3 شاخص اصلی ناپایداری در کشور!

دکتر حسن لقایی – که بیش از 35 سال سابقهی تدریس در حوزه محیط زیست را دارد – در سخنان کوتاهی در نشست مجمع تشخیص مصلحت نظام – که در پست پیشین به آن اشاره شد – گفت: به جای سخن گفتن و بررسی شاخصهای پایداری، بهتر است به شناخت و مهار شاخصهای ناپایداری کشور پرداخت که تقریباً در تمامی حوزهها جواب میدهد!
با گفتن این سخن، همهی حاضران ناخودآگاه سکوت کردند، به ویژه آنکه لقایی تأکید کرد، وی پس از سالها مطالعه و تحقیق توانسته است 10 شاخص اصلی ناپایدری در کشور را شناسایی کند!
به هر حال، دکتر لقایی ادامه داد: من فقط به سه شاخص عمده از بین 10 شاخص اصلی اشاره میکنم:
1- عدم اعتقاد به نوشتن و ارایه برنامه در مدیریت کشور؛
2- عدم اعتقاد به پیروی از برنامه؛
3- عدم اعتقاد به پایش برنامه.
با گفتن این سه عامل، بسیاری از حاضران، از جمله معصومه ابتکار نتوانستند خندهی خود را مخفی کنند!
لقایی البته این را هم اضافه کرد که ما در حال حاضر 1060 شهر و بیش از 2 هزار دهیاری داریم که الگوی اصلی توسعهی آنها «تخریب» است!
حال اینکه باید به سخنان لقایی خندید یا گریست؟ قضاوت با شما!





استاد گاهی اوقات خنده از روی تلخی هست . خنده ها زمانی از روی فلاکت است چون دیگر توانی برای گریستن نیست
درود
به گمانم باید گریست ،البته ما ایرانیها بسیار اهل توجیه و ریا هستیم.و اسم خوشگل هم براش میگذاریم تا کاملن شاعرانه شود و خواب کننده.به جای خنده گریه میکنیم به جای گریه میخندیم .
بنده ارادت دارم خدمت خاتمی .ولی استادی میگفت هرچه به خاتمی میگفتیم می خندید،و سرانجام یکی گفت آخر اینجا چه جای خنده است سید خندان
با سلام
چه کسی جوابگوو چه کسی فریاد رس است ؟؟؟؟
با ید گریه کرد .باید به حال ان خوش خنده ها گریست .
گویا ما به دنبال حرفهایی هستیم که نه خودمان و نه شنونده می فهمد چه گفتیم و چه شنید و اخر سر هم بگوییم فلانی باسواد بود .اری باید گریست.
در شرایطی نوشتن و اجرای برنامه ها معنا پیدا میکند که ظاهر و باطن مان یکی باشد. اما وقتی که عادت کلی بر ذکر برنامه های فرمالیته از سویی و پیگری اهداف شخصی ناگفته از سوی دیگر باشد، اجرا نشدن برنامه ها تعجبی ندارد. چون از اساس برای اجرا شدن نوشته نمیشوند. نوشته میشوند چون مد است! نوشته میشوند چون من نوعی برای مطرح کردن خودم باید برنامه بدهم! نوشته میشوند برای تظاهر و پر کردن دهان دیگران! زمانی که در خرد و کلان حرف و عمل مان یکی نیست، ظاهرمان با باطن مان زمین تا آسمان فرق میکند، انتظار نداشته باشید برنامه های مکتوب بیانگر اهداف واقعی مان باشند.