راستتر اما آن است که ما کار بسیار دشواری در پیش داریم برای آنکه بتوانیم همچنان زندگی درخور و باکیفیتی را برای نسل فردا و فرداهای وطن مهیا سازیم و در پیشگاه تاریخ، متهم به مخربترین نسل ایرانی در طول تاریخ 5 هزار سالهاش نشویم.
چه باید کرد؟
این درست است که ایرانیان به جای مصرف 20 درصد از اندوختههای آبی خود، بیش از 85 درصد آن را به یغما بردهاند؛ این درست است که روند اُفت سطح آب زیرزمینی، نشست زمین و خودسوزی سرزمین، هرگز چنین ژرف، پردامنه و گسترده نبوده است. این درست است که هرگز شمار کل و بز و قوچ و میش و آهو و جبیر و شوکار و مرال و گوزن این کشور به کمتر از 110 هزار رأس سقوط نکرده و موجودی وحوش کشور به کمتر از 10 درصد آنچه که در قرن گذشته در فلات ایران میخرامید، کاهش نیافته بود. مؤلفهها و نشانزدهایی که جملگی هشدار میدهند ما در شرایطی بس بحرانی قرار گرفته که هرنوع لغزشی، میتواند توان تابآوری طبیعت ایران را برای همیشه نابود سازد.
امّا باید بیاد آوریم در شرایطی که کل آب سالانهی مورد نیاز ایرانیان برای شرب، از شش میلیارد متر مکعب بیشتر نمیشود، متجاوز از 27 میلیارد متر مکعب آب در اثر ضایعات در بخش کشاورزی نابود میشود! چرا که نرخ ضایعات در این بخش، به حدود 30 درصد میرسد. از سوی دیگر، با توجه به پایین بودن راندمان آبیاری در بخش کشاورزی، ایرانیان میتوانند به راحتی با اصلاح شیوههای آبیاری و ارتقای نرمافزاری این بخش، با نیمی از آبی که هماکنون مصرف میشود، همین مقدار تولید غذایی را بدست آورند.
چشمانداز یا دورنمای مثبت دیگری که میتواند افق روشنی از زیستن در وطن بیافریند، اراده و حرکت جمعی به سمت رونق کسب و کارهای سبز، چون استحصال انرژیهای نو، تقویت زیرساختهای گردشگری مسئولانه در حوزههای تاریخی، فرهنگی، طبیعی، روستایی، عشایری، ورزشی، درمانی و علمی است. افزون بر آن، نباید از مزیت تجاری کشوری که در قلب راه ابریشم قرار گرفته و بیش از 4600 کیلومتر مرز آبی دارد، غفلت کرد.
باشد که با چنین رویکردی که البته پیش شرط تحقق آن، اولویت دادن به آموزش شهروندان، ارتقای سواد محیط زیستی ایشان و کاهش نگاههای امنیتی به تشکلهای مردمنهاد است، بتوان با تقویت سرمایههای اجتماعی، ایران عزیز را در عبور از سختترین دالان تاریخش کامیاب کرد.
آمین.




بنام دوست که هرچه داریم از اوست.
آقای مهندس درویش فعالیتهای آگاهی دهنده و مثبت شما قابل تقدیر است. من همیشه مطالب شما را دنبال میکنم.بحران کشور همانطور که خود گفتید خیلی جدی است و می طلبد که تک تک ملت ایران نقش خود را در این برهه از زمان خیلی جدی ایفا کنند و حماسه ای تاریخی بیافرینند .تبلیغات نقش ارزنده و زیادی دارد .اگر لطف کنید مطالب آگاهی دهنده و کاربردی برای هر روز و هر فرد را متذکر شوید ان شالله گوشهایی هستند که می شنوند و بکار می بندند. این از اولین اقدامات است. امیدوارم ما هم بتوانیم نقش خود را در هستی خوب بازی کنیم و فقط مصرف کننده نباشیم و به آیندگان و به دیگران هم بیاندیشیم. خداوند به همه ما کمک کند تا زمین سر سبز و آبادی را که در اختیار مان گذاشت به خوبی تحویل دهیم.
موفق باشید.
سلام
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده خیلی تلاش می کنم تا پروژه ی خود را تنها راه حل تمامی مشکلات کلان زیست محیطی طبیعی معرفی نمایم ولی ظاهرا دراین کشور منبعی برای ارائه چنین پروژه ی عظیمی نیست لطفا مرا یاری نمایید تا ان شاء الله نه تنها مشکل خشک سالی کشور را حل نمایم بلکه با اجرایی نمودن پروژه ای که ده سال برای مستند سازی آن تلاش نموده ام تمامی مشکلات کلان زیست محیطی را چه در درون کشور و چه در تمام کره ی زمین برای همیشه حل نمایم
چکیده
هر ساله 7 میلیون تن کربن توسط انسان ها تولید می شود که هر ساله به صورت تصاعدی رو به روبه افزایش است وهر ساله 3 میلیون تن کربن در جو مانده ( که باعث گرمایش زمین شده ) وهر ساله 2 میلیون تن کربن توسط اقیانوس ها جذب (که باععث اسیدی شدن آنها شده ) وهر ساله 2 میلیون تن کربن توسط جنگل جذب می شود. حال بایستی بررسی شود که سالانه 3میلیون تن کربن درجو در دراز مدت می ماند و هرساله به آن اضافه می شود چه تاثیراتی در جو و محیط زیست می گذارد و خواهد گذاشت و اصولا تولید کربن می تواند باعث بروز تمامی مشکلات کلان زیست محیطی چه در خشکی و چه در منابع آبی در زمین شود .
به صورت مختصر و مفید می توان این گونه پیش بینی نمود که عواقب ورود این حجم کربن به جو نخستین مشکل در اتفاقات زنجیره ای که در آینده نزدیک رخ می دهد این است که بسیاری ازمناطق باقیمانده ؛ نقاطی که اکنون مردم در آن زندگی و کشاورزی می کنند، دیگر برای کار و زیست مناسب نخواهد بود ( یعنی در مرحله اولیه با بیابانی شدن ، بسیاری از زمین ها نابود می شود ) که این اتفاق هم اکنون در حال وقوع است یا در مرحله دوم با فرسایش شدید آبی از میان می روند مانند ؛ دلتا ها و زمین های حاصلخیز پست به زیر آب خواهند رفت و زمین ها ی مرتفعی که دچار آب شویی شدید شده اند تبدیل به زمین های لم یزرع با پوششی سنگ لاخی می شوند ) و سپس پس از نابودی منبع اصلی آب و خوراک ( زمین های کشاورزی ) و یا به حداقل رسیدن آنها نسل بشر مجبور به جنگ بایکدیگر برای دست یابی به تنها منابع باقی مانده خواهد زد و در صورت ادامه این روند بخاطر نبود حیاط نباطی و حیوانی برای برطرف نمودن احتیاجات اولیه برای زنده ماندن ، منجر به رواج آدم خواری هم خواهد شد که مشابه آن در تاریخ برخی از تمدن های دور افتاده وجود دارد.
از نظر دانشمندان پدیده تغییرات آب وهوایی به عنوان نخستین پدیده زیست محیطی جهانی یک تهدید جدی برای ساکنان کره زمین محسوب میشود و این تهدید اگرچه از سوی محیط زیست هر روز با صدای بلندتری فریاد میزند که حیات کره زمین و ساکنان آن در معرض خطر است و ممکن است به انقراض برسد، اما با هر بارهشدار محیط زیست فرایند هشدار عادی شده و مردم این هشدارها را به مرور زمان نمیشنود وعجیب است که این امر خطیر اصلا جدی گرفته نمی شود. شاید هشدار های محیط زیست بایستی به صورت کلان عملی شود تا انسان به فکر راهکاری برای جبران بیافتد اما در حقیقت آن زمان دیگر بسیار دیر شده است و « دکترین شک و بهت » دیگر پاسخ نمی دهد زیرا به بهانه ی پیشرفت با بی توجهی در قوانین موجود در محیط زیست باعث شدیم که این قطار ترمز بریده ی زیست به سرعت بسیار بالایی رسیده که هر چیزی را از سر راه خود بر می دارد و تمام مسافران را همراه با خود به نیستی و نابودی می کشاند.
آمار و اخبار تکان دهندهای که از اثرات تغییرات آب و هوایی و ذوب شدن یخهای قطبی ، اسیدی شدن اقیانوس ها و شوک های آب وهوایی شنیده میشود اگرچه همگان را متاثر میکند، اما چون همه ی جهان را در بر نگرفته و از نزدیک قابل لمس و همیشگی نیست و عواقبی به ظاهر موقتی رادر برد دارد هر بار براحتی فراموش می شود وهنوز اتحادی نیرومند و برنامه ای کار آمد برای مقابله با این بحران زیست محیطی شکل نگرفته است و فقط چند مورد ارائه شده که نسبت به جبران خسارات بسیار کم ، ناچیز و زمان گیرو بسیار هزینه براست، بحرانی که به عقیده کارشناسان با سرعت غیرقابل پیشبینی اما به دلیل بزرگی ( مانند؛ سرعت گردش زمین ) ، به صورت نامحسوس در حال گسترش است.
ضرورت انجام این پروژه ی کلان ملی و جهانی را می توان به صورت کلی و خلاصه این گونه بیان نمود که اجرای کامل این پروژه باعث بر طرف نمودن تمامی مشکلات کلان زیستی با تبدیل تهدیدی به نام آلودگی کره هوا به ، فرصت می باشد که البته خواص اجرای منطقه ای آن در قسمت های بعدی بیان می شود ودر ادامه به تهدید های کلانی که در سطح جهان وجود دارد اشاره می نمایم.
جامعه جهانی در حال حاضر با چند چالش بسیاربزرگ مواجه است که عبارتنداز : « تغییر اقلیم و گرمایش زمین ، کمبود آب شیرین و خوراک ، بیابانزایی و طوفانهای خاک و غبار » که هرساله بر وخامت آن افزوده می شود و هر یک از آنها باعث ایجاد بحران های کلان زیستی در سطح جهان شده و خواهد شد و متاسفانه رو به گسترش و در برخی موارد بدون بازگشت می باشد در قسمت زیر به صورت کلان و جهانی مطرح می شود، اشاره می نمایم :
1- کمبود منابع آبی قابل شرب و کمبود خوراک در سطح جهان : تغییرات آب و هوایی تأثیر کمبود غذایی بر بسیاری از کشورها گذاشته، و هر روز خوراک ها گرانتر و آب آشامیدنی کمیاب تر می شود و این امر باعث تشدید عوامل تخریب محیط زیست می باشد.
2- آب شدن یخ های قطبی: دانشمندان ناسا NASA پیش بینی کرده بودند که تا پایان تابستان سال 2012 قطب شمال از یخ خالی خواهد شد درست است این واقعه کاملا به انجام نرسید اما باعث شد راه آبی از قطب شمال باز شود ، این در حالی است که صفحات یخی در غرب قطب جنوب و گرینلند هم به سرعت در حال آب شدن هستند
3- آزاد شدن متان : 400 میلیارد تن گاز متان می تواند از خاکهای یخ زده قطب شمال که در حال ذوب شدن هستند، آزاد گردد و بستر اقیانوس را گرم کرده و باعث تغییراتی ناگهانی، فاجعه آور و برگشت ناپذیر در آب و هوای جهان گردد. ( که سابقه آن در تاریخ حیات کره ی زمین قبل از انقراض چند دوره ی دایناسورها موجود است که این عامل را دانشمندان یکی از دلایل ورود زمین به عصر یخبندان می دانند.)
4- آزاد شدن دی اکسید کربن: با بالا رفتن دما، دی اکسید کربن ذخیره شده در اقیانوس ها می تواند آزاد گردد و باعث شک گرمایشی شود. ( و این عامل را نیز دانشمندان یکی از دلایل ورود زمین به عصر یخبندان می دانند.)
5- به زیر آب رفتن جزایر: تا کنون بیش از 18 جزیره بخاطر بالاتر رفتن سطح آب دریاها به زیر آب رفته اند، از قبیل 13 جزیره در خلیج “چیساپیک” در آمریکا و یا جزیرۀ “لوهاچارا” در هند.
6- آب شدن یخچال های طبیعی: یخچالهای طبیعی هیمالیا برای اولین بار از زمان شکل گیریشان یعنی 20,000 سال پیش، در حال آب شدن هستند. سایر یخچالهای طبیعی در سراسر جهان نیز یا تا به حال آب شده اند یا به همین سرعت در حال آب شدن هستند.
7- خشکسالی ها و سیل ها: افزایش کمبود آب و سیل های مداوم، امنیت غذایی را تهدید می کند و میلیون ها انسان را آواره می گرداند ( که حاصل از خروج نظام اعتدال آب وهوایی می باشد.)
8- آوارگان زیست محیطی: پیش بینی می شود تا سال 2050، 1 میلیارد آواره زیست محیطی وجود داشته باشد.لازم به ذکر است که این نوع آوارگی از نوع اجباری خواهد بود و مردم چاره ای نخواهند داشت جز مهاجرت و انتقال مشکلات به کلان شهرها
9- از بین رفتن دریاچه ها و رودها: هزاران رودخانه و دریاچه در سرتاسر دنیا در حال خشک شدن هستند یا به طور کامل خشک گردیده اند:1,160 دریاچه در مغولستان خشک شده، بیش از 90% از 1,052 دریاچه در “هبی” ِ چین از بین رفته اند و بیش از 3,000 دریاچه در استان مادوی ِ تبت نیز خشک گردیده اند. وهم اکنون در ایران نیز به ازای هر 10 رودخانه 9 رودخانه خشک شده است دریاچه ارومیه نیز مانند دیگر دریاچه های ایران در حال خشک شدن می باشد.
10- جنگل زدایی: در جهان 13 میلیون هکتار از جنگل ها هر ساله از بین می روند. جنگل ها… خواستگاه تنوع زیستی هستند، حجم وسیعی از دی اکسید کربن و آلودگی ها را از هوا می گیرند و مانند یک تنظیم کنندۀ دمای جهانی، حرارت را ثابت نگاه می دارند.و نکته ی بسیار مهمی که اصلا به آن توجه نمی شود این است که جنگل تولید کننده ی ماده اصلی کالبد حیات « خاک » می باشد که این ماده در حالت ایدال بهترین نگهدارنده آب بر روی کره زمین است.
11- کویرو بیابان زایی : کره ی زمین حاصلخیز ما هر روز بیشتر شبیه به صحرا می شود. 6 میلییون هکتار زمین بخاطر کویرزایی از بین رفته است. 4 میلیارد هکتار دیگر نیز در معرض خطر هستند که این بحران، بر زندگی بیش از 1 میلیارد نفر اثر می گذارد. دلایل اصلی آن، تغییرات آب و هوایی، جنگل زدایی و ایجاد مرتع برای چرای دام و تهیه غذای دام و چرای بیش از حد است.
12- انقراض گونه ها: هر روزه تا 150 گونه در حال انقراض هستند! که دلیل اصلی آن دامداری و افزایش جمعیت انسان ها می باشد.
13- آتشسوزی ها: آتش سوزیهای فراگیر و مکرر که ناشی از غفلت انسان ها و تغییرات اقلیمی هستند که از نظر گستره و تعداد، افزایش یافته اند.
14- ماهیگیری بیش از حد: دانشمندان هشدار داده اند در صورت ادامۀ ماهیگیری به شیوۀ کنونی تا سال 2050، فروپاشی شدید اکوسیستم اقیانوس رخ می دهد.90% ماهی های بزرگ دریاها هم اکنون از بین رفته اند و 40% فیتوپلانکتونهای حیاتی سیاره کاهش یافته اند؛ که دلیلی برای نگرانی است، زیرا اقیانوس ها حداقل 50% از اکسیژنی که ما تنفس می کنیم را تامین می کنند.
15- اقیانوس ها در خطرند: اسیدی شدن منابع کلان آبی بر روی زمین و آلودگی آبها در حال کشتن حیات دریایی و تهدید اکوسیستم های دریایی است. نواحی وسیع مردۀ اقیانوسی رو به افزایش است؛ که دلیل اصلی آن، ورود فضولات حیوانی و جذب بیش از حد مشتقات کربن به کلان آبهاست.
16- افزایش ریزگرد ها در مناطق بیابانی و نیمه بیابانی و کویری کره زمین که معمولا با کمبود آب یا خشک سالی پی در پی با از میان روفتن خداقل پوشش گیاهی نباتی رخ می دهد.
17- ورود به عصر آب و یخبندان : طبق بیانات دانشمندان از سال 2013 وارد عصر یخبندان شده ایم و تنها عامل باز دارنده ی آن گرمایش موجود فعلی می باشد که حداکثر تاما بین سال های 2030 و 2040 می تواند این حداثه ی وحشت ناک را به عقب بیاندازد.
18- و برخی دیگر از مشکلات زیستی که در این قسمت از بیان آنها صرف نظر می نمایم .
• شایان ذکر است که کشور ما نیز از مشکلات کلان زیستی نابرده شده جدانیست و درمان این مشکلات کلان زیستی خود به خود باعث درمان بسیاری از مشکلات کلان زیستی داخل کشور خواهد شد که با اجرایی شدن کامل این پروژه در سطح جهان و کشورنه تنها تمام مشکلات بیان شده ی بالا بر طرف می شود بلکه نظام جدید زیست محیطی رقم خواهد خورد که بسیاری از تهدید های زیستی موجود امروزه تبدیل به فرصت خواهد شد که در صورت نیاز می توانید به پروپزال 400 صفحه ای مربوطه که در این زمینه در زمان ده سال تهیه شده مراجعه نمایید. که در حال حاضر قسمت چکیده ی آنرا برایتام ارسال می نمایم .
کارشناسان هنوز به راهکارهایی مانند مدیریت محلی و اتحاد مردم کشورها امیدوارند که با همین اعتقاد، شعار برای مقابله با گرمایش زمین متحد شویم ، از سوی سازمان ملل انتخاب شد. اما در اجلاس آخر دیگر خبری از جلوگیری نبود بلکه این اتفاق ناگوار را حتمی دانسته و بیشتر بفکر جلوگیری از خسارات بیشتر بودند که متاسفانه این امر نیز به معنی چشم بستن بر روی بسیاری از فجایع پیش روی که بسیار می تواند وحشت ناک و دلخراش باشد (مانند : مرگ بسیاری از انسانها و جانداران دیگر ) که جمعیت کثیری از مردم را در بر بگیرد و مانند جریان حضرت نوح چاره ای جز گلچین نمودن نخبگان زیستی نباشد.
البته جای امیدواری است که با اجرای کامل این طرح کلان ملی ، جهانی و اجرای سیاستهای هوشمندانهای برای اصلاح الگوی مصرف و اجرای طرح های دیگر که بطور متفرقه در سایر پروژه ها اجرا می شود مانند : ( اجرای طرح های جمع آوری آب و فاضلاب ترمیم در کلان شهر ها و تغییر شکل سد ها ، نصب فیلتر ها بر روی ماشین ها و …) ، ما نیز به عنوان بخشی از این جهان در مقابله با پدیده گرمایش جهانی متحد شویم. اما در ادامه برای درک بهتر مشکلات کلان زیستی به بررسی بسیار مختصری از آنها می پردازم.
بررسیها نشان میدهد تغییرات وسیع درالگوهای کاربری اراضی، مثل : قطع درختان جنگلی توانسته و میتواند به شکل قابل توجهی بازتابش سطح زمین در مقابل تابش خورشیدی را تغییر دهد و باعث تبدیل تابش به گرمای مازاد و باز تابش منفی که آن هم باعث تبخیر و تعرق نامناسب در سطح و جو کره ی زمین شود که این امر همیشه در طول تاریخ ادامه داشته که ما آنرا به عنوان بیابان زایی در مرحله ی نخست می شناسیم ) و درقرن گذشته با اضافه شدن عامل بسیار سنگین آلودگی هوا و گرمای حاصل از احتراق سوخت های فسیلی ( اثر گلخانه ای ) ، این امر تشدید شده است . که ان شاء الله در فاز دوم این پروژه عظیم که مربوط به راهکار های درون شهری اجتماعات انسانی است ، این مشکل بدرستی وکامل حل خواهد شد.
در فرآیند تخریب محیط زیست ابتدا با در نظر نگرفتن قوانین موجود در محیط زیست که « طبیعت » نام دارد و با ازمیان بردن نباتات تغییراتی در آب و هوای منطقهای رخ می دهد و در ادامه تغییرات گسترده در کاربری اراضی جهان میتواند بر آب و هوای کره زمین از طریق آلودگی هوا ( افزایش اثرات گازهای گلخانهای ) و ایجاد آلودگی آتش ( پدیده گرمایش ) کند و سبب خارج شدن چرخه ی آب از تعادل شود. برای مثال: با کاهش ظرفیت مزارع در جذب کربن و با افزایش انتشار کربن از اراضی، یعنی از طریق تجزیه زیست توده و یا پوشش زمین باساخت و سازخانه ها ی نادرست معماری ، بدون در نظر گرفتن پوشش سبزمناسب در هر منطقه ، باعث تمرکز بیش از حد نور و گرما و غلظت بالای گازهای گلخانهای میشود. تغییر در آب و هوای شهری نیز به دنبال تغییرات نامناسب در پوشش گیاهی و نباتی رخ میدهد و در مرحله دوم با فرا گیر شدن تمامی مشکلات در کره ی زمین با خروج بسیاری از چرخه های حیاتی از تعادل و گذشتن از مرز نهایی که ( ظرفیت تحمل آلا ینده ها و گرمایش ) می باشد ، فاجعه های بسیارهولناک وغیر قابل کنترل ( مانند : ورود به عصر یخبندان ) رخ خواهد داد. با توجه به مشاهدات صورت گرفته، شهرها و شهرکها تمایل زیادی برای گرم شدن نسبت به مناطق کشاورزی اطراف آنها به دلیل اختلاف بین شهرها و مناطق طبیعی دارند، به طوری که تحقیقات نشان میدهد محیط های آسفالت و بتونی شهرها تمایل به کاهش بازتابش مثبت ( نور پخش ) وباعث بازتابش منفی نور نیز هستند که در محیط شهری نسبت به مناطق طبیعی نمود دارند ( متاسفانه این وقایع در کل تاریخ ادامه دارد و هم اکنون نیز بصورت صنعتی و تولید انبوه در آمده ) .
عامل معماری های نادرست باعث افزایش جذب تابش خورشیدی در سطح شده و بازتاب منفی نیز ایجاد می نماید و علاوه بر این تبخیر و تعرق در شهرها نسبت به مناطق کشاورزی اطراف آنها به دلیل کم بودن درختان نیز کاهش مییابد علاوه بر این که گرما نیز توسط گاز دی اکسید کربن در جو بدام انداخته شده و این گرما را تشدید می کند. که به حق می توان این امر را اول عامل ایجاد گرمایش بر روی سطح کره ی زمین دانست . که ان شاء الله با اجرای فاز دوم این پروژه ی جهانی با ارائه ی ساختار درست معماری و کنجاندن پوشش صحیح گیاهی در شهر سازی دیگراز این بابت نگرانی نخواهیم داشت.
از سوی دیگر براساس آخرین اطلاعات مجله خودرویی ( واردز ) جمعیت خودروهای موجود در جهان در سال ۲۰۱۰ میلادی از مرز یک میلیارد و ۱۵ میلیون دستگاه فراتر رفته است و هم اکنون به بیش از 1.5میلیارد رسیده که همینطور در حال افزایش است. حال با یک حساب سر انگشتی اگر ما مجموع کل خوردروهای موجود در کره ی زمین را حدود یک میلیارد فرض کنیم و به طور متوسط برای هر خودرو فقط چندساعت روشن بودن موتور را در نظر بگیریم به رقم بسیار وحشتناک چندمیلیارد ساعت در یک شبانه روز می رسیم که این زمان ، زمانی است که گرما و دی اکسید کربن که عامل نگهداری از گرما در جو است از خودروها به محیط اطراف پراکنده می شود و اگر این دما را بر فرض حدود 50 درجه سانتیگرادبه ازای هریک متر معکب در زمان یک دقیقه در نظر بگیریم و حجم وارده گاز کربینک را هم که به حساب بیاوریم باز هم به رقم وحشت ناکی می رسیم که تحمل و بازخورد آن برای محیط زیست بسیار مشکل می باشد. و این عامل باعث فرار بخارات آب به مرزهای بالایی جو (یکرطفه شدن چرخه ی آب ) می شود که در نتیجه از ابر زایی و بارندگی دیگر خبری نخواهد بود مگر شک سرمایی رخ دهد که منجر به بارش بسیار طولانی و در نهایت باعث ورود به عصر آب و یخبندان خواهد شد.
این اتفاق ( ورود به عصر آب و یخبندان ) به روش های دیگر نیز می تواند اتفاق بیافتد البته از نظر بسیاری از ساده اندیشان شاید قضیه به همین سادگی ها هم که بیان می شود نباشد و اصلا شاید هرگز خورشید کم کار نشود و آتشفشانی نیز رخ ندهد. اما بایستی بگویم که چرا از این هم ساده تراست و ممکن است اتفاقات دیگری که حتمی هستند همچون اتمام یا به آخر رسیدن منابع نفتی باشد که می تواند عامل شروع ورود به این عصر نیز باشد و اصولا نیازی به آتشفشانی گسترده و یا برخورد شهاب سنگی با کره زمین یا آزاد شدن گاز های انباشته شده در قطب ها و یا رها شدن گازهای انباشته شده ی درون کلان آب ها ( اقیانوس ها و دریاها ) نباشد. بنده تخمین می زنم که اگر فقط حدود یک دوره زمانی کوتاه ( مثلا : یک هفته) در سطح جهان از سوخت های فسیلی استفاده نکنیم یا در مدت زمان کوتایی ( مثلا حدود یکماه ) این استفاده از منابع فسیلی به حد اقل برسد دیگر نیازی نیست تا آتشفشانی در قسمت تابستانی کره ی زمین رخ دهد تا جو زمین به اندازه کافی سرد شود وتمامی بخارات پراکنده شده در سقف گرمایی جو آن انقباض پیدا کرده و با تاثیر جاذبه زمین موجب ایجاد ابرهای بسیار قطوری شود که نه تنها مانند ابرهای پاییزی بسیار سیاه و وحشت ناک به نظر آید بلکه ما شاهد بارندگی بسیار بلند مدت این ابرها در سرتاسر جهان یا لااقل در قسمت هایی که تابستان در آن حکم فرا بوده خواهیم بود. و در اینصورت نیز :
« بنده بازهم با صراحت کامل بیان می دارم که در آینده ای نه چندان دورچنین روی دادی رخ می دهد و زمین در حالت خوش بینانه وارد عصر آب و در حالت وخیم وارد عصر یخبندان خواهد شد که عواقب بسیار حولناکی را در پی خواهد داشت.» و تا ماه ها اثری از تابش نور خورشید نخواهد بود و دیگر راهی هم برای جبران نخواهیم داشت.
البته موارد دیگری را می توانیم در نظر بگیریم مانند؛ مجموع روشن بودن اجاق گاز و آب گرمکن و سماور و کلا لوازم خوانگی گرمازا حتی جارو برقی را با هم در طول یک روز سه ساعت فرض کنیم و متوسط حرارت آزاد شده توسط آنها را 50 درجه بر متر مکعب در زمان یک دقیقه فرض کنیم باز هم با محاسبه آن در طی یک شبانه روز به عددی نجومی خواهیم رسید و حال اینکه عوامل گرمایش دیگری نیزمانند: کارخانه ها و ایستگاه های تولید برق و… را هم می توان در نظر گر فت که باز هم رقم های حساب شده بالا وبالاتر خواهد رفت . و البته با ارائه یکسری اختراعات و نوآوری ها از سوی بنده و دیگر دانشمندان می توان با بالا بردن رادمان و به حد اکثر رساندن بهروری در ساخت لوازم خانگی ( مانند شیخ بهایی در ساخت حمام یا بنا های ضد زلزله اش ) به محیط زیست آسیب نرسانده یا خسارت ناشی از این موارد را به حداقل برسانیم.
• بنده اختراعات و نوآوری های خودرا در پیوست ها ارائه خواهم نمود که ان شاء الله کاربردی باشد.
مجموعه چند مورد بالا را ( که با سوزاندن سوخت های فوسیلی روی می دهد ) با در نظر داشتن این موضوع که زمین برای حفظ حرارت درون جو از عمل تبخیر آب استفاده می کند متوجه می شویم که دریا و یا اقیانوسی از بخارآب بخاطر گرمای حاصل از روشن شدن خودروها و لوازم خانگی ، خارج از مرز چرخه ی آبی جو پراکنده نموده ایم که این امر منجر به افزایش شعاع در ارتفاعات خارج از مرز تشکیل ابر شده و وای به حال آن زمان که یک شک سرمایی در زمین رخ دهد آنگاه کاهش همین قوس وشعاع جوی باعث ایجاد دفعتی و ماندگارابرهای بسیار تیره و قطور وسبب ایجاد بارانهای سیل آسا شده و طی زمان کوتایی سرمای حاصله ازمجموع این دومورد ممکن است باعث ورود بسیار سریع زمین به عصر یخبندادن شود خصوصا اگر نیمه شمالی کره زمین در فصول سرمایی ( پاییز و زمستان ) قرار داشته باشد این امر تشدید می شود.
و بطور خلاصه آلودگی هوا اثرات گرم شدن را در شهرها تشدید نموده است. علاوه براینکه گرما از طریق صنایع، وسایل گرمایشی خانگی و استفاده از خودروها نیز رها میشود و با افزایش مناطق شهری اثرات گرمای مناطق شهری نیز تشدید میشود. تمام اینها تصور بسیار کوچکی بود از آنچه که در هر لحظه اتفاق میافتد و باعث افزایش دمای میانگین سیاره ما بصورت نسبتا پایدار و نا محسوس میشود.
بارها شده که هنگامی که پای حرف قدیمی ها می نشینم از بارش های سنگین هر ساله ی برف در زمستانهای چند دهه ی پیش تعریف کنند و تعجب خود را از تغییر نظام آب وهوایی بیان کنند اما این قضیه ی بسیار مهم اصلا جدی گرفته نمی شود و متاسفانه دیگر پیری نمانده تا هشداردهد یا آنکه گوش شنوایی برای شنیدن این هشدار ها که توسط باقیمانده ی نسل قدیم نمانده است. و به عنوان مثال ؛ اصلا خیلی ها نمی دانند چرا نامی به نام چله بزرگه و چله کوچیکه در چند درهه ی پیش وجود داشته شاید بخاطر آن باشد که تصور این قضیه بعداز گذشت چند دهه بسیار سخت و نا محسوس می باشد و باور اینکه کمتراز یک قرن پیش در چله بزرگه چهره خورشید مشاهده نمی شده ، بسیار سخت و بعید به نظر می رسد. و ممکن است که حتی باعث شکر گذاری هم شود که آب وهوا از آن شدت به ملایمت رسیده و قابل تحمل تر شده است . و از طرفی هم این آب و هوا باعث شده که لااقل کمتر به منابع طبیعی مانند جنگل ها برای حفظ گرما در محیط خانه آسیب برسانیم . و البته امر بایستی باعث بیابان زدایی توسط انسان می شود که متاسفانه اصلا جدی گرفته نمی شود.
هم اکنون کشورهای جهان بیش از پیش نسبت به آثار گرم شدن زمین بر اقتصاد جهانی و آینده تمدن بشری نگران هستند. اما چرا به اقدام نیرومندی دست نیمی زنند جایی بحث دارد !؟!؟!… بسیاری از تحولات در سطح جهانی امروز ریشه در وقایع و جریانات محلی گذشته و حال دارد. اتفاقاتی به ظاهر کوچک و محدود که میتواند اثراتی گسترده بر جهان پیرامون خود باقی بگذارد. به همین ترتیب، مدیریتهای محلی به صورت تجمعی میتوانند بصورت جنبشی مفید درآمده و آثار و تبعات کلان و فراگیر شود.
این امر(مدیریتهای محلی به صورت تجمعی ) بیانگر پیوستگی میان تصمیم گیریهای بینالمللی و مشارکت مدنی و شهروندی است. از همین رو، فعالیت انسانهای نگران و مسوول در مقابل پدیده تغییرات آب و هوایی که وضعیت کره مسکونی را بحرانی کرده، موثرترین روزنه امید برای نجات زمین بر شمرده شده است. که متاسفانه اصلا کافی نیست و بایستی بیان کنم که بسیار هم ناچیز است و امید وارم که با ارائه آموزش های موثر باساخت فرهنگ عامه از طرف مردم مشکل به کمترین اندازه ی خود رسیده باشد تالااقل مشکلی از این بابت مانع اجرا ، ادامه و به سرانجام رسیدن پروژه نباشد. که البته راهکارهای مناسبی در « فاز سوم » پروژه برای حل این مشکل پیش بینی شده است .
حرکات فیزیکی تودههای هوا که هر کدام از نظر دما، فشار و مقدار رطوبت متفاوت هستند، آب و هوا و اقلیم را به وجود میآورند. اتمسفر یک سیستم بسیارعظیم با واکنشهای شیمیایی گسترده است که نیروی محرکه واکنشهای آن را خورشید و انرژی منعکس شده از جانب موجودات زنده و فعالیتهای صنعتی و کشاورزی را برای انسان فراهم میآورد. یک جنبه مهم اقلیم همان تغییرات اقلیمی است. طی 2 میلیون سال گذشته، متوسط سالانه دمای زمین چندین درجه سانتیگراد بالا و پایین رفته است.
هر وقت دما بالا بوده این افزایش در ایجاد یک دوره بین یخچالی در بخش بزرگی از کره زمین انعکاس مییافته و در زمانهای پایین بودن دما، پدیدههای یخچالی روی میداده است. اقلیم جهان در 15000 سال گذشته چندین بار سرد و گرم شده و این تغییرات، اما خوشبختانه آنقدر وخیم نبوده و از مرز گذر نکرده که آثار عمدهای بر انسان داشته باشد.البته دلیل این موضوع در ارائه ی نظریه ها کاملا شفاف خواهد شد اما به طور خلاصه بایستی بیان نمایم که قوی ترین عامل برای ورود به اثر یخبندان یکطرفه شدن حجم عظیمی از چرخه آب می باشد که با از میان رفتن پوشش نباتی رخ می دهد و عواملی مانند: کم کار شدن خورشید ، گردو غبار پدیده های گلخانه ای و برخی دیگرکه معمولا از عامل اول نشات می گیرند نیزسهمی ناچیز دارد. البته این نظریه ،توجیه کامل دوره های نابودی دایناسورها در گذشته نیز می باشد که ان شاء الله درجایش بررسی خوهد شد.
عوامل متعددی در تغییرات آب و هوا مؤثر است که به عوامل طبیعی و عامل مربوط به فعالیت انسانها تقسیم میشود. فعالیت کوههای آتشفشان و زلزله از عوامل طبیعی هستند که مقدار زیادی گازهای دیاکسیدکربن، متان، دیاکسید ازت، گوگرد و غیره آزاد کرده و در فضا پخش میکنند اما تاثیر سرما سازی در جو را دربر دارند. از فعالیتهای انسان که باعث افزایش این گازها میشوند میتوان از مصرف سوختهای فسیلی مثل نفت و گاز، کاشت برنج و دامداری صنعتی در سطح وسیع نام برد. که برخی از آنها مضرند و با اجرای پروژه حذف یا تبدیل به سود می شوند و برخی دیگر مفید که در این پروژه نهایت استفاده از آنها می شود .
نورخورشید که به زمین میرسد، اتمسفر و سطح زمین را گرم میکند؛ بنابراین اتمسفر زمین حرارت آن را به صورت تابشهای مادون قرمز باز میتاباند. این بازتابها علاوه بر ایجاد پراکنش در جو ، توسط گازهای متعددی ازجمله گازکربنیک، متان، بخار آب و انواع کلروفلورکربنها (CFC) مجدد جذب شده و اتمسفر را گرم نگه می دارند. این محصور شدن امواج تقریبا شبیه کار گلخانه در نگه داشتن گرماست. فرآیند مذکور اثر « گلخانهای » نامیده میشود. باید توجه داشت گرچه به دام اندازی تابشهای مادون قرمز تا حدودی نیز در گلخانه پیش میآید، اما فرآیند اصلی گرم کنندهای گلخانه، محدودیت سرد شدن آن از طریق محدودیت چرخش هوا ( باد ) به علت بسته بودن محفظه شیشهای است.
درصد بالایی از کل گرمایش گلخانهای در سطح کره زمین مربوط به وجود آب در اتمسفر است، که بالا بودن در صد بخاطر گاز های گلخانه ای حاصل از سوختن منابع فسیلی بوجود آمده است . اما متاسفانه نگرانی خاصی در مورد افزایش زیاد بخار آب در اتمسفر به علت فرآیندهای انسانی وجود ندارد و متاسفانه فقط نگرانی اصلی در مورد آن دسته از گازهایی است که تا حدودی به علت فرآیندهای انسان منشا به وجود میآیند و عمدتا شامل متان، گازکربنیک، گازهای CFC ، اکسیدهای ازت و ازن در لایههای پایینی درون تروپوسفر است که همگی در سالهای اخیر بشدت در اتمسفر افزایش یافته است و به مقدار زیادی تابشهای مادون قرمز منتشر شده از زمین را جذب میکنند بخار آب را بیشتر و پراکنش آنرا بسیار شدید زیاد می نماید در نهایت موجب افزایش شعاع و قوس اتمسفر زمین به سمت تابش خورشید شده است و این قوس جو را مانند تخم مرغی در آورده که همیشه به سمت تابش مستقیم خورشید می باشد.
هر سال در نتیجه فرآیندهای زیستی و فیزیکی مختلف مقدار زیادی کربن به صورت گازکربنیک به اتمسفر زمین وارد و از آن خارج میشود که در راس آنها میتوان به سوزاندن سوختهای فسیلی توسط انسان اشاره کرد. سهم نسبی عمدهترین گازهای گلخانهای با منشا انسانی عبارتند از CFC ( پانزده و پنجاه و دو صدم درصد)، C1H4 (دوازده درصد)، O3 (هشت درصد)، N2O5 (پنج درصد) و گازکربنیک (60 – 50 درصد). که ان شاء الله در این پروژه کاملا مهار و ان شاءالله در جهت مثبت نیز از آنها نهایت استفاده خواهد شد.
گازکربنیک درارتباط با مساله گرمایش جهانی بسیار مورد توجه است و حدود 50 تا 60 درصد اثر گلخانهای با منشاء انسانی به این گاز نسبت داده میشود. تراکم این گاز حدود 130 سال پیش در آغاز انقلاب صنعتی حدود 280ppm بوده است. امروزه تراکم این گاز در اتمسفر حدود 350ppm است و انتظار میرود مقدار آن تا سال 2050 به 450ppm برسد که بیش از از 5/1 برابر سطح آن پیش از انقلاب صنعتی است. میزان زیاد انتشار گاز کربنیک و رشد انتشار آن حاکی از افزایش گاز کربنیک از منابع انسان و ازجمله سوزاندن سوختهای فسیلی و جنگلزدایی بوده است؛ البته عواملی طبیعی نظیر فتوسنتز در طبیعت و حل شدن گازکربنیک در آب دریاها و اقیانوسها میزان گازکربنیک تولید شده از فعالیتهای انسانی را در اتمسفر کاهش میدهد اما امان از زمانی که اقیانوس ها اسیدی شده و ظرفیت آنهابرای جذب دی اکسید کربن تمام شده باشد و جای جنگل های طبیعی را جنگل های مصنویی گرفته باشدکه کمترین بازده را در جذب کربن داشته باشند.
درارتباط با متان (CH4) نیز مشخص شده است تالابها، موریانهها و بازدم دامهای نشخوارکننده پس از گوارش سهم عمدهای در رهاسازی این گاز دارند. موریانهها طی مراحل فرآوری چوب، متان تولید میکنند و تجزیه مواد گیاهی توسط باکتریهای بیهوازی در محیط های آبی کماکسیژن تالابهای آب شیرین نیز متان آزاد میکنند اما این گونه فعالیت ها بطور طبیعی در محیط زیست برای بقای زندگی جانوران بطور متعادل وجود داشته است و اهمیت خواصی ندارد. در میان فعالیتهای انسانی نیزمیتوان به شالیکاری، پرورش گاو و سوزانیدن مواد آلی نظیرهیزم اشاره کرد. اما هر یک از این موارد قبل از پیدایش سوخت های فسیلی یک مزیت برای کاهش سرمای شدید زمستانی به شمارمی آمده اما متاسفانه با افراط آدمی در استفاده از نعمت ( سوخت های فسیلی ) باعث شده که عوامل بیان شده یک طرف مقصر در قضیه و مشکل گرمایش جهانی به حساب می آید که این امراصولا درست و منطقی نیست.
همانطور که در بالا اشاره شد از دیگر گازهای مهم گلخانهای، اکسیدهای ازت و CFC ها هستند. در مورد اکسیدهای ازت که مهمترین انواع آنها عبارتند از اکسید ازت (NO) ، اکسید نیتروژن (N2O) و دیاکسید ازت NO2. این گازها در ترکیب طبیعی هوا وجود دارند و منشا تولید آنها در طبیعت گازهای آتشفشانی، رعد و برق و درباره N2O فعالیت باکتریها در خاکهایی است که بخوبی تهویه نمیشوند. اکسید ازت و دیاکسید ازت بشدت سمی هستند. اکسید ازت در مقابل نور و با حضور هیدروکربورها بسرعت تبدیل به دیاکسید ازت میشود. این گازها چند روز در هوا میمانند، زیرا در اثر تماس با بخار آب هوا تبدیل به اسید نیتریک و سپس تبدیل به نیتراتها بخصوص نیترات آمونیم میشود و همراه با آب باران به درون خاک میرود.
آثار زیستمحیطی اکسیدهای ازت روی انسان متغییر است و ازجمله آنها میتوان از تحریک چشم، گلو، بینی و ششها و افزایش آسیبپذیری در مقابل عفونتهای ویروسی نظیر آنفلوآنزا نام برد. اکسیدهای ازت رشد گیاهان را مختل میکند و به بافتهای برگ آسیب میرساند. اما بایستی گفت که طبیعت واقعا بر ضد خود عمل کرده ؟! بایستی بگوییم خیر زیرا هر اتفاق طبیعی در طبیعت توسط آفریدگاربزرگ طراحی شده که بدون عیب اشتباه می باشد اما این درک ماست که باعث می شود که چنین پنداری کنیم که البته این امر و نمونه های دیگر را در بخش های اصلی ان شاءالله بررسی خواهم نمود.
برگزاری کنفرانس « بالی » که چندی پیش در زمینه همکاریهای جهانی برای حل مشکل تغییرات آب و هوایی با حضور جمع بسیار بزرگی از مسوولان و کارشناسان تشکیل شد، بر بهرهگیری از تجربیات به دست آمده از هر دو معاهده « کیوتو و پروتکل مونترال » تاکید دارد و ترکیبی از اقدامات و امکانات موجود تحت این 2 پروتکل و دیگر بخشها ازجمله بخش انرژی، بخش ساختمان و منابع جنگلی را به عنوان یک ضرورت برای نیل به اهداف مورد انتظار قلمداد کرده است. که متاسفانه بازهم کم اثر بوده است.
حال دیگر با مشکلات زیستی بوجود آمده برهیچ کس پوشیده نیست که تغییرات آب و هوا چه محسوس وچه نا محسوس برتمام ابعاد زندگی تاثیر دارد و حتی برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت زندگی فردی و اجتماعی را به هم میریزد اما بیتردید تحکیم و تداوم همکاریهای جامعه جهانی، آمادگی آن را برای مقابله با چالشهای مربوط به تغییر آب و هوا در جهان افزایش خواهد داد. بررسیها نشان داده است که اثرات فیزیکی تغییرات آب و هوا در نواحی جغرافیایی مختلف متفاوت خواهد بود و وضعیت جوامع به لحاظ توسعه، فقر، تحصیل، ساختار بهداشت عمومی و روشهای استفاده از منابع و ساختار سیاسی نیز در این آسیبپذیری نقش خواهند داشت.
به دنبال تغییرات آب و هوایی زمین گرمتر میشود و این گرما رو به افزایش است، این در حالی است که فعالیتهای انسانی مسوول این گرمایش هستند و در صورتی که این روند ادامه یابد و تحت کنترل قرار نگیرد، متاسفانه انسانها با افزایش صدمات، بیماری و مرگ و میر ناشی از حوادث طبیعی و امواج گرما، افزایش موارد ابتلا به بیماریهای ناشی از آب، غذا و مرگ و میر زود هنگام ناشی از آلودگی هوا مواجه خواهند شد. واز سوی دیگر همین روند گرمایش که در حال حاضر جلوی بروز عصر یخبندان را گرفته باعث تشدید شرایطی بسیار سخت تر خواهد شد .
بعلاوه در بسیاری از قسمتهای جهان، جوامع بزرگ به واسطه بالا آمدن سطح آب دریا مجبور به جابهجایی از محل اصلی زندگی خود میشوند و درمعرض خشکسالی و قحطی قرار میگیرند.همچنین با ذوب شدن یخها چرخه هیدرولوژیک و محصولدهی زمین کشاورزی نیز دستخوش تغییر خواهد شد. به این ترتیب کشورهای در حال توسعه در معرض تهدید جدی تری قرار دارند و کشورهایی که دچار فقر، سوء تغذیه ، ضعف سیستم بهداشتی و بیثباتی سیاسی هستند، کمترین توانایی را برای مقابله با این تاثیرات دارند و جزو آسیبپذیرترین جوامع خواهند بود. که با ادامه این روند ممکن است که به یک جنگ تمام عیار در جهان برسر آب و خوراک تبدیل شود.
همانطور که بیان شد دراین مورد مواد مخرب لایه اوزن نیز در گرم شدن زمین بیتاثیر نیست و ایران نیز بر اساس تعهدات خود در قبال پروتکل مونترال در راستای تلاشهای جامعه جهانی به منظور حفاظت از کره زمین در تلاش برای حذف این مواد مخرب از چرخه مصرف در بخشهای مختلف است که تاکنون با توجه به اجرای برنامههای پیشبینی شده و طرحهای مصوب، ایران به تعهدات خود عمل کرده است که اصلا کافی نیست نه تنها اقدامات ایران کافی نیست بلکه اقدامات بین المللی نیز اصلا کافی نمی باشد.
آخرین هشدارها!!!!؟ اخیرا در نشستی که با حضور مسوولان 40 کلان شهر بزرگ و صنعتی بزرگ جهان در سئول برگزار شد، مسوولان تاکید کردند که دولتمردان و شهرداران باید به این نکته توجه کنند که محیط زیست جهان به دلیل انتشار گازهای گلخانهای و بروز تغییرات جوی بشدت در حال نابودی قرار دارد و اگر راهحلی برای کاهش این آلایندهها به کار گرفته نشود، زندگی آیندگان بشدت به خطر میافتد. کارشناسان اعلام کردند اگر جهان تا سال 2050 میلادی 80 درصد از انتشار گازهای گلخانهای نکاهد، مردم جهان با بحران غذا، آب، خشکسالی و کاهش بهداشت عمومی مواجه میشوند. به این ترتیب این موضوع کاملا آشکار است که اگر کاری از پیش نبریم، اتفاقاتی ناگوار پدید میآید و در صورتی که اوضاع امور از دستمان خارج شود، دیگر نمیتوان کاری از پیش برد.این در حالی است که نیمی از جمعیت جهان در این شهرهای بزرگ زندگی میکنند و تنها به همین دلیل خاص است که برنامه حفاظت محیط زیست سازمان ملل بر موضوع کاهش 70 تا 80 درصدی انتشار گازهای گلخانهای در جهان تاکید دارد. بر اساس تخمین سازمان ملل متحد این 40 شهر بزرگ جهان نزدیک به 2 درصد جمعیت جهان را در اشغال خود دارند؛ اما دو سوم انرژی جهان را مصرف میکنند و به همین دلیل بیش از دیگر کشورها به تولید گازهای گلخانهای میپردازند.
این سومین نشست کلانشهرها از سال 2005 میلادی درخصوص کاهش انتشار گازهای گلخانهای است که هشدارهای جدی را نسبت به گرمایش جهان به دولتمردان بیان کرده و اتحاد مردم جهان را برای جلوگیری از این بحران جدی خواستار شده است. بیشک هیچ بخشی از کره زمین این تهدید دور نخواهد ماند و اثرات تغییرات آب و هوایی گریبانگیر تمام کشورهای مختلف خواهد شد، باید هشدارها را جدی گرفت و برای مقابله با تغییرات آب وهوایی متحد شد تا در اجرای این راهکار جامع کاربردی وسریع ارائه شده توفیق صورت گیرد و فراموش نکنیم که « دست خدا همراه جمع است ».
ما مسلمانان خود را قوم برتر نمی دانیم که فقط بفکرهم کیشان خود باشیم و بخاطر جمعیت کم واقلیت بودن بتوانیم این مشکل را لااقل برای قوم خود حل نماییم و با کشتی نوحی از سر تمامی بالایا عبور نماییم . پس بایستی فکری جهان شمول نماییم و به آن بدون وقفه ان شاء الله جامع عمل بپوشانیم.
همیشه بحران آب در جهان و عواقب ناشی از آن بسیار پر اهمیت بوده است همانگونه که تنفس هوا امری بدیهی است و آلودگی هوا بسیار امر خطرناک می باشد کمبود آب نیزبسیار خطرناک بوده و مصرف آب نیز بعد از هوا ،نیاز حیاتی است. سابقا تصور می شد منابع آب نامحدودند ، اما امروزه حتی کشورهای پیشرفته ، محدودیت منابع آبی ( که قابل استفاده باشد ) را درک نموده اند. باید همیشه درنظر داشته باشیم که آب قابل شرب است که مهم است نه آب شوردریاها و اقیانوس ها که بیشترین مساحت را بر روی کره ی زمین پوشانیده است.
آب کیمیاترین منبع موجود در جهان است که بعد از هوای سالم از اساسی ترین الزامات فعالیتهای بشری محسوب می شود و اهمیت زیست محیطی آن را نمی توان نادیده انگاشت. متاسفانه فعالیت های بشری موجبات تنزل کمی و کیفی منابع آب را فراهم ساخته است و در حقیقت به بیان ما ایرانی ها کفگیر به ته دیگ خورده است و منابع آبی سالم تا چند وقت دیگر بصورت کیمیا در می آید و آن وقت است که دیگر نمی توان تدبیری اندیشد و بایستی تاوان بسیار سنگین و حولناکی را پرداخت نمود که کمترین آن کشته شدن میلیون ها انسان می باشد.
پیش بینی های تکان دهنده به مدد آمار، وضعیت منابع آب جهان را بسیار مخاطره آمیز نشان می دهد . سیاره زمین ( سیاره آبی منظومه شمسی ) با کمبود آب قابل شرب روبرو شده است . عدم مدیریت کلان صحیح ، فعالیتهای مخرب و استفاده نا کار آمد منابع آب و در کنار آن افزایش جمعیت و افزایش تقاضای آب منابع آب را در چند دهه اخیر به شدت محدود نموده است. سازمان ملل اظهار می دارد کمبود منابع آب سبب کاهش زمین های کشاورزی گردیده است و تولید مواد غذایی در دهه های اخیر به شدت مخاطره آمیزمی نماید . کمبود منابع آب به عنوان تهدیدی جدی برای حیات بشر مطرح است .
تغییرات آب و هوایی و کاهش جنگل های بارانی ، کاهش ضخامت لایه ازن همه و همه کمبود آب را تشدید می کنند. کمبود آب اثرات جانبی و غیر مستقیم نیز دارد. نظیرافزایش فقر و گرسنگی ، تخریب اکوسیستم های زیستی، بیابان زایی ، تغییرات آب و هوا و حتی صلح جهانی را مورد تهدید قرار می دهد . جهان امروز می بایستی با مشارکت دولت ها و بخش خصوصی در یافتن و اجرا نمودن یک راه حل کلان فوری و اضطراری برای پاسخگویی به بحران آب قدم های جدی تری بردارد. بررسی آماری میزان مصرف آب ، وضعیت آب در جهان را روشن تر می سازد. که از نظر بنده این راهکار در این پروژه ارائه شده و فقط نیاز به اجرای آن ، آنهم بصورت و سرعت یک جنگ تمام عیار اجرا شود. با این تفاوت که این جنگ برخلاف تمامی جنگ های دیگر که کمترین آسیب آنها نابودی محیط زیست در منطقه می شد ، برای احیاء طبیعت و ترمیم محیط زیست طراحی شده است .
به طور میانگین در سطح جهانی آب شرب و بهداشت ۱۰ درصد مصارف را تشکیل می دهند و فعالیتهای صنعتی ، تفریحی و تجاری و سایر حدود ۲۰ درصد و کشاورزی به تنهایی ۷۰ درصد منابع آب را مصرف می نماید . در برخی از کشورها به ویژه کشورهای آفریقایی در مناطق صحرایی و ساحل آفریقا ۹۰ درصد منابع آب صرف کشاورزی می گردد. شناسایی نقاط کم آب جهان توزیع مناسب آب در گستره جهان غیر یکنواخت و ناهمگون است . ۲/۳ جمعیت جهان در نقاطی ساکن هستند که تنها ۱/۳ بارش های سالانه را دارند ( مانند: آسیا ) در عوض نقاط پر آب جهان نظیر رودخانه آمازون و کنگو تراکم جمعیت کمتری دارند که متاسفانه این گونه مناطق نیز شدیدا در حال تغییر کاربری می باشد. بسیاری از نقاط پرتراکم جمعیت نظیر مدیترانه ، خاورمیانه ، هندوستان و چین با کمبود جدی آب در دهه های آتی روبرو خواهند بود. حتی برخی از نقاط قاره آمریکا به ویژه در نقاط جنوب غربی و مرکزی در برابر مخاطرات کم آبی آسیب پذیر می نمایند. از جمله خشکسالی کالیفرنیا در دهه های اخیر نشانگر این نظر می باشد. پیش بینی خشکسالی های آتی به دلیل تغییرات غیر قابل پیش بینی آب و هوا بسیار دشوار است. بسیاری از دانشمندان معتقدند توزیع آب جهانی تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی قرار دارد.
درعین حال بخارات آب حاصل از زمینهای کشاورزی به نقاط دیگر هدایت می شوند. براساس برنامه زیست محیطی سازمان ملل پدیده ال نینو که از گرم شدن آب اقیانوس آرام آغاز می گردد خود معلول گرم شدن کره زمین می باشد. پدیده آل نینو که با بروز سیلابهای شدید و خشکسالی های متناوب همراه است تهدید بالقوه ای برای کشاورزی محسوب می شود . به علاوه دمای فوق العاده زمین میزان تبخیر آب و کاهش رطوبت خاک را سبب می شوند. گسترش بیابان ها در آفریقا و دیگر نقاط جهان از عوارض پدیده ال نینو می باشد.
تقریباً ۱۰۰ کشور جهان در حال حاضر با گسترش بیابانها مواجه هستند . درواقع بر اساس مطالعات سازمان ملل ۹۰۰ میلیون انسان در حال حاضر در نقاطی ساکن هستند که با خطر تغییر آب و هوا و گسترش بیابان روبرو می باشند. وضعیت کشاورزی در شرایط بحران آب محدودیت منابع آب اولین مانع گسترش و توسعه تولیدات کشاورزی در چند دهه آینده خواهد بود. تکنولوژی انقلاب سبز تولید محصولات کشاورزی را افزایش داده و سبب شده بازدهی زمین های کشاورزی با آبیاری مصنوعی ۵ بار بیشتر از زمین های کشت دیم می باشد.
امروزه ۴۵ درصد مواد غذایی جهان از زمین های کشاورزی با آبیاری تامین می گردد. با افزایش جمعیت انتظار می رود تولید این میزان به ۷۰ درصد افزایش یابد. افزایش تولید محصولات کشاورزی فشار مضاعفی را بر منابع آب جهان وارد می نماید. کشاورزی با آبیاری یا کشت دیم کدامیک با توجه به محدودیت منابع آب گزینه بهتری است؟ به هر حال به دلایل اکولوژیکی کشت دیم مناسب تر است . توسعه زمین های دیم تا زمانی که به زمین های جنگلی و جلگه ها تجاوز می نمایند و باعث تغییرات رفتار زیست محیطی و کاهش تنوع زیستی می گردند ، مخاطره آمیز به نظر می رسد. در حال حاضر در جهان غذای کافی برای همه انسان ها موجود نیست . اما در آینده ی نزدیک که اوضاع بسیار وحشت ناک می شود چه ؟!؟!؟!
مهم ترین دلایل گرسنگی ، معضلات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی به طور مستقیم و غیر مستقیم به محیط زیست مربوط می باشند. مردم فقیر که بدون شغل ، زمین سالم و آب مناسب برای کشت هستند ، در آمد کافی برای تهیه غذا در اختیار ندارند و متاسفانه تراکم جمعیت باعث تنزل کیفیت زیست محیطی می گردد. الگوهای نادرست مصرف در کشورهای صنعتی و پیشرفته باعث تشدید بحران آب و کاهش مواد غذایی در نقاط تشدید بحران آب و کاهش مواد غذایی در نقاط دیگر جهان می گردد. کمبود مواد غذایی در کشورهایی که با نرخ رشد بالا جمعیت روبرو هستند کاملاً محسوس است .
از طرفی بروز خشکسالی ها ، معضلات اجتماعی ، تورم و کساد اقتصادی نیز وضعیت این کشورها را آسیب پذیر می نماید که نمونه آنرا در کشورایران و بسیاریا از کشور های موجود در کمر بند خشک کره ی زمین می توان مشاهده نمود. وضعیت این کشورها به گونه ای است که با میلیون ها آواره ( در واقع آواره های زیست محیطی ) روبرو هستند که به ناچار سرزمین های خود را ترک می کنند و بالقوه موازنه زیست محیطی را در کشور و استان و شهرمیزبان به مخاطره می اندازند. الگوهای نادرست مصرف ، بحران های اجتماعی و اقتصادی کمبود آب را تشدید می نمایند .
در حال حاضر 4/1 میلیارد انسان از دسترسی به « آب سالم » محرومند و در عین حال نیمی از جمعیت جهان از فقدان تاسیسات بهداشتی ( فاضلاب ) در رنج هستند. در عین حال توسعه تاسیسات جدید با توجه به روند رو به رشد جمعیت پاسخگو نیست. تامین آب شرب سالم و ایجاد تاسیسات بهداشتی تصفیه فاضلاب برای سال ۲۰۲۵ به عنوان یک وظیفه اساسی و یکی از ارکان توسعه پایدار برای ۵ میلیارد انسان که ظرف ۲۵ سال آینده به جمعیت جهان افزوده خواهند شد، مطرح می
ببخشید فراموش کردم ربیعی هستم
شماره تماس 09385473858
ایمیل hamidrezarabiee51@yahoo.com
درود بر شما.
لطفا درخواست و پروپوزال خود را به دفتر مربوطه در معاونت انسانی (دکتر زند) ارسال فرمایید.