مهار بیابان‌زایی

بیابان‌زایی که شاخ و دم ندارد!

وضعیت تهران در یک نگاه! (با سپاس از دکتر پیراسته)

     اخیراً گزارشی را خواندم که ظاهراً به مدد کمیته‌ی محیط زیست شورای شهر تهران، تهیه شده بود. در آن گزارش دو نمودار وجود دارد که گمان برم به اندازه‌ی کافی کوتاه امّا گویا باشند. نمودارهایی که نشان می‌دهد در چیدمان شناسه‌های رفاه و توسعه در کلان‌شهر تهران تا چه اندازه عدالت‌گریزانه و نابخردانه عمل کرده‌ایم.
    در حقیقت نگاهی اجمالی به سیمای آمایشی کنونی سرزمین در تهران و نحوه‌ی کاربری اراضی آن نشان می‌دهد که رابطه‌ی مدیریتی حکومت با تهران، بی شباهت به رابطه‌ی آن مادر و پدر احساساتی با کوچک‌ترین فرزندشان نبوده است! پدر و مادری که برای اثبات علاقه‌ی تام و تمام به فرزند، هر آنچه طلبیده در اختیارش نهاده و هرگز به وی اجازه ندادند تا در تنور زندگی آبدیده شده و به استقلال واقعی برسد. در نتیجه اینک با یک فرزند لوس و بدون اعتماد به نفس روبرو هستند که فقط دردسر می‌آفریند و از عهده‌ی کارهای شخصی‌اش هم برنمی‌آید، چه رسد به رفع مشکل دیگر همنوعانش! تازه در معرض ناخشنودی و خشم دیگر برادران و خواهرانش نیز قرار دارد!
    مثال تهران هم مثال همان فرزند لوس است که حالا روی دست حکومت مانده است! کلان‌شهری که فقط 1.2 درصد از خاک ایران را شامل می‌شود، امّا بیش از 20 درصد جمعیت، 35 درصد صنعت، 40 درصد کارمندان دولت، 80 درصد توان مالی مملکت، 85 درصد متخصصان کشور و سرانجام بخش قابل توجهی از اندوخته‌های آبی ایران‌زمین را به انحصار خود درآورده است!
    شهری که مردمانش اغلب در آرزوی دیدن آسمانی آبی، حسرت می‌کشند، کشاورزان حاشیه نشینش هر روز مجبور به پس رفت هستند، منابع آبی زیرزمینی‌اش پیوسته در حال کاهش است و مردمان نگون‌بختش سهم قابل توجهی از زندگی‌شان را در پارکینگ بزرگی به نام تهران به صرف دود و بوق هدر می‌دهند!

راستی چرا باید در هر هکتار از خاک تهران شاهد حضور 270 واحد کارگاهی باشیم، اما در برخی استان‌های کشور مانند سیستان و بلوچستان، این مقدار کمتر از 2 واحد در هکتار باشد؟!

     و این فرجام ناخوشایند عدم اعتنا به ملاحظات زیست‌پایدار و هنجارهای وابسته به دانش ردپای بوم‌شناختی (اکولوژیک) است که امروز گریبان شهروندان تهرانی را گرفته و پیوسته بر ضریب فشارش می‌افزاید.
    اگر تهران آرام آرام فرو می‌رود؛ اگر پردیس‌ها و تاکستان‌های زیبایش در شهریار و ورامین و کرج در حال خشک‌شدن هستند؛ اگر تعداد روزهای غبارآلودش در حال افزایش است؛ اگر هوای تهران در  260 روز از سال در شرایط پایدار و خطرناک قرار می‌گیرد؛ اگر کلاغ‌ها هم از شهر فرار کرده و صدای پرنده‌ها را مدتهاست که کودکان شهر دیگر نه می‌شناسند و نه باور دارند و اگر سازمان بهشت زهرا اعلام می‌کند که همه ساله از تعداد تهرانی‌هایی که به مرگ طبیعی می‌میرند، کاسته شده و می‌شود؛ نباید دنبال دلیل و نشانه‌ی دیگری برای اثبات وخامت جریان بیابان‌‌زایی در پایتخت جمهوری اسلامی ایران بگردیم. بیابان‌زایی حی و حاضر و بدون شاخ و دم دارد جولان می‌دهد و به ریش مدیریت حاکم بر قلب تپنده‌ی ایران می‌خندد!
    امید که سکان‌دار آینده‌ی قوه‌ی مجریه‌ی کشور بتواند اندکی از نیشخند بیابان‌زایی در تهران بکاهد.

   در همین باره:

   – تهران همچنان فرو می‌رود در غفلت من و تو!

   – «فرونشست زمین» به پایتخت نزدیک می‌شود!

   – قطاع معنادار پراکنش ناپایداری محیطی در ایران

   – از مستی «میش‌ها» تا مستی «موش‌ها»!

   – هشدارهای معصومه ابتکار را جدی بگیریم!

   – بیش از ۲ میلیون خودروی اضافی در تهران تردد می‌کند!

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا