مهار بیابانزایی
زمان تحقق وعدهها برای معصومه ابتکار!


فکر کنم شهروندان تهرانی به یاد داشته باشند که محوریترین شعار انتخاباتی دکتر معصومه ابتکار، پیش از ورود به ساختمان شورای شهر پایتخت این بود: هرگز نخواهم گذاشت تا از قلب پارک ملّی خجیر جاده عبور کند!
اینک پس از بلاهایی که بر سر این پارک ارزشمند آمده و میآید، فکر کنم مناسبترین زمان ممکن است تا ابتکار نشان دهد که تا چه اندازه با دیگرانی که فقط شعار دادند و رفتند، تفاوت دارد.
نظر شما چیست؟
در همین ارتباط:
– فراخوان دیدهبان محیط زیست ایران برای کمک به حفظ پارک ملّی خجیر




ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار
آقای درویش عزیز.. صبح به خیر دوست قدیمی..
سایت شما عوض شده!!! اون آدرسی که من در وب لاگم داشتم ایراد داشت… درهرحال خوشحال شدم شما را پیدا کردم و میتوانم از خواندن نوشته های تاثیر گذارتان لذت ببرم.
روز خوبی داشته باشید
مرگ پایان کبوتر نیست. ولی فکر کنم ایه دفعه مرگ پایان کبوتر باشد. چون بعد از تخریب چگونه می توان دوباره پارکی ملی !!!!! چون خجیر داشت. خانم ابتکار چگونه می خواهند جلوی این کار را بگیرند؟؟؟
آقای مجدیان عزیز
کمینه انتظار این است که خانم ابتکار به وظایف نمایندگی خویش در شورای شهر تهران عمل کنند و با متخلفین و مخربین پارک ملی برخورد قانونی کنند. دست کم می توانند به صورت رسمی مخالفت آشکار خود را اعلام دارند.
قابل توجه مدیران سازمان حفاظت محیط زیست
کلاس آشنایی با مفهوم مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست
………….. قصد دارم این کلاس را بصورت داوطلبانه برای مدیران سازمان بگذارم . لطفاَ این نامه را در وبلاگ من بخوانید و اطلاع رسانی لازم در این خصوص را برای اطلاع مدیران سازمان انجام دهید. ممنون
جناب درویش…خسته نباشید…
چند روزی نبودیم!انتظار چنین خبر بدی رو نداشتم…
در هفته ای که گذشت به همراه بچه ها به باغ گیاه شناسی در موسسه سر زدیم…جای خیلی خوبی بود…
ولی من هم با نظر آقای مجدیان موافقم…البته عکس العمل ممکنه مفید باشه ولی… !
نمی دونم…حرفهای خانم جمشیدی رو آدم می خونه یه جوری میشه… :(((
جناب درویش عزیز
اگر اینجا هم باز پای سیاستپیش نیاید و موضوع را سیاسی نکنند. وگرنه باز هم قصه تلخ پست و مقام……..
مرد خاکی عزیز
اول اینکه چرا اینقدر بی سرو صدا اومدی و رفتی؟!
دوم اینکه در باره قسمت دوم حرفهایت چیزی نفهمیدم!! یعنی تو اگر جای خانم ابتکار بودی سکوت می کردی؟!!!
اخه برای چی نگرانید ! دستتون به جایی نمیرسه ! یه عده دارن شب و روز تلاش میکنن که مملکت رو نابود کنن و سرمایه هاشو بالا بکشن ! از دست شما ها کاری بر نمیاد ! اگه سری تو سرا داشتین و الوده اونها نشدین شاید بتونین کاری بکنین ! این کشور احتیاج به فرهنگ سازی شدید داره ! وقتی شما توی پیکنیک و گردش ته مونده غذا رو میریزی توی جوی اب پس چه جوری انتظار داری مملکت شکوفا بشه !!!! از کارهای کوچیک باید شروع کنید ! تو مدرسه پوستر پخش کنید و به بچه ها یاد بدید چی خوبه چی بده ! برید دم خونه ها به مادر ها فرمهای اموزشی بدید !! اگه دیدین یکی شاخه درختی رو شکست برید بزنید توی گوشش ! ما ایرانیها عادت داریم بشینیم تو خونه و فلسفه بافی کنیم که چنین و چنان ! استین رو بالا بزنید و یه کار عملی بکنید ! الن همه میدونن چه خبره ! از الان به بعد به عمل احتیاج هست ! از محله خودتون شروع کنید ! بهشون یاد بدید که تو زمین کشاورزی خونه نسازن .یاد بدید وقتی رفتن جنگل فقط لذتشو ببرن ! چیزی از اونجا کم نکنن چیزی هم اضافه نکنن ! تو کله ادمهای احمق فرو کنید که رو درخت برای هم پیغام نذارن ! اخه ما کی میخوام ادم بشیم ! اگه مدام بگیم اینو داشتیم ازمون گرفتن یا اون رو نابود کردن که چیزی درست نمیشه ! از حرفهام ناراحت نشین من یکی از طرفداران طبیعت هستم ! خارج از ایران دانشجوی دکترا هستم ! اگه بتونم کمکی از اینجا بکنم خوشحال میشم ! اهل بلاگ زدن نیستم ! ولی حاضرم همکاری کنم ! مثلا تو زمینه ترجمه اگه خواستین !
جناب ببهپور گرامی:
نخست باید از شما که اینگونه با شور و خشم و تعصب نسبت به ویرانی طبیعت ابراز نگرانی می کنید، تشکر کنم.
اما … و اما برادر جان (البته اگر زن هستید، مرا ببخشید):
نوشته اید که: «اگه دیدین یکی شاخه درختی رو شکست برید بزنید توی گوشش !»
و یا در جای دیگر می نویسید: «تو کله آدمهای احمق فرو کنید که رو درخت برای هم پیغام نذارن ! اخه ما کی میخوام ادم بشیم ! »
هموطن عزیز من:
باور کن حرف شما حرف درستی است، ما نیاز به کار فرهنگی گسترده داریم و باید از پایه شروع کنیم. مصداق درستی نظرتان هم متأسفانه و متأسفانه (امیدوارم شما هم از من دلگیر نشوید) خودتان هستید. شما که در حال گذراندن مدارج عالی دانشگاهی در همین حوزه محیط زیست و جغرافیا هستید و آنگاه اینگونه خشن و غیر بهداشتی در باره برخورد با متخلف سخن می گویید!! شما فکر می کنید که زدیم تو گوش طرف، طبیعت وطن سبز باقی می مونه؟!!
وقتی شما به عنوان یک دانشگاهی خارج نشین اینگونه می اندیشید و اینگونه بر طبل نفرت و خشونت و کینه می کوبید، دیگر چه انتظاری باید از مردم کوچه و بازار داشت؟!
بله باید از کودکستان و دبستان شروع کرد و به فرزندان پاک نهاد این سرزمین آموخت که همانگونه به طبیعت و سبزینه و علم بیاندیشند که به دوستی و مهر و عشق و رفاقت و عدالت می اندیشند و حرمت می نهند.
در ضمن، خوشحال خواهم شد تا مطالب زیست محیطی روزنامه های گاردین ، نیویورک تایمز و لس آنجلس تایمز را هر از چندگاه برایمان ترجمه کنید. حتماً به نام خودتان در همین تارنما منتشر خواهم کرد.
درود بر شما و موفق باشید.
سلام . امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشید . واقعا متاسفم برای خجیر . این چه مصیبتیست که دچار شده ایم ؟
جناب درویش…
در جوابتون باید بگم سر و صدا زیاد خوب نیست!آلودگی صوتی چیز خوبی نیست اونم تو بیابان که سکوتش لذت بخشه!
:))
حرفهای من زیاد مفهوم نبود!درست میگید!نه!من جای خانم ابتکار نیستم!سکوت هم نمی کردم!ولی می دونید که اکثر سیاستمداران همونطور که جناب مجدیان اشاره کردند به خاطر منافعشان در بعضی موارد سکوت می کنند و منتظر فرصت مناسبی هستند تا آن را به شکل دیگری بیان کنند!
خانم ابتکار فعلا که ما هیچی نگفتیم سکوت کرده اند!در تارنمایشان از ماه رجب و کفش کتانی حرف زده اند ولی اصل کاری رو فراموش کرده اند!مشغله های سیاسی به واقع یا به ظاهر جایی برای دگر مقوله ها نمی ذاره!
موفق و پیروز باشید
امیدوارم هر چه زودتر به این سکوت پایان دهند.