رنجی که میکشند و عشقی که میورزند


زن از نخست بود رکن خانهی هستی ؛ که ساخت خانهی بی پای بست و بی بنیان؟
پروین اعتصامی
سیامک معطری عزیز در دور روزگارانش – که این روزها چرخشش تندتر و وزنش بیشتر هم شده است – تصویری گویا از همهی آن چیزی که میخواستم در بارهی «مادر» و «زن» بنویسم، منتشر کرده است …
مادران، شاید یگانه موجوداتی باشند که محبتی ناب و افلاطونی و بی کوچکترین چشمداشتی را به جهان میافزایند؛ به جهانی که هر روز بیشتر از روز قبل طعم تلخ جنایت، کینهورزی، آزمندی و خیانت را میچشد …
امید که تا زنده هستند، قدر حضورشان را در کنار خویش بدانیم و یادمان باشد هیچ چیز برای مادر بیشتر از این نمیارزد که بعضی وقتها … فقط بعضی وقتها، بستنی شکلاتیمان را در کنارش بخوریم و طرح لبخندی حاکی از قدرشناسی نثارش کنیم.
کاش این آموزهی کوچک را تا دیرنشده بیاموزیم …
کلام آخر آن که
استیونسون میگوید: «وسعت شخصیت یک مرد به اندازه گنجایش قلب او است.»
میگویم امّا: «گنجایش قلب یک مرد را، از کیفیت منزلگاهی میتوان دریافت که او برای این رکن خانه هستی درقلبش تدارک دیده است.»
پیوست



